This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکم اخراج و چهار سال محرومیت از تحصیل رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، به اتهام آویختن یک موش عروسکی از درخت، قطعی شد و روز یکشنبه ۲۵ مرداد برای اجرا به دانشگاه ابلاغ شد.
رضا دالمن از دانشگاه صنعتی شریف اخراج و به مدت چهار سال از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور محروم شده است.
او با انتشار تصویر نامه شورای مرکزی انضباطی دانشجویان، که مهر محرمانه بر آن خورده بود اخراج خود را تایید کرد.
یک جوان و دانشجوی نخبه را از تحصیل محروم کردند چرا که خامنهای را به موش تشبیه کرده بود.
در هیچ کجای دنیا تشبیه رهبران سیاسی و تمسخر آنها جرم نیست به جز در حکومتهای فاشیستی و ایدئولوژیکی مثل جمهوری اسلامی.
Music: Darkness
Musician: AlexGuz
رضا دالمن از دانشگاه صنعتی شریف اخراج و به مدت چهار سال از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور محروم شده است.
او با انتشار تصویر نامه شورای مرکزی انضباطی دانشجویان، که مهر محرمانه بر آن خورده بود اخراج خود را تایید کرد.
یک جوان و دانشجوی نخبه را از تحصیل محروم کردند چرا که خامنهای را به موش تشبیه کرده بود.
در هیچ کجای دنیا تشبیه رهبران سیاسی و تمسخر آنها جرم نیست به جز در حکومتهای فاشیستی و ایدئولوژیکی مثل جمهوری اسلامی.
Music: Darkness
Musician: AlexGuz
🤬90💔19❤6👍6😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمی زیبایی ببینیم. اینجا بازار پروانه تهران است.
هفته گذشته اعلام شد برخی غرفههای بازار پروانه تهران به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی پلمب شده است. این هفته ویدیوی جدیدی از بازار پروانه منتشر شد که نشان از این دارد که تهدیدها و بگیر و ببندها قرار نیست زنان و مردان را مرعوب و مطیع کند.
پیام زنان روشن است. دیگر شما مالک بدن زنان این سرزمین نیستید.
هفته گذشته اعلام شد برخی غرفههای بازار پروانه تهران به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی پلمب شده است. این هفته ویدیوی جدیدی از بازار پروانه منتشر شد که نشان از این دارد که تهدیدها و بگیر و ببندها قرار نیست زنان و مردان را مرعوب و مطیع کند.
پیام زنان روشن است. دیگر شما مالک بدن زنان این سرزمین نیستید.
❤161👍13🤬11🔥8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز تولد جوانی است که خشت خشت زندگی و رؤیاهایش را با هوش و با عشق بنا میکرد.
جاویدنام مهرداد (متین) مشتاقی؛ مهندس ۲۷ ساله و نخبه با رتبه ۲۰۰ در کنکور، که بهعنوان مهندس عمران و شهرسازی در ساختن فردای این خاک سهم داشت.
غمانگیز آنکه پس از اصابت گلوله جنگی به سرش در اعتراضات اراک، او را به همان بیمارستانی منتقل کردند که خود یکی از مهندسان اجرایی آن بود.
او یاد گرفته بود چطور سازهها را استوار و پابرجا نگه دارد، و در آخر، خود به استوارترین نماد شجاعت و حقیقت تبدیل شد.
تولدت مبارک، مهندس جوان ایران.
جاویدنام مهرداد (متین) مشتاقی؛ مهندس ۲۷ ساله و نخبه با رتبه ۲۰۰ در کنکور، که بهعنوان مهندس عمران و شهرسازی در ساختن فردای این خاک سهم داشت.
غمانگیز آنکه پس از اصابت گلوله جنگی به سرش در اعتراضات اراک، او را به همان بیمارستانی منتقل کردند که خود یکی از مهندسان اجرایی آن بود.
او یاد گرفته بود چطور سازهها را استوار و پابرجا نگه دارد، و در آخر، خود به استوارترین نماد شجاعت و حقیقت تبدیل شد.
تولدت مبارک، مهندس جوان ایران.
💔177😢18❤12🤬3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسمش سرهنگ راستیست. چندماه بعد از کشتار دیماه رسانههای حکومتی به عنوان سرهنگ نیروی انتظامی که با اشرار و اراذل و اوباش مقابله میکند، دائما برجستهاش کردند. سرهنگی که همین اواخر ویدیوی فاتحانهای کنار مجرمی گرفت که دستگیر کرده بود. شروری که زنان را در لایو اینستاگرام کتک میزد و تحقیر میکرد.
پلیس به این ژست «ناجی مردم» نیاز دارد که روی قتلعام مردم و خونهایی که ۱۸ و ۱۹ دیماه ریخت، خاک بپاشد.
حالا که ویدیوی حضور او در کشتار مردم منتشر شده است، به صداوسیما آمده و از اساس منکر میشود و آن را ویدویی جعلی و تولید شده توسط هوش مصنوعی مینامد.
عجیب آنکه مدعی میشود با بیش از سی سال سابقه خدمت و با لباس پلیس اصلا نمیتواند به سمت مردم شلیک کند! انگار کسانی که شلیک میکردند یونیفورم تنشان نبود یا سابقه خدمت نداشتند.
هزاران ویدیو از شلیک به سمت مردم با لباس پلیس وجود دارد. همه آنها هوش مصنوعیست یا فقط کلهی تو را با هوش مصنوعی بر روی تن پلیس دیگری مونتاژ کردهاند؟
این چهره فرمانده پلیس دروغگویی ست که از عاقبت خود میترسد و اینچنین مقابل دوربین، با درماندگی دروغ میگوید.
باید هم بترسید!
