▪️لبخند آمازون به اخم تبدیل شد
▪️ستگادین | شنبه ۱ بهمن ۱۴۰۱
من تا حدودی مطمئنم که یک دهه قبل، جلسات اول، تقریباً چطور گذشت:
«خب ما پنج درصد بابت ارجاع مشتری به شرکتهای زیرمجموعهی خودمان پرداخت میکنیم. اگر یک دهم آن را به خیریهها بپردازیم و آن را اهدای مالی بنامیم، وجههی عمومی فوقالعادهای خواهد داشت و همچنین در هر فروش، سود به دست خواهیم آورد. چون نیازی به پرداخت حقالزحمهی کامل نخواهیم داشت...»
آمازون مفهوم شرکتهای زیرمجموعهی آنلاین را ابداع نکرد ولی قطعاً آن را به یک موتور رشد قابل توجه تبدیل کرد. اگر یک مشتری، یک کالای ۱۰۰ دلاری را از کسی بخرد که لینک خرید را در برنامهاش قرار داده است، آنها حدود ۵ درصد از فروش را به عنوان حقالزحمه به فردِ ارجاعدهنده (کسی که لینک خرید کالاها را در اختیار مشتری قرار میدهد) پرداخت میکنند. این بدان معناست که آنها شانس کمی در بدستآوردن سود، بابت همان فروش دارند ولی این کار منجر به جذب میلیونها مشتری جدید میشود. افرادی که دوباره و دوباره برای خرید برمیگردند. همچنین معمولاً یک فروش را تبدیل به چند …
نتیجهی نهایی این میشود که آمازون چندین میلیارد دلار به شرکتهای زیرمجموعه پرداخته است و شرکتهای زیرمجموعه مثل Wirecutter CoolTools، و سابقاً Squidoo ، گاهیاوقات کسب و کار کاملی حول و حوش این ایدهی ساده ایجاد میکنند: پیشنهاد یک محصول و لینکدادن به بزرگترین خردهفروشی آنلاین، تا اگر خرید انجام گرفت، درآمد بدست آورند.
لبخند بیش از یک میلیون خیریهی غیرانتفاعی را با نرخی مقرون به صرفه به شرکتهای زیرمجموعه تبدیل کرد. حال آن ۱۰۰ دلار خرید به ۴۰ سنت تبدیل شده که به دلیل انتخاب شماست.
من قبلاً شما خوانندگان گرامی را به لینکهای لبخند میفرستادم ولی از وقتی فهمیدم که این کمکهای مالی چقدر کم هستند، به geni.us تغییر مکان دادم که باعث شد کمکهای مالی ما ۱۰ برابر افزایش یابد.
تا بحال لبخند به خیریهها بیش از ۵۰۰ میلیون دلار فرستاده است. البته این یک اهدای کمک مالی نیست. این فقط یک تخصیص بودجه برای هزینههای بازاریابی است. با این حال، اهدای نیم میلیارد دلار در مجموع، آنها را به اهداکنندهی بسیار قابل توجهی تبدیل کرده است. یعنی یکی از بزرگترین شرکتهای اهداکنندهی جهان.
پس چرا این برنامه لغو شد؟
حدسهایی میتوانم بزنم:
۱- مدیریت جدید آمازون، در حالِ سادهسازی شدید برنامههاست تا بتواند تمرکز بیشتری داشته، سودآوری را افزایش دهد. برنامههایی که زمان و افراد زیادی را درگیر کنند، به سختی قابل توجیه هستند.
۲- آنها همیشه در توصیف این برنامه، بد عمل کردند. به عنوان شاهد واقعی، عدهی زیادی از مردم (شامل خود من ) از تجمیع این رقم بسیار بزرگ کمکهای مالی غافلگیر شدیم.
۳- اکثر خیریهها شرکتهای زیرمجموعهی خیلی خوبی نیستند. حدس من این است که تعداد کمی از گیرندگان میلیونی، هرگز برای متقاعدکردن اهداکنندگانشان برای خرید از لینک لبخند آمازون، کار زیادی انجام ندادند.
۴- و شاید بیشتر از همه، وقتی آمازون به برتری در خردهفروشی آنلاین ادامه میدهد، برنامهی شرکتهای زیرمجموعه، اهمیت استراتژیک کمتری پیدا میکنند و ممکن است کاهش هزینهها راه سادهای برای افزایش سود در کوتاهمدت به نظر برسد.
فرهنگ صنعتی غرب، تلاش زیادی صرف تفکر دربارهی خیریهها کرد و همهی راهها به Community Chest [صندوق اجتماعی و تعاونی شهروندان و موسسات رفاه اجتماعی در یک شهر] و United Way [ یک سازمان مدنی سراسری یا هر یک از گروههای محلی وابسته به آن که از طریق مشارکتهای فردی، وجوه جمعآوری میکند و آنها را به نفع برنامهها و سازمانهای مدنی و خیریه، به عنوان انجمن مسیحیان جوان و صلیب سرخ تخصیص میدهد.] ختم شد.
اگر «بازی»، رسیدن به سود حداکثری است، فرستادن پول به سمت اهداف خوب، آن را تضعیف میکند. برخی افراد چنین استدلال میکنند که شرکتها یک مسئولیت اجتماعی برای مشارکت دارند و طبق قراردادی که آنها با جامعه امضاء میکنند، کارشان صرفاً کسب سود بیشتر نیست، بلکه سرمایهگذاری برای رفاه بلندمدت مکانهایی است که در آن کار میکنند و به نفع افرادی است که با آنها کار میکنند. یا ممکن است مثل همین مورد، فقط یک ابزار بازاریابی باشد.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱ بهمن ۱۴۰۱
من تا حدودی مطمئنم که یک دهه قبل، جلسات اول، تقریباً چطور گذشت:
«خب ما پنج درصد بابت ارجاع مشتری به شرکتهای زیرمجموعهی خودمان پرداخت میکنیم. اگر یک دهم آن را به خیریهها بپردازیم و آن را اهدای مالی بنامیم، وجههی عمومی فوقالعادهای خواهد داشت و همچنین در هر فروش، سود به دست خواهیم آورد. چون نیازی به پرداخت حقالزحمهی کامل نخواهیم داشت...»
آمازون مفهوم شرکتهای زیرمجموعهی آنلاین را ابداع نکرد ولی قطعاً آن را به یک موتور رشد قابل توجه تبدیل کرد. اگر یک مشتری، یک کالای ۱۰۰ دلاری را از کسی بخرد که لینک خرید را در برنامهاش قرار داده است، آنها حدود ۵ درصد از فروش را به عنوان حقالزحمه به فردِ ارجاعدهنده (کسی که لینک خرید کالاها را در اختیار مشتری قرار میدهد) پرداخت میکنند. این بدان معناست که آنها شانس کمی در بدستآوردن سود، بابت همان فروش دارند ولی این کار منجر به جذب میلیونها مشتری جدید میشود. افرادی که دوباره و دوباره برای خرید برمیگردند. همچنین معمولاً یک فروش را تبدیل به چند …
نتیجهی نهایی این میشود که آمازون چندین میلیارد دلار به شرکتهای زیرمجموعه پرداخته است و شرکتهای زیرمجموعه مثل Wirecutter CoolTools، و سابقاً Squidoo ، گاهیاوقات کسب و کار کاملی حول و حوش این ایدهی ساده ایجاد میکنند: پیشنهاد یک محصول و لینکدادن به بزرگترین خردهفروشی آنلاین، تا اگر خرید انجام گرفت، درآمد بدست آورند.
لبخند بیش از یک میلیون خیریهی غیرانتفاعی را با نرخی مقرون به صرفه به شرکتهای زیرمجموعه تبدیل کرد. حال آن ۱۰۰ دلار خرید به ۴۰ سنت تبدیل شده که به دلیل انتخاب شماست.
من قبلاً شما خوانندگان گرامی را به لینکهای لبخند میفرستادم ولی از وقتی فهمیدم که این کمکهای مالی چقدر کم هستند، به geni.us تغییر مکان دادم که باعث شد کمکهای مالی ما ۱۰ برابر افزایش یابد.
