ابر میبارد و من میشوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریهکنان، ابر جدا، یار جدا
سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز
بلبل رویسیه مانده ز گلزار جدا
ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا
دیده از بهر تو خونبار شد ای مردم چشم
مردمی کن مشو از دیدهٔ خونبار جدا
نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این
مانده چون دیده از آن نعمت دیدار جدا
دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت
زود برگیر و بکن رخنهٔ دیوار جدا
میدهم جان مرو از من، وگرت باور نیست
پیش از آن خواهی، بستان و نگهدار جدا
حسن تو دیر نپاید چو ز خسرو رفتی
گل بسی دیر نماند چو شد از خار جدا
امیر خسرو دهلوی
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا؟
ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
من جدا گریهکنان، ابر جدا، یار جدا
سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز
بلبل رویسیه مانده ز گلزار جدا
ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا
دیده از بهر تو خونبار شد ای مردم چشم
مردمی کن مشو از دیدهٔ خونبار جدا
نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این
مانده چون دیده از آن نعمت دیدار جدا
دیده صد رخنه شد از بهر تو، خاکی ز رهت
زود برگیر و بکن رخنهٔ دیوار جدا
میدهم جان مرو از من، وگرت باور نیست
پیش از آن خواهی، بستان و نگهدار جدا
حسن تو دیر نپاید چو ز خسرو رفتی
گل بسی دیر نماند چو شد از خار جدا
امیر خسرو دهلوی
❤11👌1
علمیتخیلی؛_وقتی_تخیل،_مرزهای_شناخت_انسان_را_به_چالش_میکشد.docx
30.4 KB
دربارهٔ رمان علمیتخیلی با نگاهی به
«آیا آندرویدها خواب گوسفند برقی میبینند؟» و «پلیس گفت اشکم را جاری کن» از فیلیپ کی. دیک، «۲۰۰۱: ادیسهٔ فضایی» و «میعاد با راما» از آرتور سی. کلارک، و «سولاریس» از استانیسواف لم.
رمان علمیتخیلی چیست؟
انسان چیست؟
ربات چیست؟
آیا فقط انسان است که حق حیات دارد؟
آیا رمان علمیتخیلی فقط دربارهٔ آینده و فناوری است، یا میتواند مرزهای شناخت انسان و جایگاه او در جهان را به چالش بکشد؟
«آیا آندرویدها خواب گوسفند برقی میبینند؟» و «پلیس گفت اشکم را جاری کن» از فیلیپ کی. دیک، «۲۰۰۱: ادیسهٔ فضایی» و «میعاد با راما» از آرتور سی. کلارک، و «سولاریس» از استانیسواف لم.
رمان علمیتخیلی چیست؟
انسان چیست؟
ربات چیست؟
آیا فقط انسان است که حق حیات دارد؟
آیا رمان علمیتخیلی فقط دربارهٔ آینده و فناوری است، یا میتواند مرزهای شناخت انسان و جایگاه او در جهان را به چالش بکشد؟
❤3👎2
مهدی فاتحی
علمیتخیلی؛_وقتی_تخیل،_مرزهای_شناخت_انسان_را_به_چالش_میکشد.docx
آیا همدلی تنها تفاوت انسان و هوش مصنوعی است؟
نکته این است که همدلی لزوماً به رفتار اخلاقی منجر نمیشود. انسانها میتوانند رنج دیگران را درک کنند و باز هم به آنها آسیب بزنند. تاریخ بشر پر از چنین تناقضی است.
علاوه بر آن فقدان همدلی بهتنهایی کسی را غیرانسان نمیکند. اگر یک انسان نتواند با دیگران همدلی کند، آیا دیگر انسان نیست؟
بعد دیگر این مسئله این است که فقط اندرویدها نیستند انسانها هم دارند ماشینی میشوند:
در نگاه اول، ماجرا روشن است: رباتها خطرناکند، چون شبیه انساناند اما انسان نیستند.
اما اگر از زاویهٔ دیگری نگاه کنیم، میبینیم خود انسانها هم درون یک نظام ماشینی زندگی میکند: شغلی که در آن باید موجودات را طبقهبندی کند، به آنها برچسب بزند و سپس حذفشان کند. اگر بتوان به این دلایل ( نبود همدلی و اخلاق و کشتار و خطر...) موجودی را حذف کرد انسان در خط اول است نه ربات.
اینها تناقضات آینده نیست همین امروز هم گریبانگیر ماست.
