طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️وقتی در آینه نگاه می‌کنیم

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۱


وقتی در آینه نگاه می‌کنیم، چه کسی را می‌بینیم؟

[ یادداشتی برای یک دوست جوان ]

وقتی در آینه نگاه می‌کنیم، شخصی که می‌بینیم، برازنده‌ی ماست. کسی که می‌جنگیم تا از او دفاع کنیم و اصرار بورزیم که ما همان شخص هستیم.

اگر در آینه، کسی را می‌بینید که دوستان زیادی ندارد، پس هر زمان دوستی بالقوه هم پا پیش بگذارد، برای اجتناب از دل‌شکستگی ناشی از طرد‌شدن، راهی پیدا می‌کنید تا از او فاصله بگیرید. پس همچنان دوستان زیادی نخواهید داشت.

اگر در آینه کسی را می‌بینید که از دریافت ورودی‌هایی که نمی‌تواند کنترل کند خوشش نمی‌آید، پس هر موقع ورودی‌های جدید از راه برسند، ایرادی در آنها پیدا می‌کنید و کنترل‌گری را بیشتر خواهید کرد، نه کمتر.

اگر کسی را می‌بینید که با چالش‌ها رشد می‌کند، چالش‌ها فرصتی برای رشد و شکوفایی خواهند شد.

هر روز، بهترین شانسِ دنیا برای دیدن یک شخص متفاوت در آینه به ما داده می‌شود.

شانس تغییر داستان‌هایی که برای خودمان تعریف می‌کنیم.

[وقتی بگویید] « هواپیماها بندرت سقوط می‌کنند. اهمیتی ندارد. تلاطم درحین پرواز، کشنده نیست. اهمیتی ندارد.» چنین داستانی درباره‌ی سفر هوایی، داستان شماست که برای خودتان تعریف می‌کنید. این داستان شماست و تا هر وقت بخواهید درست است. این داستان شماست و کسی نمی‌تواند آن را از شما بگیرد.

شاید برای خانه دلتنگ شوید. خانه جای فوق‌العاده‌ و شگفت‌انگیزی است. دلتنگی برای خانه نشانه‌ی آنست که خانه‌ی شما ارزش دلتنگ‌شدن را دارد. دلتنگ‌شدن برای خانه، داستانی است که ما درباره‌ی اینکه چه کسی هستیم، برای خودمان تعریف می‌کنیم.

ولی شما چه کسی خواهید شد؟ چه کسی می‌توانید بشوید؟

معلوم شده است که وقتی با افرادی احاطه شوید که به شما اهمیت می‌دهند، وقتی آزاد هستید و فرصت رهبری دارید، می‌توانید نسخه‌ای متفاوت، سخاوتمندتر، شادتر، قدرتمندتر و دوستانه‌تری از خودتان شوید.

اگر می‌خواهید شخصی شوید که می‌تواند به یک بچه‌ی ۸ ساله بسکتبال آموزش دهد، می‌توانید همین الان کارتان را شروع کنید.

اگر می‌خواهید شخصی شوید که رهبری می‌کند، می‌توانید رهبری را شروع کنید.

اگر می‌خواهید.

چون شما باهوش هستید. به این چیزها اهمیت می‌دهید و حرفی برای گفتن دارید. چون کسانی هستند که به شما عشق می‌ورزند و به شما اهمیت می‌دهند.

و بهترین راه برای احترام به ایشان و خودتان این است که همان کسی شوید که برای آن به دنیا آمده‌اید.

اگر می‌خواهید.

امروز بهترین روز برای شروع سفرتان است. اگر صبر کنید، دشوارتر می‌شود.

وقتی در آینه نگاه می‌کنید، می‌خواهید چه کسی باشید؟



.
▪️شایستگی

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۱


در رقابت میانِ فردی که بیشتر می‌داند با کسی که می‌خواهد بیشتر یاد بگیرد، معمولاً برتری به آن فرد حرفه‌ای تعلق می‌گیرد که حس کنجکاوی و همدلی [ توانایی درک دیگران و اشتراک‌گذاری احساسات. م ] را دارد، نه کسی که فقط از دانسته‌های قبلی‌اش محافظت می‌کند.


