Forwarded from حرفه؛ روابط عمومی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤯 وا حیرتا!!!! ایده اوپنایآی برای جیپیتی-۶ آسترا در یک جمله خلاصه میشود: هر کاری که با کامپیوتر میتوان کرد، حالا آسترا به جای شما انجام میدهد
در دمو، آسترا میان اپلیکیشنها حرکت میکند، در بلندر یک موشک میسازد، آن را به یک بازی سهبعدی قابل اجرا تبدیل میکند، ارائه و سند مینویسد، آگهی ایبی ثبت میکند، زمین تنیس رزرو میکند و همزمان با کارهای دیگر، غذا سفارش میدهد.
همان مدل سهبعدی را هم برای چاپگر سهبعدی آماده میکند و شیء دیجیتال را به جسمی فیزیکی تبدیل میکند.
تفاوت اصلی این است که برای هر کار نیازی به یادگیری گردش کار تازه نیست؛ فقط دستور میدهید و آسترا از طریق کامپیوتر آن را اجرا میکند. اوپنایآی چتجیپیتی را به یک عامل کامل کامپیوتری نزدیک کرده است: نه اینکه بگوید چطور، بلکه خودش انجام دهد./ منبع
حرفه؛ #روابط_عمومی | @ePRNet
در دمو، آسترا میان اپلیکیشنها حرکت میکند، در بلندر یک موشک میسازد، آن را به یک بازی سهبعدی قابل اجرا تبدیل میکند، ارائه و سند مینویسد، آگهی ایبی ثبت میکند، زمین تنیس رزرو میکند و همزمان با کارهای دیگر، غذا سفارش میدهد.
همان مدل سهبعدی را هم برای چاپگر سهبعدی آماده میکند و شیء دیجیتال را به جسمی فیزیکی تبدیل میکند.
تفاوت اصلی این است که برای هر کار نیازی به یادگیری گردش کار تازه نیست؛ فقط دستور میدهید و آسترا از طریق کامپیوتر آن را اجرا میکند. اوپنایآی چتجیپیتی را به یک عامل کامل کامپیوتری نزدیک کرده است: نه اینکه بگوید چطور، بلکه خودش انجام دهد./ منبع
حرفه؛ #روابط_عمومی | @ePRNet
Forwarded from هوش مصنوعی | محمد زمانی
بزرگترین مزیتش اینه که وسط کارهات وقفه نمیافته؛ هر جا که هستی با زدن کلیدهای Alt + Space یه پنجره جمعوجور برات باز میشه. با همین میانبر میتونی نوشتههات رو سریع ادیت کنی، فایلها و متنهای طولانی رو در جا خلاصه کنی، برای پروژههات ایده بگیری یا همزمان با کار توی بقیه برنامهها، عکس و ویدیوی دلخواهت رو بسازی.
gemini.google/desktop
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from محبوب من! منصوره رضایی
دوستم ورژن دههی پنجاه عکس پروفایلم را درست کرده و برایم فرستاده. لابد دیده کم به اینستاگرام وصل میشوم و ترسیده از این موج جا بمانم! عکس، همان عکس خودم است؛ فقط مقدار معتنابهی از موهایم از روسری گلگلیام بیرون زده و بهجای مانتوی سرمهای، بلوز بافت سرمهای و دامن چهارخانهی سرمهای،قرمز پوشیدهام.
از دوستم تشکر میکنم و برای اینکه توی ذوقش نخورد میگویم: «چه بامزه» اما راستش اصلاً برایم بامزه نیست.
این ترند اینستاگرام از نظر من فقط یک موج نوستالژیک نیست. میخواهد حس حسرت و نارضایتی القاء کند که کاش به جای این دورهی مزخرف در آن دوران جذاب زندگی میکردیم و خوش بودیم.
من اما با دیدن عکس نوستالژیکم پرت میشوم به هفت هشتسال پیش و اولین جلسات تراپیام و صدای خانمدکتر مثل ضربهی پتک میپیچد توی سرم: «منصوره جان! این زخمها و رنجهای زنانه مثل یک الگو و باور و میراث، از مادرِ مادربزرگت رسیده به مادربزرگت، از مادربزرگت رسیده به مادرت، از مادرت به تو، میخواهی از تو هم برسه به دخترت یا میخواهی این زنجیره رو قطع کنی؟» معلوم است که نمیخواستم حامل ناآگاهیها و دردهای ناخواسته باشم. معلوم است که قطع این زنجیره، اگرچه ناقص و ناتمام، درد و رنج مضاعف داشت اما خوشحالم که به قدر توان خودم قطعش کردم.
معلوم است عکسهای نوستالژیک، خوشرنگوآب هستند اما آیا واقعیت جامعه، حداقل دربارهی زنها، همینقدر زیبا و خوشرنگوآب بوده؟ آیا زنها بهقدر حالا سواد و دانش و آگاهی و استقلال داشتند؟
با دیدن عکس نوستالژیکم به حسرتها و محدودیتهای مامان عزیز و مامانبزرگِ قشنگم فکر میکنم و هیچ دلم نمیخواهد جای آنها باشم.
از دیشب کلی قصه بافتهام برای آن عکس. اگر در آن دوره بودم، به احتمال بسیار زیاد، نهایتاً تا مقطع دیپلم درس خوانده بودم و الآن چندتا نوه داشتم! یعنی یک مادربزرگِ پا به سن گذاشته، حساب میشدم. :)
پ.ن: بدیهی است که این یادداشت، به معنی رضایت کامل از دورهی کنونی و دفاع از وضعیت فعلی نیست و قصد قیاسهای معالفارق و تعمیمدادن ندارد. فلذا خشمهایتان از حکومت و غیره و ذلک را اینجا خالی نکنید! با سپاس :)
@MahboubeMan
از دوستم تشکر میکنم و برای اینکه توی ذوقش نخورد میگویم: «چه بامزه» اما راستش اصلاً برایم بامزه نیست.
این ترند اینستاگرام از نظر من فقط یک موج نوستالژیک نیست. میخواهد حس حسرت و نارضایتی القاء کند که کاش به جای این دورهی مزخرف در آن دوران جذاب زندگی میکردیم و خوش بودیم.
من اما با دیدن عکس نوستالژیکم پرت میشوم به هفت هشتسال پیش و اولین جلسات تراپیام و صدای خانمدکتر مثل ضربهی پتک میپیچد توی سرم: «منصوره جان! این زخمها و رنجهای زنانه مثل یک الگو و باور و میراث، از مادرِ مادربزرگت رسیده به مادربزرگت، از مادربزرگت رسیده به مادرت، از مادرت به تو، میخواهی از تو هم برسه به دخترت یا میخواهی این زنجیره رو قطع کنی؟» معلوم است که نمیخواستم حامل ناآگاهیها و دردهای ناخواسته باشم. معلوم است که قطع این زنجیره، اگرچه ناقص و ناتمام، درد و رنج مضاعف داشت اما خوشحالم که به قدر توان خودم قطعش کردم.
معلوم است عکسهای نوستالژیک، خوشرنگوآب هستند اما آیا واقعیت جامعه، حداقل دربارهی زنها، همینقدر زیبا و خوشرنگوآب بوده؟ آیا زنها بهقدر حالا سواد و دانش و آگاهی و استقلال داشتند؟
با دیدن عکس نوستالژیکم به حسرتها و محدودیتهای مامان عزیز و مامانبزرگِ قشنگم فکر میکنم و هیچ دلم نمیخواهد جای آنها باشم.