پلیس به این ژست «ناجی مردم» نیاز دارد که روی قتلعام مردم و خونهایی که ۱۸ و ۱۹ دیماه ریخت، خاک بپاشد.
حالا که ویدیوی حضور او در کشتار مردم منتشر شده است، به صداوسیما آمده و از اساس منکر میشود و آن را ویدویی جعلی و تولید شده توسط هوش مصنوعی مینامد.
عجیب آنکه مدعی میشود با بیش از سی سال سابقه خدمت و با لباس پلیس اصلا نمیتواند به سمت مردم شلیک کند! انگار کسانی که شلیک میکردند یونیفورم تنشان نبود یا سابقه خدمت نداشتند.
هزاران ویدیو از شلیک به سمت مردم با لباس پلیس وجود دارد. همه آنها هوش مصنوعیست یا فقط کلهی تو را با هوش مصنوعی بر روی تن پلیس دیگری مونتاژ کردهاند؟
این چهره فرمانده پلیس دروغگویی ست که از عاقبت خود میترسد و اینچنین مقابل دوربین، با درماندگی دروغ میگوید.
باید هم بترسید!
🔥76🤬65❤11👍5😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ملیکا کیادربندسری، خواهر جاویدنام امیرحسین کیادربندسری، طاقت داغ و دوری برادر را نیاورد.
گفته شده است که ملیکا پس از ماهها تحمل رنج و فشار روحی ناشی از کشتهشدن برادرش، در خواب دچار سکته شد و چشم از جهان بست.
در تمام این مدت، یکی از دغدغههای ملیکا این بود که نام و یاد برادرش فراموش نشود.
حالا ملیکا هم نیست و این وظیفه بیش از پیش بر دوش ماست: نگذاریم نام امیر، ملیکا و خانوادهای که چنین بهای سنگینی پرداختهاند، در هیاهوی خبرهای روزمره گم شود.
خانواده کیادربندسری امروز بیش از همیشه به همراهی و همدلی مردم نیاز دارند. کنارشان باشیم؛ از آنها بگوییم و نگذاریم احساس کنند در این سوگ تنها ماندهاند.
امیرحسین کیادربندسری در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهرری هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت. او یکی از جوانانی بود که برای اعتراض به خیابان رفت و دیگر به زندگیاش بازنگشت.
وظیفه ماست که کاری را ادامه دهیم که ملیکا برای برادرش میکرد: نامشان را زنده نگه داریم.
فراموش نکردن، کمترین کاری است که از دست ما برمیآید.
لعنت به قاتلان که با هر گلوله نه فقط یک انسان، که بنیاد یک خانواده را نشانه میگیرند.
گفته شده است که ملیکا پس از ماهها تحمل رنج و فشار روحی ناشی از کشتهشدن برادرش، در خواب دچار سکته شد و چشم از جهان بست.
در تمام این مدت، یکی از دغدغههای ملیکا این بود که نام و یاد برادرش فراموش نشود.
حالا ملیکا هم نیست و این وظیفه بیش از پیش بر دوش ماست: نگذاریم نام امیر، ملیکا و خانوادهای که چنین بهای سنگینی پرداختهاند، در هیاهوی خبرهای روزمره گم شود.
خانواده کیادربندسری امروز بیش از همیشه به همراهی و همدلی مردم نیاز دارند. کنارشان باشیم؛ از آنها بگوییم و نگذاریم احساس کنند در این سوگ تنها ماندهاند.
امیرحسین کیادربندسری در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهرری هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت. او یکی از جوانانی بود که برای اعتراض به خیابان رفت و دیگر به زندگیاش بازنگشت.
وظیفه ماست که کاری را ادامه دهیم که ملیکا برای برادرش میکرد: نامشان را زنده نگه داریم.
فراموش نکردن، کمترین کاری است که از دست ما برمیآید.
لعنت به قاتلان که با هر گلوله نه فقط یک انسان، که بنیاد یک خانواده را نشانه میگیرند.
💔174🤬11❤7😢6😱2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای یک زن، سالهاست که در ادبیات سیستم قضایی جمهوری اسلامی، «جرم» تعریف میشود و حالا شنیدن شعر سعدی با حنجرهٔ زنانه، نیز برای این جماعت دائمالتحریک، مصداق «تشویق به فساد و فحشا»ست!
صدور حکم ۴ سال حبس تعزیری برای هیوا سیفیزاده، خوانندهٔ زن ایرانی، پس از هجوم نیروهای لباسشخصی به اجرا و بازداشت او در عمارت روبرو، ادامهٔ همان سناریوی دیرینه برای حذف زنان از عرصهٔ عمومی و خاموش کردن صدای زن است.
در کشوری که ساختار حاکم، مو، حنجره، بدن و حتی حضورِ زن را تهدید میداند، این زنان هستند که با حضور خود و پرداخت هزینه تلاش دارند حق انسانی خود را بازپس بگیرند.
حکم دادگاه بدوی برای هیوا سیفیزاده، فقط محکومیت یک خواننده نیست؛ بلکه تداوم سیاستِ آپارتاید جنسیتی علیه تمام زنانی است که حق مالکیت بر صدا و هنر خود را فریاد میزنند.
زنان ایران سالهاست از روی این نئاندرتالهای فکری و ولایتمعاشان عصر حجری عبور کردهاند. حق آوازخوانی، حق روایت و حق بودن در فضای شهری، حق اولیهٔ هر زن است و با هیچ حکم، بازداشت و مسدودسازی صفحهای پاک نخواهد شد.
صدور حکم ۴ سال حبس تعزیری برای هیوا سیفیزاده، خوانندهٔ زن ایرانی، پس از هجوم نیروهای لباسشخصی به اجرا و بازداشت او در عمارت روبرو، ادامهٔ همان سناریوی دیرینه برای حذف زنان از عرصهٔ عمومی و خاموش کردن صدای زن است.
