طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️ولی در ابتدا لازم است که باهم درباره‌ی آن حرف بزنیم

▪️ست‌گادین ۱۷ شهریور ۱۴۰۱



مردم درباره‌ی رنج‌های اواخر عمر یا هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی در سال آخر زندگی حرف نمی‌زنند، پس هرگز اوضاع در آن دوران بهتر نمی‌شود. به جای آن، وانمود می‌کنیم که مسئله‌ای نیست و مسئله ادامه پیدا می‌کند.

ما درباره‌ی هزینه‌های جاری و افزایش‌یابنده‌ی( انسانی و مالی) ناشی از تغییرات آب و هوایی حرف نمی‌زنیم، بنابراین سیستم‌هایی که آب و هوا را بدتر می‌کنند، بدون مانع به کارشان ادامه می‌دهند.

ما درباره‌ی همه‌ی زمان‌هایی که در جلسات به هدر می‌دهیم، حرف نمی‌زنیم. درباره‌ی تداوم طبقه‌بندی‌های اجتماعی و بی‌عدالتی، دستکاری پلتفرم‌های ارتباطی، اشرافیت خزنده‌ای که زیر لباس شایسته‌سالاری پنهان شده یا حتی طبیعت احمقانه‌ی ازدواج‌های صنعتی‌شده صحبت نمی‌کنیم.

آنچه همه‌ی این سیستم‌ها به طور مرسوم دارند، آن است که موقعیت‌شان را با حفظ وضعیت موجود تثبیت کنند. آنها به ما فشار می‌آورند تا درباره‌شان حرف نزنیم.

از آن طرف، ما همیشه درباره‌ی سود سه‌ماهه، رتبه‌بندی رشته‌های ورزشی، سلبریتی‌ها و پیشتازهای سیاست‌های روزانه حرف می‌زنیم. و به همین دلیل است که زمان و انرژی زیادی صرف برق‌انداختن و بهینه‌سازی آن سیستم‌ها می‌شود.

بفهمید که چه چیز مهم است، سپس شرایط حرف‌زدن درباره‌ی آن چیز مهم را برای مردم فراهم کنید.



.
▪️تقلب نوآورانه

▪️ست‌گادین ۱۸ شهریور ۱۴۰۱




فروشندگانِ «روغن مار» را همیشه داشته‌ایم. داروهای ثبت اختراع‌شده[ داروهای تجاری که بدون نسخه فروخته می‌شوند و ادعا می‌شود که اثری دارند ولی محتویات‌شان کاملاً معلوم نیست. ویکی‌پدیا ]، پروب‌های برقی عجیب و دستبندهای مسی را همیشه داشته‌ایم. بخشی از این‌ به خاطر اثربخشی دارونماهاست و بخشی به خاطر آن است که وقتی کسی حالش خوب نباشد، وسوسه می‌شود که به دنبال تسلی خاطر و ایمان‌آوردن به یک درمان باشد.

در ۵۰ سال اخیر، همزمان با اثربخشی بیشتر داروهای رسمی تأیید‌شده، داروهای تحت کنترل دولت(regulated medicines) [ داروهایی مثل مواد افیونی، محرک‌ها، ضدافسردگی‌ها، داروهای توهم‌زا و استروییدهای آنابولیک که ممکن است مورد سواستفاده قرارگیرند یا باعث اعتیاد شوند.] هزینه‌ی بسیار زیادی صرف تبلیغات و بازاریابی کرده‌اند. نتیجه آن شده که فروشندگان «روغن مار» دروغین، به شدت تلاش کرده‌اند تا از چتر علم و زبان شیوه‌های درمانی امتحان‌پس‌داده و تأیید‌شده‌ی رسمی تقلید کنند. هرچند به لطف لابی‌گری‌های مداوم، داروهای بدون نسخه‌ی پزشکی در بسیاری از کشورها، تقریباً غیرقانونی هستند.

بنابراین ما با شرکت‌های داروسازی عمومیِ طمع‌کاری مواجه هستیم که محصولی آزمایش‌شده و یک بودجه‌ی تبلیغاتی دارند که اغلب، بسیار بیشتر از بودجه‌ی تحقیق و توسعه آنهاست(نزدیک به نصف بودجه‌ی تحقیق و توسعه در کل صنعت). آنها از هر وسیله‌ای که بتوانند، برای فروش چیزی گرانقیمت که آنهم فقط گاهی جواب می‌دهد استفاده می‌کنند. سپس شرکت‌های داروهای سنتی(folk medicine) با افزایش قیمت‌ و تشدید تبلیغات، شکاف‌ها را محو می‌کنند و اعتماد مردم را به نتایج تأییدشده و امتحان‌پس‌داده جلب می‌کنند.