از دیشب کلی قصه بافتهام برای آن عکس. اگر در آن دوره بودم، به احتمال بسیار زیاد، نهایتاً تا مقطع دیپلم درس خوانده بودم و الآن چندتا نوه داشتم! یعنی یک مادربزرگِ پا به سن گذاشته، حساب میشدم. :)
پ.ن: بدیهی است که این یادداشت، به معنی رضایت کامل از دورهی کنونی و دفاع از وضعیت فعلی نیست و قصد قیاسهای معالفارق و تعمیمدادن ندارد. فلذا خشمهایتان از حکومت و غیره و ذلک را اینجا خالی نکنید! با سپاس :)
@MahboubeMan
Forwarded from موسسه کودک و طبیعت دامون
در آستانه آینده؛ چگونه نوجوانان برای شکوفایی در جهان در حال تغییر آماده میشوند؟
با گسترش هوش مصنوعی، جهان با تغییرات بزرگی روبهروست؛ شغلها دگرگون میشوند، افسردگی و اضطراب نوجوانان افزایش یافته، توان جسمانی کاهش پیدا کرده و بحران معنا پررنگتر شده است.
اما این به معنای ناتوانی ما نیست. راهکارهایی ساده و عملی وجود دارد که بدون حذف کامل صفحهنمایشها، میتواند به رشد جسمی، شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان کمک کند.
در این سخنرانی، دکتر هادی صمدی از جمله به این موضوعات میپردازد: • بازیهای گروهی در طبیعت برای تقویت جسم، ذهن و هیجان • نقش روایتگری، تاریخ علم، زندگینامهها و داستانها در معنا بخشیدن به زندگی • مشارکت کودکان در پروژههای علمی واقعی برای پرورش کنجکاوی و فهم جهان • اهمیت کار با دست و ساختن در یادگیری بدنمند ریاضیات و فیزیک
🎥 متن کامل سخنرانی را در سایت چهارراه ببینید:
مبانی فلسفی پشتیبان مدارس طبیعت به روایت هادی صمدی
https://chaharrah.tv/samadi-1405-05-10/
@evophilosophy
با گسترش هوش مصنوعی، جهان با تغییرات بزرگی روبهروست؛ شغلها دگرگون میشوند، افسردگی و اضطراب نوجوانان افزایش یافته، توان جسمانی کاهش پیدا کرده و بحران معنا پررنگتر شده است.
اما این به معنای ناتوانی ما نیست. راهکارهایی ساده و عملی وجود دارد که بدون حذف کامل صفحهنمایشها، میتواند به رشد جسمی، شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان کمک کند.
در این سخنرانی، دکتر هادی صمدی از جمله به این موضوعات میپردازد: • بازیهای گروهی در طبیعت برای تقویت جسم، ذهن و هیجان • نقش روایتگری، تاریخ علم، زندگینامهها و داستانها در معنا بخشیدن به زندگی • مشارکت کودکان در پروژههای علمی واقعی برای پرورش کنجکاوی و فهم جهان • اهمیت کار با دست و ساختن در یادگیری بدنمند ریاضیات و فیزیک
🎥 متن کامل سخنرانی را در سایت چهارراه ببینید:
مبانی فلسفی پشتیبان مدارس طبیعت به روایت هادی صمدی
https://chaharrah.tv/samadi-1405-05-10/
@evophilosophy
Forwarded from حرفه؛ روابط عمومی
🔹معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت، با انتشار تصویری از صفحه محدودیت دسترسی شرکت Salesforce به دلیل قوانین تحریمهای آمریکا، از ممانعت کاربران ایرانی از ارسال مقاله به یک مجله علمی خبر داد و گفت: این دیگر تحریم علمی نیست، جنگ علمی است./ هممیهن
حرفه؛ #روابط_عمومی | @ePRNet
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_روبات
✳️ روبات تلکرامی کاهش حجم ویدیو
📥 @Compressor_irobot
| #روبات | #Bot | #ربات | #ویدیو #کاهش_حجم_ویدیو | #فشردهسازی_ویدیو |
❇️ کانال معاونین فناوری مدارس
➖➖👇👇➖➖
🆔 @moavenha
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
✳️ روبات تلکرامی کاهش حجم ویدیو
📥 @Compressor_irobot
| #روبات | #Bot | #ربات | #ویدیو #کاهش_حجم_ویدیو | #فشردهسازی_ویدیو |
❇️ کانال معاونین فناوری مدارس
➖➖👇👇➖➖
🆔 @moavenha
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
Forwarded from اندیشه سرا
برای یک ویدئوی ۲ دقیقهای معمولاً نیازی به کیفیتی که ویدئو ۵۰ مگابایت حجم داشته باشد نیست.
t.me/andishehsarapub
پاسخ این بود که:
«ممنون از توجهتون. من خیلی کارهای اینچنینی را خوب نمیتونم انجام دهم. وقتگیر است. اغلب برای اینستا تهیه میکنم و در کانال هم میگذارم»
---
مصرف اضافی ترافیک اینترنت، شامل هزینه و اثر سوء بر محیط زیست؛
مصرف اضافی باتری گوشی، شامل هزینه (از جمله استهلاک) و اثر سوء بر محیط زیست؛
مصرف اضافی حافظۀ گوشی،
صرف وقت بیشتر (هم برای آپلودکننده و هم برای دانلودکنندگان)،
روشی ساده را برای کاهش حجم ویدئوها به اطلاع همه عزیزان میرسانم:
اپلیکیشن
Panda Video Compress & Convert
را نصب کنید.
لینک در گوگل پلی استور
لینک در اپستور
ویدئو را در آن آپلود کنید و بر حسب نیاز بخواهید که حجم را تا حد متوسط یا تا حد کم کاهش دهد.
ویدئوی جدید را دانلود و از آن استفاده کنید.
🌱 لطفاً با بازنشر این پیام این نکته را به دوستداران محیط زیست اطلاع دهید.
t.me/andishehsarapub
https://t.me/addlist/YBrZZvdT6zA1MjVk
در مواردی که موضوع آنها مورد توجه شماست، دنبال کردنشان را به شما پیشنهاد میکنم.
امکان اینکه با لمس نام هر کانال تیک آن را بردارید و آن را از عضو شدن مستثنا کنید هم هست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from یادِمی
وبینار «از محتوانویسی تا خلق تصویر و ویدئو با هوش مصنوعی»
📆 پنجشنبه، ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰
👨🏻🦱 مهمان: رضا مازندرانی
👨🏻🦱 تسهیلگر گفتوگو: حسین وجدانی
با همکاری نیمکت و یادِمی
«در این نشست، رضا مازندرانی، خالق محتوای بصری با هوش مصنوعی، در گفتوگویی با حسین وجدانی، محتواگر و کپیرایتر، از بازار جذاب و روبهرشد محتواهای بصری و روش درست ورود به عرصهٔ تصویر و ویدئوسازی با هوش مصنوعی میگوید، و دربارهٔ اینکه از کجا میشود شروع کرد طوری که در این دنیای پر از ابزار گم نشد. در پایان هم به پرسشهای شرکتکنندگان پاسخ داده میشود.»
