«زنگی زنگ،رومی روم؛ تجدیدنظرهای عربیِ ایران»
🔸در جنگ رمضان افکار عمومی جهان عرب به استثناء کشورهای حوزه خلیج فارس و سوریه تا حدی زیادی با ایران همراه بودند. دخالت این کشورها در امور داخلی سایر کشورهای عربی و همکاری آنها با رژیم صهیونیستی، تصویری منفی از آنها در افکار عمومی عربی شکل داده است در لایه حکومتی هم هر چند هیچ حکومتی در جهان عرب به صورت رسمی کنار ایران قرار نگرفت اما هیچ کشوری هم آمادگی پرداخت هزینه و قرارگرفتن در صف کشورهای خلیج فارس برای مواجهه مستقیم با ایران را نداشت. تأمل در پیامدهای جنگ تجدید نظر و بازنگری ایران در برخی از رویکردهایش نسبت به مناسبات مربوط به همسایگان حوزه خلیج فارس را اجتناب ناپذیر میکند که سرفصل برخی چنین میتواند باشد:
🔸«بازگشت به خانه»
در این جنگ تنها شیعیان لبنان، عراق و یمن تا آخر خط با ایران ماندند و از اسلامگرایان سیاسی عرب و حکومتها خبری نبود. اگر در لحظه مبادا فقط طیفی از شیعیان پای ایده انقلاب اسلامی میمانند چرا باید بیش از اندازه سهم را به پروژههای فقهی و فرهنگی تقریب محور داد که به دنبال اثبات برادری ما با دیگرانی است که از حمله به ما خوشحال اند. وقتی طی این سالها همواره ایران به پروژه تشییع(شیعه سازی) متهم است چرا با صدای رسا اعلام نکنیم بله ایران یک حکومت شیعی است اما هدف آن ترویج «خوانشی عقلانی و تمدنی از شیعه»است که مفاهیم محوری آن (ضد سلطه، عدالت محور و حامی ملتها) است و از هر شیعه با چنین هویتی دفاع حداکثری میکند اما با پروژه تشییع(شیعه کردن اهل سنت) نسبتی ندارد. این گفتمان در لایه دوم از هر مسلمان غیر شیعه با این مولفههای هویتی و در لایه سوم از هر انسانی با این مولفهها دفاع میکند. در واقع باید به ایده «جماعت صالحان» بازگشت و با رجوعی به شیعیان وفادار، به تقویت و ارتقاء آنها پرداخت و در مخاطب نهادهای فرهنگی بینالمللی تجدیدنظر اساسی کرد.
🔸«از اسلامگرایان سیاسی به قومی»
جنگ رمضان همراهی جدی اسلامگرایان سیاسی عرب با ایران را به دنبال نداشت حال آنکه حتی در کشورهای حوزه خلیج فارس صدای قومی های عرب مانند دکتر محمد المسفر قطری و احمد الدیین کویتی هم در مخالفت با رویارویی کشورهایشان با ایران شنیده شد. شاید گذار از اسلامگرایان اخوانیِ منفعت محور، به عرب های قومی با ارزشهای ثابت(ایستادگی در برابر غرب و استقلال طلبی) فایده بیشتری برای ایران داشته باشد.
🔹«به سوی القاعده دور از داعش»
ایده سلفیه جهادی که به لحاظ فکری با مفاهیمی چون«مبارزه با عدو بعید= تمدن غرب،اجرای شریعت در جامعه و مبارزه با حکام نامشروع» صورتبندی میشود؛ظرفیت بزرگی برای مبارزه با امریکا و اسرائیل محسوب می شود. هر چند در تجربه عملی داعش- که مورد تائید بسیاری از جهادی ها نبود- تصویر این ایده منفی شد اما ارتباط با طرفداران این ایده آنگونه که در ذهن نسل اول جهادی ها مانند سید قطب و عبدالسلام فرج بود؛ فرصتی برای یارگیری جدید ایران در جهان عرب باشد.
