🎼
#موسیقی_فیلم_Z
#میکیس_تئودوراکیس
فیلم Z ساخته "کوستاگاوراس" فیلمساز یونانی الاصل و موسیقی آن ساخته "میکیس تئودوراکیس"، برای بسیاری از ایرانیان، فیلمی نوستالژیک است.
زد(z) در زبان یونانی، به معنی"او زنده است" بوده و اشاره به قتل "گریگوری لمبراکیس" نماینده چپگرای پارلمان یونان دارد که در ۱۹۶۳ به دست نیروهای راستگرا در یونان صورت گرفت.
فیلم «زد» داستان حکومتی را روایت میکند که با ابزار سرکوب، میکوشد سیاستمداران و هواداران جناح مخالف، دستگاه قضایی و مطبوعات را خاموش کند. اگر چه در این فیلم نام این کشور گفته نمیشود، اما به روشنی مشخص است که "گاوراس" در پی توصیف دیکتاتوری نظامی در زادگاهش یونان بوده است، یونانی که روزگاری مهد آزادی و دمکراسی بود و بعد گرفتار دیکتاتوری و فاشیسم گردید و "فیلم زد" مکانیسم این سیستم فاشیستی را در سرکوب مخالفان سیاسی اش به خوبی نشان می دهد.
موسیقی "فیلم زد" ترکیبی از قطعات آوازی و ارکسترال است که بر روی دو محور تراژدی و حماسه بنا شده. حماسه مبارزه علیه دیکتاتوری و فاشیسم و تراژدی مرگ قهرمان آن یعنی "گریگوری لمبراکیس". به علاوه تاثیر موسیقی فولکلوریک سرزمین یونان بر موسیقی این فیلم آشکار است و این یکی از ویژگیهای اصلی آثار "تئودوراکیس" است. "تئودوراکیس" که خود رهبر و یکی از بنیانگذاران جنبش جوانان "لمبراکیس" بود که پس از ترور "لمبراکیس"، در یونان تاسیس شد و ارتباط حسی و عقیدتی تنگاتنگی با موضوع فیلم و کاراکتر اصلی آن داشت، تمام تجربه عاطفی و شخصیاش را در موسیقی این فیلم به کار بست.
به گفته "تئودوراکیس" وقتی "گاوراس" این فیلم را میساخت او در تبعید در زاتونا بود و "گاوراس" نتوانست فیلمنامه فیلم را به دست او برساند. بنابراین "تئودوراکیس" بر اساس موضوع و تم فیلم، قطعاتی نوشت که "گاوراس" و تهیه کننده فرانسوی فیلم از میان این قطعات، تعدادی را بر اساس فضا و حال و هوای فیلم برگزیدند. هنگامی که "تئودوراکیس" بعد از آزادی از زندان و تبعید در ۱۹۷۰ فیلم را به همراه "گاوراس" و "ایو مونتان" در پاریس بر روی صحنه دید، به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت و سلیقه گاوراس را در انتخاب این قطعات ستود. "تئودوراکیس" یکی از برجسته ترین موسیقی دانان یونانی است که آثار متنوعی از موسیقی فیلم، باله، سمفونی و ترانه خلق کرده است و در ایران این آهنگساز را به واسطه موسیقی هایی که برای فیلم های زوربای یونانی و زد ساخته، می شناسند.
از دیدگاه اهل هنر و کسانی که به مقوله زیبایی شناسی توجه دارند، هنر به دو بخش تقسیم می شود: هنری که الزاما به خود هنر می پردازد و هنر متعهد. هنری که جنبه های انسان دوستانه به خود می گیرد و سمت و سوی ویژه ای دارد و آثار "تئودوراکیس" از این منظر قابل بررسی است.
در موسیقی که بعد انتزاعی آن از سایر رشته های هنری بیشتر است کمتر بحث تعهد مطرح می شود. اما "تئودوراکیس" با وجود این که ساخته هایش بعد انتزاعی به خود می گیرند اما از منظر هنر متعهد قابل تامل و بحث هستند. در ایران نیز با هنرمندان و آهنگسازانی چون "منفرد زاده"، "عارف"، "شیدا"، "شجریان"، "لطفی" و ... روبرو می شویم که در آثارشان به نوعی به هنر متعهد پایبند بوده و هستند.
با هم، چند قطعه برجسته از این اثر زیبا را می شنویم.
جواد ظل طاعت
#موسیقی_فیلم_Z
#میکیس_تئودوراکیس
فیلم Z ساخته "کوستاگاوراس" فیلمساز یونانی الاصل و موسیقی آن ساخته "میکیس تئودوراکیس"، برای بسیاری از ایرانیان، فیلمی نوستالژیک است.
