▪️تدافعی/ تهاجمی/ واقعی
▪️ستگادین ۱۴ دی ۱۴۰۰
مشکل تدافعیبودن، آن است که روایتگر درونیمان، جلوی بیان واقعیتِ در حال وقوع را میگیرد. چون ما در حین دفاع، در حال تصورکردن همهی سرزنشها، شرمساریها و تحقیرهایی هستیم که دیگران ممکن است نسبت به ما داشته یا نداشته باشند و ما درنهایت با آوردن آن احساسات در بیان و عملمان، اوضاع درهم و برهمی بوجود میآوریم.
مشکل تهاجمیبودن آن است که شخصی که به او حمله و توهین میکنیم، دیگر قادر نیست چیزهایی که میگوییم را بشنود.
ارتباط، چیزی بین این دو است. بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، این است که واقعیت را توضیح دهیم. همانطور که وضعیت آب و هوا را شرح میدهیم. یعنی هر چیزی که واقعاً وجود دارد. به همین سادگی.
.
▪️ستگادین ۱۴ دی ۱۴۰۰
مشکل تدافعیبودن، آن است که روایتگر درونیمان، جلوی بیان واقعیتِ در حال وقوع را میگیرد. چون ما در حین دفاع، در حال تصورکردن همهی سرزنشها، شرمساریها و تحقیرهایی هستیم که دیگران ممکن است نسبت به ما داشته یا نداشته باشند و ما درنهایت با آوردن آن احساسات در بیان و عملمان، اوضاع درهم و برهمی بوجود میآوریم.
مشکل تهاجمیبودن آن است که شخصی که به او حمله و توهین میکنیم، دیگر قادر نیست چیزهایی که میگوییم را بشنود.
ارتباط، چیزی بین این دو است. بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، این است که واقعیت را توضیح دهیم. همانطور که وضعیت آب و هوا را شرح میدهیم. یعنی هر چیزی که واقعاً وجود دارد. به همین سادگی.
.
Seth's Blog
Defensive/offensive/actual
The problem with becoming defensive is that our internal narrative gets in the way of expressing what’s actually going on. Because we’re imagining all the blame and shame and scorn that…
▪️سروصدای لیزر
▪️ستگادین ۱۵ دی ۱۴۰۰
اسلحههای لیزری، صدا تولید نمیکنند. حداقل در زندگی واقعی صدایی تولید نمیکنند. ولی در فیلمها، همیشه سروصدا میکنند. اسلحههای پرتاب اشعه یا شمشیرهای نوری، همگی قادر به تولید صداهای متفاوتی هستند.
و ما اهمیتی نمیدهیم. در واقع انتظار داریم که سروصدا کنند.
یک هنرمند صداگذار برای خلق صداهایی که تجربه ما را تقویت کنند، اضافهکاری میکند و همهی خلأهای فیلم را با آن صداها پر میکند. چون هدف، تجربهکردن است.
آیا پروژهی شما، یک هنرمند صداگذار دارد؟ چون قطعاً پروژهتان خلأهایی دارد.
.
▪️ستگادین ۱۵ دی ۱۴۰۰
اسلحههای لیزری، صدا تولید نمیکنند. حداقل در زندگی واقعی صدایی تولید نمیکنند. ولی در فیلمها، همیشه سروصدا میکنند. اسلحههای پرتاب اشعه یا شمشیرهای نوری، همگی قادر به تولید صداهای متفاوتی هستند.
و ما اهمیتی نمیدهیم. در واقع انتظار داریم که سروصدا کنند.
یک هنرمند صداگذار برای خلق صداهایی که تجربه ما را تقویت کنند، اضافهکاری میکند و همهی خلأهای فیلم را با آن صداها پر میکند. چون هدف، تجربهکردن است.
آیا پروژهی شما، یک هنرمند صداگذار دارد؟ چون قطعاً پروژهتان خلأهایی دارد.
.
Seth's Blog
Laser noise
Laser guns don’t make noise. At least in real life. In the movies, they always do. Phasers and ray guns and light sabers all manage to make distinctive sounds. And we don’t mind. In fac…
▪️تحویل کار خلاقانه
▪️ستگادین ۱۶ دی ۱۴۰۰
این همان خلاقیت نیست.
در واقع خلاقیت و تحویل کار خلاقانه، نسبت به یکدیگر، مهارتها و مدلهایذهنی و احساسی بسیار متفاوتی را میطلبند.
همهی انسانها خلاقاند. گاهی اوقات.
خلاقیت، نوع خاصی از گفتگوی درونی است، فرصتی برای دیدن یک مسئله یا یک موقعیت و سپس، ساختن چیزی که با آن وضعیت، پابهپا برقصد.
ولی تحویل کار خلاقانه، یک ریسک فرهنگی و حرفهای است.
یک راه برای تأیید وجود ریسک، آنست که ببینید وقتی چیزی واقعاً ناشناس است، چه احساس متفاوتی را در مخاطب برمیانگیزد. اگر برای شما اهمیتی ندارد که آیا این کار به درد دیگران میخورد و با نیازهای آنها همفرکانس است یا نه، و همچنین اگر هیچ راهی برای بیان آن یا گرفتن هر نوع بازخوردی وجود نداشته باشد، خطر بسیار کمتری شما را تهدید میکند.
تنها با درک دو چیز در کار ( یعنی میل به یادگیری از طریق حل مسئله و میل به اشتراکگذاری آن) است که امکان تمرکز روی عامل عقبماندگیتان را بدست میآوید.
.
▪️ستگادین ۱۶ دی ۱۴۰۰
این همان خلاقیت نیست.
در واقع خلاقیت و تحویل کار خلاقانه، نسبت به یکدیگر، مهارتها و مدلهایذهنی و احساسی بسیار متفاوتی را میطلبند.
همهی انسانها خلاقاند. گاهی اوقات.
خلاقیت، نوع خاصی از گفتگوی درونی است، فرصتی برای دیدن یک مسئله یا یک موقعیت و سپس، ساختن چیزی که با آن وضعیت، پابهپا برقصد.
ولی تحویل کار خلاقانه، یک ریسک فرهنگی و حرفهای است.
یک راه برای تأیید وجود ریسک، آنست که ببینید وقتی چیزی واقعاً ناشناس است، چه احساس متفاوتی را در مخاطب برمیانگیزد. اگر برای شما اهمیتی ندارد که آیا این کار به درد دیگران میخورد و با نیازهای آنها همفرکانس است یا نه، و همچنین اگر هیچ راهی برای بیان آن یا گرفتن هر نوع بازخوردی وجود نداشته باشد، خطر بسیار کمتری شما را تهدید میکند.
تنها با درک دو چیز در کار ( یعنی میل به یادگیری از طریق حل مسئله و میل به اشتراکگذاری آن) است که امکان تمرکز روی عامل عقبماندگیتان را بدست میآوید.
.
Seth's Blog
Shipping creative work
This is not the same as being creative. In fact, they’re very different skills and emotional mindsets. All humans are creative. Sometimes. Creativity is a special sort of internal conversatio…
▪️پیشرفت
▪️ستگادین ۱۷ دی ۱۴۰۰
تکنولوژی، خنثی نیست. نمیتواند باشد. چون طبق تعریف، پیشرفت در تکنولوژی، تغییر به وجود میآورد و تغییر، همیشه جنبههای مثبت و منفی دارد.
در حال حاضر، ما در دورانی زندگی میکنیم که تغییرات تکنولوژی، سریع اتفاق میافتند که شاید سریعترین تغییرات در ۱۵۰ سال اخیر باشد. در مواجهه با تأثیر فوقالعاده زیاد تکنولوژی، ممکن است از سوارشدن به تکنولوژی، لذت نبریم.
گاهی اوقات، تکنولوژی خودش به مسئله تبدیل میشود. گاهی اوقات هم دلیلش ترس از تغییر و وحشت ما از ناشناختههاست.