.
▪️اثر Massie

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱



این مورد را در کنار Dunning Kruger قرار دهید که نشان می‌دهد افراد کم‌توان به طور سنتی، استعدادشان را دست بالا می‌گیرند.

اثر Massie تمایل افراد به حمایت از دلایل خوب برای رسیدن به این باور است که آنها در اقلیت هستند.

یک مطالعه در پرینستون نشان داد که تقریباً ۸۰ درصد آمریکایی‌ها عقیده دارند که ما باید درباره‌ی آب و هوا کاری بکنیم ولی همان افراد باور دارند که فقط ۳۷ درصد از هموطنان آمریکایی با آنها موافق هستند.

اگر احساس کنیم که اقلیتی نادیده‌گرفته‌شده هستیم، می‌توانیم شانه‌ خالی کنیم. این احساس می‌تواند به ما فرصتی بدهد که موقعیتی تخیلی برای خودمان بعنوان رهبر قائل شویم. ولی بیشتر به تضعیفِ اعتماد به نفسی می‌انجامد که نیاز داریم تا واقعاً کاری انجام دهیم.

اگر کاری برای شما مهم است، احتمالاً برای بقیه هم مهم است.


.
▪️بادمجان قبل از ریچارد نیکسون


▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱



هزاران سال بود که بادمجان‌ها «ویژگی‌هایی» اینچنین داشتند. ولی به محض اینکه یاد گرفتیم آنها به چه چیزی شبیه هستند، دیگر نتوانستیم آن را نادیده بگیریم. قبلاً شکل عجیبی از سبزیجات را داشت ولی حالا بشدت شبیه رئیس‌جمهور قبلی(ریچارد نیکسون) است.

وقتی قلاب ذهن‌مان جایی گیر می‌کند، دیگر نمی‌توانیم فراموشش کنیم.

کار ما به عنوان یک داستانگو، یافتن یکی از آن قلاب‌هاست.


.
▪️«حق با شماست»

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۱



اگر یک مشتری، یک همکار یا یک دوست به اندازه‌ی کافی سخاوتمند باشد که احساساتش را به اشتراک بگذارد، احساساتش واقعی‌اند.

امکان دارد ما با فرضیاتی که منجر به آن احساسات شده‌اند موافق نباشیم ولی تأیید واقعی‌بودنِ آن احساسات، جای فوق‌العاده‌ای برای شروع گفتگوست.

اینکه بگوییم: «شما این‌طور احساس می‌کنید» با این جمله یکسان نیست: «هرکس تجربه‌ی شما را داشت، همین احساس به او دست می‌داد».


.
▪️بهترین شغلی که تا به حال داشتید

▪️ست‌گادین | جمعه ۱۸ آذر ۱۴۰۱


این تحقیق ساده، سریع و غیر رسمی را برای من پُر می‌کنید؟

ما بیشترِ عمرمان را سر کار می‌گذرانیم. با اینحال زمان زیادی را صرف حرف‌زدن درباره‌ی آن نمی‌کنیم. فرصتی که برای ارزشمند‌کردن شغل‌مان است.

متشکرم.


.
▪️مانعِ روایت داستان نشوید

▪️ست‌گادین | شنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۱



واقعیت‌ها تقریباً هرگز جلوی پیشروی یک داستان خوب را نمی‌گیرند.

چون یک داستان خوب، واقعی بنظر می‌رسد.

یک داستان خوب، سر و صدا می‌کند.

یک داستان خوب بر اساس احساسات ماست. احساساتی که در طول زمان و با مشقت بدست آورده‌ایم.

یک داستان خوب، صرفنظر از واقعیت‌ها، پابه‌پای ما می‌آید.