زد(z) در زبان یونانی، به معنی"او زنده است" بوده و اشاره به قتل "گریگوری لمبراکیس" نماینده چپگرای پارلمان یونان دارد که در ۱۹۶۳ به دست نیروهای راستگرا در یونان صورت گرفت.
فیلم «زد» داستان حکومتی را روایت میکند که با ابزار سرکوب، میکوشد سیاستمداران و هواداران جناح مخالف، دستگاه قضایی و مطبوعات را خاموش کند. اگر چه در این فیلم نام این کشور گفته نمیشود، اما به روشنی مشخص است که "گاوراس" در پی توصیف دیکتاتوری نظامی در زادگاهش یونان بوده است، یونانی که روزگاری مهد آزادی و دمکراسی بود و بعد گرفتار دیکتاتوری و فاشیسم گردید و "فیلم زد" مکانیسم این سیستم فاشیستی را در سرکوب مخالفان سیاسی اش به خوبی نشان می دهد.
موسیقی "فیلم زد" ترکیبی از قطعات آوازی و ارکسترال است که بر روی دو محور تراژدی و حماسه بنا شده. حماسه مبارزه علیه دیکتاتوری و فاشیسم و تراژدی مرگ قهرمان آن یعنی "گریگوری لمبراکیس". به علاوه تاثیر موسیقی فولکلوریک سرزمین یونان بر موسیقی این فیلم آشکار است و این یکی از ویژگیهای اصلی آثار "تئودوراکیس" است. "تئودوراکیس" که خود رهبر و یکی از بنیانگذاران جنبش جوانان "لمبراکیس" بود که پس از ترور "لمبراکیس"، در یونان تاسیس شد و ارتباط حسی و عقیدتی تنگاتنگی با موضوع فیلم و کاراکتر اصلی آن داشت، تمام تجربه عاطفی و شخصیاش را در موسیقی این فیلم به کار بست.
به گفته "تئودوراکیس" وقتی "گاوراس" این فیلم را میساخت او در تبعید در زاتونا بود و "گاوراس" نتوانست فیلمنامه فیلم را به دست او برساند. بنابراین "تئودوراکیس" بر اساس موضوع و تم فیلم، قطعاتی نوشت که "گاوراس" و تهیه کننده فرانسوی فیلم از میان این قطعات، تعدادی را بر اساس فضا و حال و هوای فیلم برگزیدند. هنگامی که "تئودوراکیس" بعد از آزادی از زندان و تبعید در ۱۹۷۰ فیلم را به همراه "گاوراس" و "ایو مونتان" در پاریس بر روی صحنه دید، به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت و سلیقه گاوراس را در انتخاب این قطعات ستود. "تئودوراکیس" یکی از برجسته ترین موسیقی دانان یونانی است که آثار متنوعی از موسیقی فیلم، باله، سمفونی و ترانه خلق کرده است و در ایران این آهنگساز را به واسطه موسیقی هایی که برای فیلم های زوربای یونانی و زد ساخته، می شناسند.
از دیدگاه اهل هنر و کسانی که به مقوله زیبایی شناسی توجه دارند، هنر به دو بخش تقسیم می شود: هنری که الزاما به خود هنر می پردازد و هنر متعهد. هنری که جنبه های انسان دوستانه به خود می گیرد و سمت و سوی ویژه ای دارد و آثار "تئودوراکیس" از این منظر قابل بررسی است.
در موسیقی که بعد انتزاعی آن از سایر رشته های هنری بیشتر است کمتر بحث تعهد مطرح می شود. اما "تئودوراکیس" با وجود این که ساخته هایش بعد انتزاعی به خود می گیرند اما از منظر هنر متعهد قابل تامل و بحث هستند. در ایران نیز با هنرمندان و آهنگسازانی چون "منفرد زاده"، "عارف"، "شیدا"، "شجریان"، "لطفی" و ... روبرو می شویم که در آثارشان به نوعی به هنر متعهد پایبند بوده و هستند.
با هم، چند قطعه برجسته از این اثر زیبا را می شنویم.
جواد ظل طاعت
🎼
#موسیقی_ایرانی
#داوود_پیرنیا_و_برنامه_گلها
#قسمت_اول_گلهای_جاویدان
در سالهای دهه ۳۰ خورشیدی، موسیقی ایران، در همه ی حوزه های زندگانی خود، روی به دگرگونی هایی نهاده بود. نفوذ و تاثیر موسیقی غرب، به ویژه موسیقی جاز و پاپ، جوانان و حتی میان سالان را به سوی خود کشانیده و موسیقی سنتی بازمانده از دوران قاجار، بردِ اجتماعی خود را رفته رفته از دست داده و نیازمند دگرگونی هایی شده بود. شاگردانِ مکتب زنده یاد "علی نقی خان وزیری" و "ابوالحسن صبا" هر یک به سهمِ خود، می کوشیدند با تکیه بر نوآوری، زنگار ملال را از بدنه و کالبد این موسیقی بزدایند.
