کانال محمدکاظم کاظمی
2.81K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
صدای شعرخوانی صادق عصیان از افغانستان 👆
شعرخوانی و صحبت خانم گلرخسار صفی ملکه شعر تاجیکستان.
شعرخوانی خانم دکتر حمیرا نگهت دستگیرزاده که از هلند تشریف آورده اند.
بانو حمیرا نگهت از بانوان توانمند شعر افغانستان است.
دو فایل صوتی شعرخوانی زینب بیات. 👆
🚲
ضبط کردن شعر حلزون سعیدی ناتمام ماند چون خانم گلرخسار از من پرسید "حلزون چیست" و من ناچار استیکر حلزون برایش نشان دادم تا بشناسد و برای جمع ترجمه کند.
🐌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این را نشان خانم گلرخسار دادم. 👆
محمدشریف سعیدی: من چند شعر کوتاه می خوانم چون هر کسی شعرهایش زا به اندازه قدش می سراید.
[خنده و دست زدن حضار]
🚲
گلرخسار با شعر محمدشریف سعیدی تازه آشنا شد. تا حال گویا شعرش را ندیده بود. گفت: "چقزه خوب شاعر است ای بچه. بهترین شاعر است. از کجاست؟" و من توضیح دادم.
نمی دانست که از افغانستان است. چون سعیدی از کشور سوئد اعلام شده بود.
تاجیکان با شاعرانی که در ایران بالیده اند خیلی آشنا نیستند.
@mkkazemi
🚲
باز هم بیشتر سالمندان تاجیک شعر خواندند. به گلرخسار گفتم: چرا از جوانان در برنامه نگذاشتید؟ گفت: آن وقت شما مهمانان می ماندید.
گفتم: خوب مجری جلسه کمتر حرف می زد.
گفت: آن وقت شما خوب معرفی نمی شدید.
(ولی حرفهای مجری چندان هم در معرفی ما نبود. شعر هم زیاد می خواند. آخر چرا مجری های جلسات باید شعر بخوانند؟ من اعتراض دارم به این رسم. مجری برای دعوت و معرفی شاعران است و شاعران اند که باید شعر بخوانند. حداکثر این که تا شاعر به پشت تریبون می رسد مجری آن خالیگاه را با شعر کوتاهی پر کند.چرا مجری ها در همه جا این قدر شعر می خوانند؟ چرا مسئولین رسیدگی نمی کنند؟)
@mkkazemi
جناب عالی اینجا، جناب عالی آنجا، جناب عالی همه جا. 👆
🌈
در فرودگاه شهر دوشنبه هستیم.
یک هفته در شهر دوشنبه بودیم. اما وابسته ی مهربانی هایشان شدم. مهربانی هایی که در جاهای دیگر کم رنگ شده و دیده نمی شود.
این یک هفته به قول تاجیک ها معقول و نغز بود.
امروز در هوای بارانی دوشنبه، قبل از اینکه به فرودگاه بیاییم کمی خرید داشتیم.
آقای زیادالله وف، ما را بازار برد و به خاطر اینکه زیر باران خیس نشویم برای هر کدام مان یک چتر خرید.
این چتر مهربانی و این باران چقدر دلپذیر و خاطره انگیز بود.
چتر فارسی 👆
🌈
نمی شود مهمان مهربانی همزبانان تاجیک بود و غزلی نسرود.
این غزل دستاورد این سفر خاطره انگیز است که تقدیم می کنم.

دوباره آمده ام بی قرار لبخندت
چه عطرسیب پراکنده بار لبخندت

به خانه آمده ام تا فقط تو باشی و من
وطعم چای نشیند کنار لبخندت

تمام خستگی ام را گذاشتم یک سو
بده به شانه ی من کوله بار لبخندت

دوباره آمده ام یار خوب تاجیکی
کنیم بیت برک در بهار لبخندت

کنار چشمه ی روشن، دو شاخه گل در دست
بخوان ترانه بخوان با دوتار لبخندت

هرات و بلخ و سمرقند، مشهد و کولاب
تمام جمع شود در حصار لبخندت
4 فروردین 95
زینب بیات
@mkazemkazemi