اگر من واقعیت‌هایی را برای رد‌کردن داستان شما پیش بکشم، آن واقعیت‌ها شکست می‌خورند... مگر اینکه خودشان پایه‌ای برای یک داستان جدید باشند؛ داستانی درباره‌ی انجام کاری هوشمندانه، مبتنی بر شواهد یا فقط داستانی با اثرگذاری بیشتر.

ولی واقعیت‌ها به تنهایی، شانس کمی در مبارزه با یک داستان خوب دارند.

بخشی از کارِ ایجاد تغییر، تلاش برای اطمینان از این قضیه است که یک داستان بد، مانع از گفتنِ واقعیت‌های خوب نشود.


.
▪️توجه، اعتماد و GPT3

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۱


وقتی هوش مصنوعی به قدری باهوش است که می‌تواند یک مقاله بنویسد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

هوش مصنوعی GPT3 به صدر اخبار برگشته است چون مطابق انتظار، بهتر و بهتر شده است. با یک رابط چت ساده، شما می‌توانید به راحتی طیف وسیعی از سوالات را از او بپرسید: (مثلاً یک مقاله‌ی هزارکلمه‌ای درباره‌ی Clara Barton بنویس.) که قطعاً احساس می‌کنید آن مقاله را یک دانش‌آموز سخت‌کوش دبیرستانی نوشته است.

البته این قضیه، اوضاع را تغییر می‌دهد، درست مثل دوربین، ماشین تحریر و اینترنت که اوضاع را عوض کردند.

یعنی خلق مقادیر بسیار زیادی از مواد حد وسط، آسان‌تر از هر زمانی در گذشته می‌شود و شما می‌توانید یک فیلمنامه‌ی کمدیِ موقعیتِ بد را در حدود ۶ دقیقه بنویسید.

یعنی نوشتنِ انشا‌ در مدرسه یا کپی‌رایتینگ‌های متوسط در محل کار، حالا دیگر وقت‌تلف‌کنی است.

ولی بیشتر به ما یادآوری می‌کند که توجه و اعتماد، قابل اندازه‌گیری نیستند.(Don't scale)

اگر کار شما از آنچه GPT3 در عرض ۱۲ ثانیه خلق می‌کند، مفیدتر، روشنگرتر یا ضروری‌تر نیست، وقت مردم را نگیرید.

فناوری با آسان‌ترکردن کارهای قدیمی شروع می‌شود ولی بعد، خواهانِ بهتر‌کردن کارهای جدید می‌شود.


.
▪️و اگر نتوانید بگویید چه؟

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۱



همه‌ی داستان‌هایی که درباره‌ی مغزها می‌گوییم، ساختگی هستند.

اگر معلوم شود یک نقاشی سورئال خیره‌کننده توسط یک فیل یا یک کودک نوپا کشیده شده است، آیا از زیبایی آن کم می‌شود؟

اگر یک مقاله درباره‌ی «ذات واقعیت» توسط GPT3 یا توسط یک محقق Tufts نوشته شده باشد، اهمیتی دارد که چه کسی آن را نوشته است؟

کسانی هستند که هیچ صدایی در سرشان وجود ندارد. آنها مثل انسان‌های معمولی عمل می‌کنند ولی فاقد آن صدای سریع، نامشخص و نامفهوم در سرشان هستند که برخی از ما آن را هوشیاری(consciousness) می‌نامیم. آیا آنها هنوز هم انسان هستند؟

اگر کتابی توسط یک نویسنده‌ی پشت‌ پرده(ghost) یا گروه نویسندگان پشت پرده نوشته شده بود، آیا کمتر از یک کتاب بود و ارزش خواندن نداشت؟

از برخی جهات، این‌ها فقط بحث‌های فیلسوفانه نیستند. بخاطر طبیعتِ متصلِ اقتصاد ما و پیشرفت هوش مصنوعی، این سوالات همه روزه در زندگی ما خودشان را نشان می‌دهند.