ارزشش را دارد که چند لحظه صرف فکرکردن در اینباره کنیم که حاضریم بدون کدام تکنولوژی زندگی کنیم؟ به عبارت دیگر، عصر طلایی که دلتنگش هستیم، چه زمانی بوده است؟ آیا دورانی است که تکنولوژی با نام پیشرفت، آن را لکهدار کرده است؟
لیست پایین، کاملاً منظم نیست. اما اگر بخواهید خطی بکشید، دوست دارید در کجا و چه زمانی زندگی کنید؟
خانهسازی
ساختن سرویسهای بهداشتی
پول
وام
کانالهای آب و مخازن ذخیره آب
کتابها
کتابخانهها
شستن دستها و نظریهی میکروب
عینک
روش علمی
ساعتها
قطارها
ماشین پنبه پاککنی
ماشین بافندگی
منشاء گونهها
برق
ماشینهای رأیگیری
تلفن
ماشینهای گازسوز
کارتهای اعتباری
واکسنها
تلویزیون
آنتیبیوتیکها
ضدآفتاب
کنترل تولد
گوشی موبایل
مکانیاب(GPS)
ماشینهای برقی
پنلهای خورشیدی و آسیابهای بادی
پست الکترونیک
کتابفروشی آنلاین
موتورهای جستجو
کاشت حلزون شنوایی
نقشهبرداری از DNA
پادکستها
یادگیری ماشین
تشخیص با رادیوگرافی
ویکیپدیا
تشخیص چهره
ایمپلنت حافظهی تقویتشده
نوشتن و ایجاد GPT و AI
شبیهسازی
ترمیم ژن
محاسبات کوانتومی
اینترنت چیزها
.
▪️ستگادین ۱۷ دی ۱۴۰۰
تکنولوژی، خنثی نیست. نمیتواند باشد. چون طبق تعریف، پیشرفت در تکنولوژی، تغییر به وجود میآورد و تغییر، همیشه جنبههای مثبت و منفی دارد.
در حال حاضر، ما در دورانی زندگی میکنیم که تغییرات تکنولوژی، سریع اتفاق میافتند که شاید سریعترین تغییرات در ۱۵۰ سال اخیر باشد. در مواجهه با تأثیر فوقالعاده زیاد تکنولوژی، ممکن است از سوارشدن به تکنولوژی، لذت نبریم.
گاهی اوقات، تکنولوژی خودش به مسئله تبدیل میشود. گاهی اوقات هم دلیلش ترس از تغییر و وحشت ما از ناشناختههاست.
ارزشش را دارد که چند لحظه صرف فکرکردن در اینباره کنیم که حاضریم بدون کدام تکنولوژی زندگی کنیم؟ به عبارت دیگر، عصر طلایی که دلتنگش هستیم، چه زمانی بوده است؟ آیا دورانی است که تکنولوژی با نام پیشرفت، آن را لکهدار کرده است؟
لیست پایین، کاملاً منظم نیست. اما اگر بخواهید خطی بکشید، دوست دارید در کجا و چه زمانی زندگی کنید؟
خانهسازی
ساختن سرویسهای بهداشتی
پول
وام
کانالهای آب و مخازن ذخیره آب
کتابها
کتابخانهها
شستن دستها و نظریهی میکروب
عینک
روش علمی
ساعتها
قطارها
ماشین پنبه پاککنی
ماشین بافندگی
منشاء گونهها
برق
ماشینهای رأیگیری
تلفن
ماشینهای گازسوز
کارتهای اعتباری
واکسنها
تلویزیون
آنتیبیوتیکها
ضدآفتاب
کنترل تولد
گوشی موبایل
مکانیاب(GPS)
ماشینهای برقی
پنلهای خورشیدی و آسیابهای بادی
پست الکترونیک
کتابفروشی آنلاین
موتورهای جستجو
کاشت حلزون شنوایی
نقشهبرداری از DNA
پادکستها
یادگیری ماشین
تشخیص با رادیوگرافی
ویکیپدیا
تشخیص چهره
ایمپلنت حافظهی تقویتشده
نوشتن و ایجاد GPT و AI
شبیهسازی
ترمیم ژن
محاسبات کوانتومی
اینترنت چیزها
.
▪️محدودیتهای سرعت
▪️ستگادین ۱۹ دی ۱۴۰۰
سرعت مجاز دوروبر مدارس، ۲۴ کیلومتر بر ساعت است. مخالفت با این نوع محدودیت، سخت است، زیرا نسبت به بهای کمی که دارد، عواقب آن بسیار وحشتناک است.
راننده است که تصمیم میگیرد. بچهها، نه زیاد. راننده توسط فولاد و وسایل ایمنی احاطه شده است. بچهها، نه زیاد.
زندگی در جامعه با محدودیتهایی تعریف میشود. محدودیت، یک ویژگی اساسی است که باعث میشود جامعه کار کند. محدودیتها دوروبرمان را گرفتهاند و ما فقط زمانی متوجه آنها میشویم که تغییر کنند.
.
▪️ستگادین ۱۹ دی ۱۴۰۰
سرعت مجاز دوروبر مدارس، ۲۴ کیلومتر بر ساعت است. مخالفت با این نوع محدودیت، سخت است، زیرا نسبت به بهای کمی که دارد، عواقب آن بسیار وحشتناک است.
راننده است که تصمیم میگیرد. بچهها، نه زیاد. راننده توسط فولاد و وسایل ایمنی احاطه شده است. بچهها، نه زیاد.
زندگی در جامعه با محدودیتهایی تعریف میشود. محدودیت، یک ویژگی اساسی است که باعث میشود جامعه کار کند. محدودیتها دوروبرمان را گرفتهاند و ما فقط زمانی متوجه آنها میشویم که تغییر کنند.
.
▪️رقص با نقشهای موقعیتی
▪️ستگادین ۲۰ دی ۱۴۰۰
ابتدا باید آنها را ببینیم.
عدهای بیتفاوت به اینکه دوستانشان چقدر سریع یا چقدر آرام قدم بر میدارند، همیشه یک قدم عقباند.
یا شاید شما احتیاج دارید که در دلچسبترین خانه زندگی کنید یا فانتزیترین ماشین را برانید.
افرادی هستند که تا مطمئن نشوند در صدر ردهی خودشان قرار گرفتهاند، خوابشان نمیبرد یا موجودی کارت بانکیشان را تا آخر خرج میکنند.
شاید شما نیاز دارید که همهی غذاهای بشقاب خودتان بعلاوهی بشقاب دوستتان را بخورید. شاید هم همیشه چیزی ته بشقاب باقی میگذارید.
قضیه این است که نقشهای موقعیتی، همیشه چیزهایی محلیاند. ما خودمان را با اطرافیانمان مقایسه میکنیم نه با همهی آدمهای کره زمین.
اگر روایت شما از موقعیتی که دارید، خوشحال و راضیتان نمیکند، میتوانید سعی خودتان را بکنید تا تغییرش دهید. ولی واقعاً کار سختی است. رفیق و همراه شما به ندرت ممکن است تغییر کند و به رقیبی برتر تبدیل میشود، یا برعکس.
راه حل جایگزین، این است که در یک بازهی مختصر و با جدیت تمام، روی انتخاب اطرافیانتان کار کنید و محدودیتهایتان را تنظیم کنید.
اگر نیازمند زندگی در بزرگترین و تجملاتیترین خانه هستید، محلهای را انتخاب کنید که داشتن آن خانه، بقیهی داشتههایتان در زندگی شخصی را از بین نبرد. اگر بشدت آموزش دیدهاید که فقط برندهشدن در انتظار شماست، وارد مسابقههایی شوید که آموزشهای شما را نابود نکند.
اگر از پیشروبودن پرهیز میکنید، نباید صنعت یا فرهنگی را انتخاب کنید که در آنها فقط با کسانی که پیشرو هستند، رفتار خوبی انجام میگیرد.
