کانال محمد امین مروتی
1.73K subscribers
1.97K photos
1.66K videos
142 files
2.91K links
Download Telegram
با تو می گویم:

اگر فقیر به دنیا آمدی تقصیر تو نیست، ولی اگر فقیر به دنیا آوردی یا فقیر ماندی، مقصری.
گفتار دینی


سه نگرش به حجیت حدیث


1-موافقان حدیث:
موافقان حدیث دو دسته اند: موافقان افراطی حدیث که حدیث را تنها راه فهم قرآن می دانند و موافقان معتدل حدیث که حدیث را در کنار کتاب و هموزن آن تلقی می کنند.
الف-رویکرد اهل حدیث ( اِخباری= روایی):
مدعا:
قرآن را فقط با احادیث می شود فهمید. ضمنا باید از تاویل قرآن و روایات پرهیز کرد و ظاهر نص را مبنا قرار داد. ضمنا باید از تاویل قرآن و روایات، پرهیز کرد و ظاهر نص را مبنا قرار داد. در انتهای طیف اهل حدیث، بسیاری معتقدند که نه تنها احادیث و روایات مفسر قرآن اند، بلکه اخبار بعضا می توانند مخصّص و حتی ناقضِ و ناسخِ قرآن هم باشند.
دلیل:
فهم قرآن کار ما نیست. عقل ما از فهم قرآن قاصر است. به همین دلیل قرآن می فرماید اکثرهم لایعلمون و لایعقلون. قرآن را باید پیامبر و امامان تفسیر کنند. احدی صالح تر از ایشان برای تفسیر قرآن نیست. فهم پیامبر و ائمه و صحابه (به عبارتی سلف صالح) فهم صائب است. لذا احادیث و روایات، مفسر و مبین قرآنند.
ب-همسنگی قرآن و حدیث:
مدعا:
قرآن و احادیثِ صحیح هر دو با هم و به یک اندازه برای فهم دین حجیت دارند. اما احراز صحت سلسله ی حدیث کافی است و نیازی به بررسی محتوایی آن نیست. در این روش هم دو رویکرد وجود دارد. نخست کسانی مانند ابوحنیفه در اهل سنت و سید مرتضی و شیخ مفید و ابن ادریس حلی در اهل تشیع که به حجیت خبر واحد باور نداشتند. ابن ادریس حلی در ص 5 "السرائر" می گوید احادیث آحاد حجیت ندارند و باعث ویرانی اسلام شده اند.
اما گروه دوم که اکثرِ فقهایند و آنان خبر واحد را دارای حجیت می دانسته اند. اما اخبار متواتر خیلی کمند و فقهِ متعارف، عمدتا بر اساس اخبار آحاد تنظیم شده است.
دلیل:
پیامبر فرموده است کتاب و سنت (در روایت شیعیان کتاب و اهل بیت) ثقلین اند و تمسک به آن ها مانع گمراهی می شود.

2- مخالفان حدیث(قرآنیون):
قرآن برای فهم دین کفایت می کند و احادیث نه تنها به فهم دین کمک نمی کنند که آن را آشفته هم می کنند. مخالفان حدیث هم دو دسته اند:گروهی احادیث متواتر را استثناء کرده و در مورد عبادات به متواترات عملی-نه قولی- استناد می کردند. این جریان خاستگاه مصری دارد. با دکتر محمدتوفیق صدقی شروع و با محمدسعید عثماوی ادامه می یابد. گروه دوم مانند احمد صبحی منصور از معتقدان به این رویکرد احادیث متواتر را هم مبنا قرار نمی دهد. لذا حتی در عبادات هم به سنت ارجاع نمی دهد.
دلیل:
قرآن هیچ چیز را در عرض خود و در کنار خود به عنوان منبع معرفی نکرده است و قرار دادن کلام رسول در جوارِکلام خدا نوعی شرک است. ضمن این که عمل به اخبار، اختلاف افکن و مشکل ساز است. در قرآن دوگانه ی "قرآن و حکمت" مطرح است نه قرآن و سنت. چنان که اقبال لاهوری می گوید:
ساز و برگ ما، کتاب و حکمت است
این دو قوّت، اعتبارِ ملت(=دین) است
آفریدی شرع و آیینی دگر
اندکی با نور قرآنش نگر

