عرفان شکوری زاده رتبه اول کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت بود. یکی از معدود نخبههایی که حاضر به مهاجرت نشد. در ایران ماند و در حالی که فقط ۲۹ بهار از زندگیاش گذشته بود، به اتهام واهی جاسوسی اعدام شد.
او در یکی از واپسین نامههایش خطاب به برادرش نوشته بود: «همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»
بهمن ۱۴۰۳، اطلاعات سپاه او را با اتهام «جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل» دستگیر کرد. اتهامی که خودش در نوشتههایش آن را «واهی» خوانده بود.
آنچه بعد از دستگیری بر او گذشت را خودش نوشته است:
«در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی، مجبور به اعتراف اجباری شدم.»
۸ ماه و نیم سلول انفرادی. شکنجه. اعتراف اجباری. محاکمهای که هیچ استانداردی از یک دادگاه عادلانه را نداشت. بدون وکیل مستقل، بدون دسترسی به خانواده، بدون شفافیت. دیوانعالی حکم را ۱۸ اردیبهشت تأیید کرد. سه روز بعد، صبح ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، اعدام شد.
او در یکی از واپسین نامههایش خطاب به برادرش نوشته بود: «همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»
بهمن ۱۴۰۳، اطلاعات سپاه او را با اتهام «جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل» دستگیر کرد. اتهامی که خودش در نوشتههایش آن را «واهی» خوانده بود.
آنچه بعد از دستگیری بر او گذشت را خودش نوشته است:
«در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی، مجبور به اعتراف اجباری شدم.»
۸ ماه و نیم سلول انفرادی. شکنجه. اعتراف اجباری. محاکمهای که هیچ استانداردی از یک دادگاه عادلانه را نداشت. بدون وکیل مستقل، بدون دسترسی به خانواده، بدون شفافیت. دیوانعالی حکم را ۱۸ اردیبهشت تأیید کرد. سه روز بعد، صبح ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، اعدام شد.
💔64🤬20😢14❤4🔥1
وریشه مرادی، زندانی سیاسی در اوین، از حق تماس تلفنی محروم شده است. او در هواخوری زندان، در اعتراض به اجرای احکام اعدام، شعار داده بود. در اعتراض به بربریت و وحشیگری حکومت در گرفتن جان انسانها. او پیش از این هم از ملاقات با خانواده و وکیلش محروم شده بود و این محدودیتها همچنان ادامه دارد.
جمهوری اسلامی میکشد و وقتی کسی در داخل زندان هم اعتراض میکند، دیوارها را بلندتر میکند.
وریشه مرادی نه سکوت میکند و نه تسلیم خواهد شد. او صدایش را از هواخوری زندان اوین علیه اعدام بلند کرده است و حالا همان صدا را هم میخواهند خاموش کنند.
جمهوری اسلامی میکشد و وقتی کسی در داخل زندان هم اعتراض میکند، دیوارها را بلندتر میکند.
وریشه مرادی نه سکوت میکند و نه تسلیم خواهد شد. او صدایش را از هواخوری زندان اوین علیه اعدام بلند کرده است و حالا همان صدا را هم میخواهند خاموش کنند.
😢48🤬17💔10❤4👍1
اسما زارعی فقط ۲۸ سال داشت و مادر بود. او را به جرم قتل همسرش دستگیر کردند. طبق آنچه میدانیم اسما زندگی خوبی نداشت و در زندگی مورد خشونت زیادی توسط همسرش قرار داشت. یک روز پس از یک مشاجره این زن ناخواسته مرتکب قتل همسرش شد.
وقتی او را دستگیر کردند باردار بود و تقریبا دو سال پیش کودکش را در زندان به دنیا آورد.
اسما اهل پارسآباد بود. او نه وکیل خوبی داشت، نه دادگاه منصفانه. قانون قصاص در ایران فرقی بین دفاع از خود و جنایت نمیگذارد و هر دو یک حکم دارند: اعدام.
این زن را سحرگاه ۳۰ اردیبهشت، در زندان اردبیل به دار کشیدند. کسی صدایش را نشنید. هزاران زندگی هر سال در جمهوری اسلامی با چوبههای دار حکومت تباه میشود و ما فقط از درصد کوچکی از این قتلهای حکومتی و زندگیهایی که تباه میشوند، مطلع میشویم.
