Forwarded from اینجا زن وجود دارد
🔆🔸🔸🔸
ما عشق را پیدا می کنیم حتی اگر آن عشق در سینه کرگدنی باشد و لابه لای یک عالم زمختی و سختی.
ما جهانمان را لطیف می کنیم با همین لبخندهای ظریف و با همین قلبهای نازکمان.
📙#کرگدنها_هم_عاشق_می_شوند
✍️#عرفان_نظرآهاری
☀️🔸🔸🔸
@InjaZanVojuddArad
ما عشق را پیدا می کنیم حتی اگر آن عشق در سینه کرگدنی باشد و لابه لای یک عالم زمختی و سختی.
ما جهانمان را لطیف می کنیم با همین لبخندهای ظریف و با همین قلبهای نازکمان.
📙#کرگدنها_هم_عاشق_می_شوند
✍️#عرفان_نظرآهاری
☀️🔸🔸🔸
@InjaZanVojuddArad
Forwarded from عشق و جاودانگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁 به پاییزی اختصاصی محتاجی
هر کس به پاییزی اختصاصی احتیاج دارد به پاییزی که درختانش را بشناسد، وگرنه پاییزی که در تقویم به زیارتش بروی،شفایت نخواهد داد.
باید خویشاوندانی داشته باشی از جنس درخت که با تو با زبان برگ و شاخه سخن بگویند با لهجه بهار و پاییز .
باید رفقایی داشته باشی راست قامت از قبیله درختان که راز نهان خاک و زمین را با تو در میان بگذارند.
رفیق-درختانی که به تو اعتماد کنند و تو به آنها ؛ و برایت بگویند که حکمت پشت هر برگ چیست و معرفت نهفته در هر ریشه از کجاست.
اگر قادر نباشی که با درختان هم کلامی کنی و همدردی، با آدم ها هم هرگز نتوانی توانست زیرا که هر آدمی درختی ست...
#عرفان_نظرآهاری
@eshgh_javdanegi_channel
هر کس به پاییزی اختصاصی احتیاج دارد به پاییزی که درختانش را بشناسد، وگرنه پاییزی که در تقویم به زیارتش بروی،شفایت نخواهد داد.
باید خویشاوندانی داشته باشی از جنس درخت که با تو با زبان برگ و شاخه سخن بگویند با لهجه بهار و پاییز .
باید رفقایی داشته باشی راست قامت از قبیله درختان که راز نهان خاک و زمین را با تو در میان بگذارند.
رفیق-درختانی که به تو اعتماد کنند و تو به آنها ؛ و برایت بگویند که حکمت پشت هر برگ چیست و معرفت نهفته در هر ریشه از کجاست.
اگر قادر نباشی که با درختان هم کلامی کنی و همدردی، با آدم ها هم هرگز نتوانی توانست زیرا که هر آدمی درختی ست...
#عرفان_نظرآهاری
@eshgh_javdanegi_channel
Forwarded from رَيّان | سید عدنان حسینی راد
✨امشب پیامبری به دنیا می آید
هر بار که تو عاشق شوی پیامبری به دنیا خواهد آمد، جهان از بی عشقی ست که کافر شده است.
اگر می خواهید مردگان زنده شوند و بیماران شفا یابند، باید که شربت دوست داشتن به ایشان بدهید.
آدم ها از بی عشقی است که بیمار می شوند، آدم ها از بی عشقی است که می میرند.
ایمان نام دیگر عشق است و مومنان همان عاشقانند این را پیامبری به من گفت که به جرم عشق بر صلیبش کشیدند...
✍️#عرفان_نظرآهاری
✨@erfannazarahar
هر بار که تو عاشق شوی پیامبری به دنیا خواهد آمد، جهان از بی عشقی ست که کافر شده است.
اگر می خواهید مردگان زنده شوند و بیماران شفا یابند، باید که شربت دوست داشتن به ایشان بدهید.
آدم ها از بی عشقی است که بیمار می شوند، آدم ها از بی عشقی است که می میرند.