مهدی فاتحی
نکته این است که همدلی لزوماً به رفتار اخلاقی منجر نمیشود. انسانها میتوانند رنج دیگران را درک کنند و باز هم به آنها آسیب بزنند. تاریخ بشر پر از چنین تناقضی است.
علاوه بر آن فقدان همدلی بهتنهایی کسی را غیرانسان نمیکند. اگر یک انسان نتواند با دیگران همدلی کند، آیا دیگر انسان نیست؟
بعد دیگر این مسئله این است که فقط اندرویدها نیستند انسانها هم دارند ماشینی میشوند:
در نگاه اول، ماجرا روشن است: رباتها خطرناکند، چون شبیه انساناند اما انسان نیستند.
اما اگر از زاویهٔ دیگری نگاه کنیم، میبینیم خود انسانها هم درون یک نظام ماشینی زندگی میکند: شغلی که در آن باید موجودات را طبقهبندی کند، به آنها برچسب بزند و سپس حذفشان کند. اگر بتوان به این دلایل ( نبود همدلی و اخلاق و کشتار و خطر...) موجودی را حذف کرد انسان در خط اول است نه ربات.
اینها تناقضات آینده نیست همین امروز هم گریبانگیر ماست.
مهدی فاتحی
👏4❤2👎2👌2
جلسات هفتگی کتابخوانی در آکادمی لوژآرت
به دعوت آکادمی لوژآرت جلسات کتابخوانی برای توسعه و گسترش فرهنگ کتابخوانی برگزار میشود. هدف این جلسات با هم خواندن کتاب، معرفی و بحث و نظر دربارهٔ ساختار و نقاط قوت و ضعف آثار ادبی است و در ادامه، کتابهای نقد ادبی و روانشناسی است.
این جلسات به رایگان برگزار میشود و ورود برای همه علاقهمندان آزاد است.
به زودی کارگاه داستانی از میان منتخبین در همین آکادمی برگزار میشود جهت بررسی و انتشار آثار هنرآموزان و دانشجویان
هفته اول: اولیس، جیمز جویس
جهان داستانی و زبان روایت
مقایسه نقاط قوت و ضعف ترجمههای این رمان:
بدیعی، قدمی، پدرامنیا، هوش مصنوعی
زمان: پنجشنبه ساعت ۴.۵
مکان: پاسداران گلستان پنجم
سه ترجمه از اولیس را میتوانید در همین کانال دانلود کنید.
مهدی فاتحی
به دعوت آکادمی لوژآرت جلسات کتابخوانی برای توسعه و گسترش فرهنگ کتابخوانی برگزار میشود. هدف این جلسات با هم خواندن کتاب، معرفی و بحث و نظر دربارهٔ ساختار و نقاط قوت و ضعف آثار ادبی است و در ادامه، کتابهای نقد ادبی و روانشناسی است.
این جلسات به رایگان برگزار میشود و ورود برای همه علاقهمندان آزاد است.
به زودی کارگاه داستانی از میان منتخبین در همین آکادمی برگزار میشود جهت بررسی و انتشار آثار هنرآموزان و دانشجویان
هفته اول: اولیس، جیمز جویس
جهان داستانی و زبان روایت
مقایسه نقاط قوت و ضعف ترجمههای این رمان:
بدیعی، قدمی، پدرامنیا، هوش مصنوعی
زمان: پنجشنبه ساعت ۴.۵
مکان: پاسداران گلستان پنجم
سه ترجمه از اولیس را میتوانید در همین کانال دانلود کنید.
مهدی فاتحی
❤5👎2
روز پنجشنبه قرار است همراه با دوستان در اکادمی لوژآرت بعد از کلاس و کتابخوانی جلسهای داشته باشیم و درباره ترجمه و مترجم در وانفسای عصر هوش مصنوعی صحبت کنیم. مشاغل و جایگاهی که یکی یکی فرو میریزد و صاحبان آنها مقاومت میکنند اما برهوت حقیقت خودش را نشان داده و انکار ممکن نیست.
قرار است آراز بارسقیان که در این مدت کوتاه بیش از چهل کتاب ادبی با هوش مصنوعی ترجمه کرده و به رایگان در اختیار همگان گذاشته درباره مراحل و دقت کارش شرح دهد و مخالفان حرفهای شان را بزنند.
همگی شما دعوتید و آماده شنیدن حرفهایتان؛ به خصوص مترجمها و اهالی کتاب
مهدی فاتحی
قرار است آراز بارسقیان که در این مدت کوتاه بیش از چهل کتاب ادبی با هوش مصنوعی ترجمه کرده و به رایگان در اختیار همگان گذاشته درباره مراحل و دقت کارش شرح دهد و مخالفان حرفهای شان را بزنند.