✨ ثبتنام رایگان: yaademy.com/w/74
-----------------
@yaademy | یادِمی
@nimkat_talks | نیمکت
📆 پنجشنبه، ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰
👨🏻🦱 مهمان: رضا مازندرانی
👨🏻🦱 تسهیلگر گفتوگو: حسین وجدانی
با همکاری نیمکت و یادِمی
«در این نشست، رضا مازندرانی، خالق محتوای بصری با هوش مصنوعی، در گفتوگویی با حسین وجدانی، محتواگر و کپیرایتر، از بازار جذاب و روبهرشد محتواهای بصری و روش درست ورود به عرصهٔ تصویر و ویدئوسازی با هوش مصنوعی میگوید، و دربارهٔ اینکه از کجا میشود شروع کرد طوری که در این دنیای پر از ابزار گم نشد. در پایان هم به پرسشهای شرکتکنندگان پاسخ داده میشود.»
✨ ثبتنام رایگان: yaademy.com/w/74
-----------------
@yaademy | یادِمی
@nimkat_talks | نیمکت
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 مدرک دانشگاهی دیگر آنقدرها هم جذاب نیست
♦️فایننشال تایمز، جان برن مرداک — به نظر بدیهی است که هدف هر نوجوانی باید دانشگاه رفتن باشند؛ چون مدرک دانشگاهی ارزش اقتصادی قابلتوجهی دارد. مدرک دانشگاهی برای کارفرماها نیز بسیار مفید است، زیرا نشان میدهد یک جوان مهارتهای پیشرفتهای دارد که تقاضای زیادی برای آنها وجود دارد. هر دو گزاره دهههاست که همچون وحی منزل پذیرفته شده بودند، اما حالا مشروعیت آنها روزبهروز بیشتر زیر سؤال میرود.
♦️نگاهی دقیقتر به تاریخ اقتصادی نشان میدهد که این گزارهها از همان ابتدا باید بیش از آنکه امری ثابت و قطعی تلقی شوند، مشروط و وابسته به شرایط در نظر گرفته میشدند. همانطور که اقتصاددانان آمریکایی کلودیا گلدین، لارنس کاتز و دیوید آتور در پژوهش خود درباره «رقابت میان آموزش و فناوری» نشان دادهاند، هیچ چیز اجتنابناپذیری در این فرض وجود ندارد که افزایش سطح آموزش الزاماً با افزایش تقاضا برای آن مهارتها همراه شود، در واقع همهچیز بستگی دارد به اینکه عرضه مهارتهای مشخص چگونه با پارادایم فناورانه هر دوره تعامل میکند.
♦️در گذار از قرن نوزدهم، تبدیلِ صنعتگران و پیشهوران به کسبوکارهای بزرگتر و پیچیدهتر، تقاضا برای نیروی کار تحصیلکرده را افزایش داد و به این گروه مزیت دستمزدی قابلتوجهی بخشید. اما تحلیل تازه و چشمگیری از سوی اقتصاددانان، خوزه آزار و همکارانش نشان میدهد که پس از دههها افزایش، مزیت دستمزدی فارغالتحصیلان دانشگاهی در آمریکا طی هر چهار سال گذشته کاهش یافته است. مجموع این کاهش تقریباً ۱۰ درصد است؛ نخستین افت مستمر این شاخص از دهه ۱۹۷۰ تاکنون.
♦️آزار و همکارانش این وضعیت را نشانهای از آن میدانند که تقاضا برای فارغالتحصیلان، برای نخستین بار در بیش از یک قرن، در حال کاهش است؛ روندی که بخشی از آن ناشی از رشد ضعیف دستمزدها در مشاغل یقهسفید و دانشمحوری است که بیش از همه در معرض هوش مصنوعی قرار دارند. شاید هنوز فاصله زیادی با تثبیت یک وضعیت عادی جدید داشته باشیم، اما روزبهروز روشنتر میشود که پیوند میان مدارک و اعتبارهای دانشگاهی و چشماندازهای شغلی در حال سست شدن است.
🔗 برگرفته از «The University Degree Is Losing Its Lustre» نوشتۀ جان برن-مرداک، ۴ سپتامبر ۲۰۲۶، فایننشال تایمز.
@tarjomaanweb
♦️فایننشال تایمز، جان برن مرداک — به نظر بدیهی است که هدف هر نوجوانی باید دانشگاه رفتن باشند؛ چون مدرک دانشگاهی ارزش اقتصادی قابلتوجهی دارد. مدرک دانشگاهی برای کارفرماها نیز بسیار مفید است، زیرا نشان میدهد یک جوان مهارتهای پیشرفتهای دارد که تقاضای زیادی برای آنها وجود دارد. هر دو گزاره دهههاست که همچون وحی منزل پذیرفته شده بودند، اما حالا مشروعیت آنها روزبهروز بیشتر زیر سؤال میرود.
♦️نگاهی دقیقتر به تاریخ اقتصادی نشان میدهد که این گزارهها از همان ابتدا باید بیش از آنکه امری ثابت و قطعی تلقی شوند، مشروط و وابسته به شرایط در نظر گرفته میشدند. همانطور که اقتصاددانان آمریکایی کلودیا گلدین، لارنس کاتز و دیوید آتور در پژوهش خود درباره «رقابت میان آموزش و فناوری» نشان دادهاند، هیچ چیز اجتنابناپذیری در این فرض وجود ندارد که افزایش سطح آموزش الزاماً با افزایش تقاضا برای آن مهارتها همراه شود، در واقع همهچیز بستگی دارد به اینکه عرضه مهارتهای مشخص چگونه با پارادایم فناورانه هر دوره تعامل میکند.
♦️در گذار از قرن نوزدهم، تبدیلِ صنعتگران و پیشهوران به کسبوکارهای بزرگتر و پیچیدهتر، تقاضا برای نیروی کار تحصیلکرده را افزایش داد و به این گروه مزیت دستمزدی قابلتوجهی بخشید. اما تحلیل تازه و چشمگیری از سوی اقتصاددانان، خوزه آزار و همکارانش نشان میدهد که پس از دههها افزایش، مزیت دستمزدی فارغالتحصیلان دانشگاهی در آمریکا طی هر چهار سال گذشته کاهش یافته است. مجموع این کاهش تقریباً ۱۰ درصد است؛ نخستین افت مستمر این شاخص از دهه ۱۹۷۰ تاکنون.
♦️آزار و همکارانش این وضعیت را نشانهای از آن میدانند که تقاضا برای فارغالتحصیلان، برای نخستین بار در بیش از یک قرن، در حال کاهش است؛ روندی که بخشی از آن ناشی از رشد ضعیف دستمزدها در مشاغل یقهسفید و دانشمحوری است که بیش از همه در معرض هوش مصنوعی قرار دارند. شاید هنوز فاصله زیادی با تثبیت یک وضعیت عادی جدید داشته باشیم، اما روزبهروز روشنتر میشود که پیوند میان مدارک و اعتبارهای دانشگاهی و چشماندازهای شغلی در حال سست شدن است.
