طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾همه یا بعضی؟

◾ست‌گادین ۴نوامبر ۲۰۱۹


وقتی با یک پروژه‌ی برون‌سپاری‌شده (outsourcing) کلنجار می‌رویم، سوال کلیدی اینست:

آیا بهتر است کل پروژه را به یک نفر بسپاریم یا اینکه آن را چند بخش کنیم؟

آیا بایستی یک طراح برای بودجه‌بندی، تدارکات و مجوزها و غیره داشته باشید یا باید افراد مختلف را جداگانه برای کارهای مختلف بگمارید؟

آیا ساختن تمام عناصر وبسایت‌تان را باید به برنامه‌نویسِ فریلنسرِ محبوبتان بسپارید یا از او بخواهید که فقط روی مهارتِ اصلی‌اش متمرکز شود و بقیه کارها را بین دیگران پخش کنید؟

محورها عبارتند از: هماهنگ‌سازی گروه (coordination) در مقایسه با سپردن کل کار به یکنفر (span).

روش coordination برای شما هزینه دارد. شما به مدیریت اوضاع نیاز دارید تا از همخوانی جزییات مطمئن شوید و جریانِ درستِ اطلاعات را در اختیار بگیرید. coordination به سود شماست، چون شما را قادر به کارکردن در موازات کار متخصصان می‌کند.

روش span هم به شما سود می‌رساند، چون یک شخص یا تیمی کوچک، همه‌ی کارها را انجام می‌دهند. از طرفی هزینه هم دارد، چون در اغلب اوقات، کارها توسط یک غیر متخصص انجام می‌شود.

اگر یک شخص را برای کل پروژه استخدام کنید، هزینه‌ی هماهنگی در جیب‌تان می‌ماند. چون همه اتفاقات در مغز یک نفر رخ می‌دهد و راه‌های میانبر بسرعت برای او خودنمایی می‌کنند.

از طرف دیگر، وقتی پروژه را به قسمت‌های کوچک بخش‌بندی کنید، می‌توانید فرد یا فرآیند مناسب برای آن قسمت را بیابید و در اغلب موارد، آنها می‌توانند باهم کار کنند.

البته بااینکه این‌ها چیزهای واضحی هستند، ولی قسمت سخت کار اینجاست که ما یادمان می‌رود از خود بپرسیم که کدام روش را می‌خواهیم.



🍁۱۳۹۸/۸/۱۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾قوانین ضعیف زندگی

◾ست‌گادین ۵ نوامبر ۲۰۱۹



کانال تازه‌ای برای هر پروژه بسازید.

از افراد مناسب، برای ملحق‌شدن به کانال و کار در پروژه دعوت کنید.

هر پروژه‌ای آغاز و پایانی دارد. اگر آمادگی برای پایان ندارید، فعالیت کانال را آغاز نکنید.

اگر یک پروژه، کمکی برای رسیدن به اهداف بلند مدت‌تان نمی‌کند، کانال را رها کنید.

اگر پیام مستقیمی می‌فرستید، شفاف و دقیق باشید. تیم‌ها وقتی بهتر کار می‌کنند که در آنها ارتباطات به اشتراک گذاشته شود.

بخاطر داشته باشید که شهرت‌تان همراه با شما، از کانالی به کانال دیگر منتقل می‌شود.

احساسات واقعی‌اند، ولی شکلک‌ها (emojis) گمراه‌کننده‌اند.


🍁۱۳۹۸/۸/۱۴
➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾نیاز به دیده‌شدن

◾ست‌گادین ۷ نوامبر ۲۰۱۹



چند سال پیش، Nancy Lublin چیز واضحی را کشف کرد.

نانسی، مدیر بزرگترین موسسه‌ی خیریه برای نوجوانان (Dosomething.org) است.

آنها برای حفظ رابطه با اعضای خود، پیامک را جایگزین ایمیل کردند. بله این چیز واضحی است، ولی کشف نانسی این نبود.

