This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش سالروز تولد جاویدنام پوریا میربهروزیان بود؛ جوان ۲۴ سالهای از مشهد که شور، خندهها و آرزوهایش با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر برای همیشه از او گرفته شد.
پوریا فقط یک نام یا یک عدد در میان گزارشها نیست؛ او پسری پر از امید به آینده بود که مانند هزاران جوان دیگر، تنها برای رسیدن به «زندگی» و «آزادی» به خیابان آمد.
صدای دوستش که سر مزارش ترانهای اعتراضی را میخواند ترجیعبند تمام این روزهای ماست:
«بپا فراموش نشه»
زنده نگه داشتن نام پوریا و تمام جانهای شیفتهای که در راه آزادی رفتند، تعهد ما به دادخواهی است.
تولدت مبارک پوریا جان؛ یادت و نامت در قلب ایران جاویدان است.
پوریا فقط یک نام یا یک عدد در میان گزارشها نیست؛ او پسری پر از امید به آینده بود که مانند هزاران جوان دیگر، تنها برای رسیدن به «زندگی» و «آزادی» به خیابان آمد.
صدای دوستش که سر مزارش ترانهای اعتراضی را میخواند ترجیعبند تمام این روزهای ماست:
«بپا فراموش نشه»
زنده نگه داشتن نام پوریا و تمام جانهای شیفتهای که در راه آزادی رفتند، تعهد ما به دادخواهی است.
تولدت مبارک پوریا جان؛ یادت و نامت در قلب ایران جاویدان است.
💔90😢6❤3👍1🤬1
باز هم جنایت پشت دیوارهای زندان. باز هم اعدام.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی معروف به «آرین» در اصفهان خبر داد. او که گفته میشود شهروند افغانستان و از بستگان نزدیک گلمحمد محمدی(دیگر معترض اعدامشده همین پرونده در تیرماه) بود، بدون اعلام رسمی ملیت و فقط با ذکر عبارت «تبعه خارجی» از سوی رسانههای حکومتی، خبر اعدامش اعلام شد.
دستگاه قضایی او را به اتهاماتی چون محاربه، افساد فیالارض و مشارکت در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ میدان علیخانی و آتشسوزی یک مسجد و خیریه اعدام کرد.
ادعاهایی متکی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه که در سریع ترین زمان و بدون شفافیت قضایی و بدون امکان راستیآزمایی مستقل، بر اساس همان اعترافات اجباری حکم صادر و اجرا شد.
تا جمهوری اسلامی پابرجاست چوبههای دارش نیز برپا خواهند بود.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی معروف به «آرین» در اصفهان خبر داد. او که گفته میشود شهروند افغانستان و از بستگان نزدیک گلمحمد محمدی(دیگر معترض اعدامشده همین پرونده در تیرماه) بود، بدون اعلام رسمی ملیت و فقط با ذکر عبارت «تبعه خارجی» از سوی رسانههای حکومتی، خبر اعدامش اعلام شد.
دستگاه قضایی او را به اتهاماتی چون محاربه، افساد فیالارض و مشارکت در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ میدان علیخانی و آتشسوزی یک مسجد و خیریه اعدام کرد.
ادعاهایی متکی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه که در سریع ترین زمان و بدون شفافیت قضایی و بدون امکان راستیآزمایی مستقل، بر اساس همان اعترافات اجباری حکم صادر و اجرا شد.
تا جمهوری اسلامی پابرجاست چوبههای دارش نیز برپا خواهند بود.
🤬115💔26👍3❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام محسن عباسی از کشته شدگان روز ۱۸ دیماه در نجفآباد اصفهان بر فراز قله دماوند با تصویری از فرزندش نام او را فریاد زد.
او این صعود را همراه با همسرش انجام داد و هر دو بر ادامه دادخواهی خون به ناحق ریخته شده فرزندشان تاکید کردند.
محسن عباسی تنها ۲۱ سال داشت که با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
او این صعود را همراه با همسرش انجام داد و هر دو بر ادامه دادخواهی خون به ناحق ریخته شده فرزندشان تاکید کردند.
محسن عباسی تنها ۲۱ سال داشت که با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
💔116😢9❤4🤬2
«شلاق شریعت» این بار بر تن یک زن دادخواه فرود آمد.
روژین محمودی، زن ۲۷ سالهای که برادرش، مهدی محمودی، در خیزش دیماه ۱۴۰۴ به دست دستگاه سرکوب کشته شد، حالا به اتهام «اخلال در نظم عمومی» و در واقع به جرم دادخواهی، به ۶۰ ضربه شلاق محکوم و حکم او اجرا شده است.
تصویرسازی شکنجهگاهی که او روایت میکند، ماهیت این ساختار قرون وسطایی را بر ملا میسازد:
اتاقی بسته، مامور زنی که حکم را اجرا میکند،شمارندهٔ دیجیتالی که تعداد تازیانهها را میشمارد و ذکری که پس از هر دو ضربه بر زبان جاری میشود.
این ترکیبِ شوم «تکنولوژی سرکوب»، «احکام قرونوسطایی» و «تقدیس خشونت با مناسک مذهبی»، ماهیت واقعی ایدئولوژی زنستیز و متحجر حاکم است.