ما به ندرت حد و مرزهایمان را انتخاب میکنیم ولی هر روز مجبوریم با آنها زندگی کنیم.
.
▪️ستگادین ۲۰ دی ۱۴۰۰
ابتدا باید آنها را ببینیم.
عدهای بیتفاوت به اینکه دوستانشان چقدر سریع یا چقدر آرام قدم بر میدارند، همیشه یک قدم عقباند.
یا شاید شما احتیاج دارید که در دلچسبترین خانه زندگی کنید یا فانتزیترین ماشین را برانید.
افرادی هستند که تا مطمئن نشوند در صدر ردهی خودشان قرار گرفتهاند، خوابشان نمیبرد یا موجودی کارت بانکیشان را تا آخر خرج میکنند.
شاید شما نیاز دارید که همهی غذاهای بشقاب خودتان بعلاوهی بشقاب دوستتان را بخورید. شاید هم همیشه چیزی ته بشقاب باقی میگذارید.
قضیه این است که نقشهای موقعیتی، همیشه چیزهایی محلیاند. ما خودمان را با اطرافیانمان مقایسه میکنیم نه با همهی آدمهای کره زمین.
اگر روایت شما از موقعیتی که دارید، خوشحال و راضیتان نمیکند، میتوانید سعی خودتان را بکنید تا تغییرش دهید. ولی واقعاً کار سختی است. رفیق و همراه شما به ندرت ممکن است تغییر کند و به رقیبی برتر تبدیل میشود، یا برعکس.
راه حل جایگزین، این است که در یک بازهی مختصر و با جدیت تمام، روی انتخاب اطرافیانتان کار کنید و محدودیتهایتان را تنظیم کنید.
اگر نیازمند زندگی در بزرگترین و تجملاتیترین خانه هستید، محلهای را انتخاب کنید که داشتن آن خانه، بقیهی داشتههایتان در زندگی شخصی را از بین نبرد. اگر بشدت آموزش دیدهاید که فقط برندهشدن در انتظار شماست، وارد مسابقههایی شوید که آموزشهای شما را نابود نکند.
اگر از پیشروبودن پرهیز میکنید، نباید صنعت یا فرهنگی را انتخاب کنید که در آنها فقط با کسانی که پیشرو هستند، رفتار خوبی انجام میگیرد.
ما به ندرت حد و مرزهایمان را انتخاب میکنیم ولی هر روز مجبوریم با آنها زندگی کنیم.
.
▪️غرقگی (و پیشرفت)
▪️ستگادین ۲۱ دی ۱۴۰۰
وضعیت غرقگی(flow)، بسیار باارزش است. این وضعیت وقتی اتفاق میافتد که ما خودمان را در کار گم میکنیم و فقط با وظایف کاری در ارتباط هستیم. بدون اینکه تعبیر و تفسیر یا شک و شبههای داشته باشیم. وقتی در وضعیت غرقگی هستیم، زمان، کند میشود، سطح رضایت، بالا میرود و کاملاً احساس درگیرشدن با کار میکنیم.
مشاهده و آگاهی از این قضیه که چقدر خوب کار میکنید، روشی آسان برای پایاندادن به یک وضعیت غرقگی است. آیا جلوتر از سایر دوندگان هستید؟ آیا مطابق مراحل مهم زندگی، پیشرفت میکنید؟ آیا در حال حاضر، معیارهای اجتماعی بیشتری دارید؟
البته طنز قضیه اینجاست که بهترین راه پیشرفت(progress)، دستیابی به وضعیت غرقگی است. ولی اگر از پیشرفت به عنوان یک معیار استفاده میکنید، این معیار، چندان دوامی نخواهد داشت.
.
▪️ستگادین ۲۱ دی ۱۴۰۰
وضعیت غرقگی(flow)، بسیار باارزش است. این وضعیت وقتی اتفاق میافتد که ما خودمان را در کار گم میکنیم و فقط با وظایف کاری در ارتباط هستیم. بدون اینکه تعبیر و تفسیر یا شک و شبههای داشته باشیم. وقتی در وضعیت غرقگی هستیم، زمان، کند میشود، سطح رضایت، بالا میرود و کاملاً احساس درگیرشدن با کار میکنیم.
مشاهده و آگاهی از این قضیه که چقدر خوب کار میکنید، روشی آسان برای پایاندادن به یک وضعیت غرقگی است. آیا جلوتر از سایر دوندگان هستید؟ آیا مطابق مراحل مهم زندگی، پیشرفت میکنید؟ آیا در حال حاضر، معیارهای اجتماعی بیشتری دارید؟
البته طنز قضیه اینجاست که بهترین راه پیشرفت(progress)، دستیابی به وضعیت غرقگی است. ولی اگر از پیشرفت به عنوان یک معیار استفاده میکنید، این معیار، چندان دوامی نخواهد داشت.
.
Seth's Blog
Flow (and progress)
A flow state is priceless. It happens when we lose ourselves in the work, simply connecting with the task, without commentary or doubt. When we’re in flow, time slows down, satisfaction rises…
▪️دشوارتر، آسانتر و راحتتر
▪️ستگادین ۲۳ دی ۱۴۰۰
پنجرههای خودرو را در نظر بگیرید.
در ابتدا آنها با دست، باز و بسته میشدند.
و سپس دستگیرهی شیشهبالابر آمد. ولی چرخاندن آن خیلی دشوار بود.
بنابراین پنجرهی برقی متولد شد.
ولی نگهداشتن ۱۰ ثانیهای انگشت روی دکمه هم سخت بود، پس امروزه پنجرهها خودکار شدهاند.
روند فراهمشدن آسایش و راحتی را در خیلی از حیطههای زندگیمان، به آسانی میشود دید. Tim Wu خاطر نشان کرده است که افراد، حریم خصوصی، پول یا دوستیهایشان را در ازای آسایش و راحتی، معامله خواهند کرد.
ولی...
یک معاملهی برعکس هم وجود دارد. پختن نان در خانه، دشوارتر از خریدن یک قرص نان عالی از بیرون است. دویدن در دوی ماراتون، دشوارتر از رانندگی به هر کجا که دلتان میخواهد است. و حتی با وجود تعداد زیادی از اپلیکیشنهایی که ایجاد تعاملات متوسط با کاربر را آسانتر میکنند، هنوز هم بهترین برنامهنویسان، کدنویسی را با دست انجام میدهند.
جنگ بر سر ایجاد بیشترین آسایش و راحتی، با شدت وحشتناکی در جریان است. ولی احتمالاً راه آسانتر آن است که ادعا کنید، تعاملات و تولیدات شما، با اینکه راحتی کمتری دارند ولی تحمل این دشواری، ارزشش را دارد.
.
▪️ستگادین ۲۳ دی ۱۴۰۰
پنجرههای خودرو را در نظر بگیرید.
در ابتدا آنها با دست، باز و بسته میشدند.
و سپس دستگیرهی شیشهبالابر آمد. ولی چرخاندن آن خیلی دشوار بود.
بنابراین پنجرهی برقی متولد شد.
ولی نگهداشتن ۱۰ ثانیهای انگشت روی دکمه هم سخت بود، پس امروزه پنجرهها خودکار شدهاند.
روند فراهمشدن آسایش و راحتی را در خیلی از حیطههای زندگیمان، به آسانی میشود دید. Tim Wu خاطر نشان کرده است که افراد، حریم خصوصی، پول یا دوستیهایشان را در ازای آسایش و راحتی، معامله خواهند کرد.
ولی...
یک معاملهی برعکس هم وجود دارد. پختن نان در خانه، دشوارتر از خریدن یک قرص نان عالی از بیرون است. دویدن در دوی ماراتون، دشوارتر از رانندگی به هر کجا که دلتان میخواهد است. و حتی با وجود تعداد زیادی از اپلیکیشنهایی که ایجاد تعاملات متوسط با کاربر را آسانتر میکنند، هنوز هم بهترین برنامهنویسان، کدنویسی را با دست انجام میدهند.
