▪️محافظت از نقطهضعف
▪️ستگادین | شنبه ۳ دی ۱۴۰۱
هر کس نقطهضعفی دارد. قسمتی از ماست که نمیخواهیم نگاهش کنیم، به آن اعتراف کنیم یا خطر ناراحتی آن را بپذیریم. داستان یا آسیب یا موقعیتی که باید به هر قیمتی از آن اجتناب شود.
افراد فقط برای اجتناب از روبروشدن با صدای ضعیف نازکی که در درون پنهان شده است، شغلها، خانوادهها و فرصتها را انتخاب خواهند کرد. و بازاریابهایی با استانداردهای پایین، ما را بیرحمانه دستکاری خواهند کرد تا پولی را که صرف محافظت از نقطهضعفمان میکنیم، از چنگ ما درآورند.
رهایی از نقطهضعف، تقریباً غیر ممکن است. ولی اگر آنقدر شجاع باشیم که به وجود نقطهضعفمان اعتراف کنیم، امکان دارد کمک کنیم تا جای بسیار کمتری را اشغال کند.
.
▪️ستگادین | شنبه ۳ دی ۱۴۰۱
هر کس نقطهضعفی دارد. قسمتی از ماست که نمیخواهیم نگاهش کنیم، به آن اعتراف کنیم یا خطر ناراحتی آن را بپذیریم. داستان یا آسیب یا موقعیتی که باید به هر قیمتی از آن اجتناب شود.
افراد فقط برای اجتناب از روبروشدن با صدای ضعیف نازکی که در درون پنهان شده است، شغلها، خانوادهها و فرصتها را انتخاب خواهند کرد. و بازاریابهایی با استانداردهای پایین، ما را بیرحمانه دستکاری خواهند کرد تا پولی را که صرف محافظت از نقطهضعفمان میکنیم، از چنگ ما درآورند.
رهایی از نقطهضعف، تقریباً غیر ممکن است. ولی اگر آنقدر شجاع باشیم که به وجود نقطهضعفمان اعتراف کنیم، امکان دارد کمک کنیم تا جای بسیار کمتری را اشغال کند.
.
Seth's Blog
Protecting the sore spot
Everyone has one. It’s the part of ourselves we won’t look at, acknowledge or risk disturbing. It’s the story or trauma or situation that must be avoided at all costs. People will…
▪️داستانها، استانداردها و نکته
▪️ستگادین | یکشنبه ۴ دی ۱۴۰۱
خودرو برای چیست؟ حمل و نقل. با قابلیت اطمینان و تثبیت موقعیت. بدهبستان با بانک. خرید و فروش با معاملهگر. روابط شما با همسایگان. اعلان سبک و باورتان در طراحی. احساس شما دربارهی کیفیت. بیانیهای دربارهی اینکه چطور روی این سیاره راه میروید.
شغل برای چیست؟ روشی برای پرداخت قبوض. روزتان چگونه میگذرد. چیزی که در مهمانیها راجع به آن حرف میزنید. احساس هدفمندی. فرصتی برای خیالپردازی. کسانی که با آنها ارتباط دارید. چیزی که میتوان به آن افتخار کرد. اعلان عزت نفس و جایگاه. فرصتی برای ایجاد تفاوت یا برای نزول منظم موقعیتتان.
مراسم ازدواج برای چیست؟ مراسمی برای یادآوری یک تعهد طولانیمدت. اعلان وضعیت. توسعهی غلبهی تاریخی جنس مذکر. فرصتی برای ایراد بیانیهای خلاف میراث پدری. بازی مطابق قوانین و استانداردهای یک جامعه. به چالشکشیدن عمدی آن قوانین. اعلان یک اعتماد به نفس دوطرفه. یک مهمانی، شاید بزرگترین مهمانی که تابحال میزبانش بودهاید. کمبود، تصمیمگیری دربارهی اینکه چه کسی بیاید و چه کسی نیاید، و فراوانی، استفاده از منابع برای گسترش حد و مرزها.
خانه برای چیست؟ جایی امن برای زندگی. یک سرمایهگذاری. یک داد و ستد با دلال. یک اعلان برای خانواده و دوستان. یک سرمایهگذاری. پرداخت ماهانه. بیان ترجیح و سبک شخصی.
با رشد منابعمان، قدرت داستانهایی هم که برای خودمان تعریف میکنیم افزایش مییابد.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۴ دی ۱۴۰۱
خودرو برای چیست؟ حمل و نقل. با قابلیت اطمینان و تثبیت موقعیت. بدهبستان با بانک. خرید و فروش با معاملهگر. روابط شما با همسایگان. اعلان سبک و باورتان در طراحی. احساس شما دربارهی کیفیت. بیانیهای دربارهی اینکه چطور روی این سیاره راه میروید.
شغل برای چیست؟ روشی برای پرداخت قبوض. روزتان چگونه میگذرد. چیزی که در مهمانیها راجع به آن حرف میزنید. احساس هدفمندی. فرصتی برای خیالپردازی. کسانی که با آنها ارتباط دارید. چیزی که میتوان به آن افتخار کرد. اعلان عزت نفس و جایگاه. فرصتی برای ایجاد تفاوت یا برای نزول منظم موقعیتتان.
مراسم ازدواج برای چیست؟ مراسمی برای یادآوری یک تعهد طولانیمدت. اعلان وضعیت. توسعهی غلبهی تاریخی جنس مذکر. فرصتی برای ایراد بیانیهای خلاف میراث پدری. بازی مطابق قوانین و استانداردهای یک جامعه. به چالشکشیدن عمدی آن قوانین. اعلان یک اعتماد به نفس دوطرفه. یک مهمانی، شاید بزرگترین مهمانی که تابحال میزبانش بودهاید. کمبود، تصمیمگیری دربارهی اینکه چه کسی بیاید و چه کسی نیاید، و فراوانی، استفاده از منابع برای گسترش حد و مرزها.
خانه برای چیست؟ جایی امن برای زندگی. یک سرمایهگذاری. یک داد و ستد با دلال. یک اعلان برای خانواده و دوستان. یک سرمایهگذاری. پرداخت ماهانه. بیان ترجیح و سبک شخصی.
با رشد منابعمان، قدرت داستانهایی هم که برای خودمان تعریف میکنیم افزایش مییابد.
.
▪️فرصت رویایی ما
▪️ستگادین | دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱
مدرسه و کار، ما را وادار میکنند از رویاهای واقعی دوری کنیم. رویاپردازان، خطرناک، ناشکیبا و بیمیل به تحملِ وضعیت موجود هستند. سیستمهای موجود ترجیح میدهند که ما فقط سازگار باشیم.
رویاهایی که نیاز داریم آموزش دهیم، رویای خوداتکایی و سخاوتمندی است. تنها راه پیشرفت برای ما، تشویق و تقویتِ کارِ افرادی است که مایل به یادگیری، دیدن و متعهدشدن به بهبود اوضاع هستند.
حال بنظر میرسد که بیشتر از هر زمانی، خواندن و نوشتن، اساس کار هستند. این دو مهارت، بیشترین احتمال برای ایجاد نتایج تصاعدی را دارند.
نویسندهی تأثیرگذار میتواند ایدههایش را ببیند که یکشبه در حال گسترش میان صدها یا شاید میلیونها نفر است. هنوز هم نوشتن، یک ابزار است که ما برای رمزگذاری و اشتراک ایدهها از آن استفاده میکنیم و ما را وادار میکند تا افکارمان را سازماندهی کنیم.
ولی تا آنها را نبینیم، نمیتوانیم بیان کنیم، این کار، مستلزم مطالعه و درکِ متعهدانه، در ترکیب با جرئت رویاپردازی و رهبری است.
دیگران را پیدا کنید، مشکلات را ببینید و بعد، تصمیم بگیرید تا دربارهی آنها کاری انجام دهید.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱
مدرسه و کار، ما را وادار میکنند از رویاهای واقعی دوری کنیم. رویاپردازان، خطرناک، ناشکیبا و بیمیل به تحملِ وضعیت موجود هستند. سیستمهای موجود ترجیح میدهند که ما فقط سازگار باشیم.
