🇮🇷 ۸ مرداد سالروز شهادت سردار شهید #علیحیاتی فرمانده ۱۷ ساله جبهه های نبرد شهیدی که پیکرش ۱۳ روز میهمان خاک گرم مهران بود را گرامی میداریم .
روبیکا
https://rubika.ir/MazhinResaneeh
کانالرسمیبخشماژین
🌍 @MazhinResaneh
گروهرسمیکانال
🌍 @MazhiinResaneh
روبیکا
https://rubika.ir/MazhinResaneeh
کانالرسمیبخشماژین
🌍 @MazhinResaneh
گروهرسمیکانال
🌍 @MazhiinResaneh
ماژین رسانه
🇮🇷 شهید علی حیاتی به سال ۱۳۴۵ در شهرستان #دهلران دیده به جهان گشود، با شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق با گذراندن آموزش های عالی فرماندهی ، اطلاعات و عملیات در باختران سابق و کرمانشاه فعلی وارد جبهه های جنگ شد. او همانند دیگر سرداران جنگ با وجود سن کم…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شهید والامقام سردار #علیحیاتی
❤️🥀 روحت شاد سردار 🥀❤️
روبیکا
https://rubika.ir/MazhinResaneeh
کانالرسمیبخشماژین
🌍 @MazhinResaneh
گروهرسمیکانال
🌍 @MazhiinResaneh
❤️🥀 روحت شاد سردار 🥀❤️
روبیکا
https://rubika.ir/MazhinResaneeh
کانالرسمیبخشماژین
🌍 @MazhinResaneh
گروهرسمیکانال
🌍 @MazhiinResaneh
❤4
به بهانه سالگرد شهادت سردار شهید #علیحیاتی ملقب به "چریک مهران"
ثانیهها عبور میکنند و تاریخ متوقف نمیشود اما حماسهسازان تاریخی همواره ماندگارند. گذر زمان هیچ چیز را کهنه نمیکند. تکرار خاطرههای پرمخاطره و روایت روزهای مقاومت و رهایی روح از قالب جسم در لحظاتی ناب از هشتم مردادماه ۱۳۶۲ تنها سرگذشت یکی از سربداران این سرزمین به نام سردار شهید علی حیاتی نیست، داستان بلند عاشقانه و عارفانه مردم سرزمینی پاک و بهشتی و کربلاگونه به نام ایران است. هشتم مرداد ماه سال ۱۳۶۲ یک تاریخ جریانساز است درست مثل خونی که در رگها و شریانهای سربازان تنومند خمینی کبیر جاری شد و پیروزی را به خیمهگاه اسلام آورد.
رد شنی تانکها و ارابههای آهنی دشمن بر پیکر رعنای سرداران جبهه قلاویزان و دشتهای تفتیده مهران چیزی جز بانگ پیروزی نبود اگر چه خبر شهادت شهید علی حیاتی این سردار نامی جبهه میانی بر پهنه مهران سایه افکنده تا دشمن بعثی را سرافکنده کند. علی به تنهایی یک لشکر بود، نه، او آسمانی پر از لشکر و ستاره بود که شبهای عملیات، شهابوار، خط درخشانی از آتش خصم بر سر متجاوزان میریخت.
او همپای ماه و خورشید، منطقه را پایید و برای تصرف ارتفاعات مهران که مشرف بر عراق و عامل برتری نیروهای خودی بودند، نقشه کشید. علی با خواب و خور میانهای نداشت و فقط به حمله میاندیشید. عقبنشینی در قاموسش نمیگنجید حتی زمانی که به شهادت رسید سیزده روز در گرمای سوزناک و آفتاب داغ مهران ماند تا ثابت کند در هر شرایطی باید ماند و صحنههایی عاشورایی آفرید.
شیارهای قلاویزان، کانیسخت، زالوآب و چکهموسی گامهای استوار علی را گواهی میدهند که چگونه تا دشتهای تفتیده و سوزان و پاسگاههای مرزی بهرامآباد، فرخآباد، دراجیه و گرمیشه تاخت. او با درایت، مدیریت و فرماندهی عالی گردانهای تحت امرش هرگز صحنه جنگ در جبهه میانی را ترک نکرد یا دستور توقف نداد. علی مردانه ایستاد و جنگید درست مثل روزهای اول جنگ که دست خالی به مرز رفت و خودجوش، مدافعان مردمی را برای مقابله با بعثیها سازماندهی کرد. اگر چه دهلران در اوایل جنگ سقوط کرد اما نبرد تن و تانک علی و یارانش به دشمن آموخت اینجا سرزمین فرزندان رشیدی است که در دامن مادران پاکدامن و پدران نجیبی زیستهاند. اینجا آب و خاک، همان ناموس است. اگر قرار است دشمنی پا در آن بگذارد چه بهتر که سرداران سر به داری همچون علی حیاتی پای آنها را قلمه کند.
