۱۵ مهر ۱۴۰۱، در خیابانهای تهران، نیروهای جمهوری اسلامی به چشم راست علی زارعی جوان ۲۳ ساله اهل اردبیل شلیک کردند. وقتی برای درمان به بیمارستان رفت، ونهای امنیتی جلوی در بودند و اسم مینوشتند. درمان به تأخیر افتاد تا وقتی که شبکیهاش کاملاً از بین رفت.
خودش بعداً گفت: «یک سال گذشت از روزی که چشم سمت راستم را از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم.»
بیوی صفحهاش این بود: «چشمم فدای آزادی کشورم»
دی ۱۴۰۲ دستگیرش کردند. در بهشتزهرا، وقتی داشت سر قبر دوستانِ کشتهشدهاش میرفت. ۳۳ روز سلول انفرادی در اوین. بازجو به او با وقاحت گفته بود: «ما به چشمت شلیک کردیم و خوشحالیم.»
بهمن ۱۴۰۳ از ایران خارج شد. از مسیر کوهستان و بدون پاسپورت، پیاده به ترکیه رفت و سرانجام به آلمان رسید. آنجا نیز در همایشها و تجمعات حاضر بود. هیچگاه ساکت نماند.
بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی او به ایران برگشت و وزارت اطلاعات از همان لحظه ورود دستگیرش کرد.
الان یک ماه است او زیر فشار شدید است اما از باورهایش دست نکشیده است.
جوانی که چشمش را برای آزادی داد، حالا در بند کسانی است که به چشمش شلیک کردند.
علی زارعی باید آزاد شود.
خودش بعداً گفت: «یک سال گذشت از روزی که چشم سمت راستم را از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم.»
بیوی صفحهاش این بود: «چشمم فدای آزادی کشورم»
دی ۱۴۰۲ دستگیرش کردند. در بهشتزهرا، وقتی داشت سر قبر دوستانِ کشتهشدهاش میرفت. ۳۳ روز سلول انفرادی در اوین. بازجو به او با وقاحت گفته بود: «ما به چشمت شلیک کردیم و خوشحالیم.»
بهمن ۱۴۰۳ از ایران خارج شد. از مسیر کوهستان و بدون پاسپورت، پیاده به ترکیه رفت و سرانجام به آلمان رسید. آنجا نیز در همایشها و تجمعات حاضر بود. هیچگاه ساکت نماند.
بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی او به ایران برگشت و وزارت اطلاعات از همان لحظه ورود دستگیرش کرد.
الان یک ماه است او زیر فشار شدید است اما از باورهایش دست نکشیده است.
جوانی که چشمش را برای آزادی داد، حالا در بند کسانی است که به چشمش شلیک کردند.
علی زارعی باید آزاد شود.
💔59🤬8❤5😢1
بیش از شصت روز است که سارا سپهری شهروند بهایی در زندان عادلآباد شیراز است.
یک زن که پیش از دستگیری، مراقب از مادر هشتادسالهاش مهمترین کارش بود و حالا مادری که دچار معلولیت است، تنها مانده است.
و حالا چشمهای سارا سپهری نیز در وضعیت بحرانی است. پزشک معالجش میگوید وضع چشمان او حاد است و فشارهای زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد و باعث خونریزی چشمی برای او شود.
در زندان به جای درمان موثر، فقط اقدامات اولیه انجام دادهاند. آن هم بعد از اینکه وضعیت وخیم شد.
این کافی نیست. سلامتی سارا سپهری در خطر جدیست.
در مدت بازداشت بازجوییهایی که از او کردهاند هیچ ربطی به اتهاماتش نداشته. یعنی او را بیدلیل نگه داشتهاند در حالی که چشمهایش دارند از بین میروند.
اگر اتفاقی برای سلامتی او بیفتد، مسئولیتش مستقیم بر عهدهٔ کسانی است که کنترل زندان عادلآباد شیراز را در دست دارند.
یک زن که پیش از دستگیری، مراقب از مادر هشتادسالهاش مهمترین کارش بود و حالا مادری که دچار معلولیت است، تنها مانده است.
و حالا چشمهای سارا سپهری نیز در وضعیت بحرانی است. پزشک معالجش میگوید وضع چشمان او حاد است و فشارهای زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد و باعث خونریزی چشمی برای او شود.
در زندان به جای درمان موثر، فقط اقدامات اولیه انجام دادهاند. آن هم بعد از اینکه وضعیت وخیم شد.
این کافی نیست. سلامتی سارا سپهری در خطر جدیست.
در مدت بازداشت بازجوییهایی که از او کردهاند هیچ ربطی به اتهاماتش نداشته. یعنی او را بیدلیل نگه داشتهاند در حالی که چشمهایش دارند از بین میروند.
اگر اتفاقی برای سلامتی او بیفتد، مسئولیتش مستقیم بر عهدهٔ کسانی است که کنترل زندان عادلآباد شیراز را در دست دارند.
💔46🤬21😢2❤1