ایمان نام دیگر عشق است و مومنان همان عاشقانند این را پیامبری به من گفت که به جرم عشق بر صلیبش کشیدند...
✍️#عرفان_نظرآهاری
✨@erfannazarahar
Telegram
attach 📎
Forwarded from عرفان نظرآهاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱 نذر پرندگان
دعایم مشتی دانه بود که در دستم ریختم تا پرنده ای بیاید و بخورد و به خدا بگوید این دانه که خوردم از دست کسی بود که دعایی داشت و خدا بگوید: با آن دانه که خوردی، تنت اندکی گرم شد؟
بالت کمی جان گرفت؟
و پرنده بگوید: بله اندکی
و خدا بگوید: بیا این استجابت را ببر و بگذار در دستش؛ به پاس همان اندکی...
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari🕊️
🕊️#ما_همه_پرندگانیم_به_دستهای_هم_محتاج
#هر_اندکی_پاداشی_دارد🌱
دعایم مشتی دانه بود که در دستم ریختم تا پرنده ای بیاید و بخورد و به خدا بگوید این دانه که خوردم از دست کسی بود که دعایی داشت و خدا بگوید: با آن دانه که خوردی، تنت اندکی گرم شد؟
بالت کمی جان گرفت؟
و پرنده بگوید: بله اندکی
و خدا بگوید: بیا این استجابت را ببر و بگذار در دستش؛ به پاس همان اندکی...
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari🕊️
🕊️#ما_همه_پرندگانیم_به_دستهای_هم_محتاج
#هر_اندکی_پاداشی_دارد🌱
Forwarded from عرفان نظرآهاری
سیزدهم فروردین: روز گناهان کبیره!
هر زباله، یک گناه است. با هر زباله که می سازیم گناهی مرتکب می شویم. گناهانمان را در کوه و جنگل و دشت و دمن می ریزم. در کوچه و خیابان و رودخانه و جویخانه.
گناهانمان را می ریزیم در حلق پرندگان در نَفَس آسمان.
گناهانمان را می پاشیم به صورتِ مادرمان زمین و سیلی می زنیم به شفقتِ خاک و به مهربانیِ آب.
🌱
ما به جهنم نمی رویم ما خودمان دوزخیم.
گناهانمان دست و پایمان را گرفته، وبال گردنمان شده است، وبالِ همه چیز.
زندگیِ ما شکنجه ای است برای بی پناهترین و معصوم ترین آفریدگان خدا.
به پشت سرت نگاه کن! ببین چقدر نفرینِ گیاه و پرنده و آب و خاک پشتمان است.
عاق والدینمان، عاق زمین و آسمان، ما را گرفته است...
🌱
سیزدهم فروردین، روز گناهان کبیره ما ایرانیان است.
تو اما در آن روز گناه نکن!
تو اما گناهی را از زمین بردار!
تو می دانی که نیکوکاران به بهشت نمی روند، نیکوکاران بهشت را می سازند.
حتی در جهنم و حتی در میان جماعت دوزخیان تو یک نفر بهشت باش!
✍️#عرفان_نظرآهاری
🌱#تو_یک_نفر_بهشت_باش
🌱@erfannazarahari
♻️پیش از روز واقعه به اشتراک بگذارید
هر زباله، یک گناه است. با هر زباله که می سازیم گناهی مرتکب می شویم. گناهانمان را در کوه و جنگل و دشت و دمن می ریزم. در کوچه و خیابان و رودخانه و جویخانه.
گناهانمان را می ریزیم در حلق پرندگان در نَفَس آسمان.
گناهانمان را می پاشیم به صورتِ مادرمان زمین و سیلی می زنیم به شفقتِ خاک و به مهربانیِ آب.
🌱
ما به جهنم نمی رویم ما خودمان دوزخیم.
گناهانمان دست و پایمان را گرفته، وبال گردنمان شده است، وبالِ همه چیز.
زندگیِ ما شکنجه ای است برای بی پناهترین و معصوم ترین آفریدگان خدا.