تا بحال لبخند به خیریهها بیش از ۵۰۰ میلیون دلار فرستاده است. البته این یک اهدای کمک مالی نیست. این فقط یک تخصیص بودجه برای هزینههای بازاریابی است. با این حال، اهدای نیم میلیارد دلار در مجموع، آنها را به اهداکنندهی بسیار قابل توجهی تبدیل کرده است. یعنی یکی از بزرگترین شرکتهای اهداکنندهی جهان.
پس چرا این برنامه لغو شد؟
حدسهایی میتوانم بزنم:
۱- مدیریت جدید آمازون، در حالِ سادهسازی شدید برنامههاست تا بتواند تمرکز بیشتری داشته، سودآوری را افزایش دهد. برنامههایی که زمان و افراد زیادی را درگیر کنند، به سختی قابل توجیه هستند.
۲- آنها همیشه در توصیف این برنامه، بد عمل کردند. به عنوان شاهد واقعی، عدهی زیادی از مردم (شامل خود من ) از تجمیع این رقم بسیار بزرگ کمکهای مالی غافلگیر شدیم.
۳- اکثر خیریهها شرکتهای زیرمجموعهی خیلی خوبی نیستند. حدس من این است که تعداد کمی از گیرندگان میلیونی، هرگز برای متقاعدکردن اهداکنندگانشان برای خرید از لینک لبخند آمازون، کار زیادی انجام ندادند.
۴- و شاید بیشتر از همه، وقتی آمازون به برتری در خردهفروشی آنلاین ادامه میدهد، برنامهی شرکتهای زیرمجموعه، اهمیت استراتژیک کمتری پیدا میکنند و ممکن است کاهش هزینهها راه سادهای برای افزایش سود در کوتاهمدت به نظر برسد.
فرهنگ صنعتی غرب، تلاش زیادی صرف تفکر دربارهی خیریهها کرد و همهی راهها به Community Chest [صندوق اجتماعی و تعاونی شهروندان و موسسات رفاه اجتماعی در یک شهر] و United Way [ یک سازمان مدنی سراسری یا هر یک از گروههای محلی وابسته به آن که از طریق مشارکتهای فردی، وجوه جمعآوری میکند و آنها را به نفع برنامهها و سازمانهای مدنی و خیریه، به عنوان انجمن مسیحیان جوان و صلیب سرخ تخصیص میدهد.] ختم شد.
اگر «بازی»، رسیدن به سود حداکثری است، فرستادن پول به سمت اهداف خوب، آن را تضعیف میکند. برخی افراد چنین استدلال میکنند که شرکتها یک مسئولیت اجتماعی برای مشارکت دارند و طبق قراردادی که آنها با جامعه امضاء میکنند، کارشان صرفاً کسب سود بیشتر نیست، بلکه سرمایهگذاری برای رفاه بلندمدت مکانهایی است که در آن کار میکنند و به نفع افرادی است که با آنها کار میکنند. یا ممکن است مثل همین مورد، فقط یک ابزار بازاریابی باشد.
.
Seth's Blog
Amazon Smile gets a frown
I’m pretty sure how the first meetings went almost a decade ago: “Well, we’re paying our affiliates 5% for referrals. If we pay charities a tenth of that and call it a donation, i…
▪️خشم و اندوه دوام میآورد
▪️ستگادین | یکشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۱
هرگز شما را رها نخواهد کرد.
هرگز پایان نمیپذیرد. نفوذناپذیر و رویگردان از مذاکره است. اگر شانس حضور به او بدهید، ماندگار خواهد شد.
در آن خبری از ظرافت و غافلگیری نیست. فقط دیواریست که هر وقت خواستید میتوانید به آن تکیه دهید.
در واقع ماندگاری و دوام، همهی آن چیزی است که باید ارائه دهد.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۱
هرگز شما را رها نخواهد کرد.
هرگز پایان نمیپذیرد. نفوذناپذیر و رویگردان از مذاکره است. اگر شانس حضور به او بدهید، ماندگار خواهد شد.
در آن خبری از ظرافت و غافلگیری نیست. فقط دیواریست که هر وقت خواستید میتوانید به آن تکیه دهید.
در واقع ماندگاری و دوام، همهی آن چیزی است که باید ارائه دهد.
.
Seth's Blog
Bitterness is consistent
It will never let you down. Bitterness is never-ending, impenetrable and refuses to negotiate. If you give it a chance, it will persist. It lacks nuance or surprise. It’s simply a wall you ca…
▪️اعتمادبهنفس زیاد و هوش مصنوعی
▪️ستگادین | دوشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۱
وقتی انسانها کمی خودنمایی میکنند، اغلب تأثیرگذارترند. گفتنِ «بنظر من»، «شاید» یا «امکان دارد چیزی را از قلم انداخته باشم ولی...»، راههای خوبی هستند تا فرصتی برای بررسی ادعاهایمان فراهم کنیم.
ماشینحسابهای خورشیدیِ دوران مدرسهی ما چنین نبودند. ۶ ضربدر ۷ میشود ۴۲ . بدون هیچ اما و اگری.
بخشی از جادوی جستجوی گوگل این بود که نه تنها از خودراضی بود، بلکه اغلبِ پاسخها صحیح بودند. ترکیبی از اعتمادبهنفس گوگل و مفیدبودنش، آن را شبیه یک معجزه کرد.
البته که هرگز گوگل به طور کامل درست نمیگفت. هر بار به ندرت صفحهی دقیقاً درست را پیدا میکرد. تشخیص به خودمان واگذار میشد. ولی هالهی قادر مطلق بودن، ادامه داشت. در واقع وقتی گوگل شکست خورد، ما مشغول سرزنشکردن هکرهای کلاه سیاه شدیم، نه اینکه یک الگوریتم ناقص و یک انحصارگر طماع را مقصر بدانیم.
و حالا ChatGPT پر از ادعا دربارهی هر چیزی که از او بپرسیم، پدیدار گشته است.
تعجب نکردم که یکی از بزرگترین انتقاداتی که میشنویم، حتی از طرف کارشناسان باهوش، این است که GPT، زیادی به خودش مطمئن است. مثلاً بدون اینکه صلاحیت داشته باشد، اعلام میکند که بریانی، بخشی از غذای سنتی جنوب هند است. درحالیکه اینطور نیست.
آیا فرقی دارد که هر پاسخی با این عبارت شروع شود: « من فقط یک برنامهی آزمایشی هستم که در واقع چیزی نمیفهمد ولی مغز انسانها سریع نتیجهگیری میکند که من میفهمم، پس حرفم را تمام و کمال قبول نکنید ... »
در واقع این کار ماست.
وقتی یک قطعه داده(data) به سادگی و راحتی در صفحهی کامپیوتر شما ظاهر شد، تمام و کمال، قبولش نکنید.
همهی ایمیلها هرزنامه نیستند.
همهی پیشنهادات کلاهبرداری نیستند.
و همهی پاسخهای GPT3 نادرست نیستند.
ولی اگر قبل از اینکه پاسخ GPT3 را قبول کنید، دیدگاه خودتان را هم در نظر بگیرید، ضرری ندارد.
اعتمادبهنفس بیش از حد، مشکل هوش مصنوعی نیست. تغییرات فرهنگی و اقتصادی زیادی وجود دارند که هوش مصنوعی به وجود خواهد آورد. یادمان باشد که سادهلوح و زودباور نباشیم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۱
وقتی انسانها کمی خودنمایی میکنند، اغلب تأثیرگذارترند. گفتنِ «بنظر من»، «شاید» یا «امکان دارد چیزی را از قلم انداخته باشم ولی...»، راههای خوبی هستند تا فرصتی برای بررسی ادعاهایمان فراهم کنیم.
ماشینحسابهای خورشیدیِ دوران مدرسهی ما چنین نبودند. ۶ ضربدر ۷ میشود ۴۲ . بدون هیچ اما و اگری.
