▪️فشار اجتماعی
▪️ستگادین ۴ مهر ۱۴۰۱
به طور طبیعی آن را احساس میکنیم. فشار اجتماعی، شغلهای ما، لباسپوشیدنمان و حتی سبک زندگیمان را تغییر میدهد.
سوال اینجاست: آیا فشار اجتماعی ناشی از عوامل بیرونی است یا عوامل درونی؟
اغلب، چیزیست که از خودمان در میآوریم. کسانی که خیال میکنیم مشغول تماشا و قضاوتکردن ما هستند، حتی ممکن است از وجود ما بیخبرند.
فشار اجتماعی چیزی است که ما برای سادهسازی تصمیمات خویش، آن را درست میکنیم(make up).
.
▪️ستگادین ۴ مهر ۱۴۰۱
به طور طبیعی آن را احساس میکنیم. فشار اجتماعی، شغلهای ما، لباسپوشیدنمان و حتی سبک زندگیمان را تغییر میدهد.
سوال اینجاست: آیا فشار اجتماعی ناشی از عوامل بیرونی است یا عوامل درونی؟
اغلب، چیزیست که از خودمان در میآوریم. کسانی که خیال میکنیم مشغول تماشا و قضاوتکردن ما هستند، حتی ممکن است از وجود ما بیخبرند.
فشار اجتماعی چیزی است که ما برای سادهسازی تصمیمات خویش، آن را درست میکنیم(make up).
.
Seth's Blog
Social pressure
It’s normal to feel it. It changes our careers, our dress and even the way we live our lives. The question is: is it caused by external or internal forces? More often than not, it’s sim…
👍1
▪️مجازات، انتقام، و مخصوصاً، پشیمانی
▪️ستگادین ۵ مهر ۱۴۰۱
وقتی یک سازمان باعث ضرر و زیانی میشود (با خطای سهوی یا عمدی)، وسوسه میشویم که اطمینان حاصل کنیم آنها از این کارشان درسی بگیرند. ما از اشخاص میخواهیم که مسئولیت خطای خود را بپذیرند، گناهشان را گردن بگیرند و مطمئن شویم که دیگر تکرار نخواهند کرد.
ولی اگر بهبود اوضاع برای همه، مستلزم رخدادن این اتفاقات است، باید مدت زیادی منتظر بمانیم.
شاید در پیش گرفتن این شیوه، منطقی باشد: «حالا آنچه را الان میدانم دانستم، پس میتوانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی بگیرم و این کار را انجام دهم.»
پذیرفتن مسئولیتِ دیروز، عالیست. حتی دست به کار شدن برای فردا از آن هم بهتر است.
ما در اغلب اوقات، تبدیل به عملی میشویم که انجام میدهیم، درحالیکه وقتی تحت اجبار و تهدید باشیم، فقط کاری را انجام میدهیم که میگوییم انجام خواهیم داد.
.
▪️ستگادین ۵ مهر ۱۴۰۱
وقتی یک سازمان باعث ضرر و زیانی میشود (با خطای سهوی یا عمدی)، وسوسه میشویم که اطمینان حاصل کنیم آنها از این کارشان درسی بگیرند. ما از اشخاص میخواهیم که مسئولیت خطای خود را بپذیرند، گناهشان را گردن بگیرند و مطمئن شویم که دیگر تکرار نخواهند کرد.
ولی اگر بهبود اوضاع برای همه، مستلزم رخدادن این اتفاقات است، باید مدت زیادی منتظر بمانیم.
شاید در پیش گرفتن این شیوه، منطقی باشد: «حالا آنچه را الان میدانم دانستم، پس میتوانم بر اساس اطلاعات جدید، تصمیم جدیدی بگیرم و این کار را انجام دهم.»
پذیرفتن مسئولیتِ دیروز، عالیست. حتی دست به کار شدن برای فردا از آن هم بهتر است.
ما در اغلب اوقات، تبدیل به عملی میشویم که انجام میدهیم، درحالیکه وقتی تحت اجبار و تهدید باشیم، فقط کاری را انجام میدهیم که میگوییم انجام خواهیم داد.
.
Seth's Blog
Retribution, revenge, and especially, remorse
When an organization has caused harm (through error or intent), it’s tempting to be sure they learned a lesson. We want folks to take responsibility, to admit culpability and to be sure they …
▪️تدارکات در مقابل (و) نوآوری
▪️ستگادین ۶ مهر ۱۴۰۱
وقتی نوآوری از راه میرسد، کسانی که مشغول هماهنگکردن افراد، امکانات و تدارکات هستند(Logistics)، باید برای ادامهی کار، تقلا کنند. چون همیشه نوآوری، انجام کارها به روال قبلی را دشوار میکند.
اگر یک شرکت خلاق و نوآور بتواند با گذشت زمان، تدارکاتش را مرتب و هماهنگ کند، یعنی کالاهای درست را سر وقت و با بودجهی مناسب به دست افراد درست برساند، پیشرفت میکند.
وقتی این اتفاق بیفتد، اغلب به این معناست که کارمندان تدارکات به قدرت و اعتبار دست مییابند چرا که آنها معجزه کردهاند.
سپس وقتی نوآوری بعدی پدیدار شد، اهالی تدارکات دربارهی اتفاقات بعدی، حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت. به همین خاطر، افراد تازهکاری که احساس میکنند چیزی برای از دستدادن ندارند، با احتمال بیشتری دست به نوآوری میزنند. آنها از سختیِ کار خبر ندارند.
نوآوری بدون هماهنگکردن افراد، امکانات و تدارکات، جواب نمیدهد.
.
▪️ستگادین ۶ مهر ۱۴۰۱
وقتی نوآوری از راه میرسد، کسانی که مشغول هماهنگکردن افراد، امکانات و تدارکات هستند(Logistics)، باید برای ادامهی کار، تقلا کنند. چون همیشه نوآوری، انجام کارها به روال قبلی را دشوار میکند.
اگر یک شرکت خلاق و نوآور بتواند با گذشت زمان، تدارکاتش را مرتب و هماهنگ کند، یعنی کالاهای درست را سر وقت و با بودجهی مناسب به دست افراد درست برساند، پیشرفت میکند.
وقتی این اتفاق بیفتد، اغلب به این معناست که کارمندان تدارکات به قدرت و اعتبار دست مییابند چرا که آنها معجزه کردهاند.
سپس وقتی نوآوری بعدی پدیدار شد، اهالی تدارکات دربارهی اتفاقات بعدی، حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت. به همین خاطر، افراد تازهکاری که احساس میکنند چیزی برای از دستدادن ندارند، با احتمال بیشتری دست به نوآوری میزنند. آنها از سختیِ کار خبر ندارند.
نوآوری بدون هماهنگکردن افراد، امکانات و تدارکات، جواب نمیدهد.
.
