مسیح علی‌نژاد
55.7K subscribers
11.1K photos
16.2K videos
12 files
3.17K links
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia


📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910

توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih

اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
نیمه‌شب دوشنبه ششم مهر در شهر پرک کنگان، ماموران به بهانه جمع‌آوری سوخت قاچاق به داخل حیاط خانه خانواده علی شریفی ریختند.

بنا بر گزارش‌های رسیده هیچ گازوئیل و باری پیدا نکردند. هیچ چیزی.

تفنگ را روی سر داماد خانواده گرفتند. فرزند خردسال با گریه دوید و التماس کرد با بابام کاری نداشته باشید.
آنها از خانه بیرون رفتند اما در همین حال علی شریفی، پدر خانواده و فرزند عباس شریفی، رزمنده‌ای که هشت سال در جبهه‌های جنگ با عراق جنگیده بود، همراه دوستش به آنجا رسید.

بگومگویی درگرفت و ماموران همانجا به گردنش شلیک کردند و او به زمین افتاد. ماموران او را که روی زمین افتاده بود باز هدف قرار دادند و چندین گلوله به او زدند.

دوستش محمد(یعقوب) عباسی، که او هم پدر دو فرزند خردسال بود، برای کمک جلو می‌آید که او را هم به رگبار می‌بندند.

سپس پیکرشان را پشت خودروی یگان می‌گذارند و می‌برند.

حالا همان پدری که هشت سال برای این کشور جنگید و جانباز جنگ شد، شاهد است که چگونه فرزندش شبانه با گلوله‌ی ماموران جمهوری اسلامی، بی‌گناه کشته می‌شود.

این قتل‌ها اگر هزینه‌ای برای حکومت نداشته باشد هر روز خانواده دیگری عزادار می‌شوند.
❤64😢33🤬26💔6👍2
تصاویر تازه‌ای از جواد علیکردی برادر جاویدنام خسرو علیکردی منتشر شده که او را با لباس زندان و دستبند از زندان احتمالا به دادگاه می‌برند.

جرمش چه بود؟
جرمش این بود که دادخواه خون برادرش بود و روایتِ مشکوک «ایست قلبی» را نپذیرفت.
جرمش این بود که سرِ خاک خسرو و در مراسم هفتم او صدای مردم ایران شد.

جواد برای همین، به ۱۸ سال حبس و انفصال دائم از وکالت محکوم شد.

اما دستبند به دستِ وکیلی که به دنبال حقیقت و عدالت است، شرمش تنها برای سیستم فاسد قضایی و امنیتی‌ست.

جواد علیکردی باید آزاد شود.

#جواد_علیکردی
#خسرو_علیکردی
🤬88💔26❤7👍4😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
​«نمی‌گذارند نان حلال به خانه ببریم؛ انگار می‌خواهند مردم دزد و موادفروش شوند!»

این خلاصه گلایه شهروندی است که برای راه‌اندازی یک فست‌فود سیار با سد شهرداری و مسئولان صدور مجوز روبه‌رو شده است.

​با این اقتصاد فروپاشیده، مسئولان به جای حمایت از مردمی که در پی کسب روزی حلال‌اند، هر روز چوب لای چرخ آن‌ها می‌گذارند. از سوی دیگر، پلمب گسترده و سریالی واحدهای صنفی در هفته‌های اخیر به بهانه حجاب نیز رویه مشابهی را نشان می‌دهد؛ گویی حاکمیت واقعاً بدش نمی‌آید که مردم در این شرایط خفه‌کننده اقتصادی، به اوج استیصال و بیچارگی کشیده شوند.
💔91👍11🤬7❤3
ریه چپ دکتر حمید قره‌حسنلو در زندان به‌شدت آسیب دیده و وضعیت جسمی او وخیم گزارش شده است.

نزدیک چهار سال پیش، این پزشک متخصص رادیولوژی همراه همسرش، فرزانه قره‌حسنلو، به مراسم چهلم حدیث نجفی در کرج رفت. همان شب مأموران به خانه‌شان یورش بردند و هر دو را بازداشت کردند.

