طعم ست‌گادین
775 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
▪️زمانی برای تلف‌کردن نیست

▪️ست‌گادین | جمعه اول اردیبهشت ۱۴۰۲


البته که نیست.

زمان، تنها چیزی است که داریم.

زمان تمام آن چیزی است که وجود دارد.

ما نمی‌توانیم زمان را تلف کنیم، زیرا برای هدردادن به ما داده نشده است. زمان فقط راهی است که هر چیز دیگری را کنترل و پیگیری کنیم.


.
▪️«اما اگر جواب نداد چه؟»

▪️ست‌گادین | شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۲


بهترین راه برای برنده‌شدن در یک بازی کوتاه‌مدت، این است که کاملن روی یک استراتژی، شرط‌بندی کنید. یک نفر قرار است خوش‌شانس باشد و ممکن است آن یک نفر، شما باشید.

اما اگر برای انجام یک سری بازی‌های کوتاه‌مدت اصرار داشته باشیم، به ندرت در درازمدت پیشرفت می‌کنیم.

در عوض، سازمان‌ها، افراد و تیم‌ها وقتی ارزش انعطاف‌پذیری را درک کنند، بهتر عمل می‌کنند.

در سال گذشته، ما شاهد بودیم که شرکت‌های ارزهای دیجیتال با سرمایه‌گذاری خوب و تبلیغات بسیار بالا، متوقف شده، شکست خوردند. چراکه دریافت بودجه و رشد سریع با شرط‌بندی ساده برای آنها کار آسانی بود و در بازار صعودی، همه، نابغه به نظر می‌رسند.

اما رقبای کم‌فروغ آنها هنوز هم در همین اطراف سرپا مانده‌اند. آنها فهمیده‌اند که انعطاف‌پذیری، گران تمام می‌شود ولی ارزشش را دارد.


.
▪️مالیات جستجو

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۲


آمازون در سال گذشته بیش از ۳۰ میلیارد دلار درآمد تبلیغاتی بدست آورد. پولی که برای ارتقای برخی محصولات نسبت به بقیه در سلسله‌مراتب جلب توجه هزینه شد.

احتمالن این درست است که شخصی که در آمازون خرید می‌کند، یا چیزی را می‌خرد یا نمی‌خرد... هدف از «تبلیغات»، افزایش مصرف نیست، بلکه تغییر چیزی است که کسی برای خرید انتخاب می‌کند.

این یک بازی با مجموع صفر است...

نکته این است که تمام این هزینه‌ها از جیب مصرف‌کننده پرداخت می‌شود.

جستجو و کشف، بدون تبلیغات، به خوبی کار می‌کند. اگر یک جستجوی ارگانیک، فقط بتواند بهترین تطابق [ هماهنگی بین جستجو با پاسخ ] را برجسته کند، رضایت ما از چیزی که خریدیم، حداقل به همان اندازه [ که با تبلیغات به یک پاسخ می‌رسیدیم ]، خوب خواهد بود.

این فقط انتقال پول از خریدارانی مانند ما به یک شرکت با یک موتور جستجوی خرید است.


.
▪️تناقض خلاصه‌نویسی

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲


برای یک دهه، Cliffs Notes [ کارت‌های راهنمای مطالعه، چکیده و خلاصه‌نویسی فصول کتاب ]، پرفروش‌ترین بخش کتابفروشی بود. آنها یک راه ساده برای به دست‌آوردن مثال‌ها و پاسخ‌ها و بینش در مورد کتاب‌هایی بودند که به دانش‌آموزان دبیرستانی محول شده و خوانده بودند (یا نخوانده بودند).

وقتی Cliffs فهرستی از سی عنوان پرفروش خود را منتشر کرد، فرصتی را دیدم و کتابی خلق کردم که خلاصه و راهنمای مطالعه‌ای برای خود Cliffs Notes بود. Quicklit فروش خوبی نداشت، اما در آن زمان، ایده‌ی خوبی به نظر می‌رسید.

مطابق انتظار، Cliffs Notes و Quicklit مثل یک معدن طلای تولید بینش بودند. آنها دروازه‌ها را برای درک واقعی باز کردند و اغلب، بهتر از یک معلم دبیرستانی پرتلاش، به قلب ادبیات دست یافتند.

تناقض قضیه کجاست؟ اینجاست که در دسترس‌بودن بیشتر یادداشت‌ها، منجر به یادگیری بیشتر نشد.