این شد که شیوه تکنوازی ها، تغییر کرده و آهنگ ها و تصنیف ها، از جاذبه ی بیشتری برخوردار شده بود. این کوشش های همه جانبه البته نیز، سخت موثر افتاد و موسیقی سنتی را از ورطه ی ملال و یکنواختی به درآورد. اما در میانِ همه برنامه ها، جای برنامه ای خالص و فاخر و پیشرو که همه ی ابعاد ارزشِ این موسیقی را آشکار سازد، خالی مانده بود، برنامه ای که از مضراب زدنهای تقلیدی، فراتر رود و جلوه های رنگارنگِ خویشاوندی میانِ شعر و موسیقی را در پهنه ی فرهنگ ایران به تماشا بگذارد.
باری این جای خالی را شادروان "داوود پیرنیا"- مردی از فرهیختگان ایران زمین – با تهیه و تدوین برنامه ای با عنوان برنامه ی گلهای جاویدان پر کرد. گلهایی از گلزار ادبیات ایران، درآمیخته ی با دل آویزترین نغمه های موسیقی سنتی. "داوود پیرنیا" از تحصیل کردگان دوره "رضاشاه" بود که در اروپا، درس حقوق خوانده و در بازگشت به ایران، به خدمت وزارت دادگستری درآمده بود. وی را از بنیان گذارانِ نخستین کانون وکلا در ایران نیز به شمار می آورند. "پیرنیا" در دوره ی صدارت "قوام السلطنه" به سمت معاونت او نیز برگزیده شد، اما ورای همه ی مشاغل قضایی و سیاسی از جوانی، دل و جانی وابسته به شعر و موسیقی داشت. در دیدارهای هفتگی خود، با دوستان نخبه ی فرهنگی، درباره ی موقعیت موسیقی آن روزگار شعر و موسیقی به بحث و گفتگو می پرداخت و ایده های خود را برای آینده با آنان در میان می گذاشت.
در یکی از این نشست ها که با حضور نام آورانی چون "علی دشتی"، "بدیع الزمان فروزانفر"، "لطفعلی صورتگر"، "حسن شهباز"، "رهی معیری" و "ابوالحسن خان صبا" برگزار می شد. "داوود پیرنیا" ساخت و پرداختِ یک برنامه رادیویی را برای جلوگیری از به ابتذال کشیده شدنِ شعر و موسیقی ایران پیشنهاد کرد و برنامه ی گلهای جاویدان نام گرفت، که به معرفی دکلمه سروده های شاعران نام آورِ ایران و اجرای موسیقی فاخر سنتی ایران می پرداخت. در نخستین برنامه ی گلهای جاویدان، که در نوروز سال ۱۳۳۵ خورشیدی از رادیو ایران پخش می شد،
"عبدالعلی وزیری"، "احمد عبادی" و "علی تجویدی" بودند که هنرمایی داشتند. برنامه "داوود پیرنیا" تنها به گلهای جاویدان، محدود نمی شد و در طی ۲۲ سال فعالیت، شاخه های پربارِ دیگری نیز پیدا کرد و حتی پس از مرگِ او با نامِ گل های تازه به سرپرستی "هوشنگ ابتهاج"، شاعرِ گرانمایه ی کشورمان به کار خود ادامه داد. در مجموع، حدود ۱۴۰ برنامه شعر و موسیقی فاخر سنتی در قالب حدود ۸۹۰ ساعت به ضبط و پخش درآمد و گنجینه ای سترگ و گرانبها را برای فرهنگ ایران به یادگار گذاشت.
#جواد_ظل_طاعت
#موسیقی_ایرانی
#داوود_پیرنیا_و_برنامه_گلها
#قسمت_اول_گلهای_جاویدان
در سالهای دهه ۳۰ خورشیدی، موسیقی ایران، در همه ی حوزه های زندگانی خود، روی به دگرگونی هایی نهاده بود. نفوذ و تاثیر موسیقی غرب، به ویژه موسیقی جاز و پاپ، جوانان و حتی میان سالان را به سوی خود کشانیده و موسیقی سنتی بازمانده از دوران قاجار، بردِ اجتماعی خود را رفته رفته از دست داده و نیازمند دگرگونی هایی شده بود. شاگردانِ مکتب زنده یاد "علی نقی خان وزیری" و "ابوالحسن صبا" هر یک به سهمِ خود، می کوشیدند با تکیه بر نوآوری، زنگار ملال را از بدنه و کالبد این موسیقی بزدایند.