3- منتقدان حدیث:
مدعا:
منتقدان حدیث، قرآن را به عنوان "متن" تلقی می کنند و حدیثِ صحیح السند و صحیح الصدور را به عنوان "حاشیه" بر قرآن می پذیرند. بررسی توامانِ سند و محتوای حدیث باید مد نظر باشد. یعنی علاوه بر سلسله ی حدیث، "صدور" متن حدیث (فقه الحدیث) نیز باید بررسی شود. در اهل سنت کسانی مانند محمود ابو ریَه، رشیدرضا، احمد امین مصری و غزالی مصری و در شیعه آیت الله دکترمحمدصادقی تهرانی، آیت الله صالحی نجف آبادی، شیخ محمدتقی شوشتری و محمدباقر بهبودی این رویکرد را دارند. علامه طباطبایی را نیز می توان در این گروه گنجاند. ایشان مشخصا معتقد به تفسیر قرآن با قرآن بود. علامه طباطبایی می گوید که اگر قرآن نور است، خودش نمی تواند تاریک و مبهم باشد تا نیاز به توضیحات خاص و تخصصی داشته باشد.
دلیل:
محمد باقر بهبودی در بررسی روایات ائمه می گوید چه بسا حدیثی به لحاظ سند درست باشد ولی مبتنی بر تقیه یا مصلحتی خاص گفته شده باشد و لذا قابل استناد برای دادن فتوا نباشد. این رویکرد تاکید می کند که سندی که سلسله ی راویانش هم ثقه و عادل و دارای حافظه ی قوی باشند، برای حجیتش کفایت نمی کند و محتوای خود حدیث هم نباید با قرآن متعارض باشد.
با تومی گویم:

یک قطره از دروغ، دریایی از اعتماد را کثیف می‌کند. (آنتوان چخوف)
گفتار اجتماعی


مصرف زدگی و جامعه مصرفی

محمدامین مروتی


یکی از جدی ترین نقدهای سوسیالیست ها به سرمایه داری، تشویق مصرف زدگی در این نظام است.
اما توسعه اقتصادی بیش از هر چیز به معنی افزایش تقاضاست و این افزایش تقاضا یعنی افزایش مصرف. و این افزایش مصرف مبتنی بر سرشت بهبودخواه و ترقی طلب و رفاه طلب بشر است. اگر بنا بر مصرف حداقلی بود، از دوران غارنشینی قدمی به این سو برداشته نمی شد. اگر این سرشتِ رفاه طلبی نبود، تلویزیون لامپی به تلویزیون دیجیتال و تلویزیون حجیم به صفحه تخت تبدیل نمی شد.
بنابراین پیشرفت در یک ملام یعنی بالارفتن استانداردهای مصرف و رفاه و این بدون ایجاد تقاضا و مصرف میسر نمی شود. در واقع تقاضا را کمپانی های بزرگ تولید نمی کنند، تقاضا در سرشت بشر است و کمپانی ها روی این سرشت و طبیعت بشری است که سرمایه گذاری می کنند.

10 خرداد 1403
چپ لیبرال و راست لیبرال


محمدامین مروتی


مدت هاست که مرزهای بین چپ و راست، جابجایی های فراوان و نوسانات و تغییرات بسیار داشته است.
در گذشته چپ عمدتاً به چپ کمونیست گفته می شد و راست به مدافع وضع موجود.
امروز این نوع چپ و راست هر دو به اقلیت تبدیل شده اند. کمتر کسی است که کاملاً وضع موجود را بپذیرد یا تماماً آن را رد کند.
امروز چپ دموکرات و حتی لیبرال داریم که باور به پلورالیسم سیاسی و تحولات دموکراتیک قدرت دارد.
همینطور راست دموکرات و لیبرال داریم که ایضاً ملتزم به پلورالیسم سیاسی و تحولات دموکراتیک دولت ها دارد.