به چیزی باورداشتن، کار مفیدی است و دارونماها جواب می‌دهند ولی اینجا می‌توانید شکافی را ببینید که درحال بازشدن است. بسختی می‌توان از روی وبسایت یا تبلیغات تشخیص داد که واقعاً کدامیک از درمان‌ها متمرکز، آزمایش‌شده، دوسوکور و مؤثرند و کدامیک از درمان‌ها کلاهبرداری هستند. استفاده از یک دارونمای بی‌ضرر و ارزان‌قیمت، می‌ارزد، ولی مصرف دارونمایی که خیلی گران است یا به شما آسیب می‌رساند، نه.

اگر کسی پیشنهاد یک آزمایش تشخیصی از باکتری‌های شما بدهد و از شما بخواهد نمونه‌ای برای تحلیل علمی برای آنها بفرستید، تقریباً به طور قطع آنها چنین کاری انجام نمی‌دهند. اگر وسیله‌ی ساده‌ای وجود دارد که شما می‌توانید آن را به صورت آنلاین به قیمت ۱۰۰ دلار بخرید، به احتمال زیاد آن طور که ادعا می‌کنند، دردی از شما دوا نخواهد کرد. اگر یک درمانگر اصرار می‌کند که قدرتی ورای قوانین فیزیکی و منطقی دارد، فقط دارد این را به شما تلقین می‌کند تا باورتان شود(power of suggestion). و بله، اگر یک پزشک مشهور اصرار می‌کند که یک لوبیای سحر‌آمیز گرانقیمتِ غیر نسخه‌ای وجود دارد که چاره‌ی درد شماست، بایستید و شک کنید.

داروهای تحت کنترل(regulated medicines) به طور چشمگیری در چند دهه‌ی اخیر مؤثرتر شده‌اند ولی داروهای سنتی(folk medicines )اصلاً عوض نشده‌اند، با اینکه حتی ده برابر گران‌تر شده‌اند و بسته‌بندی و تبلیغات‌شان هم پیچیده‌تر شده است.

بنابراین: هدف‌قراردادنِ مردمی که در مضیقه‌اند، هزینه‌تراشی هرچه بیشتر برای آنها و متقاعد‌کردن مردم با تقلب، چیزی است که اتفاق می‌افتد.

شرم‌آور است که افرادی که چنین کاری می‌کنند، عزت نفس و سخاوت لازم را ندارند که صادقانه درباره‌ی چیزی که ارائه می‌دهند حرف بزنند. در عوض، پشت اصطلاحات و فرآیندها پنهان می‌شوند تا واقعیت ساختگی‌شان را قایم کنند. استفاده از «روغن مار»، هیچ ضرورتی ندارد و فقط به جیب آنها سود می‌رساند.

حوزه‌های کمی از زندگی‌ ما وجود دارند که این همه تقلب را در آن تحمل کنیم. چون واقعاً خودمان دلمان می‌خواهد که این دروغ‌ها حقیقت داشته باشند.



.
▪️هوشمندی یعنی چه؟

▪️ست‌گادین ۱۹ شهریور ۱۴۰۱



شاید بدانید که «بروس وین»(Bruce Wayne ) در واقع همان «بتمن»(Batman) است. هویتی سرّی که اکثر ما از آن با خبریم.

و اگر اهل فرهنگ عامه هستید، می‌دانید که بهترین نقش «بتمن» را بازیگر فقید، «آدام وست»(Adam West) بازی کرده است.

از موتور جستجوی بصری Lexica دیدن کنید. خواهید دید که Lexica از اینکه «آدام وست» همان «بتمن» است، خبر دارد. جستجوی واژه‌ی «آدام وست»(بدون اشاره به نقش‌ها، کمیک‌های DC یا هویت‌های سرّی)، را امتحان کنید.

توجه به این نکته مهم است که هیچکدام از این تصاویر، «آدام وست» نیستند، چه در لباس خودش باشد، چه نباشد. Lexica فقط می‌داند که «آدم وست» همان «بروس وین» و همان «بتمن» است و چند عکس بازسازی‌شده از «بتمن» را از دهه‌ی ۱۹۶۰ به ما نشان می‌دهد. همچنین می‌داند که احتمالاً ما دنبال «بتمن» می‌گردیم، حتی اگر این یک راز باشد. الگوریتم جدیدی که به کار می‌رود، در فهمیدن اینکه یک تصویر، تصویر کیست، بیش از دو برابر بهتر از بقیه‌ی الگوریتم‌ها عمل می‌کند.

