🤣 🙄 شنیده ایم که جناب قرائتی در سخنانی گفته اند: "اینکه نوجوانان در اعتراضاتِ اخیر کشور حضور داشته اند؛ نشان دهنده ی ناموفق بودن معلمان در امر آموزش و پرورش بوده است..."⁉️
✍️ مصیّب سالارپور
آقای قرائتی!
🪷 ما معلم ها هم خوب آموزش دادیم؛ و هم خوب پرورش دادیم.
اما دانش آموزان دهه هشتادی ها و دهه نودی ما نه به آموزش ما معلمان وقعی نهادند و نه به پرورش ما؛ بلکه آنچه را به چشم دیدند پذیرفتند؛ و نه آنچه را با گوش شنیدند...!؟
🪷 ما معلم ها در مدارس به دهه هشتادی ها و دهه نودی ها آموختیم؛ که قناعت پیشه کنید. کم تر بخورید، و کم تربپوشید. اما دانش آموزان ما حرف های ما را شنیدند؛ اما دقیقا در روزها و ایامی که مردم ما در سخت ترین اوضاع اقتصادی کشور بودند؛ به چشم خود دیدند؛ که فرزندان مسئولین و آقا زاده های کشور، چه طور بی شرمانه می خوردند؛ و چطور همراه با مد های جهان مدرن، بی شرمانه می پوشیدند.
🪷 ما معلم ها در مدارس صادقانه به دانش آموزان مان آموختیم؛ که برای حمایت از تولید ملی، کالای ملی و وطنی را بخرند؛ و تعصب نسبت به کالای تولید داخل را به آنها آموختیم. اما دانش آموزان ما حرف های ما را شعار خواندند. وقتی که به چشم خود دیدند؛ که بالاترین رده های مسئولین کشور هیچ اعتقاد و اعتمادی به تولید ملی نداشتتد، و برای خرید لباس و جهیزیه و سیسمونی و سایر ملزومات شخصی فرزندانشان، کالاهای خارجی را ترجیح دادند؛ و برای خرید به کشورهای خارجی رفتند؛ و به تولید ملی و داخلی پشت کردند...!
🪷 ما معلمان این کهن دیار، به دانش آموزان دهه هشتادی و دهه نودی مان، در مدارس از آموزه های دینی و مذهبی گفتیم، و از جمله گفتیم؛ که در دین اسلام خوردن ربا حرام است؛ و دادن قرض به هم نوع به قصد کسب سود حرام است؛ اما دهه نودی ها و دهه هشتادی ها حرف های ما را فقط شنیدند؛ اما به چشم خود دیدند؛ که پدران و مادران شان از بانک های جمهوری اسلامی هر چه وام گرفتند؛ آنقدر قسط و وام و سود پس دادند؛ که در نهایت در برابر سود و جریمه و سود مرکب و کارمزد؛ دیگر خودِ اصل وام مبلغ ناچیزی بحساب می آمد.
🪷 ما به دانش آموزان مان، آموزش دادیم، که تبعیض از هر نوعش، ناپسند است. اما آنها فراوان دیدند؛ که چگونه عده ای با رانت و تبعیض به درجات بالای اجتماع رسیدند.
آنها به چشم خود فراوان دیدند؛ که فرزندان هیئت علمی در دانشگاهها چگونه با یک مصوبه پدران و مادران شان؛ از رشته های کارشناسی کتابداری و کارشناسی امورِ دام، و بهداشت محیط و ...؛ به صندلی های پزشکی در بهترین دانشگاههای کشور رسیدند.
🪷 ما به دانش آموزان مان آموزش دادیم؛ که همه در برابر قانون برابرند. اما آنها پدران و مادران شان را دیدند؛ که برای گرفتن یک وام ۱۰ میلیونی، چقدر از این اتاق به آن اتاق دویدند؛ و در نهایت چون ضامن معتبر نداشتند؛ عطای وام را به لقایش بخشیدند.
