خسرو محمدینیا، مسعود توشمالانی و سیروان شعبانی؛ سه شهروند کُرد اهل کرمانشاه، به اعدام محکوم شدهاند.
آنها ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات در اسلامشهر بازداشت شدند و اکنون در زندان قزلحصار کرج هستند. بنا بر گزارشهای منتشرشده، هر سه پس از ماهها نگهداری در سلول انفرادی و گرفتن اعترافات اجباری به قزلحصار منتقل شدند. مسعود توشمالانی مدتی با وثیقه آزاد شد، اما دوباره بازداشتش کردند.
سیروان شعبانی ۲۵ ساله، هنرمند، نوازنده و سرپرست ارکستر پاپ و سنتی است؛ اهل کرمانشاه و ساکن واوان اسلامشهر.
پرونده هر سه مشترک است. شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران آنها را با اتهاماتی از جمله «محاربه»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اقدام عملیاتی به نفع دولتهای متخاصم» به اعدام محکوم کرده است. حکم با امضای قاضی کریمی و قاضی تقیزاده صادر شده است.
درباره نحوه برگزاری دادگاه، ادله مورد استناد و دسترسی آنها به وکیل انتخابی نیز اطلاعات روشنی منتشر نشده است.
امروز خسرو، مسعود و سیروان در قزلحصار با حکم اعدام روبهرو هستند.
نامهایشان را تکرار کنیم و صدایشان باشیم.
#نه_به_اعدام
آنها ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات در اسلامشهر بازداشت شدند و اکنون در زندان قزلحصار کرج هستند. بنا بر گزارشهای منتشرشده، هر سه پس از ماهها نگهداری در سلول انفرادی و گرفتن اعترافات اجباری به قزلحصار منتقل شدند. مسعود توشمالانی مدتی با وثیقه آزاد شد، اما دوباره بازداشتش کردند.
سیروان شعبانی ۲۵ ساله، هنرمند، نوازنده و سرپرست ارکستر پاپ و سنتی است؛ اهل کرمانشاه و ساکن واوان اسلامشهر.
پرونده هر سه مشترک است. شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران آنها را با اتهاماتی از جمله «محاربه»، «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اقدام عملیاتی به نفع دولتهای متخاصم» به اعدام محکوم کرده است. حکم با امضای قاضی کریمی و قاضی تقیزاده صادر شده است.
درباره نحوه برگزاری دادگاه، ادله مورد استناد و دسترسی آنها به وکیل انتخابی نیز اطلاعات روشنی منتشر نشده است.
امروز خسرو، مسعود و سیروان در قزلحصار با حکم اعدام روبهرو هستند.
نامهایشان را تکرار کنیم و صدایشان باشیم.
#نه_به_اعدام
🤬72😢11💔5👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای صمد پورشه، زندانی سیاسی، است؛ پیامی از داخل زندان که در آن از انتقال خود از زندان یاسوج به زندان دهدشت خبر میدهد؛ انتقالی که به گفته او با هدف افزایش فشار و آزار او صورت گرفته است.
پورشه پیش از بازگشت به زندان، چند ماه در مرخصی درمانی بود. او میگوید در حالی که هزینه جراحی خود را فراهم کرده و برای عمل وقت گرفته بود، با دستور قضایی ناچار شد به زندان بازگردد.
او پیشتر گفته بود در جریان بازداشت و تحت شکنجه، از ناحیه گردن، کمر و دست دچار آسیبهای جدی شده است؛ آسیبهایی که به گفته خودش آنقدر شدید بوده که دیگر نتوانسته به شغل سابقش، گچکاری و کارگری ساختمان، بازگردد.
صمد پورشه در پرونده اخیر خود به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. اکنون او میگوید پس از بازگرداندنش به زندان، به جای آنکه امکان درمان و جراحی برایش فراهم شود، از زندان یاسوج به زندان دهدشت منتقل شده است.
با این حال، پورشه در این پیام صوتی میگوید فشارها، انتقالها و آنچه بر او گذشته، خللی در ارادهاش برای ادامه راهی که انتخاب کرده وارد نخواهد کرد.
#صمد_پورشه
پورشه پیش از بازگشت به زندان، چند ماه در مرخصی درمانی بود. او میگوید در حالی که هزینه جراحی خود را فراهم کرده و برای عمل وقت گرفته بود، با دستور قضایی ناچار شد به زندان بازگردد.
او پیشتر گفته بود در جریان بازداشت و تحت شکنجه، از ناحیه گردن، کمر و دست دچار آسیبهای جدی شده است؛ آسیبهایی که به گفته خودش آنقدر شدید بوده که دیگر نتوانسته به شغل سابقش، گچکاری و کارگری ساختمان، بازگردد.
صمد پورشه در پرونده اخیر خود به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. اکنون او میگوید پس از بازگرداندنش به زندان، به جای آنکه امکان درمان و جراحی برایش فراهم شود، از زندان یاسوج به زندان دهدشت منتقل شده است.
با این حال، پورشه در این پیام صوتی میگوید فشارها، انتقالها و آنچه بر او گذشته، خللی در ارادهاش برای ادامه راهی که انتخاب کرده وارد نخواهد کرد.
#صمد_پورشه
❤83🤬16💔5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصور تصاویری که باید بعد از اینها میبود و حالا نیست قلبم را به درد میآورد. تولدهای بعدی، آوازهای تازه، خندههایی که هنوز نوبتشان نرسیده بود.
نیکا در این چند قاب از زندگی کوتاهش، بازی میکند، قد میکشد، میخندد، آواز میخواند و میایستد. زندگی از سر و رویش میبارد.
آدم دلش میخواهد این فیلم همینطور ادامه پیدا کند؛ او بزرگتر شود و ما فقط تماشایش کنیم.
حقش بود بماند. حقش بود شمعهای تولد ۲۱ سالگی خودش را امروز فوت کند. حقش بود برای سالهای پیشِ رو آرزو داشته باشد.
