طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️آیا تبلیغات جواب داد؟

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱




تبلیغات دیجیتال، نه تنها میلیون‌ها فرد و سازمان را هدفِ تبلیغات قرارداده بلکه خودِ آنها را هم تبدیل به تبلیغات‌چی کرده است.

ولی جواب سرراستی به این سوالِ مشخص نمی‌دهد که: آیا آن تبلیغات جواب داد؟

مدتها پیش از اختراع تبلیغات دیجیتال، دوست فقیدم Lester Wunderman اصطلاح «بازاریابی مستقیم» را ابداع کرد. یعنی تبلیغات اندازه‌گیری‌شده و فعال. ۱۰ دلار خرج تبلیغات کن. فردا متوجه می‌شوی که یا ۲۰ دلار به چنگ خواهی آورد یا ۵ دلار از دست خواهی داد.

دوستم در میان سایر قهرمانان بازاریابی مستقیم به اختراع کارت American Express و رشد Colombia Record Club یاری رساند. راز این کار، ساده است: یک تبلیغ را اندازه بگیر و اگر «جواب می‌دهد»، بیشتر انجامش بده.

و همچنین گوگل از فروش بازاریابی مستقیم به سازمان‌هایی که صاحب شجاعت، بینش یا هوش نبودند، میلیاردها دلار به دست آورد. آنها فقط درحال محک‌زدن، اندازه‌گیری و تکرار هستند.

از طرفی تبلیغات در پادکست‌ها یا توییتر تقریباً هرگز به خوبی اندازه‌گیری نمی‌شود. آنها از نظر سود و زیان بندرت جواب می‌دهند چون تبلیغات برند هستند نه تبلیغات مستقیم.

هدف تبلیغات برند، دادنِ احساسی به مشتری بالقوه است که آن احساس بسختی قابل اندازه‌گیری است ولی مهم است. تبلیغ برند، یک داستان تعریف می‌کند، اعتمادسازی می‌کند. بعلاوه به مشتری کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که هزینه‌ای اضافی برای داشتن آن برند بپردازد. چراکه آن برند، احساس خوبی به او می‌دهد (که به سختی قابل توصیف است).

اگر سعی کنید که تبلیغات برند را با جزئیات کوانتومی اندازه‌گیری کنید، منافع و سود آن ناپدید می‌شود. خیلی از کارهایی که برای اندازه‌گیری هرچه بهتر تبلیغات برند انجام می‌دهید باعث می‌شود که تبلیغات برند بسیار بدی شود.

اجرای تبلیغات برند در رسانه‌ای که خلاف آنچه برند در تلاش برای انجام‌دادن آن است، هر چقدر هم که پرهزینه باشد، زیاد با عقل جور در نمی‌آید. از آن طرف، پرداخت هزینه‌ی بیش‌ازحد برای حمایت از تعاملاتی که اعتماد‌سازی می‌کنند و ارتباطات می‌آفرینند، سخت است.

همه‌ی این‌ها راهی دراز است برای گفتن اینکه بالاخره تبلیغات‌چی‌ها در فضای دیجیتال، در حال صرف زمان بیشتر و انرژی بیشتر جهت تفکر درباره‌ی جاهایی هستند که تبلیغات می‌کنند و در این‌باره می‌اندیشند که آیا فقط سر و صدای بیشتری تولید می‌کنند یا واقعاً در حال ایجاد یک تفاوت هستند.



.
▪️همیشه/ هرگز

▪️ست‌گادین | جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱



راه حل یک مسئله، همیشه ..... است./ راه حل یک مسئله هرگز ..... نیست.

بنا به تجربه‌ی من، بندرت می‌توان گفت که «همیشه» و «هرگز»، رویکردهای مفیدی برای حل یک مسئله هستند. در حالیکه رویکرد «گاهی اوقات»، نیاز به دقت در ظرایف، بینش و کشف دارد. ممکن است این کار به درد تنبل‌ها نخورد ولی اگر با مسئله‌ای مواجه هستید، احتمالاً ارزشش را داشته باشد که درباره‌ی سبک رویکردتان به حل مسئله فکر کنید.


