کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
949 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
🔹 زیستن در حصار موانع
بدون هیچ پیامکی، بدون هیچ اخطاری، بدون هیچ اطلاعی. ظهر جمعه به عابربانک می‌روی که پولی به دختر دانشجویت در تهران بفرستی، و با این جمله مواجه می‌شوی. هیچ مهم نیست که تو ممکن است در سفر باشی و به بانک دسترسی نداشته باشی؛ هیچ مهم نیست که در بیمارستان و در پی پرداخت پول معالجه‌ات باشی.
جالب این که برای واریز پول هیچ مسدود شدنی در کار نیست و فقط برای برداشت مسدود شده است.
این اتفاقی است که بارها می‌افتد به خاطر یک دستور برای ایجاد یک ممنوعیت یا محدودیت تازه.
چون تو از «اتباع بیگانه» هستی. همین.
@mkazemkazemi
🔹 توضیحاتی دربارۀ داستان کارت‌های عابربانک مهاجرین
🔸 محمدکاظم کاظمی

در مورد یادداشت «زیستن در حصار موانع» این نکات را گفتنی می‌دانم.
🔻
۱. از مسئولان روابط عمومی بانک تجارت سخت سپاسگزارم که با حفظ احترام و حسن سلوک تمام، تلفن زدند و در این مورد توضیح دادند که این مسدود شدن کارت‌های عابربانک به دستور مراجع بالاتر بوده است.
البته من هم این را بیفزایم که هرچند قرعۀ کار من این بار به نام بانک تجارت خورده بود، من گاه از سوی بعضی بانک‌های دیگر هم با این رویداد مواجه شده‌ام و آن هم به دفعات.
🔻
۲. انعکاس این قضیه در فضای مجازی و رسانه‌ها بسیار وسیع بود، وسیع‌تر از آنچه تصورش را می‌كردم. ممنون و قدردان همه کسانی هستم که به هر شکلی اظهار همدردی کردند و بسیاری‌ها نیز دست به کار شدند و به مطالبه‌گری در این مورد پرداختند. همین محبت‌ها و همدردی‌هاست که به ما دلگرمی و امید می‌دهد. امید به رفع تنگناها هرچند سخت است و در این سال‌ها تنگناها غالبا بیشتر شده است.
🔻
۳. یک توضیح ضروری دیگر در مورد عبارت «جواز اقامت» است. از سوی بعضی دوستانی که پیگیر این ماجرا بودند، این سخن نیز مطرح می‌شد که طبق فرمودۀ مسئولان، این انسداد کارت‌های بانکی شامل کسانی می‌شود که «جواز اقامت» ندارند.
متأسفانه از عبارت «جواز اقامت» چنین برداشت می‌شود که هر کسی که جواز اقامت ندارد بی‌مدرک است و اقامتش غیرقانونی است و باطل شدن کارت او طبیعی و بلکه لازم است.
ولی من این نکته را بیفزایم که مهاجران صاحب مدرک افغانستان در ایران دو دسته‌اند. یکی گروهی که گذرنامه و «جواز اقامت» دارند و یکی گروهی که «کارت شناسایی» دارند. گفتنی است که این دارندگان کارت شناسایی هم از نظر اقامتی در ایران ریشه‌دار هستند و اقامتشان از دارندگان جواز اقامت از جهاتی مطمئن‌تر است. من خودم ۲۵ سال با کارت شناسایی زندگی کرده‌ام و با آن دانشگاه خوانده‌ام.
این را از این جهت عرض کردم که تصور نشود هر کسی که به اعتبار نداشتن «جواز اقامت» کارت بانکی‌اش باطل می‌شود در واقع یک مهاجر غیرقانونی بوده است. او هم قانونی است، ولی اسم مدرک شناسایی او جواز اقامت نیست.
حالا طبق شنیده‌ها قرار است که کارت‌های بانکی این گروه مسدود شود، کسانی که بخش عظیمی از مهاجران بامدرک را تشکیل می‌دهند. بسیاری از این‌ها قریب به سی سال است که در ایران زیسته‌اند و بسیاری حتی در این کشور به دنیا آمده‌اند. غصه اصلی ما محرومیت این گروه وسیع کارت‌دار است نه فقط دارندگان جواز اقامت.