کسانی که زندگیاش را گرفتند، این حقِ نزیسته را به او و به همه ما بدهکارند.
هیچ گذشتِ زمانی این بدهی را پاک نمیکند.
نیکا جان، آوازت را دوباره پخش میکنیم؛ خندهات را، کودکیات را، شجاعتت را. نامت را با تمام زندگیای که در آن بود به یاد میسپاریم.
تولدت مبارک؛ یادت جاودان.
#نیکا_شاکرمی
#زن_زندگی_آزادی
#دادخواهی
نیکا در این چند قاب از زندگی کوتاهش، بازی میکند، قد میکشد، میخندد، آواز میخواند و میایستد. زندگی از سر و رویش میبارد.
آدم دلش میخواهد این فیلم همینطور ادامه پیدا کند؛ او بزرگتر شود و ما فقط تماشایش کنیم.
حقش بود بماند. حقش بود شمعهای تولد ۲۱ سالگی خودش را امروز فوت کند. حقش بود برای سالهای پیشِ رو آرزو داشته باشد.
کسانی که زندگیاش را گرفتند، این حقِ نزیسته را به او و به همه ما بدهکارند.
هیچ گذشتِ زمانی این بدهی را پاک نمیکند.
نیکا جان، آوازت را دوباره پخش میکنیم؛ خندهات را، کودکیات را، شجاعتت را. نامت را با تمام زندگیای که در آن بود به یاد میسپاریم.
تولدت مبارک؛ یادت جاودان.
#نیکا_شاکرمی
#زن_زندگی_آزادی
#دادخواهی
💔105😢13❤8🔥4🤬3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایمان صادقی فقط ۲۰ سالشه. یه بلاگر از کاشان.
جرمش؟ نوشتن، گفتن و اعتراض.
حکمش؟ بیش از ۱۳ سال زندان!
۱۱ بهمن از خونهش بردنش. ۸ ماه توی بازداشت موقت موند. نه وکیل، نه ملاقات، نه حتی اتهام مشخص. انقدر زیر فشار بود که در زندان دست به خودکشی زد.
حالا قاضی بهش ۱۲ سال و ۶ ماه بابت «انتشار محتوا علیه امنیت کشور» و ۷ ماه بابت «تبلیغ علیه نظام» داده. یعنی ۱۳ سال از جوونی یه جوان ۲۰ ساله، قراره برای چند تا پست و ویدیو پشت میلههای زندان بگذره.
صدای ایمان باشیم.
#ایمان_صادقی #کاشان
جرمش؟ نوشتن، گفتن و اعتراض.
حکمش؟ بیش از ۱۳ سال زندان!
۱۱ بهمن از خونهش بردنش. ۸ ماه توی بازداشت موقت موند. نه وکیل، نه ملاقات، نه حتی اتهام مشخص. انقدر زیر فشار بود که در زندان دست به خودکشی زد.
حالا قاضی بهش ۱۲ سال و ۶ ماه بابت «انتشار محتوا علیه امنیت کشور» و ۷ ماه بابت «تبلیغ علیه نظام» داده. یعنی ۱۳ سال از جوونی یه جوان ۲۰ ساله، قراره برای چند تا پست و ویدیو پشت میلههای زندان بگذره.
صدای ایمان باشیم.
#ایمان_صادقی #کاشان
🤬84😢15💔11❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدانور را با رقصهایش به یاد بیاورید.
با آن لبخند، با آن شور غریب زندگی؛
انگار دنیا با همه نامهربانیهایش هنوز نتوانسته بود شوق رقصیدن را از او بگیرد.
خدانور لجهای، جوان بلوچ اهل زاهدان، دهم مهر ۱۳۷۴ به دنیا آمد.
۹ مهر ۱۴۰۱ گلوله یکی از مزدوران جمهوری اسلامی به او خورد و یک روز بعد، درست در روز تولد ۲۷ سالگیاش، جان باخت.
تولد و مرگش در تقویم روی یک روز افتاد؛
میان این دو تاریخ، ۲۷ سال زندگی بود.
زندگیِ جوانی که دوست داشت با وجود فقر و محرومیت، بخندد، برقصد و زندگی کند.
شاید برای همین است که از میان همه تصویرهایی که از خدانور مانده، رقصهایش اینقدر ماندگار شدهاند.
هر بار که میرقصد، برای چند ثانیه مرگ از قاب بیرون میرود و دوباره همان جوان ۲۷ سالهای را میبینیم که هنوز زنده است؛ هنوز میخندد، هنوز میرقصد.
امروز هم سالروز تولد خدانور است و هم سالروز رفتنش.
تولدت مبارک خدانور.
برقص...
در حافظه ما، این رقص تمام نمیشود.
#خدانور_لجهای
#زن_زندگی_آزادی
#زاهدان
با آن لبخند، با آن شور غریب زندگی؛
انگار دنیا با همه نامهربانیهایش هنوز نتوانسته بود شوق رقصیدن را از او بگیرد.
خدانور لجهای، جوان بلوچ اهل زاهدان، دهم مهر ۱۳۷۴ به دنیا آمد.
۹ مهر ۱۴۰۱ گلوله یکی از مزدوران جمهوری اسلامی به او خورد و یک روز بعد، درست در روز تولد ۲۷ سالگیاش، جان باخت.
تولد و مرگش در تقویم روی یک روز افتاد؛
میان این دو تاریخ، ۲۷ سال زندگی بود.
زندگیِ جوانی که دوست داشت با وجود فقر و محرومیت، بخندد، برقصد و زندگی کند.
شاید برای همین است که از میان همه تصویرهایی که از خدانور مانده، رقصهایش اینقدر ماندگار شدهاند.
هر بار که میرقصد، برای چند ثانیه مرگ از قاب بیرون میرود و دوباره همان جوان ۲۷ سالهای را میبینیم که هنوز زنده است؛ هنوز میخندد، هنوز میرقصد.