رویاهایی که نیاز داریم آموزش دهیم، رویای خوداتکایی و سخاوتمندی است. تنها راه پیشرفت برای ما، تشویق و تقویتِ کارِ افرادی است که مایل به یادگیری، دیدن و متعهدشدن به بهبود اوضاع هستند.
حال بنظر میرسد که بیشتر از هر زمانی، خواندن و نوشتن، اساس کار هستند. این دو مهارت، بیشترین احتمال برای ایجاد نتایج تصاعدی را دارند.
نویسندهی تأثیرگذار میتواند ایدههایش را ببیند که یکشبه در حال گسترش میان صدها یا شاید میلیونها نفر است. هنوز هم نوشتن، یک ابزار است که ما برای رمزگذاری و اشتراک ایدهها از آن استفاده میکنیم و ما را وادار میکند تا افکارمان را سازماندهی کنیم.
ولی تا آنها را نبینیم، نمیتوانیم بیان کنیم، این کار، مستلزم مطالعه و درکِ متعهدانه، در ترکیب با جرئت رویاپردازی و رهبری است.
دیگران را پیدا کنید، مشکلات را ببینید و بعد، تصمیم بگیرید تا دربارهی آنها کاری انجام دهید.
.
▪️برای همیشه یعنی تا چه زمانی؟
▪️ستگادین | سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱
و هرگز یعنی چقدر زود؟
اساساً خیلی از سازمانها قادر به برنامهریزی دهساله نیستند. وقتی یک شرکت قول میدهد که تا سال ۲۰۳۰ کربن تولید نکند، در واقع میگوید که هرگز چنین نخواهد کرد.
چون تقریباً همه فشارهایی که روی آنهاست، کوتاهمدت هستند. درضمن انتظار میرود در آن زمان، افراد کمی در همان شغل یا همان شرکت به کارشان ادامه دهند، پس به درد نمیخورد. بنابراین کار آسانتر آن است که فقط چیزی را در آیندهی دور توصیف کنید و بعد برگردید سرکار خودتان یعنی همان اشتغالهای فکری کوتاهمدت هستند.
البته این فقط شرکتها نیستند که چنین کاری میکنند. افراد هم چنین میکنند و شرکتها فقط گروههایی از همین افراد هستند.
تغییر تعریف ما از «حالا» و «بعداً»، یک مزیت رقابتی قدرتمند است.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱
و هرگز یعنی چقدر زود؟
اساساً خیلی از سازمانها قادر به برنامهریزی دهساله نیستند. وقتی یک شرکت قول میدهد که تا سال ۲۰۳۰ کربن تولید نکند، در واقع میگوید که هرگز چنین نخواهد کرد.
چون تقریباً همه فشارهایی که روی آنهاست، کوتاهمدت هستند. درضمن انتظار میرود در آن زمان، افراد کمی در همان شغل یا همان شرکت به کارشان ادامه دهند، پس به درد نمیخورد. بنابراین کار آسانتر آن است که فقط چیزی را در آیندهی دور توصیف کنید و بعد برگردید سرکار خودتان یعنی همان اشتغالهای فکری کوتاهمدت هستند.
البته این فقط شرکتها نیستند که چنین کاری میکنند. افراد هم چنین میکنند و شرکتها فقط گروههایی از همین افراد هستند.
تغییر تعریف ما از «حالا» و «بعداً»، یک مزیت رقابتی قدرتمند است.
.
▪️مقیاس و کسب و کار کوچک (شبکهی فریلنسر)
▪️ستگادین | چهارشنبه ۷ دی ۱۴۰۱
هدف شما قرارگرفتن در کدام ربع است( تصویر بالا )
غولهای صنعتی(industry giants) حجمهای بسیار بالا میخواهند. کالاهای مشابه، قیمتگذاریشده، تحویل منظم، سفارش مداوم. آنها به خاطر فریلنسرهایی که سفارشی کار میکنند، صنعتگرند یا حتی «بهتر» هستند، روش خویش را تغییر نمیدهند. آنها فقط به دنبال جنس خوب با بهترین قیمت هستند. آنها میتوانند شما را پُرمشغله نگه دارند و حتی ممکن است پرداختِ سر وقت داشته باشند.
افراد خاصِ(rare birds) کمی وجود دارند که مشتریان بالقوه بزرگی برای فریلنسرهایی هستند که به آنها چیزهای خاص ارائه دهند، چیزی که به سختی قابل تکثیر باشد. افراد خاص، میدانند آنچه که میخواهند کمیاب است و هزینهی متناسبی میپردازند. چنین افرادی زیاد نیستند. اگر یکی را یافتید، قدرش را بدانید.
میرسیم به دو گروه آخر:
تاکنون رایجترین گروه، وقتتلفکنها(waste of time) هستند. این کسب و کارهای کوچک، دلشان میخواهد ( یا وانمود میکنند ) که غولهای صنعتی هستند ولی فقط میخواهند کالاها را قیمتگذاری کنند. در حجم کوچک و با تغییرات زیاد لحظهی آخر. واضح است که فریلنسرهای باهوش، از این افراد دوری میکنند، اهمیتی ندارد که چقدر خوشنیت باشند.
میرسیم به ترکیب ایدهآل(sweet spot). همان مشتری که شما را میخواهد، با همهی تک بودنتان، قیمتگذاری و جادویی که در کارتان دارید. کسی که زیاد میپردازد و بیشتر از آن دریافت میکند.
اگر دنبالشان بگردید، پیداکردن چنین افرادی آسانتر است. مخصوصاً اگر در واقع، جادوی خاصی ارائه دهید.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۷ دی ۱۴۰۱
هدف شما قرارگرفتن در کدام ربع است( تصویر بالا )
غولهای صنعتی(industry giants) حجمهای بسیار بالا میخواهند. کالاهای مشابه، قیمتگذاریشده، تحویل منظم، سفارش مداوم. آنها به خاطر فریلنسرهایی که سفارشی کار میکنند، صنعتگرند یا حتی «بهتر» هستند، روش خویش را تغییر نمیدهند. آنها فقط به دنبال جنس خوب با بهترین قیمت هستند. آنها میتوانند شما را پُرمشغله نگه دارند و حتی ممکن است پرداختِ سر وقت داشته باشند.
افراد خاصِ(rare birds) کمی وجود دارند که مشتریان بالقوه بزرگی برای فریلنسرهایی هستند که به آنها چیزهای خاص ارائه دهند، چیزی که به سختی قابل تکثیر باشد. افراد خاص، میدانند آنچه که میخواهند کمیاب است و هزینهی متناسبی میپردازند. چنین افرادی زیاد نیستند. اگر یکی را یافتید، قدرش را بدانید.
میرسیم به دو گروه آخر:
تاکنون رایجترین گروه، وقتتلفکنها(waste of time) هستند. این کسب و کارهای کوچک، دلشان میخواهد ( یا وانمود میکنند ) که غولهای صنعتی هستند ولی فقط میخواهند کالاها را قیمتگذاری کنند. در حجم کوچک و با تغییرات زیاد لحظهی آخر. واضح است که فریلنسرهای باهوش، از این افراد دوری میکنند، اهمیتی ندارد که چقدر خوشنیت باشند.
میرسیم به ترکیب ایدهآل(sweet spot). همان مشتری که شما را میخواهد، با همهی تک بودنتان، قیمتگذاری و جادویی که در کارتان دارید. کسی که زیاد میپردازد و بیشتر از آن دریافت میکند.
اگر دنبالشان بگردید، پیداکردن چنین افرادی آسانتر است. مخصوصاً اگر در واقع، جادوی خاصی ارائه دهید.
.
▪️ همهی جوکها، جوکهای خودمانی هستند
▪️ستگادین | پنجشنبه ۸ دی ۱۴۰۱
هر کسی نمیتواند متوجه طنز بودنش شود [چون احتمالاً اطلاعات کافی در آن حیطه ندارد]
این بدان معنا نیست که آن جوک برای شما خندهدار نبود. بلکه فقط به این معناست که آن فرهنگ به این خاطر کار میکند که در یک لحظه، گروهی از افراد، یک تاریخچه، یک مفهوم و یک دیدگاه را توسط آن جوک به اشتراک میگذارند.
