شعر محمدکاظم کاظمی
حامد زمانی
با خبر باش که هنگامه ی استقبال است
سیصد و سیزده آیینه و یک تمثال است
#محمد_کاظم_کاظمی
با صدای #حامد_زمانی
@zaynabbayat
سیصد و سیزده آیینه و یک تمثال است
#محمد_کاظم_کاظمی
با صدای #حامد_زمانی
@zaynabbayat
🔹 گر مخالف خواهی ای مهدی، درآ از آسمان
🔸 پارهای از یک قصیدۀ سنایی
در جهان شاهان بسی بودند کز گردون مُلک
تیرشان پروینگسل بود و سنان جوزافگار
بنگرید اکنون بناتالنعشوار از دست مرگ
نیزههاشان شاخشاخ و تیرهاشان پارپار
بنگرید آن جعدشان از خاک چون پشت کشَف
بنگرید آن رویشان از چین چو پشت سوسمار
سر به خاک آورد امروز، آنکه افسر داشت دی
تن به دوزخ برد امسال، آنکه گردن بود پار
ننگ ناید مر شما را زین سگانِ پُرفساد؟
دل نگیرد مر شما را، زین خرانِ بیفسار؟
این یکی گه «زَینِ دین» و، کفر را زو رنگوبوی
وان دگر گه «فخرِ مُلک» و، مُلک را زو ننگ و عار
زین یکی «ناصر عباداللّه»، خلقی ترت و مرت
زان دگر «حافظ بلاداللّه» شهری تار و مار
گرچه آدمصورتان سگصفت مستولیاند،
هم کنون باشد کز این میدان دل عیاروار
جوهرِ آدم برون تازد، برآرد ناگهان
زین سگانِ آدمیکیمخت و خرمردم، دمار
گر مخالف خواهی، ای مهدی، درآ از آسمان
ور موافق خواهی، ای دجّال، یکره سر برآر
یک طپانچهی مرگ و زین مردارخواران یک جهان
یک صدای صور و زین فرعونطبعان، صد هزار
🔺 هیچ شعری برای من، این قصیدۀ سنایی نمیشود. آنچه خواندید فراز کوتاهی از آن بود.
@mkazemkazemi
🔸 پارهای از یک قصیدۀ سنایی
در جهان شاهان بسی بودند کز گردون مُلک
تیرشان پروینگسل بود و سنان جوزافگار
بنگرید اکنون بناتالنعشوار از دست مرگ
نیزههاشان شاخشاخ و تیرهاشان پارپار
بنگرید آن جعدشان از خاک چون پشت کشَف
بنگرید آن رویشان از چین چو پشت سوسمار
سر به خاک آورد امروز، آنکه افسر داشت دی
تن به دوزخ برد امسال، آنکه گردن بود پار
ننگ ناید مر شما را زین سگانِ پُرفساد؟
دل نگیرد مر شما را، زین خرانِ بیفسار؟
این یکی گه «زَینِ دین» و، کفر را زو رنگوبوی
وان دگر گه «فخرِ مُلک» و، مُلک را زو ننگ و عار
زین یکی «ناصر عباداللّه»، خلقی ترت و مرت
زان دگر «حافظ بلاداللّه» شهری تار و مار
گرچه آدمصورتان سگصفت مستولیاند،
هم کنون باشد کز این میدان دل عیاروار
جوهرِ آدم برون تازد، برآرد ناگهان
زین سگانِ آدمیکیمخت و خرمردم، دمار
گر مخالف خواهی، ای مهدی، درآ از آسمان
ور موافق خواهی، ای دجّال، یکره سر برآر
یک طپانچهی مرگ و زین مردارخواران یک جهان
یک صدای صور و زین فرعونطبعان، صد هزار
🔺 هیچ شعری برای من، این قصیدۀ سنایی نمیشود. آنچه خواندید فراز کوتاهی از آن بود.
@mkazemkazemi
◾️ تقی خاوری درگذشت
تقی خاوری شاعر نامآشنای خراسانی درگذشت. او در سال ۱۳۱۷ به دنیا آمد و از پیشگامان شعر سپید در خراسان بود.
تقی خاوری شاعری بود خودآموخته و در عین حال صاحب مطالعه و دارای مقالات و پژوهشهای ادبی و تاریخی. از مجموعه شعرهای او میشود «فرزند کارگاه» (۱۳۵۹)، «دایرۀ صبح» (۱۳۷۱)، شکلهای صدا (۱۳۷۶) و «واژگان بازنده» (۱۳۸۶) را نام برد. او همچنین کتابی با عنوان «مردم هزاره و خراسان بزرگ» دارد که در آن به سرگذشت تاریخی قوم هزاره و پیوند آن با خراسان پرداخته است.
تقی خاوری در حوزۀ وزن شعر نظریات خاص خود را داشت. چکیدۀ این نظریات او در مقالهای با عنوان «وزن طبیعی در شعر سپید» که در مقدمۀ کتاب «واژگان بازنده» منتشر شد، منعکس شده است.
این شاعر توانمند و پیشکسوت سالهای اخیر بیشتر در غربت و انزوا به سر برد و در نهایت در روز سوم اردیبهشت ۹۸ بر اثر مشکلات تنفسی درگذشت.
🔻 پیکر تقی خاوری ساعت ۱۳ امروز پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۹۸ در مقبرةالشعرای خراسان در جوار آرامگاه فردوسی تشییع و به خاک سپرده میشود.
روحش شاد.
تقی خاوری شاعر نامآشنای خراسانی درگذشت. او در سال ۱۳۱۷ به دنیا آمد و از پیشگامان شعر سپید در خراسان بود.
تقی خاوری شاعری بود خودآموخته و در عین حال صاحب مطالعه و دارای مقالات و پژوهشهای ادبی و تاریخی. از مجموعه شعرهای او میشود «فرزند کارگاه» (۱۳۵۹)، «دایرۀ صبح» (۱۳۷۱)، شکلهای صدا (۱۳۷۶) و «واژگان بازنده» (۱۳۸۶) را نام برد. او همچنین کتابی با عنوان «مردم هزاره و خراسان بزرگ» دارد که در آن به سرگذشت تاریخی قوم هزاره و پیوند آن با خراسان پرداخته است.
