This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظهوریان نماینده مشهد: بابک زنجانی یک رمز پول غیرمعتبر را به عنوان تسویه بدهی معرفی کرده است
🔸در پرونده بابک زنجانی، قوه قضاییه ادعا میکند که بدهی ایشان تسویه شده، اما بانک مرکزی میگوید تنها ۱۶ میلیون یورو از ۲ میلیارد یورو تسویه شده است.
🔸بانک مرکزی اعلام کرده که ایشان یک رمز پول غیرمعتبر را به عنوان تسویه بدهی معرفی کرده است، که وزارت اطلاعات نیز آن را تایید کرده است.
🔸در پرونده بابک زنجانی، قوه قضاییه ادعا میکند که بدهی ایشان تسویه شده، اما بانک مرکزی میگوید تنها ۱۶ میلیون یورو از ۲ میلیارد یورو تسویه شده است.
🔸بانک مرکزی اعلام کرده که ایشان یک رمز پول غیرمعتبر را به عنوان تسویه بدهی معرفی کرده است، که وزارت اطلاعات نیز آن را تایید کرده است.
👍89🤬15❤2
مافیا فلفل دوست ندارد
▫️ همینکه خبر گفتگوی رئیس جمهور شهید با پوتین درباره صادرات فلفل منتشر شد، رسانه های محفلی، سیاست تکراری تمسخر را پیش گرفتند، امری که کاملاً قابل پیش بینی بود.
🔶 راستش را بخواهید باید به محافل قدرت و ثروت حق داد، فلفل که خاویار نیست، هم تند است و هم تیز، قیمتی هم ندارد، سر سفره مردم عادی پاپتی هم وجود دارد. صادراتش هم در انحصار محافل نیست. پس چطور یک رئیس جمهور به خودش حق داده درباره صادرات آن با پوتین مذاکره کند؟ مگر قرار نیست رئیس جمهور منافع محافل قدرت و ثروت را در روابط بین الملل نمایندگی کند؟
🔷 بیایید سناریو را اندکی تغییر دهیم: «رئیس جمهور با پوتین درباره شکل دهی به نظم جدید جهانی به گفتگو پرداخت.» فکر می کنید واکنش محافل قدرت و ثروت چه خواهد بود؟ روشن است، باز همان سیاست تمسخر. رسانه های محفلی خواهند نوشت: «در حالی که مردم در فشار تحریم ها کمرشان خم شده است، رئیس جمهور مشغول خیال پردازی درباره نظم جدید جهانی است. به جای اینکه سراغ حل مسائل واقعی جامعه باشد، مذاکرات را به مکانی برای شعار دادن تبدیل کرده اند. مذاکرات، فرصتی برای بده و بستان است نه سخنرانی!»
🔶 بیایید سناریو را مقدار بیشتری تغییر دهیم: «عراقچی در طی مذاکرات غیرمستقیم با ویتکاف، برای صادرات فلفل به آمریکا به توافق رسیدند.»
حتما قبول دارید که این سناریو قدری پیچیده شده است. هم پای فلفل به میان آمده که محافل آن را دوست ندارند، هم پای آمریکا وسط است که محافل عاشق آن هستند.
🔷 از این رو اتاق های فکر محفلی بلافاصله تشکیل جلسه اضطراری می دهند که چه سیاستی باید اتخاذ کرد. بیایید گفتگوهای احتمالی این جلسه را مرور کنیم:
– به نظرم خبر توافق صادرات فلفل به آمریکا خبر مهمی است. باید کار شود. بهتر است تیتر فردا این باشد: سیاست تند و تیز.
– بله، کاملا درست است. هر چند که فلفل، هم تراز و هم شأن خاویار و پسته و نفت نیست، اما پای آمریکا در میان است، وقتی طرف مقابل آمریکا باشد، فلفل هم که باشد، اهمیت پیدا می کند.
