Forwarded from Arash Ebrahimzadeh
کانال "شعر امروز خراسان" با هدف انتشار اشعار شاعر های خراسانی این عصر که به علتهای مختلف کمتر دیده میشوند فعالیت میکند و احتمالا تا چند صباحی بعد گزیدهای از غزلهای دهه هفتاد خراسان امروز چاپ خواهد کرد!
.
@sherekhorasan
.
@sherekhorasan
آهنگی از استاد محمدحسین سرآهنگ
این یک آهنگ طولای و آرام است، در طرزی بسیار زیبا.
در همین طرز، چند آهنگ دیگر هم در آنجا منتشر شده است که در خود کانال آنها را هم مییابید، همراه با متن شعرهایشان.
این یک آهنگ طولای و آرام است، در طرزی بسیار زیبا.
در همین طرز، چند آهنگ دیگر هم در آنجا منتشر شده است که در خود کانال آنها را هم مییابید، همراه با متن شعرهایشان.
Forwarded from کانال استاد سرآهنگ
دیگر به هجر، نسخۀ فراق
محمدحسین سرآهنگ
🍀 امروز با بیدل
امروز میخواهم یک غزل کامل از بیدل را درج کنم، غزلی بسیار زیبا، شفاف و تقریباً بینیاز از شرح. این به نظرم یکی از برترینهای شعر بیدل است.
🔹
رنگ پرریختۀ الفت گلزار تو ایم
جَسته ایم از قفس خویش و گرفتار تو ایم
خاک ما جوهر هر ذرّهاش آیینهگر است
در عدم نیز همان تشنۀ دیدار تو ایم
مرکز دیده و دل غیر تمنّای تو نیست
از نگه تا به نفس یک خط پرگار تو ایم
اشک و آه است سواد خط پیشانی شمع
همه واسوختۀ سبحه و زنّار تو ایم
بیش از این، ساغر الفت چه اثر پیماید؟
میرویم از خود و در حیرت رفتار تو ایم
دامن عفو، حمایتکدۀ غفلت ماست
خوابِ راحتنفسِ سایۀ دیوار تو ایم
جنس موهوم، هوس شیفتۀ ارزش نیست
قیمت ما همه این بس، که به بازار تو ایم
مستِ کیفیت نازیم، چه هستی، چه عدم
هرکجاییم، همان ساغر سرشار تو ایم
خرُده بر بیش و کم ذرّه نگیرد خورشید
ای تو در کار همه، ما همه بیکار تو ایم
ناله، سامان جبینسایی اشک است اینجا
بیدلِ عجزنوایِ ادباظهار تو ایم
@mkazemikazemi
امروز میخواهم یک غزل کامل از بیدل را درج کنم، غزلی بسیار زیبا، شفاف و تقریباً بینیاز از شرح. این به نظرم یکی از برترینهای شعر بیدل است.
🔹
رنگ پرریختۀ الفت گلزار تو ایم
جَسته ایم از قفس خویش و گرفتار تو ایم
خاک ما جوهر هر ذرّهاش آیینهگر است
در عدم نیز همان تشنۀ دیدار تو ایم
مرکز دیده و دل غیر تمنّای تو نیست
از نگه تا به نفس یک خط پرگار تو ایم
اشک و آه است سواد خط پیشانی شمع
همه واسوختۀ سبحه و زنّار تو ایم
بیش از این، ساغر الفت چه اثر پیماید؟
میرویم از خود و در حیرت رفتار تو ایم
دامن عفو، حمایتکدۀ غفلت ماست
خوابِ راحتنفسِ سایۀ دیوار تو ایم
جنس موهوم، هوس شیفتۀ ارزش نیست
قیمت ما همه این بس، که به بازار تو ایم
مستِ کیفیت نازیم، چه هستی، چه عدم
هرکجاییم، همان ساغر سرشار تو ایم
خرُده بر بیش و کم ذرّه نگیرد خورشید
ای تو در کار همه، ما همه بیکار تو ایم
ناله، سامان جبینسایی اشک است اینجا
بیدلِ عجزنوایِ ادباظهار تو ایم
@mkazemikazemi
🍀 امروز با بیدل
زهی خمخانه حیرت، کلام هوش تسخیرت
دماغ موج می، آشفته نیرنگ تقریرت
گرفتار وفا، ننگ رهایی بر نمی دارد
همه گر ناله گردم، بر نمی آیم ز زنجیرت
زهی خمخانه حیرت، کلام هوش تسخیرت
دماغ موج می، آشفته نیرنگ تقریرت
گرفتار وفا، ننگ رهایی بر نمی دارد
همه گر ناله گردم، بر نمی آیم ز زنجیرت
🍀 امروز با بیدل
خاموشم و بیتابی فریاد تو دارم
چندان که فراموش تو ام، یاد تو دارم
چشمت به نگاهی ز جهان منتخبم کرد
تمغای قبول از اثر صاد تو دارم
🔸
«تمغا» یعنی مُهر و نشان. ولی این «صاد» چه نقشی دارد و ربط آن با چشم چیست؟ اینجا باید با «صاد صحیح» آشنا شویم. «صاد صحیح» یک حرف «ص» ناقص است که مخفف کلمۀ «صحیح» است و مطابق شکلی که میبینید نوشته میشود. این «ص» نشانۀ انتخاب یا تأیید چیزی است. میشود آن را معادل «تیک» یا «چکمارک» امروز دانست. در افغانستان هنوز «صاد صحیح» رایج است و در جدول حضور غیاب مدارس، از آن استفاده میشود.
