کانال محمدکاظم کاظمی
✳️ غدیر 🔹 نعمت میرزازاده 🔻 قسمت اول قصیدهای است مفصل، استادانه و پرمعنی از نعمت میرزازاده (م. آزرم). این شاعر چند قصیدهٔ عالی دربارهٔ حضرت پیامبر، حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا دارد و اینها در کتاب «لیلةالقدر» او چاپ شده است. دریغ که گذشت ایام و فاصلهای…
✳️ غدیر
🔹 نعمت میرزازاده
🔻 قسمت دوم
از آن فراز، در این گونه پردهها میدید
هزار نقش که نآرم سرود، در گفتار
کنون سزاست یکی راهبر بود حاکم
کنون رواست همان راهدان بود سردار
کسی که نهضت اسلام را شناسد نیک
کسی که در ره حق بگذرد ز خویش و تبار
کسی که در دل و جانش ز جاهلیت نیست
نه هیچ شعلهٔ آز و نه هیچ لکهٔ تار
کسی که دانش و آزادگی از او روید
چنان که از دل آتش شود پدید، شرار
کسی که در نظرش هیچ نیست جز انسان
کسی که در دل او نیست هیچ، جز دادار
کسی که هست ستمدیده را بِهین یاور
کسی که هست ستمباره را مِهین قهّار
کسی که قلعهٔ «خیبر» گشوده است به دست
به جنگ «بدر»، ز اهریمنان کشیده دمار
کسی که روی نگردانده هیچگه از رزم
کسی که در «اُحُد» از دشمنان نکرده فرار
کسی که هست چو دریا و میکند طوفان
ز اشک چشم یتیم؛ این شگرف دریابار!
کسی که هست چنانچون نبی به قول و عمل
کسی که جان گرامی به حق کند ایثار
کسی که خُفت به جای نبی در آن شب خوف،
درون مهلکه، تا جان کند به دوست نثار
کسی که نیست جدا از فروغ علم نبی
چنان که نیست ز آتش جدا، شرارهٔ نار
بهویژه آن که سروش آمده است لحظهٔ پیش
که بیش از این بنشاید درنگ، در این کار
از آن فراز، علی را بخواند در بر خویش
«وصی» کنار «نبی» آمد و گرفت قرار
فرازِ دستِ نبی شد علی، که تا بینند
به دستِ قائد اسلام، مظهری ز شعار
گرفت دست علی و نمود بر همه خلق
که اینک آنکه شما راست رهبر و سردار
هر آنکه را که بُدم مقتدا و پیغمبر
علی است زین سپس او را امیر و حکمگذار
ودیعت است شما را ز من دو شیء گران
که هست ارزششان بیشتر ز هر مقدار
یکی کلام خدا و دگر حریم رسول
که نیستند جدا این دو، تا به روز شمار
وگر ز دست نهید این دو را، یقین دانم
که نیست بهره شما را به غیر رنج و مرار
علی است آن که شما راست زین سپس رهبر
علی است آن که شما راست زین سپس سردار
گذشته است از آن روز، روزگار دراز
گذشته است بسی ماه و سال و لیل و نهار
و لیک بیعت آن روز، همچنان برجاست
چو آفتاب که نارد کسَش کند انکار
«غدیر»، چشمهٔ پاکی است در دل تاریخ
روان به بستر آینده، نی به وادی پار
هماره تا که بوَد حق برابر باطل
هماره تا که تحرّک بوَد بری ز قرار
پیام صحنۀ آن روز، بانگ آزادی است
طنین فکنده در آفاق هستی و اعصار
مشهد، بهمن ۱۳۴۷
منبع: لیلةالقدر، نعمت میرزازاده (م. آزرم)، انتشارات روشنان، اردیبهشت ۱۳۵۷، صفحات ۶۷ تا ۷۶.
🔹 نعمت میرزازاده
🔻 قسمت دوم
از آن فراز، در این گونه پردهها میدید
هزار نقش که نآرم سرود، در گفتار
کنون سزاست یکی راهبر بود حاکم
کنون رواست همان راهدان بود سردار
کسی که نهضت اسلام را شناسد نیک
کسی که در ره حق بگذرد ز خویش و تبار
کسی که در دل و جانش ز جاهلیت نیست
نه هیچ شعلهٔ آز و نه هیچ لکهٔ تار
کسی که دانش و آزادگی از او روید
چنان که از دل آتش شود پدید، شرار
کسی که در نظرش هیچ نیست جز انسان
کسی که در دل او نیست هیچ، جز دادار
کسی که هست ستمدیده را بِهین یاور
کسی که هست ستمباره را مِهین قهّار
کسی که قلعهٔ «خیبر» گشوده است به دست
به جنگ «بدر»، ز اهریمنان کشیده دمار
کسی که روی نگردانده هیچگه از رزم
کسی که در «اُحُد» از دشمنان نکرده فرار
کسی که هست چو دریا و میکند طوفان
ز اشک چشم یتیم؛ این شگرف دریابار!