حمید قره‌حسنلو بعدها روایت کرد که مقابل چشم همسر و دختر سیزده‌ساله‌اش، او را روی زمین خواباندند، چاقو زیر گلویش گذاشتند و تهدید کردند سرش را می‌بُرند. در جریان بازداشت و بازجویی به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت؛ دنده‌هایش شکست و ریه‌اش دچار خونریزی داخلی شد؛ جراحاتی که او را به چند عمل جراحی کشاند. گزارش هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل نیز شکنجه او و همسرش را مستند کرده است.

بعد نوبت دادگاه رسید.

حمید به اعدام محکوم شد؛ در همان پرونده محمدمهدی کرمی و سیدمحمد حسینی اعدام شدند. حکم اعدام قره‌حسنلو بعداً نقض شد و سرانجام به ۱۵ سال حبس در تبعید در زندان یزد تبدیل شد.

اما این فقط سرنوشت حمید نبود.

ادامه👇
🤬67💔25❤2👍1😢1
ادامه👆
فرزانه قره‌حسنلو، همسرش، نیز بازداشت و شکنجه شد. ابتدا برای او ۲۵ سال حبس در تبعید صادر کردند؛ حکمی که بعداً به پنج سال زندان کاهش یافت. او اکنون دور از همسرش در زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس است و درباره محرومیت او از درمان و تماس با خانواده نیز گزارش‌هایی منتشر شده است.

یک زن در مشهد. یک مرد در یزد. یک خانواده که نزدیک چهار سال است میان دو زندان تقسیم شده است.

حمید قره‌حسنلو از شهریور ۱۴۰۲ دوران حبس تبعیدی خود را در زندان یزد می‌گذراند. او از محرومیت طولانی از نور آفتاب، شرایط نامناسب نگهداری و بی‌توجهی به وضعیت درمانی‌اش گفته و در اعتراض به همین شرایط دست به اعتصاب غذا زده است.

پزشکی که سال‌ها کارش تشخیص بیماری و کمک به درمان دیگران بود، امروز خودش در زندان به درمان نیاز دارد.

حمید قره‌حسنلو را فراموش نکنید. فرزانه قره‌حسنلو را هم فراموش نکنید.

#حمید_قره_حسنلو #فرزانه_قره_حسنلو #زن_زندگی_آزادی
💔85🤬22❤4😢4
خسرو محمدی‌نیا، مسعود توشمالانی و سیروان شعبانی؛ سه شهروند کُرد اهل کرمانشاه، به اعدام محکوم شده‌اند.

آنها ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات در اسلامشهر بازداشت شدند و اکنون در زندان قزلحصار کرج هستند. بنا بر گزارش‌های منتشرشده، هر سه پس از ماه‌ها نگهداری در سلول انفرادی و گرفتن اعترافات اجباری به قزلحصار منتقل شدند. مسعود توشمالانی مدتی با وثیقه آزاد شد، اما دوباره بازداشتش کردند.

سیروان شعبانی ۲۵ ساله، هنرمند، نوازنده و سرپرست ارکستر پاپ و سنتی است؛ اهل کرمانشاه و ساکن واوان اسلامشهر.

پرونده هر سه مشترک است. شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران آنها را با اتهاماتی از جمله «محاربه»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اقدام عملیاتی به نفع دولت‌های متخاصم» به اعدام محکوم کرده است. حکم با امضای قاضی کریمی و قاضی تقی‌زاده صادر شده است.

درباره نحوه برگزاری دادگاه، ادله مورد استناد و دسترسی آنها به وکیل انتخابی نیز اطلاعات روشنی منتشر نشده است.
امروز خسرو، مسعود و سیروان در قزلحصار با حکم اعدام روبه‌رو هستند.

نام‌هایشان را تکرار کنیم و صدایشان باشیم.

#نه_به_اعدام
🤬70😢11💔5👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای صمد پورشه، زندانی سیاسی، است؛ پیامی از داخل زندان که در آن از انتقال خود از زندان یاسوج به زندان دهدشت خبر می‌دهد؛ انتقالی که به گفته او با هدف افزایش فشار و آزار او صورت گرفته است.

پورشه پیش از بازگشت به زندان، چند ماه در مرخصی درمانی بود. او می‌گوید در حالی که هزینه جراحی خود را فراهم کرده و برای عمل وقت گرفته بود، با دستور قضایی ناچار شد به زندان بازگردد.