🔸«از ارزش به منفعت»
واقعیت این است که در سطح دولتها خصوصاً در حوزه خلیج فارس کسی برادری ایران را نمیپذیرد بلکه آنها چنان انقلاب اسلامی را دشمن تلقی کرده که از ائتلاف با اسرائیل و آمریکا هم کوتاهی نمیکنند در چنین بستری تداوم گفتمان تقریب و اثبات برادریِ ایران باید به حاشیه و به صورت شفاف از رویکرد ارزش گرایانه به منفعت گرایانه تغییر جهت داد. این قلم سالها معتقد به بازدارندگیِ عربیِ ایران بوده است. حالا که در جنگ رمضان ایران با تاخیر چند دههای امنیتش را به امنیت این کشورها پیوند زده، زین پس باید پیشبرد پروژههای اقتصادی منطقه را هم به نفع اقتصادش گروگان بگیرد. به عبارتی همانگونه که «امنیت یا برای همه یا برای هیچکس» باید در پسا جنگ«رشد اقتصادی یا برای همه یا برای هیچ کس» راهنمای عمل قرارگیرد.
«با قبیله به زبان قبیله»
کشورهای حوزه خلیج فارس علیرغم تفاوت ها، در قبیلگی اداره شدن مشترک اند. برای قبیله حفظ و سپس توسعه قدرت مهمترین ارزش و تنها عامل کنترل قبیله هم قدرت سخت(زور) است. ایران در صورت خروج مقتدرانه از این جنگ باید با منطق قبیله با این کشورها تعامل کند و گرنه فشار بر شیعیان بومی، حمایت از رسانه های ضد ایرانی، ایجاد چالش اقتصادی برای ایران توسط این کشورها رو به فزونی خواهد گذاشت.
دکتر مختار شیخ حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم
🔸در جنگ رمضان افکار عمومی جهان عرب به استثناء کشورهای حوزه خلیج فارس و سوریه تا حدی زیادی با ایران همراه بودند. دخالت این کشورها در امور داخلی سایر کشورهای عربی و همکاری آنها با رژیم صهیونیستی، تصویری منفی از آنها در افکار عمومی عربی شکل داده است در لایه حکومتی هم هر چند هیچ حکومتی در جهان عرب به صورت رسمی کنار ایران قرار نگرفت اما هیچ کشوری هم آمادگی پرداخت هزینه و قرارگرفتن در صف کشورهای خلیج فارس برای مواجهه مستقیم با ایران را نداشت. تأمل در پیامدهای جنگ تجدید نظر و بازنگری ایران در برخی از رویکردهایش نسبت به مناسبات مربوط به همسایگان حوزه خلیج فارس را اجتناب ناپذیر میکند که سرفصل برخی چنین میتواند باشد:
🔸«بازگشت به خانه»
در این جنگ تنها شیعیان لبنان، عراق و یمن تا آخر خط با ایران ماندند و از اسلامگرایان سیاسی عرب و حکومتها خبری نبود. اگر در لحظه مبادا فقط طیفی از شیعیان پای ایده انقلاب اسلامی میمانند چرا باید بیش از اندازه سهم را به پروژههای فقهی و فرهنگی تقریب محور داد که به دنبال اثبات برادری ما با دیگرانی است که از حمله به ما خوشحال اند. وقتی طی این سالها همواره ایران به پروژه تشییع(شیعه سازی) متهم است چرا با صدای رسا اعلام نکنیم بله ایران یک حکومت شیعی است اما هدف آن ترویج «خوانشی عقلانی و تمدنی از شیعه»است که مفاهیم محوری آن (ضد سلطه، عدالت محور و حامی ملتها) است و از هر شیعه با چنین هویتی دفاع حداکثری میکند اما با پروژه تشییع(شیعه کردن اهل سنت) نسبتی ندارد. این گفتمان در لایه دوم از هر مسلمان غیر شیعه با این مولفههای هویتی و در لایه سوم از هر انسانی با این مولفهها دفاع میکند. در واقع باید به ایده «جماعت صالحان» بازگشت و با رجوعی به شیعیان وفادار، به تقویت و ارتقاء آنها پرداخت و در مخاطب نهادهای فرهنگی بینالمللی تجدیدنظر اساسی کرد.
