کانال محمد امین مروتی
1.73K subscribers
1.97K photos
1.65K videos
142 files
2.91K links
Download Telegram
گفتار فلسفی


لیبرتاریانیسم یا اختیارگرایی

محمدامین مروتی


اختیارگرایی یک تئوری فلسفی برای تایید سازوکار بازار است.
رابرت نوزیک می گوید همچنان که انسان اختیار جسم خود را دارد، اختیار مایملک خود را هم دارد و همچنین اختیاردار ثمرات کار خود نیز هست. لذا اقداماتی مانند گرفتن مالیات که ناقض این اختیار است، ترویج نوعی "بردگی" است. هر نوع دخالت دولت برای بازتوزیع ثروت- آن گونه که در دولت های رفاه وجود دارد- همین حکم را دارد. گرفتن مالیات عین آن است که کسی را وادار به کار اجباری و بیگاری کنیم و بدون رضایت او، حاصلش را به دیگری بدهیم. مالیات گرفتن که یک نوع دزدی خیرخواهانه و رابین هودی است.
نوزیک در کتاب "آنارشی، دولت و اتوپیا" (1974) استدلال می کند بازتوزیع ثروت فقط در زمانی موجه است که در کسب ثروت یا انتقال آن بی عدالتی وجود داشته باشد. یعنی ثروت از راه نامشروع کسب یا منتقل شده باشد. اما ثروتی که حاصل داد و ستد آزاد بوده یا به رسم هدیه به کسی رسیده باشد، از این شروط آزاد است.
لذا دولت باید حداقلی باشد و جز نظارت بر رعایت قوانین و حفظ صلح و ممانعت از دزدی و زورگویی وظیفه ای نداشته باشد.

میلتون فریدمن(1912-2006) در کتاب "سرمایه داری و آزادی" (1962) نظام تامین اجتماعی و بازنشستگی و قانون حداقل دستمزد را مصداق دخالت دولت در آزادی فرد می داند و می گوید افراد اگر می خواهند، خودشان باید برای آینده پس انداز نمایند و نباید بدان مجبور شوند. از این فراتر، دولت نباید پروانه اشتغال صادر کند. اگر آرایشگری موی سر را خوب اصلاح نکند مورد اقبال قرار نمی گیرد و خودبه خود از بازار حذف می شود و لازم نیست پروانه داشته باشد. حتی پزشک هم نیاز به پروانه طبابت ندارد. اما خدمات باید توسط موسسات خصوصی رتبه بندی شوند تا مردم بدانند به کدام می توانند اعتماد بیشتری کنند.

لیبرتارین ها حتی اجبار موتورسواران به استفاده از کلاه ایمنی، مبارزه با تن فروشی و همجنس گرایی و حتی زنا را مخالف آزادی فردی می دانند. به نظر ایشان، یک بیمار دیالیزی حق دارد کلیه اش را بفروشد.
همچنین انسان ها باید حق خودکشی و پایان دادن به زندگی خود را هم داشته باشند ولو اینکه بیماری قابل معالجه داشته باشد. یعنی صحبت فقط بر سر ترحم و اخلاق نیست بلکه بر سر حقوق فردی است.
تفاوت فایده باوری و اختیارگرایی در این است که اختیارگرایی از منظر حق انسان نسبت به مالکیت و دارایی اش از بازار آزاد دفاع می کند ولی فایده باوری از منظر "سرجمع سود نهایی" و رفاه مردم. فایده باور می گوید توجیه بازار آزاد این است که در معامله طرفین سود می کنند.

نقد:
دو نقد اساسی به فایده باوری و اختیارگرایی وجود دارد:
یکی این که انتخاب در بازار همیشه آزاد و عادلانه نیست و دیگر این که بعضی فضایل انسانی را نمی توان با پول خرید. دو مثال در این باره می زنیم: خدمت اجباری و رحم اجاره ای.