خدا کند این شنیده‌ها راست نباشد.
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده (بصیراحمد حسین زاده)
سومین جشنواره ادبی ریحانه ویژه شعر و داستان
شاعران و نویسندگان افغانستان می توانند در این جشنواره شرکت کنند.
@hosinzadee
🔴 ثبت‌نام آغاز شد.
برای آگاهی از شرایط ثبت‌نام در کارگاه‌های غیرحضوری به شناسهٔ زیر پیام دهید.
@S12_n

@najvayeghalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 غزلی از محمدکاظم کاظمی که روایت 365 روز از زندگی یک شاعر است.

افتتاحیه محافل سیزدهمین جشنواره بین‌المللی شعر فجر

📌 گتوند - خوزستان

@bicheshmdasht2
با سپاس از شاعر گرامی جناب موسی عصمتی. 👆
🔹 از صفحۀ اینستاگرام آقای نصرالله پژمان‌فر نمایندۀ محترم مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس.
با سپاس از ایشان و همه کسانی که به این موضوع، از منظر انسانی می‌نگرند.
🔺 یادداشتی از خانم مریم شیعه‌زاده در نشریه شهرآرا مترو. با سپاس از ایشان.
📜

📌تهیه‌کننده محترم تماس گرفت و با صدایی آرام و لحنی معنوی، توضیح داد که برای پخش در ایام فاطمیه شبکه فلان، بنا دارند شعرخوانی چند شاعر را ضبط کنند و گفت شماره مرا از فلانی گرفته و گویا چند شعر فاطمی دارم و از من پرسید آیا شعرم را در فلانجا هم خوانده‌ام یا نه، و خلاصه اینکه دعوت کرد که افتخار بدهم و فلان‌روز در فلان استودیو حاضر شوم و‌ شعرهای فاطمی‌ام را برای دوربین‌شان بخوانم. بعد از پرسش از چند و چون کار، سؤال کردم آیا برای شاعران دستمزدی یا هدیه‌ای در نظر گرفته‌اند یا خیر. با صدایی آرام و لحنی معنوی، از اجر معنوی گفت و از بودجه محدود سازمان [؟!] و در پایان گفت اگر لازم است با من خودشان از جیب حساب خواهند کرد.
محترمانه و با لحنی معنوی از ایشان عذرخواهی و با ایشان خداحافظی کردم.

آنچه در ادامه می‌آید پاسخی به ایشان و امثال ایشان است:

📌شعر در تلویزیون بی‌احترام و بی‌قدر است. مثل خیلی چیزهای دیگر. برعکسِ مثلا فوتبال، و خیلی چیزهای دیگر. چرا؟ چون بی‌شعور و از فرهنگ بیگانه‌اند؟ نه لزوماً. چون در تلویزیون ملاک احترام پول است. چیزی در تلویزیون محترم است که برایش پول خرج شده باشد و چیزی محترم‌تر، که از آن بشود پول هم درآورد. تلویزیون تا برای چیزی پول خرج نکند، متوجه ارزش و اعتبار آن چیز نمی‌شود. تلویزیون پول را می‌شناسد، نه ارزش و اعتبار را.

📌محمد صالح‌علاء می‌گفت من ترانه‌هایم را گران می‌فروختم. چون تهیه‌کننده می‌گفت حالا که اینقدر پول به ترانه داده‌ایم، پس بدهیم آهنگش را هم فلانی بسازد و بگوییم ارکستر بزرگ هم بگیرند و اصلا بدهیم فلانی هم بخواند. قیمت ترانه بود که کیفیتش اجرا را تضمین می‌کرد، نه هیچ چیز دیگر. تهیه‌کننده جز پول را نمی‌فهمید و برای ارتقای کیفی کار، هیچ چاره‌ای جز بالا بردن قیمت ترانه و وادار کردن تهیه‌کننده به پول خرج کردن به‌نفع کیفیت کار نبود.