برای من روشن نیست که در دسترس‌بودن گسترده‌ی این خلاصه‌ها و راهنماها واقعن منجر به درک بیشتری شده باشد.

و حالا سروکله‌ی ChatGPT و پسرعموهایش پیدا شده است. ChatPDF معجزه‌ای است که یک PDF را فوری می‌خواند، آن را خلاصه می‌کند و به ما فرصت می‌دهد از او سؤال هم بپرسیم. نتایجی که من دیدم فوق‌العاده است. در اینجا جلسه‌ای است که براساس یک خلاصه‌ی ۴۸ صفحه‌ای آپلودشده از کتاب جدید من است.

اما صبر کنید...

تا زمانی که خودمان تصمیم به درک و یادگیری نکنیم، این هم جواب نمی‌دهد.

بخشی از جادوی یک کتاب واقعی، این است که خواننده به درک و فهمیدن نایل می‌شود. مفاهیم به تدریج در او نفوذ می‌کنند و او می‌گوید: آهان، حالا فهمیدم. درک‌کردن با هایلایت‌کردن بوجود نمی‌آید.

در اینترنت [ پست‌ها و کامنت‌ها ] با جمله‌ی «خیلی طولانی، خوانده نشد.» مواجه می‌شویم. این یکی از پیامدهای داشتنِ حق انتخاب زیاد در ترکیب با تنبلی و راحت‌طلبی است. این یک طرز فکر «چک‌لیستی» است و تنها چیزی که بعد از اتمام یک چک‌لیست به دست می‌آوریم، تعدادی مربع تیک‌خورده است، نه درک واقعی.

اگر با باهوش‌ترین فرد جهان [ یک کتاب واقعی ] در یک قطار برای مدتی طولانی همسفر شوید، از او چه می‌پرسید؟ و قبل از اینکه برگردید سر بالا‌‌پایین‌کردن صفحه‌ی تلفن‌تان، چه مدت او را سوال‌پیچ می‌کنید؟

مهم نیست که چقدر خلاصه می‌کنیم، در برخی موارد، تلاش لازم است. خلاصه‌های بیشتر به طور خودکار به درک بیشتر منجر نمی‌شوند.


.
▪️قوانین نانوشته، نوشته می‌شوند

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۲


وقتی کسی تصمیم می‌گیرد خودخواهانه قانون‌شکنی کند، قوانین نانوشته، نوشته می‌شوند.

ما در همه‌ی تعاملات، فرض را بر رعایت تمدن و انصاف گذاشته‌ایم. ولی وقتی یک رقیب سرسخت به طور یکجانبه، قوانین نانوشته را زیر پا می‌گذارد ( چون «از لحاظ فنی، کاری خلاف قوانین موجود انجام نداده است»)، جامعه، قانون جدیدی برای آن می‌نویسد.

بهترین راه برای اینکه یک بازار بعنوان بازار آزاد تلقی شود، این است که شرکت‌کنندگان، خودکنترلی داشته باشند.

راه دوم این است که قوانینِ شفاف و مفید، بیان و اجرا شوند.

قوانین نانوشته‌ای که اغلب هم توسط قلدرهای خودخواه شکسته می‌شود، [ در بازار آزاد] جواب نمی‌دهند.


.
▪️توضیح دادن برای یک بچه

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۲


ممکن است سخت باشد.

توضیح‌دادنِ اتم‌ها یا مولکول‌ها، تصمیم‌گیری یا کاری که در شغل خود انجام می‌دهید…

دلیل این دشواری آن است که برای توضیح چیزی، ابتدا باید واقعن آن را درک کنیم.

نه اینکه فقط قادر به انجام آن کار یا جواب‌دادن به آزمون آن باشید.

بلکه باید آن را بفهمید.

و ممکن است دلیل اجتناب، این است که خودمان نمی‌خواهیم آن را درک کنیم. ممکن است نخواهیم در مقابل جواب‌هایی مثل «همینه که هست» یا «فقط هر کاری می‌گم همونو انجام بده» مقاومت کنیم تا در واقع با نیروها و بدیهیاتی که باعث می‌شوند چیزی کار کند راحت باشیم.

