Forwarded from تـافــت ایران
.
📝📝
#فرهنگ_و_اندیشه
یا بگذرد یا بشکند
کشتی در این گردابها
▪️سنخشناسی مواجهات با رنج دیگران
💎وقتی کشتی زندگیمان در تاریکی نادانی و خطا، به کوه یخی که در لایههای زیرین واقعیت پنهان است، برخورد میکند و در هم میشکند. وقتی به هر دلیلی در گرداب میچرخیم و در سیلاب تند رنجها غرق میشویم و با امواج سرکش هستی، فرا میرویم و فرود میآییم. وقتی جهان از این که هست تنگ تر میشود و پتک سنگین شکست را بر پیشانی زندگی احساس میکنیم. وقتی همهی راهها تمام میشود و خودمان را در استیصال کامل مییابیم. در این بیشمار"وقتی"های تلخ و دردناک، دیگران با کشتی شکستهی در غرقاب واقعیتهای سترگ، چه مواجههیی دارند؟ چه میکنند؟ چه واکنشی نشان میدهند؟
💎در چنین اوضاع تلخی، پنج گونه مواجهه و پنچ سنخ واکنش از سوی دیگران رخ میدهد :
▪️1- سنخ بیگانه:
اولین واکنش، بیتفاوتی است. بی خیالی. شتر دیدی، ندیدی. خود را کنار کشیدن. با صدای بلند به در مرداب افتاده میگویند: به من چه؟ نوعی کرختی عاطفی، بی احساسی. مسئلهی دیگران را مسئلهی خود ندانستن. چنین افرادی از دیگران فاصله میگیرند و سنگدلانه چشمهای شان را بر روی واقعیت ناگوار میبندند.
▪️2- سنخ قاضی:
افرادی که تیپ قاضی دارند، رفتارهایی از این دست بروز میدهند: محاکمه کردن. شماتت کردن. اخم کردن. فریاد زدن. دنبال مقصر گشتن. محکوم کردن. گذشته را دائما به رخ شخص کشاندن. او را به شرمساری کشاندن. عرق شرم و خجالت بر پیشانی شکست خورده نشاندن. این گونه افراد با سخنانشاندیگران را گویی مجازات میکنند.
▪️3- سنخ دانای کل:
توصیه کرد ن و نصحیت کردن. دور ایستادن در مقام دانای کل نشستن و حکم راندن. تحلیل کردن. به چه باید کردها پرداختن. در هیاهوی دردها، فارغ دلانه کنار کشیدن و تجزیه و تحلیل کردن. "دانای کل"، از بالا به شخص در موج افتاده مینگرد و رفتارهایش را زیر ذره بین علت یابی میبرد و از موضع دور دست، راهکار نشان میدهد.
▪️4. سنخ تقدیرگرا:
تقدیرگرا، رنج دیگران را از تقدیرشان میداند. سرنوشت، پیشانی نوشت و تقدیری که از جایی دیگر نوشته میشود. و میگویند: به آب کوثر و زمزم نتوان سفید کرد/ گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه (حافظ). این گونه افراد نیز خود را به رنج شکیده نزدیک نمیکنند و واکنشی سرد و بی تفاوت دارند.
▪️5-سنخ تسلی بخش:
شفقت و مهر میورزد. بی آنکه به دنبال علت باشد، بی آن که به دنبال متهم بگردد، بی آن که شکست خورده را شرمنده کند، دستهای عاطفه را میگشاید و شخص در هم شکسته را در آغوش گرم خویش میگیرد. دست کم در زمانهای که درد، جهان او را تاریک و سخت کرده است، در پی علت و مقصر نمیشود. او به تمامی میخواهد کشتی متزلزل و ویران را بازگیرد و دردها را علاج نماید. اینان روحهای بزرگ و حساس دارند. میدانند که آدمی در هنگامهی تعب، چه میکشد. بدین سبب، همدلانه با او مواجه میشوند. اینان درد را میفهمند. این گروه به مسئله نگاه نمیکنند بلکه به آن شخص که زیر بار مسئله و لابلای چرخ دندهی زندگی دارد خرد میشود و مضمحل میشود، مینگرند. از این رو تمام نیروی خویش را مصروف نجات او میکنند. بدون محاکمه. بدون شماتت. بدون منت.
💎 شیوه ی پنجگانه ی مواجهه با رنج و غم دیگران و یا شکستهای آنان در زندگیهایشان، کم و بیش رایج است و میتوان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد. اما آن چه در واقعیت بیرونی ملاحظه میکنیم این است که این پنج شیوه به صورت خالص و ناب کم تر دیده میشود بلکه همواره مخلوطی از آنها وجود دارد. باید دید کدام یک از این پنج سنخ، وجه غالب رفتار است.
نحوه ی مواجهه ی با دردهای هولناک دیگران بستگی به ساختار روانی، تعلیم و تربیت، قدرت فهم و ادراک و ظرفیتها و امکانات افراد دارد. از آن جا که افراد در هر یک از این مختصات با هم متفاوتند، در نتیجه با شیوهای متفاوت نیز برخورد میکنند.
