#ردپای_باستانی
در كرمان زنى عابده داشتيم به اسم بىبى صغرى مادر بلقيس خانم.
در زمان قحط و تنگ و ننگ جنگ كه اغلب نان و آب درستی گیر او نمىآمد، اغلب روزههاى او از افطار به سحرى متصل میشد، شبی دزدى به خانه او رفته بود و ضمناً یک دانه نانِ جوِ برشتهی تازهپخت جا گذاشته بود _معلوم بود نان را از جاى دیگر دزديده_
پیرزن نان جو را با اندكى کشکِ سائيده به عنوان سحرى خورد، زيرا آن روز نان کوپنی گیر او نيامده بود.
فردا صبح به ترديد افتاد که اين نان چه بود؟ تكليف روزه او چه میشود؟
ترديد او را به محضر آقاسيد مصطفى کشاند و مسأله كرد.
آقاسيد مصطفى گفته بود:
برو خانم دو ركعت نماز شكر بگزار، اين دزد نبوده كه در خانهی تو آمده، اين فرشتهاى بوده كه به امر خداوند از سفرهخانهی آسمان براى تو سحرى آورده بوده است، برو خانم تو از اولياءالله هستی!
🎀 @fetnehgarr
در كرمان زنى عابده داشتيم به اسم بىبى صغرى مادر بلقيس خانم.
در زمان قحط و تنگ و ننگ جنگ كه اغلب نان و آب درستی گیر او نمىآمد، اغلب روزههاى او از افطار به سحرى متصل میشد، شبی دزدى به خانه او رفته بود و ضمناً یک دانه نانِ جوِ برشتهی تازهپخت جا گذاشته بود _معلوم بود نان را از جاى دیگر دزديده_
پیرزن نان جو را با اندكى کشکِ سائيده به عنوان سحرى خورد، زيرا آن روز نان کوپنی گیر او نيامده بود.
فردا صبح به ترديد افتاد که اين نان چه بود؟ تكليف روزه او چه میشود؟
ترديد او را به محضر آقاسيد مصطفى کشاند و مسأله كرد.
آقاسيد مصطفى گفته بود:
برو خانم دو ركعت نماز شكر بگزار، اين دزد نبوده كه در خانهی تو آمده، اين فرشتهاى بوده كه به امر خداوند از سفرهخانهی آسمان براى تو سحرى آورده بوده است، برو خانم تو از اولياءالله هستی!
نون جو دوغ گو، باستانی پاریزی، ص ۸۴
🎀 @fetnehgarr
❤2