طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️مدیر ارشد تبلیغات

▪️ست‌گادین ۱ مهر ۱۴۰۱



مدیر ارشد بازاریابی(CMO) در یک شرکت بزرگ، شغل بسیار دشواری دارد. عمر طبیعی یک مدیر ارشد بازاریابی، ۱۸ ماه است. چون بمحض اینکه مدیر ارشد اجرایی(CEO) متوجه شود که تبلیغاتِ پولی نمی‌تواند مشکلاتشان را حل کند، از کوره درمی‌رود.

مشکل، در طرز فکر افراد درباره‌ی بازاریابی است.

بازاریابی، به معنای پول‌دادن برای تبلیغات، تغییر لوگو یا حضور در رسانه‌های اجتماعی نیست.

بازاریابی یعنی طراحی محصول، خدمات مشتریان، قیمت‌گذاری، لذت‌بردن مشتریان و خلق‌کردن و زندگی‌بخشیدن به یک داستان قابل توجه. بازاریابی، ایجاد شرایطی است برای تحقق اثر شبکه‌ای[ وقتی تعداد افراد بیشتری از یک محصول یا خدمت استفاده کنند، آن محصول، بهتر جواب می‌دهد. م ].

و برخلاف انتظارمان، یک مدیر ارشد بازاریابی، بطور طبیعی مسئول هیچ یک از این چیزها نیست!

پس تعجبی ندارد که با وضعیت ناامید‌کننده‌ای مواجه شویم. به خیال‌تان یک بازاریاب استخدام کرده‌اید ولی همه‌ی کاری که انجام داده‌اید، استخدام کسی برای سروصداکردن در شبکه‌های اجتماعی بوده است.

کلمات، اهمیت دارند. اگر کسی را استخدام می‌کنید تا «مسئول تبلیغات» باشد، از همین کلمات استفاده کنید. ولی اگر کسی را می‌خواهید که «مسئول بازاریابی» باشد، از او بخواهید که مسئول همه‌ی آن موارد باشد. اگر آن اقدامات، مورد قبول بازار قرار گرفت، این می‌شود بازاریابی.


.
▪️خدمات دستکش سفید

▪️ست‌گادین ۲ مهر ۱۴۰۱



موضوع، دستکش‌ها نیستند. [خدمات دستکش سفید به اِعمال حداکثر دقت و مراقبت در بسته‌بندی و حمل و نقل برخی کالاهای منحصربه‌فرد یا گرانقیمت مثل آثار هنری یا عتیقه‌جات، مبلمان و سایر اثاثیه‌ی سفارشی منزل و ... گفته می‌شود. م ]

در واقع دستکش‌های سفید کاملاً بی‌معنی هستند.

خدمات‌رسانیِ خوب یعنی برآورده‌کردن انتظارات و تحقق کامل وعده‌هایی که به مشتریان داده می‌شود.

خدمات دستکش سفید، بسیار فراتر از این‌هاست و برای غافلگیر‌کردن و خوشحال‌کردن طراحی شده است. خدمات دستکش سفید، ارتباطی فراتر از یک معامله و رد و بدل‌شدن پول است که با گیرنده‌ی خدمات برقرار می‌شود. نشانه‌ای از مراقبت، احترام، سپاسگزاری و سخاوتمندی است.

به محض اینکه احساس کنیم اگر دستکش سفید کمی لک شود و به رنگ خاکستری در آید، کسی متوجه نخواهد شد یا به دیگران نگاه کنیم که چه رفتار قابل قبولی با مشتریان دارند، ممکن است فقط به انجام خدمات حداقلی رو بیاوریم.

امکان دارد سازمان شما پول بسیار زیادی را به خاطر تجارت آنلاین پس‌انداز کند. چون دیگر نیازی به پرداخت پول بابت اجاره‌بها، تعمیر و نگهداری مراکز فروش محلی ندارد. در این صورت، یک روش جایگزین برای نمایش ثبات و تعهدتان، این است که روی خدمات دستکش سفید «سرمایه‌گذاری» کنید.

چون این کار، یک «سرمایه‌گذاری» است.

و با وفاداری مشتریان، تبلیغات دهان به دهان آنها و رضایت کارمندان‌تان، جبران خواهد شد.