11 تیر 1403
با تو می گویم:

در زندگی دو موهبت وجود دارد : کتاب و دوست. تعداد زیادی کتاب و عدۀ انگشت‌شماری دوست. (شهری بر لبه آسمان/ الیف شافاک)
گفتار عرفانی


کرامت بشر به اختیار است

محمدامین مروتی


مولوی در دفتر سوم می گوید مزه ی عبادت به داشتن اختیار است و بدون داشتن اختیار، حساب و کتاب قیامت، موجه نیست. به همین سبب، فلک که بی اختیار می گردد و جمله کائناتی که به اجبار خدای را تسبیح می کنند، نه اجری دارند و نه مجازاتی:
۳۲۸۷ گفت یَزدان تو بِدِه بایِستِ او بَرگُشا در اختیارْ آن دستِ او
۳۲۸۸ اختیار آمد، عِبادَت را نَمَک وَرْنه می‌گردد به ناخواه، این فَلَک
۳۲۸۹ گَردشِ او را نه اَجْر و نه عِقاب کِاخْتیار آمد هُنر، وَقتِ حساب
۳۲۹۰ جُمله عالَم خود مُسَبِّح آمدند نیست آن تَسْبیحِ جَبْری، مُزدْمَند

کرامت بشر به سبب اختیار است که هم می تواند عسل دهد و هم نیش زند:
۳۲۹۲ زان که کَرَّمْنا شُد آدم زِاخْتیار نیمْ زنبورِ عَسَل، شُد نیمْ مار
۳۲۹۳ مومنان کانِ عَسَل زنبوروار کافِران خود کانِ زَهْری هَمچو مار

مومن مانند زنبور عسل، از شیرین ترین گیاهان می خورد تا دهانش شیرین گردد اما خوراک کافر خونابه است و سمی:
۳۲۹۴ زان که مؤمن خورْد بُگْزیده نَبات تا چو نَحْلی گشت ریقِ او حَیات
۳۲۹۵ باز کافِر خورْد شَربَت از صَدید هم زِ قوتَش زَهْر شُد در وِیْ پَدید

ستایش و تبریک و شادباش از برکت اختیار و تقوای آگاهانه است و گرنه انسان های بی سرو پا هم در زندان تقوا دارند:
۳۲۹۷ در جهان این مَدْح و شاباش و زَهی زِاخْتیار است و حِفاظِ آگَهی
۳۲۹۸ جُمله رِنْدان چون که در زندان بُوَند مُتَّقیّ و زاهِد و حَقْ‌خوان شوند

قدرت تو، سرمایه ی سود توست. پس قدر این روزهایت را بدان که بر اسب کرامت سواری و اختیار و آگاهی و درک داری:
۳۳۰۰ قُدرَتَت سَرمایه سود است هین وَقتِ قُدرت را نِگَه دار و بِبین
۳۳۰۱ آدمی بر خِنْگِ کَرَّمْنا سَوار در کَفِ دَرکَش، عِنانِ اختیار


25 تیر 1403


ریق: آب دهان، آب اندک
صدید: چرکآبه ای که با خون آمیخته که از زخم جاری شود و این تمثیلی است از طعامِ دوزخیان ( مجمع البیان ، ج 5 ، ص 307 و مفردات ، ص 276)
سوره إبراهيم آيه 16: مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيد‏: پیش رویش جهنم است تا در آنجا خونابه اش بخورانند.
زهی: آفرین گفتن
با تو می گویم:

هر چه مرد را به خدا رساند اسلام است، و هر چه مرد را از راه خدا باز دارد، کفرست. (تمهیدات، عین‌القضات همدانی)
گفتار فلسفی


مارتا نوسباوم (زاده ۱۹۴۷)
محمدامین مروتی
مارتا کرِیْوِن نوسباوم فیلسوف آمریکایی و فعال حوزه زنان و حقوق حیوانات و متخصص در فلسفه ارسطو است. نوسبوم در سال ۱۹۷۵ دکترای فلسفه از دانشگاه هاروارد گرفت. او در مقطعی به دین یهودیت گروید.