🔗 برگرفته از «The University Degree Is Losing Its Lustre» نوشتۀ جان برن-مرداک، ۴ سپتامبر ۲۰۲۶، فایننشال تایمز.
@tarjomaanweb
این مقاله درباره استفاده دانشجوها از AI از نگاه یه استاده. نویسنده که بیشتر از ۲۰ ساله در دانشگاه درس میده، میگه این روزها وقتی وارد دانشگاه میشه، حس میکنه وسط یک موج خلافکاری گیر افتاده! منظورش هم خلاف معمولی نیست. منظورش استفاده گسترده دانشجوها از هوش مصنوعی برای تقلبه.
میگه دانشگاهها اصولاً نهادهای خیلی قدیمی و کندی هستن و تغییر توشون بهشدت آهسته اتفاق میافته. برای همین وقتی هوش مصنوعی یکدفعه وارد زندگی دانشجوها شد، دانشگاهها اصلاً آماده نبودن. خودش این وضعیت رو به آدمهای عصر حجر تشبیه میکنه که یکدفعه جلوی غارشون سفینه فضایی ببینن.
نگرانی اصلی نویسنده فقط این نیست که دانشجوها با استفاده از AI چیزی یاد نمیگیرن یا در آینده بلد نیستن درست بنویسن و فکر کنن. چیزی که بیشتر میترسونتش، اثر اخلاقی این ماجراست. چون معتقده یک نسل داره کمکم عادت میکنه که «تقلب کردن» بخشی طبیعی از زندگیه.
وقتی دانشجو مقالهای رو که باید خودش بنویسه میده هوش مصنوعی بنویسه، کتاب و مقالهای رو که باید بخونه با AI خلاصه میکنه یا تکالیفش رو با کمک آن انجام میده، عملاً داره راه میانبر میزنه. آخرش هم مدرکی میگیره که به اعتقاد نویسنده واقعاً برای به دست آوردنش زحمت نکشیده.
نویسنده روی کلمه «به دست آوردن» تأکید داره. میگه فرق هست بین چیزی که واقعاً با تلاش به دست آوردی و چیزی که فقط گیرت اومده. نگرانی او اینه که دانشجوها دارند یاد میگیرند بدون انجام کار واقعی، نتیجه و پاداشش را بگیرند.
او میگه از زمستان ۲۰۲۳ متوجه این تغییر شد. مقالههایی که دانشجوها تحویل میدادند ناگهان بیش از حد تمیز شده بودند: گرامر بینقص، کلی بولتپوینت و جملات مرتب اما بیروح و رباتمانند. خبری هم از آن فکرهای شخصی، اشتباهات طبیعی و سبک خاص هر دانشجو نبود.
اوایل تعداد این دانشجوها کم بود، اما حالا قضیه خیلی گستردهتر شده. در یک نظرسنجی روزنامه دانشجویی هاروارد، حدود یکسوم فارغالتحصیلان گفتهاند برخلاف اجازه استاد، برای تکالیفشان از هوش مصنوعی استفاده کردهاند.
یکی از همکاران نویسنده در دانشگاه شیکاگو هم که درس «نگارش» به دانشجویان سال اول میدهد، گفته در تمام کلاسهایی که طی یک سال برگزار کرده، فکر میکند فقط سه دانشجو تکالیفشان را بدون کمک AI نوشتهاند. یعنی حتی در کلاسی که هدف اصلیاش یاد گرفتن نوشتنه، تقریباً همه از هوش مصنوعی کمک گرفتهاند.
یکی از دلایلش هم واضحه: احتمال گیر افتادن خیلی کمه.
در همان نظرسنجی هاروارد، ۹۳ درصد کسانی که برخلاف دستور استاد از AI استفاده کرده بودند، اصلاً گیر نیفتاده بودند. از آن تعداد کمی هم که لو رفته بودند، بیش از نصفشان هیچ مجازاتی نشده بودند. در نهایت فقط حدود ۲.۶ درصد واقعاً بابت کارشان هزینهای داده بودند.
پس از نگاه کسی که میخواهد تقلب کند، حسابوکتاب ساده است: «احتمال اینکه گیر بیفتم خیلی کمه پس چرا انجامش ندم؟»
نویسنده میگه مشکل دقیقاً همین طرز فکره. شبیه کسی که بلیت مترو نمیخره، سرعت غیرمجاز میره یا مالیاتش رو دور میزنه و فقط حساب میکنه احتمال گیر افتادنش چقدره. دیگر سؤال این نیست که «این کار درسته یا غلط؟» بلکه اینه: «چقدر احتمال داره مچم رو بگیرن؟»
از طرفی خیلی از دانشجوها احتمالاً استفاده غیرمجاز از AI رو نوعی «جرم بدون قربانی» میبینن. فکر میکنن: خب من مقالهام رو با ChatGPT نوشتم، به چه کسی آسیب زدم؟ تازه وقتی همه دارن این کار رو میکنن، چرا من باید چند ساعت وقت بذارم و خودم بنویسم و از بقیه عقب بیفتم؟
اما نویسنده میگه همین منطق کمکم کل فضای دانشگاه رو خراب میکنه.
برای نمونه ماجرایی از دانشگاه براون تعریف میکنه. یک استاد اقتصاد به نام روبرتو سرانو بعد از تیراندازی مرگباری که در دانشگاه اتفاق افتاده بود، برای اینکه فشار روانی دانشجوها کمتر شود، امتحانش را از حضوری به امتحان در خانه تبدیل کرد.
ناگهان تعداد دانشجوهای کلاس از حداکثر معمولِ حدود ۳۰ نفر به نزدیک ۹۰ نفر رسید!
بعد هم نتیجه امتحان عجیب بود: میانگین نمره ۹۶ از ۱۰۰ شد و ۴۰ نفر نمره کامل گرفتند.
استاد شک کرد. سؤالهای خودش را به ChatGPT داد و دید جوابهایش خیلی شبیه جواب دانشجوهاست: تا حدودی درست، ولی با توضیحات پیچیده و عجیب.
بنابراین امتحان پایانترم را دوباره حضوری کرد.
نتیجه حیرتآور بود: بلافاصله ۱۸ نفر درس را حذف کردند. ۹ نفر اصلاً سر امتحان نیامدند و میانگین نمره کسانی که امتحان دادند فقط ۴۸.۶ شد؛ تقریباً ۲۰ نمره کمتر از بدترین میانگین امتحان نهایی در تاریخ آن کلاس.
استاد گفته بود: «ما نمیتونیم جامعهای داشته باشیم که بخش قابلتوجهی از بهترین جوانهاش فکر کنن تقلب کردن اشکالی نداره. چنین جامعهای رو به زوال میره.»
میگه دانشگاهها اصولاً نهادهای خیلی قدیمی و کندی هستن و تغییر توشون بهشدت آهسته اتفاق میافته. برای همین وقتی هوش مصنوعی یکدفعه وارد زندگی دانشجوها شد، دانشگاهها اصلاً آماده نبودن. خودش این وضعیت رو به آدمهای عصر حجر تشبیه میکنه که یکدفعه جلوی غارشون سفینه فضایی ببینن.
