📚
کتابهای من در نمایشگاه کتاب تهران
🔹
انتشارات سپیدهباوران
(سالن عمومی شماره 2. راهرو 3. غرفه 20)
📖 روزنه، چاپ ششم
📖 مرقع صدرنگ، چاپ دوم
📖 شمشیر و چغرافیا، چاپ دوم
🔹
انتشارات عرفان
(جنب سالن سه قلوها، جنب بازار جهانی کتاب، سالن ملل، غرفه 7)
📖 گزیدۀ غزلیات بیدل، چاپ چهارم
📖 همزبانی و بیزبانی، چاپ سوم
📖 این قند پارسی، چاپ دوم
@mkazemkazemi
کتابهای من در نمایشگاه کتاب تهران
🔹
انتشارات سپیدهباوران
(سالن عمومی شماره 2. راهرو 3. غرفه 20)
📖 روزنه، چاپ ششم
📖 مرقع صدرنگ، چاپ دوم
📖 شمشیر و چغرافیا، چاپ دوم
🔹
انتشارات عرفان
(جنب سالن سه قلوها، جنب بازار جهانی کتاب، سالن ملل، غرفه 7)
📖 گزیدۀ غزلیات بیدل، چاپ چهارم
📖 همزبانی و بیزبانی، چاپ سوم
📖 این قند پارسی، چاپ دوم
@mkazemkazemi
🔴 یادی از احمدولی
امروز به مناسبتی به سراغ مجموعهای از آهنگهای احمدولی، آوازخوان معروف افغانستان رفتم، کسی که برای نسل جوان امروز خیلی آشنا نیست ولی در عصر خودش از بهترینها بوده است.
آنچه در کار احمدولی برایم بسیار جالب است، بازخوانی تعداد زیادی از آهنگهای استادان قدیم است، ولی با لحن و سبک امروزی و عمومپسند.
این کار احمدولی از این جهت بسیار ارزش دارد که بدین وسیله بعضی آهنگهایی که یا به خاطر کیفیت پایین و یا به خاطر ثقیل بودن سبک، از مدار پسند عموم مردم خارج شده است، به شکل امروزیتری حفظ میشود.
من برای نمونه آهنگ «گر بهشتم میسزد وصل نکویانم خوش است» از مرحوم استاد قاسم و احمدولی را منتشر میکنم.
آهنگ استاد قاسم شاید قریب به هفتاد سال پیش خوانده شده است و از نظر کیفیت تقریباً غیر قابل شنیدن است، هرچند از نظر مهارت در خواندن، استادانه است و برای بسیاریها دلپذیر و جذاب.
ولی خوب آهنگ احمدولی روایت تازهای از آن آهنگ است و استفادۀ عامتری دارد.
احمدولی شماری از آهنگهای استاد سرآهنگ را هم بازخوانی کرده است که در کانال استاد سرآهنگ نمونهای از آنها را آوردهام.
@ostad_sarahang
#احمدولی
#استاد_قاسم
@mkazemkazemi
امروز به مناسبتی به سراغ مجموعهای از آهنگهای احمدولی، آوازخوان معروف افغانستان رفتم، کسی که برای نسل جوان امروز خیلی آشنا نیست ولی در عصر خودش از بهترینها بوده است.
آنچه در کار احمدولی برایم بسیار جالب است، بازخوانی تعداد زیادی از آهنگهای استادان قدیم است، ولی با لحن و سبک امروزی و عمومپسند.
این کار احمدولی از این جهت بسیار ارزش دارد که بدین وسیله بعضی آهنگهایی که یا به خاطر کیفیت پایین و یا به خاطر ثقیل بودن سبک، از مدار پسند عموم مردم خارج شده است، به شکل امروزیتری حفظ میشود.
من برای نمونه آهنگ «گر بهشتم میسزد وصل نکویانم خوش است» از مرحوم استاد قاسم و احمدولی را منتشر میکنم.