رویکرد قابلیت:
نوسباوم از مدافعان "معیارهای کیفی" در زندگی سیاسی و اجتماعی است.
یک زندگی خوب مشتمل بر قابلیت هایی است که به زندگی انسان کیفیت می دهد. نظیر:
زندگی، سلامت جسمانی، احساسی، عاطفی، فکری، خرد کاربردی، محبت و کنترل بر محیط پیرامون.
از مهمترین آثار او می‌توان به «كیفیت زندگی»، ‌اشاره كرد که به فارسی هم ترجمه شده است.
مارتا نوسباوم می گوید توسعه را نه با شاخص تولید ملی، بلکه با شاخص توسعه قابلیت ها باید سنجید. آمریکا ثروتمندترین کشور جهان است، اما در توسعه انسانی رتبه دوازدهم را دارد. توان اقتصادی تنها نشانگر پیشرفت جامعه نیست، بلکه توانمندی‌های فردی و اجتماعی هم مهمند و باید آموزش داده شوند. رشد اقتصادی در بسیاری از کشورهای فقیر تأثیر مشخصی بر زندگی بخش‌های بزرگی از محرومان جامعه و به‌خصوص زنان ندارد.
خود نوسباوم با همراهی آمارتیا سن -برنده جایزه نوبل اقتصاد- کوشیدند این کار را در جامعه هند و با تمرکز بر زنان هند و گروه‌های آسیب‌پذیر و محروم جامعه انجام دهند.

آثار مهم:
ارسطو (1985)
کتاب "کیفیت زندگی" را مشترکاً با آمارتیا سن نوشته اند. (1993)
شکنندگی نیکی (2001)
کتاب "سلطنت ترس" به پدیده‌ی جهانی‌سازی و سیاست‌هایی که ایالات متحده‌ی آمریکا پیش گرفته می‌پردازد. (2012)
کتاب "خشم و بخشش" به تحلیل پدیده‌ی خشم می‌پردازد. (2014)
با تومی گویم:

ابرهای بزرگ فلسفه، در یک قطره گرامر، متراکم شده اند. (ویتگنشتاین)
خودشناسی و سبک زندگی


مرنجان و مرنج (بلندی های روان)

محمد امین مروتی


نیچه می گوید روان را بلندی هایی است که نظر کردن از فراز آن، به هیچ غمی مجال ماندن در دل را نمی دهد. این جمله نیچه، چکیده تفکر رواقی و عارفانه است.
تفکر فلسفی و دورنگر و کل نگر، ایستادن بر این بلندی ها را میسر می کند. البته تفکر فلسفی ای که با اخلاق پیوند بخورد. عرفای ما می گفتند مرنجان و مرنج. به همان اندازه که این جمله زیباست، عمل کردن بدان دشوار است.

نرنجاندن، به مراتب از نرنجیدن ساده تر است، اما نه چندان آسان. بالاخره انسان می تواند برای خود خط و مرزهایی بگذارد و سعی کند از آن ها عبور نکند. مواظب باشد که دیگری را نرنجاند. این وظیفه، کمابیش شدنی است. اما "مرنج"، به مراتب دشوارتر است. رنجیدن دست خود آدم نیست. رنجیدن واکنش طبیعی روان آدمی است ولو این که رنجش خود را بر زبان نیاورد و در دل نهان دارد. به قول طبیب اصفهانی:
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
زِ بامی که برخاست، مشکل نشیند
حرف ناحسابی که می شنوی، کمابیش تو را می رنجاند. مگر اینکه بر "بلندی های روان" خود دست یابیم و به قول اسپینوزا، آدم و عالم را "از منظر ابدیت" بنگریم. اما بدانیم که قدم اول برای نرنجیدن، نرنجاندن است.

