خودشناسی و سبک زندگی
سبک زندگی و اعتقادات
در فضای مجازی جریانی به وجود آمده است که در نقد وضعیت موجود، به اعتقادات فکری افراد اصالت می دهد.
مثلاً بسیاری می گویند منشأ وضعیت موجود اعتقادات مذهبی است و بنابراین بدون نقد دین نمی توان از این وضعیت گذار کرد.
عده ای هم می گویند ریشه این مشکلات چپ ها و اعتقادات چپی بودند و تمرکزشان را بر نقد چپ می گذارند.
در این که نوع اعتقادات در وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور موثر است شکی نیست. اما اعتقادات را نمی توان یک کاسه داوری کرد. می توانیم اعتقادات دینی داشته باشیم ولی به جدایی دین از حکومت باور داشته باشیم. می توانیم چپگرا باشیم اما کمونیست ارتدوکس نباشیم و به انتخابی بودن حکومت باور داشته باشیم. در عین می توانیم ملی گرا باشیم ولی رنگ و بوی نژادپرستانه و فاشیستی به آن بدهیم.
بنابراین قدم اول این است که از یک کاسه کردن اعتقادات پرهیز کنیم و قبل از داوری، بپرسیم کدام چپ؟ کدام مذهبی و کدام ملی؟ نوع ارتدوکس و ایدئولوژیک اش یا نوع تکثرگرا و پلورالیست آن؟
نکته مهم دوم این است که ما اغلب توقع داریم اگر نقد صحیحی به سخن کسی داشتیم، باید فوری آن ر ا از ما بپذیرد اما چرا این پذیرش اتفاق نمی افتد؟
موضوع این است که باید اعتقادات را به مثابۀ مصالحی ببینیم که سبک زندگی ما را می سازند. اولویت و تقدم با سبک زندگی است. ما متناسب با سبک زندگی مان، نوعی از اعتقادات و برداشت معینی از متون را می پذیریم.
مثلاً والدین ما عموماً مذهبی بوده اند و هستند ولی این مذهب سیاسی نیست بلکه در هستۀ اصلی خود نوعی تمشیت اخلاقی شخص و جامعه است. این که دروغگو دشمن خداست و ظلم بد است و حساب و کتابی در کار است و امانتداری و کمک به فقرا خوب است و...با این توجه و تنبه که بعضی از دینداران در دروه ای گرفتار دین سیاسی و ایدئولوژیکش شدند و فجایعی به بار آوردند که برای اغلب شان درس آموز بود.
هسته مرکزی چپگرایی هم نوعی از عدالت طلبی است و بنابراین انسان هایی با حسن نیت و فداکار در این مسیر می رفتند و می روند. با این نکته که بخش مهمی از چپ در دوره ای دچار توهمات ایدئولوژیک بود و فجایعی به بار آورد که باید از آن درس گرفت. اما بخش مهمی هم از همان اول به راه سوسیال دموکراسی رفت.
هسته اصلی ملی گرایی هم دفاع از منافع ملی است. اما اگر رنگ ایدئولوژیک بگیرد می تواند به زایش نازیسم و فاشیسم بیانجامد. اما همه ملی گرایان فاشیست نیستند و پیدایش دولت/ملت های مدرن نتیجۀ تفکر ملی گرایانه بود.
علت آن که در مباحثات، نقدهای مستدل یک طرف در طرف دیگر کم اثر یا بی اثر است همین است که سبک زندگی هر فردی یک منظومه و کلیت است که اعتقادات تنها بخشی از آن را تشکیل می دهد و شما با زیر سوال بردن اعتقاد نمی توانید کسی را به دست کشیدن از کلیت این منظومه ترغیب کنید. همه ما همین وضعیت را داریم. اعتقادات بخشی از سبک و شیوه ای از زندگی است که با آن خو کرده ایم و هماهنگ شده ایم و راحتیم.