Seth's Blog
Logistics vs (and) innovation
When innovation arrives, the logistics people have to scramble to keep up, because innovation always makes it hard to do things the way we used to. Over time, an innovative company thrives if it ca…
▪️تعمیمها و یادگاریها
▪️ستگادین ۷ مهر ۱۴۰۱
اغلب وقتی یک برند موفق است، میل به تعمیم و بسط و گسترش دارد. دیزنیلند، تعمیم فیلمهای دیزنی بود. بازتاب برخی شگفتیهای فیلمهایش بود ولی چیزی جدید و با ارزش هم ساخت. دیزنیلند برخی عناصر دیزنی را داشت و سپس چیزی بیشتر و جدید به آنها اضافه کرد.
اپل با آیفون در تعمیم برند Mac، همان کار را انجام داد.
از آن طرف، ساعت مچی جدید Leica فقط یک یادگاری است. ساعت بهتری نیست. چیزی فراتر از سایر ساعتهای گرانقیمت Leica نیست. آنجاست تا به شما یادآوری کند که نسخهی اصلی را دوست داشتید. یادگاری از یک احساس است، نه از خالق آن.
سوغاتی و یادگاری عیبی ندارد. مطمئن هستم که Leica با کمترین آسیب به وعدههای برند خویش، از این ساعت، سود خواهد کرد ولی تولید یادگاریهای زیاد باعث میشود که به یک پوستهی توخالی تبدیل شوید و شانس ایجاد تغییری که بدنبالش بودید را از دست بدهید.
تیشرت مزخرفی که در کنسرت خوانندهی محبوبتان خریدهاید یک یادگاری است. ولی آنها نباید روی آن تیشرت به عنوان میراث خود یا موتور محرکهی رشدشان حساب باز کنند.
در تمام روز، افراد سازنده و خالق باید دربارهی قدم بعدیشان دست به انتخاب بزنند. گاهی میتوانیم تعمیم و گسترش ایجاد کنیم و گاهی اوقات تصمیم میگیریم که به جای آن، یک سوغاتی و یادگاری درست کنیم.
.
▪️ستگادین ۷ مهر ۱۴۰۱
اغلب وقتی یک برند موفق است، میل به تعمیم و بسط و گسترش دارد. دیزنیلند، تعمیم فیلمهای دیزنی بود. بازتاب برخی شگفتیهای فیلمهایش بود ولی چیزی جدید و با ارزش هم ساخت. دیزنیلند برخی عناصر دیزنی را داشت و سپس چیزی بیشتر و جدید به آنها اضافه کرد.
اپل با آیفون در تعمیم برند Mac، همان کار را انجام داد.
از آن طرف، ساعت مچی جدید Leica فقط یک یادگاری است. ساعت بهتری نیست. چیزی فراتر از سایر ساعتهای گرانقیمت Leica نیست. آنجاست تا به شما یادآوری کند که نسخهی اصلی را دوست داشتید. یادگاری از یک احساس است، نه از خالق آن.
سوغاتی و یادگاری عیبی ندارد. مطمئن هستم که Leica با کمترین آسیب به وعدههای برند خویش، از این ساعت، سود خواهد کرد ولی تولید یادگاریهای زیاد باعث میشود که به یک پوستهی توخالی تبدیل شوید و شانس ایجاد تغییری که بدنبالش بودید را از دست بدهید.
تیشرت مزخرفی که در کنسرت خوانندهی محبوبتان خریدهاید یک یادگاری است. ولی آنها نباید روی آن تیشرت به عنوان میراث خود یا موتور محرکهی رشدشان حساب باز کنند.
در تمام روز، افراد سازنده و خالق باید دربارهی قدم بعدیشان دست به انتخاب بزنند. گاهی میتوانیم تعمیم و گسترش ایجاد کنیم و گاهی اوقات تصمیم میگیریم که به جای آن، یک سوغاتی و یادگاری درست کنیم.
.
Seth's Blog
Extensions and souvenirs
When a brand is successful, there’s often a desire to extend it. Disneyland was an extension of Disney movies. It reflected some of the magic of the movies, but created something new and valu…
▪️نوخواهی در مقابل اقدام
▪️ستگادین ۸ مهر ۱۴۰۱
نِردها، گیکها، پیشگامان استفاده از محصولات جدید، کارهایی را فقط به خاطر جدید بودنشان انجام میدهند و به این خاطر که ممکن است آن کارها بینتیجه باشند. آنها افرادی نوخواه هستند.
درحالیکه اکثر مردم در مواجهه با چیزهای نو دچار تردید میشوند. چون تازگی، ریسک به همراه دارد. کفشهایی که در پاشنهی آنها ماهی قرمز جاسازی شده است. جدیدترین آهنگ ترکیبی از techno با ska و punk. یک نوع جدید تلفن...
دلیل اینکه ما اقدامی سیستمی نمیکنیم، ترسناکبودن آن است نه اینکه به اندازهی کافی جدید نیست.
اگر میخواهید افراد بیشتری، اقدامات بیشتری انجام دهند، کار را ایمن کنید، آن را جالب نکنید.
پینوشت: یک ماه بعد، هالووین است. لطفاً شکلات ارزان نخرید.
.
▪️ستگادین ۸ مهر ۱۴۰۱
نِردها، گیکها، پیشگامان استفاده از محصولات جدید، کارهایی را فقط به خاطر جدید بودنشان انجام میدهند و به این خاطر که ممکن است آن کارها بینتیجه باشند. آنها افرادی نوخواه هستند.
درحالیکه اکثر مردم در مواجهه با چیزهای نو دچار تردید میشوند. چون تازگی، ریسک به همراه دارد. کفشهایی که در پاشنهی آنها ماهی قرمز جاسازی شده است. جدیدترین آهنگ ترکیبی از techno با ska و punk. یک نوع جدید تلفن...
دلیل اینکه ما اقدامی سیستمی نمیکنیم، ترسناکبودن آن است نه اینکه به اندازهی کافی جدید نیست.
اگر میخواهید افراد بیشتری، اقدامات بیشتری انجام دهند، کار را ایمن کنید، آن را جالب نکنید.
پینوشت: یک ماه بعد، هالووین است. لطفاً شکلات ارزان نخرید.
.
Seth's Blog
Novelty vs action
Nerds, geeks, early adopters: they do things because they’re fresh and new and might not work. They’re novel. Most people, though, hesitate in the face of novelty. Because novelty is ri…
▪️روال کار، همین است
▪️ستگادین ۹ مهر ۱۴۰۱
برخی از مردم میگویند: « ما تغییرش نمیدهیم. کاری از ما برنمیآید. روال کار، همین است.»
و برخی از مردم میگویند: « روال کار همین است ولی مطلوب نیست. بیایید آن را بهتر کنیم.»
در یک موقعیت مشخص، ممکن است با یکی از این پاسخها مواجه شوید. درواقع هرکدام از ما نسبت به شرایط، موضع خاصی میگیریم.
موضوع، «شخص» نیست، بلکه «باور » اوست.