در کشوری که ساختار حاکم، مو، حنجره، بدن و حتی حضورِ زن را تهدید میداند، این زنان هستند که با حضور خود و پرداخت هزینه تلاش دارند حق انسانی خود را بازپس بگیرند.
حکم دادگاه بدوی برای هیوا سیفیزاده، فقط محکومیت یک خواننده نیست؛ بلکه تداوم سیاستِ آپارتاید جنسیتی علیه تمام زنانی است که حق مالکیت بر صدا و هنر خود را فریاد میزنند.
زنان ایران سالهاست از روی این نئاندرتالهای فکری و ولایتمعاشان عصر حجری عبور کردهاند. حق آوازخوانی، حق روایت و حق بودن در فضای شهری، حق اولیهٔ هر زن است و با هیچ حکم، بازداشت و مسدودسازی صفحهای پاک نخواهد شد.
❤90🤬38💔10👍1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارسا مصلحیفرد، آهنگساز و زندانی سیاسی سابق در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار پستی در اینستاگرام خود از صدور حکم یک سال حبس به اتهام «تبلیغ علیه نظام» خبر داد.
به گفته او، این حکم در ارتباط با فعالیتها و پرفورمنسهای هنریاش در حمایت از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ صادر شده است.
مصلحیفرد که سابقه بازداشتهای متعدد دارد، پیش از این آثار و اجراهایی با موضوع آزادی و یادبود جانباختگان داشته است؛ از جمله شعرخوانی «قسمنامه» در سالگرد مهسا امینی، اجرای پرفورمنسهای «آزادی»، «نه به اعدام» و «تهران تنها»، و همچنین انتشار تصویری از نیکا شاکرمی در روز جهانی زن در مقابل برج آزادی.
هماکنون وسایل الکترونیکی وی در اختیار نهادهای امنیتی قرار دارد و سیمکارت او نیز مسدود شده است.
صدای او و زندانیان سیاسی باشیم.
به گفته او، این حکم در ارتباط با فعالیتها و پرفورمنسهای هنریاش در حمایت از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ صادر شده است.
مصلحیفرد که سابقه بازداشتهای متعدد دارد، پیش از این آثار و اجراهایی با موضوع آزادی و یادبود جانباختگان داشته است؛ از جمله شعرخوانی «قسمنامه» در سالگرد مهسا امینی، اجرای پرفورمنسهای «آزادی»، «نه به اعدام» و «تهران تنها»، و همچنین انتشار تصویری از نیکا شاکرمی در روز جهانی زن در مقابل برج آزادی.
هماکنون وسایل الکترونیکی وی در اختیار نهادهای امنیتی قرار دارد و سیمکارت او نیز مسدود شده است.
صدای او و زندانیان سیاسی باشیم.
🤬82❤13💔6👍2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش سالروز تولد جاویدنام پوریا میربهروزیان بود؛ جوان ۲۴ سالهای از مشهد که شور، خندهها و آرزوهایش با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر برای همیشه از او گرفته شد.
پوریا فقط یک نام یا یک عدد در میان گزارشها نیست؛ او پسری پر از امید به آینده بود که مانند هزاران جوان دیگر، تنها برای رسیدن به «زندگی» و «آزادی» به خیابان آمد.
صدای دوستش که سر مزارش ترانهای اعتراضی را میخواند ترجیعبند تمام این روزهای ماست:
«بپا فراموش نشه»
زنده نگه داشتن نام پوریا و تمام جانهای شیفتهای که در راه آزادی رفتند، تعهد ما به دادخواهی است.
تولدت مبارک پوریا جان؛ یادت و نامت در قلب ایران جاویدان است.
پوریا فقط یک نام یا یک عدد در میان گزارشها نیست؛ او پسری پر از امید به آینده بود که مانند هزاران جوان دیگر، تنها برای رسیدن به «زندگی» و «آزادی» به خیابان آمد.
صدای دوستش که سر مزارش ترانهای اعتراضی را میخواند ترجیعبند تمام این روزهای ماست:
«بپا فراموش نشه»
زنده نگه داشتن نام پوریا و تمام جانهای شیفتهای که در راه آزادی رفتند، تعهد ما به دادخواهی است.
تولدت مبارک پوریا جان؛ یادت و نامت در قلب ایران جاویدان است.
💔90😢6❤3👍1🤬1
باز هم جنایت پشت دیوارهای زندان. باز هم اعدام.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی معروف به «آرین» در اصفهان خبر داد. او که گفته میشود شهروند افغانستان و از بستگان نزدیک گلمحمد محمدی(دیگر معترض اعدامشده همین پرونده در تیرماه) بود، بدون اعلام رسمی ملیت و فقط با ذکر عبارت «تبعه خارجی» از سوی رسانههای حکومتی، خبر اعدامش اعلام شد.
دستگاه قضایی او را به اتهاماتی چون محاربه، افساد فیالارض و مشارکت در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ میدان علیخانی و آتشسوزی یک مسجد و خیریه اعدام کرد.
ادعاهایی متکی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه که در سریع ترین زمان و بدون شفافیت قضایی و بدون امکان راستیآزمایی مستقل، بر اساس همان اعترافات اجباری حکم صادر و اجرا شد.
تا جمهوری اسلامی پابرجاست چوبههای دارش نیز برپا خواهند بود.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی معروف به «آرین» در اصفهان خبر داد. او که گفته میشود شهروند افغانستان و از بستگان نزدیک گلمحمد محمدی(دیگر معترض اعدامشده همین پرونده در تیرماه) بود، بدون اعلام رسمی ملیت و فقط با ذکر عبارت «تبعه خارجی» از سوی رسانههای حکومتی، خبر اعدامش اعلام شد.