بچه دو سالهای که حالا مادر ندارد و مادرش وصیت کرد که مادربزرگش سرپرستش شود. همین امروز در بند زنان همین زندان، دستکم هفت زن دیگر روزشمار زندگیشان به شماره افتاده و منتظر فرا رسیدن روزی هستند که برای اعدام به انفرادی منتقل شوند.
ماشین اعدام جمهوری اسلامی توقف ندارد و این چرخه خون سالهاست در سکوت ادامه داشته است
وقتی او را دستگیر کردند باردار بود و تقریبا دو سال پیش کودکش را در زندان به دنیا آورد.
اسما اهل پارسآباد بود. او نه وکیل خوبی داشت، نه دادگاه منصفانه. قانون قصاص در ایران فرقی بین دفاع از خود و جنایت نمیگذارد و هر دو یک حکم دارند: اعدام.
این زن را سحرگاه ۳۰ اردیبهشت، در زندان اردبیل به دار کشیدند. کسی صدایش را نشنید. هزاران زندگی هر سال در جمهوری اسلامی با چوبههای دار حکومت تباه میشود و ما فقط از درصد کوچکی از این قتلهای حکومتی و زندگیهایی که تباه میشوند، مطلع میشویم.
بچه دو سالهای که حالا مادر ندارد و مادرش وصیت کرد که مادربزرگش سرپرستش شود. همین امروز در بند زنان همین زندان، دستکم هفت زن دیگر روزشمار زندگیشان به شماره افتاده و منتظر فرا رسیدن روزی هستند که برای اعدام به انفرادی منتقل شوند.
ماشین اعدام جمهوری اسلامی توقف ندارد و این چرخه خون سالهاست در سکوت ادامه داشته است
💔72🤬9😢9❤5😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اکبر حمزهحسینی. ۲۹ ساله. اهل کوهدشت لرستان به تنهایی خود یک حماسه بود.
او روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، قبل از اینکه شبهنگام به خیابان برود، از خودش فیلم گرفت.
گفت: «اگر برنگشتم، بدانید فقط به یاد مردم رفتم.، به یاد مهسا، به یاد نیکا»
برنگشت.
با گلوله جنگی مزدوران خامنهای، در چهارراه آبرسانی فردیس کرج، جاویدنام شد.
برادرش مرتضی آن زمان در زندان بود. هر دو برادر از خیزش زن زندگی آزادی پرونده داشتند و او تنها توانست برای چهلم اکبر برادرش، مرخصی بگیرد از زندان تا خاک مزار برادر را لمس کند.
فراموش نمیشوید. این سرزمین تا ابد مفتخر به آن است که شما بر آن زیستهاید.
راهتان و راه آزادی ادامه دارد.
او روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، قبل از اینکه شبهنگام به خیابان برود، از خودش فیلم گرفت.
گفت: «اگر برنگشتم، بدانید فقط به یاد مردم رفتم.، به یاد مهسا، به یاد نیکا»
برنگشت.
با گلوله جنگی مزدوران خامنهای، در چهارراه آبرسانی فردیس کرج، جاویدنام شد.
برادرش مرتضی آن زمان در زندان بود. هر دو برادر از خیزش زن زندگی آزادی پرونده داشتند و او تنها توانست برای چهلم اکبر برادرش، مرخصی بگیرد از زندان تا خاک مزار برادر را لمس کند.
فراموش نمیشوید. این سرزمین تا ابد مفتخر به آن است که شما بر آن زیستهاید.
راهتان و راه آزادی ادامه دارد.
💔96❤20😢14👍3
۴۸ روز از دستگیری سارا سپهری میگذرد. زنی ۴۱ ساله که به خاطر بهایی بودن حالا در زندان عادلآباد شیراز است.
او قبل از زندان، سابقهٔ خونریزی معده و عارضه جدی شبکیه چشم داشت و تحت درمان بود. حالا در شرایط نگران کنندهایست. نه پزشک و نه دسترسی به رژیم غذایی مناسب شرایط خود دارد. پزشک گفته محیط پراسترس زندان میتواند بهطور قابلتوجهی وضعیتش را وخیمتر کند.
