طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️به نفع جامعه

▪️ست‌گادین ۱۰ مهر ۱۴۰۱


یک راه خدمت‌رسانی به جامعه، دیدن جامعه به عنوان یک بازار و حل یکی از مشکلات آن است.

وقتی مردم چیزی را برای خرید انتخاب می‌کنند، ظاهراً به این دلیل است که چیزی که می‌فروشید، ارزشش برای آنها بیشتر از هزینه‌ای است که پرداخت می‌کنند. و این‌گونه ارزش‌آفرینی رخ می‌دهد.

و وقتی شما از فروش چیزی سود به دست می‌آورید و مالیات می‌پردازید، آن مالیات صرف خدمات‌رسانی به جامعه می‌شود.

فرهنگ به همین دو دلیل در جهت توانمندسازی سرمایه‌داری تکامل یافته است.

وقتی این سیستم خراب می‌شود، دو اتفاق رخ می‌دهد: اول، برخی کسب و کارها از قدرتِ بازارِ خود استفاده می‌کنند تا ارزش بیشتری نسبت به قبل استخراج کنند و دوم اینکه آنها از قدرت لابی‌گری‌شان استفاده می‌کنند تا مالیات نپردازند.

در اینصورت، بازار شکست نخورده است ولی سیستمی که پیش از این به نیازهای بازار و جامعه جهت می‌داد، گاهی اوقات شکست می‌خورد.



.
▪️«امشب در تلویزیون چه خبر است؟»

▪️ست‌گادین ۱۱ مهر ۱۴۰۱



دیگر این سوال رایج، بی‌معناست.

همیشه برنامه‌های تلویزیونی در حال پخش هستند.

مجموعه آهنگ‌های ضبط شده‌مان، هر آنچه تاکنون ضبط کرده‌ایم در حال پخش هستند.

و کتاب‌خوان‌ها می‌توانند تقریباً هر کتابی را که نام ببرید، پیدا کنند و بخوانند.

ما چنان که باید و شاید در مورد اثرات این همه فراوانی فکر نکرده‌ایم. اهمیت زندگی، کمتر شده است. واقعاً کمبود، عامل تعیین‌کننده‌ای نیست و این همه دسترسی از هرجا، به راحتی باعث کسالت و بلاتکلیفی شده و افراد را به سمت روابط زنده‌ی از راه دور(real-time connection) سوق داده است.

قبلاً موفقیت بر اساس خواسته‌های کنترل‌گران و اجازه‌ی دسترسی به وجود می‌آمد. حالا قوانین جدید موفقیت کدامند؟


.
▪️سالن غذاخوری رستوران/ آشپزخانه‌ی رستوران

▪️ست‌گادین ۱۲ مهر ۱۴۰۱


کارگران ظرفشویی رستوران، برای ناهار چه می‌خورند؟

تجربه‌ی کاربری در مورد حساب‌های پرداختنی [ امروز بخر، بعداً پرداخت کن. م] برای فلان شرکت بزرگ فناوری چگونه است؟

رفتار مسئول فروش با مسئول پذیرش چگونه است؟

اگر رفتار شما با مشتریان به اندازه‌ی کافی خوب است، باید با اعضای تیم‌تان، فروشندگان‌ و دوستان‌تان هم به اندازه‌ی کافی خوب باشد و برعکس.

نکته‌ی کلیدی اینجاست که در بسیاری از سازمان‌ها مشتریان، حق انتخاب و حق اظهار نظر دارند. خوش‌رفتاری با همه به معنای اینست که با افراد پشت صحنه [ نه فقط با مشتریان] هم طوری رفتار کنید که انگار آنها صاحب چنین قدرتی هستند. این کار، احتمالِ کسب اعتماد و احترام را برای شما افزایش می‌دهد. ولی از کوتاهی‌کردن در این مورد، جواب نمی‌گیرید.