تقی خاوری در حوزۀ وزن شعر نظریات خاص خود را داشت. چکیدۀ این نظریات او در مقالهای با عنوان «وزن طبیعی در شعر سپید» که در مقدمۀ کتاب «واژگان بازنده» منتشر شد، منعکس شده است.
این شاعر توانمند و پیشکسوت سالهای اخیر بیشتر در غربت و انزوا به سر برد و در نهایت در روز سوم اردیبهشت ۹۸ بر اثر مشکلات تنفسی درگذشت.
🔻 پیکر تقی خاوری ساعت ۱۳ امروز پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۹۸ در مقبرةالشعرای خراسان در جوار آرامگاه فردوسی تشییع و به خاک سپرده میشود.
روحش شاد.
چشم مست عجبی
نصرت فتحعلی خان
🔹 نصرت فتحعلی خان، پاکستان
🔸 چشم مست عجبی
🔻 متن شعر:
سرمد، در دین عجب شکستی کردی
ایمان به فدای چشم مستی کردی
عمری که به آیات و احادیث گذشت
رفتی و نثار بتپرستی کردی (سرمد هندی)
چشم مست عجبی، زلف دراز عجبی
میپرست عجبی، فتنهطراز عجبی
بهر قتلم چو کشد تیغ، نهم سر به سجود
او به ناز عجبی، من به نیاز عجبی
وقت بسمل شدنم آب ننوشاند مرا
مهربان عجبی، بندهنواز عجبی
بلعجب حسن و جمال و خط و خال و گیسو
سرو قد عجبی، قامت ناز عجبی
پریپیکر نگار سروقد لالهرخساری
سراپا آفت دل بود شب جایی که من بودم (امیرخسرو)
شیوہ و شکل و شمائل حرکات و سکنات
حسن یوسف دَم عیسا، ید بیضا داری (جامی)
نه قیامی، نه قعودی، نه رکوعی، نه سجود
بر در یار گذاریم نماز عجبی
@musicsharqi
🔸 چشم مست عجبی
🔻 متن شعر:
سرمد، در دین عجب شکستی کردی
ایمان به فدای چشم مستی کردی
عمری که به آیات و احادیث گذشت
رفتی و نثار بتپرستی کردی (سرمد هندی)
چشم مست عجبی، زلف دراز عجبی
میپرست عجبی، فتنهطراز عجبی
بهر قتلم چو کشد تیغ، نهم سر به سجود
او به ناز عجبی، من به نیاز عجبی
وقت بسمل شدنم آب ننوشاند مرا
مهربان عجبی، بندهنواز عجبی
بلعجب حسن و جمال و خط و خال و گیسو
سرو قد عجبی، قامت ناز عجبی
پریپیکر نگار سروقد لالهرخساری
سراپا آفت دل بود شب جایی که من بودم (امیرخسرو)
شیوہ و شکل و شمائل حرکات و سکنات
حسن یوسف دَم عیسا، ید بیضا داری (جامی)
نه قیامی، نه قعودی، نه رکوعی، نه سجود
بر در یار گذاریم نماز عجبی
@musicsharqi
🔹 پوسترهای مشاهیر فرهنگ و هنر افغانستان
در این نشانی در سایت شخصی من، تصویرهایی از مشاهیر فرهنگ و هنر افغانستان که به صورت پوسترهایی همراه با معرفی آنان آماده شده است، مییابید.
این پوسترها را حدود بیست سال پیش با همکاری آقای ابوطالب مظفری برای نمایشگاهی آماده کردم. اینها برای امور نمایشگاهی یا استفاده در صفحات اینترنتی بسیار مناسب است. از همین روی آنها را در سایت منتشر کردهام تا در دسترس همه باشد.
http://www.mkkazemi.com/1395/03/19/mashahir/
در این نشانی در سایت شخصی من، تصویرهایی از مشاهیر فرهنگ و هنر افغانستان که به صورت پوسترهایی همراه با معرفی آنان آماده شده است، مییابید.
این پوسترها را حدود بیست سال پیش با همکاری آقای ابوطالب مظفری برای نمایشگاهی آماده کردم. اینها برای امور نمایشگاهی یا استفاده در صفحات اینترنتی بسیار مناسب است. از همین روی آنها را در سایت منتشر کردهام تا در دسترس همه باشد.
http://www.mkkazemi.com/1395/03/19/mashahir/
🔹 کتابهای من در انتشارات سپیدهباوران
✳️ از جمله کتاب تازۀ «گزیدۀ رباعیات بیدل»
🔻 شعر پارسی
گزیده و سرگذشت شعر پارسی از آغاز تا امروز
🔻 روزنه
مجموعۀ آموزشی شعر
🔻 گزیدۀ رباعیات بیدل
گزیدهای جامع از رباعیات بیدل همراه با شرح و توضیح رباعیها و مقدمهای از سیدعلی میرافضلی
🔻 شمشیر و جغرافیا
مجموعه شعرهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۲
🔻 مرقع صدرنگ
صد رباعی از بیدل، توأم با شرح
🔸 نمایشگاه کتاب تهران، شبستان، راهرو ۲۱، غرفۀ ۳۸، انتشارات سپیدهباوران
@mkazemkazemi
✳️ از جمله کتاب تازۀ «گزیدۀ رباعیات بیدل»
🔻 شعر پارسی
گزیده و سرگذشت شعر پارسی از آغاز تا امروز
🔻 روزنه
مجموعۀ آموزشی شعر
🔻 گزیدۀ رباعیات بیدل
گزیدهای جامع از رباعیات بیدل همراه با شرح و توضیح رباعیها و مقدمهای از سیدعلی میرافضلی
🔻 شمشیر و جغرافیا
مجموعه شعرهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۹۲
🔻 مرقع صدرنگ
صد رباعی از بیدل، توأم با شرح
🔸 نمایشگاه کتاب تهران، شبستان، راهرو ۲۱، غرفۀ ۳۸، انتشارات سپیدهباوران
@mkazemkazemi
باسمه تعالی
فقط تلگرام اصلی را نصب کنید و به باقی تلگرامها اعتماد نکنید تا رستگار شوید.