– احسنت! وقتی با کدخدا طرف هستیم، فلفل از خاویار هم مهمتر می شود. «سیاست تند و تیز» تیتر خوبی است، می توان از تیتر «یک آغاز تند و تیز» هم استفاده کرد.
– اما من با تیتر تند و تیز موافق نیستم. مقداری تندروی و رادیکالیسم دارد. ای کاش موافقت بر سر صادرات پسته بود. آن وقت تیتر می زدیم «سیاست خندان»، خیلی حیف شد. پیشنهاد می کنم از تیترهایی مثل «این فلفل شیرین است» استفاده کنیم.
– «چقدر» را جا انداختی: «این فلفل چقدر شیرین است»
– درسته که این فلفل واقعاً شیرین ترین فلفل دنیاست، اما نباید خودمان را زیاد ذوق زده نشان دهیم.
– پس همه موافق اند که تیتر فردا این باشد «این فلفل، شیرین است»
🔶 واقعیت آن است که محافل قدرت و ثروت نه فقط فلفل، که انجیر استهبان و لیموی خرماکلا را هم دوست ندارند، اساساً با هر فرصت و ظرفیت واقعی که پای مردم را به سیاست و اقتصاد باز کند، و رشد و رونق و شکوفایی را نه برای محافل که برای مردم به دنبال داشته باشد، دشمن هستند و آن را به سخره می گیرند. دلیل آن هم روشن است: اگر این فرصت های واقعی جدی گرفته شوند، دیگر نمی توان تحریم ها را بهانه کرد، دیگر نمی توان با سراب سرمایه گذاری چندهزار میلیاردی آمریکا، مردم را فریب داد و مهمتر از همه آنکه بساط غارت گری و چپاولی که محافل قدرت و ثروت بر پا کرده اند را بر خواهد چید.
✍ محمدرضا طاهری
▫️ همینکه خبر گفتگوی رئیس جمهور شهید با پوتین درباره صادرات فلفل منتشر شد، رسانه های محفلی، سیاست تکراری تمسخر را پیش گرفتند، امری که کاملاً قابل پیش بینی بود.
🔶 راستش را بخواهید باید به محافل قدرت و ثروت حق داد، فلفل که خاویار نیست، هم تند است و هم تیز، قیمتی هم ندارد، سر سفره مردم عادی پاپتی هم وجود دارد. صادراتش هم در انحصار محافل نیست. پس چطور یک رئیس جمهور به خودش حق داده درباره صادرات آن با پوتین مذاکره کند؟ مگر قرار نیست رئیس جمهور منافع محافل قدرت و ثروت را در روابط بین الملل نمایندگی کند؟
🔷 بیایید سناریو را اندکی تغییر دهیم: «رئیس جمهور با پوتین درباره شکل دهی به نظم جدید جهانی به گفتگو پرداخت.» فکر می کنید واکنش محافل قدرت و ثروت چه خواهد بود؟ روشن است، باز همان سیاست تمسخر. رسانه های محفلی خواهند نوشت: «در حالی که مردم در فشار تحریم ها کمرشان خم شده است، رئیس جمهور مشغول خیال پردازی درباره نظم جدید جهانی است. به جای اینکه سراغ حل مسائل واقعی جامعه باشد، مذاکرات را به مکانی برای شعار دادن تبدیل کرده اند. مذاکرات، فرصتی برای بده و بستان است نه سخنرانی!»
🔶 بیایید سناریو را مقدار بیشتری تغییر دهیم: «عراقچی در طی مذاکرات غیرمستقیم با ویتکاف، برای صادرات فلفل به آمریکا به توافق رسیدند.»
حتما قبول دارید که این سناریو قدری پیچیده شده است. هم پای فلفل به میان آمده که محافل آن را دوست ندارند، هم پای آمریکا وسط است که محافل عاشق آن هستند.
