🔴 ابیات مورد مناقشهی کتاب درسی ابتدایی از جناب مولانا نیست
تا توانی میگریز از یار بد/ یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند/یار بد، بر جان و بر ایمان زند
🔷دیشب همکاری اعتراضش را به #حذف_اسم_مولوی از کتاب درسی ابتدایی فرستاد که باز متأسف شدم و از این همه لجاجت مکرر در دستبرد به کتابهای درسی و نبود فریادرس آخر شبم مکدّر شد. بعدا همکار دوم و سوم، مطلب را برایم فرستادند و موضوع برایم از نوع درگیری ذهنی شد و از نوع #فهم_تودستی که هیدگر در مثال شکسته شدن دستهی چکش میگوید.
🔷به گمانم این دو بیت مشهور را نخستین بار در دوران ابتدایی از برادر بزرگم که معلم باخدا و انقلابی ما بود شنیده بودم که در مقام پند برایمان میخواند. از نظر سبکشناسی و شمّ ادبی این ابیات اگر چه خیلی ساده و عریان است اما مشکلدار نیست که بتوان به سرعت و خاطرجمعی اَصالت آن را تعیین کرد و نیازمند جستجوست. تصاویر مشابه این معنا در اندیشهی مولوی مورد تأیید ذهنم بود. در جستجوی اینترنتی اما حتی سایتهایی نظیر گنجور و... هم چنین ابیاتی را از مولانا ذکر نکرده بودند. چارهای جز رجوع به اصل متن کاغذی نبود. در نسخهی معتبر دکتر موحد از مثنوی تنها دو بیت شبیه هست:
حق ذاتِ پاکِ اللهُ الصمد
که بود بِه مار بد از یار بد
مار بد جانی ستاند از سلیم
یار بد آرد سوی نارِ مُقیم
دفتر پنجم ابیات: ۲۶۳۵ - ۲۶۳۶
🔷مثنویهای کاغذی در دسترسم از شهیدی و استعلامی و سروش هم چنین حکایتی دارد و امکان دارد ابیات مورد مناقشه از موارد الحاقی نسخ غیرمعتبر باشد که جای دیگر نشیند.
🔷مولانا در دفتر چهارم هم در قصهی سلیمان و گیاه خرّوب که باعث خرابی مسجد میشود این گیاه را به یار و رفیق بد مسجد مانند میکند. مسجد خودش از خودش خراب نمیشود اما همنشینش او را ویران میکند.
🔷به نظر میرسد حذف نام #مولانا و تغییر آن به #شاعری این بار از سر لجاج با نمادهای فرهنگی و ایرانی نباشد و اتفاقاً یک کار دانشی و اصلاحی محسوب شود. الله اعلم
🔷البته نکتهای که برایم باقی است این است که چرا باید از ابتدا چنین ابیاتی در کتب درسی به اسم مولانا بیاید؟ مگر هنگام گزینش متن، مؤلفان اَصالتسنجی را در نظر ندارند؟
@MizanGorup
تا توانی میگریز از یار بد/ یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند/یار بد، بر جان و بر ایمان زند
🔷دیشب همکاری اعتراضش را به #حذف_اسم_مولوی از کتاب درسی ابتدایی فرستاد که باز متأسف شدم و از این همه لجاجت مکرر در دستبرد به کتابهای درسی و نبود فریادرس آخر شبم مکدّر شد. بعدا همکار دوم و سوم، مطلب را برایم فرستادند و موضوع برایم از نوع درگیری ذهنی شد و از نوع #فهم_تودستی که هیدگر در مثال شکسته شدن دستهی چکش میگوید.
🔷به گمانم این دو بیت مشهور را نخستین بار در دوران ابتدایی از برادر بزرگم که معلم باخدا و انقلابی ما بود شنیده بودم که در مقام پند برایمان میخواند. از نظر سبکشناسی و شمّ ادبی این ابیات اگر چه خیلی ساده و عریان است اما مشکلدار نیست که بتوان به سرعت و خاطرجمعی اَصالت آن را تعیین کرد و نیازمند جستجوست. تصاویر مشابه این معنا در اندیشهی مولوی مورد تأیید ذهنم بود. در جستجوی اینترنتی اما حتی سایتهایی نظیر گنجور و... هم چنین ابیاتی را از مولانا ذکر نکرده بودند. چارهای جز رجوع به اصل متن کاغذی نبود. در نسخهی معتبر دکتر موحد از مثنوی تنها دو بیت شبیه هست:
حق ذاتِ پاکِ اللهُ الصمد
که بود بِه مار بد از یار بد
مار بد جانی ستاند از سلیم
یار بد آرد سوی نارِ مُقیم
دفتر پنجم ابیات: ۲۶۳۵ - ۲۶۳۶
🔷مثنویهای کاغذی در دسترسم از شهیدی و استعلامی و سروش هم چنین حکایتی دارد و امکان دارد ابیات مورد مناقشه از موارد الحاقی نسخ غیرمعتبر باشد که جای دیگر نشیند.
🔷مولانا در دفتر چهارم هم در قصهی سلیمان و گیاه خرّوب که باعث خرابی مسجد میشود این گیاه را به یار و رفیق بد مسجد مانند میکند. مسجد خودش از خودش خراب نمیشود اما همنشینش او را ویران میکند.
🔷به نظر میرسد حذف نام #مولانا و تغییر آن به #شاعری این بار از سر لجاج با نمادهای فرهنگی و ایرانی نباشد و اتفاقاً یک کار دانشی و اصلاحی محسوب شود. الله اعلم
🔷البته نکتهای که برایم باقی است این است که چرا باید از ابتدا چنین ابیاتی در کتب درسی به اسم مولانا بیاید؟ مگر هنگام گزینش متن، مؤلفان اَصالتسنجی را در نظر ندارند؟
@MizanGorup