This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتار ادبی
سهراب و هماهنگی با کائنات
محمدامین مروتی
ارتباط حسی سهراب با جهان، در توصیفات نابش از این ارتباط به خوب نمایان است. نگرش ذن بودیستی که سهراب از آن متاثر است در یک کلام در همراهی و هماهنگی با طبیعت و وحدت با آن خلاصه می شود.
در قطعه ای به نام "شب هم آهنگی" از دفتر "آوار آفتاب"، این توصیفات بکر و نشنیده را مرور کنیم:
شب است و شاعر در جنگل است. با تمام حواسش، فضای غریبی را تجربه می کند:
لب ها می لرزند، شب می تپد، جنگل نفس می کشد
اما شاعر تنها نیست. آرزوی سفری در آغوش همراهش را دارد:
پروای چه داری؟
مرا در شب بازوانت سفر ده
شاید هم شاعر تنهاست و حدیث نفس می کند و به خود خطاب می کند. نسبتی بین فشردن انگشتان دوستش و پرپر شدن شقایقی در دور دست برقرار می کند. زیرا هیچ چیز منفصل نیست. همه چیز به هم مرتبط است. پر زدن پروانه ای در برزیل ممکن است طوفانی را هند برانگیزد(اثر پروانه ای):
انگشتان شبانه ات را می فشارم
و باد شقایق دوردست را پر پر می کند
واکنش انسان به غرق شدن در یک فضای وسیع و نامتناهی، چه می تواند باشد؟ خیس شدن چشمان. اگر در مقابل این وسعت، چشمانمان خیس نشود، چیزی کم داریم. نمناکی چشمان انعکاس نمناکی جنگل است:
به سقف جنگل می نگری
ستارگان درخیسی چشمانت می دوند
بی اشک چشمان تو ناتمام است و نمناکی جنگل نارساست
همه چیز با هم هماهنگ است. من دستانم را باز می کنم. همزمان همه جا روشن می شود. لبخند می زنم، رمز چیزی گشوده می شود. نگاه می کنم، در چهره ام بسیار چیزها می توان خواند که در حال عادی پنهان است:
دستانت را می گشایی، گره تاریکی می گشاید
لبخند می زنی، رشته رمز می لرزد
می نگری، رسایی چهره ات حیران می کند
در امتداد وحدت با اشیا گام برمی دارد. به ابدیت و بی زمانی نزدیک می شود و تمامیت وجودش آفتابی و نمایان می شود:
بیا با جاده پیوستگی برویم
خزندگان درخوابند
دروازه ابدیت باز است
آفتابی شویم
چشمانش را به مهتاب می سپارد. دم نمی زند تا از احساس تمامیتِ موقعیت، غافل نشود:
چشمان را بسپاریم که مهتاب آِنایی فرود آمد
لبان را گم کنیم که صدا نابهنگام است
با درختان همذات پنداری و احساس رویش می کند:
در خواب درختان نوشیده شویم که شکوه روییدن در ما می گذرد
همه چیز ساکت و صامت می شود:
باد می شکند، شب راکد می ماند، جنگل از تپش می افتد
همه چیز هماهنگ است و جان گیاهان در ابدیت شناور است:
جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم
و شیره گیاهان به سوی ابدیت می رود
7 شهریور 1403
با تو می گویم: امید
دیشب به خودم گفتم شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمیآید، از بهاری میآید که فرا میرسد.
گیاه به روزهای که رفته، نمیاندیشد، به روزهای میاندیشد که میآید، اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد، چرا ما انسانها باور نداریم که روزی خواهیم توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم؟ (نامههای عاشقانه یک پیامبر - جبران خلیل جبران)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به دست آوردن شادی
«حافظ، خود را با تو مقایسهکردن عجیب جنونی است! تو دریایی و در قبال تو ما قطراتی بیش نیستیم.»