دستگاه قضایی او را به اتهاماتی چون محاربه، افساد فیالارض و مشارکت در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ میدان علیخانی و آتشسوزی یک مسجد و خیریه اعدام کرد.
ادعاهایی متکی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه که در سریع ترین زمان و بدون شفافیت قضایی و بدون امکان راستیآزمایی مستقل، بر اساس همان اعترافات اجباری حکم صادر و اجرا شد.
تا جمهوری اسلامی پابرجاست چوبههای دارش نیز برپا خواهند بود.
🤬115💔26👍3❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام محسن عباسی از کشته شدگان روز ۱۸ دیماه در نجفآباد اصفهان بر فراز قله دماوند با تصویری از فرزندش نام او را فریاد زد.
او این صعود را همراه با همسرش انجام داد و هر دو بر ادامه دادخواهی خون به ناحق ریخته شده فرزندشان تاکید کردند.
محسن عباسی تنها ۲۱ سال داشت که با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
او این صعود را همراه با همسرش انجام داد و هر دو بر ادامه دادخواهی خون به ناحق ریخته شده فرزندشان تاکید کردند.
محسن عباسی تنها ۲۱ سال داشت که با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
💔116😢9❤4🤬2
«شلاق شریعت» این بار بر تن یک زن دادخواه فرود آمد.
روژین محمودی، زن ۲۷ سالهای که برادرش، مهدی محمودی، در خیزش دیماه ۱۴۰۴ به دست دستگاه سرکوب کشته شد، حالا به اتهام «اخلال در نظم عمومی» و در واقع به جرم دادخواهی، به ۶۰ ضربه شلاق محکوم و حکم او اجرا شده است.
تصویرسازی شکنجهگاهی که او روایت میکند، ماهیت این ساختار قرون وسطایی را بر ملا میسازد:
اتاقی بسته، مامور زنی که حکم را اجرا میکند،شمارندهٔ دیجیتالی که تعداد تازیانهها را میشمارد و ذکری که پس از هر دو ضربه بر زبان جاری میشود.
این ترکیبِ شوم «تکنولوژی سرکوب»، «احکام قرونوسطایی» و «تقدیس خشونت با مناسک مذهبی»، ماهیت واقعی ایدئولوژی زنستیز و متحجر حاکم است.
آنها گمان میکنند با تازیانه زدن بر پیکر زنی که داغدار و دادخواه برادرش است، میتوانند صدای فریادش را خاموش کنند.
اما زنی که از تبار دادخواهی است، با هر ضربه شلاق، ماهیت جنایتکار و قرون وسطایی این ساختار را بیش از پیش افشا میکند.
دادخواهی جرم نیست، این حاکمیت است که برای بقای خود متوسل به وحشیانهترین اشکال شکنجه میشود. تا روزی که ایران از وجود نحسش پاک نشود، این مبارزه ادامه دارد.
روژین محمودی، زن ۲۷ سالهای که برادرش، مهدی محمودی، در خیزش دیماه ۱۴۰۴ به دست دستگاه سرکوب کشته شد، حالا به اتهام «اخلال در نظم عمومی» و در واقع به جرم دادخواهی، به ۶۰ ضربه شلاق محکوم و حکم او اجرا شده است.
تصویرسازی شکنجهگاهی که او روایت میکند، ماهیت این ساختار قرون وسطایی را بر ملا میسازد:
اتاقی بسته، مامور زنی که حکم را اجرا میکند،شمارندهٔ دیجیتالی که تعداد تازیانهها را میشمارد و ذکری که پس از هر دو ضربه بر زبان جاری میشود.
این ترکیبِ شوم «تکنولوژی سرکوب»، «احکام قرونوسطایی» و «تقدیس خشونت با مناسک مذهبی»، ماهیت واقعی ایدئولوژی زنستیز و متحجر حاکم است.
آنها گمان میکنند با تازیانه زدن بر پیکر زنی که داغدار و دادخواه برادرش است، میتوانند صدای فریادش را خاموش کنند.
اما زنی که از تبار دادخواهی است، با هر ضربه شلاق، ماهیت جنایتکار و قرون وسطایی این ساختار را بیش از پیش افشا میکند.
دادخواهی جرم نیست، این حاکمیت است که برای بقای خود متوسل به وحشیانهترین اشکال شکنجه میشود. تا روزی که ایران از وجود نحسش پاک نشود، این مبارزه ادامه دارد.
🤬152💔31❤16😢3👍1
بار دیگر شاهد خطونشان کشیدن برای زنان به خاطر پوشش و حجابشان هستیم. دادستان تهران اخیراً، از «تشدید برخورد قانونی» با زنانی خبر داده که به میل و سلیقه خود لباس میپوشند و به قواعد تحمیلی حکومت تن نمیدهند. سخنانی نخنما و تکراری که بیش از آنکه نشاندهنده اقتدار باشد، گواه ناکارآمدی سیاستهای قهری و سرکوبگرانه در تمام این سالهاست.
اگر میتوانستید، همچنان زنان را مثل دهه شصت مجبور به پوشیدن مانتو و چادر و مقنعه میکردید.
اما واقعیت جاری در خیابانهای ما چیز دیگری است.
سالها برخورد، جریمه، پلمب و خطونشانهای قضایی نتوانسته خللی در اراده زنانی ایجاد کند که حق بر بدن و انتخاب آزادانه پوشش را بخشی از کرامت انسانی خود میدانند.
آنچه امروز در سطح شهر میبینیم، نه یک اقدام مقطعی، بلکه زیست شجاعانهی زنانی است که پرداخت هزینههای سنگین را به تن دادن به اجبار ترجیح دادهاند.