کسی که هست چنانچون نبی به قول و عمل
کسی که جان گرامی به حق کند ایثار
کسی که خُفت به جای نبی در آن شب خوف،
درون مهلکه، تا جان کند به دوست نثار
کسی که نیست جدا از فروغ علم نبی
چنان که نیست ز آتش جدا، شرارهٔ نار
بهویژه آن که سروش آمده است لحظهٔ پیش
که بیش از این بنشاید درنگ، در این کار
از آن فراز، علی را بخواند در بر خویش
«وصی» کنار «نبی» آمد و گرفت قرار
فرازِ دستِ نبی شد علی، که تا بینند
به دستِ قائد اسلام، مظهری ز شعار
گرفت دست علی و نمود بر همه خلق
که اینک آنکه شما راست رهبر و سردار
هر آنکه را که بُدم مقتدا و پیغمبر
علی است زین سپس او را امیر و حکمگذار
ودیعت است شما را ز من دو شیء گران
که هست ارزششان بیشتر ز هر مقدار
یکی کلام خدا و دگر حریم رسول
که نیستند جدا این دو، تا به روز شمار
وگر ز دست نهید این دو را، یقین دانم
که نیست بهره شما را به غیر رنج و مرار
علی است آن که شما راست زین سپس رهبر
علی است آن که شما راست زین سپس سردار
گذشته است از آن روز، روزگار دراز
گذشته است بسی ماه و سال و لیل و نهار
و لیک بیعت آن روز، همچنان برجاست
چو آفتاب که نارد کسَش کند انکار
«غدیر»، چشمهٔ پاکی است در دل تاریخ
روان به بستر آینده، نی به وادی پار
هماره تا که بوَد حق برابر باطل
هماره تا که تحرّک بوَد بری ز قرار
پیام صحنۀ آن روز، بانگ آزادی است
طنین فکنده در آفاق هستی و اعصار
مشهد، بهمن ۱۳۴۷
منبع: لیلةالقدر، نعمت میرزازاده (م. آزرم)، انتشارات روشنان، اردیبهشت ۱۳۵۷، صفحات ۶۷ تا ۷۶.
👍4
✳️ کشور خورشید
🔷 آشنایی با افغانستان
🔻 سلسله برنامههای زندهٔ اینستاگرامی
🔹 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻نشست ۴۵، پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۱
🔻 ساعت ۲۲ به وقت ایران
🔸 از اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
instagram.com/mkazemkazemi
✳️ موضوع این نشست
🔻 آداب و رسوم
🔻 غذاهای محلی
🔻 بازیهای محلی
✳️ مهمان این برنامه: بصیراحمد حسینزاده
تصویرها
۲. مراسم نوروزی در زیارتگاه حضرت علی در مزارشریف
۳. مراسم نوروزی در زیارتگاه حضرت علی در کابل
۴. هفتمیوه، یک خوردنی نوروزی
۵. قابلی، یک غذای محلی
۶. آشک، یک غذای محلی
۷. بولانی، یک غذای محلی
۸. بازی بزکشی
۹. کاغذپران یا گدیپران
۱۰. بصیراحمد حسینزاده، مهمان برنامه
#کشور_خورشید
@mkazemkazemi
🔷 آشنایی با افغانستان
🔻 سلسله برنامههای زندهٔ اینستاگرامی
🔹 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻نشست ۴۵، پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۱
🔻 ساعت ۲۲ به وقت ایران
🔸 از اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
instagram.com/mkazemkazemi
✳️ موضوع این نشست
🔻 آداب و رسوم
🔻 غذاهای محلی
🔻 بازیهای محلی
✳️ مهمان این برنامه: بصیراحمد حسینزاده
تصویرها
۲. مراسم نوروزی در زیارتگاه حضرت علی در مزارشریف
۳. مراسم نوروزی در زیارتگاه حضرت علی در کابل
۴. هفتمیوه، یک خوردنی نوروزی
۵. قابلی، یک غذای محلی
۶. آشک، یک غذای محلی
۷. بولانی، یک غذای محلی
۸. بازی بزکشی
۹. کاغذپران یا گدیپران
۱۰. بصیراحمد حسینزاده، مهمان برنامه
#کشور_خورشید
@mkazemkazemi
👍5
کانال محمدکاظم کاظمی
نصرت فتحعلی خان – یا حسین
🔴 یا حسین، یا حسین
یک قوالی مذهبی از نصرت فتحعلی خان
از احمد شهریار، شاعر گرانقدر پاکستانی به خاطر این ترجمه سپاسگزارم.