بخشی از جادوی جستجوی گوگل این بود که نه تنها از خودراضی بود، بلکه اغلبِ پاسخها صحیح بودند. ترکیبی از اعتمادبهنفس گوگل و مفیدبودنش، آن را شبیه یک معجزه کرد.
البته که هرگز گوگل به طور کامل درست نمیگفت. هر بار به ندرت صفحهی دقیقاً درست را پیدا میکرد. تشخیص به خودمان واگذار میشد. ولی هالهی قادر مطلق بودن، ادامه داشت. در واقع وقتی گوگل شکست خورد، ما مشغول سرزنشکردن هکرهای کلاه سیاه شدیم، نه اینکه یک الگوریتم ناقص و یک انحصارگر طماع را مقصر بدانیم.
و حالا ChatGPT پر از ادعا دربارهی هر چیزی که از او بپرسیم، پدیدار گشته است.
تعجب نکردم که یکی از بزرگترین انتقاداتی که میشنویم، حتی از طرف کارشناسان باهوش، این است که GPT، زیادی به خودش مطمئن است. مثلاً بدون اینکه صلاحیت داشته باشد، اعلام میکند که بریانی، بخشی از غذای سنتی جنوب هند است. درحالیکه اینطور نیست.
آیا فرقی دارد که هر پاسخی با این عبارت شروع شود: « من فقط یک برنامهی آزمایشی هستم که در واقع چیزی نمیفهمد ولی مغز انسانها سریع نتیجهگیری میکند که من میفهمم، پس حرفم را تمام و کمال قبول نکنید ... »
در واقع این کار ماست.
وقتی یک قطعه داده(data) به سادگی و راحتی در صفحهی کامپیوتر شما ظاهر شد، تمام و کمال، قبولش نکنید.
همهی ایمیلها هرزنامه نیستند.
همهی پیشنهادات کلاهبرداری نیستند.
و همهی پاسخهای GPT3 نادرست نیستند.
ولی اگر قبل از اینکه پاسخ GPT3 را قبول کنید، دیدگاه خودتان را هم در نظر بگیرید، ضرری ندارد.
اعتمادبهنفس بیش از حد، مشکل هوش مصنوعی نیست. تغییرات فرهنگی و اقتصادی زیادی وجود دارند که هوش مصنوعی به وجود خواهد آورد. یادمان باشد که سادهلوح و زودباور نباشیم.
.
Seth's Blog
Overconfidence and AI
Human beings are often more effective when we’re a bit self-effacing. “I think,” “Perhaps,” or “I might be missing something, but…” are fine ways to …
▪️ حوزهای که تنها مانده
▪️ستگادین | سهشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۱
برای خیلی از افراد، هدف این است که رأی نهایی و تعیینکننده، مال آنها باشد، حمایت مالیشان، فراتر از هدف باشد، شمارندهی آرأ، خودشان باشند.
و ما اغلب از اغراقکردن لذت میبریم. وقتی یک انگیزه یا مُد یا فناوری به وضوح کار میکند، گفتنِ «من هم هستم»، کار آسان و لذتبخشی است.
اینکه تصمیم بگیرید در حوزهای که تنها مانده، حضور پیدا کنید، کاری کمیابتر، آسیبپذیرتر و مهمتر است. حوزهای که ممکن است جواب ندهد. وقتی که یک سازنده و مبتکر، واقعاً به حمایت شما نیاز دارد. وقتی که حرفزدن، حمایت مالی یا فقط حضورتان، کاری پرخطر یا حتی زائد و تلفشده به نظر میرسد.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۱
برای خیلی از افراد، هدف این است که رأی نهایی و تعیینکننده، مال آنها باشد، حمایت مالیشان، فراتر از هدف باشد، شمارندهی آرأ، خودشان باشند.
و ما اغلب از اغراقکردن لذت میبریم. وقتی یک انگیزه یا مُد یا فناوری به وضوح کار میکند، گفتنِ «من هم هستم»، کار آسان و لذتبخشی است.
اینکه تصمیم بگیرید در حوزهای که تنها مانده، حضور پیدا کنید، کاری کمیابتر، آسیبپذیرتر و مهمتر است. حوزهای که ممکن است جواب ندهد. وقتی که یک سازنده و مبتکر، واقعاً به حمایت شما نیاز دارد. وقتی که حرفزدن، حمایت مالی یا فقط حضورتان، کاری پرخطر یا حتی زائد و تلفشده به نظر میرسد.
.
▪️«در این حوالی چه میکنید؟»
▪️ستگادین | پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱
پاسخهای صادقانه و مفید زیادی برای این سوال وجود دارند که برخی ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- کاری میکنم که به من گفتهاند.
- وضعیت موجود را به چالش میکشم.
- سر وقت حاضر میشوم.
- مسائل پیچیده را حل میکنم.
- مزخرفات را کنار میزنم و برای دیگران آرامش میآفرینم.
- استانداردهایمان را بالا میبرم.
- به افراد کمک میکنم احساس کنند که دیده میشوند.
- من ثابتقدم هستم.
- مزاحمتی ایجاد نمیکنم.
- انرژی میآورم.
- رهبری میکنم.
- کوهها را تبدیل به تپهها میکنم.
- مردم مرا دوست دارند.
پاسخهایی که مفید نیستند مثل:
- فقط دارم رد میشوم.
- اوقات سختی را به مردم تحمیل میکنم.
- من قلدر محله هستم.
- من از تپهها کوه میسازم.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱
پاسخهای صادقانه و مفید زیادی برای این سوال وجود دارند که برخی ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- کاری میکنم که به من گفتهاند.
- وضعیت موجود را به چالش میکشم.
- سر وقت حاضر میشوم.
- مسائل پیچیده را حل میکنم.
- مزخرفات را کنار میزنم و برای دیگران آرامش میآفرینم.
- استانداردهایمان را بالا میبرم.
- به افراد کمک میکنم احساس کنند که دیده میشوند.
- من ثابتقدم هستم.
- مزاحمتی ایجاد نمیکنم.
- انرژی میآورم.
- رهبری میکنم.
- کوهها را تبدیل به تپهها میکنم.
- مردم مرا دوست دارند.
پاسخهایی که مفید نیستند مثل:
- فقط دارم رد میشوم.
- اوقات سختی را به مردم تحمیل میکنم.
- من قلدر محله هستم.
- من از تپهها کوه میسازم.
.
Seth's Blog
“What do you do around here?”
There are lots of useful, honest answers. Some might include: I do what I’m told I challenge the status quo I show up on time I solve complicated problems I absorb nonsense and create calm fo…
▪️بزرگنمایی، نوعی پنهانشدن
▪️ستگادین | جمعه ۷ بهمن ۱۴۰۱
کسب و کاری که مأموریت خود را چنین بیان میکند: « ابداع دوبارهی تجارت محلی برای ارائهی خدمات بهتر به مشتریان و همسایگانمان»، قبل از اینکه بفهمد واقعاً هیچ ارزشی را خلق نمیکند، میتواند زمان زیادی را صرف بیعملی کند.
یک موسسهی غیرانتفاعی هم که به دنبال ایجاد «عدالت و برابری» است، میتواند در یک دام غیراختصاصی بیفتد.
بسیار مفیدتر است اگر بگوییم «ما یک فنجان قهوهی خوب را با قیمتی منصفانه میفروشیم » و ببینیم که آیا میتوانیم اول از عهدهی این کار برآییم؟
گوگل ادعا میکند که میخواهد اطلاعات جهان را سازماندهی کند ولی آنها فقط با ساختن یک موتور جستجو کارشان را آغاز کردند تا مردم به آنجا تغییر مکان دهند.
ما به یک هدف نیاز داریم. هرچه دقیقتر و قابل اندازهگیریتر، بهتر.
.
▪️ستگادین | جمعه ۷ بهمن ۱۴۰۱
کسب و کاری که مأموریت خود را چنین بیان میکند: « ابداع دوبارهی تجارت محلی برای ارائهی خدمات بهتر به مشتریان و همسایگانمان»، قبل از اینکه بفهمد واقعاً هیچ ارزشی را خلق نمیکند، میتواند زمان زیادی را صرف بیعملی کند.