آهنگ استاد قاسم شاید قریب به هفتاد سال پیش خوانده شده است و از نظر کیفیت تقریباً غیر قابل شنیدن است، هرچند از نظر مهارت در خواندن، استادانه است و برای بسیاریها دلپذیر و جذاب.
ولی خوب آهنگ احمدولی روایت تازهای از آن آهنگ است و استفادۀ عامتری دارد.
احمدولی شماری از آهنگهای استاد سرآهنگ را هم بازخوانی کرده است که در کانال استاد سرآهنگ نمونهای از آنها را آوردهام.
@ostad_sarahang
#احمدولی
#استاد_قاسم
@mkazemkazemi
👆
متن شعر آهنگهای بالا
شعر: صوفی غلامنبی عشقری
(گفتنی است که هر دو تن مصراع سوم شعر را اشتباه خواندهاند و صورت درست آن گویا چنین است: «ای فلک بر دوش من بار غم دنیا منه»
🔹
آهنگ استاد قاسم
گر بهشتم میسزد وصل نکویانم بس است
ور به دوزخ لایقم، تکلیف هجرانم بس است
ای فلک بر من منه بار غم دنیا را
ناز و تمکین و ادای خوبرویانم بس است
از حدیث زلف مشکین تو سرگردان شدم
بعد امشب دیدن خواب پریشانم بس است
(اینجا غم محبت، آنجا جزای عصیان
آسایش دو گیتی بر ما حرام کردند)
(روم به خواب که شاید تو را به خواب ببینم
کجاست خواب، مگر خواب را به خواب ببینم)
🔹
آهنگ احمدولی
گر بهشتم میرسد وصل نکویانم بس است
ور به دوزخ مایلم، تکلیف هجرانم بس است
ای فلک بر من منه بار غم دنیا را
ناز و تمکین و ادای خوبرویانم بس است
(ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی
چون فاصلۀ بیت بود فاصلۀ ما)
@mkazemkazemi
متن شعر آهنگهای بالا
شعر: صوفی غلامنبی عشقری
(گفتنی است که هر دو تن مصراع سوم شعر را اشتباه خواندهاند و صورت درست آن گویا چنین است: «ای فلک بر دوش من بار غم دنیا منه»
🔹
آهنگ استاد قاسم
گر بهشتم میسزد وصل نکویانم بس است
ور به دوزخ لایقم، تکلیف هجرانم بس است
ای فلک بر من منه بار غم دنیا را
ناز و تمکین و ادای خوبرویانم بس است
از حدیث زلف مشکین تو سرگردان شدم
بعد امشب دیدن خواب پریشانم بس است
(اینجا غم محبت، آنجا جزای عصیان
آسایش دو گیتی بر ما حرام کردند)
(روم به خواب که شاید تو را به خواب ببینم
کجاست خواب، مگر خواب را به خواب ببینم)
🔹
آهنگ احمدولی
گر بهشتم میرسد وصل نکویانم بس است
ور به دوزخ مایلم، تکلیف هجرانم بس است
ای فلک بر من منه بار غم دنیا را
ناز و تمکین و ادای خوبرویانم بس است
(ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی
چون فاصلۀ بیت بود فاصلۀ ما)
@mkazemkazemi
دوستان گرامی. مطالبی که در این کانال میبینید، به امید خدا از این پس به طور ثابت در سایت شخصی من هم منتشر خواهد شد.