.
▪️مثال برگ‌روب

▪️ست‌گادین | شنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۱



در آمریکای شمالی، فصل پاییز فرا رسیده است و این بدان معناست که صاحبان خانه و پیمانکاران، مشغول جمع‌آوری برگ‌ها در حومه‌ی شهر هستند. تقریباً غیرممکن است که از صدای کرکننده‌ی برگ‌روب‌های گازسوز در امان بمانید.

بدون شک این چیزها را می‌دانیم:

- استفاده از برگ‌روب‌ها برای شنوایی و سیستم تنفسی کاربرانشان که اغلب کارگرانی با دستمزد پایین و بدون حق انتخاب واقعی هستند مضرند.

- صدای این دستگاه‌ها به طرز آزاردهنده‌ای بلند است و از چند بلوک دورتر هم شنیده می‌شود.

- جایگزین‌های بسیار آرام‌تر، ایمن‌تر و تمیزتری به راحتی در دسترس هستند که در بلندمدت، ارزان‌تر هم تمام می‌شوند.

همچنین می‌دانیم:

- یک دستگاه برگ‌روب گازسوز در عرض یک ساعت، مقدار گاز دی‌اکسیدکربنی که آزاد می‌کند به اندازه‌ی راندن یک خودروی معمولی با موتور احتراق داخلی سه هزار مایل است. (این اشتباه تایپی نیست) جزئیات را اینجا ببینید.

- ماهیت رقابتی کالاهای باغبانی، صرفنظر از هزینه‌هایی که به کارگران، همسایه‌ها یا آب و هوا تحمیل می‌کنند، باغبان‌ها را به سمت انتخاب سریع‌ترین و ارزان‌ترین گزینه‌ها سوق می‌دهد.

- فناوری جایگزین برای برگ‌روب‌ها، تأیید‌شده، ارزان و بلافاصله در دسترس است. با اینحال، هنوز همان برگ‌روب‌ها سر جایشان هستند. چراکه بخاطر اجتناب از هزینه‌های هدررفته و داشتن مزایای کوتاه‌مدت، براحتی سودآورند.

اگر جدی به قضیه نگاه کنید، راه حل، ممنوع‌کردن برگ‌روب‌های گازسوز است. جایگزین‌ها در عرض چند هفته، جای خالی آنها را جبران خواهند کرد. بمحض اینکه زمین بازی رقابتی، دوباره تنظیم شود، باغبان‌ها پا پیش خواهند گذاشت. رفاه مستخدمین افزایش خواهد یافت و همچنان برگ‌ها جمع‌آوری خواهند شد.

پس مشکل چیست؟

ما به اندازه‌ی کافی برای ایجاد تغییر، جدی نیستیم. اگر برای حضور دوجین دوست و همسایه در سالن اجتماعات شهر همت بگماریم، قوانین می‌توانند در چند جلسه تغییر کنند.

ولی گاهی اوقات، هیچ‌کاری نکردن، آسان‌تر است.



.
▪️دارونما‌ها و واقعیت قابل مشاهده

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۱



دارونما یک مداخله‌ی انسانی است که داستانی را که برای خودمان تعریف می‌کنیم، تغییر می‌دهد. و آن داستان‌ها قدرتمند هستند. آنها می‌توانند درد را تسکین دهند، طعم شراب را بهتر کنند، ضربه‌مان را در بازی گلف بهبود ببخشند و حتی باعث رشد موها شوند.

چون دارونما بسیار قدرتمند است، ما زمان زیادی را صرف آن می‌کنیم. همه‌ی صنایع (مثل صنعت مد) بر این اساس بنا شده‌اند که چیزی به مردم بدهند تا روش تعامل آنها با دیگران و جهان را تغییر دهد. اگر شما فکر کنید که دستبند مسی قرار است التهاب مفاصل شما را بهبود ببخشد، امکانش هست.

