This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاوه ناصری ۳۵ ساله بود. از کرج رفته بود سنندج برای خواستگاری دختر مورد علاقهاش. داشت زندگیاش را میساخت.
بامداد ۹ فروردین، نیروهای لباس شخصی رژیم خودروی او را در بلوار کردستان سنندج متوقف کردند. بعد از توقف خودرو وقتی کاوه دیگر هیچ راه فراری نداشت دو گلوله از پشت سر به او زدند. مجموعاً ۱۲ گلوله شلیک کردند. این اعدام خیابانی بود، نه درگیری و قتل تصادفی.
بعد ادعا کردند که «صهیونیست» بوده و در «تبادل آتش» کشته شده است. اما ویدیوهای محل و شاهدان چیز دیگری نشان میدهند.
خانوادهاش ساعتها درِ بیمارستانهای سنندج میگشتند. نمیدانستند کجاست. وقتی فهمیدند کشته شده، گفتند جسدش را هم پس نمیدهند چون «سلاح» از او کشف شده است. دروغی دیگر برای سناریویی که چیده بودند تا پرونده یک قتل دیگر توسط نیروهایشان را مختومه کنند. یعنی علاوه بر قتل فرزندشان، حق پس گرفتن پیکر و عزاداری را هم از آنها گرفتند.
کاوه مشغول انجام کارهای خواستگاری و ازدواجش بود. برای خواستگاری به سنندج رفته بود که او را کشتند.
این رژیم فکر میکند اگر پیکری را نگه دارد، خاموشی و فراموشی میخرد. اشتباه میکند. روزی بیشک حساب پس خواهید داد.
بامداد ۹ فروردین، نیروهای لباس شخصی رژیم خودروی او را در بلوار کردستان سنندج متوقف کردند. بعد از توقف خودرو وقتی کاوه دیگر هیچ راه فراری نداشت دو گلوله از پشت سر به او زدند. مجموعاً ۱۲ گلوله شلیک کردند. این اعدام خیابانی بود، نه درگیری و قتل تصادفی.
بعد ادعا کردند که «صهیونیست» بوده و در «تبادل آتش» کشته شده است. اما ویدیوهای محل و شاهدان چیز دیگری نشان میدهند.
خانوادهاش ساعتها درِ بیمارستانهای سنندج میگشتند. نمیدانستند کجاست. وقتی فهمیدند کشته شده، گفتند جسدش را هم پس نمیدهند چون «سلاح» از او کشف شده است. دروغی دیگر برای سناریویی که چیده بودند تا پرونده یک قتل دیگر توسط نیروهایشان را مختومه کنند. یعنی علاوه بر قتل فرزندشان، حق پس گرفتن پیکر و عزاداری را هم از آنها گرفتند.
کاوه مشغول انجام کارهای خواستگاری و ازدواجش بود. برای خواستگاری به سنندج رفته بود که او را کشتند.
این رژیم فکر میکند اگر پیکری را نگه دارد، خاموشی و فراموشی میخرد. اشتباه میکند. روزی بیشک حساب پس خواهید داد.
💔44🤬16❤7🔥5😢4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی دریافتی:
یک راننده اسنپ این ویدیو را برایم فرستاده است.
سهمیه بنزین به سه روزِ اول ماه هم نمیرسد.
بنزین آزاد؟ گران است، اما لااقل بود.
حالا آن را هم در جایگاهها نمیدهند. کارتهای آزاد را جمع کردهاند.
این راننده میپرسد: تکلیف ما چیست؟ چطور باید نان خانوادهمان را دربیاوریم؟
پاسخ ساده است _ برای حاکمان ایران، این سؤال اصلاً مطرح نیست.
زندگی و معیشت مردم ذرهای برایشان اهمیت ندارد.
اینها فقط در یک چیز مهارت دارند: سرکوب، بیرحمی، کشتار.
با همین ابزار است که تا امروز بر صندلی قدرت ماندهاند.
میخواهند با سرنیزه حکومت کنند.
اما سخنی قدیمی هست که میگوید:
«با سرنیزه هر کاری میشود کرد؛ اما بر آن نمیتوان نشست.»