این شد که شیوه تکنوازی ها، تغییر کرده و آهنگ ها و تصنیف ها، از جاذبه ی بیشتری برخوردار شده بود. این کوشش های همه جانبه البته نیز، سخت موثر افتاد و موسیقی سنتی را از ورطه ی ملال و یکنواختی به درآورد. اما در میانِ همه برنامه ها، جای برنامه ای خالص و فاخر و پیشرو که همه ی ابعاد ارزشِ این موسیقی را آشکار سازد، خالی مانده بود، برنامه ای که از مضراب زدنهای تقلیدی، فراتر رود و جلوه های رنگارنگِ خویشاوندی میانِ شعر و موسیقی را در پهنه ی فرهنگ ایران به تماشا بگذارد.
باری این جای خالی را شادروان "داوود پیرنیا"- مردی از فرهیختگان ایران زمین – با تهیه و تدوین برنامه ای با عنوان برنامه ی گلهای جاویدان پر کرد. گلهایی از گلزار ادبیات ایران، درآمیخته ی با دل آویزترین نغمه های موسیقی سنتی. "داوود پیرنیا" از تحصیل کردگان دوره "رضاشاه" بود که در اروپا، درس حقوق خوانده و در بازگشت به ایران، به خدمت وزارت دادگستری درآمده بود. وی را از بنیان گذارانِ نخستین کانون وکلا در ایران نیز به شمار می آورند. "پیرنیا" در دوره ی صدارت "قوام السلطنه" به سمت معاونت او نیز برگزیده شد، اما ورای همه ی مشاغل قضایی و سیاسی از جوانی، دل و جانی وابسته به شعر و موسیقی داشت. در دیدارهای هفتگی خود، با دوستان نخبه ی فرهنگی، درباره ی موقعیت موسیقی آن روزگار شعر و موسیقی به بحث و گفتگو می پرداخت و ایده های خود را برای آینده با آنان در میان می گذاشت.
در یکی از این نشست ها که با حضور نام آورانی چون "علی دشتی"، "بدیع الزمان فروزانفر"، "لطفعلی صورتگر"، "حسن شهباز"، "رهی معیری" و "ابوالحسن خان صبا" برگزار می شد. "داوود پیرنیا" ساخت و پرداختِ یک برنامه رادیویی را برای جلوگیری از به ابتذال کشیده شدنِ شعر و موسیقی ایران پیشنهاد کرد و برنامه ی گلهای جاویدان نام گرفت، که به معرفی دکلمه سروده های شاعران نام آورِ ایران و اجرای موسیقی فاخر سنتی ایران می پرداخت. در نخستین برنامه ی گلهای جاویدان، که در نوروز سال ۱۳۳۵ خورشیدی از رادیو ایران پخش می شد،
"عبدالعلی وزیری"، "احمد عبادی" و "علی تجویدی" بودند که هنرمایی داشتند. برنامه "داوود پیرنیا" تنها به گلهای جاویدان، محدود نمی شد و در طی ۲۲ سال فعالیت، شاخه های پربارِ دیگری نیز پیدا کرد و حتی پس از مرگِ او با نامِ گل های تازه به سرپرستی "هوشنگ ابتهاج"، شاعرِ گرانمایه ی کشورمان به کار خود ادامه داد. در مجموع، حدود ۱۴۰ برنامه شعر و موسیقی فاخر سنتی در قالب حدود ۸۹۰ ساعت به ضبط و پخش درآمد و گنجینه ای سترگ و گرانبها را برای فرهنگ ایران به یادگار گذاشت.
#جواد_ظل_طاعت
Forwarded from 💞💞 نوازندگان💞💖
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#موسیقی_ملل ژاپن
دختر بچه سه ساله ى ژاپنی بنام #نونو_چان با گروه اركسترال ميخواند
ببینید و لذت ببرید 😍
✅موسیقی را درست بشنویم...
🎼 @NAVAZANDEGAN
🎶 @NAVAZANDEGAN_2
دختر بچه سه ساله ى ژاپنی بنام #نونو_چان با گروه اركسترال ميخواند
ببینید و لذت ببرید 😍
✅موسیقی را درست بشنویم...
🎼 @NAVAZANDEGAN
🎶 @NAVAZANDEGAN_2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف مرغ سحر
به نوای آذربایجان
با صدای سحرانگیز #عالیم_قاسیم_اُف
#موسیقی
#مرغ_سحر
#آذربایجان
#عالیم_قاسیمف
#نوای جان
@navayjan
به نوای آذربایجان
با صدای سحرانگیز #عالیم_قاسیم_اُف
#موسیقی
#مرغ_سحر
#آذربایجان
#عالیم_قاسیمف
#نوای جان
@navayjan