تلگرام اصلی خیلی پیشرفت کرده و امکانات بسیاری به آن اضافه شده است. در عین حال تلگرامهای دیگر غالباً حاوی بدافزارند و مرتب پیامهایی از طرف شما به گروهها میفرستند.
از ما گفتن بود.
فقط تلگرام اصلی را نصب کنید و به باقی تلگرامها اعتماد نکنید تا رستگار شوید.
تلگرام اصلی خیلی پیشرفت کرده و امکانات بسیاری به آن اضافه شده است. در عین حال تلگرامهای دیگر غالباً حاوی بدافزارند و مرتب پیامهایی از طرف شما به گروهها میفرستند.
از ما گفتن بود.
🔹 دربارۀ «گزیدۀ رباعیات بیدل»
این کتاب به وسیلۀ انتشارات سپیدهباوران منتشر شده است، در ۳۵۲ صفحه با قطع رقعی و قیمت ۴۸۰۰۰ تومان.
🔻
در این کتاب ۶۱۸ رباعی بیدل گنجانده شده است، با مقدمهای مفصل از شاعر و پژوهشگر گرانقدر سیدعلی میرافضلی.
🔻
بسیاری از رباعیها با شرح و توضیحهایی همراه است، به گونهای که فهم آنها برای عموم مخاطبان مقدور باشد، به خصوص که شعر بیدل شعری است دشواریاب.
🔻
کتاب به پیشنهاد و پیگیری جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران تدوین شده است. صفحهآرایی آن با زهرا صالحنژاد و طرح جلد آن با رضا باباجانی بوده است. در بازخوانی و ویرایش متن از نظریات و دلگرمیهای دوستان بسیاری از جمله شاعران گرانقدر سیدعلی میرافضلی، محمدرضا معلمی، ساحل تراکمه و محمدامین اکبری بهره بردهام.
🔻
گفتنی است که این اولین گزیده از رباعیات بیدل نیست. پیش از این نیز آثاری منتشر شده است، از جمله «گزیدۀ رباعیات بیدل دهلوی» عبدالغفور آرزو، «گل چاربرگ» مهدی الماسی و «سوانح اوقات» مرتضی امیری اسفندقه. قدردان فضل تقدم این عزیزان هستم.
🔻
محل عرضه کتاب در نمایشگاه کتاب تهران: شبستان، راهرو ۲۱، غرفۀ ۳۸، انتشارات سپیدهباوران.
این کتاب به وسیلۀ انتشارات سپیدهباوران منتشر شده است، در ۳۵۲ صفحه با قطع رقعی و قیمت ۴۸۰۰۰ تومان.
🔻
در این کتاب ۶۱۸ رباعی بیدل گنجانده شده است، با مقدمهای مفصل از شاعر و پژوهشگر گرانقدر سیدعلی میرافضلی.
🔻
بسیاری از رباعیها با شرح و توضیحهایی همراه است، به گونهای که فهم آنها برای عموم مخاطبان مقدور باشد، به خصوص که شعر بیدل شعری است دشواریاب.
🔻
کتاب به پیشنهاد و پیگیری جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران تدوین شده است. صفحهآرایی آن با زهرا صالحنژاد و طرح جلد آن با رضا باباجانی بوده است. در بازخوانی و ویرایش متن از نظریات و دلگرمیهای دوستان بسیاری از جمله شاعران گرانقدر سیدعلی میرافضلی، محمدرضا معلمی، ساحل تراکمه و محمدامین اکبری بهره بردهام.
🔻
گفتنی است که این اولین گزیده از رباعیات بیدل نیست. پیش از این نیز آثاری منتشر شده است، از جمله «گزیدۀ رباعیات بیدل دهلوی» عبدالغفور آرزو، «گل چاربرگ» مهدی الماسی و «سوانح اوقات» مرتضی امیری اسفندقه. قدردان فضل تقدم این عزیزان هستم.
🔻
محل عرضه کتاب در نمایشگاه کتاب تهران: شبستان، راهرو ۲۱، غرفۀ ۳۸، انتشارات سپیدهباوران.
🔹 عابس قدسی، سیدعلی میرافضلی
۶ اردیبهشت ۹۸، غرفۀ انتشارات سپیدهباوران در نمایشگاه کتاب تهران
🔸 نیکبختی بزرگی برای من بود که مقدمۀ کتاب «گزیدۀ رباعیات بیدل» را جناب سیدعلی میرافضلی نوشت، با وقوف بینظیر خویش بر قالب رباعی در شعر فارسی و در عین حال شعر مکتب هندی.
🔸 جناب عابس قدسی هم برای گزیدۀ رباعیات سنگ تمام گذاشت، هرچند خیلی آرزومند بودم که از نظرهای ایشان دربارۀ گزینش و شرح رباعیها هم بهرهمند شوم، چنان که در کتاب «شعر پارسی» بهرهمند شدم، ولی مشغلههای بسیار ایشان این توفیق را از ما گرفت.
@mkazemkazemi
۶ اردیبهشت ۹۸، غرفۀ انتشارات سپیدهباوران در نمایشگاه کتاب تهران
🔸 نیکبختی بزرگی برای من بود که مقدمۀ کتاب «گزیدۀ رباعیات بیدل» را جناب سیدعلی میرافضلی نوشت، با وقوف بینظیر خویش بر قالب رباعی در شعر فارسی و در عین حال شعر مکتب هندی.
🔸 جناب عابس قدسی هم برای گزیدۀ رباعیات سنگ تمام گذاشت، هرچند خیلی آرزومند بودم که از نظرهای ایشان دربارۀ گزینش و شرح رباعیها هم بهرهمند شوم، چنان که در کتاب «شعر پارسی» بهرهمند شدم، ولی مشغلههای بسیار ایشان این توفیق را از ما گرفت.
@mkazemkazemi
🔹 کاربران بدافزار میشوند.