حق انتخاب پوشش، یک خواستهی بدیهی و ابتدایی است و هیچ منشور یا دستورالعملی نمیتواند ارادهی جمعی برای تحقق آن را متوقف کند.
به زبان و ادبیات خودتان: «هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.»
اگر میتوانستید، همچنان زنان را مثل دهه شصت مجبور به پوشیدن مانتو و چادر و مقنعه میکردید.
اما واقعیت جاری در خیابانهای ما چیز دیگری است.
سالها برخورد، جریمه، پلمب و خطونشانهای قضایی نتوانسته خللی در اراده زنانی ایجاد کند که حق بر بدن و انتخاب آزادانه پوشش را بخشی از کرامت انسانی خود میدانند.
آنچه امروز در سطح شهر میبینیم، نه یک اقدام مقطعی، بلکه زیست شجاعانهی زنانی است که پرداخت هزینههای سنگین را به تن دادن به اجبار ترجیح دادهاند.
حق انتخاب پوشش، یک خواستهی بدیهی و ابتدایی است و هیچ منشور یا دستورالعملی نمیتواند ارادهی جمعی برای تحقق آن را متوقف کند.
به زبان و ادبیات خودتان: «هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.»
❤84👍17💔4🔥1🤬1
اخراج نیلوفر شادمهری، رایزن فرهنگی حکومت تروریستی جمهوری اسلامی از فرانسه، فقط یک تصمیم دیپلماتیک نیست؛ یک نشانه مثبت برای مردم ایران است.
وقتی رژیم تروریستی حاکم بر ایران تصور میکرد میتواند با بازداشت و سرکوب گرافیستها و فعالان فرهنگی، اهرم فشار بسازد و مثل همیشه بازی باجگیری دیپلماتیک راه بیندازد، فرانسه پاسخ محکمی داد. این اقدام متقابل و اخراج دیپلماتهای رژیم، دقیقا همان برخوردی است که تمام کشورهای غربی باید مدتها پیش آغاز میکردند.
آریا کسایی (بنیانگذار استودیوکارگاه) و الهه نقیلو، دو طراح گرافیک سرشناسی هستند که از ۲۸ تیرماه پس از دیداری در چارچوب یک پروژه فرهنگی با کارکنان سفارت فرانسه، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند. نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مطابق الگوی همیشگی خود، این دو هنرمند را قربانی سناریوسازی، گروگانگیری دیپلماتیک و ایجاد پروندههای ساختگی کردهاند تا از آنها به عنوان ابزار باجگیری استفاده کنند. هنرمندانی که بدون دسترسی به وکیل مستقل و در بلاتکلیفی بهسر میبرند.
اخراج این رایزن فرهنگی پاسخی به این باجگیری و عنصر نامطلوب اعلام کردن کارکنان سفارت فرانسه در ایران است.
وقتی رژیم تروریستی حاکم بر ایران تصور میکرد میتواند با بازداشت و سرکوب گرافیستها و فعالان فرهنگی، اهرم فشار بسازد و مثل همیشه بازی باجگیری دیپلماتیک راه بیندازد، فرانسه پاسخ محکمی داد. این اقدام متقابل و اخراج دیپلماتهای رژیم، دقیقا همان برخوردی است که تمام کشورهای غربی باید مدتها پیش آغاز میکردند.
آریا کسایی (بنیانگذار استودیوکارگاه) و الهه نقیلو، دو طراح گرافیک سرشناسی هستند که از ۲۸ تیرماه پس از دیداری در چارچوب یک پروژه فرهنگی با کارکنان سفارت فرانسه، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدهاند. نهادهای سرکوبگر جمهوری اسلامی مطابق الگوی همیشگی خود، این دو هنرمند را قربانی سناریوسازی، گروگانگیری دیپلماتیک و ایجاد پروندههای ساختگی کردهاند تا از آنها به عنوان ابزار باجگیری استفاده کنند. هنرمندانی که بدون دسترسی به وکیل مستقل و در بلاتکلیفی بهسر میبرند.
اخراج این رایزن فرهنگی پاسخی به این باجگیری و عنصر نامطلوب اعلام کردن کارکنان سفارت فرانسه در ایران است.
👍118❤9🔥4
روایت غزل مرزبان زن ترنس، حقوقدان و زندانی سیاسی، فراتر از یک گزارش ساده، افشای ابعاد هولناک خشونتی سیستماتیک است که در تاریکخانههای جمهوری اسلامی علیه زنان اعمال میشود.
او در شرح آنچه در بازداشتگاه اطلاعات بر او گذشته، بیپرده از تجاوز جنسی مأموران میگوید:
«کمتر از ده دقیقه بعد درِ سلول باز شد. این بار مردی با قامت بلند، حدوداً شاید ۱۸۰ سانتیمتر، با صدایی خشن و آمیخته به فریاد و خشم داخل شد. چشمهایش از زیر کلاه مشکیای که تمام صورتش، بهجز چشمها و دهانش، را پوشانده بود خودنمایی میکرد. پیراهنش روی شلوارش بود؛ شبیه تمام مردهایی که با این تیپ سرکوبگری میکنند.
ادامه👇
او در شرح آنچه در بازداشتگاه اطلاعات بر او گذشته، بیپرده از تجاوز جنسی مأموران میگوید:
«کمتر از ده دقیقه بعد درِ سلول باز شد. این بار مردی با قامت بلند، حدوداً شاید ۱۸۰ سانتیمتر، با صدایی خشن و آمیخته به فریاد و خشم داخل شد. چشمهایش از زیر کلاه مشکیای که تمام صورتش، بهجز چشمها و دهانش، را پوشانده بود خودنمایی میکرد. پیراهنش روی شلوارش بود؛ شبیه تمام مردهایی که با این تیپ سرکوبگری میکنند.