امروز هم سالروز تولد خدانور است و هم سالروز رفتنش.
تولدت مبارک خدانور.
برقص...
در حافظه ما، این رقص تمام نمیشود.
#خدانور_لجهای
#زن_زندگی_آزادی
#زاهدان
❤124💔71🤬3
سیاوش جمشیدی خیرآبادی نیز اعدام شد.
جمهوری اسلامی بامداد امروز حکم اعدام او را اجرا کرد؛ یکی دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که حالا تنها نامی از او باقی مانده است.
سیاوش در شهرکرد بازداشت شد. قوه قضاییه مدعی است او شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات به سوی مأموران پلیس تیراندازی کرده و دو روز بعد بازداشت شده است. او با اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شد.
اما حتی در روایت مفصل خود قوه قضاییه، هیچ فرد کشته یا زخمیشدهای در تیراندازی منتسب به سیاوش معرفی نشده است.
تا پیش از اعلام اعدامش، تقریباً هیچ اطلاعاتی درباره روند پرونده او در دسترس افکار عمومی نبود. قوه قضاییه میگوید وکیلی در دادگاه حضور داشته، اما نام وکیل، شعبه و قضات دادگاه، تاریخ محاکمه، متن حکم و جزئیات دفاعیات او را منتشر نکرده است. اطلاعات مستقلی نیز درباره شرایط بازجویی و دسترسی او به وکیل منتخب در دست نیست.
ادامه👇
جمهوری اسلامی بامداد امروز حکم اعدام او را اجرا کرد؛ یکی دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که حالا تنها نامی از او باقی مانده است.
سیاوش در شهرکرد بازداشت شد. قوه قضاییه مدعی است او شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات به سوی مأموران پلیس تیراندازی کرده و دو روز بعد بازداشت شده است. او با اتهام «محاربه از طریق کشیدن سلاح گرم و شلیک با آن» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شد.
اما حتی در روایت مفصل خود قوه قضاییه، هیچ فرد کشته یا زخمیشدهای در تیراندازی منتسب به سیاوش معرفی نشده است.
تا پیش از اعلام اعدامش، تقریباً هیچ اطلاعاتی درباره روند پرونده او در دسترس افکار عمومی نبود. قوه قضاییه میگوید وکیلی در دادگاه حضور داشته، اما نام وکیل، شعبه و قضات دادگاه، تاریخ محاکمه، متن حکم و جزئیات دفاعیات او را منتشر نکرده است. اطلاعات مستقلی نیز درباره شرایط بازجویی و دسترسی او به وکیل منتخب در دست نیست.
ادامه👇
💔72🤬34😢4❤3🔥3
ادامه👆
پس از اعدام، دستگاه قضایی او را «اراذل و اوباش» و «مجرم سابقهدار» معرفی کرد و مجموعهای از اتهامات و اعترافات منتسب به او را منتشر کرد؛ اعترافاتی که امکان بررسی مستقل شرایط اخذ آنها وجود ندارد.
حکم اعدام سیاوش در دیوان عالی کشور تأیید و امروز اجرا شد.
تنها سه روز پیش نیز علی همتی سیستانی و مجید نیکاندیش، دو بازداشتشده اعتراضات دیماه در مشهد، اعدام شدند. با اعدام سیاوش، در فاصله تنها چند روز سه نفر از بازداشتشدگان این اعتراضات به دار آویخته شدهاند.
این اعدامها در حالی ادامه دارد که همین هفته ۴۶ کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل نسبت به موج اعدام معترضان در ایران، محاکمههای غیرعادلانه، شکنجه و بدرفتاری و استفاده از اعترافات اجباری هشدار دادند.
پیش از اعدام سیاوش، دستکم ۳۱ معترض مرتبط با اعتراضات اخیر اعدام شده بودند و دهها نفر دیگر با حکم اعدام یا خطر قریبالوقوع اجرای آن روبهرو بودند.
در همین حال غلامحسین محسنی اژهای بارها خواستار رسیدگی سریع و «بدون اغماض» به پرونده بازداشتشدگان اعتراضات شده است.
هر اعدام یک انسان است؛ یک زندگی، یک خانواده و نامی که نباید در میان اعداد گم شود.
نام او سیاوش جمشیدی خیرآبادی بود.
نمیبخشیم و فراموش نمیکنیم.
#سیاوش_جمشیدی_خیرآبادی
#نه_به_اعدام
پس از اعدام، دستگاه قضایی او را «اراذل و اوباش» و «مجرم سابقهدار» معرفی کرد و مجموعهای از اتهامات و اعترافات منتسب به او را منتشر کرد؛ اعترافاتی که امکان بررسی مستقل شرایط اخذ آنها وجود ندارد.
حکم اعدام سیاوش در دیوان عالی کشور تأیید و امروز اجرا شد.
تنها سه روز پیش نیز علی همتی سیستانی و مجید نیکاندیش، دو بازداشتشده اعتراضات دیماه در مشهد، اعدام شدند. با اعدام سیاوش، در فاصله تنها چند روز سه نفر از بازداشتشدگان این اعتراضات به دار آویخته شدهاند.
این اعدامها در حالی ادامه دارد که همین هفته ۴۶ کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل نسبت به موج اعدام معترضان در ایران، محاکمههای غیرعادلانه، شکنجه و بدرفتاری و استفاده از اعترافات اجباری هشدار دادند.
پیش از اعدام سیاوش، دستکم ۳۱ معترض مرتبط با اعتراضات اخیر اعدام شده بودند و دهها نفر دیگر با حکم اعدام یا خطر قریبالوقوع اجرای آن روبهرو بودند.
در همین حال غلامحسین محسنی اژهای بارها خواستار رسیدگی سریع و «بدون اغماض» به پرونده بازداشتشدگان اعتراضات شده است.
هر اعدام یک انسان است؛ یک زندگی، یک خانواده و نامی که نباید در میان اعداد گم شود.
نام او سیاوش جمشیدی خیرآبادی بود.