یکی از مباحث مطروحه در این باب در بارۀ خدمت سربازی است که باید اجباری و همگانی باشد یا می توان آن را با پول خرید؟ سربازی باید اجباری باشد یا اختیاری؟
اختیارگرایان می گویند سربازی اجباری نوعی بردگی و بیگاری است و خدمت در ارتش باید یک حرفه و شغل مانند سایر مشاغل باشد.
مخالفانشان می گویند اولاً ارتش حرفه ای هزینه بیشتری برای جامعه دارد. ثانیاً خدمت سربازی بیشتر از روی اجبار است تا اختیار. به همین دلیل بیشتر افرادی که به خدمت در نظام یا پلیس تن می دهند، از طبقات محروم جامعه اند که امکان ادامه تحصیل نداشته اند. فرصت های برابرِ ادامۀ تحصیل برای همه اقشار فراهم نیست. ثالثاً خدمت نظام صرفاً یک شغل نیست. یک وظیفه مدنی و میهنی هم هست. تبدیل خدمت سربازی به یک کالا، شان و فضیلت آن را از بین می برد. از منظر سودگرایی می توان به استخدام لژیون سربازان خارجی دست زد ولی سرباز خارجی عرق وطنی و ملی نخواهد داشت.
امروزه بعضی ز عملیات نظامی، در شکل پیمانکاری، به شرکت های خصوصی برون سپاری می شود. مثل لشکر واگنر برای روسیه. آمریکا نیز از گروه های مشابهی استفاده می کند ولی این گروه ها علاوه بر عدم حمیت ملی، خشن تر هم عمل می کنند. شکنجه زندنیان ابوغریب در عراق نمونه ای از این موارد است.

مثال دیگر بارداری است. آیا می توان رحم زنی را برای بچه دار شدن اجاره کرد؟ پس تکلیف احساس مادری این زن چه می شود؟ آیا به صرف یک معامله برد- برد بین دو انسان عاقل و بالغ، می توان این احساس را نادیده گرفت و یا چیزهایی وجود دارد که با پول نمی تون خرید؟ آیا کسی که رحمش را اجاره می دهد با اختیار این کار را می کند یا مجبور است؟
اگر کسی تخمک زنی را بخرد و آن را به جای رحم در لوله آزمایش پرورش بدهد، ماهیت موضوع تغییر نمی کند؟

منبع:
عدالت، مایکل سندل، ترجمه حسن افشار، نشر مرکز
با تو می گویم:

همانگونه که خواهان عدم دخالت دین در سیاست هستیم، باید از دخالت سیاست در دین نیز بپرهیزیم!
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زباله‌های ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموخته‌ای و هنوز رشد نکرده‌ای ...

رهايی از دانستگی - کريشنا مورتی


@Radiorahpodcast 🎧
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Ⓜ️ روز تلخی که هرات از ایران جدا شد.

گزارشی از معاهده پاریس که صدای مارکس را هم درآورده بود.

انتخاب



🛄
@zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
خودشناسی و سبک زندگی


كيمياي عشق

محمدامین مروتی


عشق، جامع ارزش هاي بشري است كه در سه گانه ي حقيقت (دانايي ) و زيبايي (جمال ) و اخلاق (كمال) خلاصه شده اند. عشق، مادر اين ارزش هاست و بدون عشق نه علمي و نه هنري و نه خيري به منصه ظهور در نمي آيد. انسان گذشته مجموعه آرزوها و آمالش را در قالب اسطوره ها متجلي مي ساخت و دنبال راه حل هاي معجزه آسا و سهل الوصولي براي رفع و دفع رنج هاي خود بود. مرگ و بيماري و فقر و نفرت باعث شده بود در جستجوي سلامت و ثروت و جلب محبت ديگران و جاودانگي به "نوشدارو" و "كيميا" و "مهر گياه" و" آب حيات" معتقد شود. او مي خواست با نوشدارو ، بيماري و رنج جسمي را نابود كند با كيميا و تبديل فلزات بي بها به طلا ، فقر را از ميان بردارد. با نوشيدن آب حيات بر مرگ غلبه يابد و با توسل به مهر گياه يا مهرة مار، محبت و دوستي و احترام مردم را نسبت به خود بخرد. اين تمناها و تمايلات، انعكاس ذهنيات بدوي و عاميانه ي قاطبه مردم زمان هاي گذشته بود اما اهل دل و معرفت به كيمياي واقعي و اكسيري دست يافتند كه ديگر جنيه ي اسطوره اي و فانتزي و تخيلي نداشت. كيميايي كه جامع تمنيات همه افراد بشر در طول همه زمان ها و در عرض همه مكان ها بود. عشق آن اكسيري است كه هم جاودانگي مي بخشد. هم ثروت است، هم داروست و هم محبت مي آورد. كيميايي كه مرده را به واقع زنده مي كند:
مُرده بُدم ، زنده شدم گريه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم

عاشق به اندازه اي كه به معشوق خدمت مي كند، مورد خدمت عنايت معشوق قرار مي گيرد و از آن لذت مي برد و محبت مي بيند پس مهرة مار و مهر گياه واقعي را هم اوست كه دارد:
هر كه را عاشق بُوَد ، معشوق دان
كو به نسبت هم اين است و هم آن
از محبت ديو حوري مي شود
از محبت نار نوري مي شود
با تو می گویم: کار دل