به پشت سرت نگاه کن! ببین چقدر نفرینِ گیاه و پرنده و آب و خاک پشتمان است.
عاق والدینمان، عاق زمین و آسمان، ما را گرفته است...
🌱
سیزدهم فروردین، روز گناهان کبیره ما ایرانیان است.
تو اما در آن روز گناه نکن!
تو اما گناهی را از زمین بردار!
تو می دانی که نیکوکاران به بهشت نمی روند، نیکوکاران بهشت را می سازند.
حتی در جهنم و حتی در میان جماعت دوزخیان تو یک نفر بهشت باش!
✍️#عرفان_نظرآهاری
🌱#تو_یک_نفر_بهشت_باش
🌱@erfannazarahari
♻️پیش از روز واقعه به اشتراک بگذارید
Forwarded from عرفان نظرآهاری
🌾گندمزار کلمات
نه کتابی دارم و نه دفتری و نه قلمی و نه گچی و نه تخته سیاهی.
آموزگارم و جز سی و دو دانه گندم چیزی ندارم. الفبا می کارم؛ تا کلمات برویند. تا کلمات را تو درو کنی، تا باد نیاید و کلمات را نبَرد، تا گندمِ کلمات نان شود؛ نان معنا و آن نان، قُوْت لایموت جانت شود.
به گندمزار کلمات بیا، بیا و نان معنا در دهان جانت بگذار.
گرسنه نمان که آموختن و آموزاندن عشق است و عشق غذای روح…
✍️#عرفان_نظرآهاری
🌾#گندمزار_کلمات
🌾#آموزگارم_و_سی_و_دانه_گندم_الفبا_دارم
@erfannazarahari
نه کتابی دارم و نه دفتری و نه قلمی و نه گچی و نه تخته سیاهی.
آموزگارم و جز سی و دو دانه گندم چیزی ندارم. الفبا می کارم؛ تا کلمات برویند. تا کلمات را تو درو کنی، تا باد نیاید و کلمات را نبَرد، تا گندمِ کلمات نان شود؛ نان معنا و آن نان، قُوْت لایموت جانت شود.
به گندمزار کلمات بیا، بیا و نان معنا در دهان جانت بگذار.
گرسنه نمان که آموختن و آموزاندن عشق است و عشق غذای روح…
✍️#عرفان_نظرآهاری
🌾#گندمزار_کلمات
🌾#آموزگارم_و_سی_و_دانه_گندم_الفبا_دارم
@erfannazarahari
Forwarded from عرفان نظرآهاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🪷 نیلوفرانه زندگی کن
دستهایت سبز شد و تنت نیلوفر.
با اینکه همه چیز مرداب بود، تو زنده آبش کردی.
انگار قصه همین بود که سرت را از گنداب بیرون بیاوری; و چنان زشتی را به زیبایی بدل کنی و لجن زار را به گلزار که پلشتی شرمنده شود.
هر نیلوفری به من می گوید: حتی اگر همه جهان زشت است، تو زیبای خودت باش.
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari🪷
دستهایت سبز شد و تنت نیلوفر.
با اینکه همه چیز مرداب بود، تو زنده آبش کردی.
انگار قصه همین بود که سرت را از گنداب بیرون بیاوری; و چنان زشتی را به زیبایی بدل کنی و لجن زار را به گلزار که پلشتی شرمنده شود.
هر نیلوفری به من می گوید: حتی اگر همه جهان زشت است، تو زیبای خودت باش.
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari🪷
Forwarded from عرفان نظرآهاری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💧آهستگی
آهسته باید زندگی را چشید، آهسته باید آن را نوشید.
زندگی را نمی توان لاجرعه سرکشید. زندگی را نمی توان بی درنگ بلعید. مزه اش از دست می رود. طعمش گم می شود. نجویده می ماند روی معده شبانه روز.
بسیاری دردها که ما داریم، دردِ نجویده بلعیدنِ زندگی است. دردِ مزه نکردن ثانیه ها و سال هاست…
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari📕
#سعدی_بنوش
#هفتاد_قدح_از_گلستان
#مورچه_را_به_خانه_اش_برگردان
#رونمایی_کتاب
#شب_بخارا
#علی_دهباشی
آهسته باید زندگی را چشید، آهسته باید آن را نوشید.