نمیبخشیم و فراموش نمیکنیم.
#سیاوش_جمشیدی_خیرآبادی
#نه_به_اعدام
💔79🤬33❤7🔥4😢3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا و مهشاد عاشق یکدیگرند. پیش از آنکه زندان میانشان دیوار بکشد، نامزد بودند. حالا هر دو زندانیاند؛ یکی در زندان دولتآباد و دیگری در زندان دستگرد اصفهان.
دیشب، بدون لباس عروسی، بدون جشن و سفره عقد و بدون آنکه حتی بتوانند کنار هم بنشینند، با یک تماس تلفنی با هم ازدواج کردند. امیرسالار داوودی خطبه عقد را خواند و علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی از پشت دیوارهای دو زندان به یکدیگر «بله» گفتند.
مهشاد ۲۲ ساله و دانشجوست. او از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه است و به پنج سال زندان محکوم شده. علیرضا نیز در همان اعتراضات بازداشت شده؛ اما حکمی که بالای سر اوست، اعدام است.
ادامه👇
دیشب، بدون لباس عروسی، بدون جشن و سفره عقد و بدون آنکه حتی بتوانند کنار هم بنشینند، با یک تماس تلفنی با هم ازدواج کردند. امیرسالار داوودی خطبه عقد را خواند و علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی از پشت دیوارهای دو زندان به یکدیگر «بله» گفتند.
مهشاد ۲۲ ساله و دانشجوست. او از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه است و به پنج سال زندان محکوم شده. علیرضا نیز در همان اعتراضات بازداشت شده؛ اما حکمی که بالای سر اوست، اعدام است.
ادامه👇
💔72❤8😢4👍1
ادامه👆
گزارشها میگویند علیرضا را بار دیگر به سلول انفرادی زندان دستگرد منتقل کردهاند و خانوادهاش را برای آخرین ملاقات فراخواندهاند. حالا مهشاد فقط یک خواسته دارد: ملاقات با همسرش؛ دیدن مردی که تازه با او ازدواج کرده، پیش از آنکه شاید دیگر فرصتی برای دیدنش باقی نماند.
در پرونده علیرضا حتی درباره حضور او در محل حادثه مورد استناد پرونده نیز مناقشه جدی وجود دارد. به گفته منبعی نزدیک به خانواده، تصاویر دوربینهای مداربسته و مدارکی وجود دارد که نشان میدهد هنگام حادثه، علیرضا در محل دیگری بوده است. درخواست اعاده دادرسی او نیز پس از ارجاع به شعبه همعرض، بدون تشکیل جلسه رسیدگی رد و پرونده به اجرای احکام فرستاده شد.
قصه علیرضا و مهشاد نباید با یک تماس تلفنی برای عقد شروع شود و با یک تماس برای خبر اعدام تمام شود.
آنها تازه به هم «بله» گفتهاند.
بگذارید زندگی کنند.
صدای علیرضا سپاهی باشیم.
#علیرضا_سپاهی #مهشاد_کشانی #نه_به_اعدام
گزارشها میگویند علیرضا را بار دیگر به سلول انفرادی زندان دستگرد منتقل کردهاند و خانوادهاش را برای آخرین ملاقات فراخواندهاند. حالا مهشاد فقط یک خواسته دارد: ملاقات با همسرش؛ دیدن مردی که تازه با او ازدواج کرده، پیش از آنکه شاید دیگر فرصتی برای دیدنش باقی نماند.
در پرونده علیرضا حتی درباره حضور او در محل حادثه مورد استناد پرونده نیز مناقشه جدی وجود دارد. به گفته منبعی نزدیک به خانواده، تصاویر دوربینهای مداربسته و مدارکی وجود دارد که نشان میدهد هنگام حادثه، علیرضا در محل دیگری بوده است. درخواست اعاده دادرسی او نیز پس از ارجاع به شعبه همعرض، بدون تشکیل جلسه رسیدگی رد و پرونده به اجرای احکام فرستاده شد.
قصه علیرضا و مهشاد نباید با یک تماس تلفنی برای عقد شروع شود و با یک تماس برای خبر اعدام تمام شود.
آنها تازه به هم «بله» گفتهاند.
بگذارید زندگی کنند.
صدای علیرضا سپاهی باشیم.
#علیرضا_سپاهی #مهشاد_کشانی #نه_به_اعدام
❤45💔34👍2😢2
این عشق را هم کشتند.
علیرضا سپاهی، ۲۵ ساله، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه و محکوم پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، اعدام شد.
یک روز پس از عقد.
علیرضا و مهشاد کشانی هر دو زندانی بودند. از پشت میلهها، از راه تلفن، با هم عقد کردند. وکیلشان فایل صدای خطبه عقد را منتشر کرد. درست یک روز بعد، علیرضا را به دار آویختند.
این اولین بار نبود که جمهوری اسلامی میخواست او را بکشد. بامداد ششم مرداد، او را همراه دو همپروندهاش برای اعدام بردند. پیش از رسیدن به محل اجرای حکم سکته کرد و به بیمارستان منتقل شد. دو همپروندهاش را همان روز در ملأ عام اعدام کردند. اما علیرضا را درمان کردند و برگرداندند زندان.
نه از روی ترحم. برای اینکه سالمتر، دوباره به دار آویخته شود.
خانوادهاش میگویند تصاویر دوربینهای مداربسته نشان میدهد او اصلا در میدان علیخانی نبود. دادگاه را ویدیوکنفرانسی برگزار کردند، شکنجه را نشنیدند و برای یک جوان ۲۵ ساله چهار حکم اعدام امضا کردند.
و مهشاد کشانی، همسر علیرضا، هنوز زندانی است. پنج سال حبس. حتی نمیتواند سر خاک همسرش برود.
علیرضا قبل از اعدام خواسته بود یک بار همسرش را ببیند. نگذاشتند!