کار دل، کاری است که با دل و جـان انجام شود. در عالـم تولید پروسه ای داریم با عنوان کنترل کیفیت quality control که طی آن کیفیت کالاها مدیریت می شود؛ اما در مدیریت جدید اوج کنترل کیفی در همة آفریده های بشری را کنترل به وسیله دل می دانند که آن را heart control نامیده اند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#معما پادشاه و ریاضیدان

روزی پادشاهی به دلایل نامعلوم بر ریاضیدان بزرگ شهر غضب گرفت و دستور داد او را به دار بیاویزند.
ریاضیدان از پادشاه درخواست کرد به یمن این روز که روز تولد هر سه پسر پادشاه است فرصتی به من بدهید تا شاید جان خود را نجات دهم.
پادشاه قبول کرد و گفت:
حاصلضرب سن پسرانم ۷۲ و مجموع سن آنها عدد مورد علاقه ی من است. اگر بتوانی سن فرزندان مرا بگویی نجات پیدا خواهی کرد.

ریاضیدان جواب داد قربان با اینکه عدد مورد علاقه شما را می‌دانم ولی هنوز نمی‌توانم سن فرزندان شما را بگویم.

پادشاه با عصبانیت جواب داد:
بیش از این وقت مرا نگیر پسر بزرگم بر خلاف برادران کوچکترش عاشق شکار است و من قول داده ام روز تولدش با او به شکار بروم درست در همان لحظه که پادشاه در حال رفتن بود ریاضیدان سن پسرانش را گفت و نجات پیدا کرد.

حالا شما که عدد مورد علاقه ی پادشاه را هم نمی‌دانید آیا می‌توانید سن فرزندان پادشاه را بگویید؟
@FarazTed
آیه هفته:
اَنَّ اللهَ يَحولُ بَينَ المَرءِ وقَلبِه: و بدانید که خداوند بین انسان و قلب او حائل است. (سوره انفال، آيه ۲۴)

کلام هفته:
سعی کن چیزی منفی درباره هیچ‌کسی نگویی، برای سه روز، برای ۴۵ روز، و برای سه ماه. آن‌وقت ببین برای زندگی‌ات چه اتفاق های خوبی می‌افتد. (یوکو انو)

شعر هفته:
انسان، راه كوره‌هاي مريخ را شناخته است
اما هنوز
كوچه‌هاي دلش را نمي‌شناسد. سلمان هراتي

داستانک:
و گفتند: فلانی تو را دشنام داد.
گفت: نامه‌ی اعمال خودش است. بگذار هر گونه که خواست آن را پر کند!

گفت: فلانی تو را ناسزا گفت.
گفت: آیا شیطان، پیام رسانی جز تو نیافت؟

گفت: فلانی از تو به بدی یاد کرد.
گفت: اگر راست گفته باشی، سخن چینی و اگر دروغ گفته باشی، فاسقی!

طنز هفته:
از یارو پرسیدن ماه عسل خوش گذشت؟
گفت : خیلی...
گفتن : پس چرا زنت داره گریه میکنه؟
گفت : خیلی دوست داشت بیاد، نبردمش!
فیلم هفته: روزهای عالی (2023)


محمدامین مروتی

"روزهای عالی"، فیلمی به کارگردانی ویم وندرس است و کوجی یاکوشو در آن بازی می‌کند.
«روزهای عالی» در هفتاد و ششمین جشنواره فیلم جایزه هیئت داوران جهانی را برد و جایزه بهترین بازیگر مرد برای کوجی یاکوشو. این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم بین‌المللی در نود و ششمین دوره جوایز اسکار شد.

هیرایاما به عنوان یک تمیزکننده توالت عمومی در توکیو کار می‌کند. او کاست‌های موسیقی گوش می‌کند،کتاب می خواند و عکاسی می کند. تمیز کردن توالت ها را با علاقه و دقت کامل انجام می دهد. به ندرت حرف می زند و از زندگی اش لذت می برد. گویی می خواهد به ما بگوید، سعادت در حُسن انجام کارهای کوچک با قلبی بزرگ است.

روزهای عالی فیلمی دیدنی و خوش ساخت است و دیدنش به همگان توصیه می شود.