آنها گمان میکنند با تازیانه زدن بر پیکر زنی که داغدار و دادخواه برادرش است، میتوانند صدای فریادش را خاموش کنند.
اما زنی که از تبار دادخواهی است، با هر ضربه شلاق، ماهیت جنایتکار و قرون وسطایی این ساختار را بیش از پیش افشا میکند.
دادخواهی جرم نیست، این حاکمیت است که برای بقای خود متوسل به وحشیانهترین اشکال شکنجه میشود. تا روزی که ایران از وجود نحسش پاک نشود، این مبارزه ادامه دارد.
روژین محمودی، زن ۲۷ سالهای که برادرش، مهدی محمودی، در خیزش دیماه ۱۴۰۴ به دست دستگاه سرکوب کشته شد، حالا به اتهام «اخلال در نظم عمومی» و در واقع به جرم دادخواهی، به ۶۰ ضربه شلاق محکوم و حکم او اجرا شده است.
تصویرسازی شکنجهگاهی که او روایت میکند، ماهیت این ساختار قرون وسطایی را بر ملا میسازد:
اتاقی بسته، مامور زنی که حکم را اجرا میکند،شمارندهٔ دیجیتالی که تعداد تازیانهها را میشمارد و ذکری که پس از هر دو ضربه بر زبان جاری میشود.
این ترکیبِ شوم «تکنولوژی سرکوب»، «احکام قرونوسطایی» و «تقدیس خشونت با مناسک مذهبی»، ماهیت واقعی ایدئولوژی زنستیز و متحجر حاکم است.
آنها گمان میکنند با تازیانه زدن بر پیکر زنی که داغدار و دادخواه برادرش است، میتوانند صدای فریادش را خاموش کنند.
اما زنی که از تبار دادخواهی است، با هر ضربه شلاق، ماهیت جنایتکار و قرون وسطایی این ساختار را بیش از پیش افشا میکند.
دادخواهی جرم نیست، این حاکمیت است که برای بقای خود متوسل به وحشیانهترین اشکال شکنجه میشود. تا روزی که ایران از وجود نحسش پاک نشود، این مبارزه ادامه دارد.
🤬152💔31❤16😢3👍1
بار دیگر شاهد خطونشان کشیدن برای زنان به خاطر پوشش و حجابشان هستیم. دادستان تهران اخیراً، از «تشدید برخورد قانونی» با زنانی خبر داده که به میل و سلیقه خود لباس میپوشند و به قواعد تحمیلی حکومت تن نمیدهند. سخنانی نخنما و تکراری که بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار باشد، گواه ناکارآمدی سیاستهای قهری و سرکوبگرانه در تمام این سالهاست.
اگر میتوانستید، همچنان زنان را مثل دهه شصت مجبور به پوشیدن مانتو و چادر و مقنعه میکردید.
اما واقعیت جاری در خیابانهای ما چیز دیگری است.
سالها برخورد، جریمه، پلمب و خطونشانهای قضایی نتوانسته خللی در اراده زنانی ایجاد کند که حق بر بدن و انتخاب آزادانه پوشش را بخشی از کرامت انسانی خود میدانند.
آنچه امروز در سطح شهر میبینیم، نه یک اقدام مقطعی، بلکه زیست شجاعانهی زنانی است که پرداخت هزینههای سنگین را به تن دادن به اجبار ترجیح دادهاند.
حق انتخاب پوشش، یک خواستهی بدیهی و ابتدایی است و هیچ منشور یا دستورالعملی نمیتواند ارادهی جمعی برای تحقق آن را متوقف کند.
به زبان و ادبیات خودتان: «هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.»
اگر میتوانستید، همچنان زنان را مثل دهه شصت مجبور به پوشیدن مانتو و چادر و مقنعه میکردید.
اما واقعیت جاری در خیابانهای ما چیز دیگری است.
سالها برخورد، جریمه، پلمب و خطونشانهای قضایی نتوانسته خللی در اراده زنانی ایجاد کند که حق بر بدن و انتخاب آزادانه پوشش را بخشی از کرامت انسانی خود میدانند.
آنچه امروز در سطح شهر میبینیم، نه یک اقدام مقطعی، بلکه زیست شجاعانهی زنانی است که پرداخت هزینههای سنگین را به تن دادن به اجبار ترجیح دادهاند.
حق انتخاب پوشش، یک خواستهی بدیهی و ابتدایی است و هیچ منشور یا دستورالعملی نمیتواند ارادهی جمعی برای تحقق آن را متوقف کند.
به زبان و ادبیات خودتان: «هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.»
❤84👍17💔4🔥1🤬1
اخراج نیلوفر شادمهری، رایزن فرهنگی حکومت تروریستی جمهوری اسلامی از فرانسه، فقط یک تصمیم دیپلماتیک نیست؛ یک نشانه مثبت برای مردم ایران است.
وقتی رژیم تروریستی حاکم بر ایران تصور میکرد میتواند با بازداشت و سرکوب گرافیستها و فعالان فرهنگی، اهرم فشار بسازد و مثل همیشه بازی باجگیری دیپلماتیک راه بیندازد، فرانسه پاسخ محکمی داد. این اقدام متقابل و اخراج دیپلماتهای رژیم، دقیقا همان برخوردی است که تمام کشورهای غربی باید مدتها پیش آغاز میکردند.