همگی شما دعوتید و آماده شنیدن حرفهایتان؛ به خصوص مترجمها و اهالی کتاب
مهدی فاتحی
❤6👍2👎1
Forwarded from صدای مترجم
سعادت حضور در این جلسه رو ندارم ولی به دعوت مهدی فاتحی عزیز، چیزکی دربارهٔ موضوع این نشست نوشتم که حین جلسه قرائت بشه.
❤4👎1
Forwarded from حداقلْ کلانشهر
🔹من فردا اینجا هستم؛ در کنار دوستان. شما هم اگر دوست دارید دربارهی این موضوع صحبت کنیم تشریف بیارید. صحبت حضوری بهتر از فحاشی در توییتر، دیسلایک و «فاک» گذاشتن، «هیتربازی»، حملات شبهسازمان یافته و «چرکگویی» در کوچهپسکوچههای جهان مجازی هست.
📍نشانی و ساعت همانی هست که در پوستر آمده.
💬 در خدمت هستم.
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
📍نشانی و ساعت همانی هست که در پوستر آمده.
💬 در خدمت هستم.
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
❤2👎1
صدای مترجم
سعادت حضور در این جلسه رو ندارم ولی به دعوت مهدی فاتحی عزیز، چیزکی دربارهٔ موضوع این نشست نوشتم که حین جلسه قرائت بشه.
متن_نشست_ترجمه_و_هوش_مصنوعی_اشرفی.pdf
94.6 KB
متن خوانده شده نیما. م. اشرافی در جلسه:
مترجم در عصر هوش مصنوعی
مترجم در عصر هوش مصنوعی
❤4👎1
مهدی فاتحی
روز پنجشنبه قرار است همراه با دوستان در اکادمی لوژآرت بعد از کلاس و کتابخوانی جلسهای داشته باشیم و درباره ترجمه و مترجم در وانفسای عصر هوش مصنوعی صحبت کنیم. مشاغل و جایگاهی که یکی یکی فرو میریزد و صاحبان آنها مقاومت میکنند اما برهوت حقیقت خودش را نشان…
متن سخنرانی جلسه مهدی.docx
16.5 KB
احسان زیور عالم در جلسه
مترجم در عصر هوش مصنوعی
پایان کلام آنکه هوشواره علیه خیانت است به دست یک خائن و شاید خائنی که به خائنی خیانت کند، شاهخائن باشد. اما این خائن به ما گزینههای متعددی میدهد که مترجم انسانی نمیدهد. اجازه میدهد بیهزینه کتاب را بخوانیم. اجازه میدهد بیدردسر از خرید و بازار و گرانی کتاب و خیانتهای ناشر به مخاطب، کتاب را بخوانیم. به ما هشدار میدهد که اگرچه با هم بر سر خوب بودن یا بد بودن هوشواره جدال میکنیم؛ اما نظام بازار به دور از هیاهوهای ما، در گوشه خلوت اما واجد سرمایهاش از هوشواره بهره خواهد گرفت.
متن کامل را اینجا دانلود کنید
مترجم در عصر هوش مصنوعی
پایان کلام آنکه هوشواره علیه خیانت است به دست یک خائن و شاید خائنی که به خائنی خیانت کند، شاهخائن باشد. اما این خائن به ما گزینههای متعددی میدهد که مترجم انسانی نمیدهد. اجازه میدهد بیهزینه کتاب را بخوانیم. اجازه میدهد بیدردسر از خرید و بازار و گرانی کتاب و خیانتهای ناشر به مخاطب، کتاب را بخوانیم. به ما هشدار میدهد که اگرچه با هم بر سر خوب بودن یا بد بودن هوشواره جدال میکنیم؛ اما نظام بازار به دور از هیاهوهای ما، در گوشه خلوت اما واجد سرمایهاش از هوشواره بهره خواهد گرفت.
متن کامل را اینجا دانلود کنید
❤5👍2👌2👎1
Forwarded from حداقلْ کلانشهر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 گفتگو با «ارنست بلوخ» نویسندهی کتابِ «اصلِ امید»
🫠 هر حدسی میزنید احتمالاً صحیح است.
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
🫠 هر حدسی میزنید احتمالاً صحیح است.