.
▪️عدم تعادل

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۲


برای اکثر افراد، سه لایه وجود دارد:

۱- قدرت (گاهی اوقات به عنوان وضعیت یا نمایش موقعیت دیده می‌شود)

۲- ایمنی (بقا و آرامش خاطر)

۳- معنا (امید و مسیر پیشِ رو)

تغییرات در ساختار رسانه‌ای، سلامت عمومی و اقتصادمان باعث شده است که برخی افراد در توجه به یک یا دو مورد از این‌ها زیاده‌روی کنند و شاید سومی را نادیده بگیرند. وقتی یک شبکه‌ی اجتماعی دکمه‌ی شما را پیدا می‌کند و آن را بارها و بارها فشار می‌دهد، مقاومت در برابر آن سخت است.

نیروهای فرهنگی جدید به این موضوع پی برده‌اند و به همین دلیل به یک یا چند مورد از این‌ها تأکید می‌کنند. سیاست هم از این دیدگاه قابل درک می‌شود.

لایه‌ها را که ببینیم، فهمیدن دلیل احتمالی استرس برایمان بسیار ساده‌تر می‌شود.


.
▪️جادوی دارونماها

▪️ست‌گادین | جمعه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۲


یکی از این‌ها درست است:

دارونما نیرویی فراتر از درک است، نیرویی که می‌تواند با انجام آزمایش‌های دوسوکور مناسب ناپدید شود و مکانیسم‌هایی دارد که دانش ما از قوانین فیزیک را به چالش می‌کشد.

یا…

دارونما مشوق و راهنمای ناخودآگاه ما برای انجام کارهای دشواری مثل بهبود و شفای جسم، افزایش رضایت یا به حداکثررساندن عملکردمان است.

من فکر می‌کنم دومی بسیار محتمل‌تر است و در نهایت به ما خدمات بهتری ارائه می‌دهد.

وقتی کسی می‌گوید: «این فقط یک دارونماست»، جادوی فرهنگ و قدرت ذهن ما برای تأثیرگذاری بر عملکرد بدن‌مان را دستکم می‌گیرد. شاید دقیق‌تر باشد که بگوییم: «خوشبختیم که یک دارونمای قدرتمند در دسترس است.»

عرضه‌کنندگان کفش‌های کتانی فانتزی، کیف‌دستی‌های طراحی‌شده، شراب‌های کمیاب، طب سوزنی و داروهای گیاهی می‌توانند به فراهم‌کردن شرایطی که دارونماها حداکثر تأثیرگذاری خود را دارند افتخار کنند.

اگر [یک دارونما] به باور ما کمکی نمی‌کند، پس به درستی طراحی نشده است.


.
▪️ما احتمالن نمی‌توانیم راه خروج‌مان را بخریم

▪️ ست‌گادین | شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲


این چیزی است که ما معمولن سعی می‌کنیم انجام دهیم. وقتی تکنولوژی، کالای نرم و راحت(comfort)، مسیر آسان و سرراست(convenience)، کارایی و قیمت در یک راستا قرار می‌گیرند، بازار، خودش را بخوبی اداره می‌کند.

از سوی دیگر، اگر پدیده‌ی کمربند ایمنی لازم نبود، هرگز اتفاق نمی‌افتاد.

اما پیتزا بدون هیچ تلاش متمرکزی بر رژیم غذایی ما تسلط یافت.

آنها مقدار زیادی مواد شوینده‌ی لباسشویی تاید می‌فروشند. میلیاردها دلار در سال. رقمی هنگفت.

اگرچه تاید معمولاً در یک ظرف پلاستیکی بزرگ و با وزن زیاد حمل می‌شود ولی ما همچنان به خرید آن ادامه می‌دهیم. چراکه راحت است، پیدا‌کردن آن آسان است و گران نیست.

یکی از چالش‌های تغییر فرهنگ ناشی از مصرف، این است که مردم داوطلبانه انتخاب می‌کنند که چه چیزی بخرند.

ما با محصولات و سیستم‌هایی که از آن‌ها راضی نیستیم گیر افتاده‌ایم. فقط به این دلیل که چسبیدن به آنچه از قبل داریم راحت‌تر است. وضعیت موجود به این دلیل وضعیت موجود است که ماندن در آن خوب بنظر می‌رسد.

و با این حال، گاهی اوقات ما خوش‌شانس هستیم. این محصول ساده را برای شستن لباس‌های خود در نظر بگیرید.