نگرانی اصلی نویسنده فقط این نیست که دانشجوها با استفاده از AI چیزی یاد نمیگیرن یا در آینده بلد نیستن درست بنویسن و فکر کنن. چیزی که بیشتر میترسونتش، اثر اخلاقی این ماجراست. چون معتقده یک نسل داره کمکم عادت میکنه که «تقلب کردن» بخشی طبیعی از زندگیه.
وقتی دانشجو مقالهای رو که باید خودش بنویسه میده هوش مصنوعی بنویسه، کتاب و مقالهای رو که باید بخونه با AI خلاصه میکنه یا تکالیفش رو با کمک آن انجام میده، عملاً داره راه میانبر میزنه. آخرش هم مدرکی میگیره که به اعتقاد نویسنده واقعاً برای به دست آوردنش زحمت نکشیده.
نویسنده روی کلمه «به دست آوردن» تأکید داره. میگه فرق هست بین چیزی که واقعاً با تلاش به دست آوردی و چیزی که فقط گیرت اومده. نگرانی او اینه که دانشجوها دارند یاد میگیرند بدون انجام کار واقعی، نتیجه و پاداشش را بگیرند.
او میگه از زمستان ۲۰۲۳ متوجه این تغییر شد. مقالههایی که دانشجوها تحویل میدادند ناگهان بیش از حد تمیز شده بودند: گرامر بینقص، کلی بولتپوینت و جملات مرتب اما بیروح و رباتمانند. خبری هم از آن فکرهای شخصی، اشتباهات طبیعی و سبک خاص هر دانشجو نبود.
اوایل تعداد این دانشجوها کم بود، اما حالا قضیه خیلی گستردهتر شده. در یک نظرسنجی روزنامه دانشجویی هاروارد، حدود یکسوم فارغالتحصیلان گفتهاند برخلاف اجازه استاد، برای تکالیفشان از هوش مصنوعی استفاده کردهاند.
یکی از همکاران نویسنده در دانشگاه شیکاگو هم که درس «نگارش» به دانشجویان سال اول میدهد، گفته در تمام کلاسهایی که طی یک سال برگزار کرده، فکر میکند فقط سه دانشجو تکالیفشان را بدون کمک AI نوشتهاند. یعنی حتی در کلاسی که هدف اصلیاش یاد گرفتن نوشتنه، تقریباً همه از هوش مصنوعی کمک گرفتهاند.
یکی از دلایلش هم واضحه: احتمال گیر افتادن خیلی کمه.
در همان نظرسنجی هاروارد، ۹۳ درصد کسانی که برخلاف دستور استاد از AI استفاده کرده بودند، اصلاً گیر نیفتاده بودند. از آن تعداد کمی هم که لو رفته بودند، بیش از نصفشان هیچ مجازاتی نشده بودند. در نهایت فقط حدود ۲.۶ درصد واقعاً بابت کارشان هزینهای داده بودند.
پس از نگاه کسی که میخواهد تقلب کند، حسابوکتاب ساده است: «احتمال اینکه گیر بیفتم خیلی کمه پس چرا انجامش ندم؟»
نویسنده میگه مشکل دقیقاً همین طرز فکره. شبیه کسی که بلیت مترو نمیخره، سرعت غیرمجاز میره یا مالیاتش رو دور میزنه و فقط حساب میکنه احتمال گیر افتادنش چقدره. دیگر سؤال این نیست که «این کار درسته یا غلط؟» بلکه اینه: «چقدر احتمال داره مچم رو بگیرن؟»
از طرفی خیلی از دانشجوها احتمالاً استفاده غیرمجاز از AI رو نوعی «جرم بدون قربانی» میبینن. فکر میکنن: خب من مقالهام رو با ChatGPT نوشتم، به چه کسی آسیب زدم؟ تازه وقتی همه دارن این کار رو میکنن، چرا من باید چند ساعت وقت بذارم و خودم بنویسم و از بقیه عقب بیفتم؟
اما نویسنده میگه همین منطق کمکم کل فضای دانشگاه رو خراب میکنه.
برای نمونه ماجرایی از دانشگاه براون تعریف میکنه. یک استاد اقتصاد به نام روبرتو سرانو بعد از تیراندازی مرگباری که در دانشگاه اتفاق افتاده بود، برای اینکه فشار روانی دانشجوها کمتر شود، امتحانش را از حضوری به امتحان در خانه تبدیل کرد.
ناگهان تعداد دانشجوهای کلاس از حداکثر معمولِ حدود ۳۰ نفر به نزدیک ۹۰ نفر رسید!
بعد هم نتیجه امتحان عجیب بود: میانگین نمره ۹۶ از ۱۰۰ شد و ۴۰ نفر نمره کامل گرفتند.
استاد شک کرد. سؤالهای خودش را به ChatGPT داد و دید جوابهایش خیلی شبیه جواب دانشجوهاست: تا حدودی درست، ولی با توضیحات پیچیده و عجیب.
بنابراین امتحان پایانترم را دوباره حضوری کرد.
نتیجه حیرتآور بود: بلافاصله ۱۸ نفر درس را حذف کردند. ۹ نفر اصلاً سر امتحان نیامدند و میانگین نمره کسانی که امتحان دادند فقط ۴۸.۶ شد؛ تقریباً ۲۰ نمره کمتر از بدترین میانگین امتحان نهایی در تاریخ آن کلاس.
استاد گفته بود: «ما نمیتونیم جامعهای داشته باشیم که بخش قابلتوجهی از بهترین جوانهاش فکر کنن تقلب کردن اشکالی نداره. چنین جامعهای رو به زوال میره.»
Forwarded from 🟣 دکتر بنفشه امین دانشپور
🌟 تعریف و معیارهای تشخیصی (مربوط به فرد غیرباردار)
پرهدیابت (پیشدیابت) با وجود قند ناشتا ۱۰۰ تا ۱۲۵ mg/dL) و یا قند ۲ساعته پس از ۷۵ گرم گلوکز خوراکی بین ۱۴۰ تا ۱۹۹ و یا HbA1c بین ۵.۷ تا ۶.۴ درصد تعریف میشود.
♦️عوارض و ریسکهای همراه
🌀پیشرفت به دیابت و بیماری قلبیعروقی:
پرهدیابت یک فاکتور خطر مهم برای پیشرفت به دیابت و همچنین بیماری قلبیعروقی است.
🌀همراهی با سایر اختلالات متابولیک:
پرهدیابت با چاقی (بهخصوص چاقی شکمی و احشایی)، دیسلیپیدمی با تریگلیسیرید بالا و یا HDL پایین، و فشار خون بالا همراه است.
به همین دلیل توصیه میشود در فرد پرهدیابتیک، ریسک فاکتورهای قلبیعروقی غربالگری شود.
🌀عوارض میکرو واسکولار (درگیری عروق کوچک مثل کلیه و چشم و نوروپاتی دیابتی)
این بخش نسبت به دیابت ، شواهدش هنوز در حال تکامل است، مطالعات مقطعی جدیدتر هم نشان میدهند آسیب زودرس کلیوی، شبکیه چشم و اعصاب محیطی میتواند از همین مرحلهی پرهدیابت شروع شود، اما نتایج هنوز «قطعی نیست».
🌀 عوارض ماکرو واسکولار (درگیری عروق بزرگ مثل قلب)
پیشدیابت یک فاکتور خطر مهم برای بیماری قلبی عروقی است و این نتایج در بررسیها «قطعی هست».