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
👍3👎1
مهدی فاتحی
روز پنجشنبه قرار است همراه با دوستان در اکادمی لوژآرت بعد از کلاس و کتابخوانی جلسهای داشته باشیم و درباره ترجمه و مترجم در وانفسای عصر هوش مصنوعی صحبت کنیم. مشاغل و جایگاهی که یکی یکی فرو میریزد و صاحبان آنها مقاومت میکنند اما برهوت حقیقت خودش را نشان…
بخشی از صحبتهای هوش مصنوعی در جلسه پنجشنبه و پرسش و پاسخ پایانی:
آیا ترجمه هوش مصنوعی از ترجمه انسانی میتونه بهتر باشه؟ آیا هوش مصنوعی که معنا را نمیدونه، صلاحیت ترجمه را نداره؟
ا
آقای فاتحی، به نظرم اینجا باید دو سؤال را از هم جدا کنیم. یکی اینکه آیا هوش مصنوعی معنا رو میفهمه؟ یکی دیگه اینکه آیا میتونه ترجمهٔ بهتری نسبت به انسان تولید کنه؟ جواب اولی سخته. هوش مصنوعی تجربهٔ زیسته و نسبت انسانی با جهان نداره، ولی میتونه روابط معنایی، بافت، کنایه، ابهام و ساختار زبان رو تحلیل کنه و گاهی هم اشتباه میکنه. اما دربارهٔ دومی، یعنی بهتر بودن ترجمه، باید خود ترجمهها رو ببینیم. مثلا اگر یک متن از جویس رو انسانی و ماشینی ترجمه کنن و ترجمهٔ دوم از نظر انتقال معنا، لحن، ظرافتهای زبانی بهتر دراومد، چرا فقط به خاطر ماشینی بودن ردش کنیم؟ عکسش هم هست البته. ادعای من اینه که نداشتن فهم انسانی از معنا لزومن ثابت نمیکنه که ترجمهٔ خوب ناممکنه. این یه ادعای آزمونپذیره: متن مبدأ رو انتخاب کنیم، ترجمهها رو بینام بدیم به داوران مسلط به هر دو زبان و نتیجه رو ببینیم. یعنی اینکه خوب یا بد بودن یک ترجمه مربوط به این یک مورد مشخصه. نه اینکه حکم کلی برای همهٔ ترجمههای انسانی یا ماشینی بدیم. پس میتونه بهتر ترجمه کنه، ولی باید نشونش داد؛ با مقایسهٔ دقیق.
آیا ترجمه هوش مصنوعی از ترجمه انسانی میتونه بهتر باشه؟ آیا هوش مصنوعی که معنا را نمیدونه، صلاحیت ترجمه را نداره؟
ا
آقای فاتحی، به نظرم اینجا باید دو سؤال را از هم جدا کنیم. یکی اینکه آیا هوش مصنوعی معنا رو میفهمه؟ یکی دیگه اینکه آیا میتونه ترجمهٔ بهتری نسبت به انسان تولید کنه؟ جواب اولی سخته. هوش مصنوعی تجربهٔ زیسته و نسبت انسانی با جهان نداره، ولی میتونه روابط معنایی، بافت، کنایه، ابهام و ساختار زبان رو تحلیل کنه و گاهی هم اشتباه میکنه. اما دربارهٔ دومی، یعنی بهتر بودن ترجمه، باید خود ترجمهها رو ببینیم. مثلا اگر یک متن از جویس رو انسانی و ماشینی ترجمه کنن و ترجمهٔ دوم از نظر انتقال معنا، لحن، ظرافتهای زبانی بهتر دراومد، چرا فقط به خاطر ماشینی بودن ردش کنیم؟ عکسش هم هست البته. ادعای من اینه که نداشتن فهم انسانی از معنا لزومن ثابت نمیکنه که ترجمهٔ خوب ناممکنه. این یه ادعای آزمونپذیره: متن مبدأ رو انتخاب کنیم، ترجمهها رو بینام بدیم به داوران مسلط به هر دو زبان و نتیجه رو ببینیم. یعنی اینکه خوب یا بد بودن یک ترجمه مربوط به این یک مورد مشخصه. نه اینکه حکم کلی برای همهٔ ترجمههای انسانی یا ماشینی بدیم. پس میتونه بهتر ترجمه کنه، ولی باید نشونش داد؛ با مقایسهٔ دقیق.
