🔻 نه به جنگ و سخن از جنوب مضحک و بی معنی و مقدمه اشغال است
🔹 بهنظر میرسد این روزها جنگ فقط در میدان نظامی جریان ندارد؛ جنگ روایتها نیز به همان اندازه جدی و اثرگذار شده است. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تکرار یک الگوی واحد در بیان ماجراست؛ از برخی مسئولان و چهرههای سیاسی گرفته تا تعدادی از اینفلوئنسرها و فعالان رسانهای، همگی از ادبیاتی مشابه استفاده میکنند؛ ادبیاتی که میتواند بر نحوه درک افکار عمومی از واقعیت اثر بگذارد.
🔸 بهجای اینکه صریح گفته شود «به ایران حمله شده است»، مدام از عبارت «حمله به جنوب ایران» استفاده میشود. شاید این تفاوت در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما در جنگ روایتها، انتخاب واژهها هرگز بیاهمیت نیست. محدود کردن ماجرا به «جنوب ایران» این تصور را ایجاد میکند که گویی مسئله فقط یک منطقه است، نه تمامیت ارضی کشور؛ در حالی که ایران یک کل واحد است و جنوب، شمال، شرق و غرب آن از یکدیگر جدا نیستند. حمله به هر نقطه از کشور، حمله به ایران است.
🔹 همزمان، ویدئوها و محتواهایی منتشر میشود که در آن وقتی از مردم پرسیده میشود «آیا جنگ شده؟»، پاسخ میدهند: «نه، فقط جنوب را میزنند.» همین نوع بیان، خواسته یا ناخواسته، جنوب را در ذهن مخاطب به مسئلهای جدا از ایران تبدیل میکند.
🔸 در کنار آن، بارها این روایت تکرار شده که «جنوب تنها مانده» یا «ایران نسبت به جنوب بیتفاوت است»، در حالی که اگر مجموعه رخدادها را کنار هم قرار دهیم، این تصویر با تمام واقعیتهای موجود همخوانی ندارد.
🔹 از سوی دیگر، برخی چهرههای نزدیک به جریان سلطنتطلب که از ابتدا از حملات حمایت کردند یا آنها را توجیهپذیر دانستند، ناگهان از جنوب میگویند!
🔸 همزمان، شماری از اینفلوئنسرهایی که پیشتر سکوت کرده بودند، تنها بر «کمک به جنوب» یا «رسیدگی به جنوب» تمرکز کردند، بدون اینکه از اصل حمله به ایران یا مسئولیت آغازگر آن سخنی بگویند. این همزمانی و شباهت در روایت، برای بسیاری پرسشبرانگیز است.
🔹 در علوم ارتباطات، مفهومی به نام «قاببندی» یا framing وجود دارد که نشان میدهد نحوه ارائه یک رویداد، میتواند برداشت مخاطب از آن را شکل دهد. تکرار یک عبارت، برجسته کردن یک منطقه خاص و حذف نام عامل حمله، همگی میتوانند افکار عمومی را در چارچوبی محدود قرار دهند. به همین دلیل، انتخاب واژهها را نباید ساده، خنثی یا صرفاً اتفاقی دانست.
🔸 از نگاه من، این نوع روایت میتواند زمینهساز یک جداسازی ذهنی باشد؛ اینکه ابتدا در افکار عمومی، جنوب از کلیت ایران جدا تصور شود و سپس پذیرش روایتهای بعدی آسانتر شود.
🔹 وقتی مدام گفته میشود «جنوب ایران» بهجای «ایران»، یا توصیه میشود مردم جنوب منطقه را ترک کنند، این پرسش جدی به وجود میآید که این ادبیات در حال ساختن چه تصویری در ذهن مخاطب است.
🔸 در کنار همه اینها، تکرار شعار «نه به جنگ» بدون اشاره به آغازگر درگیری، میتواند مسئولیت را مبهم جلوه دهد و اصل ماجرا را کمرنگ کند. اگر هدف واقعاً محکوم کردن اقدام نظامی است، عبارت «نه به تجاوز به ایران» معنای دقیقتری دارد؛ چون هم عمل تجاوز را نام میبرد و هم طرفی را که هدف آن قرار گرفته، مشخص میکند.
🔹 اگر قرار باشد افکار عمومی روزی نسبت به تغییرات جغرافیایی یا سیاسی حساسیت کمتری نشان دهد، نخستین مرحله میتواند تغییر زبان و روایت باشد. بسیاری از تحولات بزرگ، پیش از آنکه روی زمین رخ دهند، ابتدا در ذهنها و از طریق واژهها آغاز میشوند. به همین دلیل، امروز باید بیش از هر زمان دیگری به زبان رسانهها، اظهارات مسئولان و واژههایی که بهطور مداوم تکرار میشوند توجه کرد.
🔸 در جنگ روایتها، گاهی یک کلمه میتواند بهاندازه یک عملیات رسانهای یا حتی نظامی بر افکار عمومی اثر بگذارد.