من در گروههای بسیاری عضو و در گروههایی نیز مدیر هستم. یکی از کارهای من در این روزها پاک کردن پیامهای بدافزاری در مورد نسخههای مختلف تلگرام است. در هر یک از آنها یک نسخۀ خاص معرفی میشود و گویا خود فرستندگان هم از وجود و ارسال این پیامها بیخبرند.
🔻
دوستان گرامی، فقط تلگرام اصلی را نصب کنید و تمام. از سرنوشت کسانی که تلگرام طلایی داشتند عبرت بگیرید. آنان در همین روزها به مشکلی جدی برخوردند و هاتگرام و موبوگرام و دیگر گرامها نیز شاید به همین بلا مبتلا شوند.
🔻
الان طوری شده که آدم به یاد فیلمهای سینمایی ترسناک و تخیلی میافتد که افراد به بیماریهای مشکوک مبتلا میشوند ولی رفتار عادی دارند و هر کدام چند نفر دیگر را مبتلا میکنند و تازه به آنها میگویند شما بیمارید. در این عرصه هم بعضی دوستان خودشان یک پا «بدافزار» شدهاند به زور خدا.
🔻
لطفاً جوگیر نشوید و هر چیزی را نصب نکنید، مگر تلگرام اصلی. باشد که رستگار شوید.
@mkazemkazemi
من در گروههای بسیاری عضو و در گروههایی نیز مدیر هستم. یکی از کارهای من در این روزها پاک کردن پیامهای بدافزاری در مورد نسخههای مختلف تلگرام است. در هر یک از آنها یک نسخۀ خاص معرفی میشود و گویا خود فرستندگان هم از وجود و ارسال این پیامها بیخبرند.
🔻
دوستان گرامی، فقط تلگرام اصلی را نصب کنید و تمام. از سرنوشت کسانی که تلگرام طلایی داشتند عبرت بگیرید. آنان در همین روزها به مشکلی جدی برخوردند و هاتگرام و موبوگرام و دیگر گرامها نیز شاید به همین بلا مبتلا شوند.
🔻
الان طوری شده که آدم به یاد فیلمهای سینمایی ترسناک و تخیلی میافتد که افراد به بیماریهای مشکوک مبتلا میشوند ولی رفتار عادی دارند و هر کدام چند نفر دیگر را مبتلا میکنند و تازه به آنها میگویند شما بیمارید. در این عرصه هم بعضی دوستان خودشان یک پا «بدافزار» شدهاند به زور خدا.
🔻
لطفاً جوگیر نشوید و هر چیزی را نصب نکنید، مگر تلگرام اصلی. باشد که رستگار شوید.
@mkazemkazemi
Forwarded from انتشارات آمو
دیدار با ابوطالب مظفری و امضای کتاب
#نمایشگاه_کتاب_تهران
#زمان: سه شنبه دهم اردیبهشت / ثور ۱۳۹۸
#جا: تهران، مصلی، شبستان (ورودی ۱۵ شرقی)، نیمطبقه، بخش بینالملل وبازار جهانی کتاب (پس از غرفههای چین)، انتشارات آمو، غرفهی D8.
#انتشارات_تاک و #انتشارات_آمو
#نمایشگاه_کتاب_تهران
#زمان: سه شنبه دهم اردیبهشت / ثور ۱۳۹۸
#جا: تهران، مصلی، شبستان (ورودی ۱۵ شرقی)، نیمطبقه، بخش بینالملل وبازار جهانی کتاب (پس از غرفههای چین)، انتشارات آمو، غرفهی D8.
#انتشارات_تاک و #انتشارات_آمو
🔹 ۱۷۰۰۰ کلمه در یک روز
هفده هزار کلمه یعنی هفتاد صفحۀ کتاب، در یک روز نوشتن، خودش رکوردی بود برای من.
البته نقد و تحلیل و مقاله نبود. خاطره بود و آسان. به همان سرعتی که تایپ میکردم در ذهنم ردیف میشد.
بعد از پایانیافتن آن دو کتابی که بر سر دست داشتم، مجالی برای نوشتن این خاطرات و چشمدیدها و وقایع زندگی رسیده است، آن هم با جزئیات تمام. از زندگی شخصی بگیر تا جریانهای ادبیای که دستاندرکارشان بودهام، در طول این قریب به پنجاه سالی که از خدا عمر گرفتهام.
این کار را به پیشنهاد دوستی گرامی شروع کردم دو سال قبل. ولی همچنان بر زمین مانده بود.
کارهای بر زمین مانده رنجم میدهد و این رنج گاهی به منبع انرژی تبدیل میشود برای کار. انرژیای که به خستگی و بیخوابی میگوید بروید دنبال کارتان.
* این عکس به بخشی از خاطرات مربوط است. صحنۀ مونتاژ یک جزوه است با امکانات آن روز، در کنار محمدحسین فیاض، در دفتر ادبیات افغانستان، سال ۱۳۷۲
@mkazemkazemi
هفده هزار کلمه یعنی هفتاد صفحۀ کتاب، در یک روز نوشتن، خودش رکوردی بود برای من.
البته نقد و تحلیل و مقاله نبود. خاطره بود و آسان. به همان سرعتی که تایپ میکردم در ذهنم ردیف میشد.
بعد از پایانیافتن آن دو کتابی که بر سر دست داشتم، مجالی برای نوشتن این خاطرات و چشمدیدها و وقایع زندگی رسیده است، آن هم با جزئیات تمام. از زندگی شخصی بگیر تا جریانهای ادبیای که دستاندرکارشان بودهام، در طول این قریب به پنجاه سالی که از خدا عمر گرفتهام.
این کار را به پیشنهاد دوستی گرامی شروع کردم دو سال قبل. ولی همچنان بر زمین مانده بود.
کارهای بر زمین مانده رنجم میدهد و این رنج گاهی به منبع انرژی تبدیل میشود برای کار. انرژیای که به خستگی و بیخوابی میگوید بروید دنبال کارتان.
