با تو می گویم:
و گفت: علامت تواضع آن است كه سخن حق قبول كنی از هر كه گويد. (تذکرة_الأولیاء/عطار_نیشابوری)
«امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر پندارند و حرامزادگی و سخنچینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و ایغوری(خط مغولان) را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر تبهکاری امیر، هر مزدوری صدرنشین، هر ریاکاری وزیر، هر اِدباری دبیر، هر فاسدی مستوفی، هر ولخرجی ناظر هزینه، هر ابلیسی معاون دیوان، هر... خری صدر، هر شاگردآخوری صاحب حرمت و جاه، هر فرّاشی صاحبمنصب. هر ستمگری پیشکار، هر خَسی کَسی، هر خسیسی رئیسی، هر خیانتپیشهای قدرتمند و… .»
منبع: تاریخ جهانگشای جوینی، عطاملک جوینی، ص ۱۱۰، با تلخیص و بازگردانی
@vir486
منبع: تاریخ جهانگشای جوینی، عطاملک جوینی، ص ۱۱۰، با تلخیص و بازگردانی
@vir486
گفتار عرفانی
ثقل درون و ناملایمات بیرونی
محمدامین مروتی
حافظ می گوید:
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
یعنی سعادت درویشان در حکومت های ظالم هم می تواند تداوم داشته باشد. زیرا لشکر ظلم بر جغرافیا تسلط دارد و درویشان بر تاریخ. سعادت عرفا، متاثر از عوالم زیبای درون است و متاثر از حوادث بیرون نیست.
مولوی هم می گوید:
بر همگان، گر زِ فلک، سنگ ببارد شب و روز
من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم
آیا این به معنی بی توجهی عرفا به ستم هایی است که بر مردمان می رود؟
خیر. این به معنای آسیب ناپذیری سعادت درون در مقابل آسیب های خارجی است. این به معنی قدرت باطن و شخصیت عرفاست. این به معنی ابتنا کردن سعادت بر ثقل درون است نه عوامل بیرونی. شاد بودن وشاد کردن در لحظات دشوار مقهور ناملایمات نشدن. در عین حال همین عرفا از آسیب پذیری مردمان ضعیف، ناراحت می شوند و هر کاری که بتوانند برایشان می کنند. غم عالمیان را دارند اما غصه دنیا را نمی خورند. کلیم کاشانی می گوید:
عالمی غم داشت دل، اما غمِ عالم نداشت
اول مهر 1403
با تو می گویم:
منی که امروزم را هدر دادهام به چه حقی میتوانم فردا را بخواهم؟ (آلن_فورنیه)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آب حیات عشق را، در رگ ما روانه کن
آینهی صبوح را، ترجمهی شبانه کن
ای پدر نشاط نو، بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو، وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو، تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن، جان مرا نشانه کن
خیز کلاه کژ بنه، وز همه دامها بجه
بر رخ روح بوسه ده، زلف نشاط شانه کن
کار تو است ساقیا، دفع دوی بیا بیا
ده به کفم یگانهای تفرقه را یگانه کن
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بیوطنی است قبلهگه در عدم آشیانه کن
هست زبان برون در حلقه در چه می شوی
در بشکن به جان تو سوی روان روانه کن
غزلی ازحضرت مولانا
با خوانش زیبای احمد شاملو
@tabarshenadi_ketab
آینهی صبوح را، ترجمهی شبانه کن
ای پدر نشاط نو، بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو، وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو، تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن، جان مرا نشانه کن
خیز کلاه کژ بنه، وز همه دامها بجه
بر رخ روح بوسه ده، زلف نشاط شانه کن
کار تو است ساقیا، دفع دوی بیا بیا
ده به کفم یگانهای تفرقه را یگانه کن
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بیوطنی است قبلهگه در عدم آشیانه کن
هست زبان برون در حلقه در چه می شوی
در بشکن به جان تو سوی روان روانه کن
غزلی ازحضرت مولانا
با خوانش زیبای احمد شاملو
@tabarshenadi_ketab
.