آریا کسایی (بنیانگذار استودیوکارگاه) و الهه نقیلو، دو طراح گرافیک سرشناسی هستند که از ۲۸ تیرماه پس از دیداری در چارچوب یک پروژه فرهنگی با کارکنان سفارت فرانسه، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند. نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مطابق الگوی همیشگی خود، این دو هنرمند را قربانی سناریوسازی، گروگانگیری دیپلماتیک و ایجاد پروندههای ساختگی کردهاند تا از آنها به عنوان ابزار باجگیری استفاده کنند. هنرمندانی که بدون دسترسی به وکیل مستقل و در بلاتکلیفی بهسر میبرند.
اخراج این رایزن فرهنگی پاسخی به این باجگیری و عنصر نامطلوب اعلام کردن کارکنان سفارت فرانسه در ایران است.
وقتی رژیم تروریستی حاکم بر ایران تصور میکرد میتواند با بازداشت و سرکوب گرافیستها و فعالان فرهنگی، اهرم فشار بسازد و مثل همیشه بازی باجگیری دیپلماتیک راه بیندازد، فرانسه پاسخ محکمی داد. این اقدام متقابل و اخراج دیپلماتهای رژیم، دقیقا همان برخوردی است که تمام کشورهای غربی باید مدتها پیش آغاز میکردند.
آریا کسایی (بنیانگذار استودیوکارگاه) و الهه نقیلو، دو طراح گرافیک سرشناسی هستند که از ۲۸ تیرماه پس از دیداری در چارچوب یک پروژه فرهنگی با کارکنان سفارت فرانسه، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند. نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مطابق الگوی همیشگی خود، این دو هنرمند را قربانی سناریوسازی، گروگانگیری دیپلماتیک و ایجاد پروندههای ساختگی کردهاند تا از آنها به عنوان ابزار باجگیری استفاده کنند. هنرمندانی که بدون دسترسی به وکیل مستقل و در بلاتکلیفی بهسر میبرند.
اخراج این رایزن فرهنگی پاسخی به این باجگیری و عنصر نامطلوب اعلام کردن کارکنان سفارت فرانسه در ایران است.
👍118❤9🔥4
روایت غزل مرزبان زن ترنس، حقوقدان و زندانی سیاسی، فراتر از یک گزارش ساده، افشای ابعاد هولناک خشونتی سیستماتیک است که در تاریکخانههای جمهوری اسلامی علیه زنان اعمال میشود.
او در شرح آنچه در بازداشتگاه اطلاعات بر او گذشته، بیپرده از تجاوز جنسی مأموران میگوید:
«کمتر از ده دقیقه بعد درِ سلول باز شد. این بار مردی با قامت بلند، حدوداً شاید ۱۸۰ سانتیمتر، با صدایی خشن و آمیخته به فریاد و خشم داخل شد. چشمهایش از زیر کلاه مشکیای که تمام صورتش، بهجز چشمها و دهانش، را پوشانده بود خودنمایی میکرد. پیراهنش روی شلوارش بود؛ شبیه تمام مردهایی که با این تیپ سرکوبگری میکنند.
ادامه👇
او در شرح آنچه در بازداشتگاه اطلاعات بر او گذشته، بیپرده از تجاوز جنسی مأموران میگوید:
«کمتر از ده دقیقه بعد درِ سلول باز شد. این بار مردی با قامت بلند، حدوداً شاید ۱۸۰ سانتیمتر، با صدایی خشن و آمیخته به فریاد و خشم داخل شد. چشمهایش از زیر کلاه مشکیای که تمام صورتش، بهجز چشمها و دهانش، را پوشانده بود خودنمایی میکرد. پیراهنش روی شلوارش بود؛ شبیه تمام مردهایی که با این تیپ سرکوبگری میکنند.
ادامه👇
🤬87😢5❤3💔3😱1
ادامه👆
انگشترش عقیق سرخ بود و نوشتهای رویش داشت؛ در سیاهی یکدست لباسهایش به چشم میآمد. از آهنگ صدایش میشد فهمید مردی سیوچندساله است. آنقدر تنومند و درشتاندام بود که هنگام ورود، تمام چارچوب در را پوشاند. از بدو ورودش فهمیدم این اتفاق به هیچ عنوان طبیعی نیست.
با صدای بلند داد کشید که لباسهایم را با دو تکه لباسی که مقابلم پرتاب کرده بود عوض کنم. ترسیده بودم. با تمام توانی که داشتم فریاد زدم و اعتراض کردم؛ گویی آن لحظه جان از تنم بیرون میکشیدند.
حال من، حال انسانی بود که در بیپناهی مطلق گیر افتاده بود. میخواستم به در بکوبم و کمک بخواهم. نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد. نفسهایم سنگینتر شده بود؛ انگار همچنان در پارک قدم میزدم، تندتر و تندتر. انگار همهچیز خواب بود. باورم نمیشد.