🔸«از اسلامگرایان سیاسی به قومی»
جنگ رمضان همراهی جدی اسلامگرایان سیاسی عرب با ایران را به دنبال نداشت حال آنکه حتی در کشورهای حوزه خلیج فارس صدای قومی های عرب مانند دکتر محمد المسفر قطری و احمد الدیین کویتی هم در مخالفت با رویارویی کشورهایشان با ایران شنیده شد. شاید گذار از اسلامگرایان اخوانیِ منفعت محور، به عرب های قومی با ارزشهای ثابت(ایستادگی در برابر غرب و استقلال طلبی) فایده بیشتری برای ایران داشته باشد.
🔹«به سوی القاعده دور از داعش»
ایده سلفیه جهادی که به لحاظ فکری با مفاهیمی چون«مبارزه با عدو بعید= تمدن غرب،اجرای شریعت در جامعه و مبارزه با حکام نامشروع» صورتبندی میشود؛ظرفیت بزرگی برای مبارزه با امریکا و اسرائیل محسوب می شود. هر چند در تجربه عملی داعش- که مورد تائید بسیاری از جهادی ها نبود- تصویر این ایده منفی شد اما ارتباط با طرفداران این ایده آنگونه که در ذهن نسل اول جهادی ها مانند سید قطب و عبدالسلام فرج بود؛ فرصتی برای یارگیری جدید ایران در جهان عرب باشد.
🔸«از ارزش به منفعت»
واقعیت این است که در سطح دولتها خصوصاً در حوزه خلیج فارس کسی برادری ایران را نمیپذیرد بلکه آنها چنان انقلاب اسلامی را دشمن تلقی کرده که از ائتلاف با اسرائیل و آمریکا هم کوتاهی نمیکنند در چنین بستری تداوم گفتمان تقریب و اثبات برادریِ ایران باید به حاشیه و به صورت شفاف از رویکرد ارزش گرایانه به منفعت گرایانه تغییر جهت داد. این قلم سالها معتقد به بازدارندگیِ عربیِ ایران بوده است. حالا که در جنگ رمضان ایران با تاخیر چند دههای امنیتش را به امنیت این کشورها پیوند زده، زین پس باید پیشبرد پروژههای اقتصادی منطقه را هم به نفع اقتصادش گروگان بگیرد. به عبارتی همانگونه که «امنیت یا برای همه یا برای هیچکس» باید در پسا جنگ«رشد اقتصادی یا برای همه یا برای هیچ کس» راهنمای عمل قرارگیرد.
«با قبیله به زبان قبیله»
کشورهای حوزه خلیج فارس علیرغم تفاوت ها، در قبیلگی اداره شدن مشترک اند. برای قبیله حفظ و سپس توسعه قدرت مهمترین ارزش و تنها عامل کنترل قبیله هم قدرت سخت(زور) است. ایران در صورت خروج مقتدرانه از این جنگ باید با منطق قبیله با این کشورها تعامل کند و گرنه فشار بر شیعیان بومی، حمایت از رسانه های ضد ایرانی، ایجاد چالش اقتصادی برای ایران توسط این کشورها رو به فزونی خواهد گذاشت.
دکتر مختار شیخ حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم
👍6❤1
فوری/ با فعالیت های براندازانه برادر سخنگوی باشگاه استقلال آشنا شوید...
اطلاعات تکمیلی در کانال خلیج خوک ها👇
https://t.me/Bay_Of_Pigss
اطلاعات تکمیلی در کانال خلیج خوک ها👇
https://t.me/Bay_Of_Pigss
❤7👍1
امروز سپاه پاسداران ۲ کشتی متخلف دیگر با نامهای MSC Francesca و Epaminondas که متعلق به غول کشتیرانی MSC بودند و قصد عبور از تنگهٔ هرمز داشتند را هدف قرار داد که هر ۲ دریاگیر شدند.
❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه کشتی در یک روز از سوی ایران هدف قرار گرفتند
🔹کشتیهای MSC Francesca و Epaminondas به طور کامل متوقف شدهاند یک کشتی دیگر متعلق به یونان به نام Euphoria نیز ادعا میشود هدف قرار گرفته و اکنون در سواحل ایران متوقف است.
🔹کشتیهای MSC Francesca و Epaminondas به طور کامل متوقف شدهاند یک کشتی دیگر متعلق به یونان به نام Euphoria نیز ادعا میشود هدف قرار گرفته و اکنون در سواحل ایران متوقف است.
❤13👍1
Forwarded from مکتوبات
🔸 دهه هشتاد زمانی بود که ایران باید به سلاح هسته ای دست می یافت. و بعد دهه نود آمد و وزارت خارجه و ارکان تصمیم گیری به دست اصلاح طلبان و باند نیویورکی ها افتاد. ایران زمان طلایی هسته ای شدن را بی جهت از دست داد آن هم در حالی که در تمام این سالها به امید وارد شدن به اقتصاد جهانی بود و آمریکا به چیزی کمتر از نابودی ایران راضی نمی شد.
🔹 حالا زمان طلایی از دست رفته و جنگ به خانه ما آمده و ایران نه تنها هسته ای نشده است که تأسیسات چرخه سوخت و غنی سازی را هم از دست داده است.
🔸 و این یک واقعیت تلخ است.
@maktubaaat
🔹 حالا زمان طلایی از دست رفته و جنگ به خانه ما آمده و ایران نه تنها هسته ای نشده است که تأسیسات چرخه سوخت و غنی سازی را هم از دست داده است.
🔸 و این یک واقعیت تلخ است.
@maktubaaat
👍14😢4
ماریا سلطان، تحلیلگر ارشد امنیتی پاکستانی، به الجزیره:
🔹ما هنوز بسیار امیدواریم که مذاکرات طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده آغاز شود
🔹ما هنوز بسیار امیدواریم که مذاکرات طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده آغاز شود
🤬13😢1
آکسیوس: «ترامپ مایل است سه تا پنج روز دیگر آتشبس بدهد تا ایرانیها تکلیفشان را مشخص کنند. این آتشبس نامحدود نخواهد بود.»
💬موافقت رسمی ایران با تمدید آتش بس
🤬14😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا مذاکره با آمریکا میتواند اهداف ما در دفاع مقدس را محقق کند؟
تجربه همین مذاکرات اسلام آباد میگوید نه.
مسعود براتی
تجربه همین مذاکرات اسلام آباد میگوید نه.
مسعود براتی
👍9
ترامپ قبل از جنگ، سران کشورهای اروپایی که روزی ابرقدرت جهانی بودند را اینگونه تحقیر میکرد.
ما ایرانیها ۵۰ روز است شاخ آمریکا و اسرائیل با هم را شکستیم. حالا هم در دورهی به اصطلاح آتشبس به آمریکا میگوییم: کشتیهای ما را میدزدید؟ ما هم به تلافی، کشتیهایتان را توقیف میکنیم.
به این میزان از خفن بودن خودمان ببالیم.
@mj_mohammadzade
ما ایرانیها ۵۰ روز است شاخ آمریکا و اسرائیل با هم را شکستیم. حالا هم در دورهی به اصطلاح آتشبس به آمریکا میگوییم: کشتیهای ما را میدزدید؟ ما هم به تلافی، کشتیهایتان را توقیف میکنیم.
به این میزان از خفن بودن خودمان ببالیم.