۲۰ فروردین ۱۴۰۵. مأموران امنیتی به خانهاش آمدند. او را بردند و مادری ۸۰ ساله، معلول و تنها را که سارا سپهری از او مراقبت میکرد، تنها گذاشتند.
صدای سارا سپهری و زندانیان سیاسی و عقیدتی باشیم.
او قبل از زندان، سابقهٔ خونریزی معده و عارضه جدی شبکیه چشم داشت و تحت درمان بود. حالا در شرایط نگران کنندهایست. نه پزشک و نه دسترسی به رژیم غذایی مناسب شرایط خود دارد. پزشک گفته محیط پراسترس زندان میتواند بهطور قابلتوجهی وضعیتش را وخیمتر کند.
۲۰ فروردین ۱۴۰۵. مأموران امنیتی به خانهاش آمدند. او را بردند و مادری ۸۰ ساله، معلول و تنها را که سارا سپهری از او مراقبت میکرد، تنها گذاشتند.
صدای سارا سپهری و زندانیان سیاسی و عقیدتی باشیم.
💔84😢14🤬10❤7👍4
شامگاه ۹ اسفند، وقتی خبر کشتهشدن خامنهای پیچید، مردم ریختند توی خیابانها.
فائزه افشاری هم رفت.
او مهندس پزشکی بود. سی ساله. اهل سمیرم واقع در استان اصفهان.
نه سنگ در دست داشت، نه سلاح. در خودرو نشسته بود و فقط میخواست لحظهای را که سالها منتظرش بود با مردمش جشن بگیرد.
یکی از مزدوران خامنهای اسلحه را روی سرش گذاشت و شلیک کرد. با چنین جنایتکارانی مردم ایران سالهاست مبارزه میکنند.
فائزه کشته شد چون از مرگ کسی خوشحال بود که ایران را ویران کرده بود. که جنگی بدون آتشبس با مردمان ایران به راه انداخته بود. او را برای یک لحظه شادی کشتند.
این رژیم با مذاکره و معامله با آمریکا و یا بدون آن، مشروعیت یک لحظه حکمرانی ندارد و باید سرنگون شود.
فائزه افشاری هم رفت.
او مهندس پزشکی بود. سی ساله. اهل سمیرم واقع در استان اصفهان.
نه سنگ در دست داشت، نه سلاح. در خودرو نشسته بود و فقط میخواست لحظهای را که سالها منتظرش بود با مردمش جشن بگیرد.
یکی از مزدوران خامنهای اسلحه را روی سرش گذاشت و شلیک کرد. با چنین جنایتکارانی مردم ایران سالهاست مبارزه میکنند.
فائزه کشته شد چون از مرگ کسی خوشحال بود که ایران را ویران کرده بود. که جنگی بدون آتشبس با مردمان ایران به راه انداخته بود. او را برای یک لحظه شادی کشتند.
این رژیم با مذاکره و معامله با آمریکا و یا بدون آن، مشروعیت یک لحظه حکمرانی ندارد و باید سرنگون شود.
🤬95💔35❤5😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو، زهرا آزادپور از زندگیاش میگوید. او میگوید که اکثر وقتش را در اسنپ کار میکند.
او ورزشکار و فوتبالیست بود اما کار هم میکرد.
زهرا ۲۷ سال داشت و بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگان پردیس بود. او سابقه حضور در تیمهای آذرخش و صبا و دعوت به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران را نیز داشت.
کوهنورد خوبی هم بود که قلههای دماوند و اسپیلت را فتح کرده بود. هوادار استقلال بود و رویای بازی برای این تیم را داشت.
شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در کرج، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
پس از اصابت اولین گلولهها ، با همسر و برادرش تماس گرفت و گفت: «بیایید مرا ببرید.»
چندلحظه بعد، هدف گلولههای بیشتری قرار گرفت و جان عزیزش را از دست داد.
خانوادهاش سه روز بعد پیکرش را پیدا کردند و
در اسلامشهر به خاک سپردند.