وقتی یک انسان، کاری چنین رمزآلود انجام دهد، ما او را هوشمند خطاب می‌کنیم. این راهی برای توضیح‌دادن چیزی است که ما از آن سر در نمی‌آوریم. ترکیب پیچیدگی و عمق به روش‌های مرموز.

و اکنون کامپیوترها در هر زمانی مشغول همین کارند( به جز استثناهایی که بسیاری از جستجوها در این مورد کاملاً برای عموم در دسترس نیست.)

پی‌نوشت: این داستان درباره‌ی «آدام وست» و دفترچه‌ی تلفن جالب است:

چند سال پیش برای یک کنفرانس در آیداهو بودم. متوجه شدم که «آدام وست» در این منطقه زندگی می‌کند و با خودم فکر کردم آیا نام او در دفترچه‌ی تلفن محلی ذکر شده است یا خیر؟ بنابراین دفترچه‌ی تلفن را بررسی کردم و در صفحه‌ی W نام او را دیدم. جلوی نامش نوشته بود: به «وین بروس (میلیونر)» مراجعه کنید. بازی ادامه پیدا کرد!

تا صفحه‌ی «وین بروس (میلیونر)» ورق زدم. جلوی آن نوشته بود: به صفحه‌ی مبارزان با قتل و جنایت مراجعه کنید. که من را به صفحه‌ای که نام «بتمن» را داشت رساند و از آنجا دوباره به صفحه‌ی «آدم وست» هدایت شدم. بازیِ خوبی بود آقای «وست»!



.
▪️توزیع مجدد احترام

▪️ست‌گادین ۲۰ شهریور ۱۴۰۱



چه کسی از شک‌کردن بهره می‌برد؟ [ در فرهنگ ست‌گادین، شک‌کردن یعنی متوقف‌شدن برای دوباره‌دیدن، تردیدکردن و سپس دست به اقدامی نو زدن، باورنکردن و سوالات بهتری پرسیدن، دودل‌شدن و بدنبال واقعیت‌ها رفتن. م]

با چه کسی محترمانه رفتار می‌شود؟

نباید کمبودی در احترام‌گذاشتن وجود داشته باشد. اگر رفتار محترمانه گسترش یابد، هیچکس آسیب نمی‌بیند.

با این حال، نقش‌های موقعیتی فرهنگیِ دوروبرمان، ریشه در تعصبات دارند.

حال با یک ارزیابی بسیار دیرهنگام از هنجارهایی امتحان‌نشده مواجه شده‌ایم که نه نرمال هستند و نه باید مثل هنجارهای نرمال با آنها برخورد شود.

مستقیم‌ترین راه رو به جلو این است که احترام بیشتری بگذاریم، فقط به این خاطر که مردم، سزاوار احترام بیشتری هستند.



.
▪️چه کسی اهمیت می‌دهد؟

▪️ست‌گادین ۲۱ شهریور ۱۴۰۱




هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد. بندرت اتفاق میفتد که هیچکس اهمیتی ندهد.

یک نفر هست که اهمیت می‌دهد. همیشه این‌طور است و این مهمترین بخش کار ماست.

همه اهمیت می‌دهند. نه، تقریباً هرگز این اتفاق نمی‌افتد.

یک نفر کافیست. در واقع همه‌ی هدف ما، همان یک نفر است.



.
▪️هک‌شدن با چیزهای در دسترس

▪️ست‌گادین ۲۲ شهریور ۱۴۰۱



ما طوری تکامل یافتیم که به چیزهایی که نزدیک ما بودند یا به اتفاقات آینده‌ی نزدیک، اهمیت قائل شویم.

این کار با عقل جور در می‌آید. این یک مهارت نجات‌بخشِ مفید در دنیای بدوی است.

ولی امروزه از غریزه‌ی حساس‌ ما به اتفاقات نزدیک و قریب‌الوقوع، بر علیه‌مان سواستفاده می‌شود. رسانه‌ها و آنهایی که در جستجوی تصاحب پول یا توجه ما هستند، اتفاقات دوردست را جلوی چشم‌مان می‌آورند، واقعیت تهدیدات را تقویت می‌کنند و بر اهمیت هزینه‌های هدررفته تأکید می‌ورزند تا به زور، ما را فلج کنند.