ولی ما در چند نسل گذشته، هر چه بیشتر و بیشتر، جهان خود را بر اساس مهندسی اندازه‌گیری‌شده و پایدار بنا کرده‌ایم. چیزی وجود ندارد که بتوانید به باک بنزین‌تان اضافه کنید تا مسافت بیشتری را بپیماید. اهمیتی ندارد که باور شما درباره‌ی حرکت کارآمدتر خودرو چه باشد، خودرو کار خودش را می‌کند.

اگر شما سازنده‌ی دارونما هستید، کار شما تغییردادن داستان است و تشخیص این قضیه، مفید است. هرچه بازار بر اساس یک توافق مشترک روی اندازه‌گیری‌ها بنا شود، اوضاع برای سازنده‌ی یک دارونما، جذابیت کمتری خواهد داشت.



.
▪️ مراقبت تسکینی

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۱



رشته‌های کمی در پزشکی، راحتی، آسایش و تسکین ایجاد کرده‌اند.

وقتی متوجه می‌شویم که طب مرسوم غربی، قادر به درمان یک بیماریِ تهدیدکننده‌ی زندگی نیست، تیم مراقبت تسکینی وارد عمل می‌شود و می‌تواند کمک کند. آنها می‌توانند به جای شکنجه و ورشکست‌کردن بیماران، به ما ارتباط، انسانیت و نتیجه‌گیری را تقدیم کنند.

ما در خیلی از اوقات، مبارزه را به عنوان یک فضیلت ناب در نظر می‌گیریم. قبل از ابتلا به بیماری، به جای بیان اولویت‌ها و خواسته‌هایمان، فقط به بهترین‌ها امیدواریم و زیادی صبر می‌کنیم و استرس زیادی در خانواده ایجاد می‌کنیم.

از آنجایی که اغلب به دنبال استعاره‌ها می‌گردم، بنظرم شاید همین رویکرد درباره‌ی پروژه‌ها، شرکت‌ها و حتی روابط صادق باشد. اگر به جای جنگیدن تا آخرین نفس، روی یک روش سازنده و راحت برای پایان موفقیت‌آمیز کار تمرکز کنیم، ممکن است همه‌ی ما از آن نفع ببریم.



.
▪️ناله‌کردن و موقعیت

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۱



کودکان نوپا زیاد قابل احترام نیستند چراکه آنها همیشه به خاطر غیرمنصفانه‌بودن اوضاع ناله می‌کنند و جدی‌گرفتن آنها سخت است.

اخیراً در جریان تلاش‌مان برای پیروزی، عده‌ای از برندگان با ناله و زاری به پیروزی می‌رسند. شاید این یک استراتژی مفید باشد. به نظر می‌رسد که کارکردن روی داوران، سرزنش شرایط و زیر سوال‌بردن امتیازدهی، همگی تا زمانی که به شما برای رسیدن به بالای جدول کمک کنند، خوبند.

ولی در واقعیت، ناله و زاری‌کردن، روشی انعطاف‌پذیر و قابل توسعه نیست.

افراد با اعتماد به نفس، قدرتمند و خویشتن‌دار، وقتی کارها خوب جواب نمی‌دهد و امور آنطور که امیدوار بودند پیش نمی‌رود، قادرند اشتباه خود را بپذیرند.

اگر می‌خواهید قدرت‌، اعتماد به نفس یا موقعیت‌تان را به نمایش بگذارید، مسئولیت‌پذیری، نشانه‌ی بهتری نسبت به ناله‌کردن است.


.
▪️نه اینجا، نه آنجا

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۱


تصور اینکه مخلوط نصف لیوان شیر با نصف لیوان آب پرتقال، ترکیبی بهتر از تک‌تک آنها در اختیار شما بگذارد، وسوسه‌انگیز است.

ولی افسوس، چیز زیاد بهتری گیرتان نمی‌آید.

هدف، یافتنِ چیزی با طبیعت ذاتی خودش است. بهترین نسخه از کاری که سعی می‌کنید انجام دهید و راه حلی را که برای حل مشکل مشتری/ کاربر/ عضو تشخیص داده‌اید، ارائه دهید.

فلان راه‌حل، اینجا جواب می‌دهد. آنجا جواب می‌دهد. ولی هم اینجا، هم آنجا و عموماً در هرجا، جواب نمی‌دهد.