🔷 از این رو اتاق های فکر محفلی بلافاصله تشکیل جلسه اضطراری می دهند که چه سیاستی باید اتخاذ کرد. بیایید گفتگوهای احتمالی این جلسه را مرور کنیم:
– به نظرم خبر توافق صادرات فلفل به آمریکا خبر مهمی است. باید کار شود. بهتر است تیتر فردا این باشد: سیاست تند و تیز.
– بله، کاملا درست است. هر چند که فلفل، هم تراز و هم شأن خاویار و پسته و نفت نیست، اما پای آمریکا در میان است، وقتی طرف مقابل آمریکا باشد، فلفل هم که باشد، اهمیت پیدا می کند.
– احسنت! وقتی با کدخدا طرف هستیم، فلفل از خاویار هم مهمتر می شود. «سیاست تند و تیز» تیتر خوبی است، می توان از تیتر «یک آغاز تند و تیز» هم استفاده کرد.
– اما من با تیتر تند و تیز موافق نیستم. مقداری تندروی و رادیکالیسم دارد. ای کاش موافقت بر سر صادرات پسته بود. آن وقت تیتر می زدیم «سیاست خندان»، خیلی حیف شد. پیشنهاد می کنم از تیترهایی مثل «این فلفل شیرین است» استفاده کنیم.
– «چقدر» را جا انداختی: «این فلفل چقدر شیرین است»
– درسته که این فلفل واقعاً شیرین ترین فلفل دنیاست، اما نباید خودمان را زیاد ذوق زده نشان دهیم.
– پس همه موافق اند که تیتر فردا این باشد «این فلفل، شیرین است»
🔶 واقعیت آن است که محافل قدرت و ثروت نه فقط فلفل، که انجیر استهبان و لیموی خرماکلا را هم دوست ندارند، اساساً با هر فرصت و ظرفیت واقعی که پای مردم را به سیاست و اقتصاد باز کند، و رشد و رونق و شکوفایی را نه برای محافل که برای مردم به دنبال داشته باشد، دشمن هستند و آن را به سخره می گیرند. دلیل آن هم روشن است: اگر این فرصت های واقعی جدی گرفته شوند، دیگر نمی توان تحریم ها را بهانه کرد، دیگر نمی توان با سراب سرمایه گذاری چندهزار میلیاردی آمریکا، مردم را فریب داد و مهمتر از همه آنکه بساط غارت گری و چپاولی که محافل قدرت و ثروت بر پا کرده اند را بر خواهد چید.
✍ محمدرضا طاهری
❤87👍51🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رانت یعنی داماد الیاس حضرتی که با معدل ۱۲ عضو هیات مدیره شرکت بازرگانی بینالمللی تأمین اجتماعی شده است.
رانت یعنی رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران که ۱۶۰۰ میلیارد تومان تخلف مالی دارد و ماهی ۱۰۰ میلیون هم از شرکت خصوصی پیمانکار حقوق گرفته است.
✍️ علی خضریان
رانت یعنی رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران که ۱۶۰۰ میلیارد تومان تخلف مالی دارد و ماهی ۱۰۰ میلیون هم از شرکت خصوصی پیمانکار حقوق گرفته است.
✍️ علی خضریان
🤬105👍19❤1
آقای عراقچی؛
داشتنِ اندکی شرم و حیا هم بد نیست.
وقتی در سال ۹۴ به تیم مذاکراتی حسن روحانی و جواد ظریف هشدار داده میشد که «مراقب شطرنج با گرگها باشید» اینطور برآشفته میشدید. یادتان هست؟
حالا بجای عذرخواهی بابت هدر دادن عُمر و سرمایه این کشور میگویید: «چیزی نشده که؟»
عجب!
✍ محمدجواد محمدزاده
پی نوشت: قطعنامه های قبل از برجام هم دستپخت جواد ظریف و حسن روحانی در کثافتی به اسم توافق سعدآباد در سال ۸۲ بود که منجر به ۷ قطعنامه شورای حکام و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد.
داشتنِ اندکی شرم و حیا هم بد نیست.