ما باید در سرمایه‌گذاری برای آینده خیلی بهتر عمل کنیم. حواس‌پرتی با سروصداهای بلند و ناگهانی برایمان مفید نیست.


.
▪️خزیدن آرام ویژگی‌ها

▪️ست‌گادین ۲۳ شهریور ۱۴۰۱



۱- افزودن یک ویژگی(feature) تازه در مقایسه با مزایایی که در اختیار کاربران جدید یا فعلی می‌گذارد، ارزان تمام می‌شود.

۲- وقتی یک ویژگی اضافه می‌شود، تقریباً هرگز حذف نمی‌شود.

۳- وقتی ویژگی‌ها به اندازه‌ی کافی اضافه شدند، سیستم در هم فرو می‌ریزد و سقوط می‌کند.

این قضیه فقط درباره‌ی یک نرم‌افزار صادق نیست. منوی شام، دکمه‌ای روی داشبورد اتومبیل، تنوع انتخاب‌های والدین برای پیشنهاد زمان شروع و پایان اردوی تابستانی نیز همان است. می‌توان با افزودن یک گزینه‌ی بی‌ضرر، هر چیزی را که کار سختی بر عهده دارد، کمی ارتقاء داد.

زمانی «یاهو» ۱۸۳ لینک در صفحه‌ی اصلی خود داشت. «گوگل» با دو لینک، همه‌ی ترافیک جستجو را در اختیار گرفت. من می‌توانم با زدن چند دکمه‌ی اپلیکیشن تلفن، همین حالا صندوق ماشین‌ام را باز کنم.

ویژگی‌ها مفید هستند( به همین خاطر به آنها ویژگی می‌گوییم). و بله، خدمات‌رسانی به مخاطبان بی‌صدا و آنهایی که دیده نمی‌شوند مهم است. ولی خزیدن آرام ویژگی‌ها و اضافه‌کردن آهسته و مداوم گزینه‌ها نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. در برخی موارد، سیستم ورشکسته می‌شود و چرخه از نو آغاز می‌گردد.

بااینکه احتمالاً نتوانیم به یک ویژگی جدید نه بگوییم، ولی می‌توانیم وقتی زمانش فرا رسید، هوشمندانه و فعالانه دست بکار شویم و صفحه را پاک کنیم و از نو شروع کنیم.



.
▪️حرف‌زدن درباره‌ی پول

▪️ست‌گادین ۲۴ شهریور ۱۴۰۱



وقتی در نگاه شفاف به پول مردد هستیم، چه فایده‌ای دارد؟

وقتی از تهیه‌ی گزارش مالی درآمدها و هزینه‌های ماهانه و سالانه، فکرکردن درباره‌ی قیمت‌گذاری یا بودجه‌بندی طفره می‌رویم، در واقع داریم از ترس ناشی از این انتخاب‌ها دوری می‌کنیم و در عین حال، شانس موفقیت‌مان را کاهش می‌دهیم.

آشپزهای خوب درباره‌ی نمک حرف می‌زنند. ورزشکاران موفق درباره‌ی تمرین‌کردن حرف می‌زنند.

پول، هدف نیست ولی حرف‌زدن درباره‌ی پول، شما را قادر می‌کند که به جایگاهتان اطمینان پیدا کنید و مسیرتان را روشن کنید.

در اینجا لینک چند کتاب جدید از دوستانم را که درباره‌ی پول حرف می‌زنند گذاشته‌ام.




.
▪️مردم عادی

▪️ست‌گادین ۲۵ شهریور ۱۴۰۱



بنظر می‌رسد شروع از بالا، یک توصیه‌ی عالی باشد: با مردم، با قدرت و اقتدار برخورد کن.

به استثنای این نکته که...

قدرت و اقتدار، اغلب یکجا نیستند. قدرت واقعی معمولاً چیزی بنیادین و اساسی است. چیزی است که در تعامل انسان‌ها با همدیگر اتفاق می‌افتد. شرایط این‌گونه است. اغلب، کسانی که ظاهراً مسئولیتی بر عهده دارند، فقط در حال انتخاب از میان تعداد معدودی گزینه‌های قابل قبول فرهنگی هستند و این انتخاب‌ها مستقیماً از همان بنیاد و اساس به آنها دیکته می‌شود.

ممکن است این حرف، انحراف از مسیر تلقی شود ولی در واقع، علت تغییر، همین [ نحوه‌ی تعامل مردم عادی با همدیگر ] است.


.
▪️ «و ما نیز»

▪️ست‌گادین ۲۶ شهریور ۱۴۰۱



ساده‌ترین راه برای راه‌اندازی یک کسب و کار آن است که «ما نیز» نداشته باشید.