البته اگر درست انجامش دهید. یعنی یا باید تمام و کمال انجامش دهید یا کنار بکشید.



.
▪️اجزای بینابینی

▪️ست‌گادین ۳ مهر ۱۴۰۱



آهنگ نواخته‌شده توسط یک نوازنده را به صورت جداگانه در هر ضبط موسیقی گوش کنید (مثل این ) و شاید از اینکه چقدر بی‌اهمیت و بی‌مزه به نظر می‌رسد شگفت‌زده شوید. آهنگ مجزای Paul McCartney ، یکی از نوازندگان بزرگ bass در یکی از گروه‌های بزرگ موسیقی در تمام دوران، کمی شبیه به صدای یک گروه رقص و موسیقی مدرسه‌ای است.

ولی ما نوازندگی‌های یک آهنگ را به طور مجزا گوش نمی‌دهیم. چون هدف، نوازندگی‌های جدا از هم نیست.

انسان‌ها به هماهنگی و هارمونی اهمیت می‌دهند. آنها به اصالت، به اشتیاق و به نو بودن اهمیت می‌دهند. تعامل و پویایی افرادی که با هم کار می‌کنند، برای ما مهم است.

به همین خاطر ما به کل آهنگ گوش می‌دهیم، نه به اجرای تک‌تک و مجزای نوازندگان.


.
▪️فشار اجتماعی

▪️ست‌گادین ۴ مهر ۱۴۰۱



به طور طبیعی آن را احساس می‌کنیم. فشار اجتماعی، شغل‌های ما، لباس‌پوشیدن‌مان و حتی سبک زندگی‌مان را تغییر می‌دهد.

سوال اینجاست: آیا فشار اجتماعی ناشی از عوامل بیرونی است یا عوامل درونی؟

اغلب، چیزیست که از خودمان در می‌آوریم. کسانی که خیال می‌کنیم مشغول تماشا و قضاوت‌کردن ما هستند، حتی ممکن است از وجود ما بی‌خبرند.

فشار اجتماعی چیزی است که ما برای ساده‌سازی تصمیمات‌ خویش، آن را درست می‌کنیم(make up).


.
👍1
▪️مجازات، انتقام، و مخصوصاً، پشیمانی

▪️ست‌گادین ۵ مهر ۱۴۰۱


وقتی یک سازمان باعث ضرر و زیانی می‌شود (با خطای سهوی یا عمدی)، وسوسه می‌شویم که اطمینان حاصل کنیم آنها از این کارشان درسی بگیرند. ما از اشخاص می‌خواهیم که مسئولیت خطای خود را بپذیرند، گناه‌شان را گردن بگیرند و مطمئن شویم که دیگر تکرار نخواهند کرد.

ولی اگر بهبود اوضاع برای همه، مستلزم رخ‌دادن این اتفاقات است، باید مدت زیادی منتظر بمانیم.

شاید در پیش گرفتن این شیوه، منطقی باشد: «حالا آنچه را الان می‌دانم دانستم، پس می‌توانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی بگیرم و این کار را انجام دهم.»

پذیرفتن مسئولیتِ دیروز، عالیست. حتی دست به کار شدن برای فردا از آن هم بهتر است.

ما در اغلب اوقات، تبدیل به عملی می‌شویم که انجام می‌دهیم، درحالیکه وقتی تحت اجبار و تهدید باشیم، فقط کاری را انجام می‌دهیم که می‌گوییم انجام خواهیم داد.


.
▪️تدارکات در مقابل (و) نوآوری

▪️ست‌گادین ۶ مهر ۱۴۰۱


وقتی نوآوری از راه می‌رسد، کسانی که مشغول هماهنگ‌کردن افراد، امکانات و تدارکات هستند(Logistics)، باید برای ادامه‌ی کار، تقلا کنند. چون همیشه نوآوری، انجام کارها به روال قبلی را دشوار می‌کند.

اگر یک شرکت خلاق و نوآور بتواند با گذشت زمان، تدارکاتش را مرتب و هماهنگ کند، یعنی کالاهای درست را سر وقت و با بودجه‌ی مناسب به دست افراد درست برساند، پیشرفت می‌کند.