استفاده از این محصول، بسیار راحت است. حتی راحت‌تر از تاید. تقریبن به همان اندازه ارزان است. به طور چشمگیری پایدارتر است. یک محصول پنج‌ستاره. با این حال، (تا کنون) بخش کوچکی از سهم بازار تاید را در اختیار گرفته است.

ما نمی‌توانیم راهی برای خروج از بحران آب‌وهوایی بخریم، باید با آن کنار بیاییم، سرمایه‌گذاری کنیم و سیستم‌هایی را که به آنها وابسته هستیم بازنگری کنیم.

هر چند وقت یک‌بار، می‌توانید به سادگی چیزی را که می‌خرید تغییر دهید و حتی بهتر از آن، اگر محصول جدید برای شما جواب داد، به دیگران هم اطلاع دهید.


.
▪️پایانی برای محصولات عامه‌پسند

▪️ست‌گادین | یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲


فرهنگ عامه‌پسند (پاپ) به کمبود بستگی دارد. وقتی فقط چند شبکه‌ی تلویزیونی یا ایستگاه رادیویی وجود دارد، احتمالن بسیاری از ما همزمان یک چیز را می‌ببینیم یا می‌شنویم.

پس احتمالن یک برنامه‌ی تلویزیونی یا آهنگ محبوب مربوط به پنجاه سال قبل، بیست‌برابر بیشتر از یک آهنگ محبوب امروزی به دست مردم رسیده است.

اما دم بلند [ فروش کالاهایی که تقاضای کمی برایشان وجود دارد و پیداکردنشان سخت است، در یک بستر توزیع وسیع، می‌تواند سود زیادی ایجاد کند. مثلن آمازون بعنوان یک خرده‌فروشی آنلاین، توانست با عرضه‌ی محصولات بسیار متنوع که پرفروش هم نیستند، برای مشتریان مختلفی که تقاضاهای بسیار متنوعی دارند، سود هنگفتی بدست آورد. PDF انگلیسی کتاب دم بلند + بیشتر ] فواید دیگری به همراه دارد. انتخاب‌های بیشتر، نوآوری بیشتر.

نه فقط دم بلندِ مصرف که کاهش چشمگیر هزینه‌ی تولید، نوآوری‌ در رایانه‌ها، دوربین‌ها و هوش مصنوعی نیز همگی به این معناست که مردم می‌توانند بدون اجازه‌ی نگهبانان(Gatekeeper)، محتوا تولید کنند...

اگرچه از نظر فنی شگفت‌انگیز است اما آنچه موضوع را برجسته می‌کند این است که ظرف چند هفته، ما هزاران (یا میلیون‌ها) آهنگ جدید را خواهیم دید که توسط هوش مصنوعی ساخته شده و در YouTube و کانال‌های پخش در دسترس هستند. برخی از آنها محصولات متوسطی خواهند بود. برخی پیشرفته و چند مورد هم بیشترین بازدید(hit) را خواهند داشت.

ایجاد موسیقی (یا نوشتن) بطور طبیعی یک فعالیت انسانی است و این همیشگی است. با این حال، چیزی که از بین می‌رود، پویایی تجاری هزاران نفر در نشویل [مرکز موسیقی] یا هالیوود است که چیزی جز یک ماشین تحریر یا یک گیتار ندارند.

پایان محصولات عامه‌پسند و ظهور دم بلند و هوش مصنوعی ما را به یک قرن پیش برمی‌گرداند. درست مانند گذشته: حلقه‌های کوچک مردم، نه بازارهای انبوه. اما این بار با حق انتخاب بی‌نهایت و مدل کسب و کاری که تجسم آن هم دشوار است...


.
▪️به سمت مورد بعدی

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲


رفتن سراغ کار بعدی، اهمیت حیاتی دارد، به ندرت آموزش داده می‌شود و اوضاع می‌تواند به راحتی بهم بریزد.

همه‌ی ما به سمت کار بعدی می‌رویم (مگر اینکه همچنان بخواهید با پیژامه رقص باله یاد بگیرید) و به همین خاطر باید از آخرین کاری که انجام می‌دهیم دست برداریم.

پس کار قبلی را به اتمام برسانید، از آن بیاموزید، آن کار را به دست اهلش بسپارید.