ما سود را به حداکثر می‌رسانیم.

حداقل در این‌باره صادق هستید.

اگر می‌گویید: « و ما نیز به محیط زیست اهمیت می‌دهیم.» یا « ما نیز به مردم‌ خویش اهمیت می‌دهیم و با آنها مثل خانواده‌ی خودمان رفتار می‌کنیم.» یا حتی « ما اینجاییم تا به مشتریان‌مان خدمت کنیم...» حالا در حال انجام یکی از این دو کار هستید:

یا ادعا می‌کنید در حال انجام آن کارها برای به حداکثررساندن سودتان هستید...

یا متعهد می‌شوید که سود‌تان را حداکثر نکنید چون هدف‌تان بیشتر انسانی و در ارتباط با این جور چیزهاست.

اگر مورد دوم است و شما تصمیم گرفته‌اید تا حدی سود به دست آورید که هدف واقعی‌تان را که هدف سازمان است تا حداکثر ممکن محقق سازید، چه فرصت فوق‌العاده‌ای بدست آورده‌اید. سازمان‌هایی شامل انسانهایی با اهداف مشخص و شفاف و سود کافی برای رسیدن به آن اهداف، اثرگذاری بسیار بزرگی می‌توانند داشته باشند.

ولی ارزشش را دارد که درباره‌ی راه‌اندازی صفحه‌ای کامل با تبلیغات «کوآلا» صادق باشید. آیا شما اینجایید که به «کوآلا» کمک کنید یا فقط از «کوآلا» به عنوان نردبانی برای ساختن سود بیشتر استفاده می‌کنید؟



.
▪️آخرین ۱٪

▪️ست‌گادین ۲۷ شهریور ۱۴۰۱


اگر برای چیزی درخواست(apply) می‌دهید که آمار مردودشدن در آن ۹۹٪ است ( که بیشتر از چیزی که به نظر می‌رسد اتفاق می‌افتد مثل فرصت‌های شغلی، پیشنهادات فروش، بورسیه‌ها، مجلات و غیره ) این احتمال مردودشدن، بسیار نزدیک به ۱۰۰٪ است. چیزی با احتمال ۹۹٪ قطعیت، مطمئناً رخ می‌دهد.

این مجله وعده می‌دهد که هرکس مقاله‌ای ارسال کند، نمی‌پذیرد و رد می‌کند.

نکته‌ی این قضیه در پوچ‌بودن آنست. برای ارسال مقاله به آن مجله، نیازی به تلاش و نقش‌بازی‌کردن احساس نمی‌کنید چون شما می‌دانید که بالاخره قرار است رد شوید. بنابراین به جای اینکه به نتیجه فکر کنید، می‌توانید فقط روی کار تمرکز کنید.

این یک رویکرد مفید درباره‌ی درخواست‌دادن برای بقیه‌ی کارهاست.



.
▪️ورود آسان/خروج آسان

▪️ست‌گادین ۲۸ شهریور ۱۴۰۱



یک قانون ساده، عادلانه و مفید: باید لغو اشتراک از یک خدمت آنلاین، به همان راحتیِ ثبت‌نام‌کردن در آن باشد.

چه کسی به جز برندهای قلدر قدرتمند با این حرف مخالفت می‌کند؟

چند سال پیش، ثبت نام جهت انتقال اطلاعات اتومبیلم، پنج دقیقه طول کشید. دیروز بعد از فروختن اتومبیلم، سه ساعت برای لغو هزینه‌ی آن خدمات از شرکت مخابرات وقت گذاشتم. به فروشگاه‌ها رفتم، انجامش ندادند. به وبسایت‌شان رفتم، انجام ندادند. گفتگوی آنلاین انجام دادم، نیم ساعت بعد متوجه شدم که آنها این کار را نمی‌کنند. زنگ زدم، نیم ساعت منتظر ماندم، ارتباط قطع شد. حتماً نکته را گرفتید...

بله این یک بازاریابی بد از جانب مخابرات است. بعید است که ایجاد مزاحمت در فرآیند قطع خدمات برای اتومبیلی که دیگر صاحبش نیستید، شما را از انجام آن منصرف کند. این به برند آنها آسیب می‌زند، انگیزه‌ی کارمندانش را نابود می‌کند و وفاداری آنها را از بین می‌برد. این طرز تفکری کوتاه‌مدت از جانب یک مدیر برند تنبل است.

ولی به هرحال آنها این کار را انجام می‌دهند.