فروید هم ظرفیت بشر را با بزرگترین مشکلی می سنجید که می تواند او را از حالت منطقی خارج کند. این به شرطی است که این حالت منطقی، نمایشی و ظاهری نباشد و طبیعی و نهادینه شده باشد. این ظرفیت هم قبض می پذیرد و هم بسط.
متاسفانه در زندگی از مواجهه با آدم های غیرنرمال گریز و گزیری نیست. یک مشکل خانوادگی یا یک بچه معتاد یا معلول(جسمی یا ذهنی)در خانواده، زندگی خانواده ای را تباه می کند.
در مواجهه با انسان های شارلاتان و دریده، احتمال قبض و کاهش ظرفیت بیشتر است ولی اگر بتوان اسیر این انسان ها نشد و حتی بر آنان، مشفقانه و صمیمانه دل سوزاند، بسط و گشودگیِ ظرفیت به انسان روی می آورد. باید احتمال قوی داد که انسان مردم آزار، درونی رنجیده و آزاردیده دارد و خودش بیش از دیگری در معرض پریشانی احوال است.

هر دو جمله ی نیچه و فروید را باید به آب زر و به خط خوش نوشت و نصب العین(جلو چشم) خود قرار داد.
برای خودم و تو، ایستادن بر آن بلندی هایی را آرزو می کنم که نیچه آرزویش را داشت.

10 تیر 1402
با تو می گویم:

عادات بد مانند رختخواب گرم و نرم هستند. خوابیدن در آنها راحت و بلند شدن از آنها مشکل است... (فرانسیس بیکن)
آیه هفته:

.... فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ : ‏... پس هر كه به شما تعدّى كرد با او مقابله به مثل كنيد و از خدا پروا داريد و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است. (بقره/ 194)
شعر هفته:

ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو، تا شوی موزون خویش (مولانا)
کلام هفته:

"بلینا بقوم یظنون أن الله لم یهد سواهم": به قومی مبتلا شده‌ایم که می‌پندارند خداوند جز آنها کسی را هدایت نکرده‌است. (ابن سینا)
داستانک:

قاضی رفت کارواش.
کارگر اول چرخ ها را شست.
قاضی گفت: گویا تازه کاری؟! باید اول سقف را بشوری.
کارگر گفت:احسنت! فساد در جامعه هم همین‌طور است.
قاضی به فکر فرو رفت و گفت: تو نباید ماشین شور باشی!
کارگر گفت: دکترای فلسفه دارم. همین حرف را در دانشگاه زدم اخراجم کردند.
قاضی گفت:
اول مرا شستی بعد ماشین را.
طنز هفته:

من اگه نمیرم خارج فقط به خاطر مادر پدرمه..... چون پول نمیدن برم خارج...
پیشنهاد فیلم عشق سال‌های وبا(2007)


محمدامین مروتی

کارگردان: مایک نیوول
بر اساس کتابی به همین نام اثر گابریل گارسیا مارکز
فیلم، قصه مثلثی عشقی است میان فرمینا دازا (با بازی جیووانا متزوجیورنو)، فلورنتینو آریزو (با بازی خاویر باردم) و دکتر خوونال اوربینو (با بازی بنجامین برت) که ۵۰ سال به طول می‌انجامد.
فلورنتینو عاشق پاکبازی است که پنجاه سال برای رسدن به معشوق صبر می کند. زیبایی قصه و فیلم در گرو همین عشق خالصانه و پایدار است. داستان در ابتدای قرن بیستم و در جریان جنگ های داخلی کشورهای آمریکای لاتین می گذرد که به تازگی استقلال شان از اسپانیا را به دست آورده اند. بلای دیگر وباست که کشور را درگیر کرده است. در میانة این غوغا، گلی از عشقی بی پیرایه و پاک بین فلورنتینو(تلگرافچی شهر) و فرمینا(دختر تاجری حقه باز که تازگی بدان شهر آمده) می روید. پدر که در پی شوهری ثروتمند برای دختر زیبایش است، مانع این ازدواج می شود. فرمینا پس از مدتی به ازدواج با دکتر سرشناس شهر رضایت می دهد و ......