وقتی یک طراحی یا یک آهنگ یا یک ترجیعبند شکست میخورد، ممکن است به این دلیل باشد که افراد خودمانی [ مطلع از فرهنگ و مسائل و اطلاعات مربوط به آن حوزه ] به اندازهی کافی وجود ندارند.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۸ دی ۱۴۰۱
هر کسی نمیتواند متوجه طنز بودنش شود [چون احتمالاً اطلاعات کافی در آن حیطه ندارد]
این بدان معنا نیست که آن جوک برای شما خندهدار نبود. بلکه فقط به این معناست که آن فرهنگ به این خاطر کار میکند که در یک لحظه، گروهی از افراد، یک تاریخچه، یک مفهوم و یک دیدگاه را توسط آن جوک به اشتراک میگذارند.
وقتی یک طراحی یا یک آهنگ یا یک ترجیعبند شکست میخورد، ممکن است به این دلیل باشد که افراد خودمانی [ مطلع از فرهنگ و مسائل و اطلاعات مربوط به آن حوزه ] به اندازهی کافی وجود ندارند.
.
Seth's Blog
All jokes are inside jokes
Someone’s not going to get it. That doesn’t mean it wasn’t funny to you. It simply means that culture works because, for a moment, a group of people share a history, an understand…
▪️دادههای روشنگرانه، اطلاعات نامیده میشوند
▪️ستگادین | جمعه ۹ دی ۱۴۰۱
دادهها ما را دربر گرفتهاند و بیشترشان فقط سر و صدا هستند.
هدف اطلاعات، اطلاعرسانی است تا به ما در تغییر ذهنیتمان یاری رساند. اطلاعات، صاحب دیدگاه است. مفید است و دادهها را به حقیقتی عملیاتی تبدیل میکند.
بدستآوردن دادههای بیشتر، کار سختی نیست ولی تبدیل آنها به اطلاعات، سخت است.
حدود یک سال قبل، سیصد نفر داوطلب شدند تا The Carbon Almanac را بسازند. دیروز ما برندهی جایزهی کتاب سال از Data Literacy Awards شدیم.
برخی از نمودارها و تصاویر کتاب، ۳۰ بار یا بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. قبل از انتشار، هر کدام از آنها اعتبارسنجی شد، پاورقیها اضافه گشت و با چندین بازبین به اشتراک گذاشته شد.
راههای بیشماری برای نمایش دادهها وجود دارد ولی تعداد خیلی کمی از آنها به اطلاعات تبدیل میشوند.
خوشبختم که در کنار متخصصان خوشفکر، ماهر و متمرکزی ایستادهام که تلاش بسیار زیادی کردند تا آنچه را که دور و برمان در حال رخدادن است توضیح دهند. امیدوارم بتوانید این کار را بررسی کنید و نسخهای از آن را به اشتراک بگذارید.
سال نو، سالی مملو از صلح و آرامشِ خاطر و امکانات، پیش روی ماست.
.
▪️ستگادین | جمعه ۹ دی ۱۴۰۱
دادهها ما را دربر گرفتهاند و بیشترشان فقط سر و صدا هستند.
هدف اطلاعات، اطلاعرسانی است تا به ما در تغییر ذهنیتمان یاری رساند. اطلاعات، صاحب دیدگاه است. مفید است و دادهها را به حقیقتی عملیاتی تبدیل میکند.
بدستآوردن دادههای بیشتر، کار سختی نیست ولی تبدیل آنها به اطلاعات، سخت است.
حدود یک سال قبل، سیصد نفر داوطلب شدند تا The Carbon Almanac را بسازند. دیروز ما برندهی جایزهی کتاب سال از Data Literacy Awards شدیم.
برخی از نمودارها و تصاویر کتاب، ۳۰ بار یا بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. قبل از انتشار، هر کدام از آنها اعتبارسنجی شد، پاورقیها اضافه گشت و با چندین بازبین به اشتراک گذاشته شد.
راههای بیشماری برای نمایش دادهها وجود دارد ولی تعداد خیلی کمی از آنها به اطلاعات تبدیل میشوند.
خوشبختم که در کنار متخصصان خوشفکر، ماهر و متمرکزی ایستادهام که تلاش بسیار زیادی کردند تا آنچه را که دور و برمان در حال رخدادن است توضیح دهند. امیدوارم بتوانید این کار را بررسی کنید و نسخهای از آن را به اشتراک بگذارید.
سال نو، سالی مملو از صلح و آرامشِ خاطر و امکانات، پیش روی ماست.
.
▪️منطق، چیز خاصی است
▪️ستگادین | شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱
ما دربارهی خیلی چیزها توافق داریم. استدلالهای پُربار، کمیابند، چون به ساختارهای مشترکِ واقعیت بستگی دارند. و استدلالکردن، یک کار لوکس است، چون به افراد اجازه میدهد که با ایدههای دور و برشان درگیر شوند، بدون نیاز به اینکه برای حل و فصل بحث، به نیروها یا مقامات خارجی پناه ببرند.
یک استدلال ممکن است ناقص باشد، چون براساس واقعیتهای مبتنی بر شواهد نیست. اگر ادعا کنید که الف اتفاق افتاده است ولی اینگونه نباشد، بقیهی استدلال شما به سختی قابل ارائه است.
و ممکن است استدلال ناقصی باشد، زیرا حتی اگر الف درست باشد، اهمیتی ندارد. چون در واقعیتی که ما در آن هستیم، منطق این استدلال، پابرجا نیست، چه با الف چه بدون الف.
یا استدلال میتواند ضعیف باشد، چون کلمات مورد استفاده در آن، غیرتخصصی هستند و معنای استدلال با رفتن شما تغییر میکند.
احساسات، واقعی هستند و میتوان آنها را به اشتراک گذاشت. به هر طریق ممکن، ما را از احساسات خویش مطلع کنید. احساسات، استدلال نیستند. متفاوتند. استدلالها شامل شواهد، ویژگیها و منطقی هستند که ما را قادر به دیدن و بهترکردن اوضاع میکنند.
بهتر است بجای اینکه وانمود کنیم درحال استدلالکردن هستیم، احساسات خود را به اشتراک بگذاریم.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱
ما دربارهی خیلی چیزها توافق داریم. استدلالهای پُربار، کمیابند، چون به ساختارهای مشترکِ واقعیت بستگی دارند. و استدلالکردن، یک کار لوکس است، چون به افراد اجازه میدهد که با ایدههای دور و برشان درگیر شوند، بدون نیاز به اینکه برای حل و فصل بحث، به نیروها یا مقامات خارجی پناه ببرند.
یک استدلال ممکن است ناقص باشد، چون براساس واقعیتهای مبتنی بر شواهد نیست. اگر ادعا کنید که الف اتفاق افتاده است ولی اینگونه نباشد، بقیهی استدلال شما به سختی قابل ارائه است.
و ممکن است استدلال ناقصی باشد، زیرا حتی اگر الف درست باشد، اهمیتی ندارد. چون در واقعیتی که ما در آن هستیم، منطق این استدلال، پابرجا نیست، چه با الف چه بدون الف.
یا استدلال میتواند ضعیف باشد، چون کلمات مورد استفاده در آن، غیرتخصصی هستند و معنای استدلال با رفتن شما تغییر میکند.
احساسات، واقعی هستند و میتوان آنها را به اشتراک گذاشت. به هر طریق ممکن، ما را از احساسات خویش مطلع کنید. احساسات، استدلال نیستند. متفاوتند. استدلالها شامل شواهد، ویژگیها و منطقی هستند که ما را قادر به دیدن و بهترکردن اوضاع میکنند.
بهتر است بجای اینکه وانمود کنیم درحال استدلالکردن هستیم، احساسات خود را به اشتراک بگذاریم.
