Forwarded from مرورگر | Moroorgar
سیمای فروغ، بیروتوش
از میان شاعران مهم نیمایی معاصرمان شاید هیچیک به اندازهی فروغ فرخزاد در یک دههی اخیر موضوع تحقیقات و کتابهای بحثبرانگیز نبودهاند. جز اهمیت شاعریِ فروغ، زن بودن او (در یک سنت شعری عموما مردانه)، زندگی پرعصیانش، روابط جنجالیاش با روشنفکران مهم همعصرش و مرگ ناگهانی و زودهنگامش یحتمل در اقبال مستمر منتقدان و مورخان به او نقش داشته است. کتاب پنج آبتنی و مقالات دیگر دربارهی فروغ فرخزاد نوشتهی سایه اقتصادینیا یکی از آخرین کتابهایی است که هم به شعر فروغ پرداخته و هم به وجوه دیگر جذابیت فروغ که ذکرش رفت. مقالهی اصلی کتاب مقالهی «پنج آبتنی» است که مسالهاش مقایسهی کهنالگوی آبتنی است در شعر فروغ با صحنههای مشابه در خسرو و شیرین نظامی، شعر «مریم» فریدون توللی، شعر «زنی از حافظه»ی منوچهر آتشی و شعر «شبانه»ی شاملو. نویسنده در این مقایسه برآنست که تمام نمونههای آبتنی که در این مقاله بررسی شده بر گرتهی صحنهی آبتنی خسرو و شیرین نوشته شده و به آبتنی همچون معاشقهی زن و مرد نگریسته شده اما صحنهی آبتنی در شعر فروغ در تنهایی مطلق زن صورت میپذیرد و نه مردی در صحنه حاضر است و نه قرار است باشد و نه فروغ در شعرش آب را عنصری مردانه میبیند (که زن را در برگرفته) بلکه این صحنه در واقع زن را در حال لذت بردن از خود تصویر میکند و این نقطهی افتراق جهانبینی فروغ از جهانبینی سنتیترِ شاملو و دولتآبادی و توللی است و زمینهساز سرایش دو دفتر درخشان بعدی فروغ یعنی تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد. اقتصادینیا در مقالهی دیگرش، «فروغ فرخزاد، اسطورهای سترون»، این جهانبینی پیشرو را از عوامل جریانساز بودن فروغ برمیشمرد اما معتقد است که فروغ علیرغم اینکه جریانساز بود دورانساز نبود زیرا رهروانی در طریقت شعریاش نیافت که خود تبدیل به شاعرانی نخبه و متشخص و نامآور شوند.از این گذشته آنچه فروغ را غیر قابل تقلید میکرد از نظر اقتصادینیا برکشیده شدن او به قامت یک اسطوره بود، اسطورهای که نویسندهی پنج آبتنی آنرا را اسطورهای سترون میداند. وجه اسطورهوار فروغ که سیمای جذاب یک زن عاصی و روشنفکر و شاعر را بازتولید میکرد سبب شده است که بسیاری جریانهای فعال در حقوق زنان و در کل فمینیستهای ایرانی او را همچون سمبل مطالبهگری اجتماعی زنان بنگرند و الگو قرار دهند اما سایه اقتصادینیا در مقالهی «چند کلمه دربارهی فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» با بررسی کنشها و منش و سرگذشت شخصی فروغ این انگاره را که فروغ باید سمبل حرکتهای مطالبهگرانهی فعالان حقوق زنان قرار گیرد، به دیدهی تردید مینگرد زیرا «اگر مدافعان حقوق زنان در ایران همچنان معتقدند میتوانند به تمثال فروغ به مثابهی حبلی متین چنگ اندازند... به نظر من در اشتباهند. فروغ نه در آن روزها نمایندهی خوبی برای مطالبات برابریطلبانهی زنان بود، نه امروز میتوان چنان نقشی برای او و چنین کارکردی برای جایگاه تاریخی او قائل شد. تجاهر، و به تعبیر حافظ، مباهات او به فسق با آنچه ما