وقتی سازمان، خیلی بزرگ شود و تمرکزش روی بازار، بسیار کوتاه‌مدت باشد، زمانی عالی برای مشتریان است تا باهم متحد شوند و از خودشان محافظت کنند.

اگر می‌توانم با چند کلیک، ثبت نام کنم و مشترک شوم، باید بتوانم با چند کلیک هم اشتراکم را لغو کنم.



.
▪️«این چندان خوب نیست»

▪️ست‌گادین ۲۹ شهریور ۱۴۰۱


احتمالاً درست است ولی ارزشش را دارد که در این‌باره شفاف‌سازی کنید.

معلوم کنید که برای چه کسی چندان خوب نیست؟

اگر منظورتان این است که: « من دوستش ندارم و برای من جذاب نیست.» همین را بگوید.

از طرفی، شاید چنان متخصص و آگاه هستید که بگویید: « من می‌دانم که چه چیزی برای مخاطبان شما که قصد خدمت به ایشان را دارید، جذاب است و از این رو می‌گویم که این محصول جواب نمی‌دهد.»

گفتن عبارت اول، آسان است و شاید آنچنان کمک‌کننده نباشد.

عبارت دوم عالیست، ولی آیا از چیزی که می‌گویید مطمئن هستید؟



.
▪️آیا کلمه‌ای برای آن وجود دارد؟

▪️ست‌گادین ۳۰شهریور ۱۴۰۱


متخصصان واژه‌ای برای آن دارند. اگر کلمه‌ای مهم یا مفهومی یا پرکاربرد باشد، کارشناسان از آن کلمه سردرمی‌آورند.

دقت موجود در واژگان تخصصی، باعث می‌شود که کارشناسان بهتر کار کنند.

ولی...

فقط اگر کسی آن کلمه را می‌داند به این معنا نیست که آن کلمه را می‌فهمد یا کارشناس بدردبخوری است.

و...

اگر کسی آن کلمه را نمی‌داند، شاید ارزشش را دارد که بفهمیم چه چیزهای دیگری را هم نمی‌داند.

علوم تخصصی‌(domain knowledge) و تجربه، ابزارهای قدرتمندی هستند.


.
▪️مالیات گوشت گاو

▪️ست‌گادین ۳۱ شهریور ۱۴۰۱



همه‌ی ما هر روز آن را پرداخت می‌کنیم.

هرساله مالیات دهندگان در ایالات متحده، میلیارد‌ها دلار مالیات را به عنوان یارانه به صنعت گوشت و دامپروری پرداخت می‌کنند. بخش عمده‌ای از این پول، برای محصولات غذایی هزینه می‌شود ولی تخصیص مقادیر بسیار زیادی از اراضی عمومی به عنوان چراگاه برای گاوها را هم شامل می‌شود. نصف اراضی کشور فقط برای گاوهاست.

به علاوه، بخش عظیمی از مشکلات آب و هوایی، مستقیماً از تأثیرات تنفس گاوها و نیز قطع درختان جنگل‌های سراسر جهان برای تأمین چراگاه‌ها ناشی می‌شود. انگار کسی روی فرش اتاق نشیمن شما کود بریزد و از شما بخواهد که هزینه‌ی آن را بپردازید.

نتیجه‌ی نهایی این است که چه گوشت بخورید چه نخورید، هزینه‌اش را می‌پردازید.

گوشت گاو، گران‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم و به طرز چشمگیری به آن راحتی که خیال می‌کنیم به دست نمی‌آید. پناه‌جویان ناشی از مشکلات آب و هوایی، دارایی‌های آسیب‌دیده در طوفان، خانه‌ها و زندگی‌هایی که از دست می‌روند و ... همگی به طور مستقیم توسط یک میلیارد گاو به وجود می‌آیند که هرساله توسط انسان‌ها پرورش می‌یابند.

کاش هزینه‌ی گوشت گاو و شیری که مردم مصرف می‌کنند با قیمت منصفانه‌ای تعیین می‌شد.

این صنعت، کار بزرگی در متقاعدکردن مردم انجام داده است که آنها باور کنند گوشت گاو، ارزان، مناسب، سهل‌الوصول، تجملی، سالم و بی‌ضرر است. هیچ‌کدام از این ادعاها درست نیستند.

نمی‌دانم چقدر طول خواهد کشید تا بفهمیم گوشت گاو چه هزینه‌ای به ما تحمیل می‌کند.