قبل از اینکه سعی کنید پیشنهاد بهترکردن اوضاع را به کسی بدهید، ارزشش را دارد که دربارهی باورهای کسی که با او حرف میزنید، فکر کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد که بازخورد اشخاص دیگر دربارهی کارتان را هم درک کنید.
.
▪️ستگادین ۹ مهر ۱۴۰۱
برخی از مردم میگویند: « ما تغییرش نمیدهیم. کاری از ما برنمیآید. روال کار، همین است.»
و برخی از مردم میگویند: « روال کار همین است ولی مطلوب نیست. بیایید آن را بهتر کنیم.»
در یک موقعیت مشخص، ممکن است با یکی از این پاسخها مواجه شوید. درواقع هرکدام از ما نسبت به شرایط، موضع خاصی میگیریم.
موضوع، «شخص» نیست، بلکه «باور » اوست.
قبل از اینکه سعی کنید پیشنهاد بهترکردن اوضاع را به کسی بدهید، ارزشش را دارد که دربارهی باورهای کسی که با او حرف میزنید، فکر کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد که بازخورد اشخاص دیگر دربارهی کارتان را هم درک کنید.
.
Seth's Blog
The way it’s done
Some people say, “we’re not changing it, because this is the way it’s done.” And some people say, “the way it’s done isn’t good enough, let’s make it…
▪️به نفع جامعه
▪️ستگادین ۱۰ مهر ۱۴۰۱
یک راه خدمترسانی به جامعه، دیدن جامعه به عنوان یک بازار و حل یکی از مشکلات آن است.
وقتی مردم چیزی را برای خرید انتخاب میکنند، ظاهراً به این دلیل است که چیزی که میفروشید، ارزشش برای آنها بیشتر از هزینهای است که پرداخت میکنند. و اینگونه ارزشآفرینی رخ میدهد.
و وقتی شما از فروش چیزی سود به دست میآورید و مالیات میپردازید، آن مالیات صرف خدماترسانی به جامعه میشود.
فرهنگ به همین دو دلیل در جهت توانمندسازی سرمایهداری تکامل یافته است.
وقتی این سیستم خراب میشود، دو اتفاق رخ میدهد: اول، برخی کسب و کارها از قدرتِ بازارِ خود استفاده میکنند تا ارزش بیشتری نسبت به قبل استخراج کنند و دوم اینکه آنها از قدرت لابیگریشان استفاده میکنند تا مالیات نپردازند.
در اینصورت، بازار شکست نخورده است ولی سیستمی که پیش از این به نیازهای بازار و جامعه جهت میداد، گاهی اوقات شکست میخورد.
.
▪️ستگادین ۱۰ مهر ۱۴۰۱
یک راه خدمترسانی به جامعه، دیدن جامعه به عنوان یک بازار و حل یکی از مشکلات آن است.
وقتی مردم چیزی را برای خرید انتخاب میکنند، ظاهراً به این دلیل است که چیزی که میفروشید، ارزشش برای آنها بیشتر از هزینهای است که پرداخت میکنند. و اینگونه ارزشآفرینی رخ میدهد.
و وقتی شما از فروش چیزی سود به دست میآورید و مالیات میپردازید، آن مالیات صرف خدماترسانی به جامعه میشود.
فرهنگ به همین دو دلیل در جهت توانمندسازی سرمایهداری تکامل یافته است.
وقتی این سیستم خراب میشود، دو اتفاق رخ میدهد: اول، برخی کسب و کارها از قدرتِ بازارِ خود استفاده میکنند تا ارزش بیشتری نسبت به قبل استخراج کنند و دوم اینکه آنها از قدرت لابیگریشان استفاده میکنند تا مالیات نپردازند.
در اینصورت، بازار شکست نخورده است ولی سیستمی که پیش از این به نیازهای بازار و جامعه جهت میداد، گاهی اوقات شکست میخورد.
.
▪️«امشب در تلویزیون چه خبر است؟»
▪️ستگادین ۱۱ مهر ۱۴۰۱
دیگر این سوال رایج، بیمعناست.
همیشه برنامههای تلویزیونی در حال پخش هستند.
مجموعه آهنگهای ضبط شدهمان، هر آنچه تاکنون ضبط کردهایم در حال پخش هستند.
و کتابخوانها میتوانند تقریباً هر کتابی را که نام ببرید، پیدا کنند و بخوانند.
ما چنان که باید و شاید در مورد اثرات این همه فراوانی فکر نکردهایم. اهمیت زندگی، کمتر شده است. واقعاً کمبود، عامل تعیینکنندهای نیست و این همه دسترسی از هرجا، به راحتی باعث کسالت و بلاتکلیفی شده و افراد را به سمت روابط زندهی از راه دور(real-time connection) سوق داده است.
قبلاً موفقیت بر اساس خواستههای کنترلگران و اجازهی دسترسی به وجود میآمد. حالا قوانین جدید موفقیت کدامند؟
.
▪️ستگادین ۱۱ مهر ۱۴۰۱
دیگر این سوال رایج، بیمعناست.
همیشه برنامههای تلویزیونی در حال پخش هستند.
مجموعه آهنگهای ضبط شدهمان، هر آنچه تاکنون ضبط کردهایم در حال پخش هستند.
و کتابخوانها میتوانند تقریباً هر کتابی را که نام ببرید، پیدا کنند و بخوانند.
ما چنان که باید و شاید در مورد اثرات این همه فراوانی فکر نکردهایم. اهمیت زندگی، کمتر شده است. واقعاً کمبود، عامل تعیینکنندهای نیست و این همه دسترسی از هرجا، به راحتی باعث کسالت و بلاتکلیفی شده و افراد را به سمت روابط زندهی از راه دور(real-time connection) سوق داده است.
قبلاً موفقیت بر اساس خواستههای کنترلگران و اجازهی دسترسی به وجود میآمد. حالا قوانین جدید موفقیت کدامند؟
.
Seth's Blog
“What’s on tonight?”
This common question no longer means anything. Every TV show is on. All the time. Our record collection streams every record ever recorded. And our readers can find and display just about any book …
▪️سالن غذاخوری رستوران/ آشپزخانهی رستوران
▪️ستگادین ۱۲ مهر ۱۴۰۱
کارگران ظرفشویی رستوران، برای ناهار چه میخورند؟
تجربهی کاربری در مورد حسابهای پرداختنی [ امروز بخر، بعداً پرداخت کن. م] برای فلان شرکت بزرگ فناوری چگونه است؟
رفتار مسئول فروش با مسئول پذیرش چگونه است؟
اگر رفتار شما با مشتریان به اندازهی کافی خوب است، باید با اعضای تیمتان، فروشندگان و دوستانتان هم به اندازهی کافی خوب باشد و برعکس.