در جهانی پر از حق انتخاب‌ها، تخصصی عمل‌کردن برای ارائه‌ی نتایج خارق‌العاده، به عملکرد بهتر می‌انجامد.



.
▪️ متأسفم/ متشکرم

▪️ست‌گادین | جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱

اگر اغلب خودتان را در حال گفتن «متاسفم» می‌یابید، آن هم در حالی که به پیشرفت گفتگو منجر نمی‌شود، شاید جالب باشد که به جای آن، «متشکرم» را بکار ببرید.

بنابراین، « متأسفم که غذای شما دیر رسید.» تبدیل می‌شود به « از اینکه اینقدر صبورانه منتظر ماندید متشکرم.»

و « متأسفم که ارتباط ما قطع شد.» تبدیل می‌شود به « از تماس دوباره‌‌ی شما متشکرم.»

این یک تغییر جهت ظریف از جدایی به ارتباط است.



.
▪️ریزپرداخت‌ها برای محتوا


▪️ست‌گادین | شنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۱



این مسئله‌ای است که هر یکی دو سال پیش می‌آید ولی تابحال کسی راه حل مفیدی برای آن به کار نبرده است.

پرداخت هزینه‌ی محتوا از طریق تبلیغات، به طرز غافلگیرکننده‌ای، روش بدی برای یک فرهنگ است. چون با این روش، نوعی از محتوا جایزه می‌گیرد که اغلب برای مخاطبان زیادی ساده‌سازی شده باشد یا برای تعداد کمی از مخاطبان که مشتاق خریدن چیزی هستند، بهینه شود تا سودآور باشد.

درضمن روش ناکارآمدی است، چون تبلیغات‌چی‌ها ‌نمی‌توانند از قبل بدانند که چه چیزی خوب جواب می‌دهد و سازندگان [محتوا]، سهم بسیار کوچکی از هزینه‌ی تبلیغات را دریافت می‌کنند.

یک راه جایگزین، آن است که به ازای دریافت، پرداخت کنید. روشی که ما در خرید هویج، توپ بیسبال و کلارینت بکار می‌بریم. فقط به جای خرید یک توپ بیسبال، شما فرصت تماشای یک ویدیو را می‌خرید.

ریزپرداخت‌ها(micropayments)، سیستمی هستند که با آن، شما یک پنی یا پنج سنت یا یک دلار برای خرید بخشی از یک محتوا می‌پردازید.

این کار دو نوع مشکل پیش می‌آورد:

۱- نیاز به یک سیستم فناوری دارد که بتواند به طور موثری، پول‌های خیلی کم را جابجا کند.

۲- بعنوان یک خواننده/ مشتریِ محتوا لازم است که مدام تصمیم بگیرید که چه چیزی «ارزش خریدن» را دارد.

حدود سی‌سال قبل، من یک راه حل ساده برای هر دو مسئله‌ی فوق ارائه دادم:

شما با ۲۵ دلار می‌توانید دسترسی به یک محتوا را بخرید. خرید در هر سایتی که بخشی از یک شبکه‌ی محتواست امکان‌پذیر است، و شما برای خواندن محتوا در آن سایت، نیاز به خریدِ اجازه‌ی دسترسی دارید. سایتی که آن محتوا را به شما می‌فروشد، ۱۰ دلارش را به عنوان حق‌العمل(commission) دریافت می‌کند.

هر سایتی که بازدید می‌کنید، ردیابی می‌شود( که امروزه با وجود کوکی‌ها کار واقعاً آسانی است) و سپس هماهنگ‌کننده‌ی(coordinator) سیستم، براساس یک درصدبندی، ۱۰ دلار به سایتی که شما بازدید می‌کنید اختصاص می‌دهد. همه‌ی پول‌ها به یکجا خواهند رفت، هیچ اختلافی بوجود نمی‌آید، درست شبیه خرید از یک بوفه است. مثل همین الان که هر چیزی را می‌خواهید بخوانید، بدون تبلیغات و بدون دردسر در اختیار شماست.