.
Seth's Blog
Logic is a special case
We agree on so many things. Productive arguments are scarce, because they depend on shared constructs of reality. And arguments are a luxury, because they allow people to engage around ideas withou…
▪️یادگیری در سال جدید
▪️ستگادین | شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱
در چند سال گذشته هشتاد و شش هزار نفر دورههای Udemy من را گذراندهاند و همیشه هفتهی اول سال، زمان خوبی برای تحمل سختیها و یادگیری است. اینها ویدیوهای سخنرانی برای یادگیری با سرعت اختیاری خود دانشجویان(self paced) هستند.
دورههای بازاریابی مدرن Udemy با ۲۵درصد تخفیف در چند هفته آینده ارائه میشود.
محبوبترین دورهی من برای فریلنسرهاست که در حال فروش است.
یک دورهی کوتاهمدت برای معرفیها نیز وجود دارد.
و اگر شما به فکر شروع یک کارگاه هستید( کارگاه بصورت تعاملی و همگروهی است، نه مثل دورههای Udemy که آموزش خطی است) در اینجا لینک یک دوره دربارهی آنچه من برای ایجاد چنین کارگاههایی آموختهام با نصف قیمت برای چند روز آینده قرار دارد.
سالی خوش، پربار و پر از امکانات و آرامش ذهن داشته باشید.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱
در چند سال گذشته هشتاد و شش هزار نفر دورههای Udemy من را گذراندهاند و همیشه هفتهی اول سال، زمان خوبی برای تحمل سختیها و یادگیری است. اینها ویدیوهای سخنرانی برای یادگیری با سرعت اختیاری خود دانشجویان(self paced) هستند.
دورههای بازاریابی مدرن Udemy با ۲۵درصد تخفیف در چند هفته آینده ارائه میشود.
محبوبترین دورهی من برای فریلنسرهاست که در حال فروش است.
یک دورهی کوتاهمدت برای معرفیها نیز وجود دارد.
و اگر شما به فکر شروع یک کارگاه هستید( کارگاه بصورت تعاملی و همگروهی است، نه مثل دورههای Udemy که آموزش خطی است) در اینجا لینک یک دوره دربارهی آنچه من برای ایجاد چنین کارگاههایی آموختهام با نصف قیمت برای چند روز آینده قرار دارد.
سالی خوش، پربار و پر از امکانات و آرامش ذهن داشته باشید.
.
▪️جهان همانطور که هست
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱
هیچکس واقعیت را نمیبیند.
ارزش تکرار کردن را دارد: هیچکس جهان را دقیقاً همانطور که هست نمیبیند.
کسی که ناشنواست، جهان را از راه حسآمیزی(synesthesia) تجربه نمیکند. یک صخرهنورد، شیب تند را مثل یک فرد سالخورده نمیبیند. و یک فرد خوشبین و فردی بدبین، به ندرت فرصتها را به روش مشابه درک میکنند.
و گفتهی هریک از آنها هم صحیح است.
صحیح از آن جهت که تجربهی آنها از جهان، تجربهی آنهاست. برای هیچکس ممکن نیست که واقعاً جهان را آنطور که واقعاً هست بیند.
ولی فرصت چشمگیری برای ما وجود دارد که میتوانیم در آن پیشرفت کنیم.
میتوانیم جهان از یک راه مفید تجربه کنیم.
نه راه صحیح، بلکه راه مفید.
اگر روشهای شما در قضاوت مردم، انتخاب پروژهها یا تصمیمگیری برای دستیابی به آنچه دقیقاً میخواستید، کمکتان کرده است، تبریک میگویم.
برای بقیهی ما، فرصت کارکردن روی فیلترها، عادتها و غرایزمان وجود دارد.
برای درآمیختن با جهان و انتخابهایمان، طوری که مفید باشد.
امروز یک روز عالی برای شروع یک الگوی کاملاً جدید است.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱
هیچکس واقعیت را نمیبیند.
ارزش تکرار کردن را دارد: هیچکس جهان را دقیقاً همانطور که هست نمیبیند.
کسی که ناشنواست، جهان را از راه حسآمیزی(synesthesia) تجربه نمیکند. یک صخرهنورد، شیب تند را مثل یک فرد سالخورده نمیبیند. و یک فرد خوشبین و فردی بدبین، به ندرت فرصتها را به روش مشابه درک میکنند.
و گفتهی هریک از آنها هم صحیح است.
صحیح از آن جهت که تجربهی آنها از جهان، تجربهی آنهاست. برای هیچکس ممکن نیست که واقعاً جهان را آنطور که واقعاً هست بیند.
ولی فرصت چشمگیری برای ما وجود دارد که میتوانیم در آن پیشرفت کنیم.
میتوانیم جهان از یک راه مفید تجربه کنیم.
نه راه صحیح، بلکه راه مفید.
اگر روشهای شما در قضاوت مردم، انتخاب پروژهها یا تصمیمگیری برای دستیابی به آنچه دقیقاً میخواستید، کمکتان کرده است، تبریک میگویم.
برای بقیهی ما، فرصت کارکردن روی فیلترها، عادتها و غرایزمان وجود دارد.
برای درآمیختن با جهان و انتخابهایمان، طوری که مفید باشد.
امروز یک روز عالی برای شروع یک الگوی کاملاً جدید است.
.
▪️استدلال تنبلی و بیعملی
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۱
این گونه دلیلآوردن به طرز غافلگیرکنندهای آسان است.
«ما همهی این کارها را انجام دادهایم و اوضاع بهتر نشده است.» پس ظاهراً باید دست از تلاش بکشیم و به سر کار قبلی برگردیم.
«ما همهی این کارها را انجام دادهایم و اوضاع دارد بهتر میشود.» یعنی نیازی به ادامهی تلاش نیست و میتوانیم به سر کار قبلی برگردیم.
وضعیت موجود ممکن است ایدهآل نباشد ولی اگر از تغییر میترسیم، اگر برای بهبود اوضاع، روی هزینههای انجام کار تمرکز کردهایم، وسوسه میشویم که بسادگی دست روی دست بگذاریم و درجا بزنیم.
و ترسهای واقعی از تغییر اینهاست: شاید این تغییر جواب دهد ( که ترسناک است ) و شاید هم جواب ندهد ( که غمانگیز است).
پس کار آسانتر آن است که هیچکاری نکنیم و بیحرکت باقی بمانیم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۱
این گونه دلیلآوردن به طرز غافلگیرکنندهای آسان است.
«ما همهی این کارها را انجام دادهایم و اوضاع بهتر نشده است.» پس ظاهراً باید دست از تلاش بکشیم و به سر کار قبلی برگردیم.
«ما همهی این کارها را انجام دادهایم و اوضاع دارد بهتر میشود.» یعنی نیازی به ادامهی تلاش نیست و میتوانیم به سر کار قبلی برگردیم.
وضعیت موجود ممکن است ایدهآل نباشد ولی اگر از تغییر میترسیم، اگر برای بهبود اوضاع، روی هزینههای انجام کار تمرکز کردهایم، وسوسه میشویم که بسادگی دست روی دست بگذاریم و درجا بزنیم.
و ترسهای واقعی از تغییر اینهاست: شاید این تغییر جواب دهد ( که ترسناک است ) و شاید هم جواب ندهد ( که غمانگیز است).
پس کار آسانتر آن است که هیچکاری نکنیم و بیحرکت باقی بمانیم.
.
▪️تقریباً هیچکس
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۱
در مقایسه با کل جمعیت، تقریباً هیچکس ویکیپدیا را نساخته است، تقریباً هیچکس به آن نمایندهی مجلس رأی نداده است، تقریباً هیچکس کسبوکاری راه نینداخته است، تقریباً هیچکس برای کمکرسانی به غریبهای نیازمند، اهمیت کافی نداده است و تقریباً هیچکس این راه را هدایت نمیکند.
و این اتفاق مطلوبی است.