یک موسسهی غیرانتفاعی هم که به دنبال ایجاد «عدالت و برابری» است، میتواند در یک دام غیراختصاصی بیفتد.
بسیار مفیدتر است اگر بگوییم «ما یک فنجان قهوهی خوب را با قیمتی منصفانه میفروشیم » و ببینیم که آیا میتوانیم اول از عهدهی این کار برآییم؟
گوگل ادعا میکند که میخواهد اطلاعات جهان را سازماندهی کند ولی آنها فقط با ساختن یک موتور جستجو کارشان را آغاز کردند تا مردم به آنجا تغییر مکان دهند.
ما به یک هدف نیاز داریم. هرچه دقیقتر و قابل اندازهگیریتر، بهتر.
.
▪️به مقدار دلخواهتان بپردازید
▪️ستگادین | شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱
این یک مدل پرداخت جذاب است. برای کالاهای دیجیتال و سایر تراکنشهایی که هزینهی نهایی (marginal cost) یک فقره فروش بیشتر، تقریباً صفر است، «به مقدار دلخواهتان بپردازید» نشان میدهد داستانی که دربارهی پول تعریف میکنیم، چقدر میتواند پیچیده باشد. اگر گزینهی خیریه را هم اضافه کنیم، حتی لایهدارتر هم میشود.
جلد اول The Best of Akimbo هماکنون در قالب «به مقدار دلخواهتان بپردازید» در دسترس است. ۱۰۰% آنچه میپردازید بعنوان حمایت مالی به خیریه میرسد: آب. جزئیات کامل اینجاست.
بیش از ۵ سال است که قسمتهای هفتگی پادکست Akimbo که متعلق به من است در دسترس میباشد. من با تولیدکنندهام Alex DiPalma بهترین پنجقسمت پادکستها را گردآوری کردهایم. البته بدون تبلیغات و بدون تضمین کیفیت (QA)، فقط مقداری نقشهی فرهنگی(culture-gazing) است که میتوانید با اشتیاق وارد شده حتی آن را به اشتراک بگذارید. قسمتهای دیگر از هر جا که پادکستها را گوش میکنید قابل دریافت است.
خوانندگان این وبلاگ تا به امروز با بیش از یک میلیون دلار کمک مالی به ۳۴ هزار نفر برای دستیافتن به یک منبع آب تمیز و قابل اعتماد یاری رساندهاند. چیزی سخاوتمندانهتر، تغییرآفرینتر و فوریتر از تقدیم آب به یک فرد نیازمند وجوددندارد. از شما متشکرم.
.
▪️ستگادین | شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱
این یک مدل پرداخت جذاب است. برای کالاهای دیجیتال و سایر تراکنشهایی که هزینهی نهایی (marginal cost) یک فقره فروش بیشتر، تقریباً صفر است، «به مقدار دلخواهتان بپردازید» نشان میدهد داستانی که دربارهی پول تعریف میکنیم، چقدر میتواند پیچیده باشد. اگر گزینهی خیریه را هم اضافه کنیم، حتی لایهدارتر هم میشود.
جلد اول The Best of Akimbo هماکنون در قالب «به مقدار دلخواهتان بپردازید» در دسترس است. ۱۰۰% آنچه میپردازید بعنوان حمایت مالی به خیریه میرسد: آب. جزئیات کامل اینجاست.
بیش از ۵ سال است که قسمتهای هفتگی پادکست Akimbo که متعلق به من است در دسترس میباشد. من با تولیدکنندهام Alex DiPalma بهترین پنجقسمت پادکستها را گردآوری کردهایم. البته بدون تبلیغات و بدون تضمین کیفیت (QA)، فقط مقداری نقشهی فرهنگی(culture-gazing) است که میتوانید با اشتیاق وارد شده حتی آن را به اشتراک بگذارید. قسمتهای دیگر از هر جا که پادکستها را گوش میکنید قابل دریافت است.
خوانندگان این وبلاگ تا به امروز با بیش از یک میلیون دلار کمک مالی به ۳۴ هزار نفر برای دستیافتن به یک منبع آب تمیز و قابل اعتماد یاری رساندهاند. چیزی سخاوتمندانهتر، تغییرآفرینتر و فوریتر از تقدیم آب به یک فرد نیازمند وجوددندارد. از شما متشکرم.
.
Seth's Blog
Pay what you want
It’s a fascinating payment model. For digital goods and other transactions where the marginal cost of one more sale approaches zero, “pay what you want” exposes how complicated th…
▪️انتخاب هاپسون
▪️ستگادین | یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱
اصلاً حق انتخاب دیگری ندارید...[+]
این صاحبان اصطبل هستند که انتخاب میکنند شما کدام اسب را بردارید. این اسب را بردار یا رها کن.
عدهای از افراد این طرز انتخاب را ترجیح میدهند. با خود میگویند که دیگر پای ما گیر نیست و مسئولیتی نداریم. این ما را از رنج انتخابکردن رها میکند و دیگری به جای ما نگران انتخاب خواهد شد.
بنابراین از عاملیت و آزادیمان فقط برای اجتناب از مسئولیت، چشم میپوشیم.
قضیه این است که هنوز هم در حال انتخاب هستیم. انتخاب اینکه همان اول کار، داخل اصطبل بروم یا نه؟
هر زمان که شغلی را انتخاب میکنیم، رأی در صندوق میندازیم (یا انتخاب میکنیم که این کار را نکنیم) یا راهی را برمیگزینیم، در حال انتخاب هستیم. هر اتفاقی بعد از آن بیفتد، هنوز هم در قبالش مسئولیم.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱
اصلاً حق انتخاب دیگری ندارید...[+]
این صاحبان اصطبل هستند که انتخاب میکنند شما کدام اسب را بردارید. این اسب را بردار یا رها کن.
عدهای از افراد این طرز انتخاب را ترجیح میدهند. با خود میگویند که دیگر پای ما گیر نیست و مسئولیتی نداریم. این ما را از رنج انتخابکردن رها میکند و دیگری به جای ما نگران انتخاب خواهد شد.
بنابراین از عاملیت و آزادیمان فقط برای اجتناب از مسئولیت، چشم میپوشیم.
قضیه این است که هنوز هم در حال انتخاب هستیم. انتخاب اینکه همان اول کار، داخل اصطبل بروم یا نه؟
هر زمان که شغلی را انتخاب میکنیم، رأی در صندوق میندازیم (یا انتخاب میکنیم که این کار را نکنیم) یا راهی را برمیگزینیم، در حال انتخاب هستیم. هر اتفاقی بعد از آن بیفتد، هنوز هم در قبالش مسئولیم.
.
Seth's Blog
Hobson’s choice
…is no choice at all. The stable owner gets to pick which horse you get. Take it or leave it. Some people prefer this. It means that we’re off the hook and not responsible. It relieves …
▪️راه جدید برای رمزگذاری هدف
▪️ستگادین | یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱
و بعد چه اتفاقی رخ میدهد؟
اساساً خیلی از کسب و کارهای کوچک کارشان را با سخاوتمندی و نیت خوب آغاز میکنند ولی مخصوصاً وقتی تأمین مالی از بیرون رخ دهد، اوضاع سخت میشود و ما به راحتی با نورهای روشن «میلتون فریدمن» اغوا و به سودهای کوتاهمدت وابسته میشویم.
هدف با گذشت زمان، شروع به محوشدن میکند. ضروریات و تقاضاهای تنظیم گزارشات مالی فصلی و فرصتهای رشد پیدرپی، پایبندی به آنچه را که در وهلهی اول، قصد انجام آن را داشتیم، دشوارتر میکند.
این پست از Ari Weinzweig ، روش متفاوتی برای ماندن در مسیر را برجسته میکند و سطحی از ساختار را به نیت خوب اضافه میکند. این روش، زبان نسبتا احساساتی یک B Corp [ گواهی تأیید عملکرد با استاندارد بالا] برای یک کسب و کار را میگیرد و آن را به طور قانونی و دائمی، بخشی از معامله میکند.