سایت‌هایی که بیشترین بازدید را دارند، بیشترین پول جمع‌آوری‌شده‌ی حق‌الامتیاز(royalty) را که ماهانه توزیع می‌شود دریافت می‌کنند.

هر سایتی، انگیزه‌ای برای فروش هرچه بیشتر اجازه‌ی دسترسی دارد( چون حق‌العمل، مبلغ چشمگیری است) و هماهنگ‌کننده‌ی شبکه هم ۲۵ درصد درآمد دارد.

واقعاً مشخص است که مشتری، همان خواننده‌ی محتواست و برای هر سایتی، ملحق‌شدن به شبکه، براحتی امکان‌پذیر است. مشوق‌های همسو، راه حلی ساده و انعطاف‌پذیر.

اوقات خوبی داشته باشید.



.
▪️بدون رقابت

▪️ست‌گادین| یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱



هیچ رقابتی بر سر کتاب‌های آشپزی که طرز پختن غذایی به شکل توپ فوتبال یا توپ هاکی را آموزش می‌دهند وجود ندارد.

هیچ رقابتی بر سر نرم‌افزاری که برای فهمیدن دمای مریخ از شما پول بگیرد وجود ندارد.

هیچ رقابتی بر سر خدماتی که تعداد جفت کفش‌های شما را محاسبه می‌کند وجود ندارد.

در واقع در هر بازاری که ارزش ورود را داشته باشد، رقابت وجود دارد. رقابت بر سر چیزی که دنبالش می‌گردید. نشانه‌اش چیزی است که مردم در مورد آن مسئله‌ای دارند و سعی می‌کنند از طریق تجارت، راه حلش را پیدا کنند.

هدف، این نیست که بازاری بدون رقابت‌ بیابیم. بلکه هدف، یافتن راه‌حلی بهتر برای حل یک مسئله است.



.
▪️قراردادها و قدرت

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱



یک قرارداد مکتوب، به نفع طرفی است که کمترین قدرت را دارد.

قدرت ممکن است به شکل پول، دسترسی به وکلای زیاد یا فقط یک آمادگی برای نابودکردن همه چیز باشد.

در لحظه‌ی قبل از امضای قرارداد، طرف کم‌قدرت، بطور لحظه‌ای، صاحب قدرت بیشتری می‌شود. چراکه طرف مقابل، چیزی را که دارید، می‌خواهد. ولی بمحض اینکه دستش به آن رسید، تنها حفاظ محکم در برابر اتفاقات آینده، همان قراداد است و بس.

وقتی یک تعامل پایدار و روبه‌جلو وجود داشته باشد، دست‌دادن‌ها برای توافق، عالی هستند. تا وقتی که هرکدام از طرفین، شرافتمندانه رفتار می‌کنند، طرف مقابل می‌تواند به انجام آنچه گفته است ادامه دهد. ولی وقتی اولویت‌ها یا عوامل خارجی تغییر می‌کنند، یک قرار دلبخواهی می‌تواند به شخصی که از عهده‌ی [وضعیت جدید] بر نمی‌آید آسیب برساند.

روی دو چیز باید تمرکز کنیم:

۱- آیا قرارداد با دقت کافی مشخص کرده که حتی اگر دنیا هم تغییر کند، چه کسی قرار است چه کاری انجام دهد؟

۲- آیا در قرارداد، راه‌های جبران و اصلاح، به اندازه‌ی کافی واضح هستند که اگر به قرارداد احترامی گذاشته نشد، طرف کم‌قدرت بتواند به راحتی و به طور موثر، یک نتیجه‌ی منصفانه بگیرد؟

به همین خاطر، اضافه‌کردن یک بند غیررسمی به قرارداد درمورد وجود داور یا حکمیت، ایده‌ی هوشمندانه‌ای است. چرا که حمایت قانونی برای کارگران و دیگران را منطقی می‌کند. و به این خاطر ما نیاز داریم که سیستم‌های قضایی را بمنظور اجرای توافقات مشخص و شفاف، تقویت و تحسین کنیم.


.
▪️مسائل مردم، مسائل پیچیده‌ای هستند

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱ آذر ۱۴۰۱



مسائل مهندسی، دشوارند ولی جواب سرراستی دارند.