ادامه👇
🤬87😢5❤3💔3😱1
ادامه👆
انگشترش عقیق سرخ بود و نوشتهای رویش داشت؛ در سیاهی یکدست لباسهایش به چشم میآمد. از آهنگ صدایش میشد فهمید مردی سیوچندساله است. آنقدر تنومند و درشتاندام بود که هنگام ورود، تمام چارچوب در را پوشاند. از بدو ورودش فهمیدم این اتفاق به هیچ عنوان طبیعی نیست.
با صدای بلند داد کشید که لباسهایم را با دو تکه لباسی که مقابلم پرتاب کرده بود عوض کنم. ترسیده بودم. با تمام توانی که داشتم فریاد زدم و اعتراض کردم؛ گویی آن لحظه جان از تنم بیرون میکشیدند.
حال من، حال انسانی بود که در بیپناهی مطلق گیر افتاده بود. میخواستم به در بکوبم و کمک بخواهم. نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد. نفسهایم سنگینتر شده بود؛ انگار همچنان در پارک قدم میزدم، تندتر و تندتر. انگار همهچیز خواب بود. باورم نمیشد.
این من بودم در دستهای او، نه در دستهای مهربان همسرم؛ همسری که سالها حتی برای نوازش و بوسیدن هم حریم و حرمت نگه میداشت. یک لحظه دوباره به خودم آمدم: نه، این واقعیت بود. من همچنان در آن اتاق، با آن مرد، اسیر بودم. او حریم بدنم را شکسته بود؛ حریم زنانگیام را، حرمت انسانیام را. مقاومت من، اشکهای من، فریادهای من…»
وضعیت پس از این فاجعه نیز نشان از یک سناریوی برنامهریزیشده دارد؛ آنجا که غزل روایت میکند:
«بعد از آن تنها رها شدم. کف زمین افتاده بودم. کفپوش اتاق با لکهٔ بزرگی از خون بدنم سرخ شده بود.»
آنچه این روایت را تکاندهندهتر میکند، ورود بلافاصله مأموران زن با ماسک و یک نفر با لباس پرستاری برای رسیدگی به وضعیت اوست و سپس تهدیدش به سکوت در ازای آزادی.
غزل مرزبان اکنون به حبس محکوم شده. او با شکستن این سکوتِ تحمیلی، نه تنها به دنبال التیام زخمهای خود، بلکه در پی دادخواهی برای تمام زنانی است که در بندِ استبداد گرفتارند.
او با وجود از سر گذارندن چنین تجربهای با امید از آینده میگوید: «امید دارم که روزی بذر رنجهای ما جوانه بدهد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد.»
صدای غزل، صدای تمام قربانیانِ خشونت سیستماتیک است و وظیفه ماست که نگذاریم این جنایات در سایه امنیتِ دروغین جمهوری اسلامی دفن شود.
انگشترش عقیق سرخ بود و نوشتهای رویش داشت؛ در سیاهی یکدست لباسهایش به چشم میآمد. از آهنگ صدایش میشد فهمید مردی سیوچندساله است. آنقدر تنومند و درشتاندام بود که هنگام ورود، تمام چارچوب در را پوشاند. از بدو ورودش فهمیدم این اتفاق به هیچ عنوان طبیعی نیست.
با صدای بلند داد کشید که لباسهایم را با دو تکه لباسی که مقابلم پرتاب کرده بود عوض کنم. ترسیده بودم. با تمام توانی که داشتم فریاد زدم و اعتراض کردم؛ گویی آن لحظه جان از تنم بیرون میکشیدند.
حال من، حال انسانی بود که در بیپناهی مطلق گیر افتاده بود. میخواستم به در بکوبم و کمک بخواهم. نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد. نفسهایم سنگینتر شده بود؛ انگار همچنان در پارک قدم میزدم، تندتر و تندتر. انگار همهچیز خواب بود. باورم نمیشد.
این من بودم در دستهای او، نه در دستهای مهربان همسرم؛ همسری که سالها حتی برای نوازش و بوسیدن هم حریم و حرمت نگه میداشت. یک لحظه دوباره به خودم آمدم: نه، این واقعیت بود. من همچنان در آن اتاق، با آن مرد، اسیر بودم. او حریم بدنم را شکسته بود؛ حریم زنانگیام را، حرمت انسانیام را. مقاومت من، اشکهای من، فریادهای من…»
وضعیت پس از این فاجعه نیز نشان از یک سناریوی برنامهریزیشده دارد؛ آنجا که غزل روایت میکند:
«بعد از آن تنها رها شدم. کف زمین افتاده بودم. کفپوش اتاق با لکهٔ بزرگی از خون بدنم سرخ شده بود.»
آنچه این روایت را تکاندهندهتر میکند، ورود بلافاصله مأموران زن با ماسک و یک نفر با لباس پرستاری برای رسیدگی به وضعیت اوست و سپس تهدیدش به سکوت در ازای آزادی.
غزل مرزبان اکنون به حبس محکوم شده. او با شکستن این سکوتِ تحمیلی، نه تنها به دنبال التیام زخمهای خود، بلکه در پی دادخواهی برای تمام زنانی است که در بندِ استبداد گرفتارند.
او با وجود از سر گذارندن چنین تجربهای با امید از آینده میگوید: «امید دارم که روزی بذر رنجهای ما جوانه بدهد و درخت دادخواهی ما تنومند خواهد شد.»
صدای غزل، صدای تمام قربانیانِ خشونت سیستماتیک است و وظیفه ماست که نگذاریم این جنایات در سایه امنیتِ دروغین جمهوری اسلامی دفن شود.
🤬149❤10😢6🔥5😱3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای مادر جاویدنام ستاره رفیعیست.