هر هدف و معنایی [که ساخته‌ایم و] فرض می‌کنیم دیگر سازندگان هم همان هدف و معنا را دنبال می‌کنند، ساخته و پرداخته‌ی خودمان است.

چیزهایی که ما با آنها تعامل داریم، توسط ما، حیوانات و کامپیوترها ساخته شده‌اند و فقط محصول ارتباطات سیناپسی مغزمان هستند. ما داستان ساخته‌شدنِ آنها را برای امرار معاش و رضایت خاطر خودمان می‌سازیم.


.
▪️فقط موضوع زمان مطرح بود

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۱




البته سوال این است: چقدر طول می‌کشد؟

ما بمدت شصت‌سال است که سخت روی همجوشی(fusion) کار کرده‌ایم ( «ما» به کار می برم تا خودم را بین همه‌ی بشریت جا دهم، نه به این خاطر که یک فیزیکدان هستم).

نشریه‌ی Post می‌نویسد که یک دانشمند ارشد همجوشی در کالیفرنیا، جایی که این کشف در آنجا رخ داد، گفته است: «برای خیلی از ما فقط موضوع زمان مطرح بود.»

اگر همجوشی در چند سال آینده عملیاتی شود، کل دنیا برای همیشه به سمت بهترشدن، تغییر جهت می‌دهد. ژئوپلیتیک و محور استعمار/ دولت‌های نفتی به سرعت بازنویسی خواهد شد. موضوعات مربوط به آب و هوا تغییر خواهند کرد. توانایی ما برای تغذیه، اسکان و غنی‌سازی زندگی میلیاردها انسان به صورت چشمگیری تقویت خواهد شد.

بالاخره خیلی چیزها اجتناب‌ناپذیر هستند. شرط‌بندی روی قوس تاریخ، اغلب کار مطلوبی بنظر می‌رسد.

قسمت سخت کار، این است که بفهمیم چقدر طول می‌کشد و بعد، هر کمکی از دستمان برمی‌آید، برای رسیدن به همجوشی انجام دهیم.


.
▪️زودتر یا دیرتر...

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱



رویدادهای تصادفی، توزیع نابرابری دارند و به ندرت سر وقت رخ می‌دهند.

انعطاف‌پذیری و تکرار، شانس فرارسیدن بموقعِ زمان استراحت دلخواه‌مان را بالا خواهد برد.

انعطاف‌پذیری [ بازیابی سریع بعد از شکست‌ها و سختی‌ها]، تا به راهمان ادامه‌ دهیم و بتوانیم با دیرتر به جای زودتر، کنار بیاییم.

و تکرار تعاملات و ارسال محصول، تا شانس بیشتری داشته باشیم که اتفاق خوبی برایمان بیفتد.




.
▪️ مفهوم Prompt engineering


▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۱



با آنچه روْسا باید «می‌گفتند» تا کارگران را وادار به انجام کارِ مورد نیازشان کنند، آغاز شد.

و سپس گسترش یافت، چون تایپ‌کردنِ چیزهای صحیح در گوگل، احتمال پیداکردنِ آنچه بدنبالش هستید را بیشتر می‌کند.

(راستش را بخواهید: وقتی در یاهو کار می‌کردم، فهرست محرمانه‌ای داشتند شامل صد عبارتی که بیشترین جستجو را داشت. محرمانه بود چون بیشتر مربوط به درخواست نوجوانان برای سایت‌های جنسی با کلمات بسیار ساده بود. و جستجوی شماره‌ی یک این بود: «یاهو»)

حال با GPT و Stable Diffusion و سایر ابزارهای هوش مصنوعی مبتنی بر یادگیری ماشین که استفاده‌ی گسترده‌ای دارند، بین افرادی که فقط حول و حوش promp‌t‌های احمقانه‌ی گذرا می‌چرخند و کسانی که در حال فهمیدنِ نحوه‌ی طراحی و نوشتن prompt‌های عالی هستند، فاصله‌ وجود دارد.[ Prompt engineering یعنی طراحی و نوشتن دستورات، ورودی‌ها و پیام‌های توصیفی، صریح و دقیق، برای ارائه به الگوریتم‌ها و مدل‌های زبانی مدرن هوش مصنوعی مثل GPT، بمنظور گرفتنِ جواب‌ها، خروجی‌ها و نتایج متنی/ تصویری مطلوب‌تر، دقیق‌تر و تخصصی‌تر . م]

ما همگی رئیس هستیم. دادنِ دستورهای بهتر، به نتایج بهتر می‌انجامد.