جنگ بر سر ایجاد بیشترین آسایش و راحتی، با شدت وحشتناکی در جریان است. ولی احتمالاً راه آسانتر آن است که ادعا کنید، تعاملات و تولیدات شما، با اینکه راحتی کمتری دارند ولی تحمل این دشواری، ارزشش را دارد.
.
▪️تفکر سبدی
▪️ستگادین ۲۴ دی ۱۴۰۰
وقتی مطمئن نیستیم که جواب صحیح کدامست، بهترین رویکرد، داشتن یک سبد(portfolio) است، یعنی در نظرگرفتن طیفی از احتمالات که با انعطافپذیری و اوجگیری چشمگیر، پاداش ما را بخاطر ساختن سبد بدهد.
غذاهایی که در رستوران آماده میکنیم، مثالی ساده برای این قضیه است. اگر مطمئن نیستید که چه کسی برای ملاقات میآید، معقول است که گزینههای مختلفی در رستوران داشته باشید تا شانستان را برای انجام کار درست، بالا ببرید.
یک مثال مهمتر، پُرکردن یک موقعیت شغلی است. اگر فقط با افرادی مصاحبه کنید که پیشینه و مهارتهای مشابهی دارند، استعدادهای بسیار زیادی را حذف میکنید که در واقع ممکن است برای آن شغل، خیلی هم مناسب باشند.
اشتباهی که اغلب مرتکب میشویم، در ساختن مجموعهای(set) از انتخابهاست( که به اشتباه، آن را سبد مینامیم) که بر پایهی امتحانکردن دوباره و دوبارهی یک انتخابِ ایدهآل تضمینی ساخته شده است. این که پرتفولیو نیست. بجای آن، ما باید روی لبهها و مرزها متمرکز شویم، نه روی طبقهبندی همهچیز در چند مرکز خیالی.
به مثال سادهی رستوران برگردیم. اگر یک بشقاب غذای تند، یک بشقاب سبزیجات، یک بشقاب غذای رژیمی و یک بشقاب غذای خاص غیرمعمول در منو داشته باشید، شانس شما برای بدستآوردن «بهترین ناهاری که تا به حال خوردهام»، خیلی بیشتر از زمانی است که فقط انواع مختلفی از یک نوع غذا را سرو کنید.
وقتی نمیتوانیم از آینده مطمئن باشیم، ساختن یک سبد که با رفتن به سمت لبههای مختلف، به این ناتوانی در پیشبینی آینده اعتراف میکند، نسبت به حالتی که وانمود میکنیم جواب درست را میدانیم، بهتر جواب میدهد.
.
▪️ستگادین ۲۴ دی ۱۴۰۰
وقتی مطمئن نیستیم که جواب صحیح کدامست، بهترین رویکرد، داشتن یک سبد(portfolio) است، یعنی در نظرگرفتن طیفی از احتمالات که با انعطافپذیری و اوجگیری چشمگیر، پاداش ما را بخاطر ساختن سبد بدهد.
غذاهایی که در رستوران آماده میکنیم، مثالی ساده برای این قضیه است. اگر مطمئن نیستید که چه کسی برای ملاقات میآید، معقول است که گزینههای مختلفی در رستوران داشته باشید تا شانستان را برای انجام کار درست، بالا ببرید.
یک مثال مهمتر، پُرکردن یک موقعیت شغلی است. اگر فقط با افرادی مصاحبه کنید که پیشینه و مهارتهای مشابهی دارند، استعدادهای بسیار زیادی را حذف میکنید که در واقع ممکن است برای آن شغل، خیلی هم مناسب باشند.
اشتباهی که اغلب مرتکب میشویم، در ساختن مجموعهای(set) از انتخابهاست( که به اشتباه، آن را سبد مینامیم) که بر پایهی امتحانکردن دوباره و دوبارهی یک انتخابِ ایدهآل تضمینی ساخته شده است. این که پرتفولیو نیست. بجای آن، ما باید روی لبهها و مرزها متمرکز شویم، نه روی طبقهبندی همهچیز در چند مرکز خیالی.
به مثال سادهی رستوران برگردیم. اگر یک بشقاب غذای تند، یک بشقاب سبزیجات، یک بشقاب غذای رژیمی و یک بشقاب غذای خاص غیرمعمول در منو داشته باشید، شانس شما برای بدستآوردن «بهترین ناهاری که تا به حال خوردهام»، خیلی بیشتر از زمانی است که فقط انواع مختلفی از یک نوع غذا را سرو کنید.
وقتی نمیتوانیم از آینده مطمئن باشیم، ساختن یک سبد که با رفتن به سمت لبههای مختلف، به این ناتوانی در پیشبینی آینده اعتراف میکند، نسبت به حالتی که وانمود میکنیم جواب درست را میدانیم، بهتر جواب میدهد.
.
Seth's Blog
Portfolio thinking
When we’re not certain of the right answer, the best approach is to have a portfolio, a range of bets that reward us with resilience and significant upside. An example can be something as sim…
▪️بازخورد خشن
▪️ستگادین ۲۵ دی ۱۴۰۰
اغلب یکی از این دو نوع افراد، بازخورد تندی نشان میدهند:
کسانی که به خودشان نیز با همان لحن نامهربان و خشن، بازخورد میدهند. آنها بیهیچ درنگی وارد یک دعوای وحشیانه میشوند. چون در اغلب اوقات، این همان ندای درونیشان است.
و افرادی که صادقانه باور دارند که کارشان بیعیب و نقص است. آنها نمیتوانند درک کنند که چرا هیچکس دیگری قادر به فهم این اندازه از کاملبودنشان نیست. دیگران هرگز قادر نبودهاند.
البته هر گروه، یک مسئلهی چشمگیر و متفاوت دارد. و در واقع، حالا که در حال خشونتپراکنی با بقیه هستند، آنها دو مسأله دارند.
هر موقع شک داشتید، به دنبال ریشههای ترس بگردید.
.
▪️ستگادین ۲۵ دی ۱۴۰۰
اغلب یکی از این دو نوع افراد، بازخورد تندی نشان میدهند:
کسانی که به خودشان نیز با همان لحن نامهربان و خشن، بازخورد میدهند. آنها بیهیچ درنگی وارد یک دعوای وحشیانه میشوند. چون در اغلب اوقات، این همان ندای درونیشان است.
و افرادی که صادقانه باور دارند که کارشان بیعیب و نقص است. آنها نمیتوانند درک کنند که چرا هیچکس دیگری قادر به فهم این اندازه از کاملبودنشان نیست. دیگران هرگز قادر نبودهاند.
البته هر گروه، یک مسئلهی چشمگیر و متفاوت دارد. و در واقع، حالا که در حال خشونتپراکنی با بقیه هستند، آنها دو مسأله دارند.
هر موقع شک داشتید، به دنبال ریشههای ترس بگردید.
.
Seth's Blog
Harsh feedback
It often comes from one of two kinds of people: People who give themselves feedback in the same heartless tone. They don’t hesitate to brutally lash out, because that’s the noise they o…
▪️چه کسی مسئول است؟
▪️ستگادین ۲۶ دی ۱۴۰۰
آزادی بدون عواقب، یک افسانه است.
همیشه اقدامات ما عواقبی دارند.
سوال اینجاست: چه کسی این عواقب را تحمل خواهد کرد؟
.
▪️ستگادین ۲۶ دی ۱۴۰۰
آزادی بدون عواقب، یک افسانه است.
همیشه اقدامات ما عواقبی دارند.
سوال اینجاست: چه کسی این عواقب را تحمل خواهد کرد؟
.
Seth's Blog
Who’s responsible?
Freedom without consequences is a myth. Our actions always have consequences. The question is: who will bear them?
▪️«همینه که هست»
▪️ستگادین ۲۷ دی ۱۴۰۰
این گونه است که فرهنگ، باعث میشود تا بیعدالتی و هتک حرمت، جاودان شوند. چون اوضاع اینجا، دقیقاً همینه که هست.