وقتی این اتفاق بیفتد، اغلب به این معناست که کارمندان تدارکات به قدرت و اعتبار دست می‌یابند چرا که آنها معجزه کرده‌اند.

سپس وقتی نوآوری بعدی پدیدار شد، اهالی تدارکات درباره‌ی اتفاقات بعدی، حرف‌های زیادی برای گفتن خواهند داشت. به همین خاطر، افراد تازه‌کاری که احساس می‌کنند چیزی برای از دست‌دادن ندارند، با احتمال بیشتری دست به نوآوری می‌زنند. آنها از سختیِ کار خبر ندارند.

نوآوری بدون هماهنگ‌کردن افراد، امکانات و تدارکات، جواب نمی‌دهد.



.
▪️تعمیم‌ها و یادگاری‌ها

▪️ست‌گادین ۷ مهر ۱۴۰۱


اغلب وقتی یک برند موفق است، میل به تعمیم و بسط و گسترش دارد. دیزنی‌لند، تعمیم فیلم‌های دیزنی بود. بازتاب برخی شگفتی‌های فیلم‌هایش بود ولی چیزی جدید و با ارزش هم ساخت. دیزنی‌لند برخی عناصر دیزنی را داشت و سپس چیزی بیشتر و جدید به آنها اضافه کرد.

اپل با آیفون در تعمیم برند Mac، همان کار را انجام داد.

از آن طرف، ساعت مچی جدید Leica فقط یک یادگاری است. ساعت بهتری نیست. چیزی فراتر از سایر ساعت‌های گرانقیمت Leica نیست. آنجاست تا به شما یادآوری کند که نسخه‌ی اصلی را دوست داشتید. یادگاری از یک احساس است، نه از خالق آن.

سوغاتی و یادگاری عیبی ندارد. مطمئن هستم که Leica با کمترین آسیب به وعده‌های برند خویش، از این ساعت، سود خواهد کرد ولی تولید یادگاری‌های زیاد باعث می‌شود که به یک پوسته‌ی توخالی تبدیل شوید و شانس ایجاد تغییری که بدنبالش بودید را از دست بدهید.

تیشرت مزخرفی که در کنسرت خواننده‌ی محبوب‌تان خریده‌اید یک یادگاری است. ولی آنها نباید روی آن تیشرت به عنوان میراث خود یا موتور محرکه‌ی رشدشان حساب باز کنند.

در تمام روز، افراد سازنده و خالق باید درباره‌ی قدم بعدی‌شان دست به انتخاب بزنند. گاهی می‌توانیم تعمیم و گسترش ایجاد کنیم و گاهی اوقات تصمیم می‌گیریم که به جای آن، یک سوغاتی و یادگاری درست کنیم.



.
▪️نوخواهی در مقابل اقدام

▪️ست‌گادین ۸ مهر ۱۴۰۱



نِردها، گیک‌ها، پیشگامان استفاده از محصولات جدید، کارهایی را فقط به خاطر جدید بودنشان انجام می‌دهند و به این خاطر که ممکن است آن کارها بی‌نتیجه باشند. آنها افرادی نوخواه هستند.

درحالیکه اکثر مردم در مواجهه با چیزهای نو دچار تردید می‌شوند. چون تازگی، ریسک به همراه دارد. کفش‌هایی که در پاشنه‌ی آنها ماهی قرمز جاسازی شده است. جدیدترین آهنگ ترکیبی از techno با ska و punk. یک نوع جدید تلفن...

دلیل اینکه ما اقدامی سیستمی نمی‌کنیم، ترسناک‌بودن آن است نه اینکه به اندازه‌ی کافی جدید نیست.

اگر می‌خواهید افراد بیشتری، اقدامات بیشتری انجام دهند، کار را ایمن کنید، آن را جالب نکنید.

پی‌نوشت: یک ماه بعد، هالووین است. لطفاً شکلات ارزان نخرید.


.
▪️روال کار، همین است

▪️ست‌گادین ۹ مهر ۱۴۰۱



برخی از مردم می‌گویند: « ما تغییرش نمی‌دهیم. کاری از ما برنمی‌آید. روال کار، همین است.»

و برخی از مردم می‌گویند: « روال کار همین است ولی مطلوب نیست. بیایید آن را بهتر کنیم.»