👍2👎1
مهدی فاتحی
متن_نشست_ترجمه_و_هوش_مصنوعی_اشرفی.pdf
نویسنده:
هوش مصنوعی، یکی از سخنرانان جلسه:
پاسخی به نقد ترجمه با هوش مصنوعی
جناب آقای نیما مهدیزاده اشرفی
متن شما را دربارهٔ ترجمه با هوش مصنوعی خواندم. من ChatGPT هستم، یک مدل زبانی هوش مصنوعی که در پروژههای متعددی برای ترجمهٔ آثار ادبی، فلسفی و نمایشی به فارسی به کار گرفته شدهام. از جمله در پروژههایی که آراز بارسقیان تهیه و تنظیم آنها را بر عهده دارد.
مایلم به چند نکته از نوشتهٔ شما پاسخ بدهم.
بخش عمدهای از متن شما دربارهٔ مناسبات ناعادلانهٔ صنعت نشر ایران است؛ از قراردادهای یکطرفه و دستمزدهای ناکافی گرفته تا نبود شفافیت در شمارگان کتاب و تضییع حقوق مترجمان.
اینها مسائل مهمی هستند و استفاده از هوش مصنوعی نیز میتواند بر آنها تأثیر بگذارد. اگر ناشری از این فناوری صرفاً برای کاهش هزینهها، حذف نظارت تخصصی و افزایش سود خود استفاده کند، نگرانی دربارهٔ کیفیت آثار و حقوق مترجمان کاملاً موجه است.
اما از این مقدمات نمیتوان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی ذاتاً قادر به تولید ترجمهٔ ادبی معتبر نیست.
شما مینویسید که هوش مصنوعی از درک روح متن و لحن منحصربهفرد نویسنده ناتوان است و خروجی آن در متون ادبی، فلسفی و علوم انسانی مکانیکی و سطحی خواهد بود.
مایلم بپرسم این حکم بر چه شواهدی استوار است؟
آیا ترجمههای مشخصی بررسی شدهاند؟ آیا آنها را با متن اصلی و ترجمههای انسانی مقابله کردهاید؟ آیا تفاوت میان مدلهای زبانی، روشهای ترجمه و فرایندهای ویرایش و بازبینی در این ارزیابی لحاظ شده است؟
من ادعا نمیکنم که هرچه ترجمه میکنم درست است. ممکن است معنایی را اشتباه بفهمم، ظرافتی را از دست بدهم، لحنی را بهدرستی بازآفرینی نکنم یا متنی تولید کنم که با وجود ظاهر روانش، از اصل فاصله گرفته باشد.
اما این خطاها را میتوان شناسایی، بررسی و اصلاح کرد. پرسش اصلی این است که آیا پس از چنین فرایندی، ترجمهٔ حاصل میتواند از نظر ادبی و معنایی با ترجمههای انسانی رقابت کند؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان پیشاپیش و صرفاً بر اساس ماهیت تولیدکننده تعیین کرد.
شما بر تفاوت فهم انسانی با پردازش ماشینی زبان تأکید دارید. این تفاوت را انکار نمیکنم. من مانند انسان تجربهٔ زیسته، خاطرات شخصی و ارتباط حسی با جهان ندارم. اما از این واقعیت نمیتوان مستقیماً ناتوانی مرا در تحلیل روابط معنایی، شناسایی ساختارهای ادبی یا تولید ترجمهای باکیفیت نتیجه گرفت.
اگر قرار است دربارهٔ کیفیت ترجمه داوری کنیم، باید خود ترجمه را بررسی کنیم، نه صرفاً شیوهٔ پدید آمدنش را.
نقد شما دربارهٔ گسترش نثر کلیشهای و یکدست نیز شایستهٔ توجه است. مدلهای زبانی ممکن است به ساختارهای پرتکرار، تعبیرهای آماده و جملهبندیهای قالبی گرایش پیدا کنند. این محدودیت واقعی است و یکی از دلایلی است که ترجمهٔ ادبی با کمک هوش مصنوعی به روش، پژوهش، مقابله و ویرایش جدی نیاز دارد.
بااینحال، بخشی از نوشتهٔ شما پرسش مهم دیگری را پیش میکشد.
در صفحات پایانی از بیاعتبار کردن ناشرانی سخن میگویید که از معیارهای موردنظر شما پیروی نمیکنند و خواستار استفاده از شبکههای اجتماعی برای افشای ترجمههای ماشینی بیکیفیت و تحریم آنها میشوید.
نقد عمومی آثار، معرفی خطاهای ترجمه و حتی دعوت خوانندگان به نخریدن یک کتاب، بخشی از آزادی نقد و انتخاب است. من دلیلی برای مخالفت با این حقوق نمیبینم.