یک راننده اسنپ این ویدیو را برایم فرستاده است.
سهمیه بنزین به سه روزِ اول ماه هم نمیرسد.
بنزین آزاد؟ گران است، اما لااقل بود.
حالا آن را هم در جایگاهها نمیدهند. کارتهای آزاد را جمع کردهاند.
این راننده میپرسد: تکلیف ما چیست؟ چطور باید نان خانوادهمان را دربیاوریم؟
پاسخ ساده است _ برای حاکمان ایران، این سؤال اصلاً مطرح نیست.
زندگی و معیشت مردم ذرهای برایشان اهمیت ندارد.
اینها فقط در یک چیز مهارت دارند: سرکوب، بیرحمی، کشتار.
با همین ابزار است که تا امروز بر صندلی قدرت ماندهاند.
میخواهند با سرنیزه حکومت کنند.
اما سخنی قدیمی هست که میگوید:
«با سرنیزه هر کاری میشود کرد؛ اما بر آن نمیتوان نشست.»
🔥24💔14🤬8😢5❤2
جمهوری اسلامی میگوید در حال دفاع از کشور است. اما از همان روز اول جنگ، در کنار سرکوب هر روزه مردم، مشغول بازداشت دانشجویان نیز بود.
دانشگاهها تعطیل شدند. اینترنت قطع شد. اما ماشین سرکوب یک روز هم متوقف نشد.
به گزارش گروه دانشجویان متحد، از زمان آغاز جنگ تاکنون نام ۱۹ دانشجوی بازداشتی رسانهای شده است. از این ۱۹ نفر، هنوز خبری از آزادی ۹ نفرشان نیست.
همین الان، در همین لحظه، کسانی مثل داستا فرخی، نیما همتی، سیما چمبری، آرمان حاجمحمدی، عرفان خادم، امیرمحمد کریمی، وحید رستمی، امیرحسین رضایی، و امیرحسین شیخمحمدی در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی هستند و خانوادههایشان نمیدانند حالشان چطور است.
و این فقط اسامیای است که از پشت دیوار قطعی اینترنت به بیرون رسیده است.
این جنگ، بهانهای شد برای سرکوب بیشتر اما ما ساکت نخواهیم بود. تاریخ را مینویسیم. رنج به رنج و اسم به اسم.
دانشگاهها تعطیل شدند. اینترنت قطع شد. اما ماشین سرکوب یک روز هم متوقف نشد.
به گزارش گروه دانشجویان متحد، از زمان آغاز جنگ تاکنون نام ۱۹ دانشجوی بازداشتی رسانهای شده است. از این ۱۹ نفر، هنوز خبری از آزادی ۹ نفرشان نیست.
همین الان، در همین لحظه، کسانی مثل داستا فرخی، نیما همتی، سیما چمبری، آرمان حاجمحمدی، عرفان خادم، امیرمحمد کریمی، وحید رستمی، امیرحسین رضایی، و امیرحسین شیخمحمدی در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی هستند و خانوادههایشان نمیدانند حالشان چطور است.
و این فقط اسامیای است که از پشت دیوار قطعی اینترنت به بیرون رسیده است.
این جنگ، بهانهای شد برای سرکوب بیشتر اما ما ساکت نخواهیم بود. تاریخ را مینویسیم. رنج به رنج و اسم به اسم.
😢30🤬12❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوثر افتخاری در خیزش زن زندگی آزادی یک چشمش را در راه آزادی از دست داد. رژیم با گلولههایش فکر میکرد میتواند او را خاموش کند اما اشتباه میکرد. کوثر از ایران خارج شد و حالا در برلین مقابل همانهایی فریاد میزند که از جنس کسانی هستند که به چشمش شلیک کردند. از جنس همانها که دهها هزار نفر را در خیزش دیماه سال گذشته به قتل رساندند.
او همانجا، تک و تنها پرچم شیر و خورشیدش را به دوش گرفت و فریاد زد: IRGC Terrorist.