.
▪️نمایشگرهای کوچک و بهره‌وری


▪️ست‌گادین | جمعه ۲۵ آذر ۱۴۰۱



اگر می‌خواهید بازدید به دست آورید و مخاطبان را علاقمند کنید، معمولاً بهینه‌سازی کارتان برای نمایشگرهای کوچک، یک راهش است. تعداد موبایل‌های موجود در جهان، بیشتر از چیزی است که به شمار بیاید و جمعیت عظیمی از مردم، روزشان را صرف محتواهایی می‌کنند که توسط نمایشگرهایی در کف دستشان ارائه می‌شود.

و اما بهره‌وری چه می‌شود؟ تقریباً در هر زمینه‌ای که من از آن آگاهم، کار مهم را افراد زیادی که به دنبال آسایش، ارتباط یا یک لبخند هستند انجام نمی‌دهند، بلکه افرادی انجام می‌دهند که متعهدانه قصد دارند بنشینند و کار کنند.

به محض اینکه کار با صفحه‌کلید را متوقف کنید، علامت می‌دهید که آماده‌اید روی کار خودتان تمرکز کنید.

پی‌نوشت‌: پادکست این هفته، مختصری درباره‌ی کارِ مهم است. امیدوارم مفید واقع شود.



.
▪️مودم‌های کند

▪️ست‌گادین | شنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۱



اینترنت نباید این‌گونه باشد. به نظر می‌رسد ساختاری که با آن زندگی می‌کنیم، دست و پنجه نرم می‌کنیم و گاهی خلاف آن کار می‌کنیم، از پیش‌تعیین‌شده و واضح است. ولی بیشتر از این‌ها حاصل منشأ شبکه‌ی مشتریان است. [ رفتارها متأثر از تبادل اطلاعات و تقلید هستند. م ]

مخصوصاً مودم‌های کند.

وقتی WELL و AOL و سایر خدمات شروع کردند به تعیین اینکه چگونه میلیاردها نفر می‌توانند متصل شوند، فیزیک کار مشخص بود:

ما ارتباطات خیلی کندی داشتیم.

ما کامپیوترهای خنگ و کم‌توانی داشتیم.

یعنی وجود یک سرور مرکزی، ضرورت دارد و کسی که صاحب آن است، احتمالاً می‌خواهد سود کند.

که منجر می‌شود به:

- هزینه‌ی یارانه‌ای ثبت نام
- هزینه‌ی مداوم (از طریق تبلیغات یا پرداخت‌ها) برای باقی‌ماندن
- تأکید بر اثرات شبکه‌ای برای پخش اخبار
- تأکید بر متعهد‌شدن برای به حداکثررساندن سودآوری برای پرداخت‌ها
- هزینه‌های یارانه‌ای ثبت نام

و خب رسیدیم به توقعات زیر:

- حساب‌های کاربری ناشناس یا متعدد
- داده‌هایی غیر قابل انتقال (چون متعلق به میزبان هستند نه شما)
- نظارت/ تجارت خصوصی برای آسایش - تبلیغات تهاجمی‌تر
- بیزاری از قابلیت همکاری متقابل

در سال ۲۰۲۲ هر فرد آنلاین، تقریباً هزاربرابر سریعتر نسبت به اینترنت با مودم dial-up وصل شد و صاحب یک کامپیوتر بود که به همان قدرت میزان‌های اولیه است (حتی اگر یک تلفن باشد).

