محمدابراهیم باستانی پاریزی؛
از مورخان معاصر، در خصوص #بیبی_مریم_بختیاری مینویسد:
اوپیش از فتح تهران، مخفیانه با عدهای سوار وارد شهر شد و در خانه پدری حسین ثقفی، منزل کرد. به مجرد حمله سواران بختیاری به فرماندهی علیقلیخان سردار اسعد، به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود، سنگربندی کرد و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقهای طرفدار #محمدعلیشاه، مشغول نبرد شد. در این رویداد، او شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل بختیاری و مجاهدین مشروطهخواه، افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت، بطوری که به لقب سرداری مفتخر شد.
بیبی مریم بختیاری (زادهٔ ۱۲۵۳ منطقه بختیاری – درگذشته ۱۳۱۶ اصفهان).
۲ اردیبهشت زادروز این بانو گرامی باد.
از مورخان معاصر، در خصوص #بیبی_مریم_بختیاری مینویسد:
در این کوهستان زنی میزیسته که برابر ۱۰۰ مرد، در سرنوشت تاریخ معاصر ایران دخیل بودهاست. منظورم بیبی مریم بختیاری است، که وقتی در جنگ بینالملل اول، ایرانیان وطنخواه ابتدا از اولتیماتوم روس و بعد از هجوم انگلیسیها، ناچار به مهاجرت و آواره کوهستان شدند، این زنِ نامدار، همه آنان را پناه داد.
اوپیش از فتح تهران، مخفیانه با عدهای سوار وارد شهر شد و در خانه پدری حسین ثقفی، منزل کرد. به مجرد حمله سواران بختیاری به فرماندهی علیقلیخان سردار اسعد، به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود، سنگربندی کرد و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقهای طرفدار #محمدعلیشاه، مشغول نبرد شد. در این رویداد، او شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل بختیاری و مجاهدین مشروطهخواه، افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت، بطوری که به لقب سرداری مفتخر شد.
بیبی مریم بختیاری (زادهٔ ۱۲۵۳ منطقه بختیاری – درگذشته ۱۳۱۶ اصفهان).
۲ اردیبهشت زادروز این بانو گرامی باد.
👍30
سیصد گل سرخ ، یڪ گل نصرانی
مارا زِ سر بریده می ترسانی ؟
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم.
و اما داستان این شعرِ ۱۰۰ ساله چیست ؟
#تبریز شدیدا محاصره شده است، جنگ سختی است فقط یڪ ڪوچه مانده تا جنبش مشروطه شڪست بخورد #ستارخان در #ڪوچه_امیرخیز ، آخرین جبهه در حال مقاومت است.
هوارد باسکرویل ﻣﻌﻠﻢ ۲۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ بود ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ۱۹۰۸ ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ #ﻣﺪﺭﺳﻪ_ﻣﻤﻮﺭﯾﺎﻝ ﺗﺒﺮﯾﺰ برای ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ دعوت شده بود .
ﻭﺭﻭﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ همزمان ﺑﺎ اقدام #ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽﺷﺎﻩ قاجار ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ، در به توپ بستن ﻣﺠﻠﺲ بود که ﺍﺳﺎﺱ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﭼﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺭﻩ #ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﺻﻐﯿﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﺩ.
هوارد ﺑﺎﺳﮑﺮﻭﯾﻞ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯽﺩﺍﺩ، او تحت تاثیر حق طلبی و مشروطه خواهی قرار می گیرد و به ستارخان میپیوندد.
همسر ڪنسول آمریڪا در تبریز ، از او می خواهد که از صف مشروطهخواهان جدا شود، باسڪرویل ضمن پسدادن پاسپورتش گفت:
👈تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.
هُوارد فرماندهی ۳۰۰ نفر را بعهده می گیرد( سیصد گل سرخ ، یڪ گل نصرانی اشاره به همین است)و در ڪنار ستارخان در محله شنب غازان ( شام گازان ) تبریز با استبداد می جنگد و در نهایت در راه مشروطه برای غلبه بر استبداد و آزادی ملت ایران بر اثر اصابت چند گلوله در سینه شهید می شود.
ستارخان از همان ڪوچه ( امیرخیز ) پیروز می شود، تبریز و ستارخان مراسم تشییع باشڪوهی برای این شهید آمریڪایی در راه مشروطه برگزار می ڪنند.
پس از کشته شدن باسکرویل، جسدش را به خانهٔ خانوادهٔ ویلسون منتقل کرده، برای مراسم تدفین آماده کردند. .
ﻣﺮﮒ ﺑﺎﺳﮑﺮﻭﯾﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰﯼﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ، تشییع ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﮑﻮﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺭﻣﻨﯽﻫﺎﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻧﺪ تاجری که برای آراستن تابوت باسکرویل پارچه آورده بود، به آنی ویلسون گفت: ما میدانیم که او جان خود را برای ما داد.
در مراسم تشییع جنازه، هزاران نفر از مردم تبریز و همرزمان باسکرویل شرکت داشتند.
زنان تبریز فرشی با چهره هووارد می بافند
چندی بعد #ستارخان، تفنگ باسکرویل را که در هنگام کشتهشدن در دست داشت، با حک کردن نام و تاریخ کشتهشدنش در پرچم ایران پیچیده و برای خانوادهاش در آمریکا فرستاد.
در حال حاضر، مجسمهٔ نیمتنهای از او در خانه مشروطه تبریز نصب شدهاست. عدهای در آمریکا پیشنهاد کردهاند، ۱۹ آوریل، سالروز کشتهشدن باسکرویل را بهعنوان «روز دوستی ایرانیان و آمریکاییها» بنامند. در حال حاضر، برخی از علاقهمندان ناشناس بهطور متناوب سنگ مزار وی را در «گورستان آشوریهای تبریز» با گلهای زرد و تازه تزیین میکنند.