نکتهی کلیدی اینجاست که در بسیاری از سازمانها مشتریان، حق انتخاب و حق اظهار نظر دارند. خوشرفتاری با همه به معنای اینست که با افراد پشت صحنه [ نه فقط با مشتریان] هم طوری رفتار کنید که انگار آنها صاحب چنین قدرتی هستند. این کار، احتمالِ کسب اعتماد و احترام را برای شما افزایش میدهد. ولی از کوتاهیکردن در این مورد، جواب نمیگیرید.
.
▪️ستگادین ۱۲ مهر ۱۴۰۱
کارگران ظرفشویی رستوران، برای ناهار چه میخورند؟
تجربهی کاربری در مورد حسابهای پرداختنی [ امروز بخر، بعداً پرداخت کن. م] برای فلان شرکت بزرگ فناوری چگونه است؟
رفتار مسئول فروش با مسئول پذیرش چگونه است؟
اگر رفتار شما با مشتریان به اندازهی کافی خوب است، باید با اعضای تیمتان، فروشندگان و دوستانتان هم به اندازهی کافی خوب باشد و برعکس.
نکتهی کلیدی اینجاست که در بسیاری از سازمانها مشتریان، حق انتخاب و حق اظهار نظر دارند. خوشرفتاری با همه به معنای اینست که با افراد پشت صحنه [ نه فقط با مشتریان] هم طوری رفتار کنید که انگار آنها صاحب چنین قدرتی هستند. این کار، احتمالِ کسب اعتماد و احترام را برای شما افزایش میدهد. ولی از کوتاهیکردن در این مورد، جواب نمیگیرید.
.
Seth's Blog
Front of house/back of house
What do the dishwashers eat for lunch? What’s the user experience of accounts payable for that big tech company? How does the head of sales treat the receptionist? If it’s good enough f…
▪️حالت پایدار و محرک تغییر
▪️ستگادین ۱۳ مهر ۱۴۰۱
اگر هر موقع که یک ظرف کثیف داشتید، ماشین ظرفشویی را روشن کنید و کل آشپزخانه را بشویید، هرگز به هیچ کدام از کارهایتان نمیرسید.
از آن طرف، اگر منتظر بمانید تا سینک از ظروف لبریز شود و آشپزخانه کثیف گردد تا بعداً دستبهکار شوید، باید تا مدتها با یک آشپزخانهی کثیف سر کنید.
جایی میان این دو حالت افراط و تفریط، حالت پایدار مولد قرار دارد.
همین قضیه دربارهی روابط شما با یک مشتری و تصمیماتتان دربارهی استخدام کارکنان و هر آنچه در طول روز با آن سر و کار دارید هم صادق است. بهترین کار این است که محرکهای لازم برای دستبهکارشدن را از قبل تنظیم کنید و این کار را بطور منظم ادامه دهید. اینکه برای اقدام، منتظر یک بحران بمانید، پرهزینه و مخاطرهآمیز است.
.
▪️ستگادین ۱۳ مهر ۱۴۰۱
اگر هر موقع که یک ظرف کثیف داشتید، ماشین ظرفشویی را روشن کنید و کل آشپزخانه را بشویید، هرگز به هیچ کدام از کارهایتان نمیرسید.
از آن طرف، اگر منتظر بمانید تا سینک از ظروف لبریز شود و آشپزخانه کثیف گردد تا بعداً دستبهکار شوید، باید تا مدتها با یک آشپزخانهی کثیف سر کنید.
جایی میان این دو حالت افراط و تفریط، حالت پایدار مولد قرار دارد.
همین قضیه دربارهی روابط شما با یک مشتری و تصمیماتتان دربارهی استخدام کارکنان و هر آنچه در طول روز با آن سر و کار دارید هم صادق است. بهترین کار این است که محرکهای لازم برای دستبهکارشدن را از قبل تنظیم کنید و این کار را بطور منظم ادامه دهید. اینکه برای اقدام، منتظر یک بحران بمانید، پرهزینه و مخاطرهآمیز است.
.
Seth's Blog
Steady state and the trigger for change
If, every time there’s a dish in the sink, you load and run the dishwasher and scrub the entire kitchen, you’re never going to get anything else done. On the other hand, if you wait unt…
▪️برای ارتقاء
▪️ستگادین ۱۴ مهر ۱۴۰۱
تلفنی که در جیب دارید ۶۰۰ دلار است. ولی این برای دو سال قبل بود و حالا به نظر میرسد مجانی است و هزینهی آن کاملاً پرداخت شده است.
در این تلفن ارتقایافته، دوربین کمی بهتر و پردازنده کمی سریعتر شده است.
سوال اینجاست: «اگر دو سال قبل میتوانستید بین تلفنی که حالا دارید و تلفنی که همین حالا دلتان میخواهد داشته باشید، یکی را انتخاب کنید، آیا حاضر بودید ۷۰۰ دلار برای تلفن جدیدتر بدهید؟»
خیلی از مردم این کار را نمیکنند.
پس چرا بدنبال ارتقاء نرمافزار، تلفن، اتومبیل، خانه و ... هستیم؟
چون ما به این سادگیها تصمیم نمیگیریم. بلکه از خرد تصمیمگیریمان در سالها قبل استفاده میکنیم، همان زمان که روی نقصهای وضعیت موجود و وابستگی شدید متمرکز بودیم.
آنها دیگر تلاش نمیکنند تا یک تلفن یا یک خانه به شما بفروشند. آنها تمام وقتشان را گذاشتهاند که یک ارتقاء به شما بفروشند.
.
▪️ستگادین ۱۴ مهر ۱۴۰۱
تلفنی که در جیب دارید ۶۰۰ دلار است. ولی این برای دو سال قبل بود و حالا به نظر میرسد مجانی است و هزینهی آن کاملاً پرداخت شده است.
در این تلفن ارتقایافته، دوربین کمی بهتر و پردازنده کمی سریعتر شده است.
سوال اینجاست: «اگر دو سال قبل میتوانستید بین تلفنی که حالا دارید و تلفنی که همین حالا دلتان میخواهد داشته باشید، یکی را انتخاب کنید، آیا حاضر بودید ۷۰۰ دلار برای تلفن جدیدتر بدهید؟»
خیلی از مردم این کار را نمیکنند.
پس چرا بدنبال ارتقاء نرمافزار، تلفن، اتومبیل، خانه و ... هستیم؟
چون ما به این سادگیها تصمیم نمیگیریم. بلکه از خرد تصمیمگیریمان در سالها قبل استفاده میکنیم، همان زمان که روی نقصهای وضعیت موجود و وابستگی شدید متمرکز بودیم.
آنها دیگر تلاش نمیکنند تا یک تلفن یا یک خانه به شما بفروشند. آنها تمام وقتشان را گذاشتهاند که یک ارتقاء به شما بفروشند.
.
Seth's Blog
For the upgrade
The phone in your pocket cost $600, but that was two years ago, so now, it seems to be free and fully paid for. The upgrade has a slightly better camera and a slightly faster processor. Here’…
▪️خیلی، یک انتخاب است
▪️ستگادین ۱۵ مهر ۱۴۰۱
ممکن است دلتان بخواهد چیزی بسازید که در میان «خیلی» از مردم، خواهان کمی داشته باشد.