اگر به اندازه‌ی کافی اهمیت می‌دادیم، می‌توانستیم یک اینترنت مستقل(federated) را تصور کنیم. اینترنتی که کنترل و قدرتش در اختیار یک شرکت بزرگ هوسباز با هرزنامه‌هایش نیست. بلکه در دست اشخاصی است که بیشتر می‌پسندند که ما زندگی واقعی داشته باشیم، حرف خودمان را بزنیم و داده‌های خودمان و همکاری‌های خودمان را داشته باشیم.


.
▪️کار بزرگ بعدی

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۱



فصلی برای همه‌ی فهرست‌ها فرا رسیده است: نویسندگان، خوانندگان و رستوران‌های برتر در هر سبک خاص.

اگر شما هم در فهرست هستید، تبریک می‌گویم. شما آن کار بزرگ بعدی هستید.

فعلاً اینطور است.

ولی حقیقت نهفته در «کار بزرگ بعدی» آن است که شما نمی‌توانید این‌گونه باقی بمانید. گروه‌های برترِ دیروز، امروز برتری سابق را از دست داده‌اند.

بعد از اینکه چیزی عالی ساختید، دیر یا زود می‌فهمید که چطور بدون اینکه سوگلی یکروزه باشید، باید همچنان به پیشرفت‌تان ادامه دهید.


.
▪️خیره‌شدن به تصمیمات

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۱



قیمت صابون هر چند که باشد، خرید شما بسته به اینکه چقدر جا دارید، این برند را دوست دارید یا نه، یا اینکه سبد خرید شما چقدر پُر شده است، یا اینکه آیا مقبول کسی که شما را برای خرید به بازار فرستاده می‌شود یا نه، ممکن است تغییر کند.

تمرکز روی چنین تصمیمات کم‌ارزشی آسان است.

سازمان‌هایی وجود دارند که وقت بسیار بیشتری را صرف بحث برای یک لوگوی جدید می‌کنند، جای اینکه بررسی کنند که دفتر جدید را کجا جایگزین کنند. یکی پُر از عواطف و بدون اهمیت اقتصادی است و دیگری مبهم، پیچیده و فوق‌العاده گران است.

شاید دیده باشید که شخصی احساسات و تمرکز خود را صرف بدست‌آوردن انعام مختصری می‌کند ولی ناگهان برای رفتن به یک تعطیلات تجملاتی، پول قرض می‌کند.

بازاریاب‌ها ما را وادار می‌کنند که تا حد ممکن، زمان کمی را برای فکرکردن درباره‌ی وام‌های بلندمدت، پیامدهای رفتن به یک دانشگاه مشهور یا انتشار گازهای گلخانه‌ای در طول عمرمان با خرید یک خودرو خاص یا یک خانه صرف کنیم. ولی نهایتاً کارمان به چرخه‌های بیشمارِ انتخاب‌های ناچیز می‌انجامد که فقط باعث می‌شوند احساس کنیم روی جهان اطرافمان صاحب کنترل هستیم.

ممکن است باور داشته باشیم که اگر شخصی به چیزهای کوچک اهمیت دهد، دیگر چیزهای بزرگ اهمیتی ندارند یا برعکس.

بنظر می‌رسد که خیره‌شدن به یک تصمیم بزرگ ناراحت‌کننده، ممکن است ناراحتی هزاران تصمیم کوچک را جبران کند.



.
▪️حد و مرزها اهرم هستند

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۱



و اعلان‌ها، تأکید‌ها و ادعاها، نقشه‌های راهند.

یعنی:

بودجه‌بندی‌ها

جداول زمانی

طرح‌ها

درختان تصمیم‌گیری

و پیش‌بینی‌ها

جایی برای ترس ندارند. آنها هدیه‌اند و به ما فرصت اقدام می‌دهند، چنان که انگار آینده‌ای ممکن را توصیف ‌می‌کنیم و بعد، با تکیه به آنها، برای خلق جایی که می‌خواهیم آنجا باشیم دست بکار می‌شویم.