ولی وضعیت موجود، دائمی نیست. دنیا به روال قبلی ادامه نمیدهد. تغییر میکند.
دنیا سریعتر از هر زمانی در حال تغییر است.
دنیا به این خاطر تغییر نمیکند که کمیتهی فنی جلسهای داشته و تصمیمی گرفته است. دنیا تغییر میکند وقتی کسی تصمیم بگیرد که اوضاع باید تغییر کند و به سادگی و شجاعانه شروع به انجام کار متفاوتی کند.
و سپس شخص دیگری از او پیروی کند.
بله، این مسیر عدالت است. ولی فقط به شرطی که کمک کنیم. فقط به شرطی که این مسیر را رهبری کنیم.
.
▪️ستگادین ۲۷ دی ۱۴۰۰
این گونه است که فرهنگ، باعث میشود تا بیعدالتی و هتک حرمت، جاودان شوند. چون اوضاع اینجا، دقیقاً همینه که هست.
ولی وضعیت موجود، دائمی نیست. دنیا به روال قبلی ادامه نمیدهد. تغییر میکند.
دنیا سریعتر از هر زمانی در حال تغییر است.
دنیا به این خاطر تغییر نمیکند که کمیتهی فنی جلسهای داشته و تصمیمی گرفته است. دنیا تغییر میکند وقتی کسی تصمیم بگیرد که اوضاع باید تغییر کند و به سادگی و شجاعانه شروع به انجام کار متفاوتی کند.
و سپس شخص دیگری از او پیروی کند.
بله، این مسیر عدالت است. ولی فقط به شرطی که کمک کنیم. فقط به شرطی که این مسیر را رهبری کنیم.
.
Seth's Blog
“The way things are”
That’s how culture perpetuates injustice and indignity. Because that’s just the way things are around here. But the status quo isn’t permanent. The world doesn’t stay the wa…
▪️«سگ، مشق من را خورد!»
▪️ستگادین ۲۸ دی ۱۴۰۰
[ بهانهی دانشآموزان برای عدم تحویل بموقع تکالیف مدرسه به معلمشان! م ]
این مشکل شماست نه معلمتان.
وقتی فعالانه قدم در یک مسیر گذاشتیم، دیگر بقیهاش بر عهدهی خودمان است. این یک الزام برای وقتی است که تصمیم گرفتهاید حرفهای رفتار کنید. شما از مقررات، تاریخهای خاص و ساختار خبر دارید. این حتی پیروی از یک دفترچهی راهنما هم نیست بلکه فقط ساختاری است که شما موافقت کردهاید بخشی از آن باشید.
البته اعلام آمادگی و مشارکت، ترسناک است. چون مسئولیتآور است. «این کاری است که من انتخاب کردهام تا انجام دهم.»
آموزش اجباری، اغلب به یادگیری واقعی نمیانجامد. چرا که آموزش اجباری، زوری است. هیچ مشارکت فعالانهای در آن وجود ندارد.
در اینجا برای بقیه ما که این اجبار را نداریم، فرصتی برای مشارکت و حرکت رو به جلو وجود دارد. و بخشی از سفر، اعتراف به این قضیه است که ما سگی داریم( که مشقخور است!)، که زندگی موانعی پیش پای ما میگذارد، که هرگز به آن لحظه ایدهآل یا زمان بیعیب و نقص دست نخواهیم یافت. و بعد از رسیدن به این آگاهی، چارهای برای آن پیدا کنیم.
جهش آسان نیست. ولی خیلی بهتر و ایمنتر از راههای دیگر است.
.
▪️ستگادین ۲۸ دی ۱۴۰۰
[ بهانهی دانشآموزان برای عدم تحویل بموقع تکالیف مدرسه به معلمشان! م ]
این مشکل شماست نه معلمتان.
وقتی فعالانه قدم در یک مسیر گذاشتیم، دیگر بقیهاش بر عهدهی خودمان است. این یک الزام برای وقتی است که تصمیم گرفتهاید حرفهای رفتار کنید. شما از مقررات، تاریخهای خاص و ساختار خبر دارید. این حتی پیروی از یک دفترچهی راهنما هم نیست بلکه فقط ساختاری است که شما موافقت کردهاید بخشی از آن باشید.
البته اعلام آمادگی و مشارکت، ترسناک است. چون مسئولیتآور است. «این کاری است که من انتخاب کردهام تا انجام دهم.»
آموزش اجباری، اغلب به یادگیری واقعی نمیانجامد. چرا که آموزش اجباری، زوری است. هیچ مشارکت فعالانهای در آن وجود ندارد.
در اینجا برای بقیه ما که این اجبار را نداریم، فرصتی برای مشارکت و حرکت رو به جلو وجود دارد. و بخشی از سفر، اعتراف به این قضیه است که ما سگی داریم( که مشقخور است!)، که زندگی موانعی پیش پای ما میگذارد، که هرگز به آن لحظه ایدهآل یا زمان بیعیب و نقص دست نخواهیم یافت. و بعد از رسیدن به این آگاهی، چارهای برای آن پیدا کنیم.
جهش آسان نیست. ولی خیلی بهتر و ایمنتر از راههای دیگر است.
.
▪️داستانی دربارهی سیبها
▪️ستگادین ۲۹ دی ۱۴۰۰
با توجه به اینکه طبقهبندی، کار سختی است، نصف جعبه سیب سالم، بسیار باارزشتر از یک جعبه سیب فاسد است.
در حالیکه یک سیب فاسد میتواند کل سیبهای سالم درون جعبه را فاسد کند.
ما بهای خیلی زیادی در ازای چیزهایی که از قبل سوا شدهاند، مطمئن هستند و شامل گارانتی میشوند، پرداخت میکنیم.
طبقهبندی، ارزشآفرین است.
.
▪️ستگادین ۲۹ دی ۱۴۰۰
با توجه به اینکه طبقهبندی، کار سختی است، نصف جعبه سیب سالم، بسیار باارزشتر از یک جعبه سیب فاسد است.
در حالیکه یک سیب فاسد میتواند کل سیبهای سالم درون جعبه را فاسد کند.
ما بهای خیلی زیادی در ازای چیزهایی که از قبل سوا شدهاند، مطمئن هستند و شامل گارانتی میشوند، پرداخت میکنیم.
طبقهبندی، ارزشآفرین است.
.
Seth's Blog
The myth about the apples
In settings where sorting is difficult, half a bushel of perfect apples is worth more than a full bushel with a rotten apple in it. One bad apple can spoil a whole bunch. We pay a significant premi…
▪️ترس از غریبهها
▪️ستگادین ۳۰ دی ۱۴۰۰
چرا ما به احتمال زیادی در میان گروهی از دوستان در مهمانی، ماسکهایمان را بر میداریم یا از فاصلهگرفتن از همدیگر پرهیز میکنیم ولی با غریبهها در مترو چنین کاری نمیکنیم؟
چرا در یک محلهی جدید، نسبت به محلهی خودمان، با احتیاط بیشتری رانندگی میکنیم؟
چرا به توصیهی پزشکی که شبیه ماست یا پزشکی که هممدرسهای ما بوده است، اعتماد میکنیم؟
ترجیح تکاملی ما در گرایش به افراد آشنا، در اغلب اوقات، نتیجهی معکوس میدهد. علائم زیادی وجود دارند که دربارهی مولدبودن یا ایمنبودن یک موقعیت، اطلاعات مفیدی در اختیار ما میگذارند. ولی شبکههای اجتماعی که از قبل وجود داشتهاند، احتمالاً بهترین نوع آن علائم نباشند.
.