.
▪️حالت پایدار و محرک تغییر

▪️ست‌گادین ۱۳ مهر ۱۴۰۱



اگر هر موقع که یک ظرف کثیف داشتید، ماشین ظرفشویی را روشن کنید و کل آشپزخانه را بشویید، هرگز به هیچ کدام از کارهایتان نمی‌رسید.

از آن طرف، اگر منتظر بمانید تا سینک از ظروف لبریز شود و آشپزخانه کثیف گردد تا بعداً دست‌به‌کار شوید، باید تا مدت‌ها با یک آشپزخانه‌ی کثیف سر کنید.

جایی میان این دو حالت افراط و تفریط، حالت پایدار مولد قرار دارد.

همین قضیه درباره‌ی روابط شما با یک مشتری و تصمیمات‌تان درباره‌ی استخدام کارکنان و هر آنچه در طول روز با آن سر و کار دارید هم صادق است. بهترین کار این است که محرک‌های لازم برای دست‌به‌کارشدن را از قبل تنظیم کنید و این کار را بطور منظم ادامه دهید. اینکه برای اقدام، منتظر یک بحران بمانید، پرهزینه و مخاطره‌آمیز است.



.
▪️برای ارتقاء

▪️ست‌گادین ۱۴ مهر ۱۴۰۱



تلفنی که در جیب دارید ۶۰۰ دلار است. ولی این برای دو سال قبل بود و حالا به نظر می‌رسد مجانی است و هزینه‌‌ی آن کاملاً پرداخت شده است.

در این تلفن ارتقایافته، دوربین کمی بهتر و پردازنده کمی سریع‌تر شده است.

سوال اینجاست: «اگر دو سال قبل می‌توانستید بین تلفنی که حالا دارید و تلفنی که همین حالا دلتان می‌خواهد داشته باشید، یکی را انتخاب کنید، آیا حاضر بودید ۷۰۰ دلار برای تلفن جدیدتر بدهید؟»

خیلی از مردم این کار را نمی‌کنند.

پس چرا بدنبال ارتقاء نرم‌افزار، تلفن، اتومبیل، خانه و ... هستیم؟

چون ما به این سادگی‌ها تصمیم نمی‌گیریم. بلکه از خرد تصمیم‌گیری‌مان در سال‌ها قبل استفاده می‌کنیم، همان زمان که روی نقص‌های وضعیت موجود و وابستگی شدید متمرکز بودیم.

آنها دیگر تلاش نمی‌کنند تا یک تلفن یا یک خانه به شما بفروشند. آنها تمام وقتشان را گذاشته‌اند که یک ارتقاء به شما بفروشند.


.
▪️خیلی، یک انتخاب است

▪️ست‌گادین ۱۵ مهر ۱۴۰۱



ممکن است دلتان بخواهد چیزی بسازید که در میان «خیلی» از مردم، خواهان کمی داشته باشد.

یا می‌توانید چیزی بسازید که تعداد کمی از مردم، آن را «خیلی» می‌خواهند.

معمولاً نه این است نه آن.

و بسیار نادر است که هر دو با هم اتفاق بیفتند.

اگر سخت کار کنید و دست به انتخاب‌های عامدانه بزنید، احتمال دارد که به یکی از دو گزینه‌ی فوق دست یابید.


.
▪️نقطه‌نظرها

▪️ست‌گادین ۱۶ مهر ۱۴۰۱



هرچه باورها و اعمال دیگران را از فاصله‌ی نزدیک‌تری مشاهده کنیم، بیشتر متوجه می‌شویم که جهان‌بینی ما با آنها تطابق کاملی ندارد.

هرگز نداشته است. ولی حالا به چشم می‌آید. چیزهایی که فکر می‌کردیم عادی‌اند، چنین نبودند. هیچ‌کس دقیقاً به باورهای من اعتقادی ندارد.

شگفتا چطور چنین چیزی امکان دارد که افرادی شبیه ما، به باورهایی که داریم اعتقادی ندارند یا کارهایی می‌کنند که ما هم انجامش می‌دهیم؟ نه تنها کسانی که نمی‌شناسیم بلکه حتی کسانی که بخوبی آنها را می‌شناسیم.