شہیدِ کربلا کی مومنو جب یاد آتی ہے
تڑپ جاتی ہے دنیا خون کے آنسو بہاتی ہے
(ای مومنان! هنگامی که به یاد شهید کربلا می افتد
دنیا مضطرب شده و خون گریه می کند)
شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین، دینپناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لااله است حسین
سجدے میں سر کٹانے کو آخر کٹا دیا
لیکن خدا کے نام کا ڈنکا بجا دیا
(هرچند اجازه داد سرش در سجده بریده شود
اما نامِ خدا را (در دنیا) عام کرد.)
دین کی گر تلاش ہے سر کو جھکا نماز میں
دل سے خودی کو دور کر، خود کو مٹا نماز میں
آئے گا تجھ کو تب نظر روئے خدا نماز میں
پہلے حسین کی طرح سر کو کٹا نماز میں
(اگر دنبال دین هستی، سرت را در نماز خم کن
خودبینی را از دلت دور کن و خودت را در نماز فنا کن
آن وقت است که در نمازت لقای خدا را خواهی دید
(پس) اول مانند حسین باید سرت در نماز بریده شود.)
کس کی مجال اے حسین، کس کی ہو تجھ سے ہمسری
باپ اگر امام تھے، نانا کے گھر پیمبری
شکل حسین دیکھ کر حق بھی کہے گا حشر میں
اے مرے مصطفی کے لال امت مصطفی بری
(ای حسین! چه کسی جرائت همانندی تو را دارد
اگر پدرت امام بود، خانۀ جدت پیغبری داشت
در روز حشر با دیدن روی حسین خدا خواهد گفت:
ای نورِ دیدۀ مصطفی! (به خاطر تو) امتِ مصطفی آزاد است.)
سلامی کربلا میں کیا قیامت کی گھڑی ہوگی
چھری شبیر کی گردن پہ جس دم چل رہی ہوگی
(ای سلامی! در کربلا چه محشری برپا بوده باشد
هنگامی که بر گردن حسین خنجر کشیده می شد)
کلیجا تھام کر پیرِ فلک بھی رہ گیا ہوگا
کلیجے پر علی اکبر کے برچھی جب لگی ہوگی
(شاید پیرِ فلک نیز دستش را بر جگر گذاشته باشد
زمانی که دشنه بر جگر علی اکبر خورده باشد)
مجھے جانے دو پانی بھر کے یہ عباس کہتے تھے
کئی دن کی پیاسی ہے سکینہ رو رہی ہوگی
(هنگام پر کردن (مشک) آب، عباس میگفت: «بگذار برویم»
سکینه چند روز است که تشنه است، شاید دارد گریه می کند)
لٹی ہے جیسے دنیا کربلا میں ابن حیدر کی
کسی مظلوم کی دنیا نہ دنیا میں لٹی ہوگی
(آن گونه که دنیای ابن حیدر در کربلا به غارت رفت
دنیای هیچ مظلومی در این دنیا به آن صورت برباد نشده است)
(در اینجا قدری راگخوانی دارد. دقیقۀ ۹)
محمد کے نواسے نے جو کی تیغوں کے سائے میں
بشر تو کیا فرشتوں سے نہ ایسی بندگی ہوگی
(آن گونه بندگیای که نوۀ محمد در زیر تیغ انجام داد
بشر که بماند، فرشته ها از عهدۀ آن برنخواهند آمد)
ہمارے خون کے بدلے میں امت بخش دے یارب
خدا سے حشر میں یہ التجا شبیر کی ہوگی
(خدایا! به حق خون ما، این امت را ببخش!
در روز جزا، حسین از خدا این التجا را خواهد کرد)
@mkazemkazemi
یک قوالی مذهبی از نصرت فتحعلی خان
از احمد شهریار، شاعر گرانقدر پاکستانی به خاطر این ترجمه سپاسگزارم.