www.mkkazemi.com
www.mkkazemi.com
🔴 پهلوان 1390
🔹محمدکاظم کاظمی
به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی
پهلوانان شهر جادوییم، گام بر آهن مذاب زدیم
لرزه بر جان کوه افکندیم، بند بر گردن شهاب زدیم
نعرهای تا کشید پیل دمان، بر تنش کوفتیم گرز گران
دیدهای تا گشود دیو سپید، بر سرش سنگ آسیاب زدیم
... ولی این خوابهای رنگارنگ پاره شد با صدای کشمکشی
اسپ ما داشت اژدها میکشت، لاجرم خویش را به خواب زدیم
تیر گز هم اگر به چنگ آمد، که توانِ کمانکشیدن داشت؟
صبر کردیم تا شود نزدیک، خاک بر چشم آن جناب زدیم
رخش را در چرا رها کردیم تا که تهمینهای نصیب شود
رخش دنبال رخش دیگر رفت، ما خری لنگ را رکاب زدیم
تا که بوسید دست ما را سیخ، گذر از مهرههای پشتش کرد
اینچنین برّه روی آتش رفت، اینچنین شد که ما کباب زدیم
هفت خوان را به ساعتی خوردیم، شهره گشتیم در گرانسنگی
لاجرم در مسیر کاهش وزن مدتی صبحها طناب زدیم
جوشن پاکدامنی که نبود، و از آن شعله ایمنی که نبود
ما سیاووشهای نابغهایم کرم ضد آفتاب زدیم
26 اردیبهشت 1390
@mkazemkazemi
🔹محمدکاظم کاظمی
به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی
پهلوانان شهر جادوییم، گام بر آهن مذاب زدیم
لرزه بر جان کوه افکندیم، بند بر گردن شهاب زدیم
نعرهای تا کشید پیل دمان، بر تنش کوفتیم گرز گران
دیدهای تا گشود دیو سپید، بر سرش سنگ آسیاب زدیم
... ولی این خوابهای رنگارنگ پاره شد با صدای کشمکشی
اسپ ما داشت اژدها میکشت، لاجرم خویش را به خواب زدیم
تیر گز هم اگر به چنگ آمد، که توانِ کمانکشیدن داشت؟
صبر کردیم تا شود نزدیک، خاک بر چشم آن جناب زدیم
رخش را در چرا رها کردیم تا که تهمینهای نصیب شود
رخش دنبال رخش دیگر رفت، ما خری لنگ را رکاب زدیم
تا که بوسید دست ما را سیخ، گذر از مهرههای پشتش کرد
اینچنین برّه روی آتش رفت، اینچنین شد که ما کباب زدیم
هفت خوان را به ساعتی خوردیم، شهره گشتیم در گرانسنگی
لاجرم در مسیر کاهش وزن مدتی صبحها طناب زدیم
جوشن پاکدامنی که نبود، و از آن شعله ایمنی که نبود
ما سیاووشهای نابغهایم کرم ضد آفتاب زدیم
26 اردیبهشت 1390
@mkazemkazemi
👆 معمولاً از زمانی که در کامپیوترم به دنبال چیزی میگردم تا وقتی آن را پیدا میکنم یا پیدا نمیکنم، کمتر از یک دقیقه طول میکشد. حداکثر آن دو یا سه دقیقه است. این به خاطر نظمی است که در اطلاعات داخل کامپیوتر ایجاد کردهام و این کار ضروری است.
البته این را بگویم که این پاسخدهی سریع در حالی انجام شده است که من فقط بر روی هارد سیار خود هفده هزار قطعه فایل صوتی دارم.
باید یک وقتی که حال و حوصله و فراغتی بود، شیوۀ خودم برای بایگانی اطلاعات در کامپیوتر را شرح دهم. شاید به درد بخورد.
البته این را بگویم که این پاسخدهی سریع در حالی انجام شده است که من فقط بر روی هارد سیار خود هفده هزار قطعه فایل صوتی دارم.
باید یک وقتی که حال و حوصله و فراغتی بود، شیوۀ خودم برای بایگانی اطلاعات در کامپیوتر را شرح دهم. شاید به درد بخورد.
سایت من با چند مطلب دیگر بهروز شد. به امید خدا به مرور همه مطالب من در آنجا منتشر خواهد شد.
http://www.mkkazemi.com/
http://www.mkkazemi.com/
🔴 آهنگ «نفس تازه کنیم»
شعر: محمدکاظم کاظمی
آواز: حامد زمانی.
🔹
این آهنگ را به مناسبت نیمۀ شعبان پیشکش دوستان میکنم، ولی ضمن سپاس از این هنرمند به خاطر حسن نظر او نسبت به شعر من، باید گلایهمند باشم که در این اثر ضمن این که از نظر حقوقی نسبت به من کوتاهیهایی شده است، خوانندۀ محترم جایهایی از شعر را درست نخوانده است. که من اینک یادآوری میکنم.