وقتی در سال ۹۴ به تیم مذاکراتی حسن روحانی و جواد ظریف هشدار داده میشد که «مراقب شطرنج با گرگها باشید» اینطور برآشفته میشدید. یادتان هست؟
حالا بجای عذرخواهی بابت هدر دادن عُمر و سرمایه این کشور میگویید: «چیزی نشده که؟»
عجب!
✍ محمدجواد محمدزاده
عراقچی در اظهاراتی بی شرمانه گفته است: اگر برجام بد بود، اسنپبک شما را برگرداند به قبل از برجام و باید از آن استقبال کنید!
اگر شرایط قبل از برجام بد بود و شاکی هستیم چرا برگشتیم به آن دوران، کسانیکه باعث قطعنامههای قبل از برجام شدند باید جوابگو باشند.
پی نوشت: قطعنامه های قبل از برجام هم دستپخت جواد ظریف و حسن روحانی در کثافتی به اسم توافق سعدآباد در سال ۸۲ بود که منجر به ۷ قطعنامه شورای حکام و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد.
🤬131👍8❤4
«بازی با حاصل جمع صفر» به روایت عراقچی/ همهچیز را باختیم، پس به نقطه اول برگشتیم!
در تازهترین پرده از نمایش تراژیک «ننگنامه برجام»، عباس عراقچی، وزیر خارجه پزشکیان و معاون ظریف سطح وقاحت در فرار از پاسخگویی را جابجا کرد. گزاره مضحک «اگر برجام بد بود، اسنپبک شما را برگرداند به قبل از برجام و باید از آن استقبال کنید!»، یک مغالطه توهینآمیز به حافظه تاریخی و شعور ملت است.
منطق این استدلال، دقیقاً مانند آن است که رانندهای خودروی شما را به دره ساقط کند، لاشه آن را با جرثقیل بیرون بکشد و در مقابل طلب خسارت شما بگوید: «نگران نباشید! من ماشین را به همان نقطه اول برگرداندم، پس چرا شاکی هستید؟» این همان مغالطه کلاسیک «دوگانه دروغین» است که با حذف گزینههای اصلی و نادیده گرفتن تمام هزینههایی که در این مسیر فاجعهبار پرداخت شده، سعی در عادیسازی یک شکست مطلق دارد.
این استدلال کودکانه، نه فقط نشانه استیصال یک جریان سیاسی ورشکسته، بلکه زنگ خطری است که نشان میدهد این تفکر همچنان حاضر است با امنیت و معیشت ملت ایران، «آزمون و خطا» کند و در نهایت با یک لطیفه، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند./نبرد
در تازهترین پرده از نمایش تراژیک «ننگنامه برجام»، عباس عراقچی، وزیر خارجه پزشکیان و معاون ظریف سطح وقاحت در فرار از پاسخگویی را جابجا کرد. گزاره مضحک «اگر برجام بد بود، اسنپبک شما را برگرداند به قبل از برجام و باید از آن استقبال کنید!»، یک مغالطه توهینآمیز به حافظه تاریخی و شعور ملت است.
منطق این استدلال، دقیقاً مانند آن است که رانندهای خودروی شما را به دره ساقط کند، لاشه آن را با جرثقیل بیرون بکشد و در مقابل طلب خسارت شما بگوید: «نگران نباشید! من ماشین را به همان نقطه اول برگرداندم، پس چرا شاکی هستید؟» این همان مغالطه کلاسیک «دوگانه دروغین» است که با حذف گزینههای اصلی و نادیده گرفتن تمام هزینههایی که در این مسیر فاجعهبار پرداخت شده، سعی در عادیسازی یک شکست مطلق دارد.