زندگی را نمی توان لاجرعه سرکشید. زندگی را نمی توان بی درنگ بلعید. مزه اش از دست می رود. طعمش گم می شود. نجویده می ماند روی معده شبانه روز.
بسیاری دردها که ما داریم، دردِ نجویده بلعیدنِ زندگی است. دردِ مزه نکردن ثانیه ها و سال هاست…
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari📕
#سعدی_بنوش
#هفتاد_قدح_از_گلستان
#مورچه_را_به_خانه_اش_برگردان
#رونمایی_کتاب
#شب_بخارا
#علی_دهباشی
Forwarded from عرفان نظرآهاری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦋👥🦋 شاعرانگی
نوعی زیستن است؛ سلوکی خلاقانه و جاندار با روزمرّگی های جهان… در محیط های سازمانی یا در هر کجا…
#شاعرانگی_در_محیط_های_سازمانی
👥 دقیقه ای از گفتگویی مفصل
#عرفان_نظرآهاری
👥@erfannazatahari
نوعی زیستن است؛ سلوکی خلاقانه و جاندار با روزمرّگی های جهان… در محیط های سازمانی یا در هر کجا…
#شاعرانگی_در_محیط_های_سازمانی
👥 دقیقه ای از گفتگویی مفصل
#عرفان_نظرآهاری
👥@erfannazatahari
Forwarded from عرفان نظرآهاری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸زیبایی یک شیوه مبارزه است
زشتی های بیرون روی چشم آدم ها می نشیند و کم کم از مردمک چشم آدم به تن آدم نفوذ می کند. کسی که زشتی روی چشمش بنشیند آهسته آهسته زشت بین می شود، بعد به زشتی ها عادت می کند و روزی می رسد که به زشتی ها معتاد می شود. یعنی برای زنده ماندن باید هر روز زشتی ببیند. زشتی بشنود. زشتی بنوشد. زشتی بخورد. زشتی بگوید. زشتی بپوشد.
وقتی زشتی ها روی چشم و گوش و دست و پا و زبان و نفس و جان ما نشست. فکرهایمان زشت می شوند. کارهایمان زشت می شود. آرزوهایمان زشت می شود و رویاهایمان زشت می شود و خواب هایمان زشت می شود، بیدارهایمان هم زشت می شود…
✍️#عرفان_نظرآهاری
#زیبایی_شیوه_ای_از_مبارزه_است
#شاعرانگی_از_من_تا_همه_جا
🔹www.Nooronaar.ir
@erfannazarahari 🔹
زشتی های بیرون روی چشم آدم ها می نشیند و کم کم از مردمک چشم آدم به تن آدم نفوذ می کند. کسی که زشتی روی چشمش بنشیند آهسته آهسته زشت بین می شود، بعد به زشتی ها عادت می کند و روزی می رسد که به زشتی ها معتاد می شود. یعنی برای زنده ماندن باید هر روز زشتی ببیند. زشتی بشنود. زشتی بنوشد. زشتی بخورد. زشتی بگوید. زشتی بپوشد.
وقتی زشتی ها روی چشم و گوش و دست و پا و زبان و نفس و جان ما نشست. فکرهایمان زشت می شوند. کارهایمان زشت می شود. آرزوهایمان زشت می شود و رویاهایمان زشت می شود و خواب هایمان زشت می شود، بیدارهایمان هم زشت می شود…
✍️#عرفان_نظرآهاری
#زیبایی_شیوه_ای_از_مبارزه_است
#شاعرانگی_از_من_تا_همه_جا
🔹www.Nooronaar.ir
@erfannazarahari 🔹
🪽دستمال سفید صلح
بیست و یکم سپتامبر یا همان سی و یک شهریور روز جهانی صلح است، اما مدتهاست از هر طرف که می روم به جنگ می رسم. هر جا که پا می گذارم، بی هوا مینی منفجر می شود، به خودم که می آیم می بینم هر تکه از روحم به جایی پرتاب شده است.