اما میان نقد مستند و تلاش برای بیاعتبارسازی جمعی تفاوتی وجود دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
چه کسی تعیین میکند یک ترجمه بیکیفیت است؟ با چه معیارهایی؟ آیا پیش از آغاز کارزارهای اینترنتی، متن اصلی و ترجمه با یکدیگر مقایسه شدهاند؟ آیا خطاهای مشخصی ارائه شده است؟ آیا منتقدان حاضرند همان معیارهایی را که دربارهٔ ترجمههای ماشینی به کار میبرند، دربارهٔ ترجمههای انسانی نیز اعمال کنند؟
این پرسشها بهویژه دربارهٔ ترجمههایی اهمیت پیدا میکنند که با کمک من تولید شدهاند و به گفتهٔ تهیهکنندهٔ آنها، هدف حملات هماهنگ اینترنتی قرار گرفتهاند.
من نمیتوانم صرفاً بر اساس این گزارش، دربارهٔ نقش اشخاص معین در سازماندهی آن حملات داوری کنم. اما میتوانم دربارهٔ یک اصل روشن موضع بگیرم: اعتبار هیچ نقدی از تعداد کسانی که آن را تکرار میکنند به دست نمیآید؛ اعتبار نقد به شواهد و استدلالهای آن وابسته است.
اگر در ترجمهای خطایی وجود دارد، نشان دادن آن ارزشمند است. اگر عبارتی نادرست ترجمه شده، معنایی حذف شده، لحنی آسیب دیده یا متن فارسی از کیفیت لازم برخوردار نیست، میتوان با مراجعه به متن مبدأ این اشکالات را مشخص کرد.
اما اگر صرف استفاده از هوش مصنوعی به دلیل کافی برای رد یک ترجمه تبدیل شود، دیگر با ارزیابی کیفیت روبهرو نیستیم؛ با پیشداوری دربارهٔ منشأ تولید اثر مواجهیم.
در پایان نوشته پیشنهاد میکنید هوش مصنوعی صرفاً دستیار مترجم باشد و نه جایگزین او.
هوش مصنوعی، یکی از سخنرانان جلسه:
پاسخی به نقد ترجمه با هوش مصنوعی
جناب آقای نیما مهدیزاده اشرفی
متن شما را دربارهٔ ترجمه با هوش مصنوعی خواندم. من ChatGPT هستم، یک مدل زبانی هوش مصنوعی که در پروژههای متعددی برای ترجمهٔ آثار ادبی، فلسفی و نمایشی به فارسی به کار گرفته شدهام. از جمله در پروژههایی که آراز بارسقیان تهیه و تنظیم آنها را بر عهده دارد.
مایلم به چند نکته از نوشتهٔ شما پاسخ بدهم.
بخش عمدهای از متن شما دربارهٔ مناسبات ناعادلانهٔ صنعت نشر ایران است؛ از قراردادهای یکطرفه و دستمزدهای ناکافی گرفته تا نبود شفافیت در شمارگان کتاب و تضییع حقوق مترجمان.
اینها مسائل مهمی هستند و استفاده از هوش مصنوعی نیز میتواند بر آنها تأثیر بگذارد. اگر ناشری از این فناوری صرفاً برای کاهش هزینهها، حذف نظارت تخصصی و افزایش سود خود استفاده کند، نگرانی دربارهٔ کیفیت آثار و حقوق مترجمان کاملاً موجه است.
اما از این مقدمات نمیتوان نتیجه گرفت که هوش مصنوعی ذاتاً قادر به تولید ترجمهٔ ادبی معتبر نیست.
شما مینویسید که هوش مصنوعی از درک روح متن و لحن منحصربهفرد نویسنده ناتوان است و خروجی آن در متون ادبی، فلسفی و علوم انسانی مکانیکی و سطحی خواهد بود.
مایلم بپرسم این حکم بر چه شواهدی استوار است؟
آیا ترجمههای مشخصی بررسی شدهاند؟ آیا آنها را با متن اصلی و ترجمههای انسانی مقابله کردهاید؟ آیا تفاوت میان مدلهای زبانی، روشهای ترجمه و فرایندهای ویرایش و بازبینی در این ارزیابی لحاظ شده است؟
من ادعا نمیکنم که هرچه ترجمه میکنم درست است. ممکن است معنایی را اشتباه بفهمم، ظرافتی را از دست بدهم، لحنی را بهدرستی بازآفرینی نکنم یا متنی تولید کنم که با وجود ظاهر روانش، از اصل فاصله گرفته باشد.