علیرضا سپاهی، ۲۵ ساله، از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه و محکوم پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، اعدام شد.
یک روز پس از عقد.
علیرضا و مهشاد کشانی هر دو زندانی بودند. از پشت میلهها، از راه تلفن، با هم عقد کردند. وکیلشان فایل صدای خطبه عقد را منتشر کرد. درست یک روز بعد، علیرضا را به دار آویختند.
این اولین بار نبود که جمهوری اسلامی میخواست او را بکشد. بامداد ششم مرداد، او را همراه دو همپروندهاش برای اعدام بردند. پیش از رسیدن به محل اجرای حکم سکته کرد و به بیمارستان منتقل شد. دو همپروندهاش را همان روز در ملأ عام اعدام کردند. اما علیرضا را درمان کردند و برگرداندند زندان.
نه از روی ترحم. برای اینکه سالمتر، دوباره به دار آویخته شود.
خانوادهاش میگویند تصاویر دوربینهای مداربسته نشان میدهد او اصلا در میدان علیخانی نبود. دادگاه را ویدیوکنفرانسی برگزار کردند، شکنجه را نشنیدند و برای یک جوان ۲۵ ساله چهار حکم اعدام امضا کردند.
و مهشاد کشانی، همسر علیرضا، هنوز زندانی است. پنج سال حبس. حتی نمیتواند سر خاک همسرش برود.
علیرضا قبل از اعدام خواسته بود یک بار همسرش را ببیند. نگذاشتند!
💔82🤬23😢7❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۲ ساله بود. پسرعمویش رامین در اعتراضات دیماه با شلیک مأموران کشته شد. یک روز بعد از خاکسپاری رامین، مأموران علیرضا را بردند. رژیم از خانوادهای که تازه عزادار شده بود، انتقام گرفت.
و این صحبتهای دایی داغدار اوست.
پس از دستگیری حدود بیست روز خانوادهاش نمیدانستند او کجاست. برای اعتراف اجباری زیر شکنجه گرفتندش، تهدیدش کردند با تزریق هوا بکشندش. دادگاهش سه جلسه یکساعته بود، بدون وکیل منتخب. حکمش دو بار اعدام بود.
امروز سحر در زندان دستگرد اصفهان، کنار علیرضا سپاهی دار زده شد. همان علیرضایی که ششم مرداد در آستانه اعدام سکته کرد، درمانش کردند تا سلامت شود و امروز یا وجود آنکه شب قبل از اعدام عقد کرده بود، اعدامش کنند.
درخواست اعاده دادرسیاش را دیوان عالی پذیرفته بود، اما شعبه همعرض در کمتر از ۴۸ ساعت و بدون حتی یک جلسه رسیدگی ردش کرد.
هفت نفر از دوازده محکوم پرونده میدان علیخانی تا امروز اعدام شدهاند. پنج نفر دیگر هنوز در سلولهای انفرادی هستند.
#علیرضا_رئیسی #علیرضا_سپاهی #میدان_علیخانی
و این صحبتهای دایی داغدار اوست.
پس از دستگیری حدود بیست روز خانوادهاش نمیدانستند او کجاست. برای اعتراف اجباری زیر شکنجه گرفتندش، تهدیدش کردند با تزریق هوا بکشندش. دادگاهش سه جلسه یکساعته بود، بدون وکیل منتخب. حکمش دو بار اعدام بود.
امروز سحر در زندان دستگرد اصفهان، کنار علیرضا سپاهی دار زده شد. همان علیرضایی که ششم مرداد در آستانه اعدام سکته کرد، درمانش کردند تا سلامت شود و امروز یا وجود آنکه شب قبل از اعدام عقد کرده بود، اعدامش کنند.
درخواست اعاده دادرسیاش را دیوان عالی پذیرفته بود، اما شعبه همعرض در کمتر از ۴۸ ساعت و بدون حتی یک جلسه رسیدگی ردش کرد.
هفت نفر از دوازده محکوم پرونده میدان علیخانی تا امروز اعدام شدهاند. پنج نفر دیگر هنوز در سلولهای انفرادی هستند.
#علیرضا_رئیسی #علیرضا_سپاهی #میدان_علیخانی
😢49💔32🤬15👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این پدر کنار تخت پسر زخمیاش نشسته. میگوید من پای درد کشیدهام، سردرد کشیدهام، هزار درد کشیدهام. اما هیچ دردی بدتر از جگر درد نیست. درد پدری که باید به پسر زخمیاش بگوید محسن دیگر نیست.
شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در نجفآباد اصفهان، ماموران سرکوب به سوی مردم معترض آتش گشودند. در آن دو شب خونین دهها نفر کشته شدند. محسن عباسی، ۲۱ ساله، با دو گلوله به سینه و قلبش بر زمین افتاد. در همان خیابانی که با برادرش کافه کوچکی داشت، کافهای که رویای زندگیشان بود.
برادرش هم همان شب هدف گلوله قرار گرفت و زخمی در بیمارستان بستری شد. و پدر، میان این دو زخم، مجبور شد تلخترین خبر دنیا را به پسر زخمیاش بدهد.
یک هفته مانده به چهلم محسن، برادرش این ویدیو را منتشر کرده و نوشته: «محسن را از ما گرفتند ولی من مجبورم ادامه بدهم. نه فقط برای خودم، برای برادرم، برای زندگی محسن...»
محسن ۲۱ سال داشت. برای آزادی کشته شد. نامش را تکرار کنیم.
دادخواهیم این بیداد را...
#محسن_عباسی
شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در نجفآباد اصفهان، ماموران سرکوب به سوی مردم معترض آتش گشودند. در آن دو شب خونین دهها نفر کشته شدند. محسن عباسی، ۲۱ ساله، با دو گلوله به سینه و قلبش بر زمین افتاد. در همان خیابانی که با برادرش کافه کوچکی داشت، کافهای که رویای زندگیشان بود.