جمهوری اسلامی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دیماه، دهها هزار شهروند ایرانی را کشت. زهرا یکی از آنها بود.
هیچ دشمنی با مردم ایران چنین سنگدلانه و جنایتکارانه رفتار نکرد که شما جیرهخوران خامنهای کردید.
او ورزشکار و فوتبالیست بود اما کار هم میکرد.
زهرا ۲۷ سال داشت و بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگان پردیس بود. او سابقه حضور در تیمهای آذرخش و صبا و دعوت به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران را نیز داشت.
کوهنورد خوبی هم بود که قلههای دماوند و اسپیلت را فتح کرده بود. هوادار استقلال بود و رویای بازی برای این تیم را داشت.
شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در کرج، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
پس از اصابت اولین گلولهها ، با همسر و برادرش تماس گرفت و گفت: «بیایید مرا ببرید.»
چندلحظه بعد، هدف گلولههای بیشتری قرار گرفت و جان عزیزش را از دست داد.
خانوادهاش سه روز بعد پیکرش را پیدا کردند و
در اسلامشهر به خاک سپردند.
جمهوری اسلامی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دیماه، دهها هزار شهروند ایرانی را کشت. زهرا یکی از آنها بود.
هیچ دشمنی با مردم ایران چنین سنگدلانه و جنایتکارانه رفتار نکرد که شما جیرهخوران خامنهای کردید.
💔102🤬13❤7👍5😢3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز جلسه دادگاه یکی دیگر از آدمکشان اجارهای جمهوری اسلامی در خاک آمریکا تمام شد.
وقتی قاتل اجارهای جلوی قاضی بیتابی میکرد و میگفت که زن و بچه دارد، قاضی به او گفت: «اگر واقعاً نگران خانوادهات بودی، قبل از اینکه پول جمهوری اسلامی را بگیری به آنها فکر میکردی».
غمگین شدم. به یاد افتادم آنها که پول جمهوری اسلامی را گرفتند و بچههای ما را در خیابان سلاخی کردند. به آنهایی فکر کردم که در داخل ایران بدون دادگاه و دادرسی عادلانه و بدون وکیل، هر روز کشته و اعدام میشوند.
کسی که برای قتل من استخدام شده، چهار وکیل داشت.
قلبم درد میگیرد که نه فقط از جمهوری اسلامی _ بلکه از اپوزیسیونی که ادعای عدالت انتقالی دارد _ ضربه میخوریم. آنهایی که تمام مدت طرح های ترور جمهوری اسلامی را تمسخر و انکار میکردند ولی در هیچکدام از این دادگاهها نیامدند.
کسانی که وقت داشتند ساعتها بنشینند و دروغ و تیوری توطئه ببافند اما ساعتی وقت نداشتند به دادگاه تروریستهایی بیایند که انکارشان میکردند.
ادامه👇
وقتی قاتل اجارهای جلوی قاضی بیتابی میکرد و میگفت که زن و بچه دارد، قاضی به او گفت: «اگر واقعاً نگران خانوادهات بودی، قبل از اینکه پول جمهوری اسلامی را بگیری به آنها فکر میکردی».
غمگین شدم. به یاد افتادم آنها که پول جمهوری اسلامی را گرفتند و بچههای ما را در خیابان سلاخی کردند. به آنهایی فکر کردم که در داخل ایران بدون دادگاه و دادرسی عادلانه و بدون وکیل، هر روز کشته و اعدام میشوند.
کسی که برای قتل من استخدام شده، چهار وکیل داشت.
قلبم درد میگیرد که نه فقط از جمهوری اسلامی _ بلکه از اپوزیسیونی که ادعای عدالت انتقالی دارد _ ضربه میخوریم. آنهایی که تمام مدت طرح های ترور جمهوری اسلامی را تمسخر و انکار میکردند ولی در هیچکدام از این دادگاهها نیامدند.
کسانی که وقت داشتند ساعتها بنشینند و دروغ و تیوری توطئه ببافند اما ساعتی وقت نداشتند به دادگاه تروریستهایی بیایند که انکارشان میکردند.
ادامه👇
❤108👍23😢5
ادامه👆
از اوباما تا بایدن و ترامپ همه نمایندگانشان در این دادگاهها بودند. اپوزیسیون ما نبود.