چون تقریباً هیچکس، کافی است.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۱
در مقایسه با کل جمعیت، تقریباً هیچکس ویکیپدیا را نساخته است، تقریباً هیچکس به آن نمایندهی مجلس رأی نداده است، تقریباً هیچکس کسبوکاری راه نینداخته است، تقریباً هیچکس برای کمکرسانی به غریبهای نیازمند، اهمیت کافی نداده است و تقریباً هیچکس این راه را هدایت نمیکند.
و این اتفاق مطلوبی است.
چون تقریباً هیچکس، کافی است.
.
▪️تحت فشار گذاشتن افراد، عاقبت بدی دارد
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۱
شعار کسانی که برای جلب توجه، تبلیغات یا یک فروش سریع، دیگران را تحت فشار قرار میدهند: « آنها همیشه میتوانند نه بگویند.»
ولی وقتی شما یک همکار یا دوست را تحت فشار قرار میدهید، آنها میتوانند بگویند که شما بعنوان فردی خودخواه، بدنبال یک بُرد کوتاهمدت هستید که یک چیز باارزش را با چیزی گذرا مبادله میکنید.
وقتی از کسی میخواهیم کاری را برای ما انجام دهد، درحالیکه توصیه نمیکنیم همان کار را برای دیگران هم بکند، یک پیوند مهم نابود میشود.
تحت فشار قرار دادن یک فرد دیگر، متعلق به بازی هاکی است.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۱
شعار کسانی که برای جلب توجه، تبلیغات یا یک فروش سریع، دیگران را تحت فشار قرار میدهند: « آنها همیشه میتوانند نه بگویند.»
ولی وقتی شما یک همکار یا دوست را تحت فشار قرار میدهید، آنها میتوانند بگویند که شما بعنوان فردی خودخواه، بدنبال یک بُرد کوتاهمدت هستید که یک چیز باارزش را با چیزی گذرا مبادله میکنید.
وقتی از کسی میخواهیم کاری را برای ما انجام دهد، درحالیکه توصیه نمیکنیم همان کار را برای دیگران هم بکند، یک پیوند مهم نابود میشود.
تحت فشار قرار دادن یک فرد دیگر، متعلق به بازی هاکی است.
.
▪️بهینهی پارتو
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۱
فهمیدنش از گفتن آن آسانتر است.
نانوا و آهنگر باید تجارت کنند. نانوا، یک قرص نان را بسیار راحتتر و کارآمدتر از یک آهنگر درست میکند و اگر آهنگر به خاطرِ گذاشتن یک نان داخل تنور، دست از ساختن چنگک و نعل بکشد، بهرهوری خود را از دست میدهد.
اگر هرکس بتواند کار تخصصی خود را به طور موثری انجام دهد و شما بتوانید کار تخصصیتان را با آنها معامله کنید، کار همه جلو میفتد. حتی اگر مرحلهی حد واسط، استفاده از پول نقد باشد، باز هم جواب میدهد. یعنی خدمات خودتان را به یک نفر بفروشید و از پول آن برای خرید چیزی از کسی دیگر استفاده کنید.
و با این حال، فریلنسرها در تجارت، مشکل دارند. ما فکر میکنیم که باید هر کاری را خودمان انجام دهیم. این کار نهتنها مولد نیست، بلکه جادویی را که ما در کارمان ارائه میدهیم و تنها مال خودمان است را کم میکند.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۱
فهمیدنش از گفتن آن آسانتر است.
نانوا و آهنگر باید تجارت کنند. نانوا، یک قرص نان را بسیار راحتتر و کارآمدتر از یک آهنگر درست میکند و اگر آهنگر به خاطرِ گذاشتن یک نان داخل تنور، دست از ساختن چنگک و نعل بکشد، بهرهوری خود را از دست میدهد.
اگر هرکس بتواند کار تخصصی خود را به طور موثری انجام دهد و شما بتوانید کار تخصصیتان را با آنها معامله کنید، کار همه جلو میفتد. حتی اگر مرحلهی حد واسط، استفاده از پول نقد باشد، باز هم جواب میدهد. یعنی خدمات خودتان را به یک نفر بفروشید و از پول آن برای خرید چیزی از کسی دیگر استفاده کنید.
و با این حال، فریلنسرها در تجارت، مشکل دارند. ما فکر میکنیم که باید هر کاری را خودمان انجام دهیم. این کار نهتنها مولد نیست، بلکه جادویی را که ما در کارمان ارائه میدهیم و تنها مال خودمان است را کم میکند.
.
▪️در این تاریخ
▪️ستگادین | جمعه ۱۶ دی ۱۴۰۱
چیزی خارقالعاده اتفاق افتاد.
یک رکورد زده شد، یک فناوری جدید تأیید شد که کار میکند، کسی دستش را بلند کرد و سوال مهمی پرسید...
در این تاریخ، کسی از شانس خود استفاده کرد، ارتباط برقرار کرد، دری را گشود یا سخاوتمندانه ظاهر شد.
ما میتوانیم هر کدام از این رویدادهای مهم را امروز جشن بگیریم. بهترین راه جشنگرفتن، این است که دوباره انجامش دهیم.
.
▪️ستگادین | جمعه ۱۶ دی ۱۴۰۱
چیزی خارقالعاده اتفاق افتاد.
یک رکورد زده شد، یک فناوری جدید تأیید شد که کار میکند، کسی دستش را بلند کرد و سوال مهمی پرسید...
در این تاریخ، کسی از شانس خود استفاده کرد، ارتباط برقرار کرد، دری را گشود یا سخاوتمندانه ظاهر شد.
ما میتوانیم هر کدام از این رویدادهای مهم را امروز جشن بگیریم. بهترین راه جشنگرفتن، این است که دوباره انجامش دهیم.
.
▪️الگوها، فرهنگ و سرقت
▪️ستگادین | شنبه ۱۷ دی ۱۴۰۱
هوش مصنوعی آمده و میتواند ( یا به زودی خواهد توانست) با مهارت بیشتری نسبت به خیلی از ما طراحی یا کدنویسی کند یا مطلب بنویسد.
خستگیناپذیر، خیلی سریع و بسیار ارزان است.
قابل فهم است که برخی از سازندگان، خیلی عصبانی هستند. آنها میگویند اگر یک هوش مصنوعی روی عکسها، طراحیهای معماری یا کاریکاتورهایشان آموزش دیده، این نوعی سرقت است.
این غیرقابل تحمل است.
اگر یک دانشجوی هنر، همهی دههزار نقاشی پیکاسو را مطالعه کند و سپس نقاشی جدیدی بکشد که به طور واضح مبتنی بر آنهاست، ما آن را پیشرفت فرهنگ مینامیم. اگر یک نویسنده، واژهای را که توسط شکسپیر ابداع شده به کار ببرد یا اگر یک دیوارنگار(graffitist) آشکارا از Shepard Fairey الهام گرفته باشد، همین قضیه صادق است.
فرهنگ، همینگونه تکامل مییابد. ایدهگرفتن، سرقت نیست. ایدهگرفتن، جمع نقیضین(oxymoron) است. ایدهها به همهی ما تعلق دارند.
ما نمیتوانستیم و نخواهیم توانست از راه دیگری ایده بگیریم. راهی برای پختن کیک، راندن ماشین یا نوشتن یک جمله بدون استفاده از موارد قبلی وجود ندارد.
ابزار GPT و سایر ابزارهای هوش مصنوعی، در واقع هیچ چیز نمیدانند. آنها الگوها را تطبیق میدهند و الگوها را توسعه میبخشند. و آن الگوها، فرهنگ نامیده میشوند.
( از جهتی میان کپیرایت و نام تجاری(trademark) تفاوت وجود دارد. کپیرایت، یک تفکیک کوچک(carve out) برای محافظت از یک مهارت واقعی خلاقانه و خروجیهای خاص آن است. نام تجاری، راهی برای علامتدادن به جهان است که یعنی کسی چیزی ساخته است. اگر فردی هوش مصنوعی را برای کپیکردن سبک یک هنرمند به کار ببرد و سپس تلاش کند تا به دیگران بقبولاند که این اثر از جانب همان هنرمند است، این یک سرقت است. سرقت نام تجاری بحث متفاوتی برای روزی دیگر است.)