هنگام بررسی تاثیر پیامک‌ها، او متوجه شد، با اینکه آنها میلیون‌ها پیامک تبلیغاتی فرستاده‌اند، که طبعاً جنبه شخصی نداشتند، ولی با اینحال، کودکان به پیامک‌های تبلیغاتی، پاسخ فرستاده بودند.

پیامک فرستان، یک محیط شخصی ایجاد می‌کند و براحتی می‌تواند مخاطب را برای پاسخ‌دادن مجاب کند.

در طی چند روز بازبینی، نانسی می‌دید که خیلی از پاسخ‌ها از جانب کوکانی است که با مشکلی دست به گریبانند. کودکانی که مورد سواستفاده جنسی بودند یا از ناراحتی روحی رنج می‌کشیدند. کسانی که نیاز به دیده‌شدن داشتند.

و بدینسان،
خط ویژه بحران(Crisis Text Line) متولد شد. هزاران داوطلبِ آموزش‌دیده در ایالات متحده، کانادا و بریتانیا مشغول دریافت پیامک از جانب کسانی شدند که نیاز به شنیده‌شدن داشتند.

اغراق نیست اگر بگوییم که با این کار، هزاران زندگی نجات پیدا کرد...

انسان‌ها نیاز به دیده‌شدن و شنیده‌شدن دارند. وقتی در شرایط بحرانی باشیم، یک محیط خصوصی و نوشتنِ سریع، معجزه می‌کند.

بیایید این ایده را جهانی کنیم.

🍁۱۳۹۸/۸/۱۷
➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾تفاوت بین ازبرکردن و یادگیری

◾ست‌گادین ۹نوامبر ۲۰۱۹



شما برای یادگرفتن( Learn ) چیزی، اول باید آن را بفهمید. امکان دارد به دنبال یادگیری، چنان بصیرت و تسلطی به ایده‌ها پیدا کنید که به نظر برسد، آنها را اَزبر کرده‌اید ولی این فقط اثرِ جانبی یادگیری‌تان است.

ازبرکردن (memorization) می‌تواند در برخی زمینه‌ها به کار آید و حتی شما می‌توانید چیزی را که حفظ کرده‌اید، به دیگری هم انتقال دهید تا او هم آن را ازبر کند.

مثلاً شما نمی‌توانید چیزی را بر اساس حروف الفبا یاد بگیرید، فقط می‌توانید آن را ازبر کنید.

ازبرکردنِ هر چیزی که نیاز دارید برپایه‌ی آن، متنی خلق کنید، بداهه‌ای بگویید یا خودِ آن متن را ارتقا دهید و بهتر کنید، کار احمقانه‌ای است.

به جای ازبرکردن، شما نیاز به فهمیدن و یادگیری آن دارید.

🍁۱۳۹۸/۸/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾نگهبانان

◾ست‌گادین ۱۰ نوامبر ۲۰۱۹



مدرسه به مردم آموزش می‌دهد که مثل نگهبانان (maintainers) کار کنند:

«همه‌ی مجسمه‌ها در گالری موجودند، در پایانِ شیفت، مطمئن شوید که باز، همگی سرجایشان باشند. وقتی شروع به کار می‌کنید، کف سالن تمیز است، مطمئن شوید موقع پایانِ کار هم، تمیز باشد. کتابِ راهنما حاوی ۷ قانون است، لطفاً آنها را نقض نکنید. ده نفر بیمار بعدی، به تست آلرژی نیاز خواهند داشت. مشتریانی هستند که باید به آنها خدمت کرد. استانداردهایی وجود دارد که باید حفظ شوند. کارهایی هست که باید انجام شوند.»

شکی نیست که این کارها مهم‌اند ولی هیجان‌انگیز نیستند.

با اینحال، عده کمی از مردم هم توجهی به این درس‌ها نمی‌کنند و به افرادی خلاق، پیشرو و قانون‌شکن بدل می‌شوند. آنها نه تنها به جولان در نامتناهی مشغول‌اند، بلکه هیچ اطمینانی به اینکه چه کاری جواب می‌دهد ندارند. ولی با این همه، آنها معتادِ جهش روبه‌جلو هستند.