* این عکس به بخشی از خاطرات مربوط است. صحنۀ مونتاژ یک جزوه است با امکانات آن روز، در کنار محمدحسین فیاض، در دفتر ادبیات افغانستان، سال ۱۳۷۲
@mkazemkazemi
Forwarded from انتشارات آمو
دیدار با ابوطالب مظفری و امضای کتاب
#نمایشگاه_کتاب_تهران
#زمان: سه شنبه دهم اردیبهشت / ثور ۱۳۹۸
#جا: تهران، مصلی، شبستان (ورودی ۱۵ شرقی)، نیمطبقه، بخش بینالملل وبازار جهانی کتاب (پس از غرفههای چین)، انتشارات آمو و تاک ، غرفهی D8.
#انتشارات_تاک و #انتشارات_آمو
#نمایشگاه_کتاب_تهران
#زمان: سه شنبه دهم اردیبهشت / ثور ۱۳۹۸
#جا: تهران، مصلی، شبستان (ورودی ۱۵ شرقی)، نیمطبقه، بخش بینالملل وبازار جهانی کتاب (پس از غرفههای چین)، انتشارات آمو و تاک ، غرفهی D8.
#انتشارات_تاک و #انتشارات_آمو
Forwarded from چهار خطی
■ بیدل دهلوی در ایستگاه چهارم رباعی
گزیدۀ رباعیات بیدل، به کوشش محمد کاظم کاظمی، با مقدمۀ سید علی میرافضلی، مشهد، انتشارات سپیدهباوران، بهار ۱۳۹۸، ۳۵۲ ص
●
اگر حرکت رباعی را بر ریل تاریخ ادبیات فارسی به قطاری تشبیه کنیم، از دیدگاه من، این قطار، در مسیر هزار سالۀ خود، شش ایستگاه اصلی داشته است. یکی از ایستگاههای مهم تاریخ شعر فارسی که به تغییر رنگ و آهنگ سرودههای شاعران انجامید و نگاه تازهای را وارد فضای ادبیات منظوم ما کرد، دورهای است که از اواسط قرن دهم هجری آغاز شد و تا اواسط قرن دوازدهم امتداد یافت. این دوره، مقارن است با ظهور دولت صفوی در ایران و روی کار آمدن تیموریان، بابریان و عادلشاهیان در هند. در مطالعات سبکشناسی شعر فارسی معمولاً سبک اشعار این دوره را سبک اصفهانی یا سبک هندی مینامند. این ایستگاه، ایستگاه چهارم رباعی است.
با اینکه متداولترین قالب شعری در دورۀ مورد بحث ما غزل است، اما شاعران زیادی سراغ داریم که رباعی را به عنوان حوزۀ فعالیت خود برگزیدند و از کثرت اشتهار و اشتغال در این قالب، در بین همعصران خود، با القابی همچون «میر رباعی»، «شیخ رباعی» و «خواجۀ رباعی» شناخته شدند. البته کتمان نمیتوان کرد که سرایندۀ طراز اولی از جنس خیام، سنایی، عطار، افضل کاشانی، مهستی گنجوی، کمال اسماعیل اصفهانی، اوحد کرمانی و حضرت مولانا در بین رباعیسرایان این نسل پدیدار نشد، اما برخی از بهترین رباعیات تاریخ رباعی فارسی، متعلق به شاعران این دوران است و گاهی رباعیاتشان، از مجموعه رباعیات منسوب به ابوسعید ابوالخیر و بابا افضل کاشانی سر در آورد.
میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (۱۰۵۴ – ۱۱۳۳ ق)، شاعری ذوفنون و خلاق المعانی است. از وی حدود صد هزار بیت شعر در اغلب قالبهای شعری باقی مانده است. اهمیت بیدل بیشتر در حوزۀ غزل است. اما رباعیات او نیز چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی در خور بررسی و تأمل است. وی در نقطۀ پایانی ایستگاه چهارم رباعی، همۀ تجربۀ دویست سالۀ رباعی پیش از خود را جمعبندی کرده و در دیوانی پُر برگ و بار، ۴۰۰۰ رباعی عرضه داشته است. از لحاظ تعداد، او بعد از سحابی استرآبادی، بیشترین رباعی را در تاریخ هزار سالۀ رباعی فارسی خلق کرده است.
در مورد جایگاه ادبی بیدل اتفاق نظری بین ادبا و سخنشناسان وجود ندارد. پارهای او را جزو ده شاعر بزرگ پارسی به شمار میآورند و عدهای دیگر شعرش را ، به دلیل زبان نا متعارف و درونمایۀ پیچیده، در کنار سایر شاعران سبک هندی، همچون صائب تبریزی، قابل ارزیابی میدانند؛ اما جایگاه ویژهای برای او در ردیف شاعران بزرگ قائل نیستند. نوسان نظرات در مورد رباعیات او بیش از این است. حتی علاقهمندان شعر بیدل، در مورد ارزش ادبی رباعیاتش اظهار نظرهای متعارض و متناقضی دارند. یک دلیل مهم آن، فراز و فرود زیادی است که در رباعیات او به چشم میخورَد. در دیوان بیدل، رباعیات بی نظیر، در کنار رباعیات بی تپش و معمولی کنار هم نشستهاند. بعضی معانی بلند و مضامین بکر، اجرای بسیار ضعیفی دارند و به قول معروف، شهید شدهاند. این موضوع، باعث کم فروغ شدن رباعیات خوب بیدل هم شده است. از این رو، گزینهسازی رباعیات او، کاری واجب و در جهت پدیدار کردن نقطههای اوج و اعتلا در کار رباعی سرایی اوست.
شاعر فاضل، و برادر عزیز محمد کاظم کاظمی، آثار متعددی در مورد شعر بیدل پدید آورده و نقش زیادی در شناساندن بیدل به جامعۀ پارسی زبان داشته است. کتاب «کلید در باز» و «گزیدۀ غزلیات بیدل» از جملۀ این آثار است. ایشان، پیشتر، ۱۰۰ رباعی بیدل را در کتاب «مرقع صد رنگ» گزینش و شرح کرده است. «گزیدۀ رباعیات بیدل» آخرین اثر کاظمی است که بهار امسال به همت انتشارات سپیدهباوران مشهد انتشار یافته و در نمایشگاه کتاب تهران برای اولین بار عرضه شده است. در این کتاب، ۶۱۸ رباعی از میان حدود چهار هزار رباعی انتخاب شده است. از مزیتهای بیشمار این کتاب، توضیحاتی است که ذیل اغلب رباعیات برای آشنایی با جهان شعری بیدل درج شده و برای مخاطبانی که مطالعۀ چندانی در شعر سبک هندی و ویژگیهای زبان بیدل ندارند و بُنمایههای اندیشگانی او را نمیشناسند، بسیار راهگشاست.