در یک موقعیت مشخص، ممکن است با یکی از این پاسخ‌ها مواجه شوید. درواقع هرکدام از ما نسبت به شرایط، موضع خاصی می‌گیریم.

موضوع، «شخص» نیست، بلکه «باور » اوست.

قبل از اینکه سعی کنید پیشنهاد بهترکردن اوضاع را به کسی بدهید، ارزشش را دارد که درباره‌ی باورهای کسی که با او حرف می‌زنید، فکر کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد که بازخورد اشخاص دیگر درباره‌ی کارتان را هم درک کنید.



.
▪️به نفع جامعه

▪️ست‌گادین ۱۰ مهر ۱۴۰۱


یک راه خدمت‌رسانی به جامعه، دیدن جامعه به عنوان یک بازار و حل یکی از مشکلات آن است.

وقتی مردم چیزی را برای خرید انتخاب می‌کنند، ظاهراً به این دلیل است که چیزی که می‌فروشید، ارزشش برای آنها بیشتر از هزینه‌ای است که پرداخت می‌کنند. و این‌گونه ارزش‌آفرینی رخ می‌دهد.

و وقتی شما از فروش چیزی سود به دست می‌آورید و مالیات می‌پردازید، آن مالیات صرف خدمات‌رسانی به جامعه می‌شود.

فرهنگ به همین دو دلیل در جهت توانمندسازی سرمایه‌داری تکامل یافته است.

وقتی این سیستم خراب می‌شود، دو اتفاق رخ می‌دهد: اول، برخی کسب و کارها از قدرتِ بازارِ خود استفاده می‌کنند تا ارزش بیشتری نسبت به قبل استخراج کنند و دوم اینکه آنها از قدرت لابی‌گری‌شان استفاده می‌کنند تا مالیات نپردازند.

در اینصورت، بازار شکست نخورده است ولی سیستمی که پیش از این به نیازهای بازار و جامعه جهت می‌داد، گاهی اوقات شکست می‌خورد.



.
▪️«امشب در تلویزیون چه خبر است؟»

▪️ست‌گادین ۱۱ مهر ۱۴۰۱



دیگر این سوال رایج، بی‌معناست.

همیشه برنامه‌های تلویزیونی در حال پخش هستند.

مجموعه آهنگ‌های ضبط شده‌مان، هر آنچه تاکنون ضبط کرده‌ایم در حال پخش هستند.

و کتاب‌خوان‌ها می‌توانند تقریباً هر کتابی را که نام ببرید، پیدا کنند و بخوانند.

ما چنان که باید و شاید در مورد اثرات این همه فراوانی فکر نکرده‌ایم. اهمیت زندگی، کمتر شده است. واقعاً کمبود، عامل تعیین‌کننده‌ای نیست و این همه دسترسی از هرجا، به راحتی باعث کسالت و بلاتکلیفی شده و افراد را به سمت روابط زنده‌ی از راه دور(real-time connection) سوق داده است.

قبلاً موفقیت بر اساس خواسته‌های کنترل‌گران و اجازه‌ی دسترسی به وجود می‌آمد. حالا قوانین جدید موفقیت کدامند؟


.
▪️سالن غذاخوری رستوران/ آشپزخانه‌ی رستوران

▪️ست‌گادین ۱۲ مهر ۱۴۰۱


کارگران ظرفشویی رستوران، برای ناهار چه می‌خورند؟

تجربه‌ی کاربری در مورد حساب‌های پرداختنی [ امروز بخر، بعداً پرداخت کن. م] برای فلان شرکت بزرگ فناوری چگونه است؟

رفتار مسئول فروش با مسئول پذیرش چگونه است؟

اگر رفتار شما با مشتریان به اندازه‌ی کافی خوب است، باید با اعضای تیم‌تان، فروشندگان‌ و دوستان‌تان هم به اندازه‌ی کافی خوب باشد و برعکس.

نکته‌ی کلیدی اینجاست که در بسیاری از سازمان‌ها مشتریان، حق انتخاب و حق اظهار نظر دارند. خوش‌رفتاری با همه به معنای اینست که با افراد پشت صحنه [ نه فقط با مشتریان] هم طوری رفتار کنید که انگار آنها صاحب چنین قدرتی هستند. این کار، احتمالِ کسب اعتماد و احترام را برای شما افزایش می‌دهد. ولی از کوتاهی‌کردن در این مورد، جواب نمی‌گیرید.