دورهاش کردند و به او حمله و بیاحترامی کردند، توهین و تهدید کردند. کوثر اما ارتش یکنفره بود. نترسید و عقب نکشید.
کسی که در ایران از گلولههای مزدوران خامنهای نترسید، بیرون ایران نیز از تهدیدها و ناسزاهایشان ترسی نخواهد داشت.
او همانجا، تک و تنها پرچم شیر و خورشیدش را به دوش گرفت و فریاد زد: IRGC Terrorist.
دورهاش کردند و به او حمله و بیاحترامی کردند، توهین و تهدید کردند. کوثر اما ارتش یکنفره بود. نترسید و عقب نکشید.
کسی که در ایران از گلولههای مزدوران خامنهای نترسید، بیرون ایران نیز از تهدیدها و ناسزاهایشان ترسی نخواهد داشت.
❤70😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غلامرضا خانیشکرآب؛ اعدام شد. او ورزشکار، مربی و همچنین داور بینالمللی MMA بود و خارج از ایران زندگی میکرد.
جمهوری اسلامی با فریب و تلهگذاری کشاندش به داخل کشور و روز دوم مهرماه بازداشت شد.
او را شکنجه کردند و در بدنامترین شعبه دادسرای امنیتی یعنی شعبه ۳۳ شهید مقدس اوین به اتهام: «جاسوسی برای اسرائیل و موساد» بر مبنای اعترافات اجباری خود او محاکمهاش کردند.
اعترافاتی که با شکنجه و به زور گرفته شده بود. هیچ وکیل مستقلی و هیچ دادرسی عادلانهای درباره او وجود نداشت.
۱۷ اردیبهشت منتقلش کردند به سلول انفرادی قزلحصار و حالا اعدامش کردند.
این قتل حکومتی است.
جمهوری اسلامی به فرمان اژهای، سرعت اعدامها را افزایش داده است.
عفو بینالملل از دستکم ۳۶ اعدام سیاسی در سه ماه اخیر خبر میدهد و دستکم ۷۸ نفر دیگر زیر حکم اعدام هستند.
نامش غلامرضا خانیشکرآب بود.
با فریب کشته شد. با سکوت دفن نمیشود.
جمهوری اسلامی با فریب و تلهگذاری کشاندش به داخل کشور و روز دوم مهرماه بازداشت شد.
او را شکنجه کردند و در بدنامترین شعبه دادسرای امنیتی یعنی شعبه ۳۳ شهید مقدس اوین به اتهام: «جاسوسی برای اسرائیل و موساد» بر مبنای اعترافات اجباری خود او محاکمهاش کردند.
اعترافاتی که با شکنجه و به زور گرفته شده بود. هیچ وکیل مستقلی و هیچ دادرسی عادلانهای درباره او وجود نداشت.
۱۷ اردیبهشت منتقلش کردند به سلول انفرادی قزلحصار و حالا اعدامش کردند.
این قتل حکومتی است.
جمهوری اسلامی به فرمان اژهای، سرعت اعدامها را افزایش داده است.
عفو بینالملل از دستکم ۳۶ اعدام سیاسی در سه ماه اخیر خبر میدهد و دستکم ۷۸ نفر دیگر زیر حکم اعدام هستند.
نامش غلامرضا خانیشکرآب بود.
با فریب کشته شد. با سکوت دفن نمیشود.
🤬52😢11❤1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی، بیش از ۵۰ جوان از شهرک اکباتان تهران بازداشت شدند. اتهام: مشارکت در قتل یک بسیجی. چهار نفر _ میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و محمدمهدی حسینی _ به اعدام محکوم شدند.
چندی پیش دیوان عالی کشور حکم اعدام را نقض کرد. خانوادهها نفس راحتی کشیدند. بعد از سالها شبهای بیخواب و انتظار پشت در زندان، برای اولین بار امید جوانه زد. اعلام شد: «انتساب قتل به صورت قطعی اثبات نشده.»
اما این هفته قاضی صلواتی _ همان «قاضی مرگ» _ همه آن امید را با یک امضا از بین برد. چهار نفر را این بار نه به اتهام قتل، بلکه به اتهام «افساد فیالارض» دوباره به اعدام محکوم کرد.