این بدان معنی نیست که نباید گفتگویی در کار باشد، بلکه بدان معنی است که انتظار تاثیر فوری و فراوان از گفتگو نباید داشت و برای تغییر افکار دیگران، نباید اصرار و پافشاری کرد. گفتگو حداکثر می تواند تلنگری برای تصحیح و ترمیم اعتقادات باشد نه کنار نهادن آن. این همان شخنی است که کوهن و کواین در فلسفه علم هم می گویند. تصحیح اعتقادات به ترمیم قایقی می ماند که در دریاست. برای ترمیم قایق نمی توانید دست از کل آن بکشید و گرنه غرق می شوید. باید همزمان که از آن استفاده می کنید، تعمیرش کنید.
نتیجه آن که علاوه بر یک کاسه نکردن اعتقادات، باید توجه داشت که مثلا دینداری یا چپگرایی پیش از هر چیز نوعی از سبک زندگی است که دارنده اش با آن احساس می کند می تواند انسان خوبی باشد و این حد از اعتقاد نه تنها بد نیست بلکه مطلوب است. نقد را باید متوجه سویه های ایدئولوژیک اعتقادات کرد نه سویه هایی که سبک زندگی انسان ها را بهبود می بخشند. مثلاً یک دیندار را به امانتداری و حرام و حلال کردن متوجه می سازند و یک چپ را به شفقت ورزیدن بر بینوایان و کمک به آن ها و از این قبیل.
15 بهمن 1403
با تو می گویم:
مرتجعانه ترین مخرج مشترک انسان ها، ریشه های ملی و کیش نیاکان است. (ژولیا کریستوا)
آیه هفته:
وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ: از گفتار باطل و بی اساس دوری کنید. (حج/٣٠)
کلام هفته:
هر چه به گذشته های دورتری بنگرید، آینده های دورتری را خواهید دید. (چرچیل)
شعر هفته:
این منام
از روزی که عاشق شدم
بادبانهایم رها
گیسوانام رها
رگهایم، بازِ باز
رودهایم تمامِ سدها را در هم میشکنند.
در برابرِ گردبادم
هراسان و متعجب نایست
من
هیچ مرزی را برنمیتابم (سعاد الصباح)
داستانک:
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقت تصوف.
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند به صورت پریشان و به معنی جمع، اکنون جماعتی هستند به صورت جمع و به معنی پریشان. (گلستان سعدی)
طنز هفته:
یارو میره خواستگاری. ازش میپرسن: شغلتون چیه؟
روش نمیشه بگه چوپونم. میگه: دامنه کوه نمایشگاه گوسفند دارم.
وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ: از گفتار باطل و بی اساس دوری کنید. (حج/٣٠)
کلام هفته:
هر چه به گذشته های دورتری بنگرید، آینده های دورتری را خواهید دید. (چرچیل)
شعر هفته:
این منام
از روزی که عاشق شدم
بادبانهایم رها
گیسوانام رها
رگهایم، بازِ باز
رودهایم تمامِ سدها را در هم میشکنند.
در برابرِ گردبادم
هراسان و متعجب نایست
من
هیچ مرزی را برنمیتابم (سعاد الصباح)
داستانک:
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقت تصوف.
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند به صورت پریشان و به معنی جمع، اکنون جماعتی هستند به صورت جمع و به معنی پریشان. (گلستان سعدی)
طنز هفته:
یارو میره خواستگاری. ازش میپرسن: شغلتون چیه؟
روش نمیشه بگه چوپونم. میگه: دامنه کوه نمایشگاه گوسفند دارم.
فیلم هفته: سریال سرگذشت ندیمه
محمدامین مروتی
"سرگذشت ندیمه"، سریالی 50 قسمتی به کارگردانی بروس میلر و بازیگری الیزابت ماس، جوزف فاینز، ایوان استراهاوسکی و الکسیز بلدل است که بر اساس رمانی به همین نام نوشته مارگارت اتوود ساخته شده است. مارگارت اِلنور اتوود (زاده ۱۹۳۹) شاعر، داستاننویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست کانادایی است.
موضوع فیلم در بارۀ تسلط یک حکومت دینی بر آمریکاست که زنان را برای تولید نسل به بردگی می گیرد. یکی از این زنان "جون آزبورن" است که دخترش را از او جدا کرده اند و از خودش هم برای تولید نسل استفاده می کنند. جون آزبورن یک مادر فداکار است که به اشکال مختلف، مبارزه با حکومت گیلیاد را پیش می برد.