.
▪️مدیر ارشد تبلیغات

▪️ست‌گادین ۱ مهر ۱۴۰۱



مدیر ارشد بازاریابی(CMO) در یک شرکت بزرگ، شغل بسیار دشواری دارد. عمر طبیعی یک مدیر ارشد بازاریابی، ۱۸ ماه است. چون بمحض اینکه مدیر ارشد اجرایی(CEO) متوجه شود که تبلیغاتِ پولی نمی‌تواند مشکلاتشان را حل کند، از کوره درمی‌رود.

مشکل، در طرز فکر افراد درباره‌ی بازاریابی است.

بازاریابی، به معنای پول‌دادن برای تبلیغات، تغییر لوگو یا حضور در رسانه‌های اجتماعی نیست.

بازاریابی یعنی طراحی محصول، خدمات مشتریان، قیمت‌گذاری، لذت‌بردن مشتریان و خلق‌کردن و زندگی‌بخشیدن به یک داستان قابل توجه. بازاریابی، ایجاد شرایطی است برای تحقق اثر شبکه‌ای[ وقتی تعداد افراد بیشتری از یک محصول یا خدمت استفاده کنند، آن محصول، بهتر جواب می‌دهد. م ].

و برخلاف انتظارمان، یک مدیر ارشد بازاریابی، بطور طبیعی مسئول هیچ یک از این چیزها نیست!

پس تعجبی ندارد که با وضعیت ناامید‌کننده‌ای مواجه شویم. به خیال‌تان یک بازاریاب استخدام کرده‌اید ولی همه‌ی کاری که انجام داده‌اید، استخدام کسی برای سروصداکردن در شبکه‌های اجتماعی بوده است.

کلمات، اهمیت دارند. اگر کسی را استخدام می‌کنید تا «مسئول تبلیغات» باشد، از همین کلمات استفاده کنید. ولی اگر کسی را می‌خواهید که «مسئول بازاریابی» باشد، از او بخواهید که مسئول همه‌ی آن موارد باشد. اگر آن اقدامات، مورد قبول بازار قرار گرفت، این می‌شود بازاریابی.


.
▪️خدمات دستکش سفید

▪️ست‌گادین ۲ مهر ۱۴۰۱



موضوع، دستکش‌ها نیستند. [خدمات دستکش سفید به اِعمال حداکثر دقت و مراقبت در بسته‌بندی و حمل و نقل برخی کالاهای منحصربه‌فرد یا گرانقیمت مثل آثار هنری یا عتیقه‌جات، مبلمان و سایر اثاثیه‌ی سفارشی منزل و ... گفته می‌شود. م ]

در واقع دستکش‌های سفید کاملاً بی‌معنی هستند.

خدمات‌رسانیِ خوب یعنی برآورده‌کردن انتظارات و تحقق کامل وعده‌هایی که به مشتریان داده می‌شود.

خدمات دستکش سفید، بسیار فراتر از این‌هاست و برای غافلگیر‌کردن و خوشحال‌کردن طراحی شده است. خدمات دستکش سفید، ارتباطی فراتر از یک معامله و رد و بدل‌شدن پول است که با گیرنده‌ی خدمات برقرار می‌شود. نشانه‌ای از مراقبت، احترام، سپاسگزاری و سخاوتمندی است.

به محض اینکه احساس کنیم اگر دستکش سفید کمی لک شود و به رنگ خاکستری در آید، کسی متوجه نخواهد شد یا به دیگران نگاه کنیم که چه رفتار قابل قبولی با مشتریان دارند، ممکن است فقط به انجام خدمات حداقلی رو بیاوریم.

امکان دارد سازمان شما پول بسیار زیادی را به خاطر تجارت آنلاین پس‌انداز کند. چون دیگر نیازی به پرداخت پول بابت اجاره‌بها، تعمیر و نگهداری مراکز فروش محلی ندارد. در این صورت، یک روش جایگزین برای نمایش ثبات و تعهدتان، این است که روی خدمات دستکش سفید «سرمایه‌گذاری» کنید.

چون این کار، یک «سرمایه‌گذاری» است.

و با وفاداری مشتریان، تبلیغات دهان به دهان آنها و رضایت کارمندان‌تان، جبران خواهد شد.

البته اگر درست انجامش دهید. یعنی یا باید تمام و کمال انجامش دهید یا کنار بکشید.