اما دقیقا همان روزها به چشم خود دیدند؛ که یک نفر که نه صدها نفر؛ وام های میلیاردی گرفتند؛ بدون ضامن، و وثیقه، و البته وام ها را هم پس ندادند...!؟
🪷 ما به دانش آموزان مان با اعتقاد قلبی گفتیم؛ که دروغ نگویند؛ و دروغ گناه کبیره است. اما آنها بارها و بارها، از کسانی که باید الگوی آنها می بودند؛ دروغ شنیدند...!؟
دقیقا در همان لحظاتی که اولیای دانش آموزانِ بیمار ما؛ تمام داروخانه های شهر را برای تهیه یک قلم دارو گشتند و نیافتند؛ دقیقا همان روز و همان ساعت؛ وزیر بهداشت کشورشان در اخبار ۲۰ و ۳۰ از فراوانی دارو در کشور گفت...!؟
🪷 دانش آموزان ما کمبودهای فراوان را در کشور به چشم دیدند، و دیدند که، از جمله روزهایی که روغن خوراکی در کشور نایاب شده بود؛ اما دوربین به همراه خبرنگار ۲۰ و ۳۰ به چند فروشگاه رفت و قفسه ها مملو از انواع روغن خوراکی بود...!؟
🪷 دانش آموزان ما حرف های ما را شنیدند. آن ها درس های ما را خوب گوش دادند؛ اما دیدند که دروغ گفتن، چقدر راحت است و بی تاوان...!؟
🪷 ما فرهنگیان اتفاقاً معلم های خوبی بودیم؛ و آنچه را که لازم بود، به دانش آموزان مان آموزش دادیم. اما دانش آموزان دهه هشتادی و نودی ما باهوش بودند؛ و در مورد هر یک از مباحثی که ما به آن ها آموزش دادیم ؛ تحقیق کردند؛ و این اعجوبه های دهه هشتادی و دهه نودی؛ مطالب را از ما شنیدند، ولی افسوس! آنچه را به چشم دیدند؛ آنچنان روشن و واضح بود؛ که هوشمندانه آموزش های ما را به نفع واقعیت ها؛ کنار گذاشتند...!؟
آقای قرائتی!
🪷 آموزش های ما معلمان اشکال نداشت؛ واقعیت ها طور دیگری بود...!؟
# مصیب_ سالارپور
#جنوب _کرمان
۱۴۰۳/۱/۱۴
#سال_پاسخگوئی_زمامداران_به_مردم
✍️ مصیّب سالارپور
آقای قرائتی!
🪷 ما معلم ها هم خوب آموزش دادیم؛ و هم خوب پرورش دادیم.
اما دانش آموزان دهه هشتادی ها و دهه نودی ما نه به آموزش ما معلمان وقعی نهادند و نه به پرورش ما؛ بلکه آنچه را به چشم دیدند پذیرفتند؛ و نه آنچه را با گوش شنیدند...!؟
🪷 ما معلم ها در مدارس به دهه هشتادی ها و دهه نودی ها آموختیم؛ که قناعت پیشه کنید. کم تر بخورید، و کم تربپوشید. اما دانش آموزان ما حرف های ما را شنیدند؛ اما دقیقا در روزها و ایامی که مردم ما در سخت ترین اوضاع اقتصادی کشور بودند؛ به چشم خود دیدند؛ که فرزندان مسئولین و آقا زاده های کشور، چه طور بی شرمانه می خوردند؛ و چطور همراه با مد های جهان مدرن، بی شرمانه می پوشیدند.
🪷 ما معلم ها در مدارس صادقانه به دانش آموزان مان آموختیم؛ که برای حمایت از تولید ملی، کالای ملی و وطنی را بخرند؛ و تعصب نسبت به کالای تولید داخل را به آنها آموختیم. اما دانش آموزان ما حرف های ما را شعار خواندند. وقتی که به چشم خود دیدند؛ که بالاترین رده های مسئولین کشور هیچ اعتقاد و اعتمادی به تولید ملی نداشتتد، و برای خرید لباس و جهیزیه و سیسمونی و سایر ملزومات شخصی فرزندانشان، کالاهای خارجی را ترجیح دادند؛ و برای خرید به کشورهای خارجی رفتند؛ و به تولید ملی و داخلی پشت کردند...!