نفیسه ت
@makshufat
🔹 بهنظر میرسد این روزها جنگ فقط در میدان نظامی جریان ندارد؛ جنگ روایتها نیز به همان اندازه جدی و اثرگذار شده است. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تکرار یک الگوی واحد در بیان ماجراست؛ از برخی مسئولان و چهرههای سیاسی گرفته تا تعدادی از اینفلوئنسرها و فعالان رسانهای، همگی از ادبیاتی مشابه استفاده میکنند؛ ادبیاتی که میتواند بر نحوه درک افکار عمومی از واقعیت اثر بگذارد.
🔸 بهجای اینکه صریح گفته شود «به ایران حمله شده است»، مدام از عبارت «حمله به جنوب ایران» استفاده میشود. شاید این تفاوت در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما در جنگ روایتها، انتخاب واژهها هرگز بیاهمیت نیست. محدود کردن ماجرا به «جنوب ایران» این تصور را ایجاد میکند که گویی مسئله فقط یک منطقه است، نه تمامیت ارضی کشور؛ در حالی که ایران یک کل واحد است و جنوب، شمال، شرق و غرب آن از یکدیگر جدا نیستند. حمله به هر نقطه از کشور، حمله به ایران است.
🔹 همزمان، ویدئوها و محتواهایی منتشر میشود که در آن وقتی از مردم پرسیده میشود «آیا جنگ شده؟»، پاسخ میدهند: «نه، فقط جنوب را میزنند.» همین نوع بیان، خواسته یا ناخواسته، جنوب را در ذهن مخاطب به مسئلهای جدا از ایران تبدیل میکند.
🔸 در کنار آن، بارها این روایت تکرار شده که «جنوب تنها مانده» یا «ایران نسبت به جنوب بیتفاوت است»، در حالی که اگر مجموعه رخدادها را کنار هم قرار دهیم، این تصویر با تمام واقعیتهای موجود همخوانی ندارد.
🔹 از سوی دیگر، برخی چهرههای نزدیک به جریان سلطنتطلب که از ابتدا از حملات حمایت کردند یا آنها را توجیهپذیر دانستند، ناگهان از جنوب میگویند!
🔸 همزمان، شماری از اینفلوئنسرهایی که پیشتر سکوت کرده بودند، تنها بر «کمک به جنوب» یا «رسیدگی به جنوب» تمرکز کردند، بدون اینکه از اصل حمله به ایران یا مسئولیت آغازگر آن سخنی بگویند. این همزمانی و شباهت در روایت، برای بسیاری پرسشبرانگیز است.
🔹 در علوم ارتباطات، مفهومی به نام «قاببندی» یا framing وجود دارد که نشان میدهد نحوه ارائه یک رویداد، میتواند برداشت مخاطب از آن را شکل دهد. تکرار یک عبارت، برجسته کردن یک منطقه خاص و حذف نام عامل حمله، همگی میتوانند افکار عمومی را در چارچوبی محدود قرار دهند. به همین دلیل، انتخاب واژهها را نباید ساده، خنثی یا صرفاً اتفاقی دانست.
🔸 از نگاه من، این نوع روایت میتواند زمینهساز یک جداسازی ذهنی باشد؛ اینکه ابتدا در افکار عمومی، جنوب از کلیت ایران جدا تصور شود و سپس پذیرش روایتهای بعدی آسانتر شود.
🔹 وقتی مدام گفته میشود «جنوب ایران» بهجای «ایران»، یا توصیه میشود مردم جنوب منطقه را ترک کنند، این پرسش جدی به وجود میآید که این ادبیات در حال ساختن چه تصویری در ذهن مخاطب است.
🔸 در کنار همه اینها، تکرار شعار «نه به جنگ» بدون اشاره به آغازگر درگیری، میتواند مسئولیت را مبهم جلوه دهد و اصل ماجرا را کمرنگ کند. اگر هدف واقعاً محکوم کردن اقدام نظامی است، عبارت «نه به تجاوز به ایران» معنای دقیقتری دارد؛ چون هم عمل تجاوز را نام میبرد و هم طرفی را که هدف آن قرار گرفته، مشخص میکند.
🔹 اگر قرار باشد افکار عمومی روزی نسبت به تغییرات جغرافیایی یا سیاسی حساسیت کمتری نشان دهد، نخستین مرحله میتواند تغییر زبان و روایت باشد. بسیاری از تحولات بزرگ، پیش از آنکه روی زمین رخ دهند، ابتدا در ذهنها و از طریق واژهها آغاز میشوند. به همین دلیل، امروز باید بیش از هر زمان دیگری به زبان رسانهها، اظهارات مسئولان و واژههایی که بهطور مداوم تکرار میشوند توجه کرد.
🔸 در جنگ روایتها، گاهی یک کلمه میتواند بهاندازه یک عملیات رسانهای یا حتی نظامی بر افکار عمومی اثر بگذارد.
نفیسه ت
@makshufat
👍17❤1🤬1