وکلای پرونده هم از دسترسی به موکلان و پرونده محروم شدند.
این است دستگاه «قضایی» جمهوری اسلامی: وقتی برای کشتن شهروندان، یک اتهام ثابت نشود، اتهام دیگری میسازند!
نوید نجاران یکی از این چهار متهم است. او را چهار سال پیش، در ۲۹ سالگی، بازداشت کردند.
دیوان عالی گفت فیلم شب اعتراضات نشان میدهد نوید اصلاً به آن بسیجی نزدیک هم نشده است. دادگاه کیفری تأیید کرد: بیگناه است.
ادامه👇
چندی پیش دیوان عالی کشور حکم اعدام را نقض کرد. خانوادهها نفس راحتی کشیدند. بعد از سالها شبهای بیخواب و انتظار پشت در زندان، برای اولین بار امید جوانه زد. اعلام شد: «انتساب قتل به صورت قطعی اثبات نشده.»
اما این هفته قاضی صلواتی _ همان «قاضی مرگ» _ همه آن امید را با یک امضا از بین برد. چهار نفر را این بار نه به اتهام قتل، بلکه به اتهام «افساد فیالارض» دوباره به اعدام محکوم کرد.
وکلای پرونده هم از دسترسی به موکلان و پرونده محروم شدند.
این است دستگاه «قضایی» جمهوری اسلامی: وقتی برای کشتن شهروندان، یک اتهام ثابت نشود، اتهام دیگری میسازند!
نوید نجاران یکی از این چهار متهم است. او را چهار سال پیش، در ۲۹ سالگی، بازداشت کردند.
دیوان عالی گفت فیلم شب اعتراضات نشان میدهد نوید اصلاً به آن بسیجی نزدیک هم نشده است. دادگاه کیفری تأیید کرد: بیگناه است.
ادامه👇
🤬31😢9❤1
ادامه👆
حالا او ۳۳ ساله است. چهار سال هر شب را با ترس آویزان شدن از طناب دار صبح کرده و
این هفته قاضی صلواتی حکم داد: هرچند به خاطر «قتل» بیگناه است، اما باید به خاطر «افساد فیالارض» اعدام شود.
چرا «محاربه» نگفتند؟ چون نوید حتی چاقو هم دستش نبوده. پس «افساد فیالارض» را بهانه کردند _ اتهامی که تعریفش دست خود قاضی است و هیچ مرزی ندارد.
شما چه جتایتکارانی هستید؟
صدای متهمین پرونده اکباتان باشیم. آنها برای طناب دارشان باز به دنبال گردن میگردند.
حالا او ۳۳ ساله است. چهار سال هر شب را با ترس آویزان شدن از طناب دار صبح کرده و
این هفته قاضی صلواتی حکم داد: هرچند به خاطر «قتل» بیگناه است، اما باید به خاطر «افساد فیالارض» اعدام شود.
چرا «محاربه» نگفتند؟ چون نوید حتی چاقو هم دستش نبوده. پس «افساد فیالارض» را بهانه کردند _ اتهامی که تعریفش دست خود قاضی است و هیچ مرزی ندارد.
شما چه جتایتکارانی هستید؟
صدای متهمین پرونده اکباتان باشیم. آنها برای طناب دارشان باز به دنبال گردن میگردند.
❤28🤬16💔6😢3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدمهدی حسینی متولد ۱۵ آذر ۱۳۷۷ و کابینتساز است.
آذر ۱۴۰۱، در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، همان روزی که در شهرک اکباتان بود بازداشت شد. هفتهها شکنجه در آگاهی برای اقرار به کار نکرده، بعد اطلاعات سپاه، دست آخر قزلحصار.
بیش از سه سال بدون یک روز مرخصی زیر سایه طناب دار.
دادگاه کیفری به اتهام مشارکت در قتل یک بسیجی حکم اعدام داد. مستندات؟ فقط اعتراف زیر شکنجه. دیوان عالی حکم را نقض کرد. خانوادهها نفس راحتی کشیدند.