ما با رمزگذاری ساختار از همان ابتدا سازمانهایی میسازیم که حد و مرزهایی دارند. حد و مرزها لزوماً یک نقص به حساب نمیآیند. آنها میتوانند یک ویژگی باشند. حد و مرز، نقطهقوت ماست و راهی دقیق برای گفتگو با موکلین خویش درباره کاری است که انجام میدهیم.
برای مدت زمانی طولانی ما فقط در یک مسیر تکاملی حرکت کردهایم. شرکتهایی که به دنبال چیزی نیستند به جز بازگشت سرمایههای کوتاهمدت ولی عملاً کاری انجام ندادهاند.
در محیط کسب و کار فراصنعتی، جایی که افراد، مهمتر از ماشینها هستند و جایی که عواقب و نتایج کارمان واضحتر است، منطقی است که قصد و نیت را در خط مقدم قرار داده و نگه داریم.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱
و بعد چه اتفاقی رخ میدهد؟
اساساً خیلی از کسب و کارهای کوچک کارشان را با سخاوتمندی و نیت خوب آغاز میکنند ولی مخصوصاً وقتی تأمین مالی از بیرون رخ دهد، اوضاع سخت میشود و ما به راحتی با نورهای روشن «میلتون فریدمن» اغوا و به سودهای کوتاهمدت وابسته میشویم.
هدف با گذشت زمان، شروع به محوشدن میکند. ضروریات و تقاضاهای تنظیم گزارشات مالی فصلی و فرصتهای رشد پیدرپی، پایبندی به آنچه را که در وهلهی اول، قصد انجام آن را داشتیم، دشوارتر میکند.
این پست از Ari Weinzweig ، روش متفاوتی برای ماندن در مسیر را برجسته میکند و سطحی از ساختار را به نیت خوب اضافه میکند. این روش، زبان نسبتا احساساتی یک B Corp [ گواهی تأیید عملکرد با استاندارد بالا] برای یک کسب و کار را میگیرد و آن را به طور قانونی و دائمی، بخشی از معامله میکند.
ما با رمزگذاری ساختار از همان ابتدا سازمانهایی میسازیم که حد و مرزهایی دارند. حد و مرزها لزوماً یک نقص به حساب نمیآیند. آنها میتوانند یک ویژگی باشند. حد و مرز، نقطهقوت ماست و راهی دقیق برای گفتگو با موکلین خویش درباره کاری است که انجام میدهیم.
برای مدت زمانی طولانی ما فقط در یک مسیر تکاملی حرکت کردهایم. شرکتهایی که به دنبال چیزی نیستند به جز بازگشت سرمایههای کوتاهمدت ولی عملاً کاری انجام ندادهاند.
در محیط کسب و کار فراصنعتی، جایی که افراد، مهمتر از ماشینها هستند و جایی که عواقب و نتایج کارمان واضحتر است، منطقی است که قصد و نیت را در خط مقدم قرار داده و نگه داریم.
.
Seth's Blog
New ways to codify purpose
And then what happens? Many small businesses start with generosity and good intent at their core. But it’s a rough ride, and especially when outside funding is involved, it’s easy to ge…
▪️فراگیرشدن، در راه است
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱
هیاهو دربارهی هوش مصنوعی ممکن است باعث عدم تمرکز شود.
اشاره به یک مقاله، آهنگ یا تصویر ایجادشده توسط یک کامپیوتر و یافتن نقصها و خطاهای آن، کار آسانی است. بدیهی است که یک کار دشوار که توسط هزار فرد آموزشدیده انجام میشود، احتمال بیشتری دارد بتواند کاری مفیدتر یا الهامبخشتر از کار یک کامپیوتر از آب درآید.
ولی اثر واقعیِ هوش مصنوعی این نیست که به طور منظم و ثابت، خیلی بهتر از عالیترین تلاش انسان باشد.
بلکه تأثیرش در این خواهد بود که گسترده، ارزان و همیشه در دسترس است.
هر چیزی را جستجو کنید، صفحهی ویکیپدیای مخصوص شما را در آن مورد برایتان مینویسد.
طوفان مغزی با ۱۲ راه حل مختلف برای هر مسئلهای که دربارهی آن فکر میکنید به راه میندازد. همیشه یک درمانگر فرد محور(Rogerian therapist) و یک مربیِ صاحب ایده، دم دستتان است.
یک دکمه را روی یخچالتان بزنید و چندین دستورالعمل پخت غذا را ببینید که از محتویات کشوهای یخچال خودتان میتوانید بپزید.
همهجا. همه وقت.
فراگیرشدن، تغییر آرامی است که به ندرت متوجه آمدن آن هستیم.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۱
هیاهو دربارهی هوش مصنوعی ممکن است باعث عدم تمرکز شود.
اشاره به یک مقاله، آهنگ یا تصویر ایجادشده توسط یک کامپیوتر و یافتن نقصها و خطاهای آن، کار آسانی است. بدیهی است که یک کار دشوار که توسط هزار فرد آموزشدیده انجام میشود، احتمال بیشتری دارد بتواند کاری مفیدتر یا الهامبخشتر از کار یک کامپیوتر از آب درآید.
ولی اثر واقعیِ هوش مصنوعی این نیست که به طور منظم و ثابت، خیلی بهتر از عالیترین تلاش انسان باشد.
بلکه تأثیرش در این خواهد بود که گسترده، ارزان و همیشه در دسترس است.
هر چیزی را جستجو کنید، صفحهی ویکیپدیای مخصوص شما را در آن مورد برایتان مینویسد.
طوفان مغزی با ۱۲ راه حل مختلف برای هر مسئلهای که دربارهی آن فکر میکنید به راه میندازد. همیشه یک درمانگر فرد محور(Rogerian therapist) و یک مربیِ صاحب ایده، دم دستتان است.
یک دکمه را روی یخچالتان بزنید و چندین دستورالعمل پخت غذا را ببینید که از محتویات کشوهای یخچال خودتان میتوانید بپزید.
همهجا. همه وقت.
فراگیرشدن، تغییر آرامی است که به ندرت متوجه آمدن آن هستیم.
.
Seth's Blog
The coming ubiquity
The fuss about AI might be mis-focused. It’s easy to point to a computer-created essay, song or illustration and find the defects or errors. Given hard work by 1,000 trained people, it’…
▪️جمعیت و نوآوریهای بزرگ
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱
الگوی وسوسهانگیزی است اگر فکر کنیم که بهترین چارهی انسانها برای حل مشکلات بزرگ، افزایش جمعیت است. یعنی چون مردم میتوانند مشکلات را حل کنند، پس وجود افراد بیشتر بمعنای حضور بیشترِ حلکنندگانِ مشکل است.
واضح است که ده نفر، برای حل مشکلات جمعیتی یک میلیاردی، به خوبی یک نفر نیستند اما در عین حال، اگر یک تریلیون نفر روی زمین وجود داشته باشد، ده نفر زیاد دوام نمیآورند. باید عدد بهینهای وجود داشته باشد که احتمالن آن عدد، بزرگترین عددی نیست که میتوانیم ایجاد کنیم.
و با بررسی دادههای مربوط به سرانهی جوایز نوبل یا سرانهی ثبت اختراع، متوجه میشویم که بین تراکم جمعیت و نوآوری مولد، ارتباطی وجود ندارد. به نظر میرسد که نوآوریها به احتمال زیاد، نتیجهی یک جامعهی مدنی، منابع کافی، بهرهوری کافی برای امکان پذیرکردن هزینههای تحقیق و توسعه و وجود فرهنگ تحقیق و مهندسی باشد.
همچنین ما در طول زمان، کانونهای جغرافیایی نوآوری را میبینیم ( فیزیک یکصد سال پیش در آلمان یا نوآوریهای شبکهای در درهی سیلیکون در یک دهه پیش) که حاصل تبادل اطلاعات و انتظارات فرهنگی است نه تراکم جمعیت.