این صاد، شباهتی به چشم دارد و شاعر با توجه به این شباهت میگوید: «نگاه تو، انگار یک صاد صحیح بود که با آن، مرا از همه جهان انتخاب کردی.» بیدل در بیتی دیگر همین مضمون را به این شکل آورده است:
نرگس یار به حالم چه نظرها که نداشت
معنی منتخبم، بر سر من صاد کنید
و این هم دو سه بیت دیگر با همین «صاد» که در یک مورد، نقش پا را به آن تشبیه کرده است.
بیدل معانی تو چه اقبال داشته است
چشم حسود بیت تو را صاد میشود
حیفت همت که کسی چشم به عبرت دوزد
انتخاب دو جهان زحمت این صاد مباد
چون خط جاده ز بس منتخب تسلیمم
هرکه آمد به سر از نقش قدم صادم کرد
(تصویر «صاد صحیح» را در پست بعدی ببینید.)
@mkazemkazemi
خاموشم و بیتابی فریاد تو دارم
چندان که فراموش تو ام، یاد تو دارم
چشمت به نگاهی ز جهان منتخبم کرد
تمغای قبول از اثر صاد تو دارم
🔸
«تمغا» یعنی مُهر و نشان. ولی این «صاد» چه نقشی دارد و ربط آن با چشم چیست؟ اینجا باید با «صاد صحیح» آشنا شویم. «صاد صحیح» یک حرف «ص» ناقص است که مخفف کلمۀ «صحیح» است و مطابق شکلی که میبینید نوشته میشود. این «ص» نشانۀ انتخاب یا تأیید چیزی است. میشود آن را معادل «تیک» یا «چکمارک» امروز دانست. در افغانستان هنوز «صاد صحیح» رایج است و در جدول حضور غیاب مدارس، از آن استفاده میشود.
این صاد، شباهتی به چشم دارد و شاعر با توجه به این شباهت میگوید: «نگاه تو، انگار یک صاد صحیح بود که با آن، مرا از همه جهان انتخاب کردی.» بیدل در بیتی دیگر همین مضمون را به این شکل آورده است:
نرگس یار به حالم چه نظرها که نداشت
معنی منتخبم، بر سر من صاد کنید
و این هم دو سه بیت دیگر با همین «صاد» که در یک مورد، نقش پا را به آن تشبیه کرده است.
بیدل معانی تو چه اقبال داشته است
چشم حسود بیت تو را صاد میشود
حیفت همت که کسی چشم به عبرت دوزد
انتخاب دو جهان زحمت این صاد مباد
چون خط جاده ز بس منتخب تسلیمم
هرکه آمد به سر از نقش قدم صادم کرد
(تصویر «صاد صحیح» را در پست بعدی ببینید.)
@mkazemkazemi
❤2👍1
🍀 امروز با بیدل
بعد از این در گوشۀ دل چون نفس جا میکنم
چشم میپوشم، جهانی را تماشا میکنم
مدّعای دل به لب دادن قیامت داشته است
رو به ناخن میتراشم، کاین گره وا میکنم
بر که نالم از عقوبتهای بیداد امل؟
آه از امروزی که صرف فکر فردا میکنم
بیدل، از سامان مستیهای اوهامم مپرس
دل به حسرت میگدازم، می به مینا میکنم
🔹
زمان آن است که سکان «امروز با بیدل» را از سمت عشق و شیدایی به سمت عزلت و قناعت بچرخانیم و از دیگر عوالم شعر بیدل هم سخن بگوییم، تا گمان نرود که شاعر ما فقط بلد است از عشق بگوید و بس.