این من بودم در دستهای او، نه در دستهای مهربان همسرم؛ همسری که سالها حتی برای نوازش و بوسیدن هم حریم و حرمت نگه میداشت. یک لحظه دوباره به خودم آمدم: نه، این واقعیت بود. من همچنان در آن اتاق، با آن مرد، اسیر بودم. او حریم بدنم را شکسته بود؛ حریم زنانگیام را، حرمت انسانیام را. مقاومت من، اشکهای من، فریادهای من…»
وضعیت پس از این فاجعه نیز نشان از یک سناریوی برنامهریزیشده دارد؛ آنجا که غزل روایت میکند:
«بعد از آن تنها رها شدم. کف زمین افتاده بودم. کفپوش اتاق با لکهٔ بزرگی از خون بدنم سرخ شده بود.»
آنچه این روایت را تکاندهندهتر میکند، ورود بلافاصله مأموران زن با ماسک و یک نفر با لباس پرستاری برای رسیدگی به وضعیت اوست و سپس تهدیدش به سکوت در ازای آزادی.
غزل مرزبان اکنون به حبس محکوم شده. او با شکستن این سکوتِ تحمیلی، نه تنها به دنبال التیام زخمهای خود، بلکه در پی دادخواهی برای تمام زنانی است که در بندِ استبداد گرفتارند.
او با وجود از سر گذارندن چنین تجربهای با امید از آینده میگوید: «امید دارم که روزی بذر رنجهای ما جوانه بدهد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد.»
صدای غزل، صدای تمام قربانیانِ خشونت سیستماتیک است و وظیفه ماست که نگذاریم این جنایات در سایه امنیتِ دروغین جمهوری اسلامی دفن شود.
انگشترش عقیق سرخ بود و نوشتهای رویش داشت؛ در سیاهی یکدست لباسهایش به چشم میآمد. از آهنگ صدایش میشد فهمید مردی سیوچندساله است. آنقدر تنومند و درشتاندام بود که هنگام ورود، تمام چارچوب در را پوشاند. از بدو ورودش فهمیدم این اتفاق به هیچ عنوان طبیعی نیست.
با صدای بلند داد کشید که لباسهایم را با دو تکه لباسی که مقابلم پرتاب کرده بود عوض کنم. ترسیده بودم. با تمام توانی که داشتم فریاد زدم و اعتراض کردم؛ گویی آن لحظه جان از تنم بیرون میکشیدند.
حال من، حال انسانی بود که در بیپناهی مطلق گیر افتاده بود. میخواستم به در بکوبم و کمک بخواهم. نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد. نفسهایم سنگینتر شده بود؛ انگار همچنان در پارک قدم میزدم، تندتر و تندتر. انگار همهچیز خواب بود. باورم نمیشد.
این من بودم در دستهای او، نه در دستهای مهربان همسرم؛ همسری که سالها حتی برای نوازش و بوسیدن هم حریم و حرمت نگه میداشت. یک لحظه دوباره به خودم آمدم: نه، این واقعیت بود. من همچنان در آن اتاق، با آن مرد، اسیر بودم. او حریم بدنم را شکسته بود؛ حریم زنانگیام را، حرمت انسانیام را. مقاومت من، اشکهای من، فریادهای من…»
وضعیت پس از این فاجعه نیز نشان از یک سناریوی برنامهریزیشده دارد؛ آنجا که غزل روایت میکند:
«بعد از آن تنها رها شدم. کف زمین افتاده بودم. کفپوش اتاق با لکهٔ بزرگی از خون بدنم سرخ شده بود.»
آنچه این روایت را تکاندهندهتر میکند، ورود بلافاصله مأموران زن با ماسک و یک نفر با لباس پرستاری برای رسیدگی به وضعیت اوست و سپس تهدیدش به سکوت در ازای آزادی.
غزل مرزبان اکنون به حبس محکوم شده. او با شکستن این سکوتِ تحمیلی، نه تنها به دنبال التیام زخمهای خود، بلکه در پی دادخواهی برای تمام زنانی است که در بندِ استبداد گرفتارند.
او با وجود از سر گذارندن چنین تجربهای با امید از آینده میگوید: «امید دارم که روزی بذر رنجهای ما جوانه بدهد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد.»
صدای غزل، صدای تمام قربانیانِ خشونت سیستماتیک است و وظیفه ماست که نگذاریم این جنایات در سایه امنیتِ دروغین جمهوری اسلامی دفن شود.
🤬149❤10😢6🔥5😱3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای مادر جاویدنام ستاره رفیعیست.
فریادهای او بر سر مزار فرزندش، طنین صدای تمام مادران و پدرانی است که عزیزانشان را در تاریکترین روزها از آنها گرفتند.
آرزوی «دیدن داغ بر دل مسببان» که در کلام این مادر میشنوید، ناشی از غیابِ عدالت است. وقتی قانون، مجریِ ظلم میشود و حقِ دادخواهیِ عادلانه سلب میگردد و وقتی قاتل خود بر مسند قضا نشسته است، خشمِ آغشته به سوگ، آخرین سنگرِ انسانِ آزاردیده است.
دادخواهی تنها به معنای یادآوری یک نام نیست؛ بلکه یک فرآیند مستمر برای مقابله با فراموشیست. برای پایان دادن به مصونیت از مجازات تا آمران و عاملان جنایت بدانند که گذشت زمان، پرونده هیچ ظلمی را مختومه نمیکند. و برای احقاق کرامت انسانی.
امروز، ایستادن در کنار مادران دادخواه، نه یک انتخاب، بلکه مسئولیتی اخلاقی و انسانی در این دوره تاریک از تاریخ ایران است.