#پیش_دیابت
#پره_دیابتیک
🟣 دکتر بنفشه امین دانشپور
🎁 نکات دیگر:
کانال تلگرام:
t.me/dramindaneshpoor
کانال بله:
ble.ir/join/6TLTGBNWbs
اینستاگرام:
https://instagram.com/dramindaneshpour
پرهدیابت (پیشدیابت) با وجود قند ناشتا ۱۰۰ تا ۱۲۵ mg/dL) و یا قند ۲ساعته پس از ۷۵ گرم گلوکز خوراکی بین ۱۴۰ تا ۱۹۹ و یا HbA1c بین ۵.۷ تا ۶.۴ درصد تعریف میشود.
♦️عوارض و ریسکهای همراه
🌀پیشرفت به دیابت و بیماری قلبیعروقی:
پرهدیابت یک فاکتور خطر مهم برای پیشرفت به دیابت و همچنین بیماری قلبیعروقی است.
🌀همراهی با سایر اختلالات متابولیک:
پرهدیابت با چاقی (بهخصوص چاقی شکمی و احشایی)، دیسلیپیدمی با تریگلیسیرید بالا و یا HDL پایین، و فشار خون بالا همراه است.
به همین دلیل توصیه میشود در فرد پرهدیابتیک، ریسک فاکتورهای قلبیعروقی غربالگری شود.
🌀عوارض میکرو واسکولار (درگیری عروق کوچک مثل کلیه و چشم و نوروپاتی دیابتی)
این بخش نسبت به دیابت ، شواهدش هنوز در حال تکامل است، مطالعات مقطعی جدیدتر هم نشان میدهند آسیب زودرس کلیوی، شبکیه چشم و اعصاب محیطی میتواند از همین مرحلهی پرهدیابت شروع شود، اما نتایج هنوز «قطعی نیست».
🌀 عوارض ماکرو واسکولار (درگیری عروق بزرگ مثل قلب)
پیشدیابت یک فاکتور خطر مهم برای بیماری قلبی عروقی است و این نتایج در بررسیها «قطعی هست».
#پیش_دیابت
#پره_دیابتیک
🟣 دکتر بنفشه امین دانشپور
🎁 نکات دیگر:
کانال تلگرام:
t.me/dramindaneshpoor
کانال بله:
ble.ir/join/6TLTGBNWbs
اینستاگرام:
https://instagram.com/dramindaneshpour
Forwarded from 🟣 دکتر بنفشه امین دانشپور
⚡️⚡️⚡️من برایشان توضیح میدم که متأسفانه لب مرز نیست، پیشدیابت یک مشکل «جدی» هست چون ریسک فرد برای دیابت و بیماری قلبی افزایش مییابد،
اغلب با چاقی احشایی و سندروم متابولیک همراهی دارد، کبد چرب، دیس لیپیدمی و تریگلیسیرید بالا و فشار خون بالا،
بنابراین بسیار اهمیت دارد که متوجه جدی بودن مشکل باشیم تا بتوانیم در رفع آن گام برداریم،
🎯 درمان اصلی کاهش وزن و اصلاح سبک زندگی است. خواب، تغذیه و بیتحرکی باید اصلاح شود و در صورت نیاز (بر اساس بررسی آزمایشها) دارو توسط پزشک شروع شود.
اگر در جهت اصلاح گام بر نداریم این مسیر به دیابت و ریسک بیشتر بیماریهای قلبی عروقی ختم میشود.
🎁 توضیح بیشتر در پیام بعد:
t.me/dramindaneshpoor/343
#پیش_دیابت
#پره_دیابت
🟣 دکتر بنفشه امین دانشپور
کانال تلگرام:
t.me/dramindaneshpoor
کانال بله:
ble.ir/join/6TLTGBNWbs
اینستاگرام:
https://instagram.com/dramindaneshpour
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from حسین قتیب
در سفر اخیرم به ایران، چیزی بیش از گرانی، فشار اقتصادی یا نارضایتی سیاسی توجهم را جلب کرد. آنچه بیشتر آزاردهنده بود، نوعی گسست در خود جامعه بود. احساس میکردم آدمها فقط نظرهای متفاوت ندارند، بلکه گاهی در دو واقعیت متفاوت زندگی میکنند.
این را در گفتوگوهای روزمره میشد دید. در تاکسی، مهمانی، مطب، فروشگاه و جمعهای خانوادگی. یک اتفاق واحد برای دو نفر میتوانست دو معنای کاملاً متضاد داشته باشد. نه فقط در تحلیل آن اتفاق، بلکه حتی در اینکه اصلاً چه اتفاقی افتاده است. منابع خبری متفاوت، شبکههای اجتماعی متفاوت و سالها زندگی در حبابهای شناختی متفاوت، کمکم چیزی را از بین برده که هر جامعهای برای ادامه حیات به آن نیاز دارد: حداقلی از واقعیت مشترک.
به نظرم بخش مهمی از این وضعیت محصول فرایندی است که از اواخر دهه ۱۳۹۰، و بهویژه پس از ۱۳۹۶، شدت گرفت. خالصسازی سیاسی و بستهتر شدن فضای رسمی فقط نیروهای سیاسی را حذف نکرد. مهمتر از آن، بخش بزرگی از نیروهای واسط را از میان برد. کسانی که میتوانستند بین حکومت و جامعه، میان اعتراض و سیاست رسمی، و میان دو سوی شکاف اجتماعی نقش میانجی داشته باشند، بهتدریج ضعیف یا حذف شدند.
نتیجه این نبود که جامعه یکدستتر شود. درست برعکس، جامعه رادیکالتر شد.
وقتی راه سیاست میانه بسته میشود، میانه جامعه هم بهتدریج ضعیف میشود. آدمها احساس میکنند انتخابی جز قرار گرفتن در یکی از دو سوی منازعه ندارند. زبان سیاست هم تغییر میکند. مخالف دیگر کسی نیست که اشتباه فکر میکند، بلکه کسی است که باید از سر راه کنار برود. از یک طرف، بخشی از حکومت جامعه ناراضی را مسئله امنیتی میبیند. از طرف دیگر، بخشی از مخالفان نیز هرکس را که با روایت حداکثری آنان همراه نباشد، مدافع وضع موجود، مزدور یا بخشی از مسئله تلقی میکنند.
اما آنچه در این سفر برایم حتی مهمتر بود، نقش رسانه بود. سالهاست درباره اثر رسانههای فارسیزبان خارج از کشور مانند اینترنشال و شبکههای اجتماعی صحبت میشود، اما وقتی مدتی در ایران زندگی میکنی، اثر آن را در مقیاسی متفاوت میبینی. رسانه دیگر فقط خبر منتقل نمیکند. واقعیت اجتماعی تولید میکند.
گروهی از مردم تقریباً تمام ایران را از خلال مجموعهای از تصاویر شکست، سرکوب، فروپاشی، مهاجرت و نفرت میبینند. در سوی دیگر، رسانه رسمی تصویری میسازد که در آن بخش بزرگی از بحرانهای واقعی جامعه یا دیده نمیشود یا محصول دشمن معرفی میشود. میان این دو تصویر، خود ایران، با همه پیچیدگی و تناقضش، گم میشود.