این کتاب، مقدمهای هم به قلم اینجانب دارد با عنوان «بیدل دهلوی در ایستگاه چهارم رباعی» که در آن، به زمینههای پدید آمدن رباعیات بیدل و تأثیرپذیری او از رباعیات شاعران آن روزگار، بهویژه سحابی استرآبادی و ظهوری ترشیزی اشاره شده است. در این مقدمه، همچنین به بررسی دیدگاههای تذکرهنویسان همعصر بیدل و ارزیابی کارنامۀ پژوهشگران معاصر در مورد رباعیات او، پرداختهام.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گزیدۀ رباعیات بیدل، به کوشش محمد کاظم کاظمی، با مقدمۀ سید علی میرافضلی، مشهد، انتشارات سپیدهباوران، بهار ۱۳۹۸، ۳۵۲ ص
●
اگر حرکت رباعی را بر ریل تاریخ ادبیات فارسی به قطاری تشبیه کنیم، از دیدگاه من، این قطار، در مسیر هزار سالۀ خود، شش ایستگاه اصلی داشته است. یکی از ایستگاههای مهم تاریخ شعر فارسی که به تغییر رنگ و آهنگ سرودههای شاعران انجامید و نگاه تازهای را وارد فضای ادبیات منظوم ما کرد، دورهای است که از اواسط قرن دهم هجری آغاز شد و تا اواسط قرن دوازدهم امتداد یافت. این دوره، مقارن است با ظهور دولت صفوی در ایران و روی کار آمدن تیموریان، بابریان و عادلشاهیان در هند. در مطالعات سبکشناسی شعر فارسی معمولاً سبک اشعار این دوره را سبک اصفهانی یا سبک هندی مینامند. این ایستگاه، ایستگاه چهارم رباعی است.
با اینکه متداولترین قالب شعری در دورۀ مورد بحث ما غزل است، اما شاعران زیادی سراغ داریم که رباعی را به عنوان حوزۀ فعالیت خود برگزیدند و از کثرت اشتهار و اشتغال در این قالب، در بین همعصران خود، با القابی همچون «میر رباعی»، «شیخ رباعی» و «خواجۀ رباعی» شناخته شدند. البته کتمان نمیتوان کرد که سرایندۀ طراز اولی از جنس خیام، سنایی، عطار، افضل کاشانی، مهستی گنجوی، کمال اسماعیل اصفهانی، اوحد کرمانی و حضرت مولانا در بین رباعیسرایان این نسل پدیدار نشد، اما برخی از بهترین رباعیات تاریخ رباعی فارسی، متعلق به شاعران این دوران است و گاهی رباعیاتشان، از مجموعه رباعیات منسوب به ابوسعید ابوالخیر و بابا افضل کاشانی سر در آورد.
میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (۱۰۵۴ – ۱۱۳۳ ق)، شاعری ذوفنون و خلاق المعانی است. از وی حدود صد هزار بیت شعر در اغلب قالبهای شعری باقی مانده است. اهمیت بیدل بیشتر در حوزۀ غزل است. اما رباعیات او نیز چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی در خور بررسی و تأمل است. وی در نقطۀ پایانی ایستگاه چهارم رباعی، همۀ تجربۀ دویست سالۀ رباعی پیش از خود را جمعبندی کرده و در دیوانی پُر برگ و بار، ۴۰۰۰ رباعی عرضه داشته است. از لحاظ تعداد، او بعد از سحابی استرآبادی، بیشترین رباعی را در تاریخ هزار سالۀ رباعی فارسی خلق کرده است.
در مورد جایگاه ادبی بیدل اتفاق نظری بین ادبا و سخنشناسان وجود ندارد. پارهای او را جزو ده شاعر بزرگ پارسی به شمار میآورند و عدهای دیگر شعرش را ، به دلیل زبان نا متعارف و درونمایۀ پیچیده، در کنار سایر شاعران سبک هندی، همچون صائب تبریزی، قابل ارزیابی میدانند؛ اما جایگاه ویژهای برای او در ردیف شاعران بزرگ قائل نیستند. نوسان نظرات در مورد رباعیات او بیش از این است. حتی علاقهمندان شعر بیدل، در مورد ارزش ادبی رباعیاتش اظهار نظرهای متعارض و متناقضی دارند. یک دلیل مهم آن، فراز و فرود زیادی است که در رباعیات او به چشم میخورَد. در دیوان بیدل، رباعیات بی نظیر، در کنار رباعیات بی تپش و معمولی کنار هم نشستهاند. بعضی معانی بلند و مضامین بکر، اجرای بسیار ضعیفی دارند و به قول معروف، شهید شدهاند. این موضوع، باعث کم فروغ شدن رباعیات خوب بیدل هم شده است. از این رو، گزینهسازی رباعیات او، کاری واجب و در جهت پدیدار کردن نقطههای اوج و اعتلا در کار رباعی سرایی اوست.
شاعر فاضل، و برادر عزیز محمد کاظم کاظمی، آثار متعددی در مورد شعر بیدل پدید آورده و نقش زیادی در شناساندن بیدل به جامعۀ پارسی زبان داشته است. کتاب «کلید در باز» و «گزیدۀ غزلیات بیدل» از جملۀ این آثار است. ایشان، پیشتر، ۱۰۰ رباعی بیدل را در کتاب «مرقع صد رنگ» گزینش و شرح کرده است. «گزیدۀ رباعیات بیدل» آخرین اثر کاظمی است که بهار امسال به همت انتشارات سپیدهباوران مشهد انتشار یافته و در نمایشگاه کتاب تهران برای اولین بار عرضه شده است. در این کتاب، ۶۱۸ رباعی از میان حدود چهار هزار رباعی انتخاب شده است. از مزیتهای بیشمار این کتاب، توضیحاتی است که ذیل اغلب رباعیات برای آشنایی با جهان شعری بیدل درج شده و برای مخاطبانی که مطالعۀ چندانی در شعر سبک هندی و ویژگیهای زبان بیدل ندارند و بُنمایههای اندیشگانی او را نمیشناسند، بسیار راهگشاست.