📌برای تلویزیون، چیزی که بابتش پولی پرداخت نشده، صرفا برنامه‌پرکن است. تازه پیش خودشان فکر می‌کنند این بابا که بدون اینکه چیزی بگیرد پا شده آمده جلوی دوربین، لابد از خداش هم هست. اصلا توی سرش هم می‌زنیم. اما وقتی پول خرج می‌کنند، با خودشان می‌گویند پس لابد یک خبری هست، احترام بگذاریم. تهیه‌کننده می‌دود به استقبالت، مدیر تولید استاد استاد می‌کند، تصویربردار تصویر بهتری ازت می‌گیرد (باور کنید)، مجری توی حرفت نمی‌پرد... و همه دست در دست هم تلاش می‌کنند حالا که پولش را داده‌اند، احترام بگذارند و کار را باکیفیت اجرا کنند.

📌من که بارها بی‌هیچ توقعی در فلان محفل دانشجویی و فلان هیئت عزاداری و فلان جمع دوستانه شعر خوانده‌ام، اتهام پول‌دوستی را به جان می‌خرم و به تلویزیون و تهیه‌کننده تلویزیون ـ حساب آنها که می‌شناسم‌شان سوا ـ حال مفت نمی‌دهم. نه اینکه چندرغاز حق‌البوق تهیه‌کننده و تلویزیون دردی از من دوا کند، نه. این کار را می‌کنم که آنها که جز پول ملاکی برای تشخیص ندارند، شاخک‌هاشان بجنبد و حالی‌شان شود که پس لابد خبری است و پس لابد شعر برنامه‌پرکن و شاعر عشق دوربین نیست. به‌ناچار بفهمند شعر و شاعر شأن دارند و به‌ناچار همیت بدهند و به‌ناچار احترام بگذارند، حتی اگر نفهمند چرا باید احترام گذاشت.

📌په‌نون:
برنامه‌های زنده مناسبتی داستانی دیگر دارند. یک شاعر و یک دلقکِ تقلیدصداکار مهمان برنامه‌اند ـ حالا کار نداریم که شاعر چرا باید اجازه بدهد همطراز دلقک بنشانندش. برای شاعر پانصدهزارتومان هزینه شده و برای دلقک پنج میلیون تومان. پس طبیعی است که مجری شعر شاعر را قطع کند تا دلقک ادا دربیاورد. برای شاعر هزینه شده، درست، اما خب، برای دلقک ده‌برابر بیشتر هزینه‌شده. اینجا حساب اولویت‌هاست، نه فقط هزینه‌ها.
برنامه‌های زنده مناسبتی، مسابقه بی‌شعوری و بی‌احترامی‌اند.

📌‏په‌نون دو:
دسته‌ای‌شان هم با ذکر عباراتی مثل اجر معنوی (درواقع با سوءاستفاده از معنویات) سعی می‌کنند خود را از این فرایند مبرا بنمایانند. اما ما که می‌دانیم ۸۷ درصدشان هزینه شاعر را در برآورد دیده‌اند، اما پیچانده‌اند و گذاشته‌اند توی جیب‌شان، که اگر لازم شد از جیب‌شان خرج کنند.

👁‍🗨
OmidMahdinejad
👆 من در ذیل این مطلب امید مهدی‌نژاد افزونۀ «رادیو» را هم می‌افزایم.
برای عزیزان خیلی طبیعی شده است صرف کردن مدت بسیاری از وقت شاعر جماعت، در حالی که در مدت این نیم ساعت یا چهل دقیقه که آدمی را به بیگاری می‌گیرند، این شخص می‌تواند چند صفحه از کتابی را که سر دست دارد ویرایش کند یا هر کار دیگری که بالاخره برای او از جنس «کار» به حساب می‌آید پیش ببرد.
چند روز پیش عزیزانی حدود چهل دقیقه وقت مرا گرفتند، برای پنج شش دقیقه بحث دربارۀ شعر. وقتی می‌گوییم که وقت ندارم هم از ضرورت فرهنگی این کار سخن می‌گویند. نمی‌دانند که شاید کاری که ممکن است آن شاعر به جای آن برنامۀ‌ رادیو انجام می‌دهد برای فرهنگ و ادبیات ضروری‌تر باشد.
Forwarded from خانهٔ آینه
🍀 امروز با بیدل فوتبالی