فریادهای او بر سر مزار فرزندش، طنین صدای تمام مادران و پدرانی است که عزیزانشان را در تاریکترین روزها از آنها گرفتند.
آرزوی «دیدن داغ بر دل مسببان» که در کلام این مادر میشنوید، ناشی از غیابِ عدالت است. وقتی قانون، مجریِ ظلم میشود و حقِ دادخواهیِ عادلانه سلب میگردد و وقتی قاتل خود بر مسند قضا نشسته است، خشمِ آغشته به سوگ، آخرین سنگرِ انسانِ آزاردیده است.
دادخواهی تنها به معنای یادآوری یک نام نیست؛ بلکه یک فرآیند مستمر برای مقابله با فراموشیست. برای پایان دادن به مصونیت از مجازات تا آمران و عاملان جنایت بدانند که گذشت زمان، پرونده هیچ ظلمی را مختومه نمیکند. و برای احقاق کرامت انسانی.
امروز، ایستادن در کنار مادران دادخواه، نه یک انتخاب، بلکه مسئولیتی اخلاقی و انسانی در این دوره تاریک از تاریخ ایران است.
ستاره رفیعی، دختر ۲۱ ساله، ورزشکار و یکی از معترضان جانباخته در جریان خیزش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ بود. او در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر بندرانزلی، هدف شلیک مستقیم گلولههای ساچمهای و جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و به قتل رسید.
فریادهای او بر سر مزار فرزندش، طنین صدای تمام مادران و پدرانی است که عزیزانشان را در تاریکترین روزها از آنها گرفتند.
آرزوی «دیدن داغ بر دل مسببان» که در کلام این مادر میشنوید، ناشی از غیابِ عدالت است. وقتی قانون، مجریِ ظلم میشود و حقِ دادخواهیِ عادلانه سلب میگردد و وقتی قاتل خود بر مسند قضا نشسته است، خشمِ آغشته به سوگ، آخرین سنگرِ انسانِ آزاردیده است.
دادخواهی تنها به معنای یادآوری یک نام نیست؛ بلکه یک فرآیند مستمر برای مقابله با فراموشیست. برای پایان دادن به مصونیت از مجازات تا آمران و عاملان جنایت بدانند که گذشت زمان، پرونده هیچ ظلمی را مختومه نمیکند. و برای احقاق کرامت انسانی.
امروز، ایستادن در کنار مادران دادخواه، نه یک انتخاب، بلکه مسئولیتی اخلاقی و انسانی در این دوره تاریک از تاریخ ایران است.
ستاره رفیعی، دختر ۲۱ ساله، ورزشکار و یکی از معترضان جانباخته در جریان خیزش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ بود. او در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر بندرانزلی، هدف شلیک مستقیم گلولههای ساچمهای و جنگی نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و به قتل رسید.
❤68💔40😢7🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها که زنان بیش از پیش با لباسهای رنگارنگ و متنوع خود خیابانها را زیبا کردهاند. برای همین صدای ضجه و ناله عرزشیها و ولایتمداران دائمالتحریک از پوشش زنان در خیابان بلند است.
میگویند زنان تا کجا میخواهند پیش بروند. تا آنجا که دلشان میخواهد. فضولی آن به شما نیامده است. جمهوری اسلامی اگر میتوانست درست مثل طالبان اجازه نمیداد حتی جهره زنان در خیابان نمایان باشد.
اما مساله این است که نمیتوانند. نزدیک ۵۰ سال زور زدند و زنان سنگر به سنگر جلو رفتند و حق خود را پس گرفتند.
خبر بد برای عرزشیها اینکه این مبارزه تا محو کامل جمهوری اسلامی و حکومت آخوند ادامه خواهد داشت.
حالا بلندتر عرعر کن عرزشی!
میگویند زنان تا کجا میخواهند پیش بروند. تا آنجا که دلشان میخواهد. فضولی آن به شما نیامده است. جمهوری اسلامی اگر میتوانست درست مثل طالبان اجازه نمیداد حتی جهره زنان در خیابان نمایان باشد.
اما مساله این است که نمیتوانند. نزدیک ۵۰ سال زور زدند و زنان سنگر به سنگر جلو رفتند و حق خود را پس گرفتند.
خبر بد برای عرزشیها اینکه این مبارزه تا محو کامل جمهوری اسلامی و حکومت آخوند ادامه خواهد داشت.
حالا بلندتر عرعر کن عرزشی!
❤119👍37🔥9🤬5
تصمیم دولت پرتغال در ممنوعیت برقع عالیست. هیچ زنی نباید به نام خدا بیچهره و نادیده شود.
پرتغال بهتازگی پوشاندن کامل صورت در اماکن عمومی را ممنوع کرده است. در این میان، جملهای از رئیسجمهور این کشور بدجور به دلم نشست:
«صورت انسان، هسته اصلی هویت و ارتباطات بشری است.»
من با این حرف موافقم.
سالها با حجاب اجباری جنگیدم چون باور دارم زنان باید آزاد باشند؛ اما پوشاندن کامل چهره، حسابش جداست.
چهره، ابزار ما برای شناخت یکدیگر، ارتباط گرفتن و حضور در جامعه است. هر جامعهای این حق مشروع را دارد که در فضاهای عمومیِ مشترک، از افراد بخواهد صورتشان نمایان باشد.
برقع یا نقاب را «آزادی زن» جا نزنید. من از منطقهای میآیم که در آن، زنان به نام دین از عرصه اجتماع حذف و محو میشوند.
من با اجبار زن به پوشیدن حجاب مخالفم؛
همانطور که با تفکری که به زن میگوید باید پشت نقاب غیبش بزند هم مخالفم.