#یوهان_ولفگانک_گوته
تصویر 📷 بنای یادبود حافظ و گوته در وایمار
@SazoChakameoKetab
☘🌿🍂☘🌿🍂☘🌿🍂
#یوهان_ولفگانک_گوته
تصویر 📷 بنای یادبود حافظ و گوته در وایمار
@SazoChakameoKetab
☘🌿🍂☘🌿🍂☘🌿🍂
گفتار دینی
تفسير پديدارشناسانهی قرآن
محمدامین مروتی
تفسير پديدارشناسانهی قرآن یعنی فهم قرآن آن چنان که هست و به نظر می آید و فارغ از تئاویل و تفاسیر دور و دراز و مِن عِندی. یعنی خواندن قرآن با همان فراغ و ذهن بازی که یک متن دیگر را می خوانیم.
چنین تفسیر برای تقریب حداکثری به معنای متن، باید سه ویژگی مهم و اساسی داشته باشد:
اول اولویت دادن به نص، دوم لحاظ کردنِ فرهنگ روزگار نزول و سوم تامل در روح کلی و مشترک آیات (شرح منظومه ای قرآن).
این روش، تاویل غیرضروری را برنمی تابد و بنا را بر نص زبانی و فرهنگ آن زمان و روح کتاب می گذارد. این روش در مقابل روش هایی قرار دارد که می خواهند معانی مورد نظر خود را بر متن تحمیل کنند. (استثمار متن یا همان تفسیر به رای)
این روش همچنین در مقابل روش هایی است که بدون توجه به اسباب نزول و شرایط و کانتکست می خواهد حکمی جزئی و دلبخواه را به صورت گزینشی برکشد و به همه زمان ها و مکان ها سرایت دهد.
با تو می گویم: حسرت
حسرت زندگی دیگران، برای این است که از بیرون که نگاه می کنی، زندگی دیگران یک کل است که وحدت دارد اما زندگی خودمان، که از درون نگاهش می کنیم، همه اش تکه تکه و پاره پاره به نظر می آید. (آلبر_کامو)
شاعر کیست و شعر چیست؟
(ملکالشعرای بهار)
شاعر آن است که در وقت تولد شاعر باشد. به زور علم و تتبّع نمیتوان شعر گفت. تقلید الفاظ و اصطلاحات بزرگان و دزدیدن مفردات و مضامین مختلفهٔ مردم و با هم ترکیب کردن، کار زشت و نالایقی است و نمیشود نام آن را شعر گذاشت. کسی که طبع ندارد، کسی که از کودکی شاعر نیست، کسی که اخلاق او از مردم عصرش عالیتر و بزرگوارتر نیست، و بالأخره کسی که هیجان و حس رقیق و عاطفهٔ تکاندهنده ندارد، آن کس نمیتواند شاعر باشد، ولو مثل قاآنی صدهزار شعر بگوید یا مثل فتحعلیخان صبا چند کتاب پر از شعر از خود به یادگار بگذارد.
...
صنعت و سجع و قوافی هست نظم و نیست شعر
ای بسا ناظم که نظمش نیست الّا حرف مفت
شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد ز لب
باز در دلها نشیند هر کجا گوشی شنفت
ای بسا شاعر که او در عمر خود نظمی نساخت!
وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت!
#محمدتقی_بهار
@vir486
(ملکالشعرای بهار)
شاعر آن است که در وقت تولد شاعر باشد. به زور علم و تتبّع نمیتوان شعر گفت. تقلید الفاظ و اصطلاحات بزرگان و دزدیدن مفردات و مضامین مختلفهٔ مردم و با هم ترکیب کردن، کار زشت و نالایقی است و نمیشود نام آن را شعر گذاشت. کسی که طبع ندارد، کسی که از کودکی شاعر نیست، کسی که اخلاق او از مردم عصرش عالیتر و بزرگوارتر نیست، و بالأخره کسی که هیجان و حس رقیق و عاطفهٔ تکاندهنده ندارد، آن کس نمیتواند شاعر باشد، ولو مثل قاآنی صدهزار شعر بگوید یا مثل فتحعلیخان صبا چند کتاب پر از شعر از خود به یادگار بگذارد.
...
صنعت و سجع و قوافی هست نظم و نیست شعر
ای بسا ناظم که نظمش نیست الّا حرف مفت
شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد ز لب
باز در دلها نشیند هر کجا گوشی شنفت
ای بسا شاعر که او در عمر خود نظمی نساخت!
وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت!
#محمدتقی_بهار
@vir486
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای نتهای موسیقی و شبیهسازی با تیوب و زنگ و پیانو و ...!!