و ما چگونه باید برای غلبه بر این دسته‌بندی‌ها‌ی چشمگیر و یافتن موضوعات مشترک تلاش کنیم؟ جنگیدن برای عدالت و شأن و انجام کار درست، آنهم وقتی با مردمی در ارتباط هستیم که شاید می‌خواستیم آنها را از خودمان برانیم...

این پرسشگری، بسادگی کمک‌مان می‌کند تا راهی رو به جلو پیدا کنیم. فهمیدنِ اینکه مردم به آنچه ما می‌دانیم آگاه نیستند، به آنچه ما باور داریم باور ندارند و از همه مهمتر اینکه آنها نیز صدایی در سرشان دارند، درست مثل صدایی که در سر ماست.


.
▪️تناقض نامرئی‌بودن

▪️ست‌گادین ۱۷ مهر ۱۴۰۱



عصب بینایی غالب و تعیین‌کننده است.

مستقیماً به مغزهایمان وصل است و با قدرت پردازش زیادی که دارد به ما کمک می‌کند که جهان را از راه بینایی ببینیم.

در نتیجه، پر سروصدا‌تر از سایر حس‌های ماست و اغلب، بقیه‌ی مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به همین خاطر به راحتی توسط شعبده‌بازی فریب می‌خوریم.

این تمرکز روی بینایی به معنای آن است که ما اغلب در تعامل با چیزهایی که نامرئی هستند دچار سردرگمی و اشکال هستیم.

این قضیه درباره‌ی اثر دارونما به نفع ماست. ما می‌توانیم ببینیم که فقط یک قرص را بلعیدیم یا یک وسیله‌ی ارتوپدی پوشیدیم یا یک بطری شراب گرانقیمت خریدیم. این ورودی به ما کمک می‌کند تا شفا پیدا کنیم یا از لحظات‌مان لذت ببریم. حتی اگر چیزهای نامرئی ارگانیک در پشت صحنه، کاملاً با آنچه دیدیم مطابقت نداشته باشند.

وقتی زمان آن فرا برسد که جامعه‌ی ما بتواند چیزهایی را پردازش کند که در طول زمان نامرئی بودند(مثل تکامل یا تغییر سیستم‌ها) یا چیزهایی که در همان لحظه نامرئی بودند(مثل ویروس‌ها و گازهای گلخانه‌ای)، این قضیه بر ضد ما عمل خواهد کرد.

وقتی تضاد بین آنچه می‌دانیم و آنچه می‌بینیم به وجود بیاید، اغلب، گزینه‌ی پیشفرض غلط را برمی‌داریم.


.
▪️در مقایسه با چه چیز

▪️ست‌گادین ۱۸ مهر ۱۴۰۱



اغلب اوقات، رضایت، محصول داستانی است که برای خودمان تعریف می‌کنیم.

این رتبه، چطور با آنچه انتظارش را داشتم مقایسه می‌شود؟ در مقایسه با آنچه قبلاً داشتم؟ یا در مقایسه با نفر بعدی که کنارم نشسته است؟

ثروتمندترین فرد جهان، روی زمین می‌خوابید و غذای کهنه می‌خورد ولی بازهم احساس بسیار خوبی داشت. چون چیزی که داشت، بیشتر از داشته‌های فردی بود که در غار بغل‌دستی زندگی می‌کرد.

خبر خوب این است که درک ما از مقایسه، به خودمان بستگی دارد.



.
▪️بی‌قید و شرط

▪️ست‌گادین ۱۹ مهر ۱۴۰۱


مطمئن نیستم کلمه‌ی مشترکی در این مورد داشته باشیم.

«بله» می‌تواند به این معنا باشد: « بله، من آماده‌ام که حداقل‌ها را انجام دهم.» یا می‌تواند به این معنا باشد: « بله، من با تمام وجود این تعهد را به جان می‌خرم و خودم را همیشه وقف برآورده‌کردن انتظارات می‌کنم.»