مزد این مجاهد گمنام که به حق سزاوار لقب " چریک مهران " است چیزی جز پیوستن به حضرت دوست نبود. همان گونه که آرزو کرده بود، گلولههای دشمن زیون، بی رحمانه لب و گلوی نازنینش را شکافتند تا متبسم، شهادت را در آغوش بگیرد.
آری علی این رزمنده با بصیرت امام(ره) و عاشق اسلام، تکثیر شد، هنوز هم شهید حیاتی و حیاتیها تکثیر میشوند و نوید آرامش، صلابت، امنیت و اقتدار ایران اسلامی هستند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
🖌 مهدی عبدالهزاده
ثانیهها عبور میکنند و تاریخ متوقف نمیشود اما حماسهسازان تاریخی همواره ماندگارند. گذر زمان هیچ چیز را کهنه نمیکند. تکرار خاطرههای پرمخاطره و روایت روزهای مقاومت و رهایی روح از قالب جسم در لحظاتی ناب از هشتم مردادماه ۱۳۶۲ تنها سرگذشت یکی از سربداران این سرزمین به نام سردار شهید علی حیاتی نیست، داستان بلند عاشقانه و عارفانه مردم سرزمینی پاک و بهشتی و کربلاگونه به نام ایران است. هشتم مرداد ماه سال ۱۳۶۲ یک تاریخ جریانساز است درست مثل خونی که در رگها و شریانهای سربازان تنومند خمینی کبیر جاری شد و پیروزی را به خیمهگاه اسلام آورد.
رد شنی تانکها و ارابههای آهنی دشمن بر پیکر رعنای سرداران جبهه قلاویزان و دشتهای تفتیده مهران چیزی جز بانگ پیروزی نبود اگر چه خبر شهادت شهید علی حیاتی این سردار نامی جبهه میانی بر پهنه مهران سایه افکنده تا دشمن بعثی را سرافکنده کند. علی به تنهایی یک لشکر بود، نه، او آسمانی پر از لشکر و ستاره بود که شبهای عملیات، شهابوار، خط درخشانی از آتش خصم بر سر متجاوزان میریخت.
او همپای ماه و خورشید، منطقه را پایید و برای تصرف ارتفاعات مهران که مشرف بر عراق و عامل برتری نیروهای خودی بودند، نقشه کشید. علی با خواب و خور میانهای نداشت و فقط به حمله میاندیشید. عقبنشینی در قاموسش نمیگنجید حتی زمانی که به شهادت رسید سیزده روز در گرمای سوزناک و آفتاب داغ مهران ماند تا ثابت کند در هر شرایطی باید ماند و صحنههایی عاشورایی آفرید.
شیارهای قلاویزان، کانیسخت، زالوآب و چکهموسی گامهای استوار علی را گواهی میدهند که چگونه تا دشتهای تفتیده و سوزان و پاسگاههای مرزی بهرامآباد، فرخآباد، دراجیه و گرمیشه تاخت. او با درایت، مدیریت و فرماندهی عالی گردانهای تحت امرش هرگز صحنه جنگ در جبهه میانی را ترک نکرد یا دستور توقف نداد. علی مردانه ایستاد و جنگید درست مثل روزهای اول جنگ که دست خالی به مرز رفت و خودجوش، مدافعان مردمی را برای مقابله با بعثیها سازماندهی کرد. اگر چه دهلران در اوایل جنگ سقوط کرد اما نبرد تن و تانک علی و یارانش به دشمن آموخت اینجا سرزمین فرزندان رشیدی است که در دامن مادران پاکدامن و پدران نجیبی زیستهاند. اینجا آب و خاک، همان ناموس است. اگر قرار است دشمنی پا در آن بگذارد چه بهتر که سرداران سر به داری همچون علی حیاتی پای آنها را قلمه کند.
مزد این مجاهد گمنام که به حق سزاوار لقب " چریک مهران " است چیزی جز پیوستن به حضرت دوست نبود. همان گونه که آرزو کرده بود، گلولههای دشمن زیون، بی رحمانه لب و گلوی نازنینش را شکافتند تا متبسم، شهادت را در آغوش بگیرد.
آری علی این رزمنده با بصیرت امام(ره) و عاشق اسلام، تکثیر شد، هنوز هم شهید حیاتی و حیاتیها تکثیر میشوند و نوید آرامش، صلابت، امنیت و اقتدار ایران اسلامی هستند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
🖌 مهدی عبدالهزاده