@mj_mohammadzade
❤15
🔻دنبال کدام بگردیم؟ غبار هستهای یا مه ذهنی؟
🔸دانلد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، از سال ۲۰۲۵ استفاده از عبارتی را در گفتار و نوشتار خود در مورد ایران آغاز کرد؛ غبار هستهای. عبارت غبار هستهای (Nuclear Dust) در ادبیات هستهای، چه در فیزیک ذرات، چه در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و چه در معاهداتی مانند NPT، هیچ سابقه، جایگاه یا تعریف فنی استانداردی ندارد. به همین دلیل است که رسانههایی مانند واشنگتنپست، فوربز، نیویورک تایمز و فاکس نیوز صراحتاً آن را عبارتِ ترامپ (Trump's phrase) یا اصطلاح مورد استفادهی رئیس جمهور مینامند.
🔹اما ترامپ بازی خود را با این اصطلاح برساخته ادامه میدهد. او وانمود میکند این یک اصطلاح فنی است و مدام با ارجاع به ادبیاتی خیالی، در مورد آن توضیح میدهد. او در یکی از آخرین ادعاهایش گفت «استخراج غبار هستهای یک روند تخصصی و نیازمند زمان طولانی است». او در مورد چه حرف میزند؟ بقایای اورانیوم غنیشده؟ اگر چنین باشد، او هیچ تصوری از ماهیت فیزیکی موضوع ندارد.
🔸در فرآیند غنیسازی، اورانیوم به شکل پودر یا مکعبهای درخشان هالیوودی نیست که بعد از بمباران تکه تکه و «غبار هستهای» شود؛ بلکه به صورت گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF_6) در سانتریفیوژها جریان دارد. در صورت بمباران و تخریب این تأسیسات، این گاز به محض برخورد با رطوبت هوا واکنش شیمیایی داده و به اورانیل فلوراید (UO_2F_2) ( یک جامد پودری) و اسید هیدروفلوریک (گاز خورنده) تبدیل میشود.
حتی اگر این ذرات جامد را «غبار» بنامیم، بازیافت آنها برای ساخت سلاح عملاً غیرممکن است. این ذرات با بتن، خاک و آوارهای ساختمانی مخلوط میشوند و برای بازگرداندن آنها به چرخهی سوخت، باید هزاران تن مواد محیطی جمعآوری و در یک فرآیند شیمیایی فوقالعاده پیچیده و طولانی، دوباره به گاز خالص UF_6 تبدیل شوند تا قابلیت غنیسازی مجدد داشته باشند. این فرآیند احتمالا از استخراج اورانیوم از معدن و غنیسازی اولیه دشوارتر و زمانبرتر است.
🔹بنابراین، تهدیدی که ترامپ از آن تصویر میکند، ادامهی یک نمایش فریبکارانه برای یافتن بهانهی فشار و حملهی نظامی است.
اما اگر ترامپ واقعاً گمان میکند چیزی به نام غبار هستهای وجود دارد که خطر بزرگی برای ایالات متحده است، با در نظر گرفتن متغیرهایی نظیر سن، سوابق طولانی در بیان اظهارات اغراقآمیز و تناقضهای گفتاری مکرر او باید موضوع را دوباره بررسی کرد.
در این چارچوب، مفهوم «مه ذهنی» یک فرضیهی محوری است. بروز اظهارات ناپیوسته و متناقض، نشانگر قطعیِ کاهش دقت، تمرکز و انسجام فکری است. هنگامی که مجموعهای از شواهد عینی، از سن و پیشینهی رفتاری تا ناهماهنگی در گفتار، بر این اختلال دلالت دارند و بررسی این وضعیت برای درک اختلال در قضاوت و پیشبینی رفتارهای آتی او ضرورتی گریزناپذیر دارد. ضرورتی که هیچ کس در ایالات متحده جرات پرداختن به آن را ندارد. ما با دیکتاتوری خونین شاه دانلد اول روبهرو هستیم، به مراتب خطرناکتر و احمقانهتر از دیکتاتوری شاه جورج سوم.