شاعر در این بیتها، از آرزوها و آمالی که اسیرشان بوده است، دل میکند و به جای سیر جهان، در گوشۀ دل خویش مقیم میشود. پناه بردن به دل، در شعر بیدل بسیار دیده میشود:
دو روز در دل خونگشته جوش زن، بیدل
نه باغ در خور جولان آرزوست، نه راغ
در بیت اول، متناقضنمایی «چشم پوشیدن و جهان را تماشا کردن» جالب است. گویا جهان باطن را فقط با چشم پوشیدن از جهان بیرون میشود تماشا کرد.
در بیت دوم شاعر از این که پیاپی سخن دل خود را به لب میآورده است، اظهار ندامت میکند. او فکر میکند که ناخنهایی که صرف باز شدن گرهها میشده، در واقع صورت خود او را میخراشیده است و بس.
در بیت بعد، از عقوبتی میگوید که بر اثر آرزوهای بسیار نصیب او شده است و به روزهایی میاندیشه که در فکر فردا تلف کرده است، فردایی که شاید هیچ وقت نرسد.
و بالاخره در بیت آخر، او مستی واقعی را در شرابی میداند که از گداختن دلش در کورۀ حسرت به دست میآید.
شعر تلخ است، ولی شاعر با «می به مینا کردن» میکوشد که آن را به فرجامی خوش برساند. و البته این «می» از جنسی دیگر است، از آن جنسی که در بیتی دیگر هم گفته است:
گر از صهبا نیاید چارۀ مخموریام، بیدل
قدح از خویش خالی میکنم، سرشار میگردم
@mkazemkazemi
بعد از این در گوشۀ دل چون نفس جا میکنم
چشم میپوشم، جهانی را تماشا میکنم
مدّعای دل به لب دادن قیامت داشته است
رو به ناخن میتراشم، کاین گره وا میکنم
بر که نالم از عقوبتهای بیداد امل؟
آه از امروزی که صرف فکر فردا میکنم
بیدل، از سامان مستیهای اوهامم مپرس
دل به حسرت میگدازم، می به مینا میکنم
🔹
زمان آن است که سکان «امروز با بیدل» را از سمت عشق و شیدایی به سمت عزلت و قناعت بچرخانیم و از دیگر عوالم شعر بیدل هم سخن بگوییم، تا گمان نرود که شاعر ما فقط بلد است از عشق بگوید و بس.
شاعر در این بیتها، از آرزوها و آمالی که اسیرشان بوده است، دل میکند و به جای سیر جهان، در گوشۀ دل خویش مقیم میشود. پناه بردن به دل، در شعر بیدل بسیار دیده میشود:
دو روز در دل خونگشته جوش زن، بیدل
نه باغ در خور جولان آرزوست، نه راغ
در بیت اول، متناقضنمایی «چشم پوشیدن و جهان را تماشا کردن» جالب است. گویا جهان باطن را فقط با چشم پوشیدن از جهان بیرون میشود تماشا کرد.
در بیت دوم شاعر از این که پیاپی سخن دل خود را به لب میآورده است، اظهار ندامت میکند. او فکر میکند که ناخنهایی که صرف باز شدن گرهها میشده، در واقع صورت خود او را میخراشیده است و بس.
در بیت بعد، از عقوبتی میگوید که بر اثر آرزوهای بسیار نصیب او شده است و به روزهایی میاندیشه که در فکر فردا تلف کرده است، فردایی که شاید هیچ وقت نرسد.
و بالاخره در بیت آخر، او مستی واقعی را در شرابی میداند که از گداختن دلش در کورۀ حسرت به دست میآید.
شعر تلخ است، ولی شاعر با «می به مینا کردن» میکوشد که آن را به فرجامی خوش برساند. و البته این «می» از جنسی دیگر است، از آن جنسی که در بیتی دیگر هم گفته است:
گر از صهبا نیاید چارۀ مخموریام، بیدل
قدح از خویش خالی میکنم، سرشار میگردم
@mkazemkazemi
Forwarded from شبکه افق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
http://www.mkkazemi.com/1395/05/14/1003/
نقدی بر سه کتاب فاضل نظری، در سایت محمدکاظم کاظمی
نقدی بر سه کتاب فاضل نظری، در سایت محمدکاظم کاظمی
🍀 امروز با بیدل
پُر خودنمای کارگه چند و چون مباش
در خانهای که سقف ندارد، ستون مباش
با هر کمالت اندکی آشفتگی خوش است
هرچند عقل کل شدهای، بی جنون مباش
🔹
بیت اول در پرهیز از خودنمایی است. «کارگه چند و چون» همین دنیاست که مبنای آن بر چند و چون یا همان «کم و کیف» است. حالا این دنیا خودش سقف ندارد و هزار سنگ فتنه بر آن میبارد، بعد تو آمدهای در آن ستون شدهای؟
اما کلمۀ «آشفتگی» در دیوان بیدل چاپ کابل «دیوانگی» آمده است که خارج از وزن است. استاد سرآهنگ در آهنگی، آن را «آزادگی» خوانده است. ولی طبق نسخههای قدیمی که اکنون یافت شده است (به تأیید دکتر سید مهدی طباطبایی که آنها را در دست دارد) همان «آشفتگی» درست است.