من فکر می‌کنم که امکان تغییر موقعیت آنی (switch) [از نگهبانِ سنت بودن به سنت‌شکن بودن و برعکس.م] وجود دارد.

می‌دانم که کار فوق‌العاده سختی است. البته انجام همزمان هردو باهم نیز بسیار سخت است.

پس هوشمندانه انتخاب کنید.



🍁۱۳۹۸/۸/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
#minibooks

◾دو لیست تهیه کنید


◾ست‌گادین؛ اینستاگرام




در لیست اول، شکایت‌ها، بی‌احترامی‌ها و اتفاقاتِ بد را مشخص کنید:

- نام کسانی که شما را دوست ندارند.
- کارهایی که خوب پیش نرفته‌اند.
- توقعات بی‌جا.
- موقعیت‌های بد.
- نتایج ناامیدکننده.
- بی‌انصافی‌ها.

همه‌ی این‌ها حق شماست و واقعی است. خودتان را کنار نکشید.

در لیست بعدی، امتیازات، برتری‌ها و فرصت‌هایی که دارید را بنویسید:

- جاهایی که بهره برده‌اید.
- نقطه قوت‌تان.
- چیزهایی که فقط شما می‌بینید و دیگران نمی‌بینند.
- چیزی که فعلاً جواب می‌دهد و چیزی که قبل از این هم جواب داده است.
- منابعی که در اختیارتان است.
- چیزهایی که می‌دانید.
- کسانی که به شما اعتماد دارند.

حالا یکی از لیست‌ها را در کشوی میزتان قرار دهید. لیست بعدی را روی آینه بچسبانید.

لیست داخل کشو‌تان را فقط محض اطمینان از اینکه سرِ جایش است، یکبار در ماه یا یکبار در سال بخوانید.

لیست دیگر را هر روز بخوانید.

لیستی که روزانه آن‌را می‌خوانید، تعیین می‌کند که شما به چه چیزهایی توجه می‌کنید. چگونه چیزهایی را که می‌بینید، تعبیر و تفسیر می‌کنید و درباره‌ی اتفاقاتی که رخ می‌دهد یا در آینده به وقوع خواهد پیوست، چه داستانی به خودتان می‌گویید.

شاید مهمترین کاری که در کل روز انجام خواهید داد، این باشد که کدام لیست را انتخاب می‌کنید.




🍁مصطفی منبری ۲۰ آبان ۱۳۹۸
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
◾مشغولیت یک انتخاب است و سازندگی یک مهارت

◾ست‌گادین ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹



هر کسی می‌تواند سرش شلوغ باشد (busy). برای داشتن این احساس که سرتان شلوغ است، کافیست دو کار را همزمان انجام دهید یا چیزی را نیمه‌کاره رها کنید تا همیشه فشار روی شما باشد.

از طرف دیگر، زایابودن و سازندگی (productivity)، ربط زیادی به مشغولیت داشتن ندارد. سازندگی، نیاز به ارائه‌ی مهارت‌های نرم و واقعی برای خدمت‌رسانی و انجام کارهای سخاوتمندانه دارد.

سازندگی آموختنی است و جرات می‌خواهد.

فقط یکبار کافیست که امکان‌پذیربودنِ کاری را ببینید و بعد از آن، از دست‌بکارشدن و همکاری که می‌کنید، شگفت‌زده خواهید شد.

یادگیری (Learning) همان آموزش(Education) نیست، چنانچه مشغولیت، همان سازندگی نیست.


🍁۱۳۹۸/۸/۲۲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖‌✂️⁩
◾داستان بهتری تعریف کنید


◾ست‌گادین۱۳ نوامبر ۲۰۱۹


داستانی درباره‌ی شنوندگان‌تان تعریف کنید نه درباره‌ی خودتان.

داستانی تعریف کنید که ارزش اشتراک‌گذاری را داشته باشد.

داستانی فراموش‌نشدنی تعریف کنید.