اگر یک کامپیوتر یا یک شخص، سبک شما را بدزدد، نشانهای از تأثیرگذاری شما بر فرهنگ است. و تنها پاسخ این است که با تمام قوا تلاش کنید و تأثیر دیگری روی فرهنگ بگذارید. نه اینکه سعی کنید سهم خودتان را از شیوههای تعاملی مشترک ما جدا کنید.
تنها چیزی که به سازندگان اجازه میدهد چیزی خلق کنند، کاری است که قبلاً انجام شده است. وقتی خلق میکنیم، چیزی به آن کار اضافه میکنیم تا دیگران هم بتوانند همین کار را انجام دهند.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۷ دی ۱۴۰۱
هوش مصنوعی آمده و میتواند ( یا به زودی خواهد توانست) با مهارت بیشتری نسبت به خیلی از ما طراحی یا کدنویسی کند یا مطلب بنویسد.
خستگیناپذیر، خیلی سریع و بسیار ارزان است.
قابل فهم است که برخی از سازندگان، خیلی عصبانی هستند. آنها میگویند اگر یک هوش مصنوعی روی عکسها، طراحیهای معماری یا کاریکاتورهایشان آموزش دیده، این نوعی سرقت است.
این غیرقابل تحمل است.
اگر یک دانشجوی هنر، همهی دههزار نقاشی پیکاسو را مطالعه کند و سپس نقاشی جدیدی بکشد که به طور واضح مبتنی بر آنهاست، ما آن را پیشرفت فرهنگ مینامیم. اگر یک نویسنده، واژهای را که توسط شکسپیر ابداع شده به کار ببرد یا اگر یک دیوارنگار(graffitist) آشکارا از Shepard Fairey الهام گرفته باشد، همین قضیه صادق است.
فرهنگ، همینگونه تکامل مییابد. ایدهگرفتن، سرقت نیست. ایدهگرفتن، جمع نقیضین(oxymoron) است. ایدهها به همهی ما تعلق دارند.
ما نمیتوانستیم و نخواهیم توانست از راه دیگری ایده بگیریم. راهی برای پختن کیک، راندن ماشین یا نوشتن یک جمله بدون استفاده از موارد قبلی وجود ندارد.
ابزار GPT و سایر ابزارهای هوش مصنوعی، در واقع هیچ چیز نمیدانند. آنها الگوها را تطبیق میدهند و الگوها را توسعه میبخشند. و آن الگوها، فرهنگ نامیده میشوند.
( از جهتی میان کپیرایت و نام تجاری(trademark) تفاوت وجود دارد. کپیرایت، یک تفکیک کوچک(carve out) برای محافظت از یک مهارت واقعی خلاقانه و خروجیهای خاص آن است. نام تجاری، راهی برای علامتدادن به جهان است که یعنی کسی چیزی ساخته است. اگر فردی هوش مصنوعی را برای کپیکردن سبک یک هنرمند به کار ببرد و سپس تلاش کند تا به دیگران بقبولاند که این اثر از جانب همان هنرمند است، این یک سرقت است. سرقت نام تجاری بحث متفاوتی برای روزی دیگر است.)
اگر یک کامپیوتر یا یک شخص، سبک شما را بدزدد، نشانهای از تأثیرگذاری شما بر فرهنگ است. و تنها پاسخ این است که با تمام قوا تلاش کنید و تأثیر دیگری روی فرهنگ بگذارید. نه اینکه سعی کنید سهم خودتان را از شیوههای تعاملی مشترک ما جدا کنید.
تنها چیزی که به سازندگان اجازه میدهد چیزی خلق کنند، کاری است که قبلاً انجام شده است. وقتی خلق میکنیم، چیزی به آن کار اضافه میکنیم تا دیگران هم بتوانند همین کار را انجام دهند.
.
Seth's Blog
Patterns, culture and theft
AI is here, and it can (or soon will) be able to draw, code, or write with more skill than most of us. It’s tireless, very fast and very cheap. Understandably, some creators are up in arms. T…
▪️درست بموقع
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱
شاید توجه کردهاید که وقتی بالاخره چیزی را پیدا میکنید، در آخرین جاییست که گشته بودید. به همین دلیل از جستجو دست میکشید.
و وقتی بالاخره لحظهای که زیاد انتظارش را کشیدهاید فرا میرسد، درست زمان توقف و استراحت است، یعنی درست وقتی که در موقعیت دشواری هستیم. دلیل عمده این است که اگر ما قبلاً تسلیم شده بودیم، هرگز چنین لحظهای هم از راه نمیرسید. شاید ما بیش از آنچه باور داریم قادر به ادامهی کار تا آخرش هستیم.
انتظارکشیدن برای یک قهرمان که بموقع نجاتمان دهد، به اندازهی درک این قضیه که ما عاملیت( agency ) داریم، پربار و سازنده نیست. ما مختاریم هر وقت منطق حکم کند، کنار بکشیم( هزینههای هدررفته را نادیده بگیریم) و ما مختاریم وقتی کاری واقعاً مهم است، با تمام قوا برای آن تلاش کنیم( با پذیرش این موضوع که ممکن است تلاشمان جواب ندهد).
اگر هم کمک، بموقع از راه برسد، ارزش جشنگرفتن را دارد.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱
شاید توجه کردهاید که وقتی بالاخره چیزی را پیدا میکنید، در آخرین جاییست که گشته بودید. به همین دلیل از جستجو دست میکشید.
و وقتی بالاخره لحظهای که زیاد انتظارش را کشیدهاید فرا میرسد، درست زمان توقف و استراحت است، یعنی درست وقتی که در موقعیت دشواری هستیم. دلیل عمده این است که اگر ما قبلاً تسلیم شده بودیم، هرگز چنین لحظهای هم از راه نمیرسید. شاید ما بیش از آنچه باور داریم قادر به ادامهی کار تا آخرش هستیم.
انتظارکشیدن برای یک قهرمان که بموقع نجاتمان دهد، به اندازهی درک این قضیه که ما عاملیت( agency ) داریم، پربار و سازنده نیست. ما مختاریم هر وقت منطق حکم کند، کنار بکشیم( هزینههای هدررفته را نادیده بگیریم) و ما مختاریم وقتی کاری واقعاً مهم است، با تمام قوا برای آن تلاش کنیم( با پذیرش این موضوع که ممکن است تلاشمان جواب ندهد).
اگر هم کمک، بموقع از راه برسد، ارزش جشنگرفتن را دارد.
.
▪️جدیدش را بسازید
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۱
سازمانها و نمادهای فرهنگی، ماندگارتر از چیزی که هستند بنظر میرسند. اثرات شبکه، قدرت برند و وضعیت موجود، میتوانند ما را به این باور برسانند که ما به آنچه داریم پیوست خوردهایم. ولی امور به ندرت دارای همان دوامی هستند که در ظاهر نشان میدهند.
به «جیمزباند» زیاد پرداخته شده و از مد افتاده است. «ادریس البا» شایستهی نقش است ولی بعید است این اتفاق بیفتد. اما نتفلیکس میتواند یک رقیب ایجاد کند، با دستور العملی(playbook) قدیمی شروع کند، اما چیزی جدید و مدرنتر بسازد.
اعتباربخشی از طرف دانشگاه، منجر به بروکراسی و هزینههای کلان میشود ولی ارائهی راههای جدید یادگیری میتواند صدها سال سیستم غالب را زیرورو کند.
المپیک و فیفا فاسد هستند و بر اساس مدلهای قدیمی رسانه و جغرافیا ساخته شدهاند. روشهای جدید سازماندهی و تقویت استعدادها میتواند نیروی قدرتمندی برای تغییر ایجاد کند.
به نظر میرسد شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر برای همیشه دوام خواهند داشت. ولی آنها هم از دور خارج میشوند.