چرا که بسیاری از آنها حاضرند جمهوری اسلامی از جنایت و ترور تبرئه شود اما آنها بتوانند همچنان پنجه به صورت کسانی بکشند که تسلیم و مرعوب و مجیزگویشان نیستند.
جمهوری اسلامی دشمن همه ماست. با هر گرایش سیاسی. این حکومت میخواهد در قدرت باقی بماند و کشتن مخالفانش برایش آن وسیلهایست که هدفش را توجیه میکند.
میدانم که من تنها نیستم. ما تنها نیستیم.
از اوباما تا بایدن و ترامپ همه نمایندگانشان در این دادگاهها بودند. اپوزیسیون ما نبود.
چرا که بسیاری از آنها حاضرند جمهوری اسلامی از جنایت و ترور تبرئه شود اما آنها بتوانند همچنان پنجه به صورت کسانی بکشند که تسلیم و مرعوب و مجیزگویشان نیستند.
جمهوری اسلامی دشمن همه ماست. با هر گرایش سیاسی. این حکومت میخواهد در قدرت باقی بماند و کشتن مخالفانش برایش آن وسیلهایست که هدفش را توجیه میکند.
میدانم که من تنها نیستم. ما تنها نیستیم.
👍149💔14❤13😢7🔥1
کیمیا داوودی فارغالتحصیل حقوق است و تارا داوودی فارغالتحصیل نقشهبرداری.
در ۲۴ دیماه ۱۴۰۴، در خیابانهای تهران، بدون حکم قضایی و با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شدند. بیش از سه هفته، خانوادهشان حتی نمیدانست کجا هستند.
امروز در بند زنان زندان اوین محبوسند. حکمشان را شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی صادر کرده است.
کیمیا به اتهام ارتباط با گروههای معاند و اجتماع علیه امنیت ملی به ده سال زندان محکوم شد و تارا به اتهام اجتماع علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به شش سال. مجموعاً شانزده سال زندان برای دو خواهری که جرمی نکردهاند و تنها جرمشان آن بوده که میخواستند درست زندگی کنند.
صدایشان باشیم.
در ۲۴ دیماه ۱۴۰۴، در خیابانهای تهران، بدون حکم قضایی و با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شدند. بیش از سه هفته، خانوادهشان حتی نمیدانست کجا هستند.
امروز در بند زنان زندان اوین محبوسند. حکمشان را شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی صادر کرده است.
کیمیا به اتهام ارتباط با گروههای معاند و اجتماع علیه امنیت ملی به ده سال زندان محکوم شد و تارا به اتهام اجتماع علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به شش سال. مجموعاً شانزده سال زندان برای دو خواهری که جرمی نکردهاند و تنها جرمشان آن بوده که میخواستند درست زندگی کنند.
صدایشان باشیم.
💔67🤬32❤5😢4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سنگ مزار دو جاویدنام خیزش ملی ایران در رشت توسط عوامل جمهوری اسلامی شکسته شده است. مونا اسمی و بنیامین علیزاده دو فرزند شجاع ایران بودند که مزارشان مورد حمله وحوش ولایتمدار قرار گرفته و تخریب شده است.
این تازهترین تلاش رژیم برای پاک کردن نام کشتهشدگان از حافظه مردم است. اما هر بار که سنگی میشکنند، نامی عمیقتر در دلها حک میشود.
نام، شجاعت و سرنوشتشان را مرور کنیم:
مونا اسمی ۳۸ ساله و متاهل بود. مادر یک پسر ۱۴ ساله. شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، همزمان با خیزش سراسری مردم ایران، مونا در خیابانهای رشت حضور داشت. نیروهای حکومتی بهطور مستقیم به سینهاش شلیک کردند. با گلوله جنگی و مستقیم به قلب.
مونا اسمی همان روز جاودانه شد.
بنیامین علیزاده نیز فقط ۱۴ سال داشت. چهارده سال. نوجوان بود. هنوز باید مدرسه میرفت، آرزو میکرد، زندگی میکرد.