مسائل مردم ماهیتاً در یک طیف قرار می‌گیرند که توزیعی از راه‌های امکان‌پذیر رو‌به‌جلو را شامل می‌شود. ولی آنها پیچیده‌اند. امکان دارد یک موقعیت با یک شخص، سازگار نباشد و برعکس. نفر دوم که اضافه شود، تعامل آنها به طور تصاعدی بر تعداد امکان‌ها می‌افزاید.

آگاهی به این قضیه، از فشار مسایل می‌کاهد. چون هیچ راه حل بی‌نقصی برای مشکلات مردم وجود ندارد. فقط یک راه رو‌به‌جلو در اختیار داریم که به ما کمک می‌کند قدم بعدی را برداریم.


.
▪️«هرگز»، چقدر طول می‌کشد؟

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۲ آذر ۱۴۰۱




متغیر است. با افزایش سن و بسته به شرایط، تغییر می‌کند.

امکان دارد یک دانش‌آموز کلاس دوم با خودش فکر کند که یک کلاس خسته‌کننده، قرار نیست هرگز تمام شود.

امکان دارد احساس کنیم که یک سرماخوردگی شدید، همیشگی است، مگر اینکه دیدگاه کسی را داشته باشیم که یک مشکل مزمن را تجربه کرده باشد.

بعضی چیز‌ها واقعاً سزاوار کلمه‌ی «هرگز» هستند ولی خیلی از چیزهایی که ما نگرانشان هستیم، شاید بهتر است که با عنوان «بالاخره»(eventually) طبقه‌بندی شوند.



.
▪️یک پادزهر

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱


امکان دارد قدردانی راهی رو‌به‌جلو باشد.

بسیاری از چیزهایی که ما را آزار می‌دهند، وقتی می‌گوییم «متشکرم»، کمی بهتر می‌شوند.

حتی وقتی تشکر‌کردن، کار دشواری باشد.

مخصوصاً آن مواقع.



.
▪️تناقض موقعیت و قدرت

▪️ست‌گادین | جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱



شخص می‌تواند از پرداخت قبوض اجتناب کند، به کارمندانش زور بگوید، اعتبار دیگران را بدزدد، با داور ساخت و پاخت کند و به‌دنبال راه‌های میانبر باشد...

یا می‌تواند قبوض را سر وقت بپردازد، کارمندانش را ارتقاء دهد، بر اعتبار دیگران بیفزاید و راه طولانی را انتخاب کند.

با اینکه هر دوی این‌ها علایم مدرن نوع خاصی از موفقیت هستند، فقط یکی از آنها راه پیشرفت باثباتی است.

امپراطوران باستان که آرزوی قدرت داشتند، اغلب، دشمنانشان را سر می‌بریدند.

قدرتمندان واقعی آنها را می‌بخشیدند.


.
▪️ فراوان در مقابل خاص

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱



وقتی سعی کنید برای توصیف یک مفهوم بسیار بزرگ، همه‌ی جزئیات کلی و انتزاعی را بیان کنید، به احتمال زیاد، ما را سردرگم خواهید کرد. وقتی قصد توضیح‌دادن همه‌ی آنها را دارید، فقط مات و مبهوت می‌مانیم.

تغییر مسیر دهید و خاص‌ترین مثال ممکن را با اثربخش‌ترین و انسانی‌ترین لحن با ما به اشتراک بگذارید.

اگر برای رفتن به مسیری که شما می‌روید متقاعد شویم، احتمالاً خودمان برای یادگیریِ روشِ رفتن، وقت بگذاریم.



.
▪️عجله نکنید

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۸ آذر ۱۴۰۱



حتماً عجله کنید. ما باید عجله کنیم.

عجله‌کردن، باعث می‌شود که کاری در فهرست اولویت‌های ما قرار گیرد. عجله‌کردن به ما احساس فوریت و تمرکز می‌دهد.

ولی عجله‌کردن به اشتباهات و سپس عذرخواهی‌ها می‌انجامد. ما نمی‌خواهیم این جمله را از شما بشنویم: «متاسفم، عجله کردم.»