ما با افزایش حداکثری جمعیت برای تنها سیارهی خویش، به نتیجه نمیرسیم. ما نمیتوانیم از امکانها رو برگردانیم ولی احتمالن نمیتوانیم از طریق گسترش نمایی هم به نتیجه برسیم.
.
▪️ستگادین | سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱
الگوی وسوسهانگیزی است اگر فکر کنیم که بهترین چارهی انسانها برای حل مشکلات بزرگ، افزایش جمعیت است. یعنی چون مردم میتوانند مشکلات را حل کنند، پس وجود افراد بیشتر بمعنای حضور بیشترِ حلکنندگانِ مشکل است.
واضح است که ده نفر، برای حل مشکلات جمعیتی یک میلیاردی، به خوبی یک نفر نیستند اما در عین حال، اگر یک تریلیون نفر روی زمین وجود داشته باشد، ده نفر زیاد دوام نمیآورند. باید عدد بهینهای وجود داشته باشد که احتمالن آن عدد، بزرگترین عددی نیست که میتوانیم ایجاد کنیم.
و با بررسی دادههای مربوط به سرانهی جوایز نوبل یا سرانهی ثبت اختراع، متوجه میشویم که بین تراکم جمعیت و نوآوری مولد، ارتباطی وجود ندارد. به نظر میرسد که نوآوریها به احتمال زیاد، نتیجهی یک جامعهی مدنی، منابع کافی، بهرهوری کافی برای امکان پذیرکردن هزینههای تحقیق و توسعه و وجود فرهنگ تحقیق و مهندسی باشد.
همچنین ما در طول زمان، کانونهای جغرافیایی نوآوری را میبینیم ( فیزیک یکصد سال پیش در آلمان یا نوآوریهای شبکهای در درهی سیلیکون در یک دهه پیش) که حاصل تبادل اطلاعات و انتظارات فرهنگی است نه تراکم جمعیت.
ما با افزایش حداکثری جمعیت برای تنها سیارهی خویش، به نتیجه نمیرسیم. ما نمیتوانیم از امکانها رو برگردانیم ولی احتمالن نمیتوانیم از طریق گسترش نمایی هم به نتیجه برسیم.
.
▪️نمیدانند، اهمیت نمیدهند
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
مشتریان گذری(Customers) و شُرکا و مشتریان دائمی و حرفهای(Clients) ممکن است کلافه و ناامید شوند.
شاید آنها چیزی را که شما میدانید ندانند.
شاید برای آنها مهم نباشد.
امکان آموزش و الهام بخشی وجود دارد.
یافتن عدهی کمی که تمایل دارند به جایی که شما میخواهید بروند، ممکن است مفیدتر باشد.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
مشتریان گذری(Customers) و شُرکا و مشتریان دائمی و حرفهای(Clients) ممکن است کلافه و ناامید شوند.
شاید آنها چیزی را که شما میدانید ندانند.
شاید برای آنها مهم نباشد.
امکان آموزش و الهام بخشی وجود دارد.
یافتن عدهی کمی که تمایل دارند به جایی که شما میخواهید بروند، ممکن است مفیدتر باشد.
.
▪️ تجسم مجدد شهرها با چند سوال ساده
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱
اگر حمل و نقل عمومی رایگان بود، چه اتفاقی میافتاد؟
اگر هزینهی آن از طریق قیمتگذاری ازدحام (پرداخت هزینهی بیشتر در ساعات پیک استفاده از خدمات عمومی شهری)، به صورت دیجیتالی پیادهسازی شود، چه میشود؟
چه میشد اگر توالتهای عمومی، ایمن، زیبا، مجهز و مرتب نگهداری میشدند؟
اگر مالیاتی بر ویترینهای خالی وجود داشته باشد که پس از سه ماه خالیبودن قابل پرداخت باشد، چه؟
مدت کوتاهی پس از اختراع خودرو، جامعه تصمیمات زیادی در مورد نحوهی عملکرد شهرها گرفت. این انتخابها منجر به احداث پارکینگها، حومهها و تعریفی از این شد که یک شهر معمولی باید چگونه باشد. Robert Moses + + و دیگران به دنبال نوع خاصی از محیط شهری بودند.
تعجبآور است که تغییر، چقدر سریع و کمهزینه میتواند شروع شود.
همین کار را از آغاز احداث راههای سریعالسیر، سال به سال، بدون دیدنِ الگو، انجام دادهایم.
دیدن و حرفزدن در اینباره کمککننده است.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱
اگر حمل و نقل عمومی رایگان بود، چه اتفاقی میافتاد؟
اگر هزینهی آن از طریق قیمتگذاری ازدحام (پرداخت هزینهی بیشتر در ساعات پیک استفاده از خدمات عمومی شهری)، به صورت دیجیتالی پیادهسازی شود، چه میشود؟
چه میشد اگر توالتهای عمومی، ایمن، زیبا، مجهز و مرتب نگهداری میشدند؟
اگر مالیاتی بر ویترینهای خالی وجود داشته باشد که پس از سه ماه خالیبودن قابل پرداخت باشد، چه؟
مدت کوتاهی پس از اختراع خودرو، جامعه تصمیمات زیادی در مورد نحوهی عملکرد شهرها گرفت. این انتخابها منجر به احداث پارکینگها، حومهها و تعریفی از این شد که یک شهر معمولی باید چگونه باشد. Robert Moses + + و دیگران به دنبال نوع خاصی از محیط شهری بودند.
تعجبآور است که تغییر، چقدر سریع و کمهزینه میتواند شروع شود.
همین کار را از آغاز احداث راههای سریعالسیر، سال به سال، بدون دیدنِ الگو، انجام دادهایم.
دیدن و حرفزدن در اینباره کمککننده است.
.
Seth's Blog
Reimagining cities in a few simple questions
What would happen if public transportation were free? What if it were paid for by congestion pricing, digitally implemented? What if public toilets were safe, beautiful, well-appointed and consiste…
▪️ابهام دربارهی عملکرد
▪️ستگادین | جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱
میتوان چیزی را که محصول یا خدمت شما تحویل مشتری میدهد، عملکرد نامید که از دو جز ساخته شده است:
- داستان توقعات و تاثیر فرهنگیِ آنچه انجام میدهید.(داستان)
- محصولات تحویلدادنی که به طور عینی قابل اندازهگیری هستند.(ویژگی)
اگر که هر دو را داشته باشد، مفید است.
بسیاری از فریلنسرهای پرتلاش، دربارهی داستان خویش، سردرگم هستند یا حتی اصرار دارند که کارشان بهتر از چیزی است که الان وجود دارد و وقتی دیگران از محصول آنها استقبال نمیکنند، ناامید میشوند. یا اینکه آنها ارزش حضور، حرفهایبودن و تلاش خود را ارزانتر میفروشند.
و خیلی از موسسات، مخصوصاً آنها که چیزهای اشتباهی را اندازه میگیرند، تلاش چشمگیری را صرف ویژگیهای آزمایشگاهی میکنند ولی فراموش میشود که روی روایتی سرمایهگذاری کنند که مشتریان را تشویق میکند از فایدهی شککردن بهره ببرند.
.
▪️ستگادین | جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱
میتوان چیزی را که محصول یا خدمت شما تحویل مشتری میدهد، عملکرد نامید که از دو جز ساخته شده است:
- داستان توقعات و تاثیر فرهنگیِ آنچه انجام میدهید.(داستان)
- محصولات تحویلدادنی که به طور عینی قابل اندازهگیری هستند.(ویژگی)
اگر که هر دو را داشته باشد، مفید است.
بسیاری از فریلنسرهای پرتلاش، دربارهی داستان خویش، سردرگم هستند یا حتی اصرار دارند که کارشان بهتر از چیزی است که الان وجود دارد و وقتی دیگران از محصول آنها استقبال نمیکنند، ناامید میشوند. یا اینکه آنها ارزش حضور، حرفهایبودن و تلاش خود را ارزانتر میفروشند.
و خیلی از موسسات، مخصوصاً آنها که چیزهای اشتباهی را اندازه میگیرند، تلاش چشمگیری را صرف ویژگیهای آزمایشگاهی میکنند ولی فراموش میشود که روی روایتی سرمایهگذاری کنند که مشتریان را تشویق میکند از فایدهی شککردن بهره ببرند.