🔹 ز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینی‌ها
🔻
ترک برداشتن ظرف چینی را «مو برداشتن» می‌گویند و بیدل از این نکته بسیار استفاده کرده است. هر جا در شعر بیدل «مو» و چینی می‌بینیم، ارتباطی به این موضوع دارد. ولی در عین حال مردم چین هم در این بیت‌ها در نظر است به اعتبار که چینی‌های آن زمان سرشان را می‌تراشیده‌اند. بیدل به این هم بسیار اشاره دارد.
و این هم یک مصراع دیگر که بیدل برای شکست چینی‌ها گفته است.

🔹 هر چینی از این بزم، شکست دگر آورد
در این صفحۀ اینستاگرامی عکس‌های بسیار زیبا و دیده‌نشده‌ای از افغانستان خواهید دید. 👆
در این جاهاست که تصویری خلاف آنچه در اغلب رسانه‌ها دیده می‌شود از این کشور می‌توان یافت.
🔹۹۰ سال پیش، روزنامۀ‌ اطلاعات:

🔻
اطلاعات خصوصی ما نسبت به تشریف‌فرمایی اعلی‌حضرت پادشاه افغانستان به ایران حاکی است روز دوشنبه و شب سه‌شنبه را پادشاه افغانستان در رشت و پهلوی توقف فرموده و از طرف دولت پذیرایی شایانی خواهد شد و روز سه‌شنبه با تشریفات سلطنتی به عزم قزوین عزیمت خواهند کرد. در بین راه رشت به قزوین از طرف وزارت دربار محل مناسبی در نظر گرفته شده و نهار را در آنجا صرف خواهند کرد. عصر سه شنبه به قزوین ورود فرموده شب را در عمارت لاله‌زار توقف و صبح روز چهارشنبه به طرف طهران عزیمت خواهند فرمود.
آقای تیمورتاش وزیر محترم دربار بر حسب امر ملوکانه چهار روز قبل از ورود پادشاه افغانستان به رشت و پهلوی عزیمت خواهند فرمود که دستورات لازمه جهت تهیۀ مقدمات و پذیرایی پادشاه افغانستان داده و در موقع ورود نیز حضور داشته باشد. هیئت دولت نیز تا قزوین به استقبال خواهند رفت.
صبح روز چهارشنبه 23 خرداد والاحضرت ولایت‌عهد به اتفاق چند نفر از صاحب‌منصبان ارشد قشون تا کرج به استقبال پادشاه افغانستان عزیمت خواهند کرد.
در خارج دروازه قزوین باغ سردار معتضد نیز برای پذیرایی و استراحت پادشاه افغانستان ترتیب داده شده و اعلی‌حضرت همایونی در آنجا اعلی‌حضرت پادشاه افغان را ملاقات خواهند فرمود.
پس از پذیرایی در خارج شهر با تجلیلات و شکوه کاملی اعلی‌حضرتین پادشاه ایران و افغان به شهر نزول اجلال فرموده و از خیابان امیریه و میدان سپه به قصر سلطنتی صاحبقرانیه که از طرف دولت ایران برای پذیرایی پادشاه افغانستان تهیه شده است تشریف‌فرما خواهند شد.
🔻
توضیح:
آنچه خواندید، مربوط به ۹۰ سال پیش است، گزارشی از تشریفات مفصل مربوط به ورود امان‌الله خان پادشاه افغانستان به ایران. من آن را از کتاب در حال تدوین آقای بصیراحمد حسین‌زاده که تاریخ صدسالۀ افغانستان به نقل از روزنامۀ اطلاعات را در خود دارد نقل کرده‌ام.
در همین سفر، در دیگر کشورها نیز چنین تجلیل باشکوهی از این شاه جوان ترقی‌خواه شده بود. به واقع بسیاری‌ها در داخل و خارج چنین حساب بزرگی برای او باز کرده بودند.
ولی دریغ که شتابزدگی‌ها و بی‌تدبیری‌های امان‌الله شاه همراه با دسیسه‌های خارجی و جهل و تعصب مفرط مردم، کار را به جایی رساند که او با همه محبوبیتی که روزگاری داشت، در ظرف چند ماه سرنگون شد و با وضعیت فرار از کشور بیرون رفت و در اروپا، در غربت درگذشت.
اگر خرد و تدبیر این شخص هم به پایۀ بلندپروازی و عزم و شجاعت او بود، افغانستان امروز این نبود که هست.
@mkazemkazemi
🔹 از عکس‌های سفر شاه امان‌الله خان به ایران. مرتبط با پست قبل.
نامزدهای بخش شعر بزرگسال سیزدهمین جشنواره شعر فجر اعلام شد.