سریال برنده جایزه های متعدد شده اما ضعف هایی هم دارد که مهمترینش، طولانی بودن و کش دادن آن است. ایراد دیگر غیر قابل باور بودن روابط بین حکومت و کشورهای آزاد مانند کاناداست. ضمناً پس از 5 فصل، بسیاری از قصه های طرح شده ناتمام مانده و به نظر می رسد فصل یا فصول دیگری برای تکمیل سریال لازم است.
اما در مجموع، موضوع فیلم جذاب و دنبال کردنی است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه ها....و زندگی
گفتار ادبی
ریشه های نظم پریشان حافظ
محمدامین مروتی
احدی بهتر از حافظ سبک شعرگویی خود را توصیف نکرده است: "نظم پریشان"
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می نوشت
طائر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود.
در واقع حافظ دارد می گوید از سر شوق و ذوق شعر می گویم لذا اشعارم منسجم و متسق نیست.
همین پریشانی مضامین بود که شاملو را بر آن داشت که با جا به جا کردن ابیات بکوشد تا مضمون منسجم تری به دست آید.
ابیات در شعر حافظ، استقلال نسبی دارند و شعر او برغم شاعران دیگر، وحدت مضمون ندارد.
خرمشاهی سبک پاشان(نظم پریشان) حافظ را متاثر از اسلوب قرآن می داند که جز در سورۀ یوسف، مضامین پراکنده ای را ذیل یک سوره می گنجاند.
مولانا هم در جواب شاگردان ابن عربی- که مثنوی را نوعی نظم پریشان و نامنظم می خواندند که مراحل سلوک عارفانه را به طور منظم و مرتب بیان نمی کند- می گوید قرآن هم انسجام موضوعی ندارد:
کین سخن پستست یعنی مثنوی
قصه پیغامبرست و پیروی
نیست ذکر بحث و اسرار بلند
که دوانند اولیا آن سو سمند
از مقاماتِ تَبَتُّل تا فنا
پایه پایه تا ملاقات خدا
شرح و حد هر مقام و منزلی
که بپر زو بر پرد صاحبدلی
چون کتاب الله بیامد هم بر آن
این چنین طعنه زدند آن کافران
که اساطیرست و افسانهٔ نژند
نیست تعمیقی و تحقیقی بلند (دفتر سوم)
اما عدم وحدت مضمونی سور قرآن حکایت متفاوتی دارد و آن نزول تدریجی آیات، مطابق اقتضائات زمانی و موردی است. در حالی که چنین ضرورتی نه برای حافظ و نه برای مولانا وجود نداشته است.
لذا این سبک شعرگویی باید دلایل دیگری داشته باشد.
مهمترین نظریه در این باب شاید نظر "آرتور جان آربری" اسلام شناس نامدار (متوفی1969) باشد که معتقد است حافظ با این کار "انقلابی در غزل" ایجاد کرده و مضامین متعدد را در ذیل یک غزل گنجانده که در نوع خود هنر و ابتکار به شمار می رود نه ضعف. زیرا غزل را از مونوفونی و تکصدایی به پولی فونی یعنی چندصدایی هدایت کرده است.
شاید حافظ با عنایت به چنین انقلابی در مورد شعر خود گفته:
طی زمان ببین و مکان در سلوک شعر
کاین طفل، یکشبه ره یکساله می رود
همین متعدد بودن مضامین در یک غزل باعث شده که شعر حافظ مستعد فال گرفتن شود و پاسخگوی اذهان و نیات مختلف نیت کنندگان شود.
همچنین این سبک بعدها در آثار شاعران سبک هندی ادامه یافت و سنت تک بیت سرایی را رواج داد.
اما عرض بنده این است که این پراکندگی موضوعی، چندان واقعیت ندارد و به ذهنیت منشوری و کثیرالاضلاع حافظ برمی گردد. زبان حافظ به دنبال ذهن متکثر او می رود. در عین حال تکثر ذهن حافظ، ظاهری است و حافظ قائل به وحدت بین پدیده هایی است که به ظاهر متناقض و متقابل اند اما در ذهن او به وحدت رسیده اند. مثل می انگوری و می عرفان، معشوق زمینی و آسمانی، عشق و عقل، حسن و آن، دین و دنیا، ماده و معنا، اسلام و میترائیسم، رندی و پارسایی و مستی و مستوری و بالاخره حکمت و قرآن.