▪️ستگادین ۳۰ دی ۱۴۰۰
چرا ما به احتمال زیادی در میان گروهی از دوستان در مهمانی، ماسکهایمان را بر میداریم یا از فاصلهگرفتن از همدیگر پرهیز میکنیم ولی با غریبهها در مترو چنین کاری نمیکنیم؟
چرا در یک محلهی جدید، نسبت به محلهی خودمان، با احتیاط بیشتری رانندگی میکنیم؟
چرا به توصیهی پزشکی که شبیه ماست یا پزشکی که هممدرسهای ما بوده است، اعتماد میکنیم؟
ترجیح تکاملی ما در گرایش به افراد آشنا، در اغلب اوقات، نتیجهی معکوس میدهد. علائم زیادی وجود دارند که دربارهی مولدبودن یا ایمنبودن یک موقعیت، اطلاعات مفیدی در اختیار ما میگذارند. ولی شبکههای اجتماعی که از قبل وجود داشتهاند، احتمالاً بهترین نوع آن علائم نباشند.
.
Seth's Blog
Fear of strangers
Why are we more likely to take off our masks or avoid social distancing with a group of friends at a party instead of strangers on the train? Why do we drive more carefully in a new neighborhood in…
▪️اولویتبندی کنترل برای شما
▪️ستگادین ۱ بهمن ۱۴۰۰
[ تا چه حدی ترجیح میدهید کنترل اوضاع را در دست داشته باشید؟ م ]
میخواهید فیلمنامه بنویسید، فیلمنامه بخوانید، فیلم تماشا کنید یا نقد فیلم بنویسید؟
وقتی کسی با قطار مسافرت میکند، کنترل سفر را از دست میدهد. از یک طرف به این معناست که نمیتواند فعالانه روی سرعت رسیدن قطار اثر بگذارد. از طرف دیگر به این معناست که مجبور نیست در تمام تصمیمگیریها حاضر باشد.
در اولویتبندی آنچه میخواهیم در زندگیمان کنترل کنیم، تنوع بسیار زیادی وجود دارد. شاید شما نیاز دارید که بر روی کارتان کنترل داشته باشید ولی علاقهای به کنترلکردن غذایی که برای شام میخورید نشان ندهید یا برعکس.
رستورانی در Bonex را بیاد میآورم که در آن، پیشخدمت از شما یک یا دو سوال دربارهی اینکه چه غذایی دوست دارید میپرسید و بعد میرفت و با مجموعهای از بشقابهای غذا که انتظارش را نداشتید یا انتخاب نکرده بودید برمیگشت. عدهای از مردم واقعاً از این صحنه لذت میبردند و بقیه از اینکه کنترلی بر روی درخواستهایشان نداشتند، ناامید و سرخورده میشدند.
با اینکه شاید هر کدام از ما یک سوگرایی ذاتی نسبت به کنترل یا بر ضد آن داشته باشیم، کاملاً واضح است که اولویتبندی آنچه میخواهیم تحت کنترلمان باشد، یک مهارت آموختنی است و صنایع مختلف نیز بعنوان بخشی از سیستم سلسلهمراتبیشان، کنترل را به افراد اختصاص میدهند. همچنین حقیقت دارد که فرهنگهای مختلف در مورد تخصیص و آموزش اولویتبندی کنترل، به روشهای گوناگونی تکامل یافتهاند. گاهی اولویتبندی کنترل، بر اساس جنسیت و طبقهی اجتماعی است ولی آداب و رسوم فرهنگی نیز که توسط صنعت، اقتدارگرایی پدرسالارانه و حکومت تقویت شدهاند، در تعیین اولویت کنترل، دخیل هستند.
یکی از چیزهایی که قطعاً روی آن کنترل داریم، تصمیمگیری در اینباره است که آیا میخواهیم روزهایمان را تحت کنترل خودمان داشته باشیم یا نه. امکان دارد در این راه، مجبور به فداکاری شویم، ولی این احساس به خودمان بستگی دارد.
[قسمت اول از یک مجموعهی سه قسمتی]
.
▪️ستگادین ۱ بهمن ۱۴۰۰
[ تا چه حدی ترجیح میدهید کنترل اوضاع را در دست داشته باشید؟ م ]
میخواهید فیلمنامه بنویسید، فیلمنامه بخوانید، فیلم تماشا کنید یا نقد فیلم بنویسید؟
وقتی کسی با قطار مسافرت میکند، کنترل سفر را از دست میدهد. از یک طرف به این معناست که نمیتواند فعالانه روی سرعت رسیدن قطار اثر بگذارد. از طرف دیگر به این معناست که مجبور نیست در تمام تصمیمگیریها حاضر باشد.
در اولویتبندی آنچه میخواهیم در زندگیمان کنترل کنیم، تنوع بسیار زیادی وجود دارد. شاید شما نیاز دارید که بر روی کارتان کنترل داشته باشید ولی علاقهای به کنترلکردن غذایی که برای شام میخورید نشان ندهید یا برعکس.
رستورانی در Bonex را بیاد میآورم که در آن، پیشخدمت از شما یک یا دو سوال دربارهی اینکه چه غذایی دوست دارید میپرسید و بعد میرفت و با مجموعهای از بشقابهای غذا که انتظارش را نداشتید یا انتخاب نکرده بودید برمیگشت. عدهای از مردم واقعاً از این صحنه لذت میبردند و بقیه از اینکه کنترلی بر روی درخواستهایشان نداشتند، ناامید و سرخورده میشدند.
با اینکه شاید هر کدام از ما یک سوگرایی ذاتی نسبت به کنترل یا بر ضد آن داشته باشیم، کاملاً واضح است که اولویتبندی آنچه میخواهیم تحت کنترلمان باشد، یک مهارت آموختنی است و صنایع مختلف نیز بعنوان بخشی از سیستم سلسلهمراتبیشان، کنترل را به افراد اختصاص میدهند. همچنین حقیقت دارد که فرهنگهای مختلف در مورد تخصیص و آموزش اولویتبندی کنترل، به روشهای گوناگونی تکامل یافتهاند. گاهی اولویتبندی کنترل، بر اساس جنسیت و طبقهی اجتماعی است ولی آداب و رسوم فرهنگی نیز که توسط صنعت، اقتدارگرایی پدرسالارانه و حکومت تقویت شدهاند، در تعیین اولویت کنترل، دخیل هستند.
یکی از چیزهایی که قطعاً روی آن کنترل داریم، تصمیمگیری در اینباره است که آیا میخواهیم روزهایمان را تحت کنترل خودمان داشته باشیم یا نه. امکان دارد در این راه، مجبور به فداکاری شویم، ولی این احساس به خودمان بستگی دارد.
[قسمت اول از یک مجموعهی سه قسمتی]
.
Seth's Blog
Your control preference
Would you rather write the script, read the script, watch the movie or write the review? When someone commutes by train, they’re giving up control over the journey. On one hand, that means th…
🟥 ...... فرصت خرید کتاب ...... 🟥
▪️«ستگادین» نویسندهی خلاقی است که توصیه میکند: کارهایی بکنید که ممکن است جواب ندهد!
▪️او سی سال است که درباره یادگیری، بازاریابی و تغییر، ایدهپردازی میکند.
▪️شما با خواندن این کتاب، نه تنها با رهنمودهای مستقیم ستگادین، به حل مسئلهتان نزدیکتر میشوید بلکه مهمتر از همه، مسیری که او را به این نتایج درخشان رسانده و مدل ذهنیاش را یاد میگیرید.
▪️فرصت خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» در بهمن ۱۴۰۰
با ۲۰٪ تخفیف
▪️قیمت: ۳۶ هزار تومان
▪️ارسال رایگان
🟥 کتاب «روزنوشتهای ستگادین»
▪️اولین مجموعه از بهترین نوشتههای معلم محبوبِ دنیای بازاریابی و برندینگ.
▪️اگر میخواهید جهان اطرافتان تغییر کند، از سرمایهگذاری روی خودتان شروع کنید.
خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» از دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران
.
▪️«ستگادین» نویسندهی خلاقی است که توصیه میکند: کارهایی بکنید که ممکن است جواب ندهد!
▪️او سی سال است که درباره یادگیری، بازاریابی و تغییر، ایدهپردازی میکند.