داستانی تعریف کنید که به بهسازی امور بیانجامد.

داستان‌گویی یک مهارت است. شما با مهارتِ داستان‌گویی، متولد نمی‌شوید و این مهارت بر اساس کاریزما و اعتبار شما شکل نمی‌گیرد.

خیلی ساده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید، ولی تمرین زیادی می‌خواهد.



ورکشاپ جدید ست‌گادین با موضوع مهارت داستان‌گویی



لینک مرتبط: پادکست رادیو نویسندگی (اندر حکایت‌کردن یک داستان)


🍁۱۳۹۸/۸/۲۲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾در مقایسه با چه چیز؟

◾ست‌گادین ۱۵ نوامبر ۲۰۱۹



آیا ۵۰ میلیاردر برتر امروز، شادتر و خوشبخت‌تر از ۵۰ ثروتمند برتر ۲۰ سال قبل هستند؟

احتمالا نه.

ولی هنوز هم آنها ثروت‌شان را بمراتب بیشتر از ۲۰ سال قبل کنترل و محافظت می‌کنند.

اگر در یک قرار ملاقات، در خیال‌انگیزترین و خاص‌ترین رستوران پورتلند حاضر شوید، از اینکه تجربه‌ی ویژه‌ای داشته‌اید، کاملا راضی و خشنود می‌شوید. در حالی که اگر همان زمان در رستورانی واقع در لس‌آنجلس باشید، احتمالاً احساس ناامیدی خواهید کرد. چون با اینکه غذا همان است ولی موقعیت فرق کرده است.

کشتی‌های تفریحی با هم فرقی ندارند، مگر اینکه ما آنها را با واژه‌های «بهتر» نسبت به موقعیت‌مان بسنجیم. هرچند اگر کسی قبلا کشتی تفریحیِ مدل بالایی داشته باشد، کشتی مدل پایین زیاد برای او جذاب نخواهد بود. مگر نه؟

به همین دلیل است که افراد جاه‌طلب باید خودشان را کنترل کنند.

هواپیمای جت سسنا X ، می‌تواند با سرعت ۷۱۱ مایل بر ساعت پرواز کند. اهمیتی ندارد که چقدر بابتش می‌پردازید، به هر حال شما نمی‌توانید یک هواپیمای جت با سرعت ۸۰۰ مایل بر ساعت بخرید. چون هم قوانین فیزیک و هم قوانین بمب‌های مافوق صوت، این کار را دستکم با تکنولوژی امروز، برای ما غیرممکن کرده‌اند. نتیجه اینکه صاحبان سسنا X ، موقع رسیدن به سرعت ۷۱۱ راضی و خوشنود می‌شوند.

اگر خوشبختی را یک بُعدی اندازه بگیریم، دو خطر به وجود می‌آید:

اول اینکه شما به راحتی ناامید خواهید شد. چون با به حداکثر رساندنِ فقط یک شاخص، همزمان شانس ترک آن را هم افزایش می‌دهید.

خطر دوم آنست که با اینکه احتمال موفقیت شما در رسیدن به اوج وجود دارد ولی بعد از آن می‌خواهید چه کنید و با چه چیز خوشبختی‌تان را بیابید؟

ما وقتی برای افرادی که برای بُردن، باهم در رقابت هستند، مسیرهای مثبتی خلق کنیم، پیشرفت خواهیم کرد. وقتی افرادی بر سرِ ساختن بیشترین تعدادِ کتابخانه با هم رقابت می‌کنند یا بر سرِ بخشیدن بیشترین مقدار بورسِ تحصیلی به نیازمندان و حتی بر سرِ پرداخت بیشترین مالیات، این رقابت‌ها چرخه‌ی مثبت بهتر‌شدنِ امور را راه می‌اندازند. همانطور که ما، قهرمانان ورزشی را به چالش می‌کشیم تا باجدیت با همدیگر مبارزه کنند. البته برای سرگرمی و در قالب قوانین مشخص.

