🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
24.4K subscribers
34.4K photos
17.7K videos
130 files
7.83K links
این کانال توسط جمعی از نسل وبلاگنویسان عدالتخواه و انقلابی در سالهای دهه هشتاد اداره می شود

تبلیغات: @kabradabra
نظرات زیر پستها آزاد است و این کانال مسولیتی در قبال آنها ندارد.

ادمین: یوسفعلی میرمطمئن
Download Telegram
تنگه را رها نکنید
و تفاهم امضا شد، تفاهمی که مدتهاست اکثریت بازیگران (جز معدودی و بخش زیادی از مردم) پذیرفته بودند. تلاش منتقدان البته باعث شد که برخلاف برجام "مردم خسته اند"، "خودشان رای دادند" و ... از تاریخ حذف شود. اما یک تفاوت دیگر هم با برجام هست: هیچکس چه موافق چه مخالف (به جز معدودی عشاق) امیدی به اجرا شدنش ندارد.
این یک تفاهم اجرا نشدنی است، در بند اول آن پایان جنگ در لبنان آمده. یعنی اسرائیل که با چند قطعنامه سازمان ملل هم نایستاده، توافق پارسالش را چند هزار بار نقض کرده، امروز 20% لبنان را سیطره کرده، توافق غزه را هر ساعت نقض کرده، همین الان خاک سوریه جولانی را اشغال کرده به خاطر یک خط ما عقب برود؟! تفاهم از همان بند اول شوخی است و اگر اجرا بشود باید تعجب کرد و مژدگانی، که گربه زاهد شد.
ولی باید منصف بود، این متن پر از امتیازات وعده آمریکاست، بیسابقه و چند برابر برجام. به قول جناب مشاور همینکه آمریکا روی کاغذ بنویسد نیروهایش را دور میکند یک پیروزی است حتی اگر اجرا نکند! یعنی خودمان هم میدانیم ولی عشق است. کمد ما پر از کاپ اخلاق و کاغذهای زیباست. کنار عکس شهدا و کودکان و رهبر.
اگر کسی وعده های رفع تحریم و صندوق و پول را باور دارد که احتمالا به تازگی وارد کشور شده، وگرنه این متن عملا یک معامله دارد: تنگه برابر محاصره و لبنان. ترامپ با موفقیت در آتش بس و دور از تنش جنگ، سلاح محاصره را ایجاد کرد. امروز رییس مذاکرات با افتخار میگوید توانستیم بدون جنگ بزرگ با مذاکره (عملا تنگه) محاصره را برداریم.
محاصره موفق بود همانطور که 60 روز تلاش دو قدرت اتمی برای بازکردن تنگه ناموفق. بستن تنگه موفق بود همانطور که موازنه مان برای پترو فولاد ناموفق. جنگ همین است، افتخار ماست که مقابل دشمنی قدار، قوی، باهوش و توانمند بایستیم. ما بزرگترین قدرت جهان را متوقف کردیم پس ما هم ابرقدرتیم. اما این به معنای نداشتن ناکامی و خطا و ضعف نیست.
آتش بس گزینه های نظامی را محدود کرد، خصوصا آزمون و خطا مقابل محاصره. این روزها از فرزند تا مشاور آتش بس را نقد میکنند و گردن گرفتنش سخت شده اما آن روز میگفتند چیزی نشده، دو هفته است. اگر شروط دهگانه (آن روزها شعام خود رهبری بود) محقق نشد به جنگ برمیگردیم. دو ماه میگذرد و حتی با خود جنگ و شهید و کشته هم برنگشتیم! یکبار تا لبه عملیات نظامی برای محاصره رفتیم و رای نیاورد. چون واقعیت اینست که تصمیم جنگ بسیار سخت و پرهزینه است. امروز هم مذاکره کنندگان میگویند چیزی نشده، اگر آمریکا و اسرائیل تفاهم را اجرا نکنند تنگه را میبندیم!
جان مطلب اینکه تنگه چندان بازگشت پذیر نیست. ما 40 سال تنگه را داشتیم اما روزی بستیم که رهبر کشور توسط آمریکا و اسرائیل ترور شد. روز قیامت جمهوری اسلامی. ما تنگه بند نبودیم، چطور فردا باشیم؟
کاغذ را رها کنید به سوابق نگاه کنید، کشوری که پارسال تمام پایگاه های اتمیش را بمباران کردند اما حتی از ن.پ.ت هم خارج نشد، کشوری که با خیانت آشکار گروسی و پس از تهدید شهید لاریجانی، با گز و پسته از او پذیرایی کرد و امتیاز برجامی قاهره داد، کشوری که زیر سایه جنگ بعد از 12 سال ناگهان پالرمو و سی اف تی را تصویب کرد، کشوری که رییس جمهورش گفت "خو اومد زد! بسازیم هم دوباره میزنه." "مذاکره نکنیم چه کنیم؟!" و استقلال را معادل دعوا گذاشت، قابل پیش بینی نیست؟
فراموش نکنید رییس شعام ایران هفته اول همین جنگ عذرخواهی کرد، دو ماه بعد از کشتن رهبر کشور گفت "تا آخر دعوا کنیم؟!" و "انتقام فقط جنگیدن نیست"، فراموش نکنید ما شهادت 4 نفر در خلیج فارس را پنهان کردیم تا سفر مخفیانه قطر آسیب نبیند، آتش بس نقض شد و آن را "حمله به زمین سوخته" معرفی کردیم و همه درحالیکه هیچ تفاهمی نبود! صد روز کشور صحن مجلس ندارد ولی رییس مجلس پس از تفاهم به اتاق بازرگانی رفت. فردا از امروز پیداست.
حالا تصور میکنید با آمدن آب باریکه ای از پولهای بلوکه شده، آرامش نسبی بازار، تمام شدن فشار خیابان، ادراک تورم 90 درصدی جراحی، رسیدن کاستی های جنگ، تحریک زخمهای تازه، هنوز بستن تنگه یک گزینه آسان است؟! شهید رییسی هم دستش میلرزد.
ما بعد از 50 روز تحمل آتش بسی که هر هفته اش جنگ بود و اسرائیل از فرط نقض به ضاحیه رسید فقط یکبار اقدام کردیم و سریعا متهم به جنگ افروزی شدیم! همین الان میگویند نتانیاهو و منتقدان مانع توافق اند. تجربه برجام که هیچ.
بستن تنگه گزینه بازگشت پذیر آسانی نیست و آمریکا هم میداند. ترامپ مجبور شد برابر تنگه امتیاز بدهد، چون موثر بود. گرچه با اغراق از پایان ذخایر نفت در چهار هفته گفت اما درد اقتصادی واقعی است. این اولین بار در تاریخ است که توانستیم چنین فشاری بیاوریم و چه بسا آخرین بار. کسی به تماشای استفاده مجدد از این برگه نمی نشیند. اعتراف کردند که فکرش را نکرده بودند، پس دفعه آینده فکرش را میکنند، همانطور که ما برای محاصره.
+
👍9🤬2
سانسور یکی از شروط رهبری و مردم توسط پزشکیان!