سلامی می کنم و لبخندی می زنم و منتظرم تا لبخندی و سلامی نرم و آرام به سویم برگردد اما به جایش تیری به سمتم شلیک می شود و جانم را به جوخه اعدامی جانگذاز می دوزد.
سیاست، انگشت های چرکینش را در چشم همه کرده است و مردم با مردمکانی خونین به تماشای زندگی ایستاده اند.
ناچاری و ناگزیری چاره ای جز نفرت و گریزی جز خشم باقی نگذاشته و مردم در برابر سپاه سوگ و لشکر شوربختی به یکدیگر می تازند.
میانه روی و مدارا طرفداری ندارد، گویی همگان به افراط و تفریط بر لبه های پرتگاه تندروی به نخی نازک آویخته اند و هر کس بر آن است تا نخ دیگری را به قیچی تیز خویش ببُرَد.
خودی و غیر خودی شبانروز در حال لشکرکشی اند و هر کس جز خود، دیگری است و مجازات دیگری زدونش.
تیر و ترکش و موشک و مینِ جنگ های بیرونی کشتگان و مجروحان بسیار دارد اما جنگ داخلی، جنگِ شهروند با شهروند و هم وطن با هم وطن… کشتگان و مجروحانش بسیارتر است.
و چه اندوهبارتر جنگی و چه نافرجام نبردی که ما در آنیم.
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان دیگر توان دویدن بین خاکریزهای حق و باطل این و آن را ندارم، میان این همه شکست اخلاقی هر پیروزی بی معناست.
در همهمه هزاران زنده باد و مرده باد، دستمال سفیدی دارم که از پشت سنگر سکوت، تکانش می دهم، می توان نام تسلیم بر آن گذاشت یا صلح، اما هر چه هست دیگر
مجال و حالِ قال و مقال نیست.
من آن سرباز تنهایم که برای نجنگیدن، مبارزه می کنم، برای دفاع از مرزهای انسان ماندن…
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari🕊️
#روز_جهانی_صلح
#بیست_و_یکم_سپتامبر
بیست و یکم سپتامبر یا همان سی و یک شهریور روز جهانی صلح است، اما مدتهاست از هر طرف که می روم به جنگ می رسم. هر جا که پا می گذارم، بی هوا مینی منفجر می شود، به خودم که می آیم می بینم هر تکه از روحم به جایی پرتاب شده است.
سلامی می کنم و لبخندی می زنم و منتظرم تا لبخندی و سلامی نرم و آرام به سویم برگردد اما به جایش تیری به سمتم شلیک می شود و جانم را به جوخه اعدامی جانگذاز می دوزد.
سیاست، انگشت های چرکینش را در چشم همه کرده است و مردم با مردمکانی خونین به تماشای زندگی ایستاده اند.
ناچاری و ناگزیری چاره ای جز نفرت و گریزی جز خشم باقی نگذاشته و مردم در برابر سپاه سوگ و لشکر شوربختی به یکدیگر می تازند.
میانه روی و مدارا طرفداری ندارد، گویی همگان به افراط و تفریط بر لبه های پرتگاه تندروی به نخی نازک آویخته اند و هر کس بر آن است تا نخ دیگری را به قیچی تیز خویش ببُرَد.
خودی و غیر خودی شبانروز در حال لشکرکشی اند و هر کس جز خود، دیگری است و مجازات دیگری زدونش.
تیر و ترکش و موشک و مینِ جنگ های بیرونی کشتگان و مجروحان بسیار دارد اما جنگ داخلی، جنگِ شهروند با شهروند و هم وطن با هم وطن… کشتگان و مجروحانش بسیارتر است.
و چه اندوهبارتر جنگی و چه نافرجام نبردی که ما در آنیم.
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان دیگر توان دویدن بین خاکریزهای حق و باطل این و آن را ندارم، میان این همه شکست اخلاقی هر پیروزی بی معناست.