او پیش‌تر گفته بود در جریان بازداشت و تحت شکنجه، از ناحیه گردن، کمر و دست دچار آسیب‌های جدی شده است؛ آسیب‌هایی که به گفته خودش آن‌قدر شدید بوده که دیگر نتوانسته به شغل سابقش، گچ‌کاری و کارگری ساختمان، بازگردد.

صمد پورشه در پرونده اخیر خود به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. اکنون او می‌گوید پس از بازگرداندنش به زندان، به جای آنکه امکان درمان و جراحی برایش فراهم شود، از زندان یاسوج به زندان دهدشت منتقل شده است.

با این حال، پورشه در این پیام صوتی می‌گوید فشارها، انتقال‌ها و آنچه بر او گذشته، خللی در اراده‌اش برای ادامه راهی که انتخاب کرده وارد نخواهد کرد.

#صمد_پورشه
❤83🤬16💔5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصور تصاویری که باید بعد از این‌ها می‌بود و حالا نیست قلبم را به درد می‌آورد. تولدهای بعدی، آوازهای تازه، خنده‌هایی که هنوز نوبتشان نرسیده بود.

نیکا در این چند قاب از زندگی کوتاهش، بازی می‌کند، قد می‌کشد، می‌خندد، آواز می‌خواند و می‌ایستد. زندگی از سر و رویش می‌بارد.

آدم دلش می‌خواهد این فیلم همین‌طور ادامه پیدا کند؛ او بزرگ‌تر شود و ما فقط تماشایش کنیم.
حقش بود بماند. حقش بود شمع‌های تولد ۲۱ سالگی خودش را امروز فوت کند. حقش بود برای سال‌های پیشِ رو آرزو داشته باشد.

کسانی که زندگی‌اش را گرفتند، این حقِ نزیسته را به او و به همه ما بدهکارند.
هیچ گذشتِ زمانی این بدهی را پاک نمی‌کند.

نیکا جان، آوازت را دوباره پخش می‌کنیم؛ خنده‌ات را، کودکی‌ات را، شجاعتت را. نامت را با تمام زندگی‌ای که در آن بود به یاد می‌سپاریم.
تولدت مبارک؛ یادت جاودان.

#نیکا_شاکرمی
#زن_زندگی_آزادی
#دادخواهی
💔105😢13❤8🔥4🤬3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایمان صادقی فقط ۲۰ سالشه. یه بلاگر از کاشان.
جرمش؟ نوشتن، گفتن و اعتراض.
حکمش؟ بیش از ۱۳ سال زندان!

۱۱ بهمن از خونه‌ش بردنش. ۸ ماه توی بازداشت موقت موند. نه وکیل، نه ملاقات، نه حتی اتهام مشخص. انقدر زیر فشار بود که در زندان دست به خودکشی زد.

حالا قاضی بهش ۱۲ سال و ۶ ماه بابت «انتشار محتوا علیه امنیت کشور» و ۷ ماه بابت «تبلیغ علیه نظام» داده. یعنی ۱۳ سال از جوونی یه جوان ۲۰ ساله، قراره برای چند تا پست و ویدیو پشت میله‌های زندان بگذره.

صدای ایمان باشیم.

#ایمان_صادقی #کاشان
🤬84😢14💔10❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدانور را با رقص‌هایش به یاد بیاورید.
با آن لبخند، با آن شور غریب زندگی؛
انگار دنیا با همه نامهربانی‌هایش هنوز نتوانسته بود شوق رقصیدن را از او بگیرد.

خدانور لجه‌ای، جوان بلوچ اهل زاهدان، دهم مهر ۱۳۷۴ به دنیا آمد.
۹ مهر ۱۴۰۱ گلوله یکی از مزدوران جمهوری اسلامی به او خورد و یک روز بعد، درست در روز تولد ۲۷ سالگی‌اش، جان باخت.

تولد و مرگش در تقویم روی یک روز افتاد؛
میان این دو تاریخ، ۲۷ سال زندگی بود.
زندگیِ جوانی که دوست داشت با وجود فقر و محرومیت، بخندد، برقصد و زندگی کند.

شاید برای همین است که از میان همه تصویرهایی که از خدانور مانده، رقص‌هایش این‌قدر ماندگار شده‌اند.