اما در همان روزهای دی ۱۴۰۴، در رشت، جمهوری اسلامی او را هم کشت و نامش در فهرست جاویدنامان خیزش در رشت ثبت شد.
حالا این حکومت کودک کش سنگ مزار او را هم شکسته است.
این همان رژیمی است که حالا حتی سنگ قبر را هم برنمیتابد.
چون میداند هر مزار یک نشان و یک سنگر و هر نام یک شعله است.
این تازهترین تلاش رژیم برای پاک کردن نام کشتهشدگان از حافظه مردم است. اما هر بار که سنگی میشکنند، نامی عمیقتر در دلها حک میشود.
نام، شجاعت و سرنوشتشان را مرور کنیم:
مونا اسمی ۳۸ ساله و متاهل بود. مادر یک پسر ۱۴ ساله. شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، همزمان با خیزش سراسری مردم ایران، مونا در خیابانهای رشت حضور داشت. نیروهای حکومتی بهطور مستقیم به سینهاش شلیک کردند. با گلوله جنگی و مستقیم به قلب.
مونا اسمی همان روز جاودانه شد.
بنیامین علیزاده نیز فقط ۱۴ سال داشت. چهارده سال. نوجوان بود. هنوز باید مدرسه میرفت، آرزو میکرد، زندگی میکرد.
اما در همان روزهای دی ۱۴۰۴، در رشت، جمهوری اسلامی او را هم کشت و نامش در فهرست جاویدنامان خیزش در رشت ثبت شد.
حالا این حکومت کودک کش سنگ مزار او را هم شکسته است.
این همان رژیمی است که حالا حتی سنگ قبر را هم برنمیتابد.
چون میداند هر مزار یک نشان و یک سنگر و هر نام یک شعله است.
💔59🤬38❤9😢5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رژیم جمهوری اسلامی امروز صبح (۷ خرداد ۱۴۰۵) در روستای «قلعه کهوش» دالاهو (کرمانشاه) با محاصره کامل و تیراندازی مستقیم بدون هیچ اخطاری، دو برادر فعال فرهنگی کُرد به نامهای میثم و مجتبی ویسی را به قتل رساند.
این دو برادر، از مؤسسان کتابخانه کوردی «درهدریژ» در کرمانشاه و از فعالان سرشناس فرهنگی و پیروان آیین یارسان بودند.
این دو پس از شرکت در خیزش ملی ایران در دیماه ۱۴۰۴ تحت تعقیب بودند و ماهها در مخفیگاه زندگی میکردند. این دو برادر هر دو متأهل و دارای فرزند خردسال بودند.
در ویدیویی که از مجتبی ویسی مانده، او در آرامش کامل در میان کتابها تار مینوازد؛ نمادی از صدای فرهنگ و هنر در برابر گلولههای سرکوب.
این قتل عمد حکومتی و جنایت است و ما این خونها را فراموش نمیکنیم.
این دو برادر، از مؤسسان کتابخانه کوردی «درهدریژ» در کرمانشاه و از فعالان سرشناس فرهنگی و پیروان آیین یارسان بودند.
این دو پس از شرکت در خیزش ملی ایران در دیماه ۱۴۰۴ تحت تعقیب بودند و ماهها در مخفیگاه زندگی میکردند. این دو برادر هر دو متأهل و دارای فرزند خردسال بودند.
در ویدیویی که از مجتبی ویسی مانده، او در آرامش کامل در میان کتابها تار مینوازد؛ نمادی از صدای فرهنگ و هنر در برابر گلولههای سرکوب.
این قتل عمد حکومتی و جنایت است و ما این خونها را فراموش نمیکنیم.
💔87🤬25😢10❤6🔥2
از دیروز که این مطلب را در شبکه ایکس (توییتر) خطاب به این نماینده مجلس آمریکا نوشتم، بازخوردهای بسیار زیاد و کمسابقهای داشته است. این صدای ماست که باید شنیده شود.
«الکساندریا اوکاسیو کورتس» (معروف به AOC)، نماینده مشهور و چپگرا در مجلس نمایندگان آمریکا از نیویورک است.