به ترتیب حروف الفبا:

✔️ «آدم‌ها با مرگ شاعر می‌شوند» سروده «معصومه درفشیان» از انتشارات فصل پنجم

✔️ «بی نظمی» سروده «آرمین یوسفی» از نشر چشمه

✔️ «جایگاه شهود» سروده «محمدعلی مقیمی» از انتشارات سوره مهر

✔️ «دومینو» سروده «ابوذر پاکروان» از انتشارات فصل پنجم

✔️ «روح اندوهگین یک شاعر» سروده «سیدرضا محمدی» از انتشارات شهرستان ادب

✔️ «مخالف خوانی» سروده «جواد زهتاب» از نشر چشمه

✔️ «می خوش» سروده «عبدالحسین انصاری» از انتشارات سپیده باوران

📎 جزئیات در:
adabiatirani.ir/2FQ5SZV

@adabiatirani
ادبیات ایرانی
نامزدهای بخش شعر بزرگسال سیزدهمین جشنواره شعر فجر اعلام شد. به ترتیب حروف الفبا: ✔️ «آدم‌ها با مرگ شاعر می‌شوند» سروده «معصومه درفشیان» از انتشارات فصل پنجم ✔️ «بی نظمی» سروده «آرمین یوسفی» از نشر چشمه ✔️ «جایگاه شهود» سروده «محمدعلی مقیمی» از انتشارات…
حضور سید رضا محمدی شاعر افغانستان در جمع نامزدهای امسال جشنوارۀ شعر فجر.
حالا از این هفت شاعر چه شاعر یا شاعرانی تندیس این جشنواره را خواهند ربود؟‌
البته من می‌دانم چون از اعضای کمیتۀ انتخاب نهایی بوده‌ام ولی نمی‌گویم تا در خود جلسه اعلام شود. 😜
مراسم اختتامیه شنبه ۱۳ بهمن، ساعت ۱۵:۳۰ در تالار قلم کتابخانۀ ملی در تهران خواهد بود.
@mkazemkazemi
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
🔸نقد کتاب «در دلم جز غزل نمی‌گنجد»
مجموعه شعر مصطفی جلیلیان مصلحی
🔹 دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۷
🔻 ساعت ۱۵
🔹 مشهد، بولوار هاشمیه، بین هاشمیه ۲۰ و ۲۲
حوزۀ هنری خراسان رضوی
🔹 گاهی یک ناشر خوب مثل سوره مهر هم می‌تواند یک کتاب را از نظر کتاب‌آرایی خیلی بد ارائه کند.
از همین دو صفحه می‌شود به اندازۀ یک کتاب ایراد ویرایشی پیدا کرد. انتخاب فونت و ترکیب کلی صفحه و این که به جای «پیشگفتار»، «مقدمه» نوشته‌اند هم به جای خود.
همیشه کتاب‌های سوره مهر از این نظر «آمد نیامد» داشته است. این کتابش هم یک‌تنه مرزهای کتاب‌آرایی را جابه‌جا کرده‌است به زور خدا.
@mkazemkazemi