اگر شراکت‌هایی از نوع دوم پیدا کنیم، زندگی بهتر پیش می‌رود‌.

« من با تمام وجود حاضرم.» به ندرت پیدا می‌شود ولی واقعاً معنای زیادی در خود دارد.


.
▪️دره‌ی رازآلود توسعه

▪️ست‌گادین ۲۰ مهر ۱۴۰۱


شرکت‌های بزرگ، رفتاری شبیه به شرکت‌های بزرگ دارند. وقتی می‌گویند که به چیزی اهمیت می‌دهند، ما «آنها» را جدی نمی‌گیریم. چون چیزی به نام «آنها» وجود ندارد. وقتی کارت تبریک یا ایمیل می‌فرستند، ما واقعاً فکر نمی‌کنیم که این از جانب کسی است که می‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.

افراد، مانند افراد رفتار می‌کنند. وقتی یادداشتی برای ما می‌نویسند یا شخصاً حضور پیدا می‌کنند، ما می‌دانیم که با یک انسان طرفیم.

در بین این دو حالت، مشکلات پدیدار می‌شوند.

آیا این توییت را واقعاً دوستتان نوشته یا کارکنانش نوشته‌اند؟

در مورد ایمیلی که اخیراً دریافت کردید، آیا رونوشت پاسخ‌تان برای شخص مورد نظر فرستاده شده یا به یک تیم یا به یک فضای خالی ارسال شده است؟

صدایی که در سرمان داریم با تغییر هویت فرستنده، تغییر می‌کند.

وقتی اشخاص سعی می‌کنند بزرگ شوند و توسعه پیدا کنند، اغلب فکر می‌کنند که می‌توانند اهمیت‌دادن‌، شخصیت و عاملیت‌شان را با ظاهرسازی نمایش دهند. این کار به طور اجتناب‌ناپذیری به ناامیدکردن همه می‌انجامد. شاید بتوانید برای مدتی ما را فریب دهید ولی اگر هم موفق شوید تا ما را متقاعد کنید که یک فرد واقعی هستید، دیر یا زود متوجه می‌شویم که فریب خورده‌ایم.

اگر پیامی از طرف شخص شما نیست، اعلام کنید.



.
▪️سوالات دنیای کوچک

▪️ست‌گادین ۲۱ مهر ۱۴۰۱


بدون شک، جهان متصل‌تر، پر سروصداتر و پیچیده‌تر شده است. ولی در طول این مسیر، هنوز هم غرایزی از یک قرن پیش و از سیاره‌ای مملو از روستاها و انتظارات متفاوت را بکار می‌بریم.

سوالاتی فصیح که پرسیدن‌شان ارزشمند است تا بیندیشیم چه چیز طبیعی است؟ از کجا شروع و به کجا ختم می‌شود؟ آیا خط و مرز مشخصی بین آزادی و مسئولیت‌پذیری وجود دارد؟

آیا این رفتارها مشکلی ندارند:

- رانندگی با سرعت بالا در محدوده‌ی مدرسه؟

- سیگارکشیدن در هواپیما؟

- فرستادن هرزنامه به یک فهرست آدرس ایمیل؟

- استفاده از دستگاه دمنده؟

- اگر خلاف قوانین محلی باشد چه؟

- دزدی از مغازه‌ها؟

- دزدی ادبی یک کتاب الکترونیکی؟

- اسکوتر سواری در پیاده‌روها؟

- عرضه‌ی داروهای مسکن اعتیادآور به بازار با شدت و حدت تمام، در حالیکه عوارض و خطرات آن را پنهان می‌کنید؟

- کودکان را به مدرسه‌ای می‌فرستید که خواندن یا نوشتن را در آن یاد نمی‌گیرند؟

- زباله‌های صنعتی کارخانه‌تان را در رودخانه می‌ریزید یا وارد اتمسفر می‌کنید؟

- نصف شب در آپارتمان‌تان با صدای بلند موسیقی پخش می‌کنید؟

- برای کودکان، واکسن فلج اطفال نمی‌زنید؟

- فعالانه برای ساخت یک کارخانه‌ی زغال‌سنگ جدید، تأمین بودجه می‌کنید؟

این سوالات، پاسخ‌های درستی ندارند ولی در حد و اندازه‌ی سوالاتی فوری و ضروری قرار می‌گیرند.