شہیدِ کربلا کی مومنو جب یاد آتی ہے
تڑپ جاتی ہے دنیا خون کے آنسو بہاتی ہے
(ای مومنان! هنگامی که به یاد شهید کربلا می افتد
دنیا مضطرب شده و خون گریه می کند)
شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین، دینپناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لااله است حسین
سجدے میں سر کٹانے کو آخر کٹا دیا
لیکن خدا کے نام کا ڈنکا بجا دیا
(هرچند اجازه داد سرش در سجده بریده شود
اما نامِ خدا را (در دنیا) عام کرد.)
دین کی گر تلاش ہے سر کو جھکا نماز میں
دل سے خودی کو دور کر، خود کو مٹا نماز میں
آئے گا تجھ کو تب نظر روئے خدا نماز میں
پہلے حسین کی طرح سر کو کٹا نماز میں
(اگر دنبال دین هستی، سرت را در نماز خم کن
خودبینی را از دلت دور کن و خودت را در نماز فنا کن
آن وقت است که در نمازت لقای خدا را خواهی دید
(پس) اول مانند حسین باید سرت در نماز بریده شود.)
کس کی مجال اے حسین، کس کی ہو تجھ سے ہمسری
باپ اگر امام تھے، نانا کے گھر پیمبری
شکل حسین دیکھ کر حق بھی کہے گا حشر میں
اے مرے مصطفی کے لال امت مصطفی بری
(ای حسین! چه کسی جرائت همانندی تو را دارد
اگر پدرت امام بود، خانۀ جدت پیغبری داشت
در روز حشر با دیدن روی حسین خدا خواهد گفت:
ای نورِ دیدۀ مصطفی! (به خاطر تو) امتِ مصطفی آزاد است.)
سلامی کربلا میں کیا قیامت کی گھڑی ہوگی
چھری شبیر کی گردن پہ جس دم چل رہی ہوگی
(ای سلامی! در کربلا چه محشری برپا بوده باشد
هنگامی که بر گردن حسین خنجر کشیده می شد)
کلیجا تھام کر پیرِ فلک بھی رہ گیا ہوگا
کلیجے پر علی اکبر کے برچھی جب لگی ہوگی
(شاید پیرِ فلک نیز دستش را بر جگر گذاشته باشد
زمانی که دشنه بر جگر علی اکبر خورده باشد)
مجھے جانے دو پانی بھر کے یہ عباس کہتے تھے
کئی دن کی پیاسی ہے سکینہ رو رہی ہوگی
(هنگام پر کردن (مشک) آب، عباس میگفت: «بگذار برویم»
سکینه چند روز است که تشنه است، شاید دارد گریه می کند)
لٹی ہے جیسے دنیا کربلا میں ابن حیدر کی
کسی مظلوم کی دنیا نہ دنیا میں لٹی ہوگی
(آن گونه که دنیای ابن حیدر در کربلا به غارت رفت
دنیای هیچ مظلومی در این دنیا به آن صورت برباد نشده است)
(در اینجا قدری راگخوانی دارد. دقیقۀ ۹)
محمد کے نواسے نے جو کی تیغوں کے سائے میں
بشر تو کیا فرشتوں سے نہ ایسی بندگی ہوگی
(آن گونه بندگیای که نوۀ محمد در زیر تیغ انجام داد
بشر که بماند، فرشته ها از عهدۀ آن برنخواهند آمد)
ہمارے خون کے بدلے میں امت بخش دے یارب
خدا سے حشر میں یہ التجا شبیر کی ہوگی
(خدایا! به حق خون ما، این امت را ببخش!
در روز جزا، حسین از خدا این التجا را خواهد کرد)
@mkazemkazemi
👍4🔥1
✳️ شب شعر آیینی «مکتب سیدالشهدا»
🔻 شعرخوانی شاعران جوان و پیشگام افغانستان
🔻 منقبتخوانی
🔻 سخنرانی علیرضا قزوه، محمدکاظم کاظمی و سید عبدالله حسینی
⏰ دوشنبه ۱۰ مرداد (اسد) ۱۴۰۱، ساعت ۱۷ تا ۱۹
📪 تهران، یوسفآباد، خیابان سید جمالالدین اسدآبادی، خیابان ۲۱، بوستان شفق، فرهنگسرای خانواده
💢حضور علاقهمندان آزاد است.