این بیت دوم از بیتهای ماندگار و معروف بیدل است، از آنها که در بسیار مقامها میتواند ورد زبان ما باشد.
@mkazemkazemi
پُر خودنمای کارگه چند و چون مباش
در خانهای که سقف ندارد، ستون مباش
با هر کمالت اندکی آشفتگی خوش است
هرچند عقل کل شدهای، بی جنون مباش
🔹
بیت اول در پرهیز از خودنمایی است. «کارگه چند و چون» همین دنیاست که مبنای آن بر چند و چون یا همان «کم و کیف» است. حالا این دنیا خودش سقف ندارد و هزار سنگ فتنه بر آن میبارد، بعد تو آمدهای در آن ستون شدهای؟
اما کلمۀ «آشفتگی» در دیوان بیدل چاپ کابل «دیوانگی» آمده است که خارج از وزن است. استاد سرآهنگ در آهنگی، آن را «آزادگی» خوانده است. ولی طبق نسخههای قدیمی که اکنون یافت شده است (به تأیید دکتر سید مهدی طباطبایی که آنها را در دست دارد) همان «آشفتگی» درست است.
این بیت دوم از بیتهای ماندگار و معروف بیدل است، از آنها که در بسیار مقامها میتواند ورد زبان ما باشد.
@mkazemkazemi
🍀 امروز با بیدل
یاد من کردی، بسامان گشت ناز هستیام
نام دل بردی، قیامت کرد ساز هستیام
سایه را بر خاک ره پیداست ترجیح عروج
اینقدر من نیز بیدل سرفراز هستیام
@mkazemkazemi
یاد من کردی، بسامان گشت ناز هستیام
نام دل بردی، قیامت کرد ساز هستیام
سایه را بر خاک ره پیداست ترجیح عروج
اینقدر من نیز بیدل سرفراز هستیام
@mkazemkazemi
Forwarded from کانال زینب بیات
🔹پسرم
فیلم مستند «پسرم» دربارۀ شهید محمدرضا خاوری (حجت) از شهدای فاطمیون، به تهیهکنندگی آقای محمد مهدی خالقی ساخته شد.
من توفیق گویندگی متن و اجرای واگویههای مادر شهید را داشتم. لحظات مختلفی که مادر از کودکی تا نوجوانی و جوانی با فرزندش حرف میزند، لحظاتی سخت عاطفی و تکان دهنده است.
برای من رفتن در دل این لحظات خیلی خاص بود. طوری که در سابقۀ کار گویندگی ام پیش نیامده بود که در اجرای متنی از اول تا آخر اشکهایم جاری باشد.
شبی که همه عوامل فیلم جمع شدیم تا در کنار خانواده ی شهید، فیلم را ببینیم، در کنار مادر شهید نشسته بودم و او هم از اول تا آخر فیلم با دیدن صحنههای مختلف زندگی پسرش اشک می ریخت. من اشکهایش را پاک کردم و دستهای مهربانش را بوسیدم.
شیرزنی است مادر شهید حجت که چنین فرزندی را پرورش داده است، چنین مردی را در خانه کوچک خویش با همه کمبودها بزرگ کرده است.
لحظه خداحافظی با ظرفی پر از بُسراق وطنی، ما را بدرقه کرد و طعم شیرین مهربانی و عشق را در ذایقهمان به یادگار گذاشت.
@zaynabbayat
فیلم مستند «پسرم» دربارۀ شهید محمدرضا خاوری (حجت) از شهدای فاطمیون، به تهیهکنندگی آقای محمد مهدی خالقی ساخته شد.
من توفیق گویندگی متن و اجرای واگویههای مادر شهید را داشتم. لحظات مختلفی که مادر از کودکی تا نوجوانی و جوانی با فرزندش حرف میزند، لحظاتی سخت عاطفی و تکان دهنده است.