.
▪️«کلوچه‌ی محبوب آمریکا»

▪️ست‌گادین ۲۲ مهر ۱۴۰۱



این شعار روی کامیون‌ها در بزرگراه دیده می‌شود. قدمت این کلوچه‌ها تقریباً ۱۰۰ سال است.

ولی بعید است این کلوچه، محبوب(favorite) و انتخاب اول همه باشد.

محبوبِ همه بودن، هدف جذابی است و تقریباً به دست‌آوردن آن غیرممکن است.

اگر از کسی در مورد کلوچه‌ی محبوبش بپرسید، او از کلوچه‌ای که در کودکی خورده‌ می‌گوید، یا آنچه مادربزرگش می‌پخت یا شاید کلوچه‌ای که از نانوایی انتهای خیابان می‌خرد.

جمع‌کردن این‌همه محبوبیت در یک محصول و در یک رقابت عمومیِ منحصربفرد، بعید است که موفقیت زیادی در پی داشته باشد.

احتمال دارد آسان‌ترین یا پرفروش‌ترین کلوچه‌ی آمریکا باشید. احتمال دارد که باارزش‌ترین یا در دسترس‌ترین کلوچه باشید. ولی معنای هیچ یک از این‌ها، محبوب‌بودن نیست.

وقتی شروع به تولید یک محصول می‌کنیم، اغلب روی کسب شهرت، گستردگی در ارائه‌ی محصول، قیمتی جادویی و تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای مشتری متمرکز می‌شویم تا به انتخاب اول آنها تبدیل شویم. محصولی که اگر نباشد، جای خالی‌اش احساس شود.

برای من عجیب است که تلاش برای محبوب‌شدن برای یک نفر، رضایت‌بخش‌تر از تلاش برای کسب شهرت همگانی است.

مطمئن هستم که اگر می‌خواهید مشهورترین( the most popular) در بین همه باشید، راهش این نیست که سعی کنید محبوب(favorite) همه شوید. (مگر اینکه محبوبیت به عنوان یک اثر جانبیِ شهرت همگانی، خودش به دست بیاید.)



.
▪️انتخاب‌کردن یادمان رفت

▪️ست‌گادین ۲۳ مهر ۱۴۰۱


وقتی فراوانی، ابتدا در کالاهای تولیدی و بعد در اطلاعات پدیدار شد، همه چیز، یک پیروزی ساده به نظر می‌رسید. بیشتر از آنچه می‌خواهیم بدست آوردیم. سپاسگذاریم.

ولی البته که داشتن مقدار بیشتری از خیلی چیزها، زیادی بود.

ما در حال ترک عصر اطلاعات و ورود به عصر انتخاب هستیم.

نه فقط انتخاب آنچه مصرف خواهیم کرد، بلکه انتخاب اینکه چه کسی خواهیم شد؟ انتخاب اینکه چه کسی را در آینده برای ارتباط، رهبری، اعتماد، افتخار‌کردن، عزت، جداشدن یا باورداشتن انتخاب خواهیم کرد؟

و چه انتخابی برای آهسته گذرکردن از دنیا داریم و چه چیزی از خود به یادگار خواهیم گذاشت...



.
▪️«من آنقدرها هم باهوش نیستم.»

▪️ست‌گادین ۲۴ مهر ۱۴۰۱


دیروز کسی این جمله‌ی ناراحت‌کننده را به من گفت.

در واقع وظایف و کارهای کمی در فرهنگ ما وجود دارند که انجامشان نیازمند فردی است که با استعدادی فراتر از حد طبیعی به دنیا آمده است.