هر بار که می‌رقصد، برای چند ثانیه مرگ از قاب بیرون می‌رود و دوباره همان جوان ۲۷ ساله‌ای را می‌بینیم که هنوز زنده است؛ هنوز می‌خندد، هنوز می‌رقصد.

امروز هم سالروز تولد خدانور است و هم سالروز رفتنش.

تولدت مبارک خدانور.
برقص...
در حافظه ما، این رقص تمام نمی‌شود.

#خدانور_لجه‌ای
#زن_زندگی_آزادی
#زاهدان
❤123💔71🤬3
سیاوش جمشیدی خیرآبادی نیز اعدام شد.

جمهوری اسلامی بامداد امروز حکم اعدام او را اجرا کرد؛ یکی دیگر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که حالا تنها نامی از او باقی مانده است.

سیاوش در شهرکرد بازداشت شد. قوه قضاییه مدعی است او شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات به سوی مأموران پلیس تیراندازی کرده و دو روز بعد بازداشت شده است. او با اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شد.

اما حتی در روایت مفصل خود قوه قضاییه، هیچ فرد کشته یا زخمی‌شده‌ای در تیراندازی منتسب به سیاوش معرفی نشده است.

تا پیش از اعلام اعدامش، تقریباً هیچ اطلاعاتی درباره روند پرونده او در دسترس افکار عمومی نبود. قوه قضاییه می‌گوید وکیلی در دادگاه حضور داشته، اما نام وکیل، شعبه و قضات دادگاه، تاریخ محاکمه، متن حکم و جزئیات دفاعیات او را منتشر نکرده است. اطلاعات مستقلی نیز درباره شرایط بازجویی و دسترسی او به وکیل منتخب در دست نیست.

ادامه👇
💔70🤬34😢4❤3🔥3
ادامه👆
پس از اعدام، دستگاه قضایی او را «اراذل و اوباش» و «مجرم سابقه‌دار» معرفی کرد و مجموعه‌ای از اتهامات و اعترافات منتسب به او را منتشر کرد؛ اعترافاتی که امکان بررسی مستقل شرایط اخذ آنها وجود ندارد.

حکم اعدام سیاوش در دیوان عالی کشور تأیید و امروز اجرا شد.

تنها سه روز پیش نیز علی همتی سیستانی و مجید نیک‌اندیش، دو بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه در مشهد، اعدام شدند. با اعدام سیاوش، در فاصله تنها چند روز سه نفر از بازداشت‌شدگان این اعتراضات به دار آویخته شده‌اند.

این اعدام‌ها در حالی ادامه دارد که همین هفته ۴۶ کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل نسبت به موج اعدام معترضان در ایران، محاکمه‌های غیرعادلانه، شکنجه و بدرفتاری و استفاده از اعترافات اجباری هشدار دادند.

پیش از اعدام سیاوش، دست‌کم ۳۱ معترض مرتبط با اعتراضات اخیر اعدام شده بودند و ده‌ها نفر دیگر با حکم اعدام یا خطر قریب‌الوقوع اجرای آن روبه‌رو بودند.

در همین حال غلامحسین محسنی اژه‌ای بارها خواستار رسیدگی سریع و «بدون اغماض» به پرونده بازداشت‌شدگان اعتراضات شده است.

هر اعدام یک انسان است؛ یک زندگی، یک خانواده و نامی که نباید در میان اعداد گم شود.

نام او سیاوش جمشیدی خیرآبادی بود.
نمی‌بخشیم و فراموش نمی‌کنیم.