اما قاضی صلواتی، همان «قاضی مرگ»، دست برنداشت.
سوم خرداد ۱۴۰۵، دوباره همان حکم، این بار با برچسب «افساد فیالارض»: دوباره اعدام.
وکلا حضور نداشتند. رأی شفاهی ابلاغ شد. متن حکم را ندیدهاند. قانون نقض شد.
سه سال است محمدمهدی این فشار را تحمل میکند. سه سال است خانوادهاش تلاش میکنند او را از این سیستم قصابی قضایی زنده بیرون بیاورند.
جانش در خطر است. همراه میلاد آرمون، مهدی ایمانی و نوید نجاران، چهار جوانی که برای زن، زندگی، آزادی به خیابان رفتند و اکنون زیر تیغ قاضی صلواتی هستند.
صدایشان باشیم.
آذر ۱۴۰۱، در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، همان روزی که در شهرک اکباتان بود بازداشت شد. هفتهها شکنجه در آگاهی برای اقرار به کار نکرده، بعد اطلاعات سپاه، دست آخر قزلحصار.
بیش از سه سال بدون یک روز مرخصی زیر سایه طناب دار.
دادگاه کیفری به اتهام مشارکت در قتل یک بسیجی حکم اعدام داد. مستندات؟ فقط اعتراف زیر شکنجه. دیوان عالی حکم را نقض کرد. خانوادهها نفس راحتی کشیدند.
اما قاضی صلواتی، همان «قاضی مرگ»، دست برنداشت.
سوم خرداد ۱۴۰۵، دوباره همان حکم، این بار با برچسب «افساد فیالارض»: دوباره اعدام.
وکلا حضور نداشتند. رأی شفاهی ابلاغ شد. متن حکم را ندیدهاند. قانون نقض شد.
سه سال است محمدمهدی این فشار را تحمل میکند. سه سال است خانوادهاش تلاش میکنند او را از این سیستم قصابی قضایی زنده بیرون بیاورند.
جانش در خطر است. همراه میلاد آرمون، مهدی ایمانی و نوید نجاران، چهار جوانی که برای زن، زندگی، آزادی به خیابان رفتند و اکنون زیر تیغ قاضی صلواتی هستند.
صدایشان باشیم.
💔68🤬27😢6❤3👍1
عرفان شکوری زاده رتبه اول کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت بود. یکی از معدود نخبههایی که حاضر به مهاجرت نشد. در ایران ماند و در حالی که فقط ۲۹ بهار از زندگیاش گذشته بود، به اتهام واهی جاسوسی اعدام شد.
او در یکی از واپسین نامههایش خطاب به برادرش نوشته بود: «همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»
بهمن ۱۴۰۳، اطلاعات سپاه او را با اتهام «جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل» دستگیر کرد. اتهامی که خودش در نوشتههایش آن را «واهی» خوانده بود.
آنچه بعد از دستگیری بر او گذشت را خودش نوشته است:
«در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی، مجبور به اعتراف اجباری شدم.»
۸ ماه و نیم سلول انفرادی. شکنجه. اعتراف اجباری. محاکمهای که هیچ استانداردی از یک دادگاه عادلانه را نداشت. بدون وکیل مستقل، بدون دسترسی به خانواده، بدون شفافیت. دیوانعالی حکم را ۱۸ اردیبهشت تأیید کرد. سه روز بعد، صبح ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، اعدام شد.
او در یکی از واپسین نامههایش خطاب به برادرش نوشته بود: «همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»
بهمن ۱۴۰۳، اطلاعات سپاه او را با اتهام «جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل» دستگیر کرد. اتهامی که خودش در نوشتههایش آن را «واهی» خوانده بود.
آنچه بعد از دستگیری بر او گذشت را خودش نوشته است:
«در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی، مجبور به اعتراف اجباری شدم.»