این کتاب، مقدمهای هم به قلم اینجانب دارد با عنوان «بیدل دهلوی در ایستگاه چهارم رباعی» که در آن، به زمینههای پدید آمدن رباعیات بیدل و تأثیرپذیری او از رباعیات شاعران آن روزگار، بهویژه سحابی استرآبادی و ظهوری ترشیزی اشاره شده است. در این مقدمه، همچنین به بررسی دیدگاههای تذکرهنویسان همعصر بیدل و ارزیابی کارنامۀ پژوهشگران معاصر در مورد رباعیات او، پرداختهام.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه نوزدهم آذر هزار و سیصد و نود و چهار شمسی راهاندازی شده است.)
🔹 جنون نوشتن
ز دشت بیخودی میآیم، از وضع ادب دورم
جنونی گر کنم، ای شهریان هوش، معذورم
🔻
من در دهۀ نود قریب به هفت سال از نوشتن دور افتادم، به دلیل مشغلههای بیرونی و گرفتاریهای شخصی.
در دهۀ هشتاد در گوشۀ خلوت و انزوای خود بودم و در این دهه ده کتاب جدید داشتم، یعنی میانگین سالی یک کتاب.
🔻
در دهۀ نود ولی یا درگیر گرداندن جلسات و امور اجرایی بودم، یا دبیر و داور جشنوارهها و یا هم درگیر بیمارداری و خانهبهدوشی و وکیل و دادگاه و تنگناهای اقتصادی ناشی از آن.
🔻
و اینک دوباره جنون نوشتن به سراغم آمده است. نوشتن کتابی را که پنج سال بر سر دستم بود در یک شب به پایان بردم. نوشتن زندگینامه را که سه سال بر سر دست بود، در دو شب تمام کردم و در این دو شب قریب به ۱۵۰ صفحه نوشتم. البته این کار فعلاً قرار نیست که کتابی بشود. این کار منبع نگارش یک متن داستانی به وسیلۀ یکی از عزیزان خواهد شد انشاءالله، که وقتی کار به جریان افتاد خبر دقیقترش را خواهم داد به امید خدا.
🔻
باری، شاید این جنون نگذارد که دیگر آن آدم «جلسهگردان» و «فعال فرهنگی» باشم. باید اختیار را به دل سپرد که به هر سوی بکشد، باز به قول بیدل
نوشتم هر چه دل فرمود، خواندم هر چه پیش آمد
مرا بیاختیاریها به خجلت متهم دارد.
طبیعتاً در این بیاختیاری نزد بسیاری از عزیزانی که توقعات البته بهجا و مطلوبی دارند، شرمنده شوم. امیدوارم که بر من ببخشایید. امیدوارم که عمری باشد و سلامتیای، و این حس و حالی که در این روزها هست برقرار بماند، تا بتوانم کوهی از نوشتههایی را که بعضی از آنها فقط به یک تدوین و ویرایش نیاز دارد تا به کتاب تبدیل شود، به سرانجام برسانم، که کار دنیا حساب ندارد. شاید حاصل کار، حدود ده عنوان کتاب شود که سالهاست بر زمین است.
🔻
شاید بگویید حالا تو که هستی که اینقدر «وصفالحال» مینویسی و کارهایت چه ارزشی دارد که اینقدر از شروع و انجامشان قصه میگویی. بله راست است. ولی من فقط میخواهم توجیهی برای شرمندگیهایی بیان کنم که نزد بسیاری از عزیزان خواهم داشت. ممنون همه عزیزانی هستم که میگذارند روزگاری هم در این جنون بگذرانیم.
@mkazemkazem
ز دشت بیخودی میآیم، از وضع ادب دورم
جنونی گر کنم، ای شهریان هوش، معذورم
🔻
من در دهۀ نود قریب به هفت سال از نوشتن دور افتادم، به دلیل مشغلههای بیرونی و گرفتاریهای شخصی.
در دهۀ هشتاد در گوشۀ خلوت و انزوای خود بودم و در این دهه ده کتاب جدید داشتم، یعنی میانگین سالی یک کتاب.
🔻
در دهۀ نود ولی یا درگیر گرداندن جلسات و امور اجرایی بودم، یا دبیر و داور جشنوارهها و یا هم درگیر بیمارداری و خانهبهدوشی و وکیل و دادگاه و تنگناهای اقتصادی ناشی از آن.
🔻
و اینک دوباره جنون نوشتن به سراغم آمده است. نوشتن کتابی را که پنج سال بر سر دستم بود در یک شب به پایان بردم. نوشتن زندگینامه را که سه سال بر سر دست بود، در دو شب تمام کردم و در این دو شب قریب به ۱۵۰ صفحه نوشتم. البته این کار فعلاً قرار نیست که کتابی بشود. این کار منبع نگارش یک متن داستانی به وسیلۀ یکی از عزیزان خواهد شد انشاءالله، که وقتی کار به جریان افتاد خبر دقیقترش را خواهم داد به امید خدا.
🔻
باری، شاید این جنون نگذارد که دیگر آن آدم «جلسهگردان» و «فعال فرهنگی» باشم. باید اختیار را به دل سپرد که به هر سوی بکشد، باز به قول بیدل
نوشتم هر چه دل فرمود، خواندم هر چه پیش آمد
مرا بیاختیاریها به خجلت متهم دارد.