برادرش هم همان شب هدف گلوله قرار گرفت و زخمی در بیمارستان بستری شد. و پدر، میان این دو زخم، مجبور شد تلخترین خبر دنیا را به پسر زخمیاش بدهد.
یک هفته مانده به چهلم محسن، برادرش این ویدیو را منتشر کرده و نوشته: «محسن را از ما گرفتند ولی من مجبورم ادامه بدهم. نه فقط برای خودم، برای برادرم، برای زندگی محسن...»
محسن ۲۱ سال داشت. برای آزادی کشته شد. نامش را تکرار کنیم.
دادخواهیم این بیداد را...
#محسن_عباسی
💔78❤7👍2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری اسلامی همهچیز را از مردم گرفت؛ نه فقط زندگی و معیشت و کرامت و جانشان را، که حتی ایمان بسیاری از همان مردمی را که روزگاری با صدای اذان حالشان خوب میشد و برای آمدن رمضان و محرم ذوق داشتند.
این شهروند میگوید زمانی از شنیدن اذان لذت میبرد و چشمانتظار مناسبتهای مذهبی بود؛ اما امروز، پس از آنچه به نام دین دیده، حتی اعتقادش به خدا را هم از دست داده است.
جملهای هست که سالهاست به احمد کسروی نسبت داده میشود: «مردم ایران یک حکومت به آخوندها بدهکارند.» هرچند انتساب دقیق این جمله به کسروی محل تردید است، مضمونش امروز تلختر از همیشه به نظر میرسد.
جمهوری اسلامی کاری کرد که برای بسیاری، مرز میان دین و حکومتی که به نام دین سرکوب میکند از میان برود؛ تا جایی که نفرت از حکومت، دامن همان ایمانی را هم گرفت که این حکومت مدعی دفاع از آن بود.
شاید بزرگترین شکست جمهوری اسلامی همین باشد: حکومتی که برای اسلامیکردن جامعه آمد، اما بسیاری را نه فقط از خودش، که از دین گریزان کرد.
و بعید نیست اثر این تجربه، بسیار بیشتر از عمر آخوند دوام بیاورد و ملت ایران تا صدها سال در برابر آخوند و موهومات دینی واکسینه شده باشند.
این شهروند میگوید زمانی از شنیدن اذان لذت میبرد و چشمانتظار مناسبتهای مذهبی بود؛ اما امروز، پس از آنچه به نام دین دیده، حتی اعتقادش به خدا را هم از دست داده است.
جملهای هست که سالهاست به احمد کسروی نسبت داده میشود: «مردم ایران یک حکومت به آخوندها بدهکارند.» هرچند انتساب دقیق این جمله به کسروی محل تردید است، مضمونش امروز تلختر از همیشه به نظر میرسد.
جمهوری اسلامی کاری کرد که برای بسیاری، مرز میان دین و حکومتی که به نام دین سرکوب میکند از میان برود؛ تا جایی که نفرت از حکومت، دامن همان ایمانی را هم گرفت که این حکومت مدعی دفاع از آن بود.
شاید بزرگترین شکست جمهوری اسلامی همین باشد: حکومتی که برای اسلامیکردن جامعه آمد، اما بسیاری را نه فقط از خودش، که از دین گریزان کرد.
و بعید نیست اثر این تجربه، بسیار بیشتر از عمر آخوند دوام بیاورد و ملت ایران تا صدها سال در برابر آخوند و موهومات دینی واکسینه شده باشند.
❤56👍25🤬5🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهران بصیر توانا ۲۹ ساله بود. جوان ورزشکار اهل فومن که ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در جریان قیام زن زندگی آزادی، از پشت سر و از فاصله نزدیک هدف گلوله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت.
امسال چهارمین تولدی است که بدون او و در کنار مزارش برگزار میشود. بدون اطلاع رسانی، با درخواست و فشار ارگانهای امنیتی که باید فقط با حضور خانواده و بدون اعلام عمومی تولد برگزار شود.
کدام اقتدار؟ این رژیم از یک عکس روی مزار و برگزاری یک مراسم تولد برای یک جوان کشته شده هم میترسد.
تولدت مبارک مهران جان.
#مهران_بصیر_توانا
امسال چهارمین تولدی است که بدون او و در کنار مزارش برگزار میشود. بدون اطلاع رسانی، با درخواست و فشار ارگانهای امنیتی که باید فقط با حضور خانواده و بدون اعلام عمومی تولد برگزار شود.
کدام اقتدار؟ این رژیم از یک عکس روی مزار و برگزاری یک مراسم تولد برای یک جوان کشته شده هم میترسد.
تولدت مبارک مهران جان.
#مهران_بصیر_توانا
❤59💔25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت زنی که در نزدیکی یکی از زندانهای ایران مغازه دارد، روایت عجیبی از اشکها و لبخندهاییست که هر روز مقابل زندان میبیند؛ از شادی خانوادهای که عزیزش آزاد شده تا استیصال خانوادهای که برای آخرین ملاقات با زندانی محکوم به اعدام فراخوانده شده است.
یکسو آغوش و لبخند و اشک شوق؛ سوی دیگر وداع و اشک و انتظار مرگ.
بسیاری از آنهایی که از درِ زندان بیرون میآیند، ماهها و سالهایی از زندگیشان را در حبسهای عموما ناعادلانه از دست دادهاند؛ در نظامی که حق برخورداری از وکیل مستقل، دادرسی عادلانه و دیگر حقوق ابتدایی متهم بارها نقض میشود، چطور میتوان حبسی را عادلانه خواند؟
اما آن سوی این در، سرنوشت برخی دیگر به مرگ ختم میشود. وقتی متهم از ابتداییترین حقوق خود محروم است، وقتی اعتراف اجباری، شکنجه، محاکمههای غیرعلنی و محرومیت از وکیل مستقل بخشی از پروندههای متعدد بوده، گرفتن جان انسان به نام «حکم دادگاه» دیگر نمیتواند معنای اجرای عدالت داشته باشد.
اعدام در جمهوری اسلامی، در چنین ساختاری، قتل حکومتیست؛ قتلی که حکم آن صادر میشود، زمانش تعیین میشود و خانواده را برای آخرین وداع فرامیخوانند.
یکسو آغوش و لبخند و اشک شوق؛ سوی دیگر وداع و اشک و انتظار مرگ.
بسیاری از آنهایی که از درِ زندان بیرون میآیند، ماهها و سالهایی از زندگیشان را در حبسهای عموما ناعادلانه از دست دادهاند؛ در نظامی که حق برخورداری از وکیل مستقل، دادرسی عادلانه و دیگر حقوق ابتدایی متهم بارها نقض میشود، چطور میتوان حبسی را عادلانه خواند؟
اما آن سوی این در، سرنوشت برخی دیگر به مرگ ختم میشود. وقتی متهم از ابتداییترین حقوق خود محروم است، وقتی اعتراف اجباری، شکنجه، محاکمههای غیرعلنی و محرومیت از وکیل مستقل بخشی از پروندههای متعدد بوده، گرفتن جان انسان به نام «حکم دادگاه» دیگر نمیتواند معنای اجرای عدالت داشته باشد.
اعدام در جمهوری اسلامی، در چنین ساختاری، قتل حکومتیست؛ قتلی که حکم آن صادر میشود، زمانش تعیین میشود و خانواده را برای آخرین وداع فرامیخوانند.
😢39💔23❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فراموش نمیکنیم.
این رقص را، این لبخند را، این شوق سادهی زندگی را فراموش نمیکنیم.
فراموش نمیکنیم چه جانهای جوانی را گرفتند، چه عشقهایی را ناتمام گذاشتند و چه آرزوهایی را به خاک سپردند، فقط برای آنکه مشتی دزد و فاسد و قاتل چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت بمانند.
پشت هر نامی که به فهرست کشتهشدگان و اعدامشدگان اضافه میشود، یک زندگی بوده است؛ انسانی که میخندیده، میرقصیده، عاشق میشده، برای فردایش نقشه میکشیده و خیال میکرده هنوز برای زندگی کردن وقت دارد.
علیرضا سپاهی هم یکی از همین آدمها بود. او فقط نامی در یک خبر و عددی در آمار اعدامها نبود. جوانی بود با عشق، خاطره، آرزو و آیندهای که میتوانست داشته باشد و از او گرفتند.
سالهاست از جنگ و صلح و آتشبس حرف میزنند، اما جنگ واقعی در ایران هیچگاه آتشبس نداشته است؛ جنگ جمهوری اسلامی با جوانان این سرزمین، با زندگی، با شادی، با عشق و با امیدهای یک ملت، جنگی بیانتهاست.
ادامه👇
این رقص را، این لبخند را، این شوق سادهی زندگی را فراموش نمیکنیم.
فراموش نمیکنیم چه جانهای جوانی را گرفتند، چه عشقهایی را ناتمام گذاشتند و چه آرزوهایی را به خاک سپردند، فقط برای آنکه مشتی دزد و فاسد و قاتل چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت بمانند.
پشت هر نامی که به فهرست کشتهشدگان و اعدامشدگان اضافه میشود، یک زندگی بوده است؛ انسانی که میخندیده، میرقصیده، عاشق میشده، برای فردایش نقشه میکشیده و خیال میکرده هنوز برای زندگی کردن وقت دارد.
علیرضا سپاهی هم یکی از همین آدمها بود. او فقط نامی در یک خبر و عددی در آمار اعدامها نبود. جوانی بود با عشق، خاطره، آرزو و آیندهای که میتوانست داشته باشد و از او گرفتند.
سالهاست از جنگ و صلح و آتشبس حرف میزنند، اما جنگ واقعی در ایران هیچگاه آتشبس نداشته است؛ جنگ جمهوری اسلامی با جوانان این سرزمین، با زندگی، با شادی، با عشق و با امیدهای یک ملت، جنگی بیانتهاست.
ادامه👇
💔70❤3😢3🤬2
ادامه👆
آنها میتوانند انسانی را بکشند، اما نمیتوانند او را از حافظهی ما پاک کنند و امید و عشق به آزادی را از ما بگیرند.
ما این چهرهها را به خاطر میسپاریم؛ نه آنگونه که حکومت میخواهد، در قاب دادگاه و زندان و چوبهی دار، بلکه همانگونه که زندگی کردند: خندان، عاشق، امیدوار و زنده.
فراموش نمیکنیم. نه علیرضا را، نه رقصی را که باید در شب دامادی خود میکرد و نه زندگیای را که از او گرفتند.
آنها میتوانند انسانی را بکشند، اما نمیتوانند او را از حافظهی ما پاک کنند و امید و عشق به آزادی را از ما بگیرند.
ما این چهرهها را به خاطر میسپاریم؛ نه آنگونه که حکومت میخواهد، در قاب دادگاه و زندان و چوبهی دار، بلکه همانگونه که زندگی کردند: خندان، عاشق، امیدوار و زنده.
فراموش نمیکنیم. نه علیرضا را، نه رقصی را که باید در شب دامادی خود میکرد و نه زندگیای را که از او گرفتند.
💔56❤3😢3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«به ما یاد ندادند کرامت معلم را حفظ کنیم.»
در روز جهانی معلم، این جملهی یونس آزادبر در خیابانهای رشت طنین انداخت؛ نه از پشت تریبون و نه در یک مراسم رسمی، از کف خیابان.
یونس آزادبر، فعال مدنی و کارگری و از چهرههای مطالبهگر گیلان است؛ مردی که طی سالهای گذشته بارها بازداشت، محاکمه و زندانی شده و همین حالا نیز با ابلاغیهای تازه باید برای پاسخگویی به اتهاماتی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «انتشار محتوا برخلاف امنیت ملی» به دادسرا برود.