۸ ماه و نیم سلول انفرادی. شکنجه. اعتراف اجباری. محاکمهای که هیچ استانداردی از یک دادگاه عادلانه را نداشت. بدون وکیل مستقل، بدون دسترسی به خانواده، بدون شفافیت. دیوانعالی حکم را ۱۸ اردیبهشت تأیید کرد. سه روز بعد، صبح ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، اعدام شد.
💔64🤬19😢14❤4🔥1
وریشه مرادی، زندانی سیاسی در اوین، از حق تماس تلفنی محروم شده است. او در هواخوری زندان، در اعتراض به اجرای احکام اعدام، شعار داده بود. در اعتراض به بربریت و وحشیگری حکومت در گرفتن جان انسانها. او پیش از این هم از ملاقات با خانواده و وکیلش محروم شده بود و این محدودیتها همچنان ادامه دارد.
جمهوری اسلامی میکشد و وقتی کسی در داخل زندان هم اعتراض میکند، دیوارها را بلندتر میکند.
وریشه مرادی نه سکوت میکند و نه تسلیم خواهد شد. او صدایش را از هواخوری زندان اوین علیه اعدام بلند کرده است و حالا همان صدا را هم میخواهند خاموش کنند.
جمهوری اسلامی میکشد و وقتی کسی در داخل زندان هم اعتراض میکند، دیوارها را بلندتر میکند.
وریشه مرادی نه سکوت میکند و نه تسلیم خواهد شد. او صدایش را از هواخوری زندان اوین علیه اعدام بلند کرده است و حالا همان صدا را هم میخواهند خاموش کنند.
😢48🤬16💔10❤4👍1
اسما زارعی فقط ۲۸ سال داشت و مادر بود. او را به جرم قتل همسرش دستگیر کردند. طبق آنچه میدانیم اسما زندگی خوبی نداشت و در زندگی مورد خشونت زیادی توسط همسرش قرار داشت. یک روز پس از یک مشاجره این زن ناخواسته مرتکب قتل همسرش شد.
وقتی او را دستگیر کردند باردار بود و تقریبا دو سال پیش کودکش را در زندان به دنیا آورد.
اسما اهل پارسآباد بود. او نه وکیل خوبی داشت، نه دادگاه منصفانه. قانون قصاص در ایران فرقی بین دفاع از خود و جنایت نمیگذارد و هر دو یک حکم دارند: اعدام.
این زن را سحرگاه ۳۰ اردیبهشت، در زندان اردبیل به دار کشیدند. کسی صدایش را نشنید. هزاران زندگی هر سال در جمهوری اسلامی با چوبههای دار حکومت تباه میشود و ما فقط از درصد کوچکی از این قتلهای حکومتی و زندگیهایی که تباه میشوند، مطلع میشویم.
بچه دو سالهای که حالا مادر ندارد و مادرش وصیت کرد که مادربزرگش سرپرستش شود. همین امروز در بند زنان همین زندان، دستکم هفت زن دیگر روزشمار زندگیشان به شماره افتاده و منتظر فرا رسیدن روزی هستند که برای اعدام به انفرادی منتقل شوند.
ماشین اعدام جمهوری اسلامی توقف ندارد و این چرخه خون سالهاست در سکوت ادامه داشته است
وقتی او را دستگیر کردند باردار بود و تقریبا دو سال پیش کودکش را در زندان به دنیا آورد.
اسما اهل پارسآباد بود. او نه وکیل خوبی داشت، نه دادگاه منصفانه. قانون قصاص در ایران فرقی بین دفاع از خود و جنایت نمیگذارد و هر دو یک حکم دارند: اعدام.
این زن را سحرگاه ۳۰ اردیبهشت، در زندان اردبیل به دار کشیدند. کسی صدایش را نشنید. هزاران زندگی هر سال در جمهوری اسلامی با چوبههای دار حکومت تباه میشود و ما فقط از درصد کوچکی از این قتلهای حکومتی و زندگیهایی که تباه میشوند، مطلع میشویم.
بچه دو سالهای که حالا مادر ندارد و مادرش وصیت کرد که مادربزرگش سرپرستش شود. همین امروز در بند زنان همین زندان، دستکم هفت زن دیگر روزشمار زندگیشان به شماره افتاده و منتظر فرا رسیدن روزی هستند که برای اعدام به انفرادی منتقل شوند.