🖌️کورش علیانی
@makshufat
🔸دانلد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده، از سال ۲۰۲۵ استفاده از عبارتی را در گفتار و نوشتار خود در مورد ایران آغاز کرد؛ غبار هستهای. عبارت غبار هستهای (Nuclear Dust) در ادبیات هستهای، چه در فیزیک ذرات، چه در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و چه در معاهداتی مانند NPT، هیچ سابقه، جایگاه یا تعریف فنی استانداردی ندارد. به همین دلیل است که رسانههایی مانند واشنگتنپست، فوربز، نیویورک تایمز و فاکس نیوز صراحتاً آن را عبارتِ ترامپ (Trump's phrase) یا اصطلاح مورد استفادهی رئیس جمهور مینامند.
🔹اما ترامپ بازی خود را با این اصطلاح برساخته ادامه میدهد. او وانمود میکند این یک اصطلاح فنی است و مدام با ارجاع به ادبیاتی خیالی، در مورد آن توضیح میدهد. او در یکی از آخرین ادعاهایش گفت «استخراج غبار هستهای یک روند تخصصی و نیازمند زمان طولانی است». او در مورد چه حرف میزند؟ بقایای اورانیوم غنیشده؟ اگر چنین باشد، او هیچ تصوری از ماهیت فیزیکی موضوع ندارد.
🔸در فرآیند غنیسازی، اورانیوم به شکل پودر یا مکعبهای درخشان هالیوودی نیست که بعد از بمباران تکه تکه و «غبار هستهای» شود؛ بلکه به صورت گاز هگزافلوراید اورانیوم (UF_6) در سانتریفیوژها جریان دارد. در صورت بمباران و تخریب این تأسیسات، این گاز به محض برخورد با رطوبت هوا واکنش شیمیایی داده و به اورانیل فلوراید (UO_2F_2) ( یک جامد پودری) و اسید هیدروفلوریک (گاز خورنده) تبدیل میشود.
حتی اگر این ذرات جامد را «غبار» بنامیم، بازیافت آنها برای ساخت سلاح عملاً غیرممکن است. این ذرات با بتن، خاک و آوارهای ساختمانی مخلوط میشوند و برای بازگرداندن آنها به چرخهی سوخت، باید هزاران تن مواد محیطی جمعآوری و در یک فرآیند شیمیایی فوقالعاده پیچیده و طولانی، دوباره به گاز خالص UF_6 تبدیل شوند تا قابلیت غنیسازی مجدد داشته باشند. این فرآیند احتمالا از استخراج اورانیوم از معدن و غنیسازی اولیه دشوارتر و زمانبرتر است.
🔹بنابراین، تهدیدی که ترامپ از آن تصویر میکند، ادامهی یک نمایش فریبکارانه برای یافتن بهانهی فشار و حملهی نظامی است.
اما اگر ترامپ واقعاً گمان میکند چیزی به نام غبار هستهای وجود دارد که خطر بزرگی برای ایالات متحده است، با در نظر گرفتن متغیرهایی نظیر سن، سوابق طولانی در بیان اظهارات اغراقآمیز و تناقضهای گفتاری مکرر او باید موضوع را دوباره بررسی کرد.
در این چارچوب، مفهوم «مه ذهنی» یک فرضیهی محوری است. بروز اظهارات ناپیوسته و متناقض، نشانگر قطعیِ کاهش دقت، تمرکز و انسجام فکری است. هنگامی که مجموعهای از شواهد عینی، از سن و پیشینهی رفتاری تا ناهماهنگی در گفتار، بر این اختلال دلالت دارند و بررسی این وضعیت برای درک اختلال در قضاوت و پیشبینی رفتارهای آتی او ضرورتی گریزناپذیر دارد. ضرورتی که هیچ کس در ایالات متحده جرات پرداختن به آن را ندارد. ما با دیکتاتوری خونین شاه دانلد اول روبهرو هستیم، به مراتب خطرناکتر و احمقانهتر از دیکتاتوری شاه جورج سوم.
🖌️کورش علیانی
@makshufat
❤3