زندگی بدون محدودیت‌ها به سختی می‌تواند رضایت‌بخش باشد. میلیاردرهایی که مالیات می‌پردازند، کمتر از آنهایی که نمی‌پردازند، شاد و خوشبخت نیستند.

برای کسانی که مشغول رقابت یک بُعدی هستند، این یک بازی است، یک سلسله مراتب است و داشتن یک موقعیت در رتبه‌بندی است که اهمیت دارد. در واقع این در مورد هر کسی که به موقعیت‌اش در جدول بها می‌دهد، صادق است. محدودیت‌ها و حدمرزها باعث می‌شوند بازی‌های موقعیت(games of status) به وجود بیایند.


🍁۱۳۹۸/۸/۲۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ترکیب ناراحت‌کننده‌ی تلاش و پذیرش

◾ست‌گادین ۲۴ نوامبر ۲۰۱۹



ما فرصت آنرا داریم که حداکثر تلاش‌مان را صرف یک هدف با ارزش کنیم.

همچنین حق انتخابی هوشمندانه برای پذیرش هر آنچه بعدا رخ خواهد داد.

«پذیرش»(acceptance)، انتخابی است که احساس خوشبختی را به ما ارزانی می‌کند و ما را برای تلاش مجدد، توانا می‌سازد.

زمانیکه احساسات‌مان را از نتایجِ تلاش‌مان جدا می‌کنیم، شانس اینکه تلاش‌مان متمرکز و موثر باشد به حداکثر خواهد رسید. ما نتایج را کنترل نمی‌کنیم، فقط بهترین تلاش‌مان را برای خلق شرایطی صرف می‌کنیم که به نتیجه دلخواه منجر شود.

فرصت یعنی:

۱- با تمام وجود اقدام کن و ...
۲- هرچه شد، قبول کن.


🍁۱۳۹۸/۹/۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ارزش‌آفرینی با داستان‌پردازی

◾ست‌گادین؛ اینستاگرام



وقتی در محله الماس‌تراش‌ها (diamond district) در منهتن قدم می‌زنید، چندین نفر جلوی شما را می‌گیرند تا از شما بپرسند که آیا برای فروختنِ انگشتر الماس به آنجا رفته‌اید؟

چند محله آنطرف‌تر، فروشگاه Tiffany( برند جواهرات)، انگشتر الماس می‌فروشد.

اگر از Tiffany انگشتر الماس به قیمت ۷ هزار دلار بخرید و به Diamond district برگردید، حتی اگر بسیار خوش‌شانس باشید، بیشتر از ۱۰۰۰ دلار نمی‌توانید آن را بفروشید.

شما در واقع، ۶۰۰۰ هزار دلار اضافی، فقط برای داستانی پرداخته‌اید که Tiffany روایتگر آنست.

شما این مبلغ را برای جعبه و بسته‌بندی، درخشش، فروشندگان، طراحان و بیشتر از همه برای احساس خاصی که در شما به وجود می‌آورد پرداخته‌اید.

یک آزمایش با چشمان بسته ترتیب دهید. از یک بطری نوشیدنی بِرند ۱۰ دلاری در یک لیوان و از یک بطری بِرند ۲۰۰ دلاری در لیوانی دیگر بریزید و آنها را با چشمان بسته بچشید. تفاوتی که با مزمزه کردن‌شان به آن پی نخواهید برد، همان داستانی است که پشت پرده‌ی برندها در جریان است.

این لیست مثال‌ها را می‌توان همچنان ادامه داد.

هر چیزی که می‌خریم، داستانش را همراه خود می‌آورد.

هنوز هم اغلب تولیدکنندگان، فروشندگان و بازاریاب‌ها، به اندازه کافی روی داستان‌پردازی سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و اهمیت چندانی به آن نمی‌دهند یا اینکه روی داستان‌پردازی تاکیدی ندارند. داستانی مهم که ارزش پرداختن پول را داشته باشد.