قطعه ساز و آواز
خواننده #شجریان
شعر: #سعدی
دستگاه /مایه: #چهارگاه
منتخب از آلبوم دستان
====================
دوش دور از رویت ای جان
جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از
سودای دل سیلاب داشت
در تفکر عقل مسکین
پایمال عشق شد
با پریشانی دل شوریده چشم (چشمم) خواب داشت
کوس غارت زد فراقت گرد
شهرستان دل
شحنه عشقت سرای عقل
در طبطاب داشت
نقش نامت کرده دل
محراب تسبیح وجود
تا سحر تسبیح گویان روی
در محراب داشت
دیدهام میجست
و گفتندم نبینی روی دوست
خود درفشان بود چشمم
کاندر او سیماب داشت
ز آسمان آغاز کارم
سخت شیرین مینمود
کی گمان بردم که شهدآلوده
زهر ناب داشت
این ره مشکل افتادست
در دریای عشق
اول آخر در صبوری
اندکی پایاب داشت
کانال ترانه های ماندگار
🆔@mosighiasilvaclasiic
قطعه ساز و آواز
خواننده #شجریان
شعر: #سعدی
دستگاه /مایه: #چهارگاه
منتخب از آلبوم دستان
====================
دوش دور از رویت ای جان
جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از
سودای دل سیلاب داشت
در تفکر عقل مسکین
پایمال عشق شد
با پریشانی دل شوریده چشم (چشمم) خواب داشت
کوس غارت زد فراقت گرد
شهرستان دل
شحنه عشقت سرای عقل
در طبطاب داشت
نقش نامت کرده دل
محراب تسبیح وجود
تا سحر تسبیح گویان روی
در محراب داشت
دیدهام میجست
و گفتندم نبینی روی دوست
خود درفشان بود چشمم
کاندر او سیماب داشت
ز آسمان آغاز کارم
سخت شیرین مینمود
کی گمان بردم که شهدآلوده
زهر ناب داشت
این ره مشکل افتادست
در دریای عشق
اول آخر در صبوری
اندکی پایاب داشت
کانال ترانه های ماندگار
🆔@mosighiasilvaclasiic
گفتار فلسفی
روی باسکار (1944-2014)
محمدامین مروتی
رام رُی باسکار، فیلسوف علمِ دورگة انگلیسی- هندی است. فلسفه علم وی مورد توجه چپ گرایان است.
رئالیسم انتقادی:
باسکار کارکرد علم را قابل پیش بینی ساختن جهان، بدون داشتن یقین و اطمینان از حقیقت آن می داند.
وی با تلفیق فلسفه غربی و شرقی، از نوعی ابهام، حیرت بی پایان و فقدان یقین در علم بشری سخن می گوید که حکمت شرق بر آن تاکید می کند.
او موضع خود را "واقع گرایی علمی"، رئالیسم علمی یا رئالیسم استعلایی می نامد.
در عین حال باسکار، جستجوی علم و آزادیخواهی را روند واحدی می داند که حس وحدت و معنویت شرقی به انسان می دهند. به رغم "وایتهد" که کل فلسفه غرب را حاشیه ای بر تعالیم افلاطون می داند، باسکار سویة مغفول فلسفه را بی توجهی به معنویت شرقی می داند و چپ را به جهت بی توجهی به معنویت شرقی ملامت می کند. کتاب مهم باسکار در این باب، "افلاطون و غیره" نام دارد. "دیوید گراییر" در باره باسکار می گوید خود او هم با نوعی حیرت و سرخوشی و مهربانی و شوخ طبعی زائدالوصف با جهان مواجه می شد.
تفاوت علوم طبیعی و اجتماعی و اختیار:
او معتقد است ساختار جهان، تو بر تو و لایه لایه است. پوزیتیویسم، پیچیدگی جهان را تقلیل حل میدهد و شناخت ما را از جهان افزایش نمی دهد. در حالی که قوانین شیمی به فیزیک و زیست شناسی به شیمی قابل تقلیل نیست. هر چه میزان پیچیدگی موجودی بیشتر باشد، آزادتر است چنان که درخت، از سنگ و بشر از درخت آزادتر است.
باسکار رئالیسم خود را در مقابل پوزیتیویسم و پست مدرنیسم تعریف می کند. اولی به نوعی رئالیسم خام و تقلیل گرا معتقد است و دومی به عدم امکان شناخت.
برغم نظر دیلتای و به نظر باسکار، علوم اجتماعی از علوم طبیعی پیچیده ترند ولی در عین حال قانونمندی خود را دارند. یکی گرفتن این دو نوع علم و تقلیل پوزیتویستی علوم اجتماعی، راه را برای نیهیلیسم پست مدرن و گریز از تبعات واقع گرایی وامکان شناخت دنیا باز می کند.