پیام رهبر انقلاب: تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، ایشان همچنین تصریح کرده‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. 

پیام پزشکیان:  اینجانب خود را متعهد به توجه حداکثری نسبت به دغدغه‌های معظم‌له و حراست از حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت می‌دانیم.
بی‌تردید خط قرمز مسئولین منافع ملی و پاسداشت عزت، شرافت و اقتدار ملت رشید ایران است
از مقایسه دو پیام مشخص می شود که از همین ابتدا پزشکیان بجای تحقق شروط به دنبال توجه حداکثری به آنهاست و از کنار زیاده خواهی آمریکا هم با سکوت عبور کرده است.

@makshufat
🤬122
🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
تنگه را رها نکنید و تفاهم امضا شد، تفاهمی که مدتهاست اکثریت بازیگران (جز معدودی و بخش زیادی از مردم) پذیرفته بودند. تلاش منتقدان البته باعث شد که برخلاف برجام "مردم خسته اند"، "خودشان رای دادند" و ... از تاریخ حذف شود. اما یک تفاوت دیگر هم با برجام هست: هیچکس…
نه، بازگشایی تنگه یک امتیاز ارزان نیست، نگویید تنگه ای که قبلا باز بوده را میدهیم. رسیدن به چنین نقطه ای نیازمند 100 روز بستن تنگه با جنگی حداقل 40 روزه با هزاران شهید و میناب و لامرد و فرمانده و مسئول و رهبر است. تازه در شرایطی که آماده ترند و محاصره هم برابر تنگه هم اضافه شده است. پس کاملا منطقی است که بستن تنگه تنها یکبار به این شکل قابل استفاده باشد و آنچنان دردآور که فقط با تهدیدش سالها جنگ را دور کند.
واقعیت این است که اگر تنگه نبود آمریکا با همان آتش بس رفته بود و جشن پیروزی میگرفت. آنچه زمین گیرشان کرد دست اندازی ایران به اقتصاد جهان بود. و آنچه تنگه را بعد از آتش بس دوباره بست فشار خیابان بود. توییت بازگشایی وزیز ما هنوز موجود است.
خطای محاسباتی مذاکره کنندگان و منتقدان فراموشی اهمیت "بازگشایی" تنگه زیر سایه مدیریت تنگه است. قطعا برای آمریکا جریان نفت بسیار بسیار مهمتر از عوارض ماست. او همه این امتیازات را میدهد که نفس بکشد. نباید مهمترین برگه تکرار نشدنی و سخت-برگشت را به راحتی در مرحله اول بدهیم.
آنچه از متن پیداست تلاش آمریکا برای بازکردن تنگه به هر شکل و فرار از باتلاق است. اینکه پس از آن میتواند ما را شصت روز، شصت روز زیر تهدید جنگ نگه دارد درحالیکه قول داده ایم هسته ای را بمباران شده نگه داریم و بمب هم نسازیم یک هدیه مازاد است. فشار اقتصادی او برداشته میشود، اما اقتصاد ایران به راحتی چند دکمه نوسان میکند تا شبه کودتای دی دیگری خیابان را منفجر کند. حتما در این مدت بخش کوچکی از مسیر فروش نفت آزاد میشود (کمک به کاهش قیمت نفت) تا رفتار ایران مهار شود. و تنها ابزار مقابله ما تنگه است.