۱. ایشان «یا اگر بود شایستۀ ناورد نبود» میخواند که در اصل «یا اگر هم بود، شایستۀ ناورد نبود» است.
۲. ایشان در مصراع «عاقبت صلح حسن، جنگ حسینی دارد» کلمۀ «حسینی» را با «ی» نسبت میخواند، در حالی که «ی» نکره است، مثل مصراع اول.
۳. «از خم محوترین کوچه پدیدار شد و / و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و» که یک غلط بارز است. درست آن «از خم محوترین کوچه پدیدار شده / و به خال لبت ای دوست گرفتار شده» است.
۴. «و هم او گفت، چنین گفت، کسی میآید» که در اصل «و کسی گفت، چنین گفت، کسی میآید» است. بگذارید که من این سه مصراع را به هم وصل کنم تا عیب کار معلوم شود: «از خم محوترین کوچه پدیدار شد و، و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و، و هم او گف، چنین گفت، کسی میآید.»
۵. «ما نمکخوردۀ اوییم، بیا برگردیم» که در اصل «و نمکخوردۀ اوییم، بیا برگردیم» است.
۶. در «سفر دشت غریبی است نفس تازه کنیم» ایشان برعکس، «غریبی» را با یای نکره خوانده است، در حالی که اینجا «ی» مصدری است، مثل «صلیبی» مصراع بعد.
(گفتنی است که در نگارش اولیۀ این یادداشت، من از اجازه گرفتن برای اجرای این اثر اظهار بیاطلاعی کرده بودم. ولی آقای صفایی تهیهکنندۀ اثر اینک یادآوری کردند که حدود دو سال پیش در این مورد با من مکاتبه کرده بودند و از خاطر من رفته بوده است. ولی به هر حال به خاطر تصرفهایی که در شعر اتفاق افتاده است، عذرخواهی کردند. به همین دلیل من هم این یادداشت را اصلاح کردم.)
@mkazemkazemi
شعر: محمدکاظم کاظمی
آواز: حامد زمانی.
🔹
این آهنگ را به مناسبت نیمۀ شعبان پیشکش دوستان میکنم، ولی ضمن سپاس از این هنرمند به خاطر حسن نظر او نسبت به شعر من، باید گلایهمند باشم که در این اثر ضمن این که از نظر حقوقی نسبت به من کوتاهیهایی شده است، خوانندۀ محترم جایهایی از شعر را درست نخوانده است. که من اینک یادآوری میکنم.
۱. ایشان «یا اگر بود شایستۀ ناورد نبود» میخواند که در اصل «یا اگر هم بود، شایستۀ ناورد نبود» است.
۲. ایشان در مصراع «عاقبت صلح حسن، جنگ حسینی دارد» کلمۀ «حسینی» را با «ی» نسبت میخواند، در حالی که «ی» نکره است، مثل مصراع اول.
۳. «از خم محوترین کوچه پدیدار شد و / و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و» که یک غلط بارز است. درست آن «از خم محوترین کوچه پدیدار شده / و به خال لبت ای دوست گرفتار شده» است.
۴. «و هم او گفت، چنین گفت، کسی میآید» که در اصل «و کسی گفت، چنین گفت، کسی میآید» است. بگذارید که من این سه مصراع را به هم وصل کنم تا عیب کار معلوم شود: «از خم محوترین کوچه پدیدار شد و، و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و، و هم او گف، چنین گفت، کسی میآید.»
۵. «ما نمکخوردۀ اوییم، بیا برگردیم» که در اصل «و نمکخوردۀ اوییم، بیا برگردیم» است.
۶. در «سفر دشت غریبی است نفس تازه کنیم» ایشان برعکس، «غریبی» را با یای نکره خوانده است، در حالی که اینجا «ی» مصدری است، مثل «صلیبی» مصراع بعد.