▪️شما با خواندن این کتاب، نه تنها با رهنمودهای مستقیم ستگادین، به حل مسئلهتان نزدیکتر میشوید بلکه مهمتر از همه، مسیری که او را به این نتایج درخشان رسانده و مدل ذهنیاش را یاد میگیرید.
▪️فرصت خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» در بهمن ۱۴۰۰
با ۲۰٪ تخفیف
▪️قیمت: ۳۶ هزار تومان
▪️ارسال رایگان
🟥 کتاب «روزنوشتهای ستگادین»
▪️اولین مجموعه از بهترین نوشتههای معلم محبوبِ دنیای بازاریابی و برندینگ.
▪️اگر میخواهید جهان اطرافتان تغییر کند، از سرمایهگذاری روی خودتان شروع کنید.
خرید کتاب «روزنوشتهای ستگادین» از دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران
.
▪️اولویتبندی مسئولیتپذیری برای شما
▪️ستگادین ۲ بهمن ۱۴۰۰
وقتی اوضاع، درست پیش نمیرود، آیا به طور غریزی، به امید اینکه کسی متوجه شما نشود، به گوشهای میخزید یا به طور غریزی، به سمت این موقعیت میروید و بطور شفاف مشخص میکنید که خوبنبودن اوضاع به شما بستگی دارد؟
عدهای از گفتن این عبارت پرهیز میکنند: «من این قضیه را برای خودم حل کردهام.». عبارتی که گفتن آن در محل کار، فوقالعاده با ارزش است یا در روابط شخصی باعث عمیقشدن ارتباط میشود.
فیلمها پر از قهرمانانی است که مسئولیت میپذیرند. سازمانها موقعِ دادنِ اختیارات، خست به خرج میدهند ولی اغلب آنها مشتاق توجهکردن و احترامگذاشتن به هر کسی هستند که میخواهد مسئولیت بپذیرد.
مثل اولویتبندی کنترل برای شما، مسئولیتپذیری نیز یک مهارت آموختنی است. شما ممکن است ذاتاً مسئولیتپذیر باشید ولی در اغلب موارد، مسئولیتپذیری به ما آموزشداده میشود یا ما انتخاب میکنیم که آن را یاد بگیریم.
متاسفانه در متن هر رزومهای که من تا به حال دیدهام، این خط وجود ندارد. به نظر میرسد که سوگراییداشتن نسبت به مسئولیتپذیری، یکی از مهمترین چیزهایی است که هنگام استخدام یک فرد، پیداکردن یک پزشک یا ساختن یک تیم، باید به دنبالش باشیم.
[قسمت دوم از یک مجموعهی سه قسمتی]
.
▪️ستگادین ۲ بهمن ۱۴۰۰
وقتی اوضاع، درست پیش نمیرود، آیا به طور غریزی، به امید اینکه کسی متوجه شما نشود، به گوشهای میخزید یا به طور غریزی، به سمت این موقعیت میروید و بطور شفاف مشخص میکنید که خوبنبودن اوضاع به شما بستگی دارد؟
عدهای از گفتن این عبارت پرهیز میکنند: «من این قضیه را برای خودم حل کردهام.». عبارتی که گفتن آن در محل کار، فوقالعاده با ارزش است یا در روابط شخصی باعث عمیقشدن ارتباط میشود.
فیلمها پر از قهرمانانی است که مسئولیت میپذیرند. سازمانها موقعِ دادنِ اختیارات، خست به خرج میدهند ولی اغلب آنها مشتاق توجهکردن و احترامگذاشتن به هر کسی هستند که میخواهد مسئولیت بپذیرد.
مثل اولویتبندی کنترل برای شما، مسئولیتپذیری نیز یک مهارت آموختنی است. شما ممکن است ذاتاً مسئولیتپذیر باشید ولی در اغلب موارد، مسئولیتپذیری به ما آموزشداده میشود یا ما انتخاب میکنیم که آن را یاد بگیریم.
متاسفانه در متن هر رزومهای که من تا به حال دیدهام، این خط وجود ندارد. به نظر میرسد که سوگراییداشتن نسبت به مسئولیتپذیری، یکی از مهمترین چیزهایی است که هنگام استخدام یک فرد، پیداکردن یک پزشک یا ساختن یک تیم، باید به دنبالش باشیم.
[قسمت دوم از یک مجموعهی سه قسمتی]
.
▪️ماتریس کنترل/ مسؤلیتپذیری
▪️ستگادین ۳ بهمن ۱۴۰۰
افراد دربارهی اولویتبندی کنترل و مسئولیتپذیری برای خودشان، دست به انتخاب میزنند. وقتی این حق انتخابها را باهم ترکیب کنیم، به یک ماتریس ساده میرسیم.
رهبر، ترکیبی ایدهآل است. کسی که کنترل و اختیار در دست اوست و در عین حال، وقتی اوضاع، خوب پیش نمیرود، مسئولیت بر عهده میگیرد. این کار، یک چرخهی مفید ایجاد میکند، چون واقعاً رهبران میتوانند دربارهی مشکلاتی که به وجود آوردهاند، کاری کنند.
در سمتِ افراد نق و نالهکن، فاجعهای در شرف وقوع است. کسانی که به طرز شکنندهای، خودشان را قدرتمند و مقتدر میپندارند. کسی مثل Robert Moses که قریب به یک قرن، بدون توجه به اسکان مردم و سایر موضوعات مربوط به عدالت اجتماعی، به ساخت و ساز در نیویورک مشغول بود ولی هرگز مسؤلیت تأثیرات هیچ کدام از کارهایش را برعهده نگرفت. افرادی که کنترل را به دست میگیرند و از مسئولیتپذیری اجتناب میکنند، در اغلب اوقات، به راحتی شناسایی میشوند. چون وقت زیادی را صرف نقزدن و نالهکردن میکنند.
کسی که در راه عقیدهای کشته میشود، واقعاً به این چیزها اهمیت میدهد. این گونه افراد، همدلی بسیار زیادی را در موقعیتهای خاص تزریق میکنند و به دیگران کمک میکنند که احساس کنند دیده شدهاند. افسوس، چرا که آنها قدرتی ندارند یا قدرتی برای آنها در نظر گرفته نشده یا خودشان از قبول قدرت اجتناب میکنند. تمایل آنها برای قبول مسئولیت، توهمی بیش نیست. این یکی از دلایل فرسودگی اغلب کارگرانی است که در خط مقدم هستند و به دریافت عواطف و همدلی درکارشان نیاز دارند.
و بالاخره در بیشتر موقعیتها، اکثر افراد، جزو قربانیان هستند. سیستم، ما را وادار میکند که چرخدنده باشیم و به هرچه که به ما داده میشود راضی باشیم و در مقابل، در سیستم گیر نیافتیم و هیچ مسئولیتی را در قبال اتفاقات بعدی بر عهده نگیریم.
ما در خیلی از موقعیتها، آزادیم که انتخاب کنیم. ما میتوانیم یکی از این گروهها را انتخاب کنیم یا انتخابمان این باشد که مشارکت نکنیم. و اگر خوششانس باشیم یا برایمان مهم باشد، قادریم انتخاب کنیم که به چه کسی رأی دهیم، برای چه کسی کار کنیم و به کدام سمت برویم.
[قسمت سوم از یک مجموعهی سهقسمتی]
.
▪️ستگادین ۳ بهمن ۱۴۰۰
افراد دربارهی اولویتبندی کنترل و مسئولیتپذیری برای خودشان، دست به انتخاب میزنند. وقتی این حق انتخابها را باهم ترکیب کنیم، به یک ماتریس ساده میرسیم.
رهبر، ترکیبی ایدهآل است. کسی که کنترل و اختیار در دست اوست و در عین حال، وقتی اوضاع، خوب پیش نمیرود، مسئولیت بر عهده میگیرد. این کار، یک چرخهی مفید ایجاد میکند، چون واقعاً رهبران میتوانند دربارهی مشکلاتی که به وجود آوردهاند، کاری کنند.