ستاره رفیعی، دختر ۲۱ ساله، ورزشکار و یکی از معترضان جانباخته در جریان خیزش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ بود. او در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر بندرانزلی، هدف شلیک مستقیم گلولههای ساچمهای و جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و به قتل رسید.
فریادهای او بر سر مزار فرزندش، طنین صدای تمام مادران و پدرانی است که عزیزانشان را در تاریکترین روزها از آنها گرفتند.
آرزوی «دیدن داغ بر دل مسببان» که در کلام این مادر میشنوید، ناشی از غیابِ عدالت است. وقتی قانون، مجریِ ظلم میشود و حقِ دادخواهیِ عادلانه سلب میگردد و وقتی قاتل خود بر مسند قضا نشسته است، خشمِ آغشته به سوگ، آخرین سنگرِ انسانِ آزاردیده است.
دادخواهی تنها به معنای یادآوری یک نام نیست؛ بلکه یک فرآیند مستمر برای مقابله با فراموشیست. برای پایان دادن به مصونیت از مجازات تا آمران و عاملان جنایت بدانند که گذشت زمان، پرونده هیچ ظلمی را مختومه نمیکند. و برای احقاق کرامت انسانی.
امروز، ایستادن در کنار مادران دادخواه، نه یک انتخاب، بلکه مسئولیتی اخلاقی و انسانی در این دوره تاریک از تاریخ ایران است.
ستاره رفیعی، دختر ۲۱ ساله، ورزشکار و یکی از معترضان جانباخته در جریان خیزش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ بود. او در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر بندرانزلی، هدف شلیک مستقیم گلولههای ساچمهای و جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و به قتل رسید.
❤68💔40😢7🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها که زنان بیش از پیش با لباسهای رنگارنگ و متنوع خود خیابانها را زیبا کردهاند. برای همین صدای ضجه و ناله عرزشیها و ولایتمداران دائمالتحریک از پوشش زنان در خیابان بلند است.
میگویند زنان تا کجا میخواهند پیش بروند. تا آنجا که دلشان میخواهد. فضولی آن به شما نیامده است. جمهوری اسلامی اگر میتوانست درست مثل طالبان اجازه نمیداد حتی جهره زنان در خیابان نمایان باشد.
اما مساله این است که نمیتوانند. نزدیک ۵۰ سال زور زدند و زنان سنگر به سنگر جلو رفتند و حق خود را پس گرفتند.
خبر بد برای عرزشیها اینکه این مبارزه تا محو کامل جمهوری اسلامی و حکومت آخوند ادامه خواهد داشت.
حالا بلندتر عرعر کن عرزشی!
میگویند زنان تا کجا میخواهند پیش بروند. تا آنجا که دلشان میخواهد. فضولی آن به شما نیامده است. جمهوری اسلامی اگر میتوانست درست مثل طالبان اجازه نمیداد حتی جهره زنان در خیابان نمایان باشد.
اما مساله این است که نمیتوانند. نزدیک ۵۰ سال زور زدند و زنان سنگر به سنگر جلو رفتند و حق خود را پس گرفتند.
خبر بد برای عرزشیها اینکه این مبارزه تا محو کامل جمهوری اسلامی و حکومت آخوند ادامه خواهد داشت.
حالا بلندتر عرعر کن عرزشی!
❤119👍37🔥9🤬5
تصمیم دولت پرتغال در ممنوعیت برقع عالیست. هیچ زنی نباید به نام خدا بیچهره و نادیده شود.
پرتغال بهتازگی پوشاندن کامل صورت در اماکن عمومی را ممنوع کرده است. در این میان، جملهای از رئیسجمهور این کشور بدجور به دلم نشست:
«صورت انسان، هسته اصلی هویت و ارتباطات بشری است.»
من با این حرف موافقم.
سالها با حجاب اجباری جنگیدم چون باور دارم زنان باید آزاد باشند؛ اما پوشاندن کامل چهره، حسابش جداست.
چهره، ابزار ما برای شناخت یکدیگر، ارتباط گرفتن و حضور در جامعه است. هر جامعهای این حق مشروع را دارد که در فضاهای عمومیِ مشترک، از افراد بخواهد صورتشان نمایان باشد.
برقع یا نقاب را «آزادی زن» جا نزنید. من از منطقهای میآیم که در آن، زنان به نام دین از عرصه اجتماع حذف و محو میشوند.
من با اجبار زن به پوشیدن حجاب مخالفم؛
همانطور که با تفکری که به زن میگوید باید پشت نقاب غیبش بزند هم مخالفم.
من در ایران بزرگ شدهام. با چشمهای خودم دیدهام که چطور بنیادگرایان، زیادهخواهیهایشان را کمکم به «هنجار» تبدیل میکنند و بعد، هرگونه مقاومت در برابر آن را «دشمنی با اسلام» جا میزنند.
زن نباید محو و بیچهره شود.
پرتغال بهتازگی پوشاندن کامل صورت در اماکن عمومی را ممنوع کرده است. در این میان، جملهای از رئیسجمهور این کشور بدجور به دلم نشست:
«صورت انسان، هسته اصلی هویت و ارتباطات بشری است.»
من با این حرف موافقم.