.
▪️اجزای بینابینی

▪️ست‌گادین ۳ مهر ۱۴۰۱



آهنگ نواخته‌شده توسط یک نوازنده را به صورت جداگانه در هر ضبط موسیقی گوش کنید (مثل این ) و شاید از اینکه چقدر بی‌اهمیت و بی‌مزه به نظر می‌رسد شگفت‌زده شوید. آهنگ مجزای Paul McCartney ، یکی از نوازندگان بزرگ bass در یکی از گروه‌های بزرگ موسیقی در تمام دوران، کمی شبیه به صدای یک گروه رقص و موسیقی مدرسه‌ای است.

ولی ما نوازندگی‌های یک آهنگ را به طور مجزا گوش نمی‌دهیم. چون هدف، نوازندگی‌های جدا از هم نیست.

انسان‌ها به هماهنگی و هارمونی اهمیت می‌دهند. آنها به اصالت، به اشتیاق و به نو بودن اهمیت می‌دهند. تعامل و پویایی افرادی که با هم کار می‌کنند، برای ما مهم است.

به همین خاطر ما به کل آهنگ گوش می‌دهیم، نه به اجرای تک‌تک و مجزای نوازندگان.


.
▪️فشار اجتماعی

▪️ست‌گادین ۴ مهر ۱۴۰۱



به طور طبیعی آن را احساس می‌کنیم. فشار اجتماعی، شغل‌های ما، لباس‌پوشیدن‌مان و حتی سبک زندگی‌مان را تغییر می‌دهد.

سوال اینجاست: آیا فشار اجتماعی ناشی از عوامل بیرونی است یا عوامل درونی؟

اغلب، چیزیست که از خودمان در می‌آوریم. کسانی که خیال می‌کنیم مشغول تماشا و قضاوت‌کردن ما هستند، حتی ممکن است از وجود ما بی‌خبرند.

فشار اجتماعی چیزی است که ما برای ساده‌سازی تصمیمات‌ خویش، آن را درست می‌کنیم(make up).


.
👍1
▪️مجازات، انتقام، و مخصوصاً، پشیمانی

▪️ست‌گادین ۵ مهر ۱۴۰۱


وقتی یک سازمان باعث ضرر و زیانی می‌شود (با خطای سهوی یا عمدی)، وسوسه می‌شویم که اطمینان حاصل کنیم آنها از این کارشان درسی بگیرند. ما از اشخاص می‌خواهیم که مسئولیت خطای خود را بپذیرند، گناه‌شان را گردن بگیرند و مطمئن شویم که دیگر تکرار نخواهند کرد.

ولی اگر بهبود اوضاع برای همه، مستلزم رخ‌دادن این اتفاقات است، باید مدت زیادی منتظر بمانیم.

شاید در پیش گرفتن این شیوه، منطقی باشد: «حالا آنچه را الان می‌دانم دانستم، پس می‌توانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی بگیرم و این کار را انجام دهم.»

پذیرفتن مسئولیتِ دیروز، عالیست. حتی دست به کار شدن برای فردا از آن هم بهتر است.

ما در اغلب اوقات، تبدیل به عملی می‌شویم که انجام می‌دهیم، درحالیکه وقتی تحت اجبار و تهدید باشیم، فقط کاری را انجام می‌دهیم که می‌گوییم انجام خواهیم داد.


.
▪️تدارکات در مقابل (و) نوآوری

▪️ست‌گادین ۶ مهر ۱۴۰۱


وقتی نوآوری از راه می‌رسد، کسانی که مشغول هماهنگ‌کردن افراد، امکانات و تدارکات هستند(Logistics)، باید برای ادامه‌ی کار، تقلا کنند. چون همیشه نوآوری، انجام کارها به روال قبلی را دشوار می‌کند.

اگر یک شرکت خلاق و نوآور بتواند با گذشت زمان، تدارکاتش را مرتب و هماهنگ کند، یعنی کالاهای درست را سر وقت و با بودجه‌ی مناسب به دست افراد درست برساند، پیشرفت می‌کند.

وقتی این اتفاق بیفتد، اغلب به این معناست که کارمندان تدارکات به قدرت و اعتبار دست می‌یابند چرا که آنها معجزه کرده‌اند.

سپس وقتی نوآوری بعدی پدیدار شد، اهالی تدارکات درباره‌ی اتفاقات بعدی، حرف‌های زیادی برای گفتن خواهند داشت. به همین خاطر، افراد تازه‌کاری که احساس می‌کنند چیزی برای از دست‌دادن ندارند، با احتمال بیشتری دست به نوآوری می‌زنند. آنها از سختیِ کار خبر ندارند.

نوآوری بدون هماهنگ‌کردن افراد، امکانات و تدارکات، جواب نمی‌دهد.



.