🪷 ما معلمان این کهن دیار، به دانش آموزان دهه هشتادی و دهه نودی مان، در مدارس از آموزه های دینی و مذهبی گفتیم، و از جمله گفتیم؛ که در دین اسلام خوردن ربا حرام است؛ و دادن قرض به هم نوع به قصد کسب سود حرام است؛ اما دهه نودی ها و دهه هشتادی ها حرف های ما را فقط شنیدند؛ اما به چشم خود دیدند؛ که پدران و مادران شان از بانک های جمهوری اسلامی هر چه وام گرفتند؛ آنقدر قسط و وام و سود پس دادند؛ که در نهایت در برابر سود و جریمه و سود مرکب و کارمزد؛ دیگر خودِ اصل وام مبلغ ناچیزی بحساب می آمد.
🪷 ما به دانش آموزان مان، آموزش دادیم، که تبعیض از هر نوعش، ناپسند است. اما آنها فراوان دیدند؛ که چگونه عده ای با رانت و تبعیض به درجات بالای اجتماع رسیدند.
آنها به چشم خود فراوان دیدند؛ که فرزندان هیئت علمی در دانشگاهها چگونه با یک مصوبه پدران و مادران شان؛ از رشته های کارشناسی کتابداری و کارشناسی امورِ دام، و بهداشت محیط و ...؛ به صندلی های پزشکی در بهترین دانشگاههای کشور رسیدند.
🪷 ما به دانش آموزان مان آموزش دادیم؛ که همه در برابر قانون برابرند. اما آنها پدران و مادران شان را دیدند؛ که برای گرفتن یک وام ۱۰ میلیونی، چقدر از این اتاق به آن اتاق دویدند؛ و در نهایت چون ضامن معتبر نداشتند؛ عطای وام را به لقایش بخشیدند.
اما دقیقا همان روزها به چشم خود دیدند؛ که یک نفر که نه صدها نفر؛ وام های میلیاردی گرفتند؛ بدون ضامن، و وثیقه، و البته وام ها را هم پس ندادند...!؟
🪷 ما به دانش آموزان مان با اعتقاد قلبی گفتیم؛ که دروغ نگویند؛ و دروغ گناه کبیره است. اما آنها بارها و بارها، از کسانی که باید الگوی آنها می بودند؛ دروغ شنیدند...!؟
دقیقا در همان لحظاتی که اولیای دانش آموزانِ بیمار ما؛ تمام داروخانه های شهر را برای تهیه یک قلم دارو گشتند و نیافتند؛ دقیقا همان روز و همان ساعت؛ وزیر بهداشت کشورشان در اخبار ۲۰ و ۳۰ از فراوانی دارو در کشور گفت...!؟
🪷 دانش آموزان ما کمبودهای فراوان را در کشور به چشم دیدند، و دیدند که، از جمله روزهایی که روغن خوراکی در کشور نایاب شده بود؛ اما دوربین به همراه خبرنگار ۲۰ و ۳۰ به چند فروشگاه رفت و قفسه ها مملو از انواع روغن خوراکی بود...!؟
🪷 دانش آموزان ما حرف های ما را شنیدند. آن ها درس های ما را خوب گوش دادند؛ اما دیدند که دروغ گفتن، چقدر راحت است و بی تاوان...!؟
🪷 ما فرهنگیان اتفاقاً معلم های خوبی بودیم؛ و آنچه را که لازم بود، به دانش آموزان مان آموزش دادیم. اما دانش آموزان دهه هشتادی و نودی ما باهوش بودند؛ و در مورد هر یک از مباحثی که ما به آن ها آموزش دادیم ؛ تحقیق کردند؛ و این اعجوبه های دهه هشتادی و دهه نودی؛ مطالب را از ما شنیدند، ولی افسوس! آنچه را به چشم دیدند؛ آنچنان روشن و واضح بود؛ که هوشمندانه آموزش های ما را به نفع واقعیت ها؛ کنار گذاشتند...!؟
آقای قرائتی!
🪷 آموزش های ما معلمان اشکال نداشت؛ واقعیت ها طور دیگری بود...!؟
# مصیب_ سالارپور
#جنوب _کرمان
۱۴۰۳/۱/۱۴
#سال_پاسخگوئی_زمامداران_به_مردم
👍179👏27🤮7❤6👎5🎉2