از میان حافظ پژوهان، "حافظ اندیشه" کاری است از دکتر مصطفی رحیمی که توسط نشر نور در 1371 به چاپ رسیده است.
رحیمی در این کتاب کوشیده است ناسازه های شعر حافظ را همساز کند. به گفته خودش، او برای این کار به جای منطق ارسطویی، از منطق دیالکتیکی بهره می گیرد تا بین می و معشوق زمینی و عرفانی و رندی و پارسایی و مستی و مستوری جمع کند.
به عنوان مثال دکتر استعلامی در شرح غزل های حافظ، ابیات را به شکل متکلفانه ای به عاشقانه و رندانه و عارفانه تقسیم بندی می کند در حالی که توجه ندارد که عشق و رندی و عرفان نزد حافظ مقولاتی نا همساز نیستند. ذهن وحدت ساز حافظ، به نیابت ذهن پلورالیست ایرانی، همه را با هم جمع می کند.
اگر پریشانی نظم حافظ، دلیلی جز کثرت گرایی ذهن حافظ داشت، این پاشان بودن، نه یک حسن که یک عیب برای شعر حافظ به حساب می آمد. اما اگر در زیر این نظم به ظاهر پریشان، ذهنی را ببینیم که مفاهیم ظاهراً متعارض را به نحوی معقول و فکر شده، در کنار هم نشانده و با هم جمع کرده، این عیب به حسن و نقطۀ قوت حافظ تبدیل می شود.
13 دی 1403
با تو می گویم:
آنکه خانهای ندارد، در نوشتن خانه میکند. (تئودور آدورنو)
زیاد دلت شور نزند. مردم فراموشکارند. همیشه همینطور بوده، خبرهای چند روز قبل از یادشان میرود و سرگرم خبرهای تازه میشوند.
#شرق_بنفشه
#شهریار_مدنیپور
@rahi_be_rahaei
#شرق_بنفشه
#شهریار_مدنیپور
@rahi_be_rahaei
.
تصنیف #شبگرد
خواننده #کوروس_سرهنگ_زاده
آهنگساز #حبیب_الله_بدیعی
شعر #معینی_کرمانشاهی
=========================
من مستم و مدهوشم،شبگرد قدح نوشم
از طایفه بی خبرانم،دیوانه با نام و نشانم
من قصه نمی دانم،افسانه نمی خوانم
دردی کش میخانه عشقم،در حلقه صاحب نظرانم
مرا می ز جام وفا باید ای می فروشان
مرا خانه میخانه ها باید ای باده نوشان
من از انچه رسوا کند نام عاشق نترسم
و زان می که اتش زند کام عاشق نترسم
بیا ای عشق افسونگر،فراموشم مکن دیگر
تو ای روان من،شور جان من،امید من
در جهان من به زندگانی،تویی که جاودانی
🔽کانال ترانه های ماندگار
@mosighiasilvaclasiic
تصنیف #شبگرد
خواننده #کوروس_سرهنگ_زاده
آهنگساز #حبیب_الله_بدیعی
شعر #معینی_کرمانشاهی
=========================
من مستم و مدهوشم،شبگرد قدح نوشم
از طایفه بی خبرانم،دیوانه با نام و نشانم
من قصه نمی دانم،افسانه نمی خوانم
دردی کش میخانه عشقم،در حلقه صاحب نظرانم
مرا می ز جام وفا باید ای می فروشان
مرا خانه میخانه ها باید ای باده نوشان
من از انچه رسوا کند نام عاشق نترسم
و زان می که اتش زند کام عاشق نترسم
بیا ای عشق افسونگر،فراموشم مکن دیگر
تو ای روان من،شور جان من،امید من
در جهان من به زندگانی،تویی که جاودانی
🔽کانال ترانه های ماندگار
@mosighiasilvaclasiic
گفتار دینی
فرق ایمان و تعصب
محمدامین مروتی
اولین میوه و نشانة ایمان، سکینه و آرامش قلبی است. ابن سینا می گوید ظنون متراکمه و ارثی، به سبب تکرار، چنان کهنه و بزرگ شده اند که لباس یقین به تن کرده اند. این یقین های کاذب در واقع به گفتة قرآن، بر آمده از "حمیت جاهلی" اند. یعنی تعصبِ گروهی و فرقه ای و قبیلگی:
إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ ... (الفتح-26)