یا میتوانید چیزی بسازید که تعداد کمی از مردم، آن را «خیلی» میخواهند.
معمولاً نه این است نه آن.
و بسیار نادر است که هر دو با هم اتفاق بیفتند.
اگر سخت کار کنید و دست به انتخابهای عامدانه بزنید، احتمال دارد که به یکی از دو گزینهی فوق دست یابید.
.
▪️ستگادین ۱۵ مهر ۱۴۰۱
ممکن است دلتان بخواهد چیزی بسازید که در میان «خیلی» از مردم، خواهان کمی داشته باشد.
یا میتوانید چیزی بسازید که تعداد کمی از مردم، آن را «خیلی» میخواهند.
معمولاً نه این است نه آن.
و بسیار نادر است که هر دو با هم اتفاق بیفتند.
اگر سخت کار کنید و دست به انتخابهای عامدانه بزنید، احتمال دارد که به یکی از دو گزینهی فوق دست یابید.
.
Seth's Blog
A lot is a choice
You might want to make something that a lot of people want a little… Or you could make something that a few people want a lot. It’s usually neither. It’s rarely (very rarely) both…
▪️نقطهنظرها
▪️ستگادین ۱۶ مهر ۱۴۰۱
هرچه باورها و اعمال دیگران را از فاصلهی نزدیکتری مشاهده کنیم، بیشتر متوجه میشویم که جهانبینی ما با آنها تطابق کاملی ندارد.
هرگز نداشته است. ولی حالا به چشم میآید. چیزهایی که فکر میکردیم عادیاند، چنین نبودند. هیچکس دقیقاً به باورهای من اعتقادی ندارد.
شگفتا چطور چنین چیزی امکان دارد که افرادی شبیه ما، به باورهایی که داریم اعتقادی ندارند یا کارهایی میکنند که ما هم انجامش میدهیم؟ نه تنها کسانی که نمیشناسیم بلکه حتی کسانی که بخوبی آنها را میشناسیم.
و ما چگونه باید برای غلبه بر این دستهبندیهای چشمگیر و یافتن موضوعات مشترک تلاش کنیم؟ جنگیدن برای عدالت و شأن و انجام کار درست، آنهم وقتی با مردمی در ارتباط هستیم که شاید میخواستیم آنها را از خودمان برانیم...
این پرسشگری، بسادگی کمکمان میکند تا راهی رو به جلو پیدا کنیم. فهمیدنِ اینکه مردم به آنچه ما میدانیم آگاه نیستند، به آنچه ما باور داریم باور ندارند و از همه مهمتر اینکه آنها نیز صدایی در سرشان دارند، درست مثل صدایی که در سر ماست.
.
▪️ستگادین ۱۶ مهر ۱۴۰۱
هرچه باورها و اعمال دیگران را از فاصلهی نزدیکتری مشاهده کنیم، بیشتر متوجه میشویم که جهانبینی ما با آنها تطابق کاملی ندارد.
هرگز نداشته است. ولی حالا به چشم میآید. چیزهایی که فکر میکردیم عادیاند، چنین نبودند. هیچکس دقیقاً به باورهای من اعتقادی ندارد.
شگفتا چطور چنین چیزی امکان دارد که افرادی شبیه ما، به باورهایی که داریم اعتقادی ندارند یا کارهایی میکنند که ما هم انجامش میدهیم؟ نه تنها کسانی که نمیشناسیم بلکه حتی کسانی که بخوبی آنها را میشناسیم.
و ما چگونه باید برای غلبه بر این دستهبندیهای چشمگیر و یافتن موضوعات مشترک تلاش کنیم؟ جنگیدن برای عدالت و شأن و انجام کار درست، آنهم وقتی با مردمی در ارتباط هستیم که شاید میخواستیم آنها را از خودمان برانیم...
این پرسشگری، بسادگی کمکمان میکند تا راهی رو به جلو پیدا کنیم. فهمیدنِ اینکه مردم به آنچه ما میدانیم آگاه نیستند، به آنچه ما باور داریم باور ندارند و از همه مهمتر اینکه آنها نیز صدایی در سرشان دارند، درست مثل صدایی که در سر ماست.
.
Seth's Blog
Points of view
The closer we look at what other people believe and do, the more clear it is that our view of the world doesn’t precisely match theirs. It never has, but now it’s magnified. The things …
▪️تناقض نامرئیبودن
▪️ستگادین ۱۷ مهر ۱۴۰۱
عصب بینایی غالب و تعیینکننده است.
مستقیماً به مغزهایمان وصل است و با قدرت پردازش زیادی که دارد به ما کمک میکند که جهان را از راه بینایی ببینیم.
در نتیجه، پر سروصداتر از سایر حسهای ماست و اغلب، بقیهی مغز را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین خاطر به راحتی توسط شعبدهبازی فریب میخوریم.
این تمرکز روی بینایی به معنای آن است که ما اغلب در تعامل با چیزهایی که نامرئی هستند دچار سردرگمی و اشکال هستیم.
این قضیه دربارهی اثر دارونما به نفع ماست. ما میتوانیم ببینیم که فقط یک قرص را بلعیدیم یا یک وسیلهی ارتوپدی پوشیدیم یا یک بطری شراب گرانقیمت خریدیم. این ورودی به ما کمک میکند تا شفا پیدا کنیم یا از لحظاتمان لذت ببریم. حتی اگر چیزهای نامرئی ارگانیک در پشت صحنه، کاملاً با آنچه دیدیم مطابقت نداشته باشند.
وقتی زمان آن فرا برسد که جامعهی ما بتواند چیزهایی را پردازش کند که در طول زمان نامرئی بودند(مثل تکامل یا تغییر سیستمها) یا چیزهایی که در همان لحظه نامرئی بودند(مثل ویروسها و گازهای گلخانهای)، این قضیه بر ضد ما عمل خواهد کرد.
وقتی تضاد بین آنچه میدانیم و آنچه میبینیم به وجود بیاید، اغلب، گزینهی پیشفرض غلط را برمیداریم.
.
▪️ستگادین ۱۷ مهر ۱۴۰۱
عصب بینایی غالب و تعیینکننده است.
مستقیماً به مغزهایمان وصل است و با قدرت پردازش زیادی که دارد به ما کمک میکند که جهان را از راه بینایی ببینیم.
در نتیجه، پر سروصداتر از سایر حسهای ماست و اغلب، بقیهی مغز را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین خاطر به راحتی توسط شعبدهبازی فریب میخوریم.
این تمرکز روی بینایی به معنای آن است که ما اغلب در تعامل با چیزهایی که نامرئی هستند دچار سردرگمی و اشکال هستیم.