طبیعتاً در این بیاختیاری نزد بسیاری از عزیزانی که توقعات البته بهجا و مطلوبی دارند، شرمنده شوم. امیدوارم که بر من ببخشایید. امیدوارم که عمری باشد و سلامتیای، و این حس و حالی که در این روزها هست برقرار بماند، تا بتوانم کوهی از نوشتههایی را که بعضی از آنها فقط به یک تدوین و ویرایش نیاز دارد تا به کتاب تبدیل شود، به سرانجام برسانم، که کار دنیا حساب ندارد. شاید حاصل کار، حدود ده عنوان کتاب شود که سالهاست بر زمین است.
🔻
شاید بگویید حالا تو که هستی که اینقدر «وصفالحال» مینویسی و کارهایت چه ارزشی دارد که اینقدر از شروع و انجامشان قصه میگویی. بله راست است. ولی من فقط میخواهم توجیهی برای شرمندگیهایی بیان کنم که نزد بسیاری از عزیزان خواهم داشت. ممنون همه عزیزانی هستم که میگذارند روزگاری هم در این جنون بگذرانیم.
@mkazemkazem
Forwarded from آثار محمدکاظم کاظمی
🔹 قصّۀ سنگ و خشت
به نوجوانان کارگر هموطنم
🔸 محمدکاظم کاظمی
دیدمت صبحدم در آخر صف، کولۀ سرنوشت در دستت
کولهباری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت، در دستت
گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی
باز این فالگیر آبلهرو طالعت را نوشت در دستت
بس که با سنگ و گچ عجین گشته، تکهچوبی در آستین گشته
بس که با خاک و گِل بهسر برده، میتوان سبزه کشت در دستت
شب میافتد و میرسی از راه با غروری نگفتنی در چشم
یک سبد نان تازه در بغلت و کلید بهشت در دستت
کاش میشد ببینمت روزی پشتِ میزی که از پدر نرسید
و کتابی که کس نگفته در آن قصّۀ سنگ و خشت، در دستت
بازیات را کسی بههم نزند، دفترت را کسی قلم نزند
و تو با اختیار خط بکشی، خطّ یک سرنوشت، در دستت
آبان ۱۳۷۷
@asarkazemi
به نوجوانان کارگر هموطنم
🔸 محمدکاظم کاظمی
دیدمت صبحدم در آخر صف، کولۀ سرنوشت در دستت
کولهباری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت، در دستت
گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی
باز این فالگیر آبلهرو طالعت را نوشت در دستت
بس که با سنگ و گچ عجین گشته، تکهچوبی در آستین گشته
بس که با خاک و گِل بهسر برده، میتوان سبزه کشت در دستت
شب میافتد و میرسی از راه با غروری نگفتنی در چشم
یک سبد نان تازه در بغلت و کلید بهشت در دستت
کاش میشد ببینمت روزی پشتِ میزی که از پدر نرسید
و کتابی که کس نگفته در آن قصّۀ سنگ و خشت، در دستت
بازیات را کسی بههم نزند، دفترت را کسی قلم نزند
و تو با اختیار خط بکشی، خطّ یک سرنوشت، در دستت
آبان ۱۳۷۷
@asarkazemi
🔹 معلمان من
🔸 محمدکاظم کاظمی
▫️
اولین معلم زندگی من پدرم بود. من از او درس زندگی آموختم و درس احساس مسئولیت و درگیر بودن با مسائل اجتماع و مردم. او مرا با شعر آشنا کرد، با کتاب آشنا کرد و با دانش و فن آشنا کرد.
▫️
از میان آموزگاران مدرسه، وامدار دو معلم درس فارسیام در کابل هستم، نجیبالله و تاجمحمد زریر. با هدایت آنان بود که من به مسیر شعر و نقد و پژوهش ادبی افتادم.
▫️
در شعر، در مقطع حسّاس رشد و پیشرفت، کسی که مرا گام به گام پیش برد، سید عبدالله حسینی بود، شاعر خراسانی که نه تنها بر من، که بر کل جریان شعر جوان مشهد در آن سالها مؤثر بود.
▫️
در نقد و پژوهش و آشنایی با جریانهای ادبی، از میان کسانی که با آنها معاشرت داشتم، هیچکس به اندازۀ عباس ساعی بر من تأثیر نگذاشت. من بسیار چیزها از او آموختم، از جریانهای ادبی امروز بگیرید تا مبانی بلاغت و نقد و آموزش شعر.
▫️
از میان کسانی که توفیق استفادۀ حضوری از دانششان را نداشتهام ولی با آثارشان محشور بودهام و چیزی یاد گرفتهام، بیشترین آموختههایم از آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بوده است. من شیوۀ بحث و تحلیل ادبی را به مدد کتابهای ایشان آموختم.
@mkazemkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
▫️
اولین معلم زندگی من پدرم بود. من از او درس زندگی آموختم و درس احساس مسئولیت و درگیر بودن با مسائل اجتماع و مردم. او مرا با شعر آشنا کرد، با کتاب آشنا کرد و با دانش و فن آشنا کرد.
▫️
از میان آموزگاران مدرسه، وامدار دو معلم درس فارسیام در کابل هستم، نجیبالله و تاجمحمد زریر. با هدایت آنان بود که من به مسیر شعر و نقد و پژوهش ادبی افتادم.
▫️
در شعر، در مقطع حسّاس رشد و پیشرفت، کسی که مرا گام به گام پیش برد، سید عبدالله حسینی بود، شاعر خراسانی که نه تنها بر من، که بر کل جریان شعر جوان مشهد در آن سالها مؤثر بود.
▫️
در نقد و پژوهش و آشنایی با جریانهای ادبی، از میان کسانی که با آنها معاشرت داشتم، هیچکس به اندازۀ عباس ساعی بر من تأثیر نگذاشت. من بسیار چیزها از او آموختم، از جریانهای ادبی امروز بگیرید تا مبانی بلاغت و نقد و آموزش شعر.
▫️
از میان کسانی که توفیق استفادۀ حضوری از دانششان را نداشتهام ولی با آثارشان محشور بودهام و چیزی یاد گرفتهام، بیشترین آموختههایم از آثار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بوده است. من شیوۀ بحث و تحلیل ادبی را به مدد کتابهای ایشان آموختم.
@mkazemkazemi