این استدلال کودکانه، نه فقط نشانه استیصال یک جریان سیاسی ورشکسته، بلکه زنگ خطری است که نشان میدهد این تفکر همچنان حاضر است با امنیت و معیشت ملت ایران، «آزمون و خطا» کند و در نهایت با یک لطیفه، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند./نبرد
سکه ها رو پس بده
👍102🤬7❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رسانه های عربی از حمله گسترده اسرائیل به جنوب لبنان خبر دادند
🤬109👍5❤2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پزشکیان پس از گذشت ۱۵ماه از ریاستجمهوری، علت تورم را کشف کرد
🤬107❤2👍2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای پزشکیان ما ملت گرسنه ای نیستیم ما تشنه مدیریت هستیم
اظهارات انجمن گاوداران کشور:
🎥 دولت باید پاسخگو باشد، چرا گوشت و دام آلوده از کشورهای غیربهداشتی وارد کرد و تب برفکی را به جان دامهای ما انداخت
🔹 احمد مقدسی رئیس انجمن گاوداران: این سویه تب برفکی آنقدر پیشرفته است که علیرغم تزریق واکسن تمام گاوها مبتلا شدهاند/ احتمالا تب برفکی عامدانه و در قالب جنگ بیولوژیک توسط عدهای وارد کشور شد تا دامداری کشور بطور کامل از بین برود.
اظهارات انجمن گاوداران کشور:
🎥 دولت باید پاسخگو باشد، چرا گوشت و دام آلوده از کشورهای غیربهداشتی وارد کرد و تب برفکی را به جان دامهای ما انداخت
🔹 احمد مقدسی رئیس انجمن گاوداران: این سویه تب برفکی آنقدر پیشرفته است که علیرغم تزریق واکسن تمام گاوها مبتلا شدهاند/ احتمالا تب برفکی عامدانه و در قالب جنگ بیولوژیک توسط عدهای وارد کشور شد تا دامداری کشور بطور کامل از بین برود.
پ. ن: يادآور میشوم از بس مسعود پزشکیان در جلسات خود گفت که مردم گرسنه هستند که رسانه های ترکیه و باکو با انتشار گسترده این خبر به مردم ترکیه گفتند برید خدا رو شکر کنید که هرچقدر مشکل دارید اما به صورت دائم گرسنه نیستید.
یکی هم نیست به این آدم حرف زدن رو یاد بده.
@IRAN_CITYOFSUN
👍111🤬9❤3
📚📚📚هر کتاب فرصتی است📚📚📚
📘 کتابهای دستدو در حد نو
💰 قیمت منصفانه
🔗 کتاب فرصت
📕 https://t.me/forsatbook
📕 https://t.me/forsatbook
📘 کتابهای دستدو در حد نو
💰 قیمت منصفانه
🔗 کتاب فرصت
📕 https://t.me/forsatbook
📕 https://t.me/forsatbook
❤5👍2
🔹عملههای فارسیزبان از تمام جنایات اسرائیل دفاع میکنند. با کودک کشی خلافت آخرالزمانی یهودی ذوق میکنند. قربان صدقه رهبر القاعده سوریه میروند. اما نگران اسلامگرایی در نیویورک شدهاند.
🔸پدرسوختهها! ایدئولوژی افراطیتر و خطرناکتر از آنچه شما برایش مزدوری کردید وجود ندارد.
منصوری
@makshufat
🔸پدرسوختهها! ایدئولوژی افراطیتر و خطرناکتر از آنچه شما برایش مزدوری کردید وجود ندارد.
منصوری
@makshufat
👍149🤬9❤3
از نگاه پزشکیان، ایران ۷ تا استان داره: آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، کردستان، سیستان و بلوچستان و یه کمی هم زنجان و کرمانشاه.
شاید هیچ اعتمادی به کارآمدی خودش نداره، تنها امیدش به فعال کردن گسلهای قومی و مذهبیه؟!
✍️ پـطـر کـبیــر
شاید هیچ اعتمادی به کارآمدی خودش نداره، تنها امیدش به فعال کردن گسلهای قومی و مذهبیه؟!
✍️ پـطـر کـبیــر
😢72👍63🤬6❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی بحران مدیریت، از بحران آب خطرناکتر میشود
🔹رئیس دولت چهاردهم به جای ارائهی راهحل برای بحران آب، از «خالی کردن تهران» حرف میزند، یعنی دولت حتی امیدی به مدیریت خودش ندارد.