.
▪️حالت پایدار و محرک تغییر

▪️ست‌گادین ۱۳ مهر ۱۴۰۱



اگر هر موقع که یک ظرف کثیف داشتید، ماشین ظرفشویی را روشن کنید و کل آشپزخانه را بشویید، هرگز به هیچ کدام از کارهایتان نمی‌رسید.

از آن طرف، اگر منتظر بمانید تا سینک از ظروف لبریز شود و آشپزخانه کثیف گردد تا بعداً دست‌به‌کار شوید، باید تا مدت‌ها با یک آشپزخانه‌ی کثیف سر کنید.

جایی میان این دو حالت افراط و تفریط، حالت پایدار مولد قرار دارد.

همین قضیه درباره‌ی روابط شما با یک مشتری و تصمیمات‌تان درباره‌ی استخدام کارکنان و هر آنچه در طول روز با آن سر و کار دارید هم صادق است. بهترین کار این است که محرک‌های لازم برای دست‌به‌کارشدن را از قبل تنظیم کنید و این کار را بطور منظم ادامه دهید. اینکه برای اقدام، منتظر یک بحران بمانید، پرهزینه و مخاطره‌آمیز است.



.
▪️برای ارتقاء

▪️ست‌گادین ۱۴ مهر ۱۴۰۱



تلفنی که در جیب دارید ۶۰۰ دلار است. ولی این برای دو سال قبل بود و حالا به نظر می‌رسد مجانی است و هزینه‌‌ی آن کاملاً پرداخت شده است.

در این تلفن ارتقایافته، دوربین کمی بهتر و پردازنده کمی سریع‌تر شده است.

سوال اینجاست: «اگر دو سال قبل می‌توانستید بین تلفنی که حالا دارید و تلفنی که همین حالا دلتان می‌خواهد داشته باشید، یکی را انتخاب کنید، آیا حاضر بودید ۷۰۰ دلار برای تلفن جدیدتر بدهید؟»

خیلی از مردم این کار را نمی‌کنند.

پس چرا بدنبال ارتقاء نرم‌افزار، تلفن، اتومبیل، خانه و ... هستیم؟

چون ما به این سادگی‌ها تصمیم نمی‌گیریم. بلکه از خرد تصمیم‌گیری‌مان در سال‌ها قبل استفاده می‌کنیم، همان زمان که روی نقص‌های وضعیت موجود و وابستگی شدید متمرکز بودیم.

آنها دیگر تلاش نمی‌کنند تا یک تلفن یا یک خانه به شما بفروشند. آنها تمام وقتشان را گذاشته‌اند که یک ارتقاء به شما بفروشند.


.
▪️خیلی، یک انتخاب است

▪️ست‌گادین ۱۵ مهر ۱۴۰۱



ممکن است دلتان بخواهد چیزی بسازید که در میان «خیلی» از مردم، خواهان کمی داشته باشد.

یا می‌توانید چیزی بسازید که تعداد کمی از مردم، آن را «خیلی» می‌خواهند.

معمولاً نه این است نه آن.

و بسیار نادر است که هر دو با هم اتفاق بیفتند.

اگر سخت کار کنید و دست به انتخاب‌های عامدانه بزنید، احتمال دارد که به یکی از دو گزینه‌ی فوق دست یابید.


.
▪️نقطه‌نظرها

▪️ست‌گادین ۱۶ مهر ۱۴۰۱



هرچه باورها و اعمال دیگران را از فاصله‌ی نزدیک‌تری مشاهده کنیم، بیشتر متوجه می‌شویم که جهان‌بینی ما با آنها تطابق کاملی ندارد.

هرگز نداشته است. ولی حالا به چشم می‌آید. چیزهایی که فکر می‌کردیم عادی‌اند، چنین نبودند. هیچ‌کس دقیقاً به باورهای من اعتقادی ندارد.