#سیاوش_جمشیدی_خیرآبادی
#نه_به_اعدام
💔79🤬33❤7🔥4😢3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا و مهشاد عاشق یکدیگرند. پیش از آن‌که زندان میانشان دیوار بکشد، نامزد بودند. حالا هر دو زندانی‌اند؛ یکی در زندان دولت‌آباد و دیگری در زندان دستگرد اصفهان.
دیشب، بدون لباس عروسی، بدون جشن و سفره عقد و بدون آن‌که حتی بتوانند کنار هم بنشینند، با یک تماس تلفنی با هم ازدواج کردند. امیرسالار داوودی خطبه عقد را خواند و علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی از پشت دیوارهای دو زندان به یکدیگر «بله» گفتند.
مهشاد ۲۲ ساله و دانشجوست. او از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه است و به پنج سال زندان محکوم شده. علیرضا نیز در همان اعتراضات بازداشت شده؛ اما حکمی که بالای سر اوست، اعدام است.
ادامه👇
💔66❤7😢4👍1
ادامه👆
گزارش‌ها می‌گویند علیرضا را بار دیگر به سلول انفرادی زندان دستگرد منتقل کرده‌اند و خانواده‌اش را برای آخرین ملاقات فراخوانده‌اند. حالا مهشاد فقط یک خواسته دارد: ملاقات با همسرش؛ دیدن مردی که تازه با او ازدواج کرده، پیش از آن‌که شاید دیگر فرصتی برای دیدنش باقی نماند.
در پرونده علیرضا حتی درباره حضور او در محل حادثه مورد استناد پرونده نیز مناقشه جدی وجود دارد. به گفته منبعی نزدیک به خانواده، تصاویر دوربین‌های مداربسته و مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد هنگام حادثه، علیرضا در محل دیگری بوده است. درخواست اعاده دادرسی او نیز پس از ارجاع به شعبه هم‌عرض، بدون تشکیل جلسه رسیدگی رد و پرونده به اجرای احکام فرستاده شد.
قصه علیرضا و مهشاد نباید با یک تماس تلفنی برای عقد شروع شود و با یک تماس برای خبر اعدام تمام شود.
آن‌ها تازه به هم «بله» گفته‌اند.
بگذارید زندگی کنند.
صدای علیرضا سپاهی باشیم.
#علیرضا_سپاهی #مهشاد_کشانی #نه_به_اعدام
❤44💔30👍2😢2
این عشق را هم کشتند.
علیرضا سپاهی، ۲۵ ساله، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ماه و محکوم پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، اعدام شد.
یک روز پس از عقد.

علیرضا و مهشاد کشانی هر دو زندانی بودند. از پشت میله‌ها، از راه تلفن، با هم عقد کردند. وکیلشان فایل صدای خطبه عقد را منتشر کرد. درست یک روز بعد، علیرضا را به دار آویختند.

این اولین بار نبود که جمهوری اسلامی می‌خواست او را بکشد. بامداد ششم مرداد، او را همراه دو هم‌پرونده‌اش برای اعدام بردند. پیش از رسیدن به محل اجرای حکم سکته کرد و به بیمارستان منتقل شد. دو هم‌پرونده‌اش را همان روز در ملأ عام اعدام کردند. اما علیرضا را درمان کردند و برگرداندند زندان.

نه از روی ترحم. برای اینکه سالم‌تر، دوباره به دار آویخته شود.

خانواده‌اش می‌گویند تصاویر دوربین‌های مداربسته نشان می‌دهد او اصلا در میدان علیخانی نبود. دادگاه را ویدیوکنفرانسی برگزار کردند، شکنجه را نشنیدند و برای یک جوان ۲۵ ساله چهار حکم اعدام امضا کردند.

و مهشاد کشانی، همسر علیرضا، هنوز زندانی است. پنج سال حبس. حتی نمی‌تواند سر خاک همسرش برود.

علیرضا قبل از اعدام خواسته بود یک بار همسرش را ببیند. نگذاشتند!
💔76🤬22😢7❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۲ ساله بود. پسرعمویش رامین در اعتراضات دی‌ماه با شلیک مأموران کشته شد. یک روز بعد از خاکسپاری رامین، مأموران علیرضا را بردند. رژیم از خانواده‌ای که تازه عزادار شده بود، انتقام گرفت.
و این صحبت‌های دایی داغدار اوست.

پس از دستگیری حدود بیست روز خانواده‌اش نمی‌دانستند او کجاست. برای اعتراف اجباری زیر شکنجه گرفتندش، تهدیدش کردند با تزریق هوا بکشندش. دادگاهش سه جلسه یک‌ساعته بود، بدون وکیل منتخب. حکمش دو بار اعدام بود.

امروز سحر در زندان دستگرد اصفهان، کنار علیرضا سپاهی دار زده شد. همان علیرضایی که ششم مرداد در آستانه اعدام سکته کرد، درمانش کردند تا سلامت شود و امروز یا وجود آنکه شب قبل از اعدام عقد کرده بود، اعدامش کنند.