.
▪️ شبکه کجاست؟

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۱


اگر می‌خواهید فهرست خواربار را مرور کنید تا ببینید آیا چیزی را از قلم انداخته‌اید یا نه، ترتیب الفبایی، راه بدی است.

به جای آن، مرتب‌کردن مواد غذایی بر اساس دورها(course) [غذاهایی که معمولاً باهم سرو می‌شوند یک دور بحساب می‌آیند] و بعد، بر اساس چینش مواد غذایی در هر بشقاب، طبقه‌بندی کنید و شبکه‌ای(grid) بسازید تا مواد فراموش‌شده آشکار شوند.

اگر به خودمان زحمت طبقه‌بندی و ایجاد یک شبکه‌ی مفید را ندهیم، به طور پیش‌فرض به ترتیب زمانی و توصیفی طبقه‌بندی می‌کنیم. اگر می‌خواهید بدانید چه چیزی کم است، ابتدا مدتی را صرف ساختن یک شبکه‌ی مفید کنید.


.
▪️تعویض دنده

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱


وقتی یک خودرو دنده عوض می‌کند، موتور هیچ نیرویی روبه‌جلو تولید نمی‌کند و راندن، ترمزکردن یا کنترل حرکت رو به جلو برای خودرو دشوارتر می‌شود.

با این حال، تنها راه موثر برای عوض‌کردنِ دنده، هنگام حرکت است. تا با استفاده از حرکت رو به جلو، بتوانیم بر توقف قدرت موتور غلبه کنیم.

اگر بدون تعویض دنده، برای شتاب‌گرفتن خودرو تلاش کنید، موتورتان را منفجر می‌کنید.

این استعاره‌ی بسیار مفیدی است.


.
▪️این سزاوار شما نیست، ولی همینه که هست

▪️ست‌گادین | جمعه ۲ دی ۱۴۰۱


زمانی که صرف ناله و شکایت‌ برای یک اتفاق می‌کنیم، همان زمانی است که برای نوشتن یا حرف‌زدن‌(addressing) درباره‌ی خود مشکل، صرف نمی‌کنیم.

وقتی مشتری یا رئیس‌تان یک ایده‌ی عالی را رد می‌کند، تمرکز روی ایده و اینکه چقدر حق با شما بود، کار وسوسه‌انگیزی است. در عوض، ممکن است کار منطقی‌تر این باشد که برای همدلی با ترس یا وضعیتی که مشتری دارد، راهی پیدا کنید. چون شاید آن موضوعات، مانع آنها از دیدنِ چیزی شده است که شما می‌خواستید بگویید.

« باشه، اتفاقیه که افتاده.» بعدش چی؟

رویدادهای بین انسان‌ها اغلب پیچیده‌تر از آن هستند که ما آنها را ارزش‌گذاری کنیم.



.
▪️محافظت از نقطه‌ضعف

▪️ست‌گادین | شنبه ۳ دی ۱۴۰۱



هر کس نقطه‌ضعفی دارد. قسمتی از ماست که نمی‌خواهیم نگاهش کنیم، به آن اعتراف کنیم یا خطر ناراحتی آن را بپذیریم. داستان یا آسیب یا موقعیتی که باید به هر قیمتی از آن اجتناب شود.

افراد فقط برای اجتناب از روبروشدن با صدای ضعیف نازکی که در درون پنهان شده است، شغل‌ها، خانواده‌ها و فرصت‌ها را انتخاب خواهند کرد. و بازاریاب‌هایی با استانداردهای پایین، ما را بی‌رحمانه دستکاری خواهند کرد تا پولی را که صرف محافظت از نقطه‌ضعف‌مان می‌کنیم، از چنگ ما درآورند.

رهایی از نقطه‌ضعف‌، تقریباً غیر ممکن است. ولی اگر آنقدر شجاع باشیم که به وجود نقطه‌ضعف‌مان اعتراف کنیم، امکان دارد کمک کنیم تا جای بسیار کمتری را اشغال کند.


.