همچنین باید برای کار بعدی ایده‌ای داشته باشیم. اما اگر زمان زیادی را صرف تمرکز بر روی کار بعدی کنیم، کاری را که در حال حاضر انجام می‌دهیم نادیده می‌گیریم، که تأثیر بدی خواهد داشت.

این بندبازان هستند که تمام وقت خود را صرف تمرکز بر تغییر موقعیت می‌کنند، زیرا این کار برای آنها موضوع مرگ و زندگی است.

اگر اعتراف کنیم که کار بعدی هم وجود خواهد داشت، شاید بتوانیم مهارت‌ها و تمرکزی را که برای رسیدن به آن نیاز داریم بیاموزیم.


.
▪️فهرست مصالحه‌ها

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲


همه‌ی راه حل‌هایی که روی آنها توافق و سازش نکرده‌ایم، شکست خورده‌اند. اگر بدون اینکه کوتاه بیاییم و تسلیم شویم، راهی برای حل مشکل‌مان وجود داشت، قبلن این کار را انجام می‌دادیم.

بنابراین، اگر حل یک مشکل دائمی برایمان اهمیت دارد، سؤال این نیست که آیا باید کوتاه بیاییم و سازش کنیم یا نه؟

بلکه سوال این است: ابتدا قرار است چه تغییراتی را ایجاد کنیم؟

.
▪️نقاش ساختمان و معمار

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲


ما یک کتاب را تا زمانی که نوشته نشده، طراحی نمی‌کنیم.

یا تا زمانی که فیلمنامه کامل شود، عوامل را انتخاب نمی‌کنیم.

نقاش ساختمان، شغل مهمی دارد‌ اما برنامه‌ریزی برای نقاشی قبل از طراحی خانه، منطقی نیست.

این موضوع، بسیار منطقی است زیرا برخی از بخش‌های پروژه دارای تنوع بالایی هستند که می‌توانند به نتایج بسیار متفاوتی منجر شوند.

بیش از یک میلیارد راه برای نوشتن کتاب وجود دارد اما کمتر از صد گروه مجزا از طراحی داخلی کتاب در دسترس‌مان است.

ما به شدت به نقاشان ساختمان، برق‌کارها و طراحان کتاب نیاز داریم. اگر آنها کار خود را انجام ندهند، کل پروژه از بین می‌رود. اما از آنها در ابتدای کار استفاده نمی‌کنیم.

وظیفه‌ی نقاش ساختمان، تقویت دید معمار است نه برعکس.

بنابراین چند سوال ارزش پرسیدن دارد:

اول: کدام کار یک متغیر غالب(dominant variable) است؟ [نقاشی یا معماری؟] اینکه فقط یکی از کارها را بسیار خوب انجام دهید کافی نخواهد بود. (هیچ کس در مورد سقف خانه‌ی Frank Lloyd Wright house صحبت نمی‌کند تازمانیکه سقف چکه کند)

دوم: چه کاری دلتان می‌خواهد(want)؟ ما به هر دو نیاز (need) داریم، اما باید مسیری را انتخاب کنیم که متناسب با اهدافمان باشد.

[منظور من نقشی است که بر عهده می‌گیرید، نه عنوان شغل. تعداد زیادی طراح و نقاش وجود دارند که به عنوان معمار عمل می‌کنند و برخی معماران هستند که نقطه‌ی محوری پروژه نیستند.]


.
❤1
▪️قیمت نمک

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲


اساسن، نمک رایگان است. یک بسته آجیل نمکی به همان قیمت (یا کمتر) از آجیل بدون نمک است.

اما نمک، قبلن گران بود. واقعن گران، مثل طلا.

ما مدام شاهد کاهش تورم چیزهایی هستیم که مطمئن بودیم گران خواهند ماند. تراشه‌های رایانه، ذخیره‌سازی دیسک و اکنون محتوا.

هنگامی که کامپیوترها شروع به تصویرسازی، نوشتن و آهنگ‌سازی کردند، فرصت آن فرا می‌رسد که آنها برای شما کار کنند، نه اینکه با شما رقابت کنند.