شگفتا چطور چنین چیزی امکان دارد که افرادی شبیه ما، به باورهایی که داریم اعتقادی ندارند یا کارهایی می‌کنند که ما هم انجامش می‌دهیم؟ نه تنها کسانی که نمی‌شناسیم بلکه حتی کسانی که بخوبی آنها را می‌شناسیم.

و ما چگونه باید برای غلبه بر این دسته‌بندی‌ها‌ی چشمگیر و یافتن موضوعات مشترک تلاش کنیم؟ جنگیدن برای عدالت و شأن و انجام کار درست، آنهم وقتی با مردمی در ارتباط هستیم که شاید می‌خواستیم آنها را از خودمان برانیم...

این پرسشگری، بسادگی کمک‌مان می‌کند تا راهی رو به جلو پیدا کنیم. فهمیدنِ اینکه مردم به آنچه ما می‌دانیم آگاه نیستند، به آنچه ما باور داریم باور ندارند و از همه مهمتر اینکه آنها نیز صدایی در سرشان دارند، درست مثل صدایی که در سر ماست.


.
▪️تناقض نامرئی‌بودن

▪️ست‌گادین ۱۷ مهر ۱۴۰۱



عصب بینایی غالب و تعیین‌کننده است.

مستقیماً به مغزهایمان وصل است و با قدرت پردازش زیادی که دارد به ما کمک می‌کند که جهان را از راه بینایی ببینیم.

در نتیجه، پر سروصدا‌تر از سایر حس‌های ماست و اغلب، بقیه‌ی مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین خاطر به راحتی توسط شعبده‌بازی فریب می‌خوریم.

این تمرکز روی بینایی به معنای آن است که ما اغلب در تعامل با چیزهایی که نامرئی هستند دچار سردرگمی و اشکال هستیم.

این قضیه درباره‌ی اثر دارونما به نفع ماست. ما می‌توانیم ببینیم که فقط یک قرص را بلعیدیم یا یک وسیله‌ی ارتوپدی پوشیدیم یا یک بطری شراب گرانقیمت خریدیم. این ورودی به ما کمک می‌کند تا شفا پیدا کنیم یا از لحظات‌مان لذت ببریم. حتی اگر چیزهای نامرئی ارگانیک در پشت صحنه، کاملاً با آنچه دیدیم مطابقت نداشته باشند.

وقتی زمان آن فرا برسد که جامعه‌ی ما بتواند چیزهایی را پردازش کند که در طول زمان نامرئی بودند(مثل تکامل یا تغییر سیستم‌ها) یا چیزهایی که در همان لحظه نامرئی بودند(مثل ویروس‌ها و گازهای گلخانه‌ای)، این قضیه بر ضد ما عمل خواهد کرد.

وقتی تضاد بین آنچه می‌دانیم و آنچه می‌بینیم به وجود بیاید، اغلب، گزینه‌ی پیشفرض غلط را برمی‌داریم.


.
▪️در مقایسه با چه چیز

▪️ست‌گادین ۱۸ مهر ۱۴۰۱



اغلب اوقات، رضایت، محصول داستانی است که برای خودمان تعریف می‌کنیم.

این رتبه، چطور با آنچه انتظارش را داشتم مقایسه می‌شود؟ در مقایسه با آنچه قبلاً داشتم؟ یا در مقایسه با نفر بعدی که کنارم نشسته است؟

ثروتمندترین فرد جهان، روی زمین می‌خوابید و غذای کهنه می‌خورد ولی بازهم احساس بسیار خوبی داشت. چون چیزی که داشت، بیشتر از داشته‌های فردی بود که در غار بغل‌دستی زندگی می‌کرد.

خبر خوب این است که درک ما از مقایسه، به خودمان بستگی دارد.



.
▪️بی‌قید و شرط

▪️ست‌گادین ۱۹ مهر ۱۴۰۱


مطمئن نیستم کلمه‌ی مشترکی در این مورد داشته باشیم.

«بله» می‌تواند به این معنا باشد: « بله، من آماده‌ام که حداقل‌ها را انجام دهم.» یا می‌تواند به این معنا باشد: « بله، من با تمام وجود این تعهد را به جان می‌خرم و خودم را همیشه وقف برآورده‌کردن انتظارات می‌کنم.»

اگر شراکت‌هایی از نوع دوم پیدا کنیم، زندگی بهتر پیش می‌رود‌.