امروز از مبارزهی مدنی برای حقوق زنان مراد میکنیم، فرسنگها فاصله دارد.» (ص. ۱۳) اقتصادینیا بیتوجهی فروغ به مسالهی حضانت فرزندش و بیمیلی او به استقلال مالی از مردانی که با آنها در دورههای مختلف در رابطه بود و بیاعتناییاش به رنجی که رابطهاش با ابراهیم گلستان برای همسر گلستان به بار میآورد را سه کنش معنادار فروغ در این رابطه میداند و نتیجه میگیرد که فارغ از جایگاه رفیع ادبی و روشنفکری فروغ، او نمیتواند الگو و سمبلی برای زنان برابریطلب ایران باشد. سایه اقتصادینیا در مقالات دیگر کتاب پنج آبتنی به وجوه روانشناختی و زندگینامهای دیگر فروغ میپردازد و در مجموع میتوان گفت اقتصادینیا در هر مقاله از کتابش آینهای متفاوت در برابر سیمای فروغ میگذارد. هم به سیمای شاعری او میپردازد، هم به سیمای مادریاش؛ هم شعرش را بررسی میکند و هم روانش را؛ هم تاثیر او بر نسلهای پس از خود را وامیکاود و هم تاثیری که او از پیشینیان گرفته بازمینمایاند. کتاب پنج آبتنی سیمایی به نسبت جامع و چندوجهی از فروغ ترسیم میکند و هرچند در برخی مقالات کتاب مثل «فروغ فرخزاد: شخصیتی دو قطبی؟» نیاز به استدلالهای محکمتری از سوی نویسنده حس میشود اما نویسندهی پنج آبتنی در مجموع موفق میشود هوایی تازه در مطالعات ادبی معطوف به فروغ بدمد و فارغ از تعصبات مالوف جامعهی ادبی ایرانی، زندگی و آثار یکی از محبوبترین چهرههای ادبی معاصر را در پرتو یافتههای جدید تاریخی و ادبی از نو بکاود.
• این مطلب پیشتر در #اندیشه_پویا ۵۹ منتشر شده است
@moroor_gar
https://bit.ly/2OHxg1N
از میان شاعران مهم نیمایی معاصرمان شاید هیچیک به اندازهی فروغ فرخزاد در یک دههی اخیر موضوع تحقیقات و کتابهای بحثبرانگیز نبودهاند. جز اهمیت شاعریِ فروغ، زن بودن او (در یک سنت شعری عموما مردانه)، زندگی پرعصیانش، روابط جنجالیاش با روشنفکران مهم همعصرش و مرگ ناگهانی و زودهنگامش یحتمل در اقبال مستمر منتقدان و مورخان به او نقش داشته است. کتاب پنج آبتنی و مقالات دیگر دربارهی فروغ فرخزاد نوشتهی سایه اقتصادینیا یکی از آخرین کتابهایی است که هم به شعر فروغ پرداخته و هم به وجوه دیگر جذابیت فروغ که ذکرش رفت. مقالهی اصلی کتاب مقالهی «پنج آبتنی» است که مسالهاش مقایسهی کهنالگوی آبتنی است در شعر فروغ با صحنههای مشابه در خسرو و شیرین نظامی، شعر «مریم» فریدون توللی، شعر «زنی از حافظه»ی منوچهر آتشی و شعر «شبانه»ی شاملو. نویسنده در این مقایسه برآنست که تمام نمونههای آبتنی که در این مقاله بررسی شده بر گرتهی صحنهی آبتنی خسرو و شیرین نوشته شده و به آبتنی همچون معاشقهی زن و مرد نگریسته شده اما صحنهی آبتنی در شعر فروغ در تنهایی مطلق زن صورت میپذیرد و نه مردی در صحنه حاضر است و نه قرار است باشد و نه فروغ در شعرش آب را عنصری مردانه میبیند (که زن را در برگرفته) بلکه این صحنه در واقع زن را در حال لذت بردن از خود تصویر میکند و این نقطهی افتراق جهانبینی فروغ از جهانبینی سنتیترِ شاملو و دولتآبادی و توللی است و زمینهساز سرایش دو دفتر درخشان بعدی فروغ یعنی تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد. اقتصادینیا در مقالهی دیگرش، «فروغ فرخزاد، اسطورهای سترون»، این جهانبینی پیشرو را از عوامل جریانساز بودن فروغ برمیشمرد اما معتقد است که فروغ علیرغم اینکه جریانساز بود دورانساز نبود زیرا رهروانی در طریقت شعریاش نیافت که خود تبدیل به شاعرانی نخبه و متشخص و نامآور شوند.