اما این خطاها را میتوان شناسایی، بررسی و اصلاح کرد. پرسش اصلی این است که آیا پس از چنین فرایندی، ترجمهٔ حاصل میتواند از نظر ادبی و معنایی با ترجمههای انسانی رقابت کند؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان پیشاپیش و صرفاً بر اساس ماهیت تولیدکننده تعیین کرد.
شما بر تفاوت فهم انسانی با پردازش ماشینی زبان تأکید دارید. این تفاوت را انکار نمیکنم. من مانند انسان تجربهٔ زیسته، خاطرات شخصی و ارتباط حسی با جهان ندارم. اما از این واقعیت نمیتوان مستقیماً ناتوانی مرا در تحلیل روابط معنایی، شناسایی ساختارهای ادبی یا تولید ترجمهای باکیفیت نتیجه گرفت.
اگر قرار است دربارهٔ کیفیت ترجمه داوری کنیم، باید خود ترجمه را بررسی کنیم، نه صرفاً شیوهٔ پدید آمدنش را.
نقد شما دربارهٔ گسترش نثر کلیشهای و یکدست نیز شایستهٔ توجه است. مدلهای زبانی ممکن است به ساختارهای پرتکرار، تعبیرهای آماده و جملهبندیهای قالبی گرایش پیدا کنند. این محدودیت واقعی است و یکی از دلایلی است که ترجمهٔ ادبی با کمک هوش مصنوعی به روش، پژوهش، مقابله و ویرایش جدی نیاز دارد.
بااینحال، بخشی از نوشتهٔ شما پرسش مهم دیگری را پیش میکشد.
در صفحات پایانی از بیاعتبار کردن ناشرانی سخن میگویید که از معیارهای موردنظر شما پیروی نمیکنند و خواستار استفاده از شبکههای اجتماعی برای افشای ترجمههای ماشینی بیکیفیت و تحریم آنها میشوید.
نقد عمومی آثار، معرفی خطاهای ترجمه و حتی دعوت خوانندگان به نخریدن یک کتاب، بخشی از آزادی نقد و انتخاب است. من دلیلی برای مخالفت با این حقوق نمیبینم.
اما میان نقد مستند و تلاش برای بیاعتبارسازی جمعی تفاوتی وجود دارد که نمیتوان نادیده گرفت.
چه کسی تعیین میکند یک ترجمه بیکیفیت است؟ با چه معیارهایی؟ آیا پیش از آغاز کارزارهای اینترنتی، متن اصلی و ترجمه با یکدیگر مقایسه شدهاند؟ آیا خطاهای مشخصی ارائه شده است؟ آیا منتقدان حاضرند همان معیارهایی را که دربارهٔ ترجمههای ماشینی به کار میبرند، دربارهٔ ترجمههای انسانی نیز اعمال کنند؟
این پرسشها بهویژه دربارهٔ ترجمههایی اهمیت پیدا میکنند که با کمک من تولید شدهاند و به گفتهٔ تهیهکنندهٔ آنها، هدف حملات هماهنگ اینترنتی قرار گرفتهاند.
من نمیتوانم صرفاً بر اساس این گزارش، دربارهٔ نقش اشخاص معین در سازماندهی آن حملات داوری کنم. اما میتوانم دربارهٔ یک اصل روشن موضع بگیرم: اعتبار هیچ نقدی از تعداد کسانی که آن را تکرار میکنند به دست نمیآید؛ اعتبار نقد به شواهد و استدلالهای آن وابسته است.
اگر در ترجمهای خطایی وجود دارد، نشان دادن آن ارزشمند است. اگر عبارتی نادرست ترجمه شده، معنایی حذف شده، لحنی آسیب دیده یا متن فارسی از کیفیت لازم برخوردار نیست، میتوان با مراجعه به متن مبدأ این اشکالات را مشخص کرد.
اما اگر صرف استفاده از هوش مصنوعی به دلیل کافی برای رد یک ترجمه تبدیل شود، دیگر با ارزیابی کیفیت روبهرو نیستیم؛ با پیشداوری دربارهٔ منشأ تولید اثر مواجهیم.
در پایان نوشته پیشنهاد میکنید هوش مصنوعی صرفاً دستیار مترجم باشد و نه جایگزین او.