ماشین اعدام جمهوری اسلامی توقف ندارد و این چرخه خون سالهاست در سکوت ادامه داشته است
💔72😢9🤬8❤5😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اکبر حمزهحسینی. ۲۹ ساله. اهل کوهدشت لرستان به تنهایی خود یک حماسه بود.
او روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، قبل از اینکه شبهنگام به خیابان برود، از خودش فیلم گرفت.
گفت: «اگر برنگشتم، بدانید فقط به یاد مردم رفتم.، به یاد مهسا، به یاد نیکا»
برنگشت.
با گلوله جنگی مزدوران خامنهای، در چهارراه آبرسانی فردیس کرج، جاویدنام شد.
برادرش مرتضی آن زمان در زندان بود. هر دو برادر از خیزش زن زندگی آزادی پرونده داشتند و او تنها توانست برای چهلم اکبر برادرش، مرخصی بگیرد از زندان تا خاک مزار برادر را لمس کند.
فراموش نمیشوید. این سرزمین تا ابد مفتخر به آن است که شما بر آن زیستهاید.
راهتان و راه آزادی ادامه دارد.
او روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، قبل از اینکه شبهنگام به خیابان برود، از خودش فیلم گرفت.
گفت: «اگر برنگشتم، بدانید فقط به یاد مردم رفتم.، به یاد مهسا، به یاد نیکا»
برنگشت.
با گلوله جنگی مزدوران خامنهای، در چهارراه آبرسانی فردیس کرج، جاویدنام شد.
برادرش مرتضی آن زمان در زندان بود. هر دو برادر از خیزش زن زندگی آزادی پرونده داشتند و او تنها توانست برای چهلم اکبر برادرش، مرخصی بگیرد از زندان تا خاک مزار برادر را لمس کند.
فراموش نمیشوید. این سرزمین تا ابد مفتخر به آن است که شما بر آن زیستهاید.
راهتان و راه آزادی ادامه دارد.
💔95❤19😢14👍2
۴۸ روز از دستگیری سارا سپهری میگذرد. زنی ۴۱ ساله که به خاطر بهایی بودن حالا در زندان عادلآباد شیراز است.
او قبل از زندان، سابقهٔ خونریزی معده و عارضه جدی شبکیه چشم داشت و تحت درمان بود. حالا در شرایط نگران کنندهایست. نه پزشک و نه دسترسی به رژیم غذایی مناسب شرایط خود دارد. پزشک گفته محیط پراسترس زندان میتواند بهطور قابلتوجهی وضعیتش را وخیمتر کند.
۲۰ فروردین ۱۴۰۵. مأموران امنیتی به خانهاش آمدند. او را بردند و مادری ۸۰ ساله، معلول و تنها را که سارا سپهری از او مراقبت میکرد، تنها گذاشتند.
صدای سارا سپهری و زندانیان سیاسی و عقیدتی باشیم.
او قبل از زندان، سابقهٔ خونریزی معده و عارضه جدی شبکیه چشم داشت و تحت درمان بود. حالا در شرایط نگران کنندهایست. نه پزشک و نه دسترسی به رژیم غذایی مناسب شرایط خود دارد. پزشک گفته محیط پراسترس زندان میتواند بهطور قابلتوجهی وضعیتش را وخیمتر کند.
۲۰ فروردین ۱۴۰۵. مأموران امنیتی به خانهاش آمدند. او را بردند و مادری ۸۰ ساله، معلول و تنها را که سارا سپهری از او مراقبت میکرد، تنها گذاشتند.
صدای سارا سپهری و زندانیان سیاسی و عقیدتی باشیم.
💔84😢14🤬9❤7👍4
شامگاه ۹ اسفند، وقتی خبر کشتهشدن خامنهای پیچید، مردم ریختند توی خیابانها.
فائزه افشاری هم رفت.
او مهندس پزشکی بود. سی ساله. اهل سمیرم واقع در استان اصفهان.