در سمتِ افراد نق و نالهکن، فاجعهای در شرف وقوع است. کسانی که به طرز شکنندهای، خودشان را قدرتمند و مقتدر میپندارند. کسی مثل Robert Moses که قریب به یک قرن، بدون توجه به اسکان مردم و سایر موضوعات مربوط به عدالت اجتماعی، به ساخت و ساز در نیویورک مشغول بود ولی هرگز مسؤلیت تأثیرات هیچ کدام از کارهایش را برعهده نگرفت. افرادی که کنترل را به دست میگیرند و از مسئولیتپذیری اجتناب میکنند، در اغلب اوقات، به راحتی شناسایی میشوند. چون وقت زیادی را صرف نقزدن و نالهکردن میکنند.
کسی که در راه عقیدهای کشته میشود، واقعاً به این چیزها اهمیت میدهد. این گونه افراد، همدلی بسیار زیادی را در موقعیتهای خاص تزریق میکنند و به دیگران کمک میکنند که احساس کنند دیده شدهاند. افسوس، چرا که آنها قدرتی ندارند یا قدرتی برای آنها در نظر گرفته نشده یا خودشان از قبول قدرت اجتناب میکنند. تمایل آنها برای قبول مسئولیت، توهمی بیش نیست. این یکی از دلایل فرسودگی اغلب کارگرانی است که در خط مقدم هستند و به دریافت عواطف و همدلی درکارشان نیاز دارند.
و بالاخره در بیشتر موقعیتها، اکثر افراد، جزو قربانیان هستند. سیستم، ما را وادار میکند که چرخدنده باشیم و به هرچه که به ما داده میشود راضی باشیم و در مقابل، در سیستم گیر نیافتیم و هیچ مسئولیتی را در قبال اتفاقات بعدی بر عهده نگیریم.
ما در خیلی از موقعیتها، آزادیم که انتخاب کنیم. ما میتوانیم یکی از این گروهها را انتخاب کنیم یا انتخابمان این باشد که مشارکت نکنیم. و اگر خوششانس باشیم یا برایمان مهم باشد، قادریم انتخاب کنیم که به چه کسی رأی دهیم، برای چه کسی کار کنیم و به کدام سمت برویم.
[قسمت سوم از یک مجموعهی سهقسمتی]
.
▪️سرعت شخصی
▪️ستگادین ۴ بهمن ۱۴۰۰
چرا وقتی دوچرخهها را میرانید، متعادل میمانند (و وقتی آنها را نگه میدارید، زمین میافتند)؟
یک دلیل کوچک، تعادل ژیروسکوپی دوچرخههاست، ولی دلیل واقعی، حرکت رو به جلوی دوچرخهسوار است. و ما همان روز اول که سوار دوچرخه میشویم، یاد میگیریم که حرکت رو به جلو، اساس کار ماست وگرنه به مشکل برخواهیم خورد.
در جهان شتابزدهای که داریم، براحتی میتوان به «سرعت شخصی» وابسته شد. ایمیلهایت را چک کردی؟ آیا در ۱۰ ثانیهی قبل، کسی شما را فالو کرد؟ وضعیت آخرین پستتان در هر لحظه چیست؟
شاید سریعتر حرف بزنیم، وسط حرف دیگران بپریم، حرفمان را قطع کنیم، اختراع کنیم، تجزیهتحلیل کنیم، نقد کنیم و سپس به سمت کار بعدی برویم. بوم، بوم، بوم.
نمیخواهیم از دوچرخه به زمین بیافتیم.
ولی زندگی یک دوچرخه نیست. زندگی وقتی خوب میچرخد که زمان و فضای کافی در اختیار نفر بعدی بگذاریم تا حرفش را بزند.
آیا سریع میروید بدون اینکه به جایی برسید؟
ما در تلهی سیستمهایی میافتیم که میخواهند ما را گیر بیاندازند، پلتفرمهایی که تلاش ما، محصول آنها به حساب میآید و از عواطف ما برای رسیدن به هدف بعدیشان تغذیه میکنند.
انجام کاری جدید فقط به این دلیل که نگرانیم کار قدیمی که یک دقیقه قبل انجام دادیم، به اندازهی کافی سریع انجام نشده باشد، عمل بیهودهای است. ممکن است عوام از این قضیه لذت ببرند ولی در بلند مدت، این باعث کاهش همکاری و لذت ما خواهد شد.
من به راحتی میتوانم دربارهی شخصی بنویسم که گیر افتاده است. او در اتاق پشتی نشسته و در گوشهای از ZOOM، در جستجوی راهی برای دیدهنشدن و پنهانماندن است. این شخص بدون سرعت، دیگر همکاری را قطع کرده است و احتمالاً در همان درد و رنجی به سر میبرد که شخصی دیگر، بدون انجام هیچ کاری و فقط با حفظ سرعت بالای شخصی به آن رنج دچار است.
مثل خیلی از کارها، در اینجا هم دوست داریم جایی میان این دو وضعیت باشیم.
.
▪️ستگادین ۴ بهمن ۱۴۰۰
چرا وقتی دوچرخهها را میرانید، متعادل میمانند (و وقتی آنها را نگه میدارید، زمین میافتند)؟
یک دلیل کوچک، تعادل ژیروسکوپی دوچرخههاست، ولی دلیل واقعی، حرکت رو به جلوی دوچرخهسوار است. و ما همان روز اول که سوار دوچرخه میشویم، یاد میگیریم که حرکت رو به جلو، اساس کار ماست وگرنه به مشکل برخواهیم خورد.
در جهان شتابزدهای که داریم، براحتی میتوان به «سرعت شخصی» وابسته شد. ایمیلهایت را چک کردی؟ آیا در ۱۰ ثانیهی قبل، کسی شما را فالو کرد؟ وضعیت آخرین پستتان در هر لحظه چیست؟
شاید سریعتر حرف بزنیم، وسط حرف دیگران بپریم، حرفمان را قطع کنیم، اختراع کنیم، تجزیهتحلیل کنیم، نقد کنیم و سپس به سمت کار بعدی برویم. بوم، بوم، بوم.
نمیخواهیم از دوچرخه به زمین بیافتیم.
ولی زندگی یک دوچرخه نیست. زندگی وقتی خوب میچرخد که زمان و فضای کافی در اختیار نفر بعدی بگذاریم تا حرفش را بزند.
آیا سریع میروید بدون اینکه به جایی برسید؟
ما در تلهی سیستمهایی میافتیم که میخواهند ما را گیر بیاندازند، پلتفرمهایی که تلاش ما، محصول آنها به حساب میآید و از عواطف ما برای رسیدن به هدف بعدیشان تغذیه میکنند.
انجام کاری جدید فقط به این دلیل که نگرانیم کار قدیمی که یک دقیقه قبل انجام دادیم، به اندازهی کافی سریع انجام نشده باشد، عمل بیهودهای است. ممکن است عوام از این قضیه لذت ببرند ولی در بلند مدت، این باعث کاهش همکاری و لذت ما خواهد شد.
من به راحتی میتوانم دربارهی شخصی بنویسم که گیر افتاده است. او در اتاق پشتی نشسته و در گوشهای از ZOOM، در جستجوی راهی برای دیدهنشدن و پنهانماندن است. این شخص بدون سرعت، دیگر همکاری را قطع کرده است و احتمالاً در همان درد و رنجی به سر میبرد که شخصی دیگر، بدون انجام هیچ کاری و فقط با حفظ سرعت بالای شخصی به آن رنج دچار است.
مثل خیلی از کارها، در اینجا هم دوست داریم جایی میان این دو وضعیت باشیم.
.
Seth's Blog
Personal velocity
Why do bikes stay stable when you ride them (and fall down when you stop)? A tiny reason is the gyroscopic stability of the wheels, but the real reason is the forward momentum of the rider. And we …