Forwarded from ادبیات ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 | ویدیو
کاروان عوامل اجرایی و دبیران علمی فعلی و پیشین جشنواره شعر فجر پیش از عزیمت به شهر کاشان و محفل افتتاحیه یازدهمین دوره
@Adabiatirani
کاروان عوامل اجرایی و دبیران علمی فعلی و پیشین جشنواره شعر فجر پیش از عزیمت به شهر کاشان و محفل افتتاحیه یازدهمین دوره
@Adabiatirani
جرقه فعالیتهای ادبی مهاجرین در کاشان هم خورده است. انجمن صبح قلم تشکیل شده و جمع خوبی از جوانان مهاجر گرد آمده اند. در این مراسم هم دو تن از آنان شعر خواندند.
عکسهایی از دیدار با شاعران مهاجر در کاشان. 👇
عکسهایی از دیدار با شاعران مهاجر در کاشان. 👇
🌺🍀 یک همدلی خوب 👆
گاهی با همه ناملایمات مهاجرت، نقاط روشنی میبینیم که به راستی امیدوارکننده است. انجمن ادبی «صبح قلم» به همت علی سمنگانی و دیگر دوستان کاشان شکل گرفته است و من مطمئنم که برکات بسیاری خواهد داشت.
آنچه به این گردهمآیی شاعران ما در کاشان رنگ دیگری میدهد، حضور یک شاعر ایرانی، یعنی خانم زهرا رسولزاده (شخص کنار من در عکس بالا) به عنوان مربی و پرورشدهندۀ این شاعران است. او فرزند گرامی جعفر رسولزاده (اشفته) شاعر خوب کاشانی است و اینک برای پرورش شاعران جوان مهاجر همت کرده است. خانم رسولزاده مجموعهای از شعرهای این شاعران هم در دست تدوین دارد.
سپاسگزار همه دوستانی هستم که پرچم شعر جوان مهاجر ما در کاشان را بالا نگه داشتهاند.
@mkazemkazemi
گاهی با همه ناملایمات مهاجرت، نقاط روشنی میبینیم که به راستی امیدوارکننده است. انجمن ادبی «صبح قلم» به همت علی سمنگانی و دیگر دوستان کاشان شکل گرفته است و من مطمئنم که برکات بسیاری خواهد داشت.
آنچه به این گردهمآیی شاعران ما در کاشان رنگ دیگری میدهد، حضور یک شاعر ایرانی، یعنی خانم زهرا رسولزاده (شخص کنار من در عکس بالا) به عنوان مربی و پرورشدهندۀ این شاعران است. او فرزند گرامی جعفر رسولزاده (اشفته) شاعر خوب کاشانی است و اینک برای پرورش شاعران جوان مهاجر همت کرده است. خانم رسولزاده مجموعهای از شعرهای این شاعران هم در دست تدوین دارد.
سپاسگزار همه دوستانی هستم که پرچم شعر جوان مهاجر ما در کاشان را بالا نگه داشتهاند.
@mkazemkazemi
Forwarded from M Kazemi
🔶مریم کاظمی
برداشت های من از رمان قلعه ی حیوانات (مزرعه ی حیوانات) نوشته ی جورج اورول
این داستان ماجرای حیواناتی بود که بر علیه صاحبشان قیام می کنند اما در نهایت خوکهای آن مزرعه مانند انسان ها می شوند
داستان مزرعه ی حیوانات در واقع زندگی مردمی را نشان می دهد که چطور قیام آن ها به فساد کشیده شد. که چطور افتادن قدرت در دست آنها باعث کور شدن آنها شد و هر که اعتراض می کرد را توقیف می کردند اما در واقع جلوی گفتار آنها گرفته می شد و در واقع جلوی افکار آنها گرفته نمی شد.
و همچنین قانونهایی تصویب می شد که به صورت ظاهری افکار را متقاعد می کرد اما با افتادن قدرت در دست آنها هم فراموش می شدند.
و هم چنین می توان فهمید که برخی افراد زرنگ، رنگ سیاه را سفید نشان می دادند و اینکه وعده آزادی داده می شد ولی عملی در آن نبود.
و در این داستان نشان داده شد که برخی افراد فقط طرف قدرت را می گیرند و طرف کسی که رییس آنها بوده و آنها زور و بازوی حکومت های استبدادی بودند. و نشان داده شد که این گونه حکومت ها فقط به فکر سودجویی از افراد معمولی هستند و تا آنها برای شان فایده نکنند آنها را بی مصرف می دانند.
و اینکه آنها با داشتن قدرت خود را بالاتر می دانند و چطور آنها با قربانی کردن افراد معمولی به دنبال منافع خود می گردند.
و اینکه سرانجام کار را نمی بینند که چطور با کسانی که بر علیه شان قیام کردند مساوی شدند نه با مردم.
تا روزی فرا می رسد که باز اراده مردم قیام دوم را می تواند تشکیل دهد.
اگر شما هم خواستید می توانید این رومان را بخوانید
@maryamkazemi1383
برداشت های من از رمان قلعه ی حیوانات (مزرعه ی حیوانات) نوشته ی جورج اورول
این داستان ماجرای حیواناتی بود که بر علیه صاحبشان قیام می کنند اما در نهایت خوکهای آن مزرعه مانند انسان ها می شوند
داستان مزرعه ی حیوانات در واقع زندگی مردمی را نشان می دهد که چطور قیام آن ها به فساد کشیده شد. که چطور افتادن قدرت در دست آنها باعث کور شدن آنها شد و هر که اعتراض می کرد را توقیف می کردند اما در واقع جلوی گفتار آنها گرفته می شد و در واقع جلوی افکار آنها گرفته نمی شد.
و همچنین قانونهایی تصویب می شد که به صورت ظاهری افکار را متقاعد می کرد اما با افتادن قدرت در دست آنها هم فراموش می شدند.
و هم چنین می توان فهمید که برخی افراد زرنگ، رنگ سیاه را سفید نشان می دادند و اینکه وعده آزادی داده می شد ولی عملی در آن نبود.
و در این داستان نشان داده شد که برخی افراد فقط طرف قدرت را می گیرند و طرف کسی که رییس آنها بوده و آنها زور و بازوی حکومت های استبدادی بودند. و نشان داده شد که این گونه حکومت ها فقط به فکر سودجویی از افراد معمولی هستند و تا آنها برای شان فایده نکنند آنها را بی مصرف می دانند.
و اینکه آنها با داشتن قدرت خود را بالاتر می دانند و چطور آنها با قربانی کردن افراد معمولی به دنبال منافع خود می گردند.
و اینکه سرانجام کار را نمی بینند که چطور با کسانی که بر علیه شان قیام کردند مساوی شدند نه با مردم.
تا روزی فرا می رسد که باز اراده مردم قیام دوم را می تواند تشکیل دهد.
اگر شما هم خواستید می توانید این رومان را بخوانید
@maryamkazemi1383