او خودش را یک فمینیست دوآتیشه، مدافع حقوق زنان و ضد تبعیض جنسیتی میداند و در شبکههای اجتماعی میلیونها دنبالکننده دارد. اما حالا در قلب نیویورک، در مراسمی مربوط به مسلمانان با تفکیک جنسیتی، میآید و خودش نیز حجاب سر میکند.
برای او در شبکه ایکس نوشتم در همان لحظاتی که شما با لبخندی بر لب، در یک مراسم تفکیکجنسیتیشده در نیویورک حجاب به سر میکردید، من در دادگاه فدرال روبروی چهارمین آدمکشی ایستاده بودم که جمهوری اسلامی برای ترور من استخدام کرده بود! جرم من؟ مبارزه برای اینکه زنان ایرانی هم از همان آزادیهایی برخوردار باشند که شما از آن برای یک «نمایش عکاسی و تبلیغاتی» استفاده کردید.
ادامه👇
«الکساندریا اوکاسیو کورتس» (معروف به AOC)، نماینده مشهور و چپگرا در مجلس نمایندگان آمریکا از نیویورک است.
او خودش را یک فمینیست دوآتیشه، مدافع حقوق زنان و ضد تبعیض جنسیتی میداند و در شبکههای اجتماعی میلیونها دنبالکننده دارد. اما حالا در قلب نیویورک، در مراسمی مربوط به مسلمانان با تفکیک جنسیتی، میآید و خودش نیز حجاب سر میکند.
برای او در شبکه ایکس نوشتم در همان لحظاتی که شما با لبخندی بر لب، در یک مراسم تفکیکجنسیتیشده در نیویورک حجاب به سر میکردید، من در دادگاه فدرال روبروی چهارمین آدمکشی ایستاده بودم که جمهوری اسلامی برای ترور من استخدام کرده بود! جرم من؟ مبارزه برای اینکه زنان ایرانی هم از همان آزادیهایی برخوردار باشند که شما از آن برای یک «نمایش عکاسی و تبلیغاتی» استفاده کردید.
ادامه👇
❤91👍49🤬2
ادامه👆
حالا از شما میپرسم: آیا در ماه اوت، وقتی قرار است با پنجمین آدمکشِ اجیرشده روبرو شوم، همراه من به دادگاه میآیید؟ یا شعار «همبستگی» شما فقط تا جایی اعتبار دارد که به تریج قبای رژیم اسلامی برنخورد؟!
شما در نیویورک داوطلبانه حجاب پوشیدید؛ اما در ایران، زنان را به خاطر برداشتن همان حجاب میکشند!
شما دقیقاً همان زنی هستید که در هر تریبونی علیه خشونت علیه زنان فریاد میزنید، تفکیک جنسیتی را محکوم میکنید و پرچمدار «حقوق برابر» میشوید. اما چطور است که امروز در قلب دنیای غرب، در مراسمی که زنان و مردان را به شدت از هم جدا کردهاند، با لبخند و حجاب ایستادهاید؟
برای من و میلیونها زن ایرانی، این رفتار شما «حق انتخاب» نیست. این دیگر شعارِ «بدن من، انتخاب من» نیست؛ این تبدیل شده به: «بدن من، برای جمع کردن رأی!»
یک بام و دو هوای فمینیسم فعالان چپ غربی اینجاست که خودش را نشان میدهد.
کسانی که ادعا میکنند به نام فمینیسم برای حق تعیین سرنوشت زنان میجنگند، چطور داوطلبانه ایدئولوژیای را در آغوش میکشند که زنان ما را صرفاً به خاطر «زن بودن» مجبور به پوشاندن موهایشان میکند؟
آنها در رفاه، آزادی و امتیازات دنیای غرب غوطهورند و به عنوان افرادی کاملاً مستقل زندگی میکنند، اما همزمان، با سکوت و رفتارهایشان تایید میکنند که زنان دیگر در آن سوی دنیا نباید از این حقوق اولیه سهمی داشته باشند.
و ما این تزویر را فراموش نمیکنیم.
حالا از شما میپرسم: آیا در ماه اوت، وقتی قرار است با پنجمین آدمکشِ اجیرشده روبرو شوم، همراه من به دادگاه میآیید؟ یا شعار «همبستگی» شما فقط تا جایی اعتبار دارد که به تریج قبای رژیم اسلامی برنخورد؟!