ولی عجله کنید.


.
▪️وانت من، سریع‌تر از فِراری شماست

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۹ آذر ۱۴۰۱




فرهنگ عوض می‌شود. ولی با هنجارهای جغرافیایی و توسط کسانی که بر اساس موقعیت و وابستگی‌ها انگیزه می‌گیرند، کنترل می‌شود.

در واقع هیچ‌کس به خودرویی که بتواند در یک ثانیه شتابی بیشتر از سایر خودروها بگیرد نیازی ندارد. ولی داشتن چنین خودرویی در برخی از محافل، باعث کسب موقعیت می‌شود. ولی وقتی نسل جدیدی از فناوری باعث می‌شود خودرویی که قبلاً سریع بود دیگر سریعترین نباشد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ آیا باز هم یک کالای لوکس است؟

قبلا در برخی محافل، پوشیدن پالتو پوست، به شخص اعتبار می‌داد. وقتی یک کت «پاتاگونیا» گرمتر، بادوام‌تر، ارزان‌تر، سبک‌تر، مهربان‌تر با حیوانات و خوش‌پوش‌تر است، چه اتفاقی می‌افتد؟

یک استیک گوشت بزرگ برای شام، راهی برای بیان سخاوتمندی و مهمان‌نوازی بود. وقتی شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که دیگر استیک نشانه‌ی سخاوتمندی در نظر گرفته نمی‌شود، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

شاید یک فرد بسیار ثروتمند بتواند خاطرنشان کند که می‌تواند به لطف جت شخصی‌اش در جلسه‌ی فردا حضور یابد. آیا او نسبت به کسی که با استفاده از Zoom برای جلسات، در زمان و هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کند، رتبه‌ی بالاتری دارد؟


شاید دیگر داشتنِ یک دفتر بزرگ نسبت به یک نیروی کار انعطاف‌پذیر مولد که از هر جایی که دلش می‌خواهد کارش را انجام می‌دهد، اعتبار بیشتری به فرد ندهد. احتمالاً دیگر یک کارخانه‌ی پُر سروصدا و مملو از کارگر مثل سابق، نشانه‌ی قدرت و تأثیرگذاری نباشد. دودکش کشتی‌ها قبلاً نماد شهری بود که محل تردد بود... [و دیگر اینطور نیست]

در خیلی از موارد، کالاهای لوکس با احمق جلوه‌دادن صاحبانشان، جلوی پیشرفت آنها را در کسب رتبه‌های بالاتر می‌گیرند.

هنجارها طبیعی به نظر می‌رسند. البته تا وقتی که عمرشان سر برسد و غیرطبیعی شوند.



.
▪️ همه‌ی تیله‌ها ( و به دست‌آوردن پول سریع)

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱


مشکلی که هنگام تیله‌بازی به وجود می‌آید آن است که بازی با برنده‌شدن در آن و بردنِ همه‌ی تیله‌ها به پایان می‌رسد. اگر قرار است با برنده‌شدن و به چنگ‌آوردن همه‌ی تیله‌ها توسط یک نفر، دیگر هیچ‌کس فرصتی برای پیشرفت در بازی نداشته باشد، واقعاً به زحمتش نمی‌ارزد.

مشکل پولی که سریع به دست می‌آید چیست؟ این است که در مقایسه با پولی که در طول زمان و در ازای انجام کار خوب به دست می‌آید، پول کم‌اهمیت و حقیری است.



.
▪️کتاب‌هایی برای متحول‌شدن شما

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱



آذرماه در نیمکره‌ی شمالی، هوا تاریک است.

و مردم در سراسر جهان بمنظور جشن‌گرفتن هر تعطیلاتی برای همدیگر هدیه می‌خرند و تعطیلات بسیار زیادی به زودی از راه می‌رسند.

به این دو دلیل: کتاب‌ها!

کتاب The Carbon Almanac منتخب ویرایشگران آمازون بود‌. یکی از ۱۰۰ انتخاب برتر Do Lectures. پرفروش‌ترین کتاب در هر کشوری که منتشر شده و کتابی ایده‌آل برای افراد بالای ۱۰ سال است.