این قضیه دربارهی اثر دارونما به نفع ماست. ما میتوانیم ببینیم که فقط یک قرص را بلعیدیم یا یک وسیلهی ارتوپدی پوشیدیم یا یک بطری شراب گرانقیمت خریدیم. این ورودی به ما کمک میکند تا شفا پیدا کنیم یا از لحظاتمان لذت ببریم. حتی اگر چیزهای نامرئی ارگانیک در پشت صحنه، کاملاً با آنچه دیدیم مطابقت نداشته باشند.
وقتی زمان آن فرا برسد که جامعهی ما بتواند چیزهایی را پردازش کند که در طول زمان نامرئی بودند(مثل تکامل یا تغییر سیستمها) یا چیزهایی که در همان لحظه نامرئی بودند(مثل ویروسها و گازهای گلخانهای)، این قضیه بر ضد ما عمل خواهد کرد.
وقتی تضاد بین آنچه میدانیم و آنچه میبینیم به وجود بیاید، اغلب، گزینهی پیشفرض غلط را برمیداریم.
.
Seth's Blog
The invisibility paradox
The optic nerve dominates. It’s piped directly into our brains and uses a lot of processing power to help us discern the world through vision. As a result, it’s louder than our other se…
▪️در مقایسه با چه چیز
▪️ستگادین ۱۸ مهر ۱۴۰۱
اغلب اوقات، رضایت، محصول داستانی است که برای خودمان تعریف میکنیم.
این رتبه، چطور با آنچه انتظارش را داشتم مقایسه میشود؟ در مقایسه با آنچه قبلاً داشتم؟ یا در مقایسه با نفر بعدی که کنارم نشسته است؟
ثروتمندترین فرد جهان، روی زمین میخوابید و غذای کهنه میخورد ولی بازهم احساس بسیار خوبی داشت. چون چیزی که داشت، بیشتر از داشتههای فردی بود که در غار بغلدستی زندگی میکرد.
خبر خوب این است که درک ما از مقایسه، به خودمان بستگی دارد.
.
▪️ستگادین ۱۸ مهر ۱۴۰۱
اغلب اوقات، رضایت، محصول داستانی است که برای خودمان تعریف میکنیم.
این رتبه، چطور با آنچه انتظارش را داشتم مقایسه میشود؟ در مقایسه با آنچه قبلاً داشتم؟ یا در مقایسه با نفر بعدی که کنارم نشسته است؟
ثروتمندترین فرد جهان، روی زمین میخوابید و غذای کهنه میخورد ولی بازهم احساس بسیار خوبی داشت. چون چیزی که داشت، بیشتر از داشتههای فردی بود که در غار بغلدستی زندگی میکرد.
خبر خوب این است که درک ما از مقایسه، به خودمان بستگی دارد.
.
Seth's Blog
Compared to what
Satisfaction is often driven by the story we tell ourselves. How does this rank compared to what I expected? Compared to what I used to have? Compared to the person sitting next to me? The richest …
▪️بیقید و شرط
▪️ستگادین ۱۹ مهر ۱۴۰۱
مطمئن نیستم کلمهی مشترکی در این مورد داشته باشیم.
«بله» میتواند به این معنا باشد: « بله، من آمادهام که حداقلها را انجام دهم.» یا میتواند به این معنا باشد: « بله، من با تمام وجود این تعهد را به جان میخرم و خودم را همیشه وقف برآوردهکردن انتظارات میکنم.»
اگر شراکتهایی از نوع دوم پیدا کنیم، زندگی بهتر پیش میرود.
« من با تمام وجود حاضرم.» به ندرت پیدا میشود ولی واقعاً معنای زیادی در خود دارد.
.
▪️ستگادین ۱۹ مهر ۱۴۰۱
مطمئن نیستم کلمهی مشترکی در این مورد داشته باشیم.
«بله» میتواند به این معنا باشد: « بله، من آمادهام که حداقلها را انجام دهم.» یا میتواند به این معنا باشد: « بله، من با تمام وجود این تعهد را به جان میخرم و خودم را همیشه وقف برآوردهکردن انتظارات میکنم.»
اگر شراکتهایی از نوع دوم پیدا کنیم، زندگی بهتر پیش میرود.
« من با تمام وجود حاضرم.» به ندرت پیدا میشود ولی واقعاً معنای زیادی در خود دارد.
.
Seth's Blog
Without reservations
I’m not sure we have a common word for this. “Yes” can mean, “yes, I’m prepared to do the minimum” or it could mean, “yes, this commitment is something I w…
▪️درهی رازآلود توسعه
▪️ستگادین ۲۰ مهر ۱۴۰۱
شرکتهای بزرگ، رفتاری شبیه به شرکتهای بزرگ دارند. وقتی میگویند که به چیزی اهمیت میدهند، ما «آنها» را جدی نمیگیریم. چون چیزی به نام «آنها» وجود ندارد. وقتی کارت تبریک یا ایمیل میفرستند، ما واقعاً فکر نمیکنیم که این از جانب کسی است که میتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم.
افراد، مانند افراد رفتار میکنند. وقتی یادداشتی برای ما مینویسند یا شخصاً حضور پیدا میکنند، ما میدانیم که با یک انسان طرفیم.
در بین این دو حالت، مشکلات پدیدار میشوند.
آیا این توییت را واقعاً دوستتان نوشته یا کارکنانش نوشتهاند؟
در مورد ایمیلی که اخیراً دریافت کردید، آیا رونوشت پاسختان برای شخص مورد نظر فرستاده شده یا به یک تیم یا به یک فضای خالی ارسال شده است؟
صدایی که در سرمان داریم با تغییر هویت فرستنده، تغییر میکند.
وقتی اشخاص سعی میکنند بزرگ شوند و توسعه پیدا کنند، اغلب فکر میکنند که میتوانند اهمیتدادن، شخصیت و عاملیتشان را با ظاهرسازی نمایش دهند. این کار به طور اجتنابناپذیری به ناامیدکردن همه میانجامد. شاید بتوانید برای مدتی ما را فریب دهید ولی اگر هم موفق شوید تا ما را متقاعد کنید که یک فرد واقعی هستید، دیر یا زود متوجه میشویم که فریب خوردهایم.
اگر پیامی از طرف شخص شما نیست، اعلام کنید.
.
▪️ستگادین ۲۰ مهر ۱۴۰۱
شرکتهای بزرگ، رفتاری شبیه به شرکتهای بزرگ دارند. وقتی میگویند که به چیزی اهمیت میدهند، ما «آنها» را جدی نمیگیریم. چون چیزی به نام «آنها» وجود ندارد. وقتی کارت تبریک یا ایمیل میفرستند، ما واقعاً فکر نمیکنیم که این از جانب کسی است که میتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم.
افراد، مانند افراد رفتار میکنند. وقتی یادداشتی برای ما مینویسند یا شخصاً حضور پیدا میکنند، ما میدانیم که با یک انسان طرفیم.
در بین این دو حالت، مشکلات پدیدار میشوند.