در همهمه هزاران زنده باد و مرده باد، دستمال سفیدی دارم که از پشت سنگر سکوت، تکانش می دهم، می توان نام تسلیم بر آن گذاشت یا صلح، اما هر چه هست دیگر
مجال و حالِ قال و مقال نیست.
من آن سرباز تنهایم که برای نجنگیدن، مبارزه می کنم، برای دفاع از مرزهای انسان ماندن…
✍️#عرفان_نظرآهاری
@erfannazarahari🕊️
#روز_جهانی_صلح
#بیست_و_یکم_سپتامبر
☀️ مبارزه ای به نام زندگی
در روزگاری به سر می بریم که زندگی جرم است. اینجا که ماییم هر آیین نامه و هر بخش نامه ای، هر روز ما را به مردن بیشتر مجبور می کند. اگر کسی قدری دست از پا خطا کند و سرانگشتش به دامان زندگی بخورد، او را هر جا که باشد, پیدا می کنند و سرش را به سنگ سیاه افسردگی می کوبند، آنقدر تا بفهمد تنها امر مباح مرگ است.
روز مرّگی و ماه مردگی رسم است. قوانین ما را به قاعده مردگان می نویسند. ما زندگانی هراسانیم، زیرا از هر طرف که برویم، یا قانونی را زیر پا گذاشته ایم، یا هنجاری را شکسته ایم، یا گناهی را مرتکب شده ایم.
خدایی داریم که هر آن التماسمان می کند: نجاتم دهید، نجاتم دهید، نجاتم دهید. مرا از زنجیرهای افراط رها کنید، مرا به خانه هایتان ببرید، به قلب هایتان.
هیچ کفری بالاتر از کفران زندگی نیست و هیچ گناهی بزرگتر از انکار انسان.
اینک در این هوای خموده و خسته میان این همه فرسودگی و فسردگی تنها راه، پای فشردن بر جاده زندگی است. پس هر قدر که می توانید، هر جا که می توانید و هر دم که ممکن است به هر بهانه زندگی کنید.
هم اندوهان! زنده بمانید، زنده بمانید، زنده بمانید…
✍️#عرفان_نظرآهاری
#مبارزه_ای_به_نام_زندگی
#نه_به_قوانین_مردگی
@erfannazarahari
https://www.youtube.com/@ErfanNazaraharii
در روزگاری به سر می بریم که زندگی جرم است. اینجا که ماییم هر آیین نامه و هر بخش نامه ای، هر روز ما را به مردن بیشتر مجبور می کند. اگر کسی قدری دست از پا خطا کند و سرانگشتش به دامان زندگی بخورد، او را هر جا که باشد, پیدا می کنند و سرش را به سنگ سیاه افسردگی می کوبند، آنقدر تا بفهمد تنها امر مباح مرگ است.
روز مرّگی و ماه مردگی رسم است. قوانین ما را به قاعده مردگان می نویسند. ما زندگانی هراسانیم، زیرا از هر طرف که برویم، یا قانونی را زیر پا گذاشته ایم، یا هنجاری را شکسته ایم، یا گناهی را مرتکب شده ایم.
خدایی داریم که هر آن التماسمان می کند: نجاتم دهید، نجاتم دهید، نجاتم دهید. مرا از زنجیرهای افراط رها کنید، مرا به خانه هایتان ببرید، به قلب هایتان.
هیچ کفری بالاتر از کفران زندگی نیست و هیچ گناهی بزرگتر از انکار انسان.
اینک در این هوای خموده و خسته میان این همه فرسودگی و فسردگی تنها راه، پای فشردن بر جاده زندگی است. پس هر قدر که می توانید، هر جا که می توانید و هر دم که ممکن است به هر بهانه زندگی کنید.
هم اندوهان! زنده بمانید، زنده بمانید، زنده بمانید…
✍️#عرفان_نظرآهاری
#مبارزه_ای_به_نام_زندگی
#نه_به_قوانین_مردگی
@erfannazarahari
https://www.youtube.com/@ErfanNazaraharii
Telegram
attach 📎