مغالطهی معرفتی:
فلاسفه دچار نوعی «مغالطهی معرفتی» شده اند epistemic fallacy که خواسته اند وجودشناسی را به معرفت شناسی تقلیل دهند. فلاسفه تقریباً بهطور ثابت و پایداری این پرسش را که «آیا جهان وجود دارد؟» با این پرسش که «آیا میتوانیم ثابت کنیم که جهان وجود دارد؟» یکسان گرفتهاند. در حالیکه کاملاً محتمل است که جهان وجود داشته باشد، بیآنکه ما قادر به اثبات آن باشیم، چهرسد به آنکه بتوانیم دانش مطلقی از هرآنچه در آن است کسب کنیم.
باسکار می گوید آن چیزی که آزمایشات تجربی را ممکن و قابل راستی آزمایی می سازد، همین رئالیسم و ساختار واقعی عالم است. ولی باید توجه داشت که این ساختارها «لایهمند» stratified و پیچیده هستند.
ماتریالیسم:
باسکار ماتریالیسم پراتیکی را تکامل یافته ماتریالیسم خام وجودشناسانه و معرفت شناسانه می داند و در این باب، تزهای مارکس در مورد فوئرباخ را ارج می نهد و برداشت انگلس و لنین را در باب مفهوم ماتریالیسم مارکسی، منفی ارزیابی می کند.
اما کسانی مانند آدلر، لوکاچ، کُرِش و گرامشی، وجه انتقادی نظریه مارکس را احیا کنند.
آثار:
«یک نظریهی رئالیستی علم» (۱۹۷۵)
«امکان ناتورالیسم/طبیعتگرایی» (۱۹۷۹)
افلاطون و غیره: مسایل فلسفه و راهحل آنها
«فلسفهی فرا-واقعیت: خلاقیت، عشق و آزادی»
دیالکتیک، ماتریالیسم و نظریه شناخت/ روی باسکار
رئالیسم انتقادی چیست؟/ روی باسکار
کتاب ترجمهشدهی او به فارسی:
بسکار، رُی و اسکات، دیوید. نظریهای رئالیستیانتقادی دربارهی آموزش. ترجمهی روزبه آقاجری. انتشارات مؤسسهی مطالعات فرهنگی و اجتماعی
رئالیسم انتقادی / فروغ اسدپور
منابع:
شماره سوم ماهنامة "فرهنگ امروز"، مقاله "دیوید گراییر" در باره "روی باسکار"
رئالیسم انتقادی چیست؟ روی باسکار برگردان: مانیا بهروزی
با تو می گویم:
به کسانی که راه را از من پرسیدهاند چنین پاسخ دادم: این راهِ من است؛ راهِ شما کدام است؟ زیرا که راه وجود ندارد. (نیچه)
خودشناسی و سبک زندگی
شاخص های خوشبختی از نظر دکتر آذرخش مکری
محمدامین مروتی
دکتر آذرخش مکری می گوید امروز می توانیم از علم جدیدی به نام علم خوشبختی سخن بگوییم. زیرا تقریبا اصلی ترین شاخصه های خوشبختی برای ما شناخته شده اند. به گونه ای که می توان به احساس بدبختی و خوشبختی اشخاص، بین اعداد یک تا ده با دقت یک دهم نمره داد. بنابراین برای سعادت بشر، به جای سیر کردن در رویاها و مدینه های فاضله، باید آستین ها را بالا زد و فاکتورهای موثر در احساس خوشبختی را سرو سامان داد.
خبر خوب این است که اکثر افراد تقریباً خود را خوشبخت می دانند. یعنی نمره ای حدود5 و 6 و 7 می گیرند. نمره 4، خط بدبختی و بیچارگی است که در کشورهای معدودی نظیر سومالی، افغانستان و سوریه به دست آمده است.
شادکامی، نهایتاً به میزان سلامت روان انسان ها برمی گردد و شاید بتوان گفت عنصر اصلی سلامت روان، توان مدیریت هیجانها به خصوص خشم و ترس و غریزه جنسی است. روان سالم، روانی است که قادر به مدیریت بهینه این سه هیجان باشد.
دکتر مکری می گوید 40% دلایل شادکامی به دوران کودکی و روابطی که با خانواده و به خصوص مادر داشته ایم برمی گردد و مقدار دیگری هم به دوران تحصیل و خاطره ای که از مهدکودک و دبستان داریم.
30% بقیه به روابط خانوادگی و اجتماعی فعلی ما برمی گردد. عواملی چون رابطه خوب با والدین و فرزندان، رابطه خوب با همکاران در محیط کار.
و 30% بقیه به ژنتیک، موقعیت شغلی و مالی و بقیه عوامل.