(گفتنی است که در نگارش اولیۀ این یادداشت، من از اجازه گرفتن برای اجرای این اثر اظهار بیاطلاعی کرده بودم. ولی آقای صفایی تهیهکنندۀ اثر اینک یادآوری کردند که حدود دو سال پیش در این مورد با من مکاتبه کرده بودند و از خاطر من رفته بوده است. ولی به هر حال به خاطر تصرفهایی که در شعر اتفاق افتاده است، عذرخواهی کردند. به همین دلیل من هم این یادداشت را اصلاح کردم.)
@mkazemkazemi
📝 سهگانههای نگارش ـ ۶۰
متن اصلی:
میتوان گفت: انقلاب اسلامی، ثمرۀ بخشی از جریانهای فکری عالم اسلامی ـ تفکر شیعی که علاوه بر مذهب فقهی در مقایسه با سایر فرق اسلامی خصلت سیاسی و اجتماعی فربهتری دارد ـ است.
✏️
نظر ویراستار:
تا میتوانیم از جملۀ معترضه بپرهیزیم، به ویژه آنجا که جملۀ معترضه طولانی است و جملۀ اصلی را درست در سر فعل، به دو نیم میسازد. خوب شما که تا اینجا آمدهاید، از جملۀ اصلی فقط یک «است» باقی مانده است. جمله را تمام کنید، بعد آن توضیح را در جملهای دیگر بیاورید.
✏️
حاصل ویرایش:
میتوان گفت: انقلاب اسلامی، ثمرۀ بخشی از جریانهای فکری عالم اسلامی است، یعنی تفکر شیعی که علاوه بر مذهب فقهی، در مقایسه با سایر فرق اسلامی خصلت سیاسی و اجتماعی فربهتری دارد.
@mkazemkazemi
متن اصلی:
میتوان گفت: انقلاب اسلامی، ثمرۀ بخشی از جریانهای فکری عالم اسلامی ـ تفکر شیعی که علاوه بر مذهب فقهی در مقایسه با سایر فرق اسلامی خصلت سیاسی و اجتماعی فربهتری دارد ـ است.
✏️
نظر ویراستار:
تا میتوانیم از جملۀ معترضه بپرهیزیم، به ویژه آنجا که جملۀ معترضه طولانی است و جملۀ اصلی را درست در سر فعل، به دو نیم میسازد. خوب شما که تا اینجا آمدهاید، از جملۀ اصلی فقط یک «است» باقی مانده است. جمله را تمام کنید، بعد آن توضیح را در جملهای دیگر بیاورید.
✏️
حاصل ویرایش:
میتوان گفت: انقلاب اسلامی، ثمرۀ بخشی از جریانهای فکری عالم اسلامی است، یعنی تفکر شیعی که علاوه بر مذهب فقهی، در مقایسه با سایر فرق اسلامی خصلت سیاسی و اجتماعی فربهتری دارد.
@mkazemkazemi
👆 دوستان گرامی. من بر آن شدم که این سلسلۀ «سهگانههای نگارش» را در تلگرام ادامه دهم. شمارههای قبلی این سلسله، قبلاً در وبلاگ و فیس بوک من منتشر شده است و آنها را به تدریج در سایت خود هم منتشر خواهم کرد.
www.mkkazemi.com
www.mkkazemi.com
جوابیه آقای حامد زمانی به یادداشتی که درباره آهنگ "نفس تازه کنیم" نوشته بودم و در همین کانال منتشر شد. ایشان آن را در کانال رسمی خود نوشته است. من بر حسب وظیفه این را منتشر می کنم، امیدوارم که با این جوابیه بعضی حاشیه هایی که در این موزد ایجاد شده است از میان برود.
Forwarded from Hamed Zamany
در جواب شكايت نامه ي آقاي محمد كاظم كاظمي شاعر قطعه ي "نفس تازه كنيم"
#لَه
باز حرفي زده شد و باز عده اي آتش بيارِ معركه شدند و اين وسط آنچه دست بدست چرخيد آبروي من بود.