سالها با حجاب اجباری جنگیدم چون باور دارم زنان باید آزاد باشند؛ اما پوشاندن کامل چهره، حسابش جداست.
چهره، ابزار ما برای شناخت یکدیگر، ارتباط گرفتن و حضور در جامعه است. هر جامعهای این حق مشروع را دارد که در فضاهای عمومیِ مشترک، از افراد بخواهد صورتشان نمایان باشد.
برقع یا نقاب را «آزادی زن» جا نزنید. من از منطقهای میآیم که در آن، زنان به نام دین از عرصه اجتماع حذف و محو میشوند.
من با اجبار زن به پوشیدن حجاب مخالفم؛
همانطور که با تفکری که به زن میگوید باید پشت نقاب غیبش بزند هم مخالفم.
من در ایران بزرگ شدهام. با چشمهای خودم دیدهام که چطور بنیادگرایان، زیادهخواهیهایشان را کمکم به «هنجار» تبدیل میکنند و بعد، هرگونه مقاومت در برابر آن را «دشمنی با اسلام» جا میزنند.
زن نباید محو و بیچهره شود.
❤139👍70🤬5
زمان برای نجات جان ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ ساله به سرعت در حال گذر است. او که پیشتر در تیرماه سال جاری توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام سنگین «بغی» به اعدام محکوم شده بود، حالا با تایید این حکم در دیوان عالی کشور در یک قدمی چوبه دار قرار دارد.
این فعال سیاسی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در شهرک پرند بازداشت و بلافاصله به سلولهای انفرادی بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین منتقل شد.
دستگاه قضایی با طرح اتهاماتی چون «بغی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «ارتباط و هواداری از گروههای مخالف»، سنگینترین سناریوسازی را علیه او پیش برد. ارغوان فلاحی حدود ۵ ماه را در سلول انفرادی گذراند و تحت شدیدترین بازجوییهای طولانیمدت، شکنجههای خردکننده روانی و جسمی، و محرومیت از خدمات درمانی قرار گرفت تا مجبور به اعترافات اجباری شود.
ادامه👇
این فعال سیاسی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در شهرک پرند بازداشت و بلافاصله به سلولهای انفرادی بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین منتقل شد.
دستگاه قضایی با طرح اتهاماتی چون «بغی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «ارتباط و هواداری از گروههای مخالف»، سنگینترین سناریوسازی را علیه او پیش برد. ارغوان فلاحی حدود ۵ ماه را در سلول انفرادی گذراند و تحت شدیدترین بازجوییهای طولانیمدت، شکنجههای خردکننده روانی و جسمی، و محرومیت از خدمات درمانی قرار گرفت تا مجبور به اعترافات اجباری شود.
ادامه👇
😢66🤬48❤6🔥3👍2
ادامه👆
نهادهای امنیتی علاوه بر فشار مستقیم بر خود او، خانوادهاش را نیز هدف سرکوب و فشار مضاعف قرار دادند. ارغوان پیشتر در آبان ۱۴۰۱ نیز همراه با پدرش (نصرالله فلاحی) و برادرش (اردوان فلاحی) بازداشت و به حبس محکوم شده بود، و پدرش نیز در پیامهای دادخواهی از زندان بارها تاکید کرده که تمام اتهامات علیه دخترش بدون مدرک و تحت شکنجه شکل گرفته است.
تمام روند دادگاه او با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم امکان دفاع موثر و در جلسهای غیرعلنی و چند دقیقهای طی شد که نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و قوانین بینالمللی حقوق بشر است.
ارغوان فلاحی هیچ جرمی مرتکب نشده و قربانی یک روند قضایی انتقامجویانه است. سکوت ما یعنی چراغ سبز برای اجرای این حکم ظالمانه؛ همین امروز صدای او باشیم قبل از آنکه دیر شود.
#ارغوان_فلاحی
نهادهای امنیتی علاوه بر فشار مستقیم بر خود او، خانوادهاش را نیز هدف سرکوب و فشار مضاعف قرار دادند. ارغوان پیشتر در آبان ۱۴۰۱ نیز همراه با پدرش (نصرالله فلاحی) و برادرش (اردوان فلاحی) بازداشت و به حبس محکوم شده بود، و پدرش نیز در پیامهای دادخواهی از زندان بارها تاکید کرده که تمام اتهامات علیه دخترش بدون مدرک و تحت شکنجه شکل گرفته است.
تمام روند دادگاه او با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم امکان دفاع موثر و در جلسهای غیرعلنی و چند دقیقهای طی شد که نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و قوانین بینالمللی حقوق بشر است.
ارغوان فلاحی هیچ جرمی مرتکب نشده و قربانی یک روند قضایی انتقامجویانه است. سکوت ما یعنی چراغ سبز برای اجرای این حکم ظالمانه؛ همین امروز صدای او باشیم قبل از آنکه دیر شود.
#ارغوان_فلاحی
👍67🤬38😢7❤6🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخوانید و برقصید چرا که زندگی کردن شما، خار چشم جمهوری اسلامیست. آنها با دیدن این ویدیو سکته میکنند چرا که دشمن زن، دشمن زندگی و دشمن آزادی هستند.
حالا بلندتر ضجه بزن عرزشی و این ویدیوها را دست به دست کنید و توی سر خودتان بزنید که شریعت و دین و ارزشهای انقلاب از دست رفت!