🔹بحران آب با برنامه، شفافیت و اصلاح ساختار حل میشود، نه با ترساندن مردم و جملههای ناامیدکننده.
🔹تهران را نه بیبارانی، بلکه ناکارآمدی میخشکاند./ نوبنیاد
🔹رئیس دولت چهاردهم به جای ارائهی راهحل برای بحران آب، از «خالی کردن تهران» حرف میزند، یعنی دولت حتی امیدی به مدیریت خودش ندارد.
🔹بحران آب با برنامه، شفافیت و اصلاح ساختار حل میشود، نه با ترساندن مردم و جملههای ناامیدکننده.
🔹تهران را نه بیبارانی، بلکه ناکارآمدی میخشکاند./ نوبنیاد
👍106🤬14😢3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استقبال پرشور نمازگزاران جمعه کراچی پاکستان از محمدباقر قالیباف رییس مجلس
👍85🤬25❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ صوتی ثابتی به یک سوال
چرا به پرونده بابک زنجانی ورود کردم؟
مگر قبلا سخنگوی قوه قضاییه نگفته بود زنجانی همه بدهی هایش را داده است؟
چرا به پرونده بابک زنجانی ورود کردم؟
مگر قبلا سخنگوی قوه قضاییه نگفته بود زنجانی همه بدهی هایش را داده است؟
جریان فاسد حامی بابک زنجانی در ۴۸ ساعت گذشته تمام تلاشش را برای تخریبم به کار گرفته و البته تلاش میکند تا این ۷ دقیقه را بایکوت کند.
از همه شما میخواهم در بازنشر این صوت کمک کنید.
👍89❤15🤬3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت عباس معروفی درخصوص سید ابراهیم رییسی و نجات دادن او از اعدام
روز ۱۹آذر ۷۰ بازجویم حکم توقیف موقت گردون را دستم داد. از آنجا مستقیم به ادارۀ مطبوعات ارشاد رفتم و آقای مدیر کل گفت که کاری از دستش ساخته نیست. بعد به شرکت تعاونی مطبوعات رفتم، و برای اولین بار با محسن سازگارا ، مدیر عامل شرکت تعاونی مطبوعات آشنا شدم. گفت که باید تلاش کنیم تا این حکم را بشکنیم. از یک سو او میدوید، از سویی حمید مصدق، و از سوی دیگر خودم. یکی از غمانگیزترین دورههای زندگی من همین ۱۸ماه تعطیلی گردون بود که همهی رفت و آمدها، تلفن ها و ارتباطهام قطع شد. یکباره احساس کردم چقدر تنها شدم. نمیدانستم چه خاکی به سرم بریزم. تنها سیمین بهبهانی هر روز تلفن میزد و دلداری میداد.
نامهنگاری، ملاقات، دیدار، گفتگو، هیچ کدام فایده نداشت. تا این که قاضی پرونده حجتالاسلام آقایی در دادستانی انقلاب حکم مرا اعلام کرد: «اعدام.»
فروشکستم؛ حالا جز نگرانی از حکم اعدامی که قاضیام داده بود، وزارت ارشاد هم کن فیکون شده بود. خاتمی رفته بود. در همان زمان داشتم رمان "سال بلوا" را مینوشتم، و این جمله جایی خودنمایی میکرد: «ما ملت انتظاریم!» و در انتظار سرنوشت گردون میسوختم.
حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. چند روز بعد او به من خبر داد که روزهای سه شنبه ابراهیم رئیسی دادستان انقلاب بار عام دارد. و قرار شد ساعت ۶صبح سه شنبه آنجا باشم. این سه شنبه رفتنها، ۴بار طول کشید، و نوبت من نرسید، بار پنجم، ساعت دوازده توانستم آقای رئیسی را ببینم.