🔸 برگزارکننده: خانهٔ ادبیات افغانستان با همکاری معاونت هنری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و فرهنگسرای خانواده
🆔 @khaneadabiat
🌐 www.khane-adabiat.com
🔻 شعرخوانی شاعران جوان و پیشگام افغانستان
🔻 منقبتخوانی
🔻 سخنرانی علیرضا قزوه، محمدکاظم کاظمی و سید عبدالله حسینی
⏰ دوشنبه ۱۰ مرداد (اسد) ۱۴۰۱، ساعت ۱۷ تا ۱۹
📪 تهران، یوسفآباد، خیابان سید جمالالدین اسدآبادی، خیابان ۲۱، بوستان شفق، فرهنگسرای خانواده
💢حضور علاقهمندان آزاد است.
🔸 برگزارکننده: خانهٔ ادبیات افغانستان با همکاری معاونت هنری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و فرهنگسرای خانواده
🆔 @khaneadabiat
🌐 www.khane-adabiat.com
👍2
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
✳️ جلسۀ نقد کتاب «دقایق» از سعید تاجمحمدی
🔻 یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱
🔺 ساعت ۱۸
🔸 بولوار هاشمیه، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲
حوزۀ هنری خراسان رضوی
🔻 یکشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱
🔺 ساعت ۱۸
🔸 بولوار هاشمیه، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲
حوزۀ هنری خراسان رضوی
👍2
✳️ کشور خورشید
🔷 آشنایی با افغانستان
🔻 سلسله برنامههای زندهٔ اینستاگرامی
🔹 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻نشست ۴۶، پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۱
🔻 ساعت ۲۲ به وقت ایران
🔸 از اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
instagram.com/mkazemkazemi
✳️ موضوع این نشست
🔻 گفتگو دربارهٔ این برنامه
🔻 آشنایی با عوامل برنامه
✳️ مهمان این برنامه: سمیه سادات نجفی
#کشور_خورشید
@mkazemkazemi
🔷 آشنایی با افغانستان
🔻 سلسله برنامههای زندهٔ اینستاگرامی
🔹 محمدکاظم کاظمی و زینب بیات
🔻نشست ۴۶، پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۱
🔻 ساعت ۲۲ به وقت ایران
🔸 از اینستاگرام محمدکاظم کاظمی
instagram.com/mkazemkazemi
✳️ موضوع این نشست
🔻 گفتگو دربارهٔ این برنامه
🔻 آشنایی با عوامل برنامه
✳️ مهمان این برنامه: سمیه سادات نجفی
#کشور_خورشید
@mkazemkazemi
👍2❤1
Forwarded from کافه کتاب آفتاب ☕️📚☀️
🏴خط با خون تو آغاز میشود...
دوستان و همراهان عزیز
ضمن عرض تسلیت فرارسیدن ایام شهادت سرور آزادگان، حسینبنعلی(درود خدا بر او و یارانش)
مطابق سنت سالهای گذشته
امسال نیز مراسم متنخوانیعاشورایی
با حضور علاقهمندان برگزار میشود.
در این مراسم هر یک از حاضران بنا به انتخاب خود، شعر یا نثری عاشورایی را برای دیگران میخواند.
زمان: روزهای تاسوعا و عاشورا ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر
مکان: کافهکتابآفتاب
ضمنا کافهکتابآفتاب در روزهای تاسوعا و عاشورا تعطیل است.🏴
دوستان و همراهان عزیز
ضمن عرض تسلیت فرارسیدن ایام شهادت سرور آزادگان، حسینبنعلی(درود خدا بر او و یارانش)
مطابق سنت سالهای گذشته
امسال نیز مراسم متنخوانیعاشورایی
با حضور علاقهمندان برگزار میشود.
در این مراسم هر یک از حاضران بنا به انتخاب خود، شعر یا نثری عاشورایی را برای دیگران میخواند.
زمان: روزهای تاسوعا و عاشورا ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر
مکان: کافهکتابآفتاب
ضمنا کافهکتابآفتاب در روزهای تاسوعا و عاشورا تعطیل است.🏴
👍2
مرثیهخوانی افغانستانی
میر فخرالدین آقا
🔹 امسال مرثیهخوانی میر فخرالدین آقا دست به دست میگردد. شاید چون خیلیها دلشان برای مرثیهخوانیهای ساده، پرمحتوا و مؤثر تنگ شده است. به راستی کسی نیست که این سبکهای اصیل را احیا کند؟
@mkazemkazemi
@mkazemkazemi
❤2👍2