مگر می شود انگیزه ات قربت الله باشد ولی برای فهم درست کلام خدا مقلد باشی و کمترین تلاشی نکنی؟ مگر می شود که به صرف به دنیا آمدن و تربیت شدن در یک محیط خاص، دیگران را تکفیر کنی و برای سلب اختیار و آزادی دیگران جانت را هم بدهی و مدعی ایمان و یقین و قربت الهی داشته باشی؟ خدا می گوید از چیزی که بدان آگاهی نداری پیروی مکن:
ولا تَقْفُ ما لَیسَ لک به علم اِنَّ السَّمْعَ والْبَصَرَ والفُؤاد کُلُّ اولئکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولا: در پی آنچه به آن علم نداری نیفت و پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه اینها مورد باز خواست قرار خواهد گرفت. (اسراء17، آیه 36)
کسانی که به جای سکینه، نفرت و تعصب در دلهایشان هست و به لحاظ سواد در نازل ترین مراتب قرار دارند چگونه می توانند از ایمان و یقین سخن گویند؟ آنان ظنون متراکمه و حمیت جاهلی را با خون خود آبیاری می کنند و این مفاهیم را با ایمان و یقین خلط کرده اند.
با تو می گویم:
از یک کودک، از میزان اعتقادش به خدا نمی پرسند. او خود نمودی از خداست. (کریستین بوبن)
سیستم_سروتونینی
Serotonergic System
توضیح ساده:
سیستم سروتونینی بخشی از مغز و بدن است که در آن سروتونین تولید و آزاد میشود. سروتونین یک ماده شیمیایی است که احساسات و خلقوخو را تنظیم میکند. میتوان این سیستم را به ترموستات مغز تشبیه کرد که سطح آرامش، شادی، و تعادل عاطفی را تنظیم میکند.
مسیرهای سروتونینی با چندین عملکرد مهم در بدن و مغز مرتبط هستند:
1. تنظیم خلقوخو: یکی از مهمترین نقشهای سروتونین تنظیم خلقوخو و احساسات است. کاهش سطح سروتونین در مغز با افسردگی و اضطراب مرتبط است. داروهای ضدافسردگی مانند مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) با افزایش سطح سروتونین به بهبود خلقوخو کمک میکنند.
2. تنظیم خواب: سروتونین در تنظیم چرخه خواب و بیداری نقش دارد و پیشساز هورمون ملاتونین است که خواب را تنظیم میکند. اختلال در سیستم سروتونینی میتواند به مشکلات خواب منجر شود.
3. تنظیم اشتها: سروتونین به تنظیم اشتها و رفتارهای غذایی کمک میکند. تغییرات در سطح سروتونین میتواند بر اشتها و انتخابهای غذایی تأثیر بگذارد.
4. کنترل درد: سروتونین نقش مهمی در کنترل درد دارد و در تعدیل حساسیت به درد در سیستم عصبی مرکزی دخیل است.
5. عملکرد گوارشی: سروتونین همچنین در تنظیم حرکات گوارشی نقش دارد و عمدتاً در سلولهای گوارشی تولید میشود. بیشترین مقدار سروتونین بدن در دستگاه گوارش یافت میشود.
سیستم سروتونینی نقش کلیدی در سلامت روان و بسیاری از عملکردهای فیزیولوژیکی دارد. اختلال در این سیستم میتواند منجر به مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن، و اختلالات خواب شود.
گفتار اجتماعی
پدیدۀ ایلان ماسک
ایلان ریوْ ماسک (زادهٔ ۱۹۷۱) بابت نقشاش در شرکت صنایع هوافضایی اسپیساکس و شرکت خودروسازی تسلا شناخته شده است. ماسک یکی از ثروتمندترین افراد جهان است؛ فوربز دارایی خالص او را ۴۲۱ میلیارد دلار آمریکا برآورد کرد. دارایی نفرهای بعدی (جف بزوس و مارک زاکربرگ) با فاصله زیاد، نصف دارایی اوست. این در حالی است که دارایی ترامپ 7 میلیارد دلار است.