هیچچیز تغییر زیادی نمیکند تا زمانی که کسی برای ساختن یک جایگزین، اهمیت کافی قائل شود.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۱
سازمانها و نمادهای فرهنگی، ماندگارتر از چیزی که هستند بنظر میرسند. اثرات شبکه، قدرت برند و وضعیت موجود، میتوانند ما را به این باور برسانند که ما به آنچه داریم پیوست خوردهایم. ولی امور به ندرت دارای همان دوامی هستند که در ظاهر نشان میدهند.
به «جیمزباند» زیاد پرداخته شده و از مد افتاده است. «ادریس البا» شایستهی نقش است ولی بعید است این اتفاق بیفتد. اما نتفلیکس میتواند یک رقیب ایجاد کند، با دستور العملی(playbook) قدیمی شروع کند، اما چیزی جدید و مدرنتر بسازد.
اعتباربخشی از طرف دانشگاه، منجر به بروکراسی و هزینههای کلان میشود ولی ارائهی راههای جدید یادگیری میتواند صدها سال سیستم غالب را زیرورو کند.
المپیک و فیفا فاسد هستند و بر اساس مدلهای قدیمی رسانه و جغرافیا ساخته شدهاند. روشهای جدید سازماندهی و تقویت استعدادها میتواند نیروی قدرتمندی برای تغییر ایجاد کند.
به نظر میرسد شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر برای همیشه دوام خواهند داشت. ولی آنها هم از دور خارج میشوند.
هیچچیز تغییر زیادی نمیکند تا زمانی که کسی برای ساختن یک جایگزین، اهمیت کافی قائل شود.
.
Seth's Blog
Build a new one
Entrenched cultural organizations and icons feel more permanent than they are. Network effects, brand power and the status quo can seduce us into believing that we’re stuck with what we have,…
▪️افسانه کالای لوکس
▪️ستگادین | سهشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۱
کالاهای لوکس، اقلامی هستند که (برای برخی افراد) ارزش بیشتری دارند چون قیمت بیشتری دارند.
هزینه، خودش سودی است که فروخته میشود.
قبلاً بین کار ردهبالا و قیمت، پیوستگی وجود داشت. در سال ۱۹۰۰، یک زین هرمس یا یک چمدان بزرگ لوییویتون مسلماً برای کاری که انجام میداد، بهتر ساخته میشد.
با این حال، امروزه، احتمالاً یک محل تفریح، یک بطری شراب یا یک لباس گرانتر، بهترین کارایی را ندارد. بلکه فقط نمادی هستند که خریدار از درک و شاید به رخکشیدن آن خوشحال میشود. عملکرد ضعیف حتی ممکن است بخشی از یک گزاره ارزش(Value proposition) باشد. نه تنها میتوانید هزینهی اضافی بپردازید، بلکه میتوانید هزینهی اضافی بپردازید و در عین حال، پاهایتان هم آسیب ببیند.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۱
کالاهای لوکس، اقلامی هستند که (برای برخی افراد) ارزش بیشتری دارند چون قیمت بیشتری دارند.
هزینه، خودش سودی است که فروخته میشود.
قبلاً بین کار ردهبالا و قیمت، پیوستگی وجود داشت. در سال ۱۹۰۰، یک زین هرمس یا یک چمدان بزرگ لوییویتون مسلماً برای کاری که انجام میداد، بهتر ساخته میشد.
با این حال، امروزه، احتمالاً یک محل تفریح، یک بطری شراب یا یک لباس گرانتر، بهترین کارایی را ندارد. بلکه فقط نمادی هستند که خریدار از درک و شاید به رخکشیدن آن خوشحال میشود. عملکرد ضعیف حتی ممکن است بخشی از یک گزاره ارزش(Value proposition) باشد. نه تنها میتوانید هزینهی اضافی بپردازید، بلکه میتوانید هزینهی اضافی بپردازید و در عین حال، پاهایتان هم آسیب ببیند.
.
Seth's Blog
The myth of luxury goods
Luxury goods are items that are worth more (to some) because they cost more. The cost itself is the benefit that is being sold. There used to be a correlation between superior performance and price…
▪️پایان عمر مقالات دبیرستانی
▪️ستگادین | چهارشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۱
خلاص شدیم.
شواهد زیادی در دست نیست که نشان دهد نوشتنِ گزارش برای کتابها یا بازگردانی مقالات، تحت شرایط معمول دبیرستان، باعث موفقیت یا خوشبختی افراد در مراحل بعدی زندگی میشود.
وقتی تایپکردن به امری عادی بدل شد، ناگهان دیگر دستخط، سرنخ مفیدی دربارهی پیشینه یا پیچیدگیهای نویسنده محسوب نمیشد. برخی از این قضیه نالیدند و دیگران تصمیم گرفتند که تایپکردن، دروازهای به سمت فرصتهای کاملاً جدید برای انسانها شود. صرفنظر از اینکه آنها دورهی پیشدانشگاهی(prep school) رفته باشند یا نرفته باشند.
مدارس نیویورک در تلاش برای ممنوعیت GPT3 هستند چون در نوشتن مقالات سطحی، چنان خوب عمل میکند که ساختار دستوری مقالهنویسی را که ابزاری برای طبقهبندی دانشآموزان است، تضعیف میکند. یک روش آسان برای تشخیص( و روشی سخت برای نمرهدادن و کسب مقطع تحصیلی)، به یک کار آسان و قابل هککردن تبدیل شده است.
مشکلات مقالات دبیرستان، طیف بسیار گستردهای داشت و ممنوعکردنِ عالیترین وسیلهی مقالهنویسی از زمان Danny Dunn و Homework Machine متعلق به او، پاسخی برای این مشکلات نبود. در واقع این فرصتی فوقالعاده برای یافتن راهی بهتر و رو به پیشرفت است.
چالش اول مقالهنویسی، دشواری ناشی از عدم توازن در دریافت بازخورد مفید بود. ۳۰ مقاله، ۵ دقیقه برای هر کدام، خودتان حساب کنید. این زمان قابل افزایش نیست و پنج دقیقه برای قدردانی از دو ساعتی که از دانشآموزان خواستهاید برای نوشتن مقاله وقت بگذارند کافی نیست.
در نتیجه، همین سیستم بررسی سطحی، به چالش دوم منجر شد: دانشآموزان، بیشتر راجع به تایپکردن خوب و ساختاربندی منظم جملات میآموزند تا اینکه دربارهی تفکر واقعاً عمیق و زیرِ سوالبردن شرایط موجود یا تغییر ذهنیتشان چیزی بیاموزند. اگر در خانوادهای با ارتباطات کلامیِ غنی رشد کرده باشید، شاید بهتر از همکلاسیهایتان مقاله بنویسید. ولی این ناشی از تلاش زیاد خود شما نیست.
چالش سوم، عدم شفافیت در اینباره است که چرا حتی به خودمان زحمت میدهیم کودکانی داشته باشیم که مقاله مینویسند. واضح است که کمبود مقاله وجود ندارد. ظاهراً این کار یا به خاطر اثبات آن بود که دانشآموزان آنچه را که لازم است مطالعه میکنند یا اینکه آنها قادر باشند تحلیلها و استدلالهای متقاعدکنندهای ایجاد کنند. مقالهنویسی، نشانهایست از اینکه شما میتوانید مطالعه کنید و میتوانید فکر کنید.
مگر اینکه ...
در واقع مقالهنویسی، نشانهای از این باشد که شما میتوانید به اندازهی کافی برای متقاعدکردن یک معلم پُرکار تلاش کنید.
بنابراین حالا که یک رابط چت ساده، میتواند مقالهای بهتر از متوسط در هر موضوعی برای هر دانشآموز دبیرستانی بنویسد، چه باید کرد؟
پاسخ، ساده ولی دشوار است. تغییر جهت به سمت مدل Sal Khan. سخنرانی در خانه و انجام تکالیف در کلاسها.
وقتی تنها هستیم، وظیفهی ما تماشای بهترین سخنرانیها در هر موضوع، در یوتیوب یا آکادمی خان است و در کلاسهای جادویی پخش زنده، ما باهم تکالیفمان را انجام میدهیم.