شبکههای اجتماعی این وضعیت را شدیدتر کردهاند. الگوریتمها از آرامش تغذیه نمیکنند. خشم، تحقیر، ترس و نفرت بیشتر دیده میشود و بیشتر دستبهدست میشود. روایت معتدل جذابیت کمتری دارد. کسی که بگوید واقعیت پیچیدهتر از این دو تصویر است، اغلب از هر دو طرف متهم میشود.
در این سفر بیش از گذشته به این فکر کردم که شاید خطر اصلی برای ایران فقط failed state نباشد. شاید خطر عمیقتر، چیزی باشد که میتوان آن را failed society نامید.
جامعه شکستخورده لزوماً جامعهای نیست که دولت در آن فروپاشیده باشد. ممکن است دولت همچنان اداره، ارتش، پلیس، وزارتخانه و قدرت تصمیمگیری داشته باشد، اما جامعه بهتدریج توان گفتوگو، اعتماد و همکاری را از دست بدهد. شهروندان دیگر خود را اعضای یک جامعه سیاسی مشترک نبینند، بلکه گروههایی ببینند که آینده یکی فقط با شکست دیگری ممکن است.
نشانههای این وضعیت را در ایران امروز میتوان دید. حتی درباره جنگ، امنیت ملی، تمامیت ارضی یا مداخله خارجی نیز توافقی که زمانی بدیهی به نظر میرسید، دیگر همیشه بدیهی نیست. گروهی ممکن است از ضربه خوردن بخشی از ساختار کشور خوشحال شود، چون آن ساختار را نه متعلق به ایران بلکه متعلق به رقیب سیاسی خود میبیند. در سوی دیگر نیز ممکن است هر انتقاد داخلی در شرایط بحران به خیانت تعبیر شود.
این دقیقاً نقطه خطرناک ماجراست.
کشوری میتواند بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. حتی نهادهای سیاسی ناکارآمد را میتوان اصلاح کرد. اما اگر جامعهای اعتماد متقابل و احساس سرنوشت مشترک خود را از دست بدهد، بازسازی آن بسیار دشوارتر است.
آنچه من در این سفر دیدم هنوز یک جامعه فروپاشیده نبود. ایران همچنان پر از روابط خانوادگی، دوستی، شوخی، زندگی روزمره، کمک متقابل و نوعی سرسختی اجتماعی است که بارها در تاریخش آن را نجات داده است. اما در زیر این زندگی روزمره، شکافی در حال عمیق شدن است.
شکافی که فقط میان حکومت و مردم نیست.
میان خود مردم است.
و شاید خطرناکترین مرحله زمانی آغاز شود که ایرانیان دیگر نه حکومت، نه دشمن خارجی، بلکه یکدیگر را بزرگترین مانع آینده ایران تصور کنند.
این را در گفتوگوهای روزمره میشد دید. در تاکسی، مهمانی، مطب، فروشگاه و جمعهای خانوادگی. یک اتفاق واحد برای دو نفر میتوانست دو معنای کاملاً متضاد داشته باشد. نه فقط در تحلیل آن اتفاق، بلکه حتی در اینکه اصلاً چه اتفاقی افتاده است. منابع خبری متفاوت، شبکههای اجتماعی متفاوت و سالها زندگی در حبابهای شناختی متفاوت، کمکم چیزی را از بین برده که هر جامعهای برای ادامه حیات به آن نیاز دارد: حداقلی از واقعیت مشترک.
به نظرم بخش مهمی از این وضعیت محصول فرایندی است که از اواخر دهه ۱۳۹۰، و بهویژه پس از ۱۳۹۶، شدت گرفت. خالصسازی سیاسی و بستهتر شدن فضای رسمی فقط نیروهای سیاسی را حذف نکرد. مهمتر از آن، بخش بزرگی از نیروهای واسط را از میان برد. کسانی که میتوانستند بین حکومت و جامعه، میان اعتراض و سیاست رسمی، و میان دو سوی شکاف اجتماعی نقش میانجی داشته باشند، بهتدریج ضعیف یا حذف شدند.
نتیجه این نبود که جامعه یکدستتر شود. درست برعکس، جامعه رادیکالتر شد.
وقتی راه سیاست میانه بسته میشود، میانه جامعه هم بهتدریج ضعیف میشود. آدمها احساس میکنند انتخابی جز قرار گرفتن در یکی از دو سوی منازعه ندارند. زبان سیاست هم تغییر میکند. مخالف دیگر کسی نیست که اشتباه فکر میکند، بلکه کسی است که باید از سر راه کنار برود. از یک طرف، بخشی از حکومت جامعه ناراضی را مسئله امنیتی میبیند. از طرف دیگر، بخشی از مخالفان نیز هرکس را که با روایت حداکثری آنان همراه نباشد، مدافع وضع موجود، مزدور یا بخشی از مسئله تلقی میکنند.
اما آنچه در این سفر برایم حتی مهمتر بود، نقش رسانه بود. سالهاست درباره اثر رسانههای فارسیزبان خارج از کشور مانند اینترنشال و شبکههای اجتماعی صحبت میشود، اما وقتی مدتی در ایران زندگی میکنی، اثر آن را در مقیاسی متفاوت میبینی. رسانه دیگر فقط خبر منتقل نمیکند. واقعیت اجتماعی تولید میکند.
گروهی از مردم تقریباً تمام ایران را از خلال مجموعهای از تصاویر شکست، سرکوب، فروپاشی، مهاجرت و نفرت میبینند. در سوی دیگر، رسانه رسمی تصویری میسازد که در آن بخش بزرگی از بحرانهای واقعی جامعه یا دیده نمیشود یا محصول دشمن معرفی میشود. میان این دو تصویر، خود ایران، با همه پیچیدگی و تناقضش، گم میشود.
شبکههای اجتماعی این وضعیت را شدیدتر کردهاند. الگوریتمها از آرامش تغذیه نمیکنند. خشم، تحقیر، ترس و نفرت بیشتر دیده میشود و بیشتر دستبهدست میشود. روایت معتدل جذابیت کمتری دارد. کسی که بگوید واقعیت پیچیدهتر از این دو تصویر است، اغلب از هر دو طرف متهم میشود.
در این سفر بیش از گذشته به این فکر کردم که شاید خطر اصلی برای ایران فقط failed state نباشد. شاید خطر عمیقتر، چیزی باشد که میتوان آن را failed society نامید.
جامعه شکستخورده لزوماً جامعهای نیست که دولت در آن فروپاشیده باشد. ممکن است دولت همچنان اداره، ارتش، پلیس، وزارتخانه و قدرت تصمیمگیری داشته باشد، اما جامعه بهتدریج توان گفتوگو، اعتماد و همکاری را از دست بدهد. شهروندان دیگر خود را اعضای یک جامعه سیاسی مشترک نبینند، بلکه گروههایی ببینند که آینده یکی فقط با شکست دیگری ممکن است.
نشانههای این وضعیت را در ایران امروز میتوان دید. حتی درباره جنگ، امنیت ملی، تمامیت ارضی یا مداخله خارجی نیز توافقی که زمانی بدیهی به نظر میرسید، دیگر همیشه بدیهی نیست. گروهی ممکن است از ضربه خوردن بخشی از ساختار کشور خوشحال شود، چون آن ساختار را نه متعلق به ایران بلکه متعلق به رقیب سیاسی خود میبیند. در سوی دیگر نیز ممکن است هر انتقاد داخلی در شرایط بحران به خیانت تعبیر شود.