در مراجعه به اسناد تاریخ و تاریخ نوشته ها این مراسم را چنین شرح داده شده است: «در کلیسای آمریکایی در اثر ازدحام مردم جا نبود و در مسیر جنازه جمعیت غریبی بود، جنازه میان صفوف مجاهدین و در پیشاپیش شاگردان و سربازان او رو به گورستان ارامنه تبریز حرکت داده شد. اولیای مدرسه مموریال و شخصیتهای آمریکایی نیز در صف مشایعین بودند. هزاران تن دورتادور فضای گورستان را گرفته بودند.
برخی از مورخین نوشته اند: در سال ۱۹۵۰، محمدعلی مهدوی، لوح یادبودی، بر سر مزار باسکرویل نصب کرد که بر روی آن شعری از #عارف_قزوینی، شاعر ملی ایران، کنده کاری شده بود. عارف قزوینی، در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در سفری که به تبریز داشته و در مجلس یادبودی که بر مزار باسکرویل برگزار شد، این شعر را برای وی سرود."
مارا زِ سر بریده می ترسانی ؟
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم.
و اما داستان این شعرِ ۱۰۰ ساله چیست ؟
#تبریز شدیدا محاصره شده است، جنگ سختی است فقط یڪ ڪوچه مانده تا جنبش مشروطه شڪست بخورد #ستارخان در #ڪوچه_امیرخیز ، آخرین جبهه در حال مقاومت است.
هوارد باسکرویل ﻣﻌﻠﻢ ۲۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ بود ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ۱۹۰۸ ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ #ﻣﺪﺭﺳﻪ_ﻣﻤﻮﺭﯾﺎﻝ ﺗﺒﺮﯾﺰ برای ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ دعوت شده بود .
ﻭﺭﻭﺩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ همزمان ﺑﺎ اقدام #ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽﺷﺎﻩ قاجار ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ، در به توپ بستن ﻣﺠﻠﺲ بود که ﺍﺳﺎﺱ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﭼﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺭﻩ #ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﺻﻐﯿﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﺩ.
هوارد ﺑﺎﺳﮑﺮﻭﯾﻞ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯽﺩﺍﺩ، او تحت تاثیر حق طلبی و مشروطه خواهی قرار می گیرد و به ستارخان میپیوندد.
همسر ڪنسول آمریڪا در تبریز ، از او می خواهد که از صف مشروطهخواهان جدا شود، باسڪرویل ضمن پسدادن پاسپورتش گفت:
👈تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.
هُوارد فرماندهی ۳۰۰ نفر را بعهده می گیرد( سیصد گل سرخ ، یڪ گل نصرانی اشاره به همین است)و در ڪنار ستارخان در محله شنب غازان ( شام گازان ) تبریز با استبداد می جنگد و در نهایت در راه مشروطه برای غلبه بر استبداد و آزادی ملت ایران بر اثر اصابت چند گلوله در سینه شهید می شود.
ستارخان از همان ڪوچه ( امیرخیز ) پیروز می شود، تبریز و ستارخان مراسم تشییع باشڪوهی برای این شهید آمریڪایی در راه مشروطه برگزار می ڪنند.
پس از کشته شدن باسکرویل، جسدش را به خانهٔ خانوادهٔ ویلسون منتقل کرده، برای مراسم تدفین آماده کردند. .
ﻣﺮﮒ ﺑﺎﺳﮑﺮﻭﯾﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰﯼﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ، تشییع ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﮑﻮﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺭﻣﻨﯽﻫﺎﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻧﺪ تاجری که برای آراستن تابوت باسکرویل پارچه آورده بود، به آنی ویلسون گفت: ما میدانیم که او جان خود را برای ما داد.
در مراسم تشییع جنازه، هزاران نفر از مردم تبریز و همرزمان باسکرویل شرکت داشتند.
زنان تبریز فرشی با چهره هووارد می بافند
چندی بعد #ستارخان، تفنگ باسکرویل را که در هنگام کشتهشدن در دست داشت، با حک کردن نام و تاریخ کشتهشدنش در پرچم ایران پیچیده و برای خانوادهاش در آمریکا فرستاد.
در حال حاضر، مجسمهٔ نیمتنهای از او در خانه مشروطه تبریز نصب شدهاست. عدهای در آمریکا پیشنهاد کردهاند، ۱۹ آوریل، سالروز کشتهشدن باسکرویل را بهعنوان «روز دوستی ایرانیان و آمریکاییها» بنامند. در حال حاضر، برخی از علاقهمندان ناشناس بهطور متناوب سنگ مزار وی را در «گورستان آشوریهای تبریز» با گلهای زرد و تازه تزیین میکنند.
در مراجعه به اسناد تاریخ و تاریخ نوشته ها این مراسم را چنین شرح داده شده است: «در کلیسای آمریکایی در اثر ازدحام مردم جا نبود و در مسیر جنازه جمعیت غریبی بود، جنازه میان صفوف مجاهدین و در پیشاپیش شاگردان و سربازان او رو به گورستان ارامنه تبریز حرکت داده شد. اولیای مدرسه مموریال و شخصیتهای آمریکایی نیز در صف مشایعین بودند. هزاران تن دورتادور فضای گورستان را گرفته بودند.
برخی از مورخین نوشته اند: در سال ۱۹۵۰، محمدعلی مهدوی، لوح یادبودی، بر سر مزار باسکرویل نصب کرد که بر روی آن شعری از #عارف_قزوینی، شاعر ملی ایران، کنده کاری شده بود. عارف قزوینی، در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در سفری که به تبریز داشته و در مجلس یادبودی که بر مزار باسکرویل برگزار شد، این شعر را برای وی سرود."
👍24❤11⚡1