🍁۱۳۹۸/۹/۴
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾یک شانس برای بهترشدن

◾ست‌گادین ۲۶ نوامبر ۲۰۱۹



«کامل»، دشمنِ «خوب» است. [وُلتر ]
؛(Perfect is the enemy of good)


البته که اینطور است.

ولی اهمیت این جمله‌ی ساده، وقتی بیشتر می‌شود که پی می‌بریم، هیچ‌چیز و هیچ‌کس کامل نیست.

اگر قهرمان شما، دلیل کار‌تان، تعطیلات شما، گذشته‌تان، رابطه‌ای که در آن هستید و ... هیچکدام‌شان چیز کاملی نیستند، آیا این به معنی آنست که باید پنهان‌شان کنید؟ یا شرمگین باشید؟ یا بترسید؟

ما با بی‌عدالتی احاطه شده‌ایم. یافتن چیزهای ناکامل و انتقادکردن از آنها یا حتی بدتر از آن، خجالت‌دادن‌شان، کار خیلی آسانی است.

بنظرمن، کار بهتری که می‌توانیم انجام دهیم، یافتن چیزهای خوب است، هرچقدر هم که ضعیف باشند و سپس، جستن راهی برای تقویت آنهاست. اشتباهاتی پیش می‌آید، خطاها جبران می‌شوند و پیشرفت حاصل می‌شود، فقط به شرطی که به چیزهای خوب، شانس حضور و پذیرفته‌شدن را بدهیم.

چیزهای ناکامل، فرصتی در اختیارمان می‌گذارند تا آنها را بهتر کنیم.


🍁۱۳۹۸/۹/۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾فکری که منسجم و پیوسته نیست

◾ست‌گادین ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹



تفاوتی که بین موبایل و لپ‌تاپ فاصله می‌اندازد، یک دکمه است: ENTER

وقتی در لپ‌تاپ متنی را تایپ می‌کنید، فرض بر این است که شما به ثبتِ پیوسته‌ی افکارتان تا جایی ادامه خواهید داد که دکمه send یا publish را فشار دهید.

ولی در گوشی هوشمند، دکمه ENTER ، همان دکمه publish است. یعنی متنی که نوشته‌اید یا پیام کوتاه یا توییت‌تان، به محض تایپِ اولین جمله، انتشار می‌یابد.

این اتفاق خوبی برای پلتفرم‌هایی است که می‌خواهند پیروزمندانه، هورمون اندروفینِ مخاطب را در لحظه، به اوج برسانند.

ولی موبایل، مخصوصاً در مورد اشتراک‌گذاریِ ایده‌های پیچیده (complex ideas)، نمی‌تواند کمک‌کننده باشد. ایده‌هایی که ارزش اشتراک‌گذاری دارند، ایده‌های پیچیده‌ای هستند.


🍁۱۳۹۸/۹/۶
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾بهتر یا بدتر

◾ست‌گادین ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹




وقتی اوضاع دشوار شود، آیا بطور غریزی برای بهترکردنِ شرایط، کمرِ همت می‌بندید یا تله می‌گذارید تا اوضاع خرابتر هم بشود؟

با این استدلال که اگر اوضاع بدتر شود، نیازی به تعامل با بقیه نخواهید داشت.

و اگر اوضاع بدتر شود، می‌توانید از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کنید.

یا این اوضاع بهم‌ریخته، دیگر مشکل شخص شما نخواهد بود.

اگر ما برای بهترکردن شرایط، به خودمان اعتماد نداشته باشیم، وقتی وضعیت پُرریسک، پُرتنش و دردناکی بوجود می‌آید، ممکن است احساس کنیم که ساده‌ترین راه آنست که اوضاع را بیش از پیش بهم بریزیم و صحنه را ترک کنیم.

تعهد یعنی سرمایه‌گذاری در یک سیستم، در یک مکان، در یک رابطه یا یک پروژه. یعنی قبول مسوولیت. متعهد شدن باعث می‌شود، انسانی که در مقابل ماست، واقعیت پیدا کند و مسأله‌اش ضروری و مهم تلقی شود.