تقریباً هر چیز دیگری که لازم است مردم انجام دهند، حاصل تلاش، تمرین و اهمیت‌دادن آنهاست. درست است که تحمل تنوع و بی‌ثباتی کارها برای عده‌ای آسان‌تر است ولی هیچ‌کس به راحتی از عهده‌ی همه‌ی کارها برنمی‌آید.

جمله‌ی صحیح این است:« من به کارم زیاد اهمیت نمی‌دهم.» من به اندازه‌ی کافی برای خواندن، برای شکست‌هایی که در مسیر می‌خورم، برای اعلام حضور، برای قول‌دادن، برای یادگیری، برای مواجهه با شکست و برای بهترشدن در کارها اهمیت قائل نیستم.

همه‌ی این‌ها ممکن است درست باشند.

ولی تقریباً به طور قطع به اندازه‌ی کافی باهوش هستید.



.
▪️زندگی‌نامه‌ی شما

▪️ست‌گادین ۲۶ مهر ۱۴۰۱



حتی طولانی‌ترین زندگی‌نامه‌ی صوتی، فقط ۶۶ ساعت است. این یعنی نویسنده باید تقریباً همه چیز را رها کند.

ما زندگی‌نامه‌مان را هر روز با تصمیم‌گیری درباره‌ی آنچه روی آن تمرکز می‌کنیم، آنچه تکرار می‌کنیم و آنچه نگرانش هستیم، می‌نویسیم.

همان داستان زندگی، می‌تواند با روش‌های زیادی روایت شود و روشی که ما روایت می‌کنیم، تعیین می‌کند که چه کسی هستیم و چه کسی می‌شویم.

چه کسی در حال ویرایش نسخه‌ی شماست؟



.
▪️تناقض بزرگ‌بودن

▪️ست‌گادین ۲۷ مهر ۱۴۰۱


وقتی میزان ریسک بالاست، وقتی باید چیزی به اوج برسد، ما با تمام وجود دست به یک سرمایه‌گذاری بیش‌ازحد می‌زنیم.

ستاره‌های بزرگ. فقدان ریسک خلاقانه. بودجه‌بندی متورم و جلساتی پر از مزاحمان و مداخله‌جویان.

به هرحال، کار بزرگی است.

اصرار ما به تضمین‌دادن، تقریباً اطمینان می‌دهد که تضمینی در کار نیست.

مجبورکردن چیزی برای بزرگ‌بودن، آن را کوچک می‌کند.


.
▪️تعهد به شک صادقانه

▪️ست‌گادین ۲۸ مهر ۱۴۰۱


مخالفت‌ها مفید هستند. ما با دست‌کشیدن از کار یا با عدم حمایت، مخالفت خود را اعلام می‌کنیم چون راجع به یک یا چند بخش از داده‌ها، سوال داریم.

اما نیمه‌ی دیگر این قضیه، تعهد ماست: اگر درنهایت، داده‌ها با استانداردی که ما برای اثبات چیزی تنظیم کرده‌ایم مطابقت کرد، بایستی ذهنیت‌مان را تغییر دهیم و به همان میزان انرژی که صرف مخالفت کرده بودیم، برای حمایت از ایده، انرژی بگذاریم.


.
▪️قانون داوانی

▪️ست‌گادین ۲۹ مهر ۱۴۰۱


«تعداد کسانی که می‌گویند قانون مور نمی‌تواند ادامه پیدا کند، هر ۲۴ ماه دو برابر می‌شود.»

حتی اگر بار اول متوجه نشوید، ارزشش را دارد که یک ثانیه برای فهمیدنش وقت بگذارید.

قانون مور حالا نزدیک به ۶۰ سال قدمت دارد و یک واقعیت مهندسی ساده را توضیح می‌دهد که زندگی هر کسی را در روی زمین تغییر داده است: تعداد ترانزیستورهایی که می‌توان روی یک تراشه قرار داد، هر دو سال دو برابر می‌شود. به نظر زیاد نمی‌رسد ولی اگر حتی عددی به کوچکی دو را هم ۳۰ بار دوبرابر کنید، به بیش از یک میلیارد افزایش می‌یابد.