برای من رفتن در دل این لحظات خیلی خاص بود. طوری که در سابقۀ کار گویندگی ام پیش نیامده بود که در اجرای متنی از اول تا آخر اشکهایم جاری باشد.
شبی که همه عوامل فیلم جمع شدیم تا در کنار خانواده ی شهید، فیلم را ببینیم، در کنار مادر شهید نشسته بودم و او هم از اول تا آخر فیلم با دیدن صحنههای مختلف زندگی پسرش اشک می ریخت. من اشکهایش را پاک کردم و دستهای مهربانش را بوسیدم.
شیرزنی است مادر شهید حجت که چنین فرزندی را پرورش داده است، چنین مردی را در خانه کوچک خویش با همه کمبودها بزرگ کرده است.
لحظه خداحافظی با ظرفی پر از بُسراق وطنی، ما را بدرقه کرد و طعم شیرین مهربانی و عشق را در ذایقهمان به یادگار گذاشت.
@zaynabbayat
Forwarded from زمبور
@zambur
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب پیش از آنکه میهمان خانواده خاوری باشیم؛ میهمان شهید حجت بودیم. این را برادر شهید گفت؛ وقتی که کنار سفره ساده شان بودیم.
امشب حال خوب مادر، نگاه های حسرت بار پدر، برق چشمان خواهر و چشمان بارانی برادر شهید به همه عوامل مستند "پسرم" روحیه ای دوباره داد.
امشب در اولین نمایش مستند، خانواده ما و شهید در کنار هم دیدند و گریستند.
جای همه خالی...
https://telegram.me/zambur
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب پیش از آنکه میهمان خانواده خاوری باشیم؛ میهمان شهید حجت بودیم. این را برادر شهید گفت؛ وقتی که کنار سفره ساده شان بودیم.
امشب حال خوب مادر، نگاه های حسرت بار پدر، برق چشمان خواهر و چشمان بارانی برادر شهید به همه عوامل مستند "پسرم" روحیه ای دوباره داد.
امشب در اولین نمایش مستند، خانواده ما و شهید در کنار هم دیدند و گریستند.
جای همه خالی...
https://telegram.me/zambur
Telegram
زمبور
عسل زنبور هاي نيش دار شيرين تر است
🔴 طراح خوب سایت
(این اصلاً یک آگهی بازرگانی نیست.)
سایت مرا یک جوان هموطن طراحی کرد، خانم منصوره خلیلی شاعر و نویسنده و برنامهنویس خوب کامپیوتر.
تا این سایت باب میل من شد، او را خیلی زحمت دادم. هم او را و هم وحید جان عباسی را که امور گرافیک آن را به عهده داشت. و اینک من از هر دو تن راضیام. خدا هم از آنان راضی باشد. این هم نشانی سایت من، تا نمونۀ کار را ببینید.
www.mkkazemi.com
منصوره خلیلی آدم خوبی است. سریع کار میکند؛ گران نمیگیرد؛ با آدم خوب راه میآید؛ اصلاحات بعدی را انجام میدهد و آدم را به خدا نمیسپارد که بگوید «خوب این هم سایتت، برو دیگه این طرفها نیایی.» در ضمن به بزرگترها هم سلام میکند.
خلاصه اگر طراحی سایت دارید، میتوانید به او مراجعه کنید:
@Mimkach
ان شاءالله راضی خواهید بود. اگر هم نبودید، به من چه! گفتم که این آگهی بازرگانی نیست.
(این اصلاً یک آگهی بازرگانی نیست.)
سایت مرا یک جوان هموطن طراحی کرد، خانم منصوره خلیلی شاعر و نویسنده و برنامهنویس خوب کامپیوتر.
تا این سایت باب میل من شد، او را خیلی زحمت دادم. هم او را و هم وحید جان عباسی را که امور گرافیک آن را به عهده داشت. و اینک من از هر دو تن راضیام. خدا هم از آنان راضی باشد. این هم نشانی سایت من، تا نمونۀ کار را ببینید.
www.mkkazemi.com
منصوره خلیلی آدم خوبی است. سریع کار میکند؛ گران نمیگیرد؛ با آدم خوب راه میآید؛ اصلاحات بعدی را انجام میدهد و آدم را به خدا نمیسپارد که بگوید «خوب این هم سایتت، برو دیگه این طرفها نیایی.» در ضمن به بزرگترها هم سلام میکند.
خلاصه اگر طراحی سایت دارید، میتوانید به او مراجعه کنید:
@Mimkach
ان شاءالله راضی خواهید بود. اگر هم نبودید، به من چه! گفتم که این آگهی بازرگانی نیست.