آیا این توییت را واقعاً دوستتان نوشته یا کارکنانش نوشتهاند؟
در مورد ایمیلی که اخیراً دریافت کردید، آیا رونوشت پاسختان برای شخص مورد نظر فرستاده شده یا به یک تیم یا به یک فضای خالی ارسال شده است؟
صدایی که در سرمان داریم با تغییر هویت فرستنده، تغییر میکند.
وقتی اشخاص سعی میکنند بزرگ شوند و توسعه پیدا کنند، اغلب فکر میکنند که میتوانند اهمیتدادن، شخصیت و عاملیتشان را با ظاهرسازی نمایش دهند. این کار به طور اجتنابناپذیری به ناامیدکردن همه میانجامد. شاید بتوانید برای مدتی ما را فریب دهید ولی اگر هم موفق شوید تا ما را متقاعد کنید که یک فرد واقعی هستید، دیر یا زود متوجه میشویم که فریب خوردهایم.
اگر پیامی از طرف شخص شما نیست، اعلام کنید.
.
Seth's Blog
The uncanny valley of scale
Big companies act like big companies. We don’t take them seriously when they say they care, because there is no “they.” When they send a holiday card or an email, we don’t r…
▪️سوالات دنیای کوچک
▪️ستگادین ۲۱ مهر ۱۴۰۱
بدون شک، جهان متصلتر، پر سروصداتر و پیچیدهتر شده است. ولی در طول این مسیر، هنوز هم غرایزی از یک قرن پیش و از سیارهای مملو از روستاها و انتظارات متفاوت را بکار میبریم.
سوالاتی فصیح که پرسیدنشان ارزشمند است تا بیندیشیم چه چیز طبیعی است؟ از کجا شروع و به کجا ختم میشود؟ آیا خط و مرز مشخصی بین آزادی و مسئولیتپذیری وجود دارد؟
آیا این رفتارها مشکلی ندارند:
- رانندگی با سرعت بالا در محدودهی مدرسه؟
- سیگارکشیدن در هواپیما؟
- فرستادن هرزنامه به یک فهرست آدرس ایمیل؟
- استفاده از دستگاه دمنده؟
- اگر خلاف قوانین محلی باشد چه؟
- دزدی از مغازهها؟
- دزدی ادبی یک کتاب الکترونیکی؟
- اسکوتر سواری در پیادهروها؟
- عرضهی داروهای مسکن اعتیادآور به بازار با شدت و حدت تمام، در حالیکه عوارض و خطرات آن را پنهان میکنید؟
- کودکان را به مدرسهای میفرستید که خواندن یا نوشتن را در آن یاد نمیگیرند؟
- زبالههای صنعتی کارخانهتان را در رودخانه میریزید یا وارد اتمسفر میکنید؟
- نصف شب در آپارتمانتان با صدای بلند موسیقی پخش میکنید؟
- برای کودکان، واکسن فلج اطفال نمیزنید؟
- فعالانه برای ساخت یک کارخانهی زغالسنگ جدید، تأمین بودجه میکنید؟
این سوالات، پاسخهای درستی ندارند ولی در حد و اندازهی سوالاتی فوری و ضروری قرار میگیرند.
.
▪️ستگادین ۲۱ مهر ۱۴۰۱
بدون شک، جهان متصلتر، پر سروصداتر و پیچیدهتر شده است. ولی در طول این مسیر، هنوز هم غرایزی از یک قرن پیش و از سیارهای مملو از روستاها و انتظارات متفاوت را بکار میبریم.
سوالاتی فصیح که پرسیدنشان ارزشمند است تا بیندیشیم چه چیز طبیعی است؟ از کجا شروع و به کجا ختم میشود؟ آیا خط و مرز مشخصی بین آزادی و مسئولیتپذیری وجود دارد؟
آیا این رفتارها مشکلی ندارند:
- رانندگی با سرعت بالا در محدودهی مدرسه؟
- سیگارکشیدن در هواپیما؟
- فرستادن هرزنامه به یک فهرست آدرس ایمیل؟
- استفاده از دستگاه دمنده؟
- اگر خلاف قوانین محلی باشد چه؟
- دزدی از مغازهها؟
- دزدی ادبی یک کتاب الکترونیکی؟
- اسکوتر سواری در پیادهروها؟
- عرضهی داروهای مسکن اعتیادآور به بازار با شدت و حدت تمام، در حالیکه عوارض و خطرات آن را پنهان میکنید؟
- کودکان را به مدرسهای میفرستید که خواندن یا نوشتن را در آن یاد نمیگیرند؟
- زبالههای صنعتی کارخانهتان را در رودخانه میریزید یا وارد اتمسفر میکنید؟
- نصف شب در آپارتمانتان با صدای بلند موسیقی پخش میکنید؟
- برای کودکان، واکسن فلج اطفال نمیزنید؟
- فعالانه برای ساخت یک کارخانهی زغالسنگ جدید، تأمین بودجه میکنید؟
این سوالات، پاسخهای درستی ندارند ولی در حد و اندازهی سوالاتی فوری و ضروری قرار میگیرند.
.
Seth's Blog
The small world questions
Without a doubt, the world has become more connected, noisier and more complex. But along the way, we’re still applying our instincts from a century ago, from a planet of villages and differe…
▪️«کلوچهی محبوب آمریکا»
▪️ستگادین ۲۲ مهر ۱۴۰۱
این شعار روی کامیونها در بزرگراه دیده میشود. قدمت این کلوچهها تقریباً ۱۰۰ سال است.
ولی بعید است این کلوچه، محبوب(favorite) و انتخاب اول همه باشد.
محبوبِ همه بودن، هدف جذابی است و تقریباً به دستآوردن آن غیرممکن است.
اگر از کسی در مورد کلوچهی محبوبش بپرسید، او از کلوچهای که در کودکی خورده میگوید، یا آنچه مادربزرگش میپخت یا شاید کلوچهای که از نانوایی انتهای خیابان میخرد.
جمعکردن اینهمه محبوبیت در یک محصول و در یک رقابت عمومیِ منحصربفرد، بعید است که موفقیت زیادی در پی داشته باشد.
احتمال دارد آسانترین یا پرفروشترین کلوچهی آمریکا باشید. احتمال دارد که باارزشترین یا در دسترسترین کلوچه باشید. ولی معنای هیچ یک از اینها، محبوببودن نیست.
وقتی شروع به تولید یک محصول میکنیم، اغلب روی کسب شهرت، گستردگی در ارائهی محصول، قیمتی جادویی و تجربهای منحصربهفرد برای مشتری متمرکز میشویم تا به انتخاب اول آنها تبدیل شویم. محصولی که اگر نباشد، جای خالیاش احساس شود.
برای من عجیب است که تلاش برای محبوبشدن برای یک نفر، رضایتبخشتر از تلاش برای کسب شهرت همگانی است.