جناب آقاي كاظمي؛ بنده از علاقه مندان اشعار و مواضع شما بوده و هستم؛ و طبيعتا بلحاظ شعر شناسي و شعرسرايي همواره پيش شما درس پس ميدهم و هيچوقت هم ادعايي مبني بر اينكه درك ادبي بسيار بالايي دارم نداشته ام؛ كما اينكه معتقدم خواننده و آهنگساز ميبايست درك ادبي داشته باشند كه قضاوت اين كه من چقدر در اين موفق بوده ام با ديگران.
تك تك نقدهاي شما را نسبت به ايرادهاي نحوه ي خوانشِ شعر ميپذيرم اما كاش بعد از يك سال و اندي از پخش كار و شنيدن آن؛ و قبل از يك طرفه به قاضي رفتن و متهم كردنِ من جلوي مردم آنهم در چنين روزي؛ مبني بر اينكه من حق و حقوق شما را پرداخت نكرده ام و حتي اجازه هم نگرفته ام و دخل و تصرف كرده ام در شعر و شعرهاي شما؛ اندكي تحقيق ميكرديد؛ به ياد ميآورديد يا حداقل به پوستر و كاور آهنگ نگاهي ميانداختيد كه اين آهنگ تهيه كننده دارد و سازماني آنرا تهيه كنندگي كرده است؛ و كليه ي حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به آنان است؛ كه بنا به گفته ي خودشان از شما دو سال پيش اجازه گرفته بودند و طي تماسي كه امروز با شما داشتند شما اذعان كرده ايد كه اين را فراموش كرده بوديد و بعد در صدد اصلاح متني كه منتشر كرديد بر آمديد كه متاسفانه متن اصلاح شده هم تمام حقايق را روشن نميكند.
در ثاني شما اشاره كرده ايد كه "ايشان" يعني من دخل و تصرف در شعر شما داشته ام ؛ باز هم اعلام ميكنم كه بلحاظ حرفه اي بنده نه اجازه ي آنرا داشته ام كه شعر را تغيير دهم و در آن دخل و تصرف كنم؛ نه حق آنرا. طبيعتاً با تهيه كننده راجع به شعر و ابيات آن نظرم را گفته ام و بحث هم كرده ام اما طبيعي است كه من بلحاظ حرفه اي حق تغيير و دخل و تصرف در شعر را نداشته ام.
اين شعر براي من فرستاده شد و يكبار دو سال پيش آنرا ساختم و بعد از يك سال؛ دوباره تعييراتي اعمال شد و حتي شاعران ديگري كه اتفاقاً با شما هم در ارتباط اند با اجازه ي تهيه كننده روي شعر كار كردند و نظر دادند و ما حصل براي من ارسال شد و كار تنظيم مجدد و بازخواني شد.
من كماكان طرفدار اشعار شما هستم و اين نامه هم به سبب ارادت و اهميتي است كه شما براي من داريد و كيف هايي كه با اشعار شما كرده ام؛ اما حساب آن آتش بيارانِ معركه و آنهايي كه سه سال است كمر همت بسته اند كه به طرق مختلف آبروي من را ببرند به خدا واگذار ميكنم و طبق معمول سكوت ميكنم و منتظر مينشينم تا شيريني عدالت خدا را با چشمان خودم ببينم.
حامد زماني
٩٥/٣/٢
@hamedzamanimusic
#لَه
باز حرفي زده شد و باز عده اي آتش بيارِ معركه شدند و اين وسط آنچه دست بدست چرخيد آبروي من بود.
جناب آقاي كاظمي؛ بنده از علاقه مندان اشعار و مواضع شما بوده و هستم؛ و طبيعتا بلحاظ شعر شناسي و شعرسرايي همواره پيش شما درس پس ميدهم و هيچوقت هم ادعايي مبني بر اينكه درك ادبي بسيار بالايي دارم نداشته ام؛ كما اينكه معتقدم خواننده و آهنگساز ميبايست درك ادبي داشته باشند كه قضاوت اين كه من چقدر در اين موفق بوده ام با ديگران.