[ توجه! در همین راستا، ربات چت توسعه‌یافته‌ی جدید من را بررسی کنید. این اولین نمایش جهانی آن است اما من انتظار دارم که روزی آن را تعداد بی‌شماری از وبلاگ‌های وردپرس داشته باشند. با اینکه کند است، اما بسیار هوشمند است ... می‌تواند شما را به پست‌های وبلاگ و پادکست‌های مربوطه راهنمایی کند و اغلب، پاسخی عالی به سوالات شما می‌دهد. حتی می‌توانید از آن بپرسید: «بهترین نوع شکلات چیست؟» ]


.
▪️روش جدید کارکردن

▪️ست‌گادین | جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۲


آمازون آخرین مورد است.

احتمالن آمازون آخرین شرکت بزرگی است که در آن صدها هزار نفر تحت نظارت، اندازه‌گیری و طبق دستورات مدون کار می‌کنند.

آنچه کارکردن به روش توزیع‌شده(distributed work) را پدید آورد، همه‌گیری کرونا نبود، لپ‌تاپ بود. تعامل انسانی بسیار مهم است، اما درواقع دفتر کار فیزیکی، موثرترین راهش نیست.

دیوید ریشر ممکن است در اشتباه باشد.

مدیر عامل جدید Lyft به تمام کارمندان دفتر مرکزی(HQ) دستور داد « به سر کار خود برگردند.» البته، آنها تمام مدت، سر کار بوده‌اند، فقط در دفتر حضور نداشتند.

ایجاد شرایط برای کار توزیع‌شده‌ی موثر، مستلزم دریافت مجموعه‌ی متفاوتی از مهارت‌های رهبری و مدیریت است. اگر آن را به درستی فرا بگیرید، فوق‌العاده قدرتمند است.

روش کار، شمارش بازدیدها یا سایر اندازه‌گیری‌های نادرست بهره‌وری نیست.

اینجا فرصتی برای ارائه‌ی این کتاب + است.


.
▪️نکته‌ای درباره‌ی زوال

▪️ست‌گادین | دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲


یکی از مشکلات ما در اصلاح شرایط فرسایشی مزمن این است که قبل از شروع به ساختن عملکردهای جدید باید عناصر قبلی را حذف کنیم.

اگر فقط سعی کنیم که اصلاحات را روی یک پایه‌ی متزلزل پیش ببریم، همه‌ی زحمات به هدر می‌رود.

شاید بهترین راه پیش رو این باشد که چند قدم به عقب برگردیم.


.
▪️سلب اعتماد

▪️ست‌گادین | سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲


اگر یک جوراب روی سر خود بکشید و وارد بانک شوید، احتمالن دستگیر خواهید شد.

آن طور که ما جامعه‌ی مدنی را می‌شناسیم، وابسته به «هویت و مسئولیت‌پذیری» است. هرکس مسوول عواقب کار خودش است. این الزام به داشتن هویت، منجر به پویایی بازار آزاد می‌شود که ما آن را اعتماد می‌نامیم.

حتی شرکت‌ها که انسان نیستند ولی به تازگی امتیازات زیادی به آنها داده شده است، گهگاه مجبورند تاوان سوء‌استفاده از اعتماد ما را بپردازند.

اما وقتی ایمیل، مقاله، صدا و تعاملات نه از طرف یک شخص بلکه از جانب انبوهی از ربات‌های هوش مصنوعی است، چه اتفاقی میفتد؟...

[از سوی دیگر، مردم واقعاً از هوش مصنوعی رایگان در این وبلاگ به خوبی استفاده می کنند و تاکنون که بسیار قابل اعتماد عمل کرده است.]

هنگامی که اینترنت شروع به تضعیف روابط بین فردی ما کرد، ما برای کشف واقعیت به نام‌های تجاری یا سرنخ‌ها تکیه کردیم. ما کپچا [ برنامه یا سیستم کامپیوتری که برای تشخیص ورودی انسان از ماشین طراحی شده است] و فیلترهایی اختراع کردیم تا بفهمیم چه کسی یا چه چیزی قابل اعتماد و صادق است.

ولی اعتمادِ بی‌چون و چرا دیگر به درد نمی‌خورد. کلاهبرداران خودخواه یکی از اولین برندگان بزرگ در مسابقه‌ی هوش مصنوعی خواهند بود. زیرا آنها از سیستم‌هایی سوء‌استفاده می‌کنند که براساس ایده‌های سنتی «هویت و مسئولیت‌پذیری» ساخته شده‌اند.

بعد از این چه باید کرد؟

زمان خوبی برای جدی‌گرفتن این سوال است.