چندین سازمان در حال خرید یک نسخه از این کتاب به عنوان هدیه‌ی سالانه برای کارمندان‌شان هستند و اگر تعداد کافی از ما نسخه‌هایی از این کتاب را به اشتراک بگذارند، دنیا تغییر خواهد کرد. کما اینکه تغییر هم کرده است.

کتاب Tomorrow and Tomorrow and Tomorrow یک کتاب شگفت‌انگیز است. داستانی عاشقانه، پُر از دل‌شکستگی و سرگرمی‌های تمام‌نشدنی.

کتاب The Flavor Equation یک کتاب آشپزی فوق‌العاده و نیز یک تحقیق مفید در مورد طعم غذاهاست. کتاب صوتی‌اش بخاطر عضویت، برای من رایگان بود ولی اعتراف می‌کنم که جلد سخت کتاب، خیلی مفیدتر بود. هدیه‌ی بهتری هم بود.

کتاب کافکا در کرانه یک داستان متحول‌کننده برای رسیدن به بلوغ است. که با شنیدن کتاب صوتی‌اش، کامل می‌شود.

کتاب All the Birds in the Sky کتابی سرگرم‌کننده است که شما را به تفکر وامی‌دارد. بسیار زیاد.

کتاب The Very Nice Box کتابی‌ست دوست‌داشتنی با پیامی که همه جا را فراخواهد گرفت.

چه در زیر نور شمع، چه در ساحل، امیدوارم آخر سال خوبی داشته باشید.


.
▪️چرا بنظر می‌رسد که جستجوها بدتر می‌شوند

▪️ست‌گادین | جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱


حتی با وجود موتور جستجوی قدرتمندی مثل Ecosia [+]، بازهم مخصوصاً با گوگل و آمازون، احساسِ دست‌یافتن به سایت یا محصول یا اطلاعات درست در همان اولین جستجو، نادرتر و نادرتر می‌شود. چند دلیل برای این قضیه وجود دارد:

۱- انتظارات ما بیشتر شده است. حتی یک جستجوی خوب، آن احساس قبلی را در ما ایجاد نمی‌کند. کافیست چند بار ما را شگفت‌زده کند تا در دام شگفت‌زدگی گرفتار شویم. دیگر مثل سابق، به اوج‌رساندنِ نتایج فوق‌العاده‌، میسر نیست. در دو سال اخیر، من بیش از ده‌هزار جستجو در Ecosia انجام داده‌ام و حوصله‌ام سر رفته است.

۲- موتورهای جستجو، ما را می‌فروشند. آنها دریافته‌اند که فروش تبلیغات به کسانی که در یک جستجوی درست، ضرر می‌کنند، بسیار سودآور است. بنابراین تعجبی ندارد که این نتایج غیر‌طبیعی که جستجوهای ما را شلوغ می‌کنند، به خوبیِ آنهایی که ما «مجانی» به دست می‌آوردیم نیستند.

۳- تولیدکنندگان محصولات و سازندگان وبسایت‌ها در بازیِ موتورهای جستجو، بهتر و بهتر می‌شوند. نه تنها کتاب‌های تقلبی آمازون که وانمود می‌کنند همان کتاب دلخواه شما هستند، بلکه کل خط تولید و صنایع، کانون شایستگی‌شان بر اساس برنده‌شدن در موتور‌های جستجو بنا شده است. در هر اکوسیستم رسانه‌ای که در آن، جستجو سودآور است، شما این قضیه را می‌بینید. سازمان‌هایی که بر مبنای بیشتر ساخته شده‌اند، بیشتر می‌خواهند.

۴- عدم وجود رقابت. به محض اینکه یک سازمان بزرگ در چیزی برنده می‌شود، تمرکز و کارش را به سمت سودآوری تغییر جهت می‌دهد، نه به سمت ارتقاء و بهترشدن.

رهبران جستجو، بجای اینکه با مورد ۳# بجنگند و مورد ۲# را متوقف کنند، مغرور و ازخودراضی می‌شوند.


.