« من با تمام وجود حاضرم.» به ندرت پیدا می‌شود ولی واقعاً معنای زیادی در خود دارد.


.
▪️دره‌ی رازآلود توسعه

▪️ست‌گادین ۲۰ مهر ۱۴۰۱


شرکت‌های بزرگ، رفتاری شبیه به شرکت‌های بزرگ دارند. وقتی می‌گویند که به چیزی اهمیت می‌دهند، ما «آنها» را جدی نمی‌گیریم. چون چیزی به نام «آنها» وجود ندارد. وقتی کارت تبریک یا ایمیل می‌فرستند، ما واقعاً فکر نمی‌کنیم که این از جانب کسی است که می‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.

افراد، مانند افراد رفتار می‌کنند. وقتی یادداشتی برای ما می‌نویسند یا شخصاً حضور پیدا می‌کنند، ما می‌دانیم که با یک انسان طرفیم.

در بین این دو حالت، مشکلات پدیدار می‌شوند.

آیا این توییت را واقعاً دوستتان نوشته یا کارکنانش نوشته‌اند؟

در مورد ایمیلی که اخیراً دریافت کردید، آیا رونوشت پاسخ‌تان برای شخص مورد نظر فرستاده شده یا به یک تیم یا به یک فضای خالی ارسال شده است؟

صدایی که در سرمان داریم با تغییر هویت فرستنده، تغییر می‌کند.

وقتی اشخاص سعی می‌کنند بزرگ شوند و توسعه پیدا کنند، اغلب فکر می‌کنند که می‌توانند اهمیت‌دادن‌، شخصیت و عاملیت‌شان را با ظاهرسازی نمایش دهند. این کار به طور اجتناب‌ناپذیری به ناامیدکردن همه می‌انجامد. شاید بتوانید برای مدتی ما را فریب دهید ولی اگر هم موفق شوید تا ما را متقاعد کنید که یک فرد واقعی هستید، دیر یا زود متوجه می‌شویم که فریب خورده‌ایم.

اگر پیامی از طرف شخص شما نیست، اعلام کنید.



.
▪️سوالات دنیای کوچک

▪️ست‌گادین ۲۱ مهر ۱۴۰۱


بدون شک، جهان متصل‌تر، پر سروصداتر و پیچیده‌تر شده است. ولی در طول این مسیر، هنوز هم غرایزی از یک قرن پیش و از سیاره‌ای مملو از روستاها و انتظارات متفاوت را بکار می‌بریم.

سوالاتی فصیح که پرسیدن‌شان ارزشمند است تا بیندیشیم چه چیز طبیعی است؟ از کجا شروع و به کجا ختم می‌شود؟ آیا خط و مرز مشخصی بین آزادی و مسئولیت‌پذیری وجود دارد؟

آیا این رفتارها مشکلی ندارند:

- رانندگی با سرعت بالا در محدوده‌ی مدرسه؟

- سیگارکشیدن در هواپیما؟

- فرستادن هرزنامه به یک فهرست آدرس ایمیل؟

- استفاده از دستگاه دمنده؟

- اگر خلاف قوانین محلی باشد چه؟

- دزدی از مغازه‌ها؟

- دزدی ادبی یک کتاب الکترونیکی؟

- اسکوتر سواری در پیاده‌روها؟

- عرضه‌ی داروهای مسکن اعتیادآور به بازار با شدت و حدت تمام، در حالیکه عوارض و خطرات آن را پنهان می‌کنید؟

- کودکان را به مدرسه‌ای می‌فرستید که خواندن یا نوشتن را در آن یاد نمی‌گیرند؟

- زباله‌های صنعتی کارخانه‌تان را در رودخانه می‌ریزید یا وارد اتمسفر می‌کنید؟

- نصف شب در آپارتمان‌تان با صدای بلند موسیقی پخش می‌کنید؟

- برای کودکان، واکسن فلج اطفال نمی‌زنید؟

- فعالانه برای ساخت یک کارخانه‌ی زغال‌سنگ جدید، تأمین بودجه می‌کنید؟

این سوالات، پاسخ‌های درستی ندارند ولی در حد و اندازه‌ی سوالاتی فوری و ضروری قرار می‌گیرند.


.