.
▪️آهوی خودتان را انتخاب کنید

▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲


راجر بنیستر با توسل به آهوهای(pacemaker) خویش توانست مسافت یک مایل را در چهار دقیقه بدود. او با آهوهای خویش دوید تا توانست رکورد بزند.

اگر در دفتری کار می‌کنید که افراد در آنجا بطور منظم کارهای خود را تحویل می‌دهند، احتمالن کار شما نیز به موقع تحویل داده خواهد شد. اگر در صنعت یا جایی هستید که کارآفرینان در آنجا بطور منظم درحال سرمایه‌گزاری و توسعه‌ی کسب‌وکارشان هستند، به احتمال زیاد شما هم این کار را خواهید کرد.

تیم آهو تصادفی بدست نمی‌آید. این یک انتخاب است.

این که اینجا کارها کُند پیش می‌روند ( یا خیلی سریع، خیلی بی‌رحمانه‌ یا خیلی بی‌معنا هستند) دلیل نمی‌شود که اوضاع به همین منوال ادامه یابد یا دلیل بر این نیست که شما مجبورید اینجا بمانید.


.
▪️ردکردن روزهای خوب

▪️ست‌گادین | پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲



بخشی از تجملِ «زندگی» در جوار اقیانوس یا کوه این است که می‌توانید مشکل‌پسند باشید. اگر اسکی‌کردن برایتان عالی نباشد، آن را برای گردشگران می‌گذارید. در آنجا «خوب» کافی نیست، باید منتظر لحظات عالی باشید… [ لحظات خوب را هدر می‌دهید]

وقتی جوان هستیم یا پروژه واقعن خوب پیش می‌رود، هدردادن روزهای خوب، کار آسانی است. چون بالاخره فردای دیگری هم در کار خواهد بود.

با این حال، آنچه برای ما روشن می‌شود این است که روزهای خوب با ارزش هستند. وقتی حتی کمی خلاق هستید، منتظر نمانید. چیزی بنویسید، ویدیو ضبط کنید، حرف بزنید. زمانی که احساس سلامتی می‌کنید، پیاده‌روی کنید.

اگر انتخاب کنیم، همه‌‌ی این‌ها روزهای خوبی هستند.


.
▪️فرضیات مفید برای معلمان

▪️ست‌گادین | پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲


نه فقط در کلاس درس، بلکه در هر جایی که امیدواریم بتوانیم اقدام به اطلاع‌رسانی، الهام‌بخشی یا آموزش کنیم:

۱- فرض را بر این بگذارید که یادگیری باید داوطلبانه(enrollment) باشد.

چه فرد متعهد به یادگیری باشد چه نباشد. با اینکه افراد در بسیاری از موقعیت‌های اجباری (مثل یادگیری حساب در مدرسه ابتدایی) قرار می‌گیرند ولی تا خودشان به چیزی اهمیت ندهند، تقریباً غیرممکن است به خوبی آموزش داده شوند. اگر افراد برای آموزش چیزی داوطلب نیستند، اولین کار شما، تغییر این وضعیت است. اگر نگران این هستید که آنها با یک کلیک منصرف می‌شوند یا برای یادگیری چیزی سست هستند، انجام کار آموزشی خوب، دشوار است. +


۲- فرض را بر این بگذارید که افراد، حسن‌نیت دارند.

این فرض هم بسیار نزدیک به یادگیری داوطلبانه(enrollment) است. اگر نگران این هستید که کسی قصد دارد از هوش مصنوعی برای نوشتن مقاله استفاده کند، ممکن است به راحتی، تمام وقت خود را صرف ساختن دیوار به جای پل کنید. [ خودتان مانع آموزش شوید.]


۳- فرض را بر این بگذارید که ترس از یادگیری وجود دارد.

یادگیری، تغییر ایجاد می‌کند و تغییر، ترسناک است. علاوه بر این، قبل از اینکه چیزی را بفهمیم، برای مدت کوتاهی احساس ناتوانی می‌کنیم. می‌دانیم که می‌توان کاری انجام داد، اما (فعلن) نمی‌دانیم چگونه آن را انجام دهیم. وقتی شک دارید، به دنبال عامل ترس باشید.


۴- فرض را بر این بگذارید که حاشیه(context) وجود ندارد.