درهر دیدار ۵ نفر می توانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند.
نفر اول که آخوند چاق پیری بود به دادستان جوان و خوش تیپ انقلاب گفت اگر اجازه داشته باشد، بماند به عنوان آخرین نفر با او خصوصی حرف بزند اما رئیسی قبول نکرد. گفت بفرمایید!
آخوند چاق گفت: «من پنج میلیون تومان در شرکت مضاربهای سحر و اِلیکا سرمایهگذاری کردهام، میخواستم ببینم کی پولم را پس میگیرم؟»
رئیسی با کف دست روی میز کوبید که برق از چشمهای همهی ما پرید: «مردکهی نزولخور! گفته بودم شما رو خلع لباس کنن، چرا هنوز لباس پیامبر تنت کردهای؟ دیگر اینجا پیدایت نشود، بیرون.» و بوق زد آمدند او را بردند.
هفته بعد، پروندهی من از دادستانی انقلاب "عدم صلاحیت" خورد و به دادگستری ارجاع شد. در این دوره که خاتمی هم در آخرین روزهای وزارت ارشاد، هیأت منصفه را تشکیل داده بود، باعث شد که گردون در دادگاه تبرئه شود. در تاریخ 167ساله مطبوعات ایران نخستین مدیر مجلهای بودم که با حضور هیأت منصفه محاکمه و تبرئه شدم.
کیهان در تیتر اول نوشت: «تشکیل هیأت منصفه برای نجات یک مجلهی ضد انقلاب.»
روز ۱۹آذر ۷۰ بازجویم حکم توقیف موقت گردون را دستم داد. از آنجا مستقیم به ادارۀ مطبوعات ارشاد رفتم و آقای مدیر کل گفت که کاری از دستش ساخته نیست. بعد به شرکت تعاونی مطبوعات رفتم، و برای اولین بار با محسن سازگارا ، مدیر عامل شرکت تعاونی مطبوعات آشنا شدم. گفت که باید تلاش کنیم تا این حکم را بشکنیم. از یک سو او میدوید، از سویی حمید مصدق، و از سوی دیگر خودم. یکی از غمانگیزترین دورههای زندگی من همین ۱۸ماه تعطیلی گردون بود که همهی رفت و آمدها، تلفن ها و ارتباطهام قطع شد. یکباره احساس کردم چقدر تنها شدم. نمیدانستم چه خاکی به سرم بریزم. تنها سیمین بهبهانی هر روز تلفن میزد و دلداری میداد.
نامهنگاری، ملاقات، دیدار، گفتگو، هیچ کدام فایده نداشت. تا این که قاضی پرونده حجتالاسلام آقایی در دادستانی انقلاب حکم مرا اعلام کرد: «اعدام.»
فروشکستم؛ حالا جز نگرانی از حکم اعدامی که قاضیام داده بود، وزارت ارشاد هم کن فیکون شده بود. خاتمی رفته بود. در همان زمان داشتم رمان "سال بلوا" را مینوشتم، و این جمله جایی خودنمایی میکرد: «ما ملت انتظاریم!» و در انتظار سرنوشت گردون میسوختم.
حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. چند روز بعد او به من خبر داد که روزهای سه شنبه ابراهیم رئیسی دادستان انقلاب بار عام دارد. و قرار شد ساعت ۶صبح سه شنبه آنجا باشم. این سه شنبه رفتنها، ۴بار طول کشید، و نوبت من نرسید، بار پنجم، ساعت دوازده توانستم آقای رئیسی را ببینم.
درهر دیدار ۵ نفر می توانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند.
نفر اول که آخوند چاق پیری بود به دادستان جوان و خوش تیپ انقلاب گفت اگر اجازه داشته باشد، بماند به عنوان آخرین نفر با او خصوصی حرف بزند اما رئیسی قبول نکرد. گفت بفرمایید!