.
Seth's Blog
Confusion about performance
The thing that your product or service delivers could be called performance, and it’s made of two components: –The story and expectations and cultural impact of what you do (the story).…
▪️«عکسبرداری ممنوع»
▪️ستگادین | شنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۱
اخطاری که در گلفروشی میبینیم.
حدس میزنم به این دلیل که گرفتن عکس، احساسی شبیه گرفتن خود گل را ایجاد میکند در حالیکه هزینهی خلاقیت، مهارت و تلاشی که صرف چینش هماهنگ آنها شده، جبران نمیشود.
این احساس باعث میشود که نکتهی واقعی را فراموش کنیم.
زمانی که چیزی میسازید که ارزش عکاسی دارد، ایدهای دارید که پخش و گسترش آن برایتان مفید است و این کار، صدمهای به شما نمیزند. مردم، بیشتر از هر زمانی برای مشهورشدن هزینه میپردازند. حتی اگر عامل شهرت، یک دسته گل معروف باشد که توسط یک تولیدکنندهی طراح ساخته شده باشد.
قسمت سخت کار، ساختن چیزی ارزشمند است، نه محافظت از آن در برابر دوربینها.
.
▪️ستگادین | شنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۱
اخطاری که در گلفروشی میبینیم.
حدس میزنم به این دلیل که گرفتن عکس، احساسی شبیه گرفتن خود گل را ایجاد میکند در حالیکه هزینهی خلاقیت، مهارت و تلاشی که صرف چینش هماهنگ آنها شده، جبران نمیشود.
این احساس باعث میشود که نکتهی واقعی را فراموش کنیم.
زمانی که چیزی میسازید که ارزش عکاسی دارد، ایدهای دارید که پخش و گسترش آن برایتان مفید است و این کار، صدمهای به شما نمیزند. مردم، بیشتر از هر زمانی برای مشهورشدن هزینه میپردازند. حتی اگر عامل شهرت، یک دسته گل معروف باشد که توسط یک تولیدکنندهی طراح ساخته شده باشد.
قسمت سخت کار، ساختن چیزی ارزشمند است، نه محافظت از آن در برابر دوربینها.
.
▪️«بعدش چی؟»
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱
روش تفکر ما دربارهی اولویتهایمان، باعث ایجاد تفاوت شود.
رهبران در هر حوزهای یک کار را بیشتر از همه انجام میدهند: تصمیمگیری.
هر جا که محدودیتی وجود دارد ( و این اصل شامل هر محیطی میشود)، تصمیمگیری دربارهی زمان و منابع - برای اقدام بعدی - همه چیز را تغییر میدهد.
چگونه تصمیم میگیریم که اقدام بعدی چه باشد؟ آیا بر اساس فوریت، براساس نزدیکی فاصله یا بر اساس ارزشها؟ روش First in/first out [قدیمیترین کالا باید زودتر از بقیه از انبار خارج شود] یک استراتژی نیست، یک بهانه است. حتی عمل به ضربالمثل squeaky wheels [ برجستهترین و پُرسروصداترین مشکلات، بیشترین توجه را به خودشان جلب میکنند و آنها که خاموشند نادیده گرفته میشوند]
از آن هم بدتر است.
.
▪️ستگادین | یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱
روش تفکر ما دربارهی اولویتهایمان، باعث ایجاد تفاوت شود.
رهبران در هر حوزهای یک کار را بیشتر از همه انجام میدهند: تصمیمگیری.
هر جا که محدودیتی وجود دارد ( و این اصل شامل هر محیطی میشود)، تصمیمگیری دربارهی زمان و منابع - برای اقدام بعدی - همه چیز را تغییر میدهد.
چگونه تصمیم میگیریم که اقدام بعدی چه باشد؟ آیا بر اساس فوریت، براساس نزدیکی فاصله یا بر اساس ارزشها؟ روش First in/first out [قدیمیترین کالا باید زودتر از بقیه از انبار خارج شود] یک استراتژی نیست، یک بهانه است. حتی عمل به ضربالمثل squeaky wheels [ برجستهترین و پُرسروصداترین مشکلات، بیشترین توجه را به خودشان جلب میکنند و آنها که خاموشند نادیده گرفته میشوند]
از آن هم بدتر است.
.
Seth's Blog
“What’s next?”
The way we think about our priorities makes a huge difference. Leaders of every stripe make one thing more than any other: decisions. In any environment with constraints (which is, actually, any en…
▪️و سپس، آن اتفاق رخ داد
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱
دنیا تغییر میکند و ما یک حق انتخاب داریم:
- سخت بجنگید تا آن را همانطور که بود نگه دارید.
- توجه کنید که چه اتفاقی افتاده و سپس تصمیم بگیرید که با این بینش، کاری انجام دهید.
سی سال پیش، AOL بزرگترین مشتری شرکت من بود. آنها ساعتی ۳ دلار از کاربران برای استفاده از پیشساز(precursor) خود در اینترنت دریافت و به ارائهدهندگان محتوا بر اساس زمان صرفشده در «سایت»شان حق امتیاز پرداخت میکردند.
ما یک بازی موفقیتآمیز اختراع کردیم که در یک چتروم انجام میشد. بررسیهای ما نشان داد که مردم( احتمالن میلیونها نفر ) ساعتها آن را بازی میکنند. ما نیز مجموعهای از بازیها را با AOL توسعه دادیم که سرگرمکننده و جذاب بودند و چند هفته با راهاندازی فاصله داشتند. مطمئنن این پروژه سودآورترین پروژهای بود که تا به امروز روی آن کار کرده بودم.
و سپس روال AOL به قیمتگذاری ماهانه با نرخ ثابت تغییر کرد. و حق امتیاز به صفر رسید.
«خب، این اتفاق افتاد.»
هزینههای هدررفته واقعی بودند، اما اهمیتی نداشت. مهم این بود که پایه و اساس پروژهای که ساخته بودیم ناپدید شده بود. در کمتر از یک ساعت، شرایط سختی را پشت سر گذاشتیم که ما را قادر ساخت ابزارها و محصولات مورد نیاز خود را بسازیم.
دنیا سریعتر از همیشه در حال تغییر است. گاهی اوقات این تغییر برای بهترشدن رخ میدهد. دنیا همیشه به ما یک حق انتخاب برای واکنش یا پاسخدادن میدهد.
.
▪️ستگادین | دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱
دنیا تغییر میکند و ما یک حق انتخاب داریم:
- سخت بجنگید تا آن را همانطور که بود نگه دارید.
- توجه کنید که چه اتفاقی افتاده و سپس تصمیم بگیرید که با این بینش، کاری انجام دهید.
سی سال پیش، AOL بزرگترین مشتری شرکت من بود. آنها ساعتی ۳ دلار از کاربران برای استفاده از پیشساز(precursor) خود در اینترنت دریافت و به ارائهدهندگان محتوا بر اساس زمان صرفشده در «سایت»شان حق امتیاز پرداخت میکردند.
ما یک بازی موفقیتآمیز اختراع کردیم که در یک چتروم انجام میشد. بررسیهای ما نشان داد که مردم( احتمالن میلیونها نفر ) ساعتها آن را بازی میکنند. ما نیز مجموعهای از بازیها را با AOL توسعه دادیم که سرگرمکننده و جذاب بودند و چند هفته با راهاندازی فاصله داشتند. مطمئنن این پروژه سودآورترین پروژهای بود که تا به امروز روی آن کار کرده بودم.
و سپس روال AOL به قیمتگذاری ماهانه با نرخ ثابت تغییر کرد. و حق امتیاز به صفر رسید.
«خب، این اتفاق افتاد.»
هزینههای هدررفته واقعی بودند، اما اهمیتی نداشت. مهم این بود که پایه و اساس پروژهای که ساخته بودیم ناپدید شده بود. در کمتر از یک ساعت، شرایط سختی را پشت سر گذاشتیم که ما را قادر ساخت ابزارها و محصولات مورد نیاز خود را بسازیم.