نه سنگ در دست داشت، نه سلاح. در خودرو نشسته بود و فقط میخواست لحظهای را که سالها منتظرش بود با مردمش جشن بگیرد.
یکی از مزدوران خامنهای اسلحه را روی سرش گذاشت و شلیک کرد. با چنین جنایتکارانی مردم ایران سالهاست مبارزه میکنند.
فائزه کشته شد چون از مرگ کسی خوشحال بود که ایران را ویران کرده بود. که جنگی بدون آتشبس با مردمان ایران به راه انداخته بود. او را برای یک لحظه شادی کشتند.
این رژیم با مذاکره و معامله با آمریکا و یا بدون آن، مشروعیت یک لحظه حکمرانی ندارد و باید سرنگون شود.
فائزه افشاری هم رفت.
او مهندس پزشکی بود. سی ساله. اهل سمیرم واقع در استان اصفهان.
نه سنگ در دست داشت، نه سلاح. در خودرو نشسته بود و فقط میخواست لحظهای را که سالها منتظرش بود با مردمش جشن بگیرد.
یکی از مزدوران خامنهای اسلحه را روی سرش گذاشت و شلیک کرد. با چنین جنایتکارانی مردم ایران سالهاست مبارزه میکنند.
فائزه کشته شد چون از مرگ کسی خوشحال بود که ایران را ویران کرده بود. که جنگی بدون آتشبس با مردمان ایران به راه انداخته بود. او را برای یک لحظه شادی کشتند.
این رژیم با مذاکره و معامله با آمریکا و یا بدون آن، مشروعیت یک لحظه حکمرانی ندارد و باید سرنگون شود.
🤬94💔35😢5❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو، زهرا آزادپور از زندگیاش میگوید. او میگوید که اکثر وقتش را در اسنپ کار میکند.
او ورزشکار و فوتبالیست بود اما کار هم میکرد.
زهرا ۲۷ سال داشت و بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگان پردیس بود. او سابقه حضور در تیمهای آذرخش و صبا و دعوت به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران را نیز داشت.
کوهنورد خوبی هم بود که قلههای دماوند و اسپیلت را فتح کرده بود. هوادار استقلال بود و رویای بازی برای این تیم را داشت.
شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در کرج، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
پس از اصابت اولین گلولهها ، با همسر و برادرش تماس گرفت و گفت: «بیایید مرا ببرید.»
چندلحظه بعد، هدف گلولههای بیشتری قرار گرفت و جان عزیزش را از دست داد.
خانوادهاش سه روز بعد پیکرش را پیدا کردند و
در اسلامشهر به خاک سپردند.
جمهوری اسلامی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دیماه، دهها هزار شهروند ایرانی را کشت. زهرا یکی از آنها بود.
هیچ دشمنی با مردم ایران چنین سنگدلانه و جنایتکارانه رفتار نکرد که شما جیرهخوران خامنهای کردید.
او ورزشکار و فوتبالیست بود اما کار هم میکرد.
زهرا ۲۷ سال داشت و بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگان پردیس بود. او سابقه حضور در تیمهای آذرخش و صبا و دعوت به اردوی تیم ملی فوتبال زنان ایران را نیز داشت.
کوهنورد خوبی هم بود که قلههای دماوند و اسپیلت را فتح کرده بود. هوادار استقلال بود و رویای بازی برای این تیم را داشت.
شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در کرج، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
پس از اصابت اولین گلولهها ، با همسر و برادرش تماس گرفت و گفت: «بیایید مرا ببرید.»
چندلحظه بعد، هدف گلولههای بیشتری قرار گرفت و جان عزیزش را از دست داد.
خانوادهاش سه روز بعد پیکرش را پیدا کردند و
در اسلامشهر به خاک سپردند.
جمهوری اسلامی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دیماه، دهها هزار شهروند ایرانی را کشت. زهرا یکی از آنها بود.
هیچ دشمنی با مردم ایران چنین سنگدلانه و جنایتکارانه رفتار نکرد که شما جیرهخوران خامنهای کردید.
💔102🤬12❤6👍5😢3