از این گذشته آنچه فروغ را غیر قابل تقلید میکرد از نظر اقتصادینیا برکشیده شدن او به قامت یک اسطوره بود، اسطورهای که نویسندهی پنج آبتنی آنرا را اسطورهای سترون میداند. وجه اسطورهوار فروغ که سیمای جذاب یک زن عاصی و روشنفکر و شاعر را بازتولید میکرد سبب شده است که بسیاری جریانهای فعال در حقوق زنان و در کل فمینیستهای ایرانی او را همچون سمبل مطالبهگری اجتماعی زنان بنگرند و الگو قرار دهند اما سایه اقتصادینیا در مقالهی «چند کلمه دربارهی فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» با بررسی کنشها و منش و سرگذشت شخصی فروغ این انگاره را که فروغ باید سمبل حرکتهای مطالبهگرانهی فعالان حقوق زنان قرار گیرد، به دیدهی تردید مینگرد زیرا «اگر مدافعان حقوق زنان در ایران همچنان معتقدند میتوانند به تمثال فروغ به مثابهی حبلی متین چنگ اندازند... به نظر من در اشتباهند. فروغ نه در آن روزها نمایندهی خوبی برای مطالبات برابریطلبانهی زنان بود، نه امروز میتوان چنان نقشی برای او و چنین کارکردی برای جایگاه تاریخی او قائل شد. تجاهر، و به تعبیر حافظ، مباهات او به فسق با آنچه ما امروز از مبارزهی مدنی برای حقوق زنان مراد میکنیم، فرسنگها فاصله دارد.» (ص. ۱۳) اقتصادینیا بیتوجهی فروغ به مسالهی حضانت فرزندش و بیمیلی او به استقلال مالی از مردانی که با آنها در دورههای مختلف در رابطه بود و بیاعتناییاش به رنجی که رابطهاش با ابراهیم گلستان برای همسر گلستان به بار میآورد را سه کنش معنادار فروغ در این رابطه میداند و نتیجه میگیرد که فارغ از جایگاه رفیع ادبی و روشنفکری فروغ، او نمیتواند الگو و سمبلی برای زنان برابریطلب ایران باشد. سایه اقتصادینیا در مقالات دیگر کتاب پنج آبتنی به وجوه روانشناختی و زندگینامهای دیگر فروغ میپردازد و در مجموع میتوان گفت اقتصادینیا در هر مقاله از کتابش آینهای متفاوت در برابر سیمای فروغ میگذارد. هم به سیمای شاعری او میپردازد، هم به سیمای مادریاش؛ هم شعرش را بررسی میکند و هم روانش را؛ هم تاثیر او بر نسلهای پس از خود را وامیکاود و هم تاثیری که او از پیشینیان گرفته بازمینمایاند. کتاب پنج آبتنی سیمایی به نسبت جامع و چندوجهی از فروغ ترسیم میکند و هرچند در برخی مقالات کتاب مثل «فروغ فرخزاد: شخصیتی دو قطبی؟» نیاز به استدلالهای محکمتری از سوی نویسنده حس میشود اما نویسندهی پنج آبتنی در مجموع موفق میشود هوایی تازه در مطالعات ادبی معطوف به فروغ بدمد و فارغ از تعصبات مالوف جامعهی ادبی ایرانی، زندگی و آثار یکی از محبوبترین چهرههای ادبی معاصر را در پرتو یافتههای جدید تاریخی و ادبی از نو بکاود.
• این مطلب پیشتر در #اندیشه_پویا ۵۹ منتشر شده است
@moroor_gar
https://bit.ly/2OHxg1N