Forwarded from راهی به رهایی..
هر فسادی که در عالم افتاد، از این افتاد که یکی، یکی را معتقد شد به تقلید، یا منکر شد به تقلید. المی به ذات آن عزیز رسید، ندانستند که او عزیز است الّا به تقلید... کی روا باشد مقلّد را مسلمان داشتن؟
#مقالات_شمس_تبریزی
#تصحیح_دکتر_محمد_علی_موحد
@rahi_be_rahaei
#مقالات_شمس_تبریزی
#تصحیح_دکتر_محمد_علی_موحد
@rahi_be_rahaei
Forwarded from راهی به رهایی..
با هرچه نشینی و با هرچه باشی، خوی او گیری؛ در کاه نگری در تو پَژمردگی در آید، در سبزه و گل نگری، تازگی درآید؛ زیرا همنشین، تو را در عالَمِ خویشتن کِشَد.
@rahi_be_rahaei
🔅 #مقالات_شمس_تبریزی
@rahi_be_rahaei
🔅 #مقالات_شمس_تبریزی
آبی بودم
بر خود میجوشیدم،
و میپیچیدم و بوی میگرفتم،
تا وجودِ مولانا بر من زد،
روان شد،
اکنون میرود خوش و تازه و خرّم!
#مقالات_شمس_تبریزی
#تصحیح_محمدعلی_موحد
@rahi_be_rahaei
بر خود میجوشیدم،
و میپیچیدم و بوی میگرفتم،
تا وجودِ مولانا بر من زد،
روان شد،
اکنون میرود خوش و تازه و خرّم!
#مقالات_شمس_تبریزی
#تصحیح_محمدعلی_موحد
@rahi_be_rahaei
مقصود از وجودِ عالم ملاقاتِ دو دوست بود
مقصود از وجودِ عالم
ملاقاتِ دو دوست بُوَد
که روی در هم نهند جهتِ خدای،
دور از هوا.
مقصود نان نِی، نانبا نِی،
قصّابی و قصّاب نِی.
چنان که این ساعت،
به خدمتِ مولانا آسودهایم.
...
چه شادم به دوستی تو
که مرا چنین دوستی داد خدا.
[چون] این دل مرا به تو دهد،
مرا چه آن جهان چه این جهان،
مرا چه قعر زمین چه بالای آسمان،
مرا چه بالا چه پست.
#مقالات
#شمس_تبریزی
نقاشی: مجمع البحرینِ مولانا و شمس، اثر استاد شرمین جیدی
@rahi_be_rahaei
مقصود از وجودِ عالم
ملاقاتِ دو دوست بُوَد
که روی در هم نهند جهتِ خدای،
دور از هوا.
مقصود نان نِی، نانبا نِی،
قصّابی و قصّاب نِی.
چنان که این ساعت،
به خدمتِ مولانا آسودهایم.
...
چه شادم به دوستی تو
که مرا چنین دوستی داد خدا.
[چون] این دل مرا به تو دهد،
مرا چه آن جهان چه این جهان،
مرا چه قعر زمین چه بالای آسمان،
مرا چه بالا چه پست.
#مقالات
#شمس_تبریزی
نقاشی: مجمع البحرینِ مولانا و شمس، اثر استاد شرمین جیدی
@rahi_be_rahaei