دنیا سریعتر از همیشه در حال تغییر است. گاهی اوقات این تغییر برای بهترشدن رخ میدهد. دنیا همیشه به ما یک حق انتخاب برای واکنش یا پاسخدادن میدهد.
.
Seth's Blog
And then that happened
The world changes and we have a choice: • Fight hard to keep it the way it was. • Notice what happened and then decide to do something with that insight. Thirty years ago, AOL was my company’…
▪️خویشتنداری در مقابل خویشتنداری سیستمیک
▪️ستگادین | سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱
این به معنای دورویی نیست اگر کسی در بوفهی رستوران از خودش پذیرایی کند و در عین حال به صاحب رستوران توصیه کند که تعداد رفت و آمد مشتریانش را محدود کند تا ثبات رستوران حفظ شود.
میتوان در مورد تغییرات سیستمی در سیستمهای فرهنگی استدلال کرد و در عین حال، مطابق اقتصاد کلاسیک عمل کرد که معتقد است مردم بر اساس منافع شخصیشان رفتار میکنند.
در واقع، همین تناقض است که ما را ملزم به بحث برای تغییر سیستمی میکند.
.
▪️ستگادین | سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۱
این به معنای دورویی نیست اگر کسی در بوفهی رستوران از خودش پذیرایی کند و در عین حال به صاحب رستوران توصیه کند که تعداد رفت و آمد مشتریانش را محدود کند تا ثبات رستوران حفظ شود.
میتوان در مورد تغییرات سیستمی در سیستمهای فرهنگی استدلال کرد و در عین حال، مطابق اقتصاد کلاسیک عمل کرد که معتقد است مردم بر اساس منافع شخصیشان رفتار میکنند.
در واقع، همین تناقض است که ما را ملزم به بحث برای تغییر سیستمی میکند.
.
▪️جسارت سرود جمعی
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱
در مورد اینکه We Are the Champions یکی از سرودهای جمعی دوران ماست، شک زیادی وجود ندارد.
تقریباً هر گروهی میتواند با نواختن چند خط موسیقی، یک دیوانگی گذرا برانگیزد.
مثل گروه Rapper’s Delight
با این حال، تصور کنید که وقتی اولین بار آن را به صورت زنده اجرا میکنید، چقدر میتواند ترسناک باشد.
اگر کسی آهنگ را دوبارهخوانی نکرد چه؟
اگر خواننده تنها خودش ماند و کسی سراغش نیامد چه؟
ممکن است دلیل کمیاببودن سرودهای جمعی همین باشد.
تقریباً در هر نوع جامعهای اینگونه است.
اگر آمادهی خواندن آهنگتان به تنهایی نیستید، سخت است به هدفتان که همخوانی با مردم است دست پیدا کنید.
.
▪️ستگادین | چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱
در مورد اینکه We Are the Champions یکی از سرودهای جمعی دوران ماست، شک زیادی وجود ندارد.
تقریباً هر گروهی میتواند با نواختن چند خط موسیقی، یک دیوانگی گذرا برانگیزد.
مثل گروه Rapper’s Delight
با این حال، تصور کنید که وقتی اولین بار آن را به صورت زنده اجرا میکنید، چقدر میتواند ترسناک باشد.
اگر کسی آهنگ را دوبارهخوانی نکرد چه؟
اگر خواننده تنها خودش ماند و کسی سراغش نیامد چه؟
ممکن است دلیل کمیاببودن سرودهای جمعی همین باشد.
تقریباً در هر نوع جامعهای اینگونه است.
اگر آمادهی خواندن آهنگتان به تنهایی نیستید، سخت است به هدفتان که همخوانی با مردم است دست پیدا کنید.
.
Seth's Blog
The audacity of the crowd anthem
There’s little doubt that We Are the Champions is one of the great crowd anthems of our time. Just about any group can be stirred into a frenzy just by playing a few bars: The same goes Rappe…
▪️اکثریت مردم ( و کسانی که شما انتخاب میکنید)
▪️ستگادین | پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
اکثر مردم محصولی ارزان، نوشتههایی کوتاه و اشتراک چیزی جالب و مفرح را از شما میخواهند.
ولی کسانی که شما به آنها خدمات میرسانید ممکن است چیز دیگری بخواهند.
تعداد کمی از مردم که لازم دارید آنها را در کارتان شکوفا کنید، ممکن است از شما نوشتههایی بخواهند که تا مدتهای طولانی در یادشان باقی بماند و یا از شما بخواهند آنها را به سفری ببرید که دلهرهآور، چالشی و خاص باشد.
یا شاید کسانی هستند که میخواهند چیزی بخرند که هزینهی زیادی دارد ولی ارزشش بیشتر از قیمت آن است.
اگر بگویید محصول من به درد اکثریت مردم نمیخورد، اشکالی ندارد.
در واقع این تنها راه برای انجام کاری مهم است.
.
▪️ستگادین | پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
اکثر مردم محصولی ارزان، نوشتههایی کوتاه و اشتراک چیزی جالب و مفرح را از شما میخواهند.
ولی کسانی که شما به آنها خدمات میرسانید ممکن است چیز دیگری بخواهند.
تعداد کمی از مردم که لازم دارید آنها را در کارتان شکوفا کنید، ممکن است از شما نوشتههایی بخواهند که تا مدتهای طولانی در یادشان باقی بماند و یا از شما بخواهند آنها را به سفری ببرید که دلهرهآور، چالشی و خاص باشد.
یا شاید کسانی هستند که میخواهند چیزی بخرند که هزینهی زیادی دارد ولی ارزشش بیشتر از قیمت آن است.
اگر بگویید محصول من به درد اکثریت مردم نمیخورد، اشکالی ندارد.
در واقع این تنها راه برای انجام کاری مهم است.
.
Seth's Blog
Most people (and the people you choose)
Most people want you to make something cheap, write something short, share something funny, and fit in. But the people you serve… they might want something else. The few people you need to th…
▪️تقلب در گلف
▪️ستگادین | جمعه ۲۱ بهمن ۱۴۰۱
چگونه میتوانید در امور مهم، به کسی اعتماد کنید که در یک بازی دوستانهی گلف تقلب میکند (در حالیکه در بازی گلف، چیز زیادی در خطر نیست).
و با این حال، همیشه سازمانها و افراد « در گلف تقلب میکنند.»
آنها بندهای هوشمندانهای را در جزییات متن قرار میدهند.
برای فهرستهای موجود در رسانهها هرزنامه میفرستند.
تأثیر بلندمدتِ تصمیمات کوتاهمدت را پنهان میکنند.
دادههای شما را میدزدند و پشت سرتان از آنها استفاده میکنند…
اگر این کارها عمدی باشد، چه کار دیگری از آنها ساخته است؟
فایدهی شککردن بسیار زیاد است. و با این حال، باز مردم هر روز، فرصت شککردن را هدر میدهند.
.
▪️ستگادین | جمعه ۲۱ بهمن ۱۴۰۱
چگونه میتوانید در امور مهم، به کسی اعتماد کنید که در یک بازی دوستانهی گلف تقلب میکند (در حالیکه در بازی گلف، چیز زیادی در خطر نیست).
و با این حال، همیشه سازمانها و افراد « در گلف تقلب میکنند.»
آنها بندهای هوشمندانهای را در جزییات متن قرار میدهند.
برای فهرستهای موجود در رسانهها هرزنامه میفرستند.
تأثیر بلندمدتِ تصمیمات کوتاهمدت را پنهان میکنند.
دادههای شما را میدزدند و پشت سرتان از آنها استفاده میکنند…
اگر این کارها عمدی باشد، چه کار دیگری از آنها ساخته است؟
فایدهی شککردن بسیار زیاد است. و با این حال، باز مردم هر روز، فرصت شککردن را هدر میدهند.
.
Seth's Blog
Cheating at golf
Someone who cheats at a friendly game of golf when nothing much is at stake–how can you possibly trust them with something important? And yet, organizations and individuals “cheat at go…