اگر قیمت خانه از «قانون مور» پیروی می‌کرد، شما می‌توانستید یک عمارت بزرگ را به چند پنی بخرید. «قانون مور»، مسیر تکنولوژی را برای ما توضیح می‌دهد که هوش مصنوعی، تلفن‌های هوشمند و اینترنت را به ما داد.

و از زمانی که او این قانون را بیان کرده است، کارشناسان خاطرنشان کرده‌اند که این قانون، دوام نخواهد آورد و نمی‌تواند دوام بیاورد و ما شانس پیشرفت بیشتر را از دست داده‌ایم.

این قانون مثل خیلی چیزهای دیگر، شاید تا ابد دوام نیاورد ولی به معنای آن نیست که کارش تمام شده است.

شاید وظیفه‌ی ما ایجاد شرایطی برای بهبود اوضاع است، نه اینکه پیش‌بینی کنیم اوضاع بهتر نخواهد شد.



.
▪️افزایش قیمت در فروش مجدد

▪️ست‌گادین ۳۰ مهر ۱۴۰۱


امیدواریم باور کنیم که ارزش NFT (توکِن غیرقابل معاوضه)، کارت بیسبال یا حتی خودرویی که در خرید بعدی می‌خریم، بالا خواهد رفت.

احتمالاً این‌گونه نخواهد شد.

راز کار اینجاست که فقط چیزهایی را بخرید که افزایش قیمت آنها برای فروش مجدد‌شان در آینده، در رضایت کلی شما از خرید مهم نباشد. این یکی از دلایل تفاوت بسیار بزرگی است که بین سرمایه‌گذاری در سهام و داشتن یک خانه وجود دارد.


.
▪️ایده‌ی تولید یک محصول: صفحه‌ی سخنگو

▪️ست‌گادین ۱ آبان ۱۴۰۱



خیلی از ادارات و دفاتر عمومی برای پیشگیری از انتشار بیماری، حد فاصل میان کارمندان را با پارتیشن‌های شفاف جدا کرده‌اند. با این که به راحتی می‌توانیم آن سوی پارتیشن را ببینیم ولی برای برقراری ارتباط، کارمان به دادزدن می‌کشد.

چه می‌شد اگر صفحه‌ی گردی به اندازه‌ی توپ هاکی روی یخ و ضخامت چند زیرلیوانی وجود داشت که به صورت جفت تعبیه می‌شد که کم‌مصرف بود و به بلوتوث مجهز می‌شد. یکی از صفحات را به یک طرفه پارتیشن و دیگری را به طرف دیگر می‌چسباندیم. این صفحه هم میکروفون و هم بلندگو است... تمام. این ایده در یک مقیاس بزرگ، شاید واقعاً ارزان تمام شود.

یک امکان اضافی: به صفحه اجازه دهید که به وای‌فای و لپ‌تاپ هم متصل باشد. حال شما می‌توانید یک صفحه در خانه داشته باشید و همکارتان هم یکی دیگر از صفحات را داشته باشد. می‌توانید با یک ضربه آن را روشن کنید و اگر طرف مقابل هم صفحه‌ی خودش را از حالت بی‌صدا دربیاورد، می‌توانید یک مکالمه‌ی معمولی را درست مثل زمانی که در ادارات و دفاتر قدیمی و محدود داشتید، برقرار کنید.

ایجاد یک اپلیکیشن که بتواند رونوشتی از هر تراکنش را ثبت و ضبط کند، بسیار آسان است و برای کارهای اداری و ثبت سوابق عمومی می‌تواند مفید باشد.

یک امکان اضافی دیگر: با ادغام یک برنامه‌ی مترجم زنده، صفحه اجازه می‌دهد که با هرکس و به هر زبانی حرف بزنید.


.