آخوند چاق گفت: «من پنج میلیون تومان در شرکت مضاربهای سحر و اِلیکا سرمایهگذاری کردهام، میخواستم ببینم کی پولم را پس میگیرم؟»
رئیسی با کف دست روی میز کوبید که برق از چشمهای همهی ما پرید: «مردکهی نزولخور! گفته بودم شما رو خلع لباس کنن، چرا هنوز لباس پیامبر تنت کردهای؟ دیگر اینجا پیدایت نشود، بیرون.» و بوق زد آمدند او را بردند.
وقتی نوبت من رسید و خودم را معرفی کردم، رییسی کمی نگاهم کرد، با لبخند گفت: «همون عباس معروفی معروف؟»
«بله همون کرکس شاهنشاهی! همون غول بی شاخ و دم که هر روز کیهان مینویسه.»
«شما بمونید. نفر بعدی؟»
سه نفر بعدی هم مطلبشان را گفتند و رفتند. دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه میکنید؟»
«رمان مینویسم، کتاب چاپ میکنم، ادیتوری میکنم، هر کار که بشه چون دفترم بازه، اما شما انتشار گردون رو توقیف کردهین.»
«خب فکر میکنی چرا توقیف شده؟»
«همکاران شما از من میپرسن چهجوری و با چه پولی این مجلهی رنگارنگ رو منتشر میکنم؟»
«این سؤال من هم هست.»
«مجله روی پای خودش ایستاده، 22 هزار تیراژ داره.»
«چند سالته؟»
«سی و سه»
«این چیزهای که راجع به شما در روزنامهها مینویسن، من فکر کردم بالای ۶۰ سال رو داری.»
در کامپیوتر پروندهام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پروندهات نیست.»
گفتم: «میدونم. من حتا سمپات کسی یا چیزی نبودهام.»
با حیرت خیره شد: «حتا خانمبازی هم نکری؟»
گفتم: «نه! من زن و سه دختر دارم.»
به پشتی صندلی تکیه و با لبخند نگاهم کرد. یک لحظه فکر کردم عجب آخوند خوشسیما و خوشتیپی است. گفت: «پریشب در قم منزل آقای فاضل میبدی بودم. قسمتی از کتاب "سمفونی مردگان" شما رو خوندم، میخواستم ازش بگیرم دیدم براش امضا کردی، بهم نداد. دلم میخواد بخونمش.»
اتفاقاً نسخهای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد، گفتم :« قابلی نداره.»
گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم، شما هم باید بگیری.»
۳۰۰تومان را روی میز گذاشت و گفت: «تعجب میکنم! چرا اینقدر راجع به شما بد مینویسن؟ امکانش هست فوری کلیهی گردون ها رو به من برسوانید تا شخصاً مطالعه کنم و تصمیم بگیرم؟»
گفتم: «با کمال میل. فردا براتون میارم.»
گفت: «نه! فردا دیره. همین حالا.» و تلفن روی میزش را طرف من گذاشت: «زنگ بزن بیارن فوری.» و بعد خواست که ناهار بمانم. تشکر کردم، یک دوره گردون را دادم و خداحافظی کردم.
هفته بعد، پروندهی من از دادستانی انقلاب "عدم صلاحیت" خورد و به دادگستری ارجاع شد. در این دوره که خاتمی هم در آخرین روزهای وزارت ارشاد، هیأت منصفه را تشکیل داده بود، باعث شد که گردون در دادگاه تبرئه شود. در تاریخ 167ساله مطبوعات ایران نخستین مدیر مجلهای بودم که با حضور هیأت منصفه محاکمه و تبرئه شدم.
کیهان در تیتر اول نوشت: «تشکیل هیأت منصفه برای نجات یک مجلهی ضد انقلاب.»
❤126👍12😢3🤬1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انتشار تصاویر پایگاه پهپادی ارتش توسط پیج پیمانکار این پروژه در اینستاگرام
حفاظت اطلاعات هم کشک است.
@makshufat
حفاظت اطلاعات هم کشک است.
@makshufat
🤬162