دلیل اینکه شما چیزی را «می‌دانید» این است که شما می‌دانید که در آن مورد، چه چیزی قبلن آمده است، چه چیزی در کنار آن است، چگونه کار می‌کند و زبانی که در رشته‌ی شما کاربرد دارد چیست (هم کلمات و هم مفاهیم). اگر چیز جدیدی یاد می‌دهید، نمی‌توانید مطمئن باشید که برای این مخاطب، درست است [ و جواب می‌دهد]. گذاشتنِ زمانِ بیشتر در مورد حاشیه‌ها [ موضوعاتی نظیر زبان بدن، ارتباط چشمی، پیامهای غیرکلامی، سوابق قبلی گفتگو و هنجارهای فرهنگی و ...] و زمان کمتر برای بیان نکات مهم، شرایط درک‌کردن و فهمیدن را برای مخاطب ایجاد می‌کند.


۵- فرض را بر این بگذارید که رابطه(connection) مهم است.

برخی دوست دارند باور کنند که یادگیری را می‌توان به تنهایی و از یک برج با یک لپ‌تاپ انجام داد. اما در واقع، تا زمانی که با افراد یا سیستم‌های دیگر تعامل(interaction) نداشته باشیم، تنها کاری که انجام داده‌ایم جذب(absorb) بوده است و هنوز به درک متقابل(understood) با مخاطب نرسیده‌ایم.



.
▪️ ایده‌هایی که به اشتراک گذاشته شوند به صورت تصاعدی رشد می‌کنند

▪️ ست‌گادین | سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲


اگر هر کسی که از یک کارخانه بازدید می‌کند نمونه‌ای هم با خود ببرد، کارخانه از بین می‌رود.

اما اگر همه‌ی افراد جامعه ایده‌ای داشته باشند، ارزش آن ایده افزایش می‌یابد.

بهترین توصیه‌ی بازاریابی من برای کسی که کتاب می‌نویسد، ساده است: کتابی بنویسید که مردم دلشان بخواهد آن را با دیگران به اشتراک بگذارند و سپس اشتراک‌گذاری آن را برایشان آسان کنید.

این یک مفهوم بسیار ساده است که در بخش‌های رسانه‌ای، یکی پس از دیگری نادیده گرفته می‌شود.

اگر می‌خواهید یک سازمان غیرانتفاعی پرنشاط بسازید، سازمانی ایجاد کنید که در آن، اهداکنندگان خودشان به جمع‌آوری کمک‌های مالی بپردازند.

اگر می‌خواهید یک برنامه‌ی تلویزیونی موفق داشته باشید، برنامه‌ای تدوین کنید که بینندگان شما دلشان بخواهد درباره‌ی آن با دوستان‌شان صحبت کنند.

و اگر می‌خواهید نرم‌افزار شما مؤثر باشد، از اثر شبکه استقبال کنید. چراکه وقتی کاربران شما کاربران جدیدی با خود می‌آورند، نرم‌افزار برای همه‌ی کاربران بهتر عمل می‌کند.

بسته‌ی پنج‌تایی کتاب، یکی از راه‌هایی است که من برای تقویت این روش پخش افقی کشف کرده‌ام. کتاب جدید من در یک مجموعه‌ی پنج‌تایی با تخفیف همراه با ۲۵ کتابچه‌ی رایگان با تعداد نسخه‌ی محدود عرضه می‌شود. هر رهبر سخاوتمندی در نهایت صاحب ۴ کتاب اضافی و ۲۵ کتابچه برای اهدا می‌شود.

البته همه نمی‌خواهند ایده‌ی خود را به اشتراک بگذارند. اما برخی از افراد که از مشارکت در شبکه لذت می‌برند، با این کار باعث بهبود سیستم‌های دوروبرشان می‌شوند. وقتی چنین افرادی به ابزاری کارآمد دسترسی داشته باشند و صاحب اهرمی برای انتشار یک ایده شوند، به احتمال زیاد این کار را انجام می‌دهند.

مردم برای کمک‌رسانی به خالق یک ایده نیست که مفهومی را به اشتراک می‌گذارند. آنها این کار را انجام می‌دهند چون اشتراک‌گذاری به خودشان کمک می‌کند. وقتی اطرافشان کسانی هستند که به یک موسیقی مشترک گوش می‌دهند، درباره‌ی مسائل مشابه صحبت می‌کنند یا کارهای یکدیگر را تکمیل می‌کنند، امورشان بهتر پیش می‌رود.


.