در مدرسهای که این امتیاز را دارد که کلاسی با اندازهی مناسب داشته باشد و وسایلی در کلاس باشند، دانشآموزان را با انجام بحث و گفتگو دربارهی آنچه خوانده یا یادگرفتهاند به چالش بکشید. بطور زنده(in real time) به آنها بیاموزید که نه تنها استدلال خلق کنند، بلکه برای رد آنها هم اعتماد به نفس کافی بدست آورند. نه تنها معلم بتواند از دانشآموز سوال بپرسد، بلکه گروههای دانشآموزی بتوانند از همدیگر سوال بپرسند. البته آنها میتوانند از GPT یا ابزارهای دیگر برای فرمولبندیِ نقطهی شروعشان استفاده کنند ولی کار واقعی در کشف چیزی بهتر از آن است.
در ابتدا کار معلم سختتر میشود ولی در واقع این همان کاری است که آنها برایش اعلام آمادگی کردهاند.
این روش بسیار غیرمنسجم و غیرقابل کنترلتری نسبت به مدل صنعتی ردیفهای مرتب(straight rows) و سخنرانیهای خستهکننده است. در واقع یک جابجایی دشوار است ولی بسادگی میتوان به آن فکر کرد: وقتی میخواهیم به مردم آموزش دهیم که خلاقیت بخرج دهند، استدلالهای دیگران را زیر سوال ببرند، مطالعه کنند و بسازند، شاید این بهترین راه باشد.
ما دیگر هرگز نیاز به استخدام کسی برای نوشتن یک گزارش مطبوعاتی خوب، یک گزارش پزشکی خوب یا یک ارائهی آموزش کسب و کار برای سرمایهگذاران بالقوه نخواهیم داشت. این کارها، فوری، رایگان و در سطح متوسط در دسترسند. فرصت پیشرفت مثل سابق است: ارائهی بینش و جرأت برای پرداختن به مسائل جالب. (بیشتر)
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۱
خلاص شدیم.
شواهد زیادی در دست نیست که نشان دهد نوشتنِ گزارش برای کتابها یا بازگردانی مقالات، تحت شرایط معمول دبیرستان، باعث موفقیت یا خوشبختی افراد در مراحل بعدی زندگی میشود.
وقتی تایپکردن به امری عادی بدل شد، ناگهان دیگر دستخط، سرنخ مفیدی دربارهی پیشینه یا پیچیدگیهای نویسنده محسوب نمیشد. برخی از این قضیه نالیدند و دیگران تصمیم گرفتند که تایپکردن، دروازهای به سمت فرصتهای کاملاً جدید برای انسانها شود. صرفنظر از اینکه آنها دورهی پیشدانشگاهی(prep school) رفته باشند یا نرفته باشند.
مدارس نیویورک در تلاش برای ممنوعیت GPT3 هستند چون در نوشتن مقالات سطحی، چنان خوب عمل میکند که ساختار دستوری مقالهنویسی را که ابزاری برای طبقهبندی دانشآموزان است، تضعیف میکند. یک روش آسان برای تشخیص( و روشی سخت برای نمرهدادن و کسب مقطع تحصیلی)، به یک کار آسان و قابل هککردن تبدیل شده است.
مشکلات مقالات دبیرستان، طیف بسیار گستردهای داشت و ممنوعکردنِ عالیترین وسیلهی مقالهنویسی از زمان Danny Dunn و Homework Machine متعلق به او، پاسخی برای این مشکلات نبود. در واقع این فرصتی فوقالعاده برای یافتن راهی بهتر و رو به پیشرفت است.
چالش اول مقالهنویسی، دشواری ناشی از عدم توازن در دریافت بازخورد مفید بود. ۳۰ مقاله، ۵ دقیقه برای هر کدام، خودتان حساب کنید. این زمان قابل افزایش نیست و پنج دقیقه برای قدردانی از دو ساعتی که از دانشآموزان خواستهاید برای نوشتن مقاله وقت بگذارند کافی نیست.
در نتیجه، همین سیستم بررسی سطحی، به چالش دوم منجر شد: دانشآموزان، بیشتر راجع به تایپکردن خوب و ساختاربندی منظم جملات میآموزند تا اینکه دربارهی تفکر واقعاً عمیق و زیرِ سوالبردن شرایط موجود یا تغییر ذهنیتشان چیزی بیاموزند. اگر در خانوادهای با ارتباطات کلامیِ غنی رشد کرده باشید، شاید بهتر از همکلاسیهایتان مقاله بنویسید. ولی این ناشی از تلاش زیاد خود شما نیست.
چالش سوم، عدم شفافیت در اینباره است که چرا حتی به خودمان زحمت میدهیم کودکانی داشته باشیم که مقاله مینویسند. واضح است که کمبود مقاله وجود ندارد. ظاهراً این کار یا به خاطر اثبات آن بود که دانشآموزان آنچه را که لازم است مطالعه میکنند یا اینکه آنها قادر باشند تحلیلها و استدلالهای متقاعدکنندهای ایجاد کنند. مقالهنویسی، نشانهایست از اینکه شما میتوانید مطالعه کنید و میتوانید فکر کنید.
مگر اینکه ...
در واقع مقالهنویسی، نشانهای از این باشد که شما میتوانید به اندازهی کافی برای متقاعدکردن یک معلم پُرکار تلاش کنید.
بنابراین حالا که یک رابط چت ساده، میتواند مقالهای بهتر از متوسط در هر موضوعی برای هر دانشآموز دبیرستانی بنویسد، چه باید کرد؟
پاسخ، ساده ولی دشوار است. تغییر جهت به سمت مدل Sal Khan. سخنرانی در خانه و انجام تکالیف در کلاسها.
وقتی تنها هستیم، وظیفهی ما تماشای بهترین سخنرانیها در هر موضوع، در یوتیوب یا آکادمی خان است و در کلاسهای جادویی پخش زنده، ما باهم تکالیفمان را انجام میدهیم.
در مدرسهای که این امتیاز را دارد که کلاسی با اندازهی مناسب داشته باشد و وسایلی در کلاس باشند، دانشآموزان را با انجام بحث و گفتگو دربارهی آنچه خوانده یا یادگرفتهاند به چالش بکشید. بطور زنده(in real time) به آنها بیاموزید که نه تنها استدلال خلق کنند، بلکه برای رد آنها هم اعتماد به نفس کافی بدست آورند. نه تنها معلم بتواند از دانشآموز سوال بپرسد، بلکه گروههای دانشآموزی بتوانند از همدیگر سوال بپرسند. البته آنها میتوانند از GPT یا ابزارهای دیگر برای فرمولبندیِ نقطهی شروعشان استفاده کنند ولی کار واقعی در کشف چیزی بهتر از آن است.
در ابتدا کار معلم سختتر میشود ولی در واقع این همان کاری است که آنها برایش اعلام آمادگی کردهاند.
این روش بسیار غیرمنسجم و غیرقابل کنترلتری نسبت به مدل صنعتی ردیفهای مرتب(straight rows) و سخنرانیهای خستهکننده است. در واقع یک جابجایی دشوار است ولی بسادگی میتوان به آن فکر کرد: وقتی میخواهیم به مردم آموزش دهیم که خلاقیت بخرج دهند، استدلالهای دیگران را زیر سوال ببرند، مطالعه کنند و بسازند، شاید این بهترین راه باشد.
ما دیگر هرگز نیاز به استخدام کسی برای نوشتن یک گزارش مطبوعاتی خوب، یک گزارش پزشکی خوب یا یک ارائهی آموزش کسب و کار برای سرمایهگذاران بالقوه نخواهیم داشت. این کارها، فوری، رایگان و در سطح متوسط در دسترسند. فرصت پیشرفت مثل سابق است: ارائهی بینش و جرأت برای پرداختن به مسائل جالب. (بیشتر)
.
Seth's Blog
The end of the high school essay
Good riddance. There’s not a lot of evidence that getting good at writing book reports or regurgitated essays under typical high school conditions leads people to success or happiness later i…