27 بهمن 1403
گفتار ادبی


نظربازی حافظ

محمدامین مروتی


برای حافظ، نظربازی نه چشم چرانی بلکه نگریستن در آیات و صنع خداست. بنابراین ابتدا می گوید بی خبران، تاویل درستی از نظربازی ندارند. بعد می گوید ماه و خورشید هم مانند چشم زیبا بین من، مظهر و جلوۀ صنع اویند:
در نظربازیِ ما بی‌خبران حیرانند
من چُنینم که نمودم دگر ایشان دانند
عاقلان نقطهٔ پرگارِ وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه‌گاهِ رخِ او دیدهٔ من تنها نیست
ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند

و روی زیبا را آینه جمال خدای و صنع او می داند:
در روی خود تفرج صنع خدای کن
کآیینهٔ خدای نما می‌فرستمت

از آن جا که دنیا جلوه روی معشوق است، برای حافظ نیز موضوعیت و اهمیت پیدا می کند:
چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
سخن‌شناس نه‌ای جان من خطا این جاست
مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود
رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست

ابیات زیر شاهدی بر آن است که نظربازی حافظ چشم چرانی نیست و او به همسر خود بسنده می کند:
گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
زین چمن سایهٔ آن سروِ روان ما را بس
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولتِ صحبتِ آن مونسِ جان ما را بس

شاهد مورد نظر حافظ تنها دارای خط و خال و زیبایی های ظاهری نیست بلکه لطیفه ای به نام "آن" هم دارد. کمال و جمال را با هم دارد:
لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لبِ لعل و خطِ زنگاریست
جمالِ شخص، نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بارِ دلداریست
قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند
قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاریست
و:
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حُسنش بستهٔ زیور نباشد
و:
از بتان "آن" طلب ار حسن شناسی ای دل
کاین کسی گفت که در علمِ نظر بینا بود
و:
این که می گویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم

در عین حال حافظ ابیاتی دارد که از حد نظربازی بیرون می رود و نشان می دهد که مشخصاً به شیراز و ترکان شیرازی دل بسته است:
من آدم بهشتیم امّا درین سفر
حالی اسیر عشق جوانان مهوشم
شیراز معدن لب لعلست و کان حسن
من جوهریّ مفلسم ایرا مشوّشم
از بس که چشم مست درین شهر دیده‌ام
حقّا که می نمی‌خورم اکنون و سرخوشم
شهریست پر کرشمهٔ حوران ز شش جهت
چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم
و:
روزگاریست که سودایِ بتان دینِ من است
غمِ این کار‌، نشاطِ دلِ غمگینِ من است
و:
دلم جز مِهرِ مَه‌رویان، طریقی بر نمی‌گیرد
ز هر در می‌دهم پندش، ولیکن در نمی‌گیرد
و مفتخر است که:
به شعر حافظِ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه‌چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی




27 دی 1403
با تو می گویم:

اگه اولِ صبح یه آدم عوضی رو ببینی، یه آدم عوضی رو دیدی؛ ولی اگه تمامِ روز به آدمای عوضی بر بخوری، خودت یه آدم عوضی هستی! (دیالوگ فیلم توجیه شده)
گفتار دینی


اومانیسم قرآنی

محمدامین مروتی


سوره حجرات آيه 13 می فرماید:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‏: اى مردم، ما شما را از نرى و ماده‌اى بيافريديم. و شما را جماعت ها و قبيله‌ها كرديم تا يكديگر را بشناسيد. هر آينه گرامى‌ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. خدا دانا و كاردان است.
‏توضيحات : ‏
« شُعُوباً »: جمع شَعْب ، تيره‌ها و ملتها. « لِتَعَارَفُوا » : تا يكديگر را بشناسيد. تا با هم آشنا شوید.

طبق این آیه شریفه، همه انسان ها ریشه واحد دارند. بنابراین اولا اصل بر انسانیت است.
ثانیا برتری نژادی مبنای قرآنی (و علمی) ندارد.
ثالثا اختلاف و کثرت به رسمیت شناخته شده است.
رابعا این اختلاف باید مایه و پایه ای باشد برای گسترش شناخت و ارتباط بین انسان ها. اختلافات برای معارفه و آموختن از یکدیگر است نه جنگ و جدال .
خامسا ملاک نهایی برای رستگاری، پرهیزگاری است نه هیچ چیز دیگر.
با تو می گویم:

کی یِرکگور خطاب به روحانیونِ مسیحی:
دست از اثبات حقانیت مسیحیت بردارید، چون مسیحیت برحق است، بیایید اثبات کنید که خودتان مسیحی هستید. این چیزی ست که نیاز به اثبات دارد.
شاهنامه در یک نگاه، این بار تلاش شد تا این نمودار در یک قاب گنجانده شود: ‏نمایش این که چه چیزی در کجاست. ‏ آمار از پارسا یارمحمدلو ‏بر مبنای تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق.