مسیح علی‌نژاد
55.7K subscribers
11.1K photos
16.2K videos
12 files
3.17K links
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia


📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910

توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih

اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت زنی که در نزدیکی یکی از زندان‌های ایران مغازه دارد، روایت عجیبی از اشک‌ها و لبخندهایی‌ست که هر روز مقابل زندان می‌بیند؛ از شادی خانواده‌ای که عزیزش آزاد شده تا استیصال خانواده‌ای که برای آخرین ملاقات با زندانی محکوم به اعدام فراخوانده شده است.

یک‌سو آغوش و لبخند و اشک شوق؛ سوی دیگر وداع و اشک و انتظار مرگ.

بسیاری از آنهایی که از درِ زندان بیرون می‌آیند، ماه‌ها و سال‌هایی از زندگی‌شان را در حبس‌های عموما ناعادلانه از دست داده‌اند؛ در نظامی که حق برخورداری از وکیل مستقل، دادرسی عادلانه و دیگر حقوق ابتدایی متهم بارها نقض می‌شود، چطور می‌توان حبسی را عادلانه خواند؟

اما آن سوی این در، سرنوشت برخی دیگر به مرگ ختم می‌شود. وقتی متهم از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم است، وقتی اعتراف اجباری، شکنجه، محاکمه‌های غیرعلنی و محرومیت از وکیل مستقل بخشی از پرونده‌های متعدد بوده، گرفتن جان انسان به نام «حکم دادگاه» دیگر نمی‌تواند معنای اجرای عدالت داشته باشد.

اعدام در جمهوری اسلامی، در چنین ساختاری، قتل حکومتی‌ست؛ قتلی که حکم آن صادر می‌شود، زمانش تعیین می‌شود و خانواده را برای آخرین وداع فرامی‌خوانند.
😢32💔21❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فراموش نمی‌کنیم.
این رقص را، این لبخند را، این شوق ساده‌ی زندگی را فراموش نمی‌کنیم.

فراموش نمی‌کنیم چه جان‌های جوانی را گرفتند، چه عشق‌هایی را ناتمام گذاشتند و چه آرزوهایی را به خاک سپردند، فقط برای آن‌که مشتی دزد و فاسد و قاتل چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت بمانند.

پشت هر نامی که به فهرست کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان اضافه می‌شود، یک زندگی بوده است؛ انسانی که می‌خندیده، می‌رقصیده، عاشق می‌شده، برای فردایش نقشه می‌کشیده و خیال می‌کرده هنوز برای زندگی کردن وقت دارد.

علیرضا سپاهی هم یکی از همین آدم‌ها بود. او فقط نامی در یک خبر و عددی در آمار اعدام‌ها نبود. جوانی بود با عشق، خاطره، آرزو و آینده‌ای که می‌توانست داشته باشد و از او گرفتند.

سال‌هاست از جنگ و صلح و آتش‌بس حرف می‌زنند، اما جنگ واقعی در ایران هیچ‌گاه آتش‌بس نداشته است؛ جنگ جمهوری اسلامی با جوانان این سرزمین، با زندگی، با شادی، با عشق و با امیدهای یک ملت، جنگی بی‌انتهاست.

ادامه👇
💔56❤3🤬2
ادامه👆
آنها می‌توانند انسانی را بکشند، اما نمی‌توانند او را از حافظه‌ی ما پاک کنند و امید و عشق به آزادی را از ما بگیرند.

ما این چهره‌ها را به خاطر می‌سپاریم؛ نه آن‌گونه که حکومت می‌خواهد، در قاب دادگاه و زندان و چوبه‌ی دار، بلکه همان‌گونه که زندگی کردند: خندان، عاشق، امیدوار و زنده.
فراموش نمی‌کنیم. نه علیرضا را، نه رقصی را که باید در شب دامادی خود می‌کرد و نه زندگی‌ای را که از او گرفتند.
💔49❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«به ما یاد ندادند کرامت معلم را حفظ کنیم.»
در روز جهانی معلم، این جمله‌ی یونس آزادبر در خیابان‌های رشت طنین انداخت؛ نه از پشت تریبون و نه در یک مراسم رسمی، از کف خیابان.

یونس آزادبر، فعال مدنی و کارگری و از چهره‌های مطالبه‌گر گیلان است؛ مردی که طی سال‌های گذشته بارها بازداشت، محاکمه و زندانی شده و همین حالا نیز با ابلاغیه‌ای تازه باید برای پاسخ‌گویی به اتهاماتی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «انتشار محتوا برخلاف امنیت ملی» به دادسرا برود.

او در سخنانش از معلمانی گفت که قرار است به نسل بعد آزادگی، رهایی و مطالبه‌گری بیاموزند، اما خود برای مطالبه‌ی ابتدایی‌ترین حقوقشان با احضار، بازداشت و زندان روبه‌رو می‌شوند.

آزادبر در این تجمع از هاشم خواستار نیز یاد کرد؛ معلم پیشکسوتی که سال‌هاست در زندان به سر می‌برد.

ادامه👇
👍39❤10
ادامه👆
نام او تنها نام این فهرست نیست.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، پس از بازداشت در جریان مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، به زندان منتقل شد. در سال‌های گذشته نیز ده‌ها معلم و فعال صنفی به دلیل اعتراض، تجمع، فعالیت صنفی یا بیان مطالباتشان با پرونده‌های قضایی، احضار، بازداشت و زندان روبه‌رو شده‌اند.

تناقض تلخی است: از معلم می‌خواهند نسلی آگاه تربیت کند، اما اگر خودش آگاهانه اعتراض کند، هزینه می‌دهد. از او می‌خواهند از حق و عدالت بگوید، اما وقتی برای حق خودش و همکارانش می‌ایستد، با پرونده امنیتی روبه‌رو می‌شود.

کرامت معلم با دسته‌گل، بنر و پیام تبریک حفظ نمی‌شود؛ کرامت معلم یعنی بتواند بدون ترس از احضار و زندان، از حق خودش، شاگردانش و جامعه‌اش سخن بگوید.

دنیا روز معلم را گرامی می‌دارد؛ در ایران، هنوز معلمانی هستند که سهمشان از مطالبه‌گری، احضار و حکم و زندان است.

#روز_جهانی_معلم #یونس_آزادبر
👍43❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خب راه رفتن هم به لیست ممنوعه‌ها اضافه شد. این فرمانده پلیس دلیل استقرار پلیس و تخریب محوطه‌سازی‌ها و باغچه‌ها و نیمکت‌های زیبای خیابان سنایی و ایرانشهر را قدم زدن یا به قول او دور دور بی‌هدف جوانها عنوان می‌کند.
او می‌گوید خودم رفتم و از یک جوان پرسیدم اینجا چه کار داری و او خودش هم نمی‌دانست!

پس یادداشت می‌کنیم. اگر مکان و یا خیابان باصفایی بود که مناسب قدم زدن و پیاده‌روی بود ما نباید برویم. چون اگر پلیس جلوی کسی را بگیرد و از او بپرسد اینجا چه کار داری و او بگوید هیچ کاری ندارم و فقط دارم قدم می‌زنم، آن فرد مجرم است و پیاده رو و جفت پاهایش اسباب جرم به حساب خواهد آمد.
برای همین چند وقت پیش تمام باغچه‌ها، محوطه‌سازی‌ها و نیمکت‌های خیابان سنایی را خراب کردند.

خاک بر سرتان که حالا حتی چشم دیدن پیاده روی و راه رفتن مردم را هم ندارید.
باشد. راه رفتن را هم ممنوع کنید. تنها خودتان را مضحکه خاص و عام می‌کنید.
👍42🤬27❤2