▪️#علی_زمانیان
@taft_Iran
📝📝
#فرهنگ_و_اندیشه
یا بگذرد یا بشکند
کشتی در این گردابها
▪️سنخشناسی مواجهات با رنج دیگران
💎وقتی کشتی زندگیمان در تاریکی نادانی و خطا، به کوه یخی که در لایههای زیرین واقعیت پنهان است، برخورد میکند و در هم میشکند. وقتی به هر دلیلی در گرداب میچرخیم و در سیلاب تند رنجها غرق میشویم و با امواج سرکش هستی، فرا میرویم و فرود میآییم. وقتی جهان از این که هست تنگ تر میشود و پتک سنگین شکست را بر پیشانی زندگی احساس میکنیم. وقتی همهی راهها تمام میشود و خودمان را در استیصال کامل مییابیم. در این بیشمار"وقتی"های تلخ و دردناک، دیگران با کشتی شکستهی در غرقاب واقعیتهای سترگ، چه مواجههیی دارند؟ چه میکنند؟ چه واکنشی نشان میدهند؟
💎در چنین اوضاع تلخی، پنج گونه مواجهه و پنچ سنخ واکنش از سوی دیگران رخ میدهد :
▪️1- سنخ بیگانه:
اولین واکنش، بیتفاوتی است. بی خیالی. شتر دیدی، ندیدی. خود را کنار کشیدن. با صدای بلند به در مرداب افتاده میگویند: به من چه؟ نوعی کرختی عاطفی، بی احساسی. مسئلهی دیگران را مسئلهی خود ندانستن. چنین افرادی از دیگران فاصله میگیرند و سنگدلانه چشمهای شان را بر روی واقعیت ناگوار میبندند.
▪️2- سنخ قاضی:
افرادی که تیپ قاضی دارند، رفتارهایی از این دست بروز میدهند: محاکمه کردن. شماتت کردن. اخم کردن. فریاد زدن. دنبال مقصر گشتن. محکوم کردن. گذشته را دائما به رخ شخص کشاندن. او را به شرمساری کشاندن. عرق شرم و خجالت بر پیشانی شکست خورده نشاندن. این گونه افراد با سخنانشاندیگران را گویی مجازات میکنند.
▪️3- سنخ دانای کل:
توصیه کرد ن و نصحیت کردن. دور ایستادن در مقام دانای کل نشستن و حکم راندن. تحلیل کردن. به چه باید کردها پرداختن. در هیاهوی دردها، فارغ دلانه کنار کشیدن و تجزیه و تحلیل کردن. "دانای کل"، از بالا به شخص در موج افتاده مینگرد و رفتارهایش را زیر ذره بین علت یابی میبرد و از موضع دور دست، راهکار نشان میدهد.
▪️4. سنخ تقدیرگرا:
تقدیرگرا، رنج دیگران را از تقدیرشان میداند. سرنوشت، پیشانی نوشت و تقدیری که از جایی دیگر نوشته میشود. و میگویند: به آب کوثر و زمزم نتوان سفید کرد/ گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه (حافظ). این گونه افراد نیز خود را به رنج شکیده نزدیک نمیکنند و واکنشی سرد و بی تفاوت دارند.
▪️5-سنخ تسلی بخش:
شفقت و مهر میورزد. بی آنکه به دنبال علت باشد، بی آن که به دنبال متهم بگردد، بی آن که شکست خورده را شرمنده کند، دستهای عاطفه را میگشاید و شخص در هم شکسته را در آغوش گرم خویش میگیرد. دست کم در زمانهای که درد، جهان او را تاریک و سخت کرده است، در پی علت و مقصر نمیشود. او به تمامی میخواهد کشتی متزلزل و ویران را بازگیرد و دردها را علاج نماید. اینان روحهای بزرگ و حساس دارند. میدانند که آدمی در هنگامهی تعب، چه میکشد. بدین سبب، همدلانه با او مواجه میشوند. اینان درد را میفهمند. این گروه به مسئله نگاه نمیکنند بلکه به آن شخص که زیر بار مسئله و لابلای چرخ دندهی زندگی دارد خرد میشود و مضمحل میشود، مینگرند. از این رو تمام نیروی خویش را مصروف نجات او میکنند. بدون محاکمه. بدون شماتت. بدون منت.
💎 شیوه ی پنجگانه ی مواجهه با رنج و غم دیگران و یا شکستهای آنان در زندگیهایشان، کم و بیش رایج است و میتوان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد. اما آن چه در واقعیت بیرونی ملاحظه میکنیم این است که این پنج شیوه به صورت خالص و ناب کم تر دیده میشود بلکه همواره مخلوطی از آنها وجود دارد. باید دید کدام یک از این پنج سنخ، وجه غالب رفتار است.
نحوه ی مواجهه ی با دردهای هولناک دیگران بستگی به ساختار روانی، تعلیم و تربیت، قدرت فهم و ادراک و ظرفیتها و امکانات افراد دارد. از آن جا که افراد در هر یک از این مختصات با هم متفاوتند، در نتیجه با شیوهای متفاوت نیز برخورد میکنند.
▪️#علی_زمانیان
@taft_Iran