ما اصلا شکست نخوردیم، ما همان هفته اول که زنده ماندیم پیروز شدیم. فراموش نکنیم مقابل چه کسانی ایستادیم؛ بزرگترین قدرت نظامی تاریخ و وحشی ترین حرامزاده اش. آن هم با سری جدا، قلبی پاره، تنی زخمی و انبوهی وطن فروش خائن. ما کار بزرگی کردیم، ما بزرگی کردیم. ترامپ یک چوب خشک به ما بدهد شکست خورده است، در این شک نکنید. هرچند لیاقتش تکه تکه شدن است. آن خشم مقدس سایه نیندازد. مصاحبه تاریخی تسلیم آمیز او را ببینید. ما گلوی او را چنین گرفتیم.
اگر این پیروزی را بیشتر میخواهیم، تنگه نباید به آسانی باز شود. خوشبختانه متن این فرصت را میدهد که تاخیر کنیم. خوشبختانه اسرائیل فرصت و تحمل تحقیر ندارد. تصمیم ماست که تا بازگشت آخرین آواره شروع هم نکنیم. تا گرفتن ده دلاری پول بلوکه شده شروع هم نکنیم. هیچ عجله ای در مین زدایی نداشته باشیم. هر بدعهدی و تهدیدی را بهانه تاخیر کنیم. هر تراکنش ناموفق را یک کشتی انتظار کنیم.
آمریکا در لحظه شکست عملیات از ایرانِ زنده مانده حداقل سه نگرانی داشت: انتقام اقتصادی هرمز، انتقام هسته ای بمب، انتقام شخصی مقام اول دینی سیاسی. این متن هر سه را در ابتدا مرتفع میکند. تنگه را برابر محاصره و جنگ میگشاید، با وجود تحمل تمام هزینه ها و ترور رهبر تعهد صریح داده که بمب نسازد و فریز هم بماند، درحالیکه آمریکا تجاوز کرده ایران هم تعهد داده تعدی نکند. کم نیست، پس باید تک تک وعده ها را نقد کرد و تنها ابزار ما تنگه است.

البته این تفاهم خروجی بازیگران مختلف است، با حسن نیت زحمت کشیده شده. نظامی ها دنبال فرصت بازسازی، اقتصادی ها دنبال فروش نفت و مدیران دنبال پایان جنگ. ولی قطعا یک جریان ظریف هم دنبال آنند که حتی پس از تجاوز "از این فاجعه به‌عنوان فرصتی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت استفاده کنند." چارچوب تفاهم به شدت طبق مقاله ظریف پیش رفت؛ آتش بس، ایران تنگه را باز و آمریکا اجازه فروش نفت بدهد، بعد صلح جامع که رقیق سازی برابر تحریم هاست و کنسرسیوم و تامین مالی خسارت و در نهایت پیمان عدم تجاوز.کافی بوده طرف غربی آن مقاله انگلیسی را خوانده باشد. مهمترین بند برای جریان تسلیم طلب در ایران همان بند اول است. جریان متوهمی که ظاهرا وزن موثری در سیاست ایران دارند (نشان از بی ایدگی یا بیصدایی مخالفان). این هم دلیل دیگری بر دشواری بازگشت پذیری تنگه است.
پس فقط یک خروجی میماند: نباید تنگه را رها کرد.
هر یک روزی که تنگه دیرتر و سخت تر باز شود، یک هفته جنگ بعدی را عقب می اندازد.
هر یک کشتی ژاپنی که کمتر رد شود، یک ساعت بحث بیشتر در اتاق جنگ آمریکاست.
هر گلویی که خودی را عامل را به هم زدن توافق معرفی کند آمریکایی است.
خوشبختانه با کاهش هوش شدید طرف آمریکایی متن پیچیدگی چندانی ندارد. همان طور که خیابان یکبار تنگه را نگه داشت، بار دیگر هم میتواند. تنگه احد ما هرمز است، کسی حق ناامیدی و نشستن ندارد. خونها به دست ماست. راه زیادی برای احیای بازدارندگی و عادیسازی زندگی داریم. ما پیروزیم اما روزی میتوانیم جشن بگیریم که رهبر کشور در حسینیه اش سخنرانی پایان جنگ بگذارد.

🖌️سلمان معمار

@makshufat
👍221🤬1