زندگی شخصی:
ماسک در مهٔ ۲۰۲۱ گفت که به نشانگان آسپرگر مبتلا است که شاخه ایست از انواع اوتیسم.
ماسک چندین ازدواج کرده است و دست کم ۱۲ فرزند دارد.
پله های ترقی:
ماسک در پرتوریای آفریقای جنوبی به دنیا آمد. در سن ۱۲ سالگی با فروش بازی ویدئویی Blastar که شخصاً آن را طراحی کرده بود ۵۰۰ دلار به دست آورد. در ۱۸ سالگی به کانادا رفت. در ابتدا به هر شغل کم درآمدی راضی بود و کار میکرد و تقریباً یک سالی بود که با فقر دست و پنجه نرم میکرد.
سپس دو سال بعد به دانشگاه پنسیلوانیا رفت و کارشناسی اقتصاد و کارشناسی فیزیک خود را گرفت. در مارس ۱۹۹۹، ماسک پیپال (ایکس.کام) را به عنوان یک سرویسدهنده مالی و یک شرکت پرداخت ایمیلی تأسیس کرد. در سال ۲۰۰۲ ماسک با ۱۰۰ میلیون دلار، شرکت فضایی اسپیساکس را تأسیس نمود.
بنا به گفتهٔ ایلان ماسک، همهٔ این دستاوردهای اسپیساکس پیش زمینهای برای تحقق رؤیای بزرگ او «سفر به مریخ» هستند.
ماسک در طراحی اولین اتومبیل الکتریکی مشارکت کرد؛ که در واقع یک خودروی اسپورت تسلا رودستر بود. در سال ۲۰۰۶ این پروژه در روزنامهها منتشر شد و ایلان ماسک هم برای طراحی تسلا روداستر جایزهٔ Global Green 2006 را دریافت کرد.
با این حال که تسلا موتورز به مدت ۱۰ سال سودآور نبود.
در سال ۲۰۰۴ سرمایهگذار شرکت تولیدکنندهٔ وسایل نقلیه الکتریکی تسلا موتورز شد و در سال ۲۰۰۸ سمت مدیرعاملی را بر عهده گرفت. در سال ۲۰۲۲، توییتر را بهمبلغ ۴۴ میلیارد دلار خریداری کرد. در مارس ۲۰۲۳ نیز شرکتی در زمینهٔ هوش مصنوعی بهنام xAI تأسیس کرد.
سیاست:
با این که ماسک غالباً لیبرترین توصیف میشود، او خود را «از نظر سیاسی میانهرو» خوانده است. از نظر تاریخی ماسک به هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه کمک مالی کرده است. از اواخر دهه ۲۰۱۰ کمکهای سیاسی ماسک به حمایت تقریباً کامل از جمهوریخواهان گردش کرده است.
ماسک به هیلاری کلینتون در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ ایالات متحده آمریکا رأی داد. او گفت به جو بایدن در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا رای داده است. در سال ۲۰۲۲، ماسک گفت «دیگر» از دموکراتها حمایت نخواهد کرد چرا که دموکراتها «حزب اختلاف و نفرت» هستند.
در پی ترور نافرجام دونالد ترامپ، ماسک برای او آرزوی بهبودی سریع کرد و از او در انتخابات حمایت کرد.
ماسک چین را ستوده است و گفته شده رابطه نزدیکی با حکومت چین، که به تسلا اجازه ورود به بازارهایش را میدهد، دارد. پس از این که گیگاکارخانه شانگهای نخستین خودروهایش را تولید کرد، ماسک از حکومت و مردم چین تشکر کرد و از آمریکا و مردمش انتقاد کرد. ماسک بعدها بابت دفاع از این که تایوان «منطقه ویژه اداری» چین شود، انتقادات قانونگذاران تایوانی را برانگیخت.
ماسک بهدلیل اظهارات غیرعلمی و گمراهکننده، از جمله انتشار اطلاعات نادرست راجع به همهگیری کووید-۱۹ و ترویج تئوری توطئه مورد انتقاد قرار گرفته است.
منبع: ویکی پدیا
4 بهمن 1403