این زنان شما و شریعت و انقلابتان را کنار هم دفن خواهند کرد. باشد که این وطن دوباره وطن و جایی برای زندگی و نفس کشیدن شود.
حالا بلندتر ضجه بزن عرزشی و این ویدیوها را دست به دست کنید و توی سر خودتان بزنید که شریعت و دین و ارزشهای انقلاب از دست رفت!
این زنان شما و شریعت و انقلابتان را کنار هم دفن خواهند کرد. باشد که این وطن دوباره وطن و جایی برای زندگی و نفس کشیدن شود.
❤223🔥26👍19🤬10
جمهوری اسلامی مجید آدینه یکی از بازداشتیهای خیزش دیماه سال گذشته را اعدام کرد. نام او تا امروز رسانهای نشده بود و جمهوری اسلامی با پخش بریدههایی از اعترافات اجباری او، این شهروند را اعدام کرده است.
او یکی دیگر از کسانیست که نامش به رسانهها راه نیافت و احتمالا نزدیکان و خانواده متقاعد شده بودند، که سکوت آنها به حل شدن پرونده و نجات جان او کمک خواهد کرد.
کشتار دیماه ادامه دارد و قاتلان همچنان تشنه ریختن خون بیشتری از ایرانیان هستند.
او یکی دیگر از کسانیست که نامش به رسانهها راه نیافت و احتمالا نزدیکان و خانواده متقاعد شده بودند، که سکوت آنها به حل شدن پرونده و نجات جان او کمک خواهد کرد.
کشتار دیماه ادامه دارد و قاتلان همچنان تشنه ریختن خون بیشتری از ایرانیان هستند.
🤬150💔41❤7😢7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا مراسم تولد زنیست که با گلوله سرکوبگران سپاه پاسداران در دیماه سال گذشته به قتل رسیده است.
نامش جنت نژاد رمضان بود و نتوانست تولد ۳۹ سالگی خود را کنار دو دختر و همسرش جشن بگیرد. حالا خانواده اش مراسم کوچکی به مناسبت سالروز تولدش کنار مزارش برگزار کردهاند.
دخترش میگوید قرار بود در تولد ۴۰ سالگیات موهایمان را مش کنیم. اما نگذاشتند.
تولدت در آسمانها مبارک. پاینده ایران.
این دو جمله آخر دختر این زن است خطاب به مادرش. روی خون و روی داغ این مردم نخواهید توانست حکومت کنید.
جاویدنام جنتنژاد رمضان روز ۱۹ دیماه در شهر رشت با گلوله مزدوران خامنهای به قتل رسید.
خشم و اراده دادخواهی این مردم برای شما از هر نیروی نظامی خارجی ترسناکتر است و همان است که سرنگونتان خواهد کرد.
نامش جنت نژاد رمضان بود و نتوانست تولد ۳۹ سالگی خود را کنار دو دختر و همسرش جشن بگیرد. حالا خانواده اش مراسم کوچکی به مناسبت سالروز تولدش کنار مزارش برگزار کردهاند.
دخترش میگوید قرار بود در تولد ۴۰ سالگیات موهایمان را مش کنیم. اما نگذاشتند.
تولدت در آسمانها مبارک. پاینده ایران.
این دو جمله آخر دختر این زن است خطاب به مادرش. روی خون و روی داغ این مردم نخواهید توانست حکومت کنید.
جاویدنام جنتنژاد رمضان روز ۱۹ دیماه در شهر رشت با گلوله مزدوران خامنهای به قتل رسید.
خشم و اراده دادخواهی این مردم برای شما از هر نیروی نظامی خارجی ترسناکتر است و همان است که سرنگونتان خواهد کرد.
💔128❤13😢4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا ساحل میانکاله است که با حمله وحوش ولایی و با چادرهای سیاه و پرچمهای جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان اشغال شده است.
اینجا تا چند روز پیش از این لشکرکشی، محل تفریح و استراحت خانوادهها بود که حالا مورد هجوم کسانی قرار گرفته که نسبتی با ایران و ایرانیان ندارند. همانها که چند روز پیش نمایندهشان در صداو سیما گفته بود: «جنوب ایران فدای جنوب لبنان»!
شما حریف یک ملت نخواهید شد. تنها هنرتان همین است که هرازگاهی با اتوبوس آدم جمع کنید و بریزید و در یک نقطه مشخص و آنجا نمایش پرچمها و کلاغ سیاههایتان را برگزار کنید و بعد هم دمتان را بگذارید روی کولتان و بروید جایی دیگر و باز هم این نمایش را تکرار کنید.
شما اندکید. بسیار اندک و خود نیز میدانید که حریف ملتی که به دنبال آزادی و زندگی و کرامتانسانی خود است، نخواهید شد.
اینجا تا چند روز پیش از این لشکرکشی، محل تفریح و استراحت خانوادهها بود که حالا مورد هجوم کسانی قرار گرفته که نسبتی با ایران و ایرانیان ندارند. همانها که چند روز پیش نمایندهشان در صداو سیما گفته بود: «جنوب ایران فدای جنوب لبنان»!