او در سخنانش از معلمانی گفت که قرار است به نسل بعد آزادگی، رهایی و مطالبهگری بیاموزند، اما خود برای مطالبهی ابتداییترین حقوقشان با احضار، بازداشت و زندان روبهرو میشوند.
آزادبر در این تجمع از هاشم خواستار نیز یاد کرد؛ معلم پیشکسوتی که سالهاست در زندان به سر میبرد.
ادامه👇
در روز جهانی معلم، این جملهی یونس آزادبر در خیابانهای رشت طنین انداخت؛ نه از پشت تریبون و نه در یک مراسم رسمی، از کف خیابان.
یونس آزادبر، فعال مدنی و کارگری و از چهرههای مطالبهگر گیلان است؛ مردی که طی سالهای گذشته بارها بازداشت، محاکمه و زندانی شده و همین حالا نیز با ابلاغیهای تازه باید برای پاسخگویی به اتهاماتی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «انتشار محتوا برخلاف امنیت ملی» به دادسرا برود.
او در سخنانش از معلمانی گفت که قرار است به نسل بعد آزادگی، رهایی و مطالبهگری بیاموزند، اما خود برای مطالبهی ابتداییترین حقوقشان با احضار، بازداشت و زندان روبهرو میشوند.
آزادبر در این تجمع از هاشم خواستار نیز یاد کرد؛ معلم پیشکسوتی که سالهاست در زندان به سر میبرد.
ادامه👇
👍49❤11
ادامه👆
نام او تنها نام این فهرست نیست.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، پس از بازداشت در جریان مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، به زندان منتقل شد. در سالهای گذشته نیز دهها معلم و فعال صنفی به دلیل اعتراض، تجمع، فعالیت صنفی یا بیان مطالباتشان با پروندههای قضایی، احضار، بازداشت و زندان روبهرو شدهاند.
تناقض تلخی است: از معلم میخواهند نسلی آگاه تربیت کند، اما اگر خودش آگاهانه اعتراض کند، هزینه میدهد. از او میخواهند از حق و عدالت بگوید، اما وقتی برای حق خودش و همکارانش میایستد، با پرونده امنیتی روبهرو میشود.
کرامت معلم با دستهگل، بنر و پیام تبریک حفظ نمیشود؛ کرامت معلم یعنی بتواند بدون ترس از احضار و زندان، از حق خودش، شاگردانش و جامعهاش سخن بگوید.
دنیا روز معلم را گرامی میدارد؛ در ایران، هنوز معلمانی هستند که سهمشان از مطالبهگری، احضار و حکم و زندان است.
#روز_جهانی_معلم #یونس_آزادبر
نام او تنها نام این فهرست نیست.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، پس از بازداشت در جریان مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، به زندان منتقل شد. در سالهای گذشته نیز دهها معلم و فعال صنفی به دلیل اعتراض، تجمع، فعالیت صنفی یا بیان مطالباتشان با پروندههای قضایی، احضار، بازداشت و زندان روبهرو شدهاند.
تناقض تلخی است: از معلم میخواهند نسلی آگاه تربیت کند، اما اگر خودش آگاهانه اعتراض کند، هزینه میدهد. از او میخواهند از حق و عدالت بگوید، اما وقتی برای حق خودش و همکارانش میایستد، با پرونده امنیتی روبهرو میشود.
کرامت معلم با دستهگل، بنر و پیام تبریک حفظ نمیشود؛ کرامت معلم یعنی بتواند بدون ترس از احضار و زندان، از حق خودش، شاگردانش و جامعهاش سخن بگوید.
دنیا روز معلم را گرامی میدارد؛ در ایران، هنوز معلمانی هستند که سهمشان از مطالبهگری، احضار و حکم و زندان است.
#روز_جهانی_معلم #یونس_آزادبر
👍52❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خب راه رفتن هم به لیست ممنوعهها اضافه شد. این فرمانده پلیس دلیل استقرار پلیس و تخریب محوطهسازیها و باغچهها و نیمکتهای زیبای خیابان سنایی و ایرانشهر را قدم زدن یا به قول او دور دور بیهدف جوانها عنوان میکند.
او میگوید خودم رفتم و از یک جوان پرسیدم اینجا چه کار داری و او خودش هم نمیدانست!
پس یادداشت میکنیم. اگر مکان و یا خیابان باصفایی بود که مناسب قدم زدن و پیادهروی بود ما نباید برویم. چون اگر پلیس جلوی کسی را بگیرد و از او بپرسد اینجا چه کار داری و او بگوید هیچ کاری ندارم و فقط دارم قدم میزنم، آن فرد مجرم است و پیاده رو و جفت پاهایش اسباب جرم به حساب خواهد آمد.
برای همین چند وقت پیش تمام باغچهها، محوطهسازیها و نیمکتهای خیابان سنایی را خراب کردند.
خاک بر سرتان که حالا حتی چشم دیدن پیاده روی و راه رفتن مردم را هم ندارید.
باشد. راه رفتن را هم ممنوع کنید. تنها خودتان را مضحکه خاص و عام میکنید.
او میگوید خودم رفتم و از یک جوان پرسیدم اینجا چه کار داری و او خودش هم نمیدانست!
پس یادداشت میکنیم. اگر مکان و یا خیابان باصفایی بود که مناسب قدم زدن و پیادهروی بود ما نباید برویم. چون اگر پلیس جلوی کسی را بگیرد و از او بپرسد اینجا چه کار داری و او بگوید هیچ کاری ندارم و فقط دارم قدم میزنم، آن فرد مجرم است و پیاده رو و جفت پاهایش اسباب جرم به حساب خواهد آمد.
برای همین چند وقت پیش تمام باغچهها، محوطهسازیها و نیمکتهای خیابان سنایی را خراب کردند.
خاک بر سرتان که حالا حتی چشم دیدن پیاده روی و راه رفتن مردم را هم ندارید.
باشد. راه رفتن را هم ممنوع کنید. تنها خودتان را مضحکه خاص و عام میکنید.
👍56🤬38❤2😢2😱1