مطمئن هستم که اگر میخواهید مشهورترین( the most popular) در بین همه باشید، راهش این نیست که سعی کنید محبوب(favorite) همه شوید. (مگر اینکه محبوبیت به عنوان یک اثر جانبیِ شهرت همگانی، خودش به دست بیاید.)
.
▪️ستگادین ۲۲ مهر ۱۴۰۱
این شعار روی کامیونها در بزرگراه دیده میشود. قدمت این کلوچهها تقریباً ۱۰۰ سال است.
ولی بعید است این کلوچه، محبوب(favorite) و انتخاب اول همه باشد.
محبوبِ همه بودن، هدف جذابی است و تقریباً به دستآوردن آن غیرممکن است.
اگر از کسی در مورد کلوچهی محبوبش بپرسید، او از کلوچهای که در کودکی خورده میگوید، یا آنچه مادربزرگش میپخت یا شاید کلوچهای که از نانوایی انتهای خیابان میخرد.
جمعکردن اینهمه محبوبیت در یک محصول و در یک رقابت عمومیِ منحصربفرد، بعید است که موفقیت زیادی در پی داشته باشد.
احتمال دارد آسانترین یا پرفروشترین کلوچهی آمریکا باشید. احتمال دارد که باارزشترین یا در دسترسترین کلوچه باشید. ولی معنای هیچ یک از اینها، محبوببودن نیست.
وقتی شروع به تولید یک محصول میکنیم، اغلب روی کسب شهرت، گستردگی در ارائهی محصول، قیمتی جادویی و تجربهای منحصربهفرد برای مشتری متمرکز میشویم تا به انتخاب اول آنها تبدیل شویم. محصولی که اگر نباشد، جای خالیاش احساس شود.
برای من عجیب است که تلاش برای محبوبشدن برای یک نفر، رضایتبخشتر از تلاش برای کسب شهرت همگانی است.
مطمئن هستم که اگر میخواهید مشهورترین( the most popular) در بین همه باشید، راهش این نیست که سعی کنید محبوب(favorite) همه شوید. (مگر اینکه محبوبیت به عنوان یک اثر جانبیِ شهرت همگانی، خودش به دست بیاید.)
.
Seth's Blog
“America’s favorite pie”
That’s what it said on the side of the tractor-trailer on the highway. Since 1924, they’re almost 100 years old. But it’s unlikely that it’s everyone’s favorite. Being…
▪️انتخابکردن یادمان رفت
▪️ستگادین ۲۳ مهر ۱۴۰۱
وقتی فراوانی، ابتدا در کالاهای تولیدی و بعد در اطلاعات پدیدار شد، همه چیز، یک پیروزی ساده به نظر میرسید. بیشتر از آنچه میخواهیم بدست آوردیم. سپاسگذاریم.
ولی البته که داشتن مقدار بیشتری از خیلی چیزها، زیادی بود.
ما در حال ترک عصر اطلاعات و ورود به عصر انتخاب هستیم.
نه فقط انتخاب آنچه مصرف خواهیم کرد، بلکه انتخاب اینکه چه کسی خواهیم شد؟ انتخاب اینکه چه کسی را در آینده برای ارتباط، رهبری، اعتماد، افتخارکردن، عزت، جداشدن یا باورداشتن انتخاب خواهیم کرد؟
و چه انتخابی برای آهسته گذرکردن از دنیا داریم و چه چیزی از خود به یادگار خواهیم گذاشت...
.
▪️ستگادین ۲۳ مهر ۱۴۰۱
وقتی فراوانی، ابتدا در کالاهای تولیدی و بعد در اطلاعات پدیدار شد، همه چیز، یک پیروزی ساده به نظر میرسید. بیشتر از آنچه میخواهیم بدست آوردیم. سپاسگذاریم.
ولی البته که داشتن مقدار بیشتری از خیلی چیزها، زیادی بود.
ما در حال ترک عصر اطلاعات و ورود به عصر انتخاب هستیم.
نه فقط انتخاب آنچه مصرف خواهیم کرد، بلکه انتخاب اینکه چه کسی خواهیم شد؟ انتخاب اینکه چه کسی را در آینده برای ارتباط، رهبری، اعتماد، افتخارکردن، عزت، جداشدن یا باورداشتن انتخاب خواهیم کرد؟
و چه انتخابی برای آهسته گذرکردن از دنیا داریم و چه چیزی از خود به یادگار خواهیم گذاشت...
.
Seth's Blog
We forgot to choose
When abundance showed up, first in manufactured goods, then in information, it all seemed like a simple win. More of what we want, thanks. But of course, more of too many things is too much. We are…
▪️«من آنقدرها هم باهوش نیستم.»
▪️ستگادین ۲۴ مهر ۱۴۰۱
دیروز کسی این جملهی ناراحتکننده را به من گفت.
در واقع وظایف و کارهای کمی در فرهنگ ما وجود دارند که انجامشان نیازمند فردی است که با استعدادی فراتر از حد طبیعی به دنیا آمده است.
تقریباً هر چیز دیگری که لازم است مردم انجام دهند، حاصل تلاش، تمرین و اهمیتدادن آنهاست. درست است که تحمل تنوع و بیثباتی کارها برای عدهای آسانتر است ولی هیچکس به راحتی از عهدهی همهی کارها برنمیآید.
جملهی صحیح این است:« من به کارم زیاد اهمیت نمیدهم.» من به اندازهی کافی برای خواندن، برای شکستهایی که در مسیر میخورم، برای اعلام حضور، برای قولدادن، برای یادگیری، برای مواجهه با شکست و برای بهترشدن در کارها اهمیت قائل نیستم.
همهی اینها ممکن است درست باشند.
ولی تقریباً به طور قطع به اندازهی کافی باهوش هستید.
.
▪️ستگادین ۲۴ مهر ۱۴۰۱
دیروز کسی این جملهی ناراحتکننده را به من گفت.
در واقع وظایف و کارهای کمی در فرهنگ ما وجود دارند که انجامشان نیازمند فردی است که با استعدادی فراتر از حد طبیعی به دنیا آمده است.
تقریباً هر چیز دیگری که لازم است مردم انجام دهند، حاصل تلاش، تمرین و اهمیتدادن آنهاست. درست است که تحمل تنوع و بیثباتی کارها برای عدهای آسانتر است ولی هیچکس به راحتی از عهدهی همهی کارها برنمیآید.
جملهی صحیح این است:« من به کارم زیاد اهمیت نمیدهم.» من به اندازهی کافی برای خواندن، برای شکستهایی که در مسیر میخورم، برای اعلام حضور، برای قولدادن، برای یادگیری، برای مواجهه با شکست و برای بهترشدن در کارها اهمیت قائل نیستم.
همهی اینها ممکن است درست باشند.
ولی تقریباً به طور قطع به اندازهی کافی باهوش هستید.
.
Seth's Blog
“I’m not that smart”
Someone said that to me the other day and it was heartbreaking. The number of tasks in our culture that require someone who was born with off-the-charts talent is small indeed. Just about everythin…