شما حریف یک ملت نخواهید شد. تنها هنرتان همین است که هرازگاهی با اتوبوس آدم جمع کنید و بریزید و در یک نقطه مشخص و آنجا نمایش پرچمها و کلاغ سیاههایتان را برگزار کنید و بعد هم دمتان را بگذارید روی کولتان و بروید جایی دیگر و باز هم این نمایش را تکرار کنید.
شما اندکید. بسیار اندک و خود نیز میدانید که حریف ملتی که به دنبال آزادی و زندگی و کرامتانسانی خود است، نخواهید شد.
🤬113👍21❤7😢2
جرم محبوبه شعبانی کمک به مجروحان بود. او زخمیهای اعتراضات را با موتورسیکلتش به بیمارستان میرساند بلکه بتواند جانشان را نجات دهد.
حالا جمهوری اسلامی که در بیمارستانها و مراکز درمان تیرخلاص به مجروحان میزد، تصمیم گرفته او را بکشد.
اتهام: «اقدام عملیاتی برای تحکیم اسرائیل و آمریکا»!
حالا او چهار روز است در زندان وکیل آباد مشهد اعتصاب غذا کرده است.
پوست گردنش به خاطر عوارض زندان دچار مشکل شده و از مداوای او جلوگیری کردهاند.
حالا هم به بند قرنطینه انتقالش دادهاند؛ بدون ملاقات، بدون تماس و بدون رسیدگی پزشکی و او در اعتراض به شرایطش تصمیم گرفته با به خطر انداختن جان خود اعتصاب غذا کند.
صدایش باشیم.
#محبوبه_شعبانی
حالا جمهوری اسلامی که در بیمارستانها و مراکز درمان تیرخلاص به مجروحان میزد، تصمیم گرفته او را بکشد.
اتهام: «اقدام عملیاتی برای تحکیم اسرائیل و آمریکا»!
حالا او چهار روز است در زندان وکیل آباد مشهد اعتصاب غذا کرده است.
پوست گردنش به خاطر عوارض زندان دچار مشکل شده و از مداوای او جلوگیری کردهاند.
حالا هم به بند قرنطینه انتقالش دادهاند؛ بدون ملاقات، بدون تماس و بدون رسیدگی پزشکی و او در اعتراض به شرایطش تصمیم گرفته با به خطر انداختن جان خود اعتصاب غذا کند.
صدایش باشیم.
#محبوبه_شعبانی
💔96🤬16❤1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاه کنید به حرکات زشت و قبیح این پیرمرد حامی حکومت. او خودش هم خوب میداند چه غلطی دارد میکند و برای همین انقدر سر ذوق آمده. فکر میکند کارش خیلی جالب است و شاید سر پیری بتواند با این کارها توجه زنان حزباللهی و عرزشی را جلب کند.
بعد همینها به زنانی که با پوشش دلخواه خود به خیابان میآیند میگویند، امنیت اخلاقی جامعه را بر هم میزنند!
خاک بر سرتان که همه چیزتان مشمئزکننده و بیمارگونه است. یک مشت عقدهای و مریض جنسی که جمع هر شب جمع میشوند دور هم و کارناوالهای اینچنین اجرا میکنند.
بعد همینها به زنانی که با پوشش دلخواه خود به خیابان میآیند میگویند، امنیت اخلاقی جامعه را بر هم میزنند!
خاک بر سرتان که همه چیزتان مشمئزکننده و بیمارگونه است. یک مشت عقدهای و مریض جنسی که جمع هر شب جمع میشوند دور هم و کارناوالهای اینچنین اجرا میکنند.
🤬139👍20❤6😱5
گندهگوی منطقه و جهان حالا رکورد تاریخی دیگری به جا گذاشته است. یک دلار مرز ۲۰۰ هزار تومان را هم رد کرد.
این یعنی پول ایران حالا بیارزشتر از همیشه در تاریخ این سرزمین است. این یعنی در حالی که اقتصاد ایران نابود شده و مردم به خاطر گرانی و تورم برای بقا زندگی میکنند، جمهوری اسلامی همچنان در حال رجزخوانی برای آمریکا و کشورهای منطقه است.
حکومتی که برای بر سر قدرت ماندن، حاضر است تمام ایران و مردمش را فدا کند در واقع، خود را متعلق به جنبشهای تروریستی منطقه، میداند نه به ایران و مردمش.
در این روزهای سخت، هوای هم را داشته باشیم چرا که جمهوری اسلامی حاضر است ایران و مردمش را نابود کند اما از آرمانهای ایدئولوژیک و تروریستی خود دست نکشد.
این یعنی پول ایران حالا بیارزشتر از همیشه در تاریخ این سرزمین است. این یعنی در حالی که اقتصاد ایران نابود شده و مردم به خاطر گرانی و تورم برای بقا زندگی میکنند، جمهوری اسلامی همچنان در حال رجزخوانی برای آمریکا و کشورهای منطقه است.
حکومتی که برای بر سر قدرت ماندن، حاضر است تمام ایران و مردمش را فدا کند در واقع، خود را متعلق به جنبشهای تروریستی منطقه، میداند نه به ایران و مردمش.
در این روزهای سخت، هوای هم را داشته باشیم چرا که جمهوری اسلامی حاضر است ایران و مردمش را نابود کند اما از آرمانهای ایدئولوژیک و تروریستی خود دست نکشد.
👍75😢11❤5🔥5