دکتر مکری می گوید در آمد ده هزار دلاری در سال، حداقلی از نیازهای اصلی بشر را رفع می کند و برای احساس خوشبختی لازم است.
شغل خوب نیز اهمیت فراوانی در این زمینه دارد.
ژنتیک و تیپ شخصیتی افراد و نوع روابطشان با دیگران، عامل تاثیرگذار دیگر است.
عواملی نظیر حوادث طبیعی، جنگ و حکمرانی های بد و مستبد، که بر احساس ناتوانی، دست بستگی، تحقیر و مظلومیت و استیصالِ انسان ها می افزیند نیز تاثیر بزرگی در احساس بدبختی بشر دارند.
اما مهمترین عوامل، همان هایی است که از کودکی با خود می آوریم.
مثلاً تحقیقات انجام شده که به آمار و ارقام تبدیل شده اند، نشان می دهند که دو برابر شدن حقوق ما 2/0 واحد به خوشبختی ما می افزاید و ارتقاء مدرک تحصیلی 1/0، ولی دو برابر شدن حقوقِ رقیب، یک عدد کامل از احساس خوشبختی ما می کاهد. در حالی که اگر حقوق همه مردم و من جمله خودمان دو برابر شود، احساس خوشبختی ما چندان افزایش نمی یابد.
منبع:
سخنرانی دکتر آذرخش مکری آذر 1399
با تو می گویم:
عاشق "شدن" مهم نیست؛ عاشق "ماندن" مهم است. عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است نه شدت ظهورش ... (نادر_ابراهیمی)
آیه هفته:حرکت و برکت
...فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ: هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن. (آلعمران/۱۵۹)
شعر هفته:خودیافتگی
انگور نشد غورهٔ ما خامسرشتان
از تاک بُریدیم و به مینا نرسیدیم
افسوس که ما در طلب گمشدهٔ خویش
بسیار دویدیم و به خود ما نرسیدیم (حزین لاهیجی)
کلام هفته:مدرنیسم
عصاره اندیشه مدرن در این سخن کانت است: جرات دانستن داشته باشید.
داستانک: ادب
داستایوفسکی نویسنده شهیر روسی از خیابان میگذشت و در میان ازدحام جمعیت ناخواسته پای مردی را لگد کرد. مرد فوری شروع به دشنامگفتن کرد و هرآنچه که نمیباید به او گفت.
داستایوفسکی حرفی نزد. چند قدم که دور شد برگشت، کلاهش را از سر برداشت، اندکی خم شد و خیلی مودبانه گفت: من داستایوفسکی هستم، آقا!
مرد از اینکه به نویسنده معتبری چون او توهین کرده بود سخت شرمنده شد و شروع به عذرخواهی کرد. داستایوفسکی با همان خونسردی گفت: نیازی به عذرخواهی نیست آقا، شما خودتان را معرفی کردید، من هم خودم را معرفی کردم!
طنز هفته: توهم
از یکی پرسیدند اگر کشتیات وسط اقیانوس غرق شد چه میکنی؟ گفت میروم بالای درخت! خندیدند که درخت آن هم وسط اقیانوس؟! گفت: خب مجبوورم، میفهمی مجبووورم!
پیشنهاد فیلم12 مرد خشمگین(۱۹۵۷)
محمدامین مروتی
"12مرد خشمگین"، با کارگردانی سیدنی لومت و بازیگری هنری فوندا و لی جی. کاب ساخته شدهاست. داستان درباره هیئت منصفه دادگاهی متشکل از دوازده نفر است که بایستی درباره گناهکار بودن یا بیگناهی جوانی به حکم قتل تصمیمگیری کنند. این فیلم در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینمای جهان در سایت معتبر IMDB این فیلم در رتبه ۸ قرار دارد.
نوجوانی هجده ساله از اهالی امریکا لاتین متهم به قتل پدرش گردیده است. چاقویی در محل وقوع حادثه پیدا شده که متعلق به اوست و او ادعا میکند که آن را گم کرده است. حال دوازده مرد به عنوان اعضای هیئت منصفه باید در این باره تصمیم گیری کنند.
تنها یک نفررأِی بر بی گناهی متهم میدهد. اعضای هیئت منصفه آن در فضای عصبی مشغول بحث و بررسی پرونده می شوند و رای نهایی صادر می شود....
پیام مهم 12 مرد خشمگین در باره آسیب پذیری حقیقت و دشواری قضاوت است.
دیدن فیلم را به همه اهالی فیلم های وزین و در عین حال پرکشش توصیه می کنم.