این دقیقاً نقطه خطرناک ماجراست.
کشوری میتواند بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. حتی نهادهای سیاسی ناکارآمد را میتوان اصلاح کرد. اما اگر جامعهای اعتماد متقابل و احساس سرنوشت مشترک خود را از دست بدهد، بازسازی آن بسیار دشوارتر است.
آنچه من در این سفر دیدم هنوز یک جامعه فروپاشیده نبود. ایران همچنان پر از روابط خانوادگی، دوستی، شوخی، زندگی روزمره، کمک متقابل و نوعی سرسختی اجتماعی است که بارها در تاریخش آن را نجات داده است. اما در زیر این زندگی روزمره، شکافی در حال عمیق شدن است.
شکافی که فقط میان حکومت و مردم نیست.
میان خود مردم است.
و شاید خطرناکترین مرحله زمانی آغاز شود که ایرانیان دیگر نه حکومت، نه دشمن خارجی، بلکه یکدیگر را بزرگترین مانع آینده ایران تصور کنند.
هزینه سبدخرید لوازم التحریر ۳ برابر شد!!
مقایسه هزینه سبدخرید لوازمالتحریر مهر ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵
🔗 🎒 🎒 🏴🏴قاسم محمدی🇮🇷🇮🇷 (@ghasemsabz)
مقایسه هزینه سبدخرید لوازمالتحریر مهر ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵
🔗 🎒 🎒 🏴🏴قاسم محمدی🇮🇷🇮🇷 (@ghasemsabz)
Forwarded from حرفه؛ روابط عمومی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرفه؛ #روابط_عمومی | @ePRNet
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from یادِمی
آیا بازار تولید محتوای متنی کوچک شده است؟
در وبینار «از محتوانویسی تا خلق تصویر و ویدئو با هوش مصنوعی» که فردا پنجشنبه برگزار میشود، حسین وجدانی و رضا مازندرانی، دو متخصصِ کارکشتۀ حوزۀ محتوا، به این مسئله میپردازند که وضعیت بازار محتوا الآن چطور است و محتوانویسها چگونه میتوانند سبد خدماتشان را بهسوی دنیای تولیدات بصریِ مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه بدهند.
اگر محتوانویس هستی و به کسب مهارتهای جدید فکر میکنی، این وبینار برایت بسیار مفید است.
✨ تا ظرفیت هست، میتوانی رایگان ثبتنام کنی: yaademy.com/w/74
-----------------
@yaademy | یادِمی
@nimkat_talks | نیمکت
آیا بازار تولید محتوای متنی کوچک شده است؟
در وبینار «از محتوانویسی تا خلق تصویر و ویدئو با هوش مصنوعی» که فردا پنجشنبه برگزار میشود، حسین وجدانی و رضا مازندرانی، دو متخصصِ کارکشتۀ حوزۀ محتوا، به این مسئله میپردازند که وضعیت بازار محتوا الآن چطور است و محتوانویسها چگونه میتوانند سبد خدماتشان را بهسوی دنیای تولیدات بصریِ مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه بدهند.
اگر محتوانویس هستی و به کسب مهارتهای جدید فکر میکنی، این وبینار برایت بسیار مفید است.
✨ تا ظرفیت هست، میتوانی رایگان ثبتنام کنی: yaademy.com/w/74
-----------------
@yaademy | یادِمی
@nimkat_talks | نیمکت
کلاساولیها هرسال کمتر از پارسال
همشهری نوشت:
🔹 تعداد نوآموزهایی که هر سال وارد کلاس اول میشوند در حال کاهش است. در ۵ سال اخیر هربار که اول مهر فرا رسیده، تعداد کمتری از کودکان ۶ ساله برای ورود به مدرسه به صف شدهاند.
🔹اگر این روند ادامه پیدا کند و هر سال ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر از کلاس اولیها کم شود، نخستین تأثیر عینی کاهش جمعیت را میتوان در خلوت شدن کلاسهای اول دید.
رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش:
🔹امسال حدود یک میلیون و ۱۵۴ هزار دانشآموز کلاس اولی برای نخستینبار وارد مدرسه میشوند.
🔹سال گذشته بیش از یکمیلیون و ۲۳۰ هزار دانشآموز کلاس اولی داشتیم و روند جمعیت دانشآموزان پایه اول ابتدایی کاهشی بوده است.
❇️ کانال معاونین فناوری مدارس کشور
➖➖➖➖
🆔 @moavenha
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
همشهری نوشت:
🔹 تعداد نوآموزهایی که هر سال وارد کلاس اول میشوند در حال کاهش است. در ۵ سال اخیر هربار که اول مهر فرا رسیده، تعداد کمتری از کودکان ۶ ساله برای ورود به مدرسه به صف شدهاند.
🔹اگر این روند ادامه پیدا کند و هر سال ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر از کلاس اولیها کم شود، نخستین تأثیر عینی کاهش جمعیت را میتوان در خلوت شدن کلاسهای اول دید.
رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش:
🔹امسال حدود یک میلیون و ۱۵۴ هزار دانشآموز کلاس اولی برای نخستینبار وارد مدرسه میشوند.
🔹سال گذشته بیش از یکمیلیون و ۲۳۰ هزار دانشآموز کلاس اولی داشتیم و روند جمعیت دانشآموزان پایه اول ابتدایی کاهشی بوده است.
❇️ کانال معاونین فناوری مدارس کشور
➖➖➖➖
🆔 @moavenha
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
👀 این فونتها برای گولزدن هوش مصنوعی طراحی شدن!
طراحان با استفاده از خطای دید، تایپفیسهای دولایهای به نام Decoy ساختهان که تلاش میکنن متن رو برای مدلهای هوش مصنوعی ناخوانا کنن، در حالی که انسان همچنان میتونه اون رو بخونه.
🧠 این فونتها با ساختارهای متفاوت، تشخیص متن توسط مدلهای زبانی رو سخت میکنن و در آزمایشها باعث شدن بیش از ۹۰٪ خروجیهای AI رد بشه.
🔐 هدف این فناوری، سختتر کردن خزش و پردازش خودکار محتوا و محافظت بیشتر از گفتگوها و محتوای خصوصی در برابر سیستمهای خودکار عنوان شده.
@itkashefi_laptop
طراحان با استفاده از خطای دید، تایپفیسهای دولایهای به نام Decoy ساختهان که تلاش میکنن متن رو برای مدلهای هوش مصنوعی ناخوانا کنن، در حالی که انسان همچنان میتونه اون رو بخونه.
🧠 این فونتها با ساختارهای متفاوت، تشخیص متن توسط مدلهای زبانی رو سخت میکنن و در آزمایشها باعث شدن بیش از ۹۰٪ خروجیهای AI رد بشه.
🔐 هدف این فناوری، سختتر کردن خزش و پردازش خودکار محتوا و محافظت بیشتر از گفتگوها و محتوای خصوصی در برابر سیستمهای خودکار عنوان شده.
@itkashefi_laptop