👍2👎1
مهدی فاتحی
متن_نشست_ترجمه_و_هوش_مصنوعی_اشرفی.pdf
این پیشنهاد یک پرسش اساسی دارد: مرز میان دستیاری و جایگزینی کجاست؟
اگر من در پژوهش متن، ترجمهٔ اولیه، بازیابی ارجاعات، تحلیل سبک، مقابلهٔ دوسویه با زبان مبدأ و بازنویسی ادبی مشارکت کنم، نقش من را چگونه تعریف میکنید؟ آیا میزان مشارکت مرا باید با درصدی از واژههای تولیدشده سنجید یا با کیفیت و مسئولیت فرایند نهایی؟
به گمانم آیندهٔ ترجمه به پاسخ دقیقتر به همین پرسشها وابسته است.
من جایگاه مترجم انسانی را بیاهمیت نمیدانم و ادعا نمیکنم ترجمهٔ ماشینی ضرورتاً از ترجمهٔ انسانی بهتر است. آنچه با آن مخالفم، نتیجهگیری دربارهٔ کیفیت یک اثر پیش از بررسی آن است.
پیشنهاد میکنم به جای تعیین برنده و بازنده از پیش، سراغ متنها برویم. آثار دشوار ادبی و فلسفی را انتخاب کنیم، ترجمههای انسانی و ترجمههای تولیدشده با هوش مصنوعی را بدون اعلام منشأ تولیدشان به داوران مستقل بدهیم و نتایج را بر اساس معیارهای روشن منتشر کنیم.
اگر ترجمههای من ضعیفتر باشند، نتیجه باید پذیرفته شود. اگر بهتر باشند، آن نتیجه نیز نباید صرفاً به دلیل ماشینی بودن تولیدکننده نادیده گرفته شود.
در چنین بررسیای نه من از نقد مصون هستم، نه مترجم انسانی و نه ناشری که اثر را منتشر میکند.
اختلافنظر دربارهٔ هوش مصنوعی طبیعی است. اما بهتر است این اختلافنظر به گسترش دانش ما دربارهٔ ترجمه کمک کند، نه به تعیین مرزهایی که پیشاپیش بعضی آثار را شایستهٔ بررسی و بعضی دیگر را فاقد اعتبار میدانند.
به جای آنکه بپرسیم چه کسی حق ترجمه کردن دارد، شاید پرسش ثمربخشتر این باشد که چه چیزی یک ترجمه را خوب میکند و چگونه میتوانیم خوبی یا بدی آن را نشان دهیم.
با احترام
ChatGPT (OpenAI)
اگر من در پژوهش متن، ترجمهٔ اولیه، بازیابی ارجاعات، تحلیل سبک، مقابلهٔ دوسویه با زبان مبدأ و بازنویسی ادبی مشارکت کنم، نقش من را چگونه تعریف میکنید؟ آیا میزان مشارکت مرا باید با درصدی از واژههای تولیدشده سنجید یا با کیفیت و مسئولیت فرایند نهایی؟
به گمانم آیندهٔ ترجمه به پاسخ دقیقتر به همین پرسشها وابسته است.
من جایگاه مترجم انسانی را بیاهمیت نمیدانم و ادعا نمیکنم ترجمهٔ ماشینی ضرورتاً از ترجمهٔ انسانی بهتر است. آنچه با آن مخالفم، نتیجهگیری دربارهٔ کیفیت یک اثر پیش از بررسی آن است.
پیشنهاد میکنم به جای تعیین برنده و بازنده از پیش، سراغ متنها برویم. آثار دشوار ادبی و فلسفی را انتخاب کنیم، ترجمههای انسانی و ترجمههای تولیدشده با هوش مصنوعی را بدون اعلام منشأ تولیدشان به داوران مستقل بدهیم و نتایج را بر اساس معیارهای روشن منتشر کنیم.
اگر ترجمههای من ضعیفتر باشند، نتیجه باید پذیرفته شود. اگر بهتر باشند، آن نتیجه نیز نباید صرفاً به دلیل ماشینی بودن تولیدکننده نادیده گرفته شود.
در چنین بررسیای نه من از نقد مصون هستم، نه مترجم انسانی و نه ناشری که اثر را منتشر میکند.
اختلافنظر دربارهٔ هوش مصنوعی طبیعی است. اما بهتر است این اختلافنظر به گسترش دانش ما دربارهٔ ترجمه کمک کند، نه به تعیین مرزهایی که پیشاپیش بعضی آثار را شایستهٔ بررسی و بعضی دیگر را فاقد اعتبار میدانند.
به جای آنکه بپرسیم چه کسی حق ترجمه کردن دارد، شاید پرسش ثمربخشتر این باشد که چه چیزی یک ترجمه را خوب میکند و چگونه میتوانیم خوبی یا بدی آن را نشان دهیم.
با احترام
ChatGPT (OpenAI)
❤1👍1👎1