شما در نیویورک داوطلبانه حجاب پوشیدید؛ اما در ایران، زنان را به خاطر برداشتن همان حجاب میکشند!
شما دقیقاً همان زنی هستید که در هر تریبونی علیه خشونت علیه زنان فریاد میزنید، تفکیک جنسیتی را محکوم میکنید و پرچمدار «حقوق برابر» میشوید. اما چطور است که امروز در قلب دنیای غرب، در مراسمی که زنان و مردان را به شدت از هم جدا کردهاند، با لبخند و حجاب ایستادهاید؟
برای من و میلیونها زن ایرانی، این رفتار شما «حق انتخاب» نیست. این دیگر شعارِ «بدن من، انتخاب من» نیست؛ این تبدیل شده به: «بدن من، برای جمع کردن رأی!»
یک بام و دو هوای فمینیسم فعالان چپ غربی اینجاست که خودش را نشان میدهد.
کسانی که ادعا میکنند به نام فمینیسم برای حق تعیین سرنوشت زنان میجنگند، چطور داوطلبانه ایدئولوژیای را در آغوش میکشند که زنان ما را صرفاً به خاطر «زن بودن» مجبور به پوشاندن موهایشان میکند؟
آنها در رفاه، آزادی و امتیازات دنیای غرب غوطهورند و به عنوان افرادی کاملاً مستقل زندگی میکنند، اما همزمان، با سکوت و رفتارهایشان تایید میکنند که زنان دیگر در آن سوی دنیا نباید از این حقوق اولیه سهمی داشته باشند.
و ما این تزویر را فراموش نمیکنیم.
❤108👍67💔2🤬1
.
سپیده قلیان، تن خسته اما ایستادهاش را بار دیگر از دیوارهای اوین و وکیلآباد مشهد بیرون کشید و آزاد شد. او باز هم دور باطل سرکوب را با یک حرکت نمادین در هم شکست.
شش ماه حبس تعزیری جدید، تاوان ایستادگی او بود. تاوان شرکت در مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل شجاع عدالتخواهی که سال گذشته به طرز مشکوکی جان باخت.
حکومت خواست با زندانی کردن سپیده قلیان، نرگس محمدی و برادر خسرو علیکردی (جواد علیکردی) صدای دادخواهی برای خسرو را خفه کند. اما او در اولین دقایق آزادی، مسیرش را نه به سمت خانه، که به سمت مزار خسرو علیکردی که مظهر ایستادگی بود کج کرد و در اولین پست خود در اینستاگرام با انتشار این تصویر نوشت: «از زندان یکراست آمدم سر خاک خسرو...»
این همان زنجیرهٔ همبستگی و شجاعت است که خواب را از چشم استبداد میرباید.
سپیده جان، خوش برگشتی. تکثیرِ شهامتت را بار دیگر دنیا به تماشا نشسته است.
سپیده قلیان، تن خسته اما ایستادهاش را بار دیگر از دیوارهای اوین و وکیلآباد مشهد بیرون کشید و آزاد شد. او باز هم دور باطل سرکوب را با یک حرکت نمادین در هم شکست.
شش ماه حبس تعزیری جدید، تاوان ایستادگی او بود. تاوان شرکت در مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل شجاع عدالتخواهی که سال گذشته به طرز مشکوکی جان باخت.
حکومت خواست با زندانی کردن سپیده قلیان، نرگس محمدی و برادر خسرو علیکردی (جواد علیکردی) صدای دادخواهی برای خسرو را خفه کند. اما او در اولین دقایق آزادی، مسیرش را نه به سمت خانه، که به سمت مزار خسرو علیکردی که مظهر ایستادگی بود کج کرد و در اولین پست خود در اینستاگرام با انتشار این تصویر نوشت: «از زندان یکراست آمدم سر خاک خسرو...»
این همان زنجیرهٔ همبستگی و شجاعت است که خواب را از چشم استبداد میرباید.
سپیده جان، خوش برگشتی. تکثیرِ شهامتت را بار دیگر دنیا به تماشا نشسته است.
❤144👍19😢5🤬2🔥1