من در ایران بزرگ شدهام. با چشمهای خودم دیدهام که چطور بنیادگرایان، زیادهخواهیهایشان را کمکم به «هنجار» تبدیل میکنند و بعد، هرگونه مقاومت در برابر آن را «دشمنی با اسلام» جا میزنند.
زن نباید محو و بیچهره شود.
پرتغال بهتازگی پوشاندن کامل صورت در اماکن عمومی را ممنوع کرده است. در این میان، جملهای از رئیسجمهور این کشور بدجور به دلم نشست:
«صورت انسان، هسته اصلی هویت و ارتباطات بشری است.»
من با این حرف موافقم.
سالها با حجاب اجباری جنگیدم چون باور دارم زنان باید آزاد باشند؛ اما پوشاندن کامل چهره، حسابش جداست.
چهره، ابزار ما برای شناخت یکدیگر، ارتباط گرفتن و حضور در جامعه است. هر جامعهای این حق مشروع را دارد که در فضاهای عمومیِ مشترک، از افراد بخواهد صورتشان نمایان باشد.
برقع یا نقاب را «آزادی زن» جا نزنید. من از منطقهای میآیم که در آن، زنان به نام دین از عرصه اجتماع حذف و محو میشوند.
من با اجبار زن به پوشیدن حجاب مخالفم؛
همانطور که با تفکری که به زن میگوید باید پشت نقاب غیبش بزند هم مخالفم.
من در ایران بزرگ شدهام. با چشمهای خودم دیدهام که چطور بنیادگرایان، زیادهخواهیهایشان را کمکم به «هنجار» تبدیل میکنند و بعد، هرگونه مقاومت در برابر آن را «دشمنی با اسلام» جا میزنند.
زن نباید محو و بیچهره شود.
❤139👍70🤬5
زمان برای نجات جان ارغوان فلاحی، زندانی سیاسی ۲۵ ساله به سرعت در حال گذر است. او که پیشتر در تیرماه سال جاری توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام سنگین «بغی» به اعدام محکوم شده بود، حالا با تایید این حکم در دیوان عالی کشور در یک قدمی چوبه دار قرار دارد.
این فعال سیاسی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در شهرک پرند بازداشت و بلافاصله به سلولهای انفرادی بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین منتقل شد.
دستگاه قضایی با طرح اتهاماتی چون «بغی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «ارتباط و هواداری از گروههای مخالف»، سنگینترین سناریوسازی را علیه او پیش برد. ارغوان فلاحی حدود ۵ ماه را در سلول انفرادی گذراند و تحت شدیدترین بازجوییهای طولانیمدت، شکنجههای خردکننده روانی و جسمی، و محرومیت از خدمات درمانی قرار گرفت تا مجبور به اعترافات اجباری شود.
ادامه👇
این فعال سیاسی در ۶ بهمن ۱۴۰۳ در شهرک پرند بازداشت و بلافاصله به سلولهای انفرادی بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۱ زندان اوین منتقل شد.
دستگاه قضایی با طرح اتهاماتی چون «بغی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «ارتباط و هواداری از گروههای مخالف»، سنگینترین سناریوسازی را علیه او پیش برد. ارغوان فلاحی حدود ۵ ماه را در سلول انفرادی گذراند و تحت شدیدترین بازجوییهای طولانیمدت، شکنجههای خردکننده روانی و جسمی، و محرومیت از خدمات درمانی قرار گرفت تا مجبور به اعترافات اجباری شود.
ادامه👇
😢66🤬48❤6🔥3👍2
ادامه👆
نهادهای امنیتی علاوه بر فشار مستقیم بر خود او، خانوادهاش را نیز هدف سرکوب و فشار مضاعف قرار دادند. ارغوان پیشتر در آبان ۱۴۰۱ نیز همراه با پدرش (نصرالله فلاحی) و برادرش (اردوان فلاحی) بازداشت و به حبس محکوم شده بود، و پدرش نیز در پیامهای دادخواهی از زندان بارها تاکید کرده که تمام اتهامات علیه دخترش بدون مدرک و تحت شکنجه شکل گرفته است.
تمام روند دادگاه او با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم امکان دفاع موثر و در جلسهای غیرعلنی و چند دقیقهای طی شد که نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و قوانین بینالمللی حقوق بشر است.
ارغوان فلاحی هیچ جرمی مرتکب نشده و قربانی یک روند قضایی انتقامجویانه است. سکوت ما یعنی چراغ سبز برای اجرای این حکم ظالمانه؛ همین امروز صدای او باشیم قبل از آنکه دیر شود.
#ارغوان_فلاحی
نهادهای امنیتی علاوه بر فشار مستقیم بر خود او، خانوادهاش را نیز هدف سرکوب و فشار مضاعف قرار دادند. ارغوان پیشتر در آبان ۱۴۰۱ نیز همراه با پدرش (نصرالله فلاحی) و برادرش (اردوان فلاحی) بازداشت و به حبس محکوم شده بود، و پدرش نیز در پیامهای دادخواهی از زندان بارها تاکید کرده که تمام اتهامات علیه دخترش بدون مدرک و تحت شکنجه شکل گرفته است.
تمام روند دادگاه او با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم امکان دفاع موثر و در جلسهای غیرعلنی و چند دقیقهای طی شد که نقض فاحش حق دادرسی عادلانه و قوانین بینالمللی حقوق بشر است.
ارغوان فلاحی هیچ جرمی مرتکب نشده و قربانی یک روند قضایی انتقامجویانه است. سکوت ما یعنی چراغ سبز برای اجرای این حکم ظالمانه؛ همین امروز صدای او باشیم قبل از آنکه دیر شود.
#ارغوان_فلاحی
👍67🤬38😢7❤6🔥1