درخواست اعاده دادرسی‌اش را دیوان عالی پذیرفته بود، اما شعبه هم‌عرض در کمتر از ۴۸ ساعت و بدون حتی یک جلسه رسیدگی ردش کرد.

هفت نفر از دوازده محکوم پرونده میدان علیخانی تا امروز اعدام شده‌اند. پنج نفر دیگر هنوز در سلول‌های انفرادی هستند.

#علیرضا_رئیسی #علیرضا_سپاهی #میدان_علیخانی
😢45💔31🤬14👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این پدر کنار تخت پسر زخمی‌اش نشسته. می‌گوید من پای درد کشیده‌ام، سردرد کشیده‌ام، هزار درد کشیده‌ام. اما هیچ دردی بدتر از جگر درد نیست. درد پدری که باید به پسر زخمی‌اش بگوید محسن دیگر نیست.

شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در نجف‌آباد اصفهان، ماموران سرکوب به سوی مردم معترض آتش گشودند. در آن دو شب خونین ده‌ها نفر کشته شدند. محسن عباسی، ۲۱ ساله، با دو گلوله به سینه و قلبش بر زمین افتاد. در همان خیابانی که با برادرش کافه کوچکی داشت، کافه‌ای که رویای زندگی‌شان بود.

برادرش هم همان شب هدف گلوله قرار گرفت و زخمی در بیمارستان بستری شد. و پدر، میان این دو زخم، مجبور شد تلخ‌ترین خبر دنیا را به پسر زخمی‌اش بدهد.

یک هفته مانده به چهلم محسن، برادرش این ویدیو را منتشر کرده و نوشته: «محسن را از ما گرفتند ولی من مجبورم ادامه بدهم. نه فقط برای خودم، برای برادرم، برای زندگی محسن...»

محسن ۲۱ سال داشت. برای آزادی کشته شد. نامش را تکرار کنیم.
دادخواهیم این بیداد را...

#محسن_عباسی
💔71❤7👍2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری اسلامی همه‌چیز را از مردم گرفت؛ نه فقط زندگی و معیشت و کرامت و جان‌شان را، که حتی ایمان بسیاری از همان مردمی را که روزگاری با صدای اذان حال‌شان خوب می‌شد و برای آمدن رمضان و محرم ذوق داشتند.

این شهروند می‌گوید زمانی از شنیدن اذان لذت می‌برد و چشم‌انتظار مناسبت‌های مذهبی بود؛ اما امروز، پس از آنچه به نام دین دیده، حتی اعتقادش به خدا را هم از دست داده است.

جمله‌ای هست که سال‌هاست به احمد کسروی نسبت داده می‌شود: «مردم ایران یک حکومت به آخوندها بدهکارند.» هرچند انتساب دقیق این جمله به کسروی محل تردید است، مضمونش امروز تلخ‌تر از همیشه به نظر می‌رسد.

جمهوری اسلامی کاری کرد که برای بسیاری، مرز میان دین و حکومتی که به نام دین سرکوب می‌کند از میان برود؛ تا جایی که نفرت از حکومت، دامن همان ایمانی را هم گرفت که این حکومت مدعی دفاع از آن بود.

شاید بزرگ‌ترین شکست جمهوری اسلامی همین باشد: حکومتی که برای اسلامی‌کردن جامعه آمد، اما بسیاری را نه فقط از خودش، که از دین گریزان کرد.

و بعید نیست اثر این تجربه، بسیار بیشتر از عمر آخوند دوام بیاورد و ملت ایران تا صدها سال در برابر آخوند و موهومات دینی واکسینه شده باشند.
❤54👍22🤬4🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهران بصیر توانا ۲۹ ساله بود. جوان ورزشکار اهل فومن که ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در جریان قیام زن زندگی آزادی، از پشت سر و از فاصله نزدیک هدف گلوله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت.

امسال چهارمین تولدی است که بدون او و در کنار مزارش برگزار می‌شود. بدون اطلاع رسانی، با درخواست و فشار ارگان‌های امنیتی که باید فقط با حضور خانواده و بدون اعلام عمومی تولد برگزار شود.

کدام اقتدار؟ این رژیم از یک عکس روی مزار و برگزاری یک مراسم تولد برای یک جوان کشته شده هم می‌ترسد.
تولدت مبارک مهران جان.

#مهران_بصیر_توانا
❤56💔23