برنامه بعد از خیر مقدم های مسئولان با شعرخوانی محمدجواد محبت شروع شد و پس از او محمدعلی بهمنی شعر خواند.
غزلی از بهمنی. 👆
غزلی از بهمنی. 👆
مدیر کل ارشاد کرمانشاه، معاون استاندار و مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی سه نفری جمعا کمتر از یک ربع سخنرانی کردند. این اختصار در سخنرانی از عصر مادها تا حال سابقه نداشته است. دمشان گرم. کار درست همین است.
افتتاحیه در کرمانشاه است، به احترام کشتگان و آسیب دیدگان زلزله غرب ایران.
❤1
اصغر عظیمی مهر، غلام رضا طریقی، عبدالجبار کاکایی، محمدسعید میرزایی در ادامه شعر می خوانند.
سپس اسماعیل امینی و من و محمود اکرامی شعر می خوانیم و آنگاه اولین بانوی شاعر این جلسه دعوت می شود، خانم صفری از کرمانشاه.
در ادامه پرویز بیگی حبیب آبادی، بابک دولتی، عبدالرضا رادفر، عدنان مرادی، حسین احمدی مهجور، فرشاد فرصت صفایی، همتعلی اکرادی.
در ادامه پرویز بیگی حبیب آبادی، بابک دولتی، عبدالرضا رادفر، عدنان مرادی، حسین احمدی مهجور، فرشاد فرصت صفایی، همتعلی اکرادی.
و سرانجام دبیر علمی دوازدهمین جشنواره شعر فجر، جناب جواد محقق به عنوان حسن ختام به پشت تریبون دعوت می شود.
و امروز مهمان شهر زلزله زده ولی مقاوم سر پل ذهاب هستیم در محفلی به همین مناسبت.
من به مناسبت این که سر پل ذهاب هم خسارتهای جنگ و هم ویرانی های زلزله را تحمل کرده و تاب آورده است این چند بیت از یک مثنوی را خواندم.
🔹
قتلگاه پدر، آن صخرۀ گلگون، پیداست
ردّ پا گم شده، امّا اثر خون پیداست
خشم تیغ دوسر ماست، نگه میداریم
یادگار پدر ماست، نگه میداریم
باز هم روزِ نو و روزیِ نو خواهم داشت
در زمین پدرم کشت و درو خواهم داشت
سنگ اگر هست در این مزرعه، بر خواهد داد
چوب اگر هست در این خاک، شکر خواهد داد
خانه را، خشتی اگر نیست، به گِل میسازم
گُل در این باغچه از پارۀ دل میسازم
آسیا بیآب میچرخد اگر من باشم
سنگِ آن، مهتاب میچرخد اگر من باشم
عاقبت آن که هَرَس کرد، ثمر میچیند
از درختی که پدر کاشت، پسر میچیند
🔹
قتلگاه پدر، آن صخرۀ گلگون، پیداست
ردّ پا گم شده، امّا اثر خون پیداست
خشم تیغ دوسر ماست، نگه میداریم
یادگار پدر ماست، نگه میداریم
باز هم روزِ نو و روزیِ نو خواهم داشت
در زمین پدرم کشت و درو خواهم داشت
سنگ اگر هست در این مزرعه، بر خواهد داد
چوب اگر هست در این خاک، شکر خواهد داد
خانه را، خشتی اگر نیست، به گِل میسازم
گُل در این باغچه از پارۀ دل میسازم
آسیا بیآب میچرخد اگر من باشم
سنگِ آن، مهتاب میچرخد اگر من باشم
عاقبت آن که هَرَس کرد، ثمر میچیند
از درختی که پدر کاشت، پسر میچیند