تك تك نقدهاي شما را نسبت به ايرادهاي نحوه ي خوانشِ شعر ميپذيرم اما كاش بعد از يك سال و اندي از پخش كار و شنيدن آن؛ و قبل از يك طرفه به قاضي رفتن و متهم كردنِ من جلوي مردم آنهم در چنين روزي؛ مبني بر اينكه من حق و حقوق شما را پرداخت نكرده ام و حتي اجازه هم نگرفته ام و دخل و تصرف كرده ام در شعر و شعرهاي شما؛ اندكي تحقيق ميكرديد؛ به ياد ميآورديد يا حداقل به پوستر و كاور آهنگ نگاهي ميانداختيد كه اين آهنگ تهيه كننده دارد و سازماني آنرا تهيه كنندگي كرده است؛ و كليه ي حقوق مادي و معنوي اين اثر متعلق به آنان است؛ كه بنا به گفته ي خودشان از شما دو سال پيش اجازه گرفته بودند و طي تماسي كه امروز با شما داشتند شما اذعان كرده ايد كه اين را فراموش كرده بوديد و بعد در صدد اصلاح متني كه منتشر كرديد بر آمديد كه متاسفانه متن اصلاح شده هم تمام حقايق را روشن نميكند.
در ثاني شما اشاره كرده ايد كه "ايشان" يعني من دخل و تصرف در شعر شما داشته ام ؛ باز هم اعلام ميكنم كه بلحاظ حرفه اي بنده نه اجازه ي آنرا داشته ام كه شعر را تغيير دهم و در آن دخل و تصرف كنم؛ نه حق آنرا. طبيعتاً با تهيه كننده راجع به شعر و ابيات آن نظرم را گفته ام و بحث هم كرده ام اما طبيعي است كه من بلحاظ حرفه اي حق تغيير و دخل و تصرف در شعر را نداشته ام.
اين شعر براي من فرستاده شد و يكبار دو سال پيش آنرا ساختم و بعد از يك سال؛ دوباره تعييراتي اعمال شد و حتي شاعران ديگري كه اتفاقاً با شما هم در ارتباط اند با اجازه ي تهيه كننده روي شعر كار كردند و نظر دادند و ما حصل براي من ارسال شد و كار تنظيم مجدد و بازخواني شد.
من كماكان طرفدار اشعار شما هستم و اين نامه هم به سبب ارادت و اهميتي است كه شما براي من داريد و كيف هايي كه با اشعار شما كرده ام؛ اما حساب آن آتش بيارانِ معركه و آنهايي كه سه سال است كمر همت بسته اند كه به طرق مختلف آبروي من را ببرند به خدا واگذار ميكنم و طبق معمول سكوت ميكنم و منتظر مينشينم تا شيريني عدالت خدا را با چشمان خودم ببينم.
حامد زماني
٩٥/٣/٢
@hamedzamanimusic
سایت محمدکاظم کاظمی با مطالبی تازه بهروز شد.
مقالهای دربارۀ دکتر شفیعی کدکنی
نقدی بر کتاب شعر زهرا حسینزاده
آهنگی از استاد سرآهنگ
اولین بخش از «سهگانههای نگارش»
http://www.mkkazemi.com/
مقالهای دربارۀ دکتر شفیعی کدکنی
نقدی بر کتاب شعر زهرا حسینزاده
آهنگی از استاد سرآهنگ
اولین بخش از «سهگانههای نگارش»
http://www.mkkazemi.com/
تصویرهایی از مشاهیر فرهنگ و هنر افغانستان
http://www.mkkazemi.com/1395/03/19/mashahir/
http://www.mkkazemi.com/1395/03/19/mashahir/
سیری در شعر حمید سبزواری.
در سایت محمدکاظم کاظمی، به مناسبت درگذشت مرحوم حمید سبزواری.
http://www.mkkazemi.com/1395/03/22/sabzawari/
@mkazemkazemi
در سایت محمدکاظم کاظمی، به مناسبت درگذشت مرحوم حمید سبزواری.
http://www.mkkazemi.com/1395/03/22/sabzawari/
@mkazemkazemi