حتی ممکن است تنها ارزش واقعی همین باشد.

سپاس از شما بخاطر هر کاری که برای بهترکردن امور انجام می‌دهید. ممنونم.



🍁۱۳۹۸/۹/۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾گذار به لیدر‌ شدن

◾ست‌گادین ۳۰ نوامبر ۲۰۱۹




یک نظریه غلط، آنست که دانش‌آموزان ممتاز، لیدر‌های خوبی می‌شوند.

دلیلی وجود ندارد که این گزاره را درست بدانیم.

کسی که عملکرد خوبی در مدرسه دارد، دارای سه مشخصه است: از پس از امتحانات به خوبی برمی‌آید. به سوالاتی که از او پرسیده می‌شود توجه می‌کند و برای حل مسائلِ کوتاه‌مدت، از خود پشتکار به خرج می‌دهد.

وقتی که به یکباره با مسیر جدیدی مواجه شوید و نیاز داشته باشید که بفهمید قدم بعدی چیست، هیچ کدام از موارد فوق، اهمیت چندانی نخواهند داشت.

سیستم‌ آموزشی که ساخته‌ایم، محصولی ندارد بجز کارگران سازش‌کار (compliant factory workers). ولی این‌گونه نیست که افرادی با بیشترین سازگاری، بیشترین شجاعت، همدلی یا بصیرت را هم داشته باشند.



🍁۱۳۹۸/۹/۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾بحرانِ توجه واقعیت دارد


◾ست‌گادین ۱ دسامبر ۲۰۱۹




- همه چیز به یکباره اتفاق می‌افتد و ماییم که باید انتخاب کنیم.

- که چه بخوانیم یا به چه چیزی گوش دهیم یا به کدام درخواست پاسخ بدهیم:

- یک پیام فریبکارانه‌ی درخواست پول
- یک منشن
- یک پیام صوتی از طرف رییس‌مان
- ایمیلی از جانب یک مشتری
- یک پیامک
- یک ایمیلِ فروشِ لحظه‌ آخر از فروشگاهی که هرگز آنرا ندیده‌اید
- یک پست از وبلاگی با سابقه یکساله
- پست جدیدی از وبلاگ
- یک پادکست جدید
- یک...

این ایده که می‌توانیم «توجه» بی‌حد و حصری را صرف هر چیزی کنیم، حتی اگر نیازی به آنها نداشته باشیم، منسوخ شده است.

«توجه»، یک منبع نایاب است که بایستی هوشمندانه صرف شود. هرکدام از ما به میزان یکسانی از این منبع «توجه» دسترسی داریم. پی‌بردن به اینکه چگونه می‌خواهیم توجه‌مان را روی کارمان متمرکز کنیم، یک مزیت رقابتی برای ماست.



🍁۱۳۹۸/۹/۱۰
➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ارتباط عمیق

◾ست‌گادین ۲دسامبر ۲۰۱۹



وقتی کسی چیزی را به شما می‌گوید که «نیاز دارید» بشنوید، نه چیزی را که دوست دارید بشنوید، دستاورد فوق‌العاده‌ با ارزشی برای شماست.

پذیرش چنین حرف‌هایی، حاصل دقت‌نظر، فراخ‌اندیشی و شجاعت شماست.

اگر شما هم چنین هدیه‌ای به دیگران پیشنهاد دهید، شاید به نظر برسد که چندان مورد تقدیر قرار نگرفته‌اید ولی شما برای قدردانی این کار را نمی‌کنید، بلکه می‌خواهید کاری کنید تا برای بهسازی امور، ارتباط عمیق‌تری برقرار سازید.

صرف انرژی برای مردم و دلایلی که باعث شود کارشان بهتر راه بیفتد، بهترین کار ممکن است.




🍁۱۳۹۸/۹/۱۱
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️توجه‌طلبی در قیاس با شکاف


◾️ست‌گادین ۳ دسامبر ۲۰۱۹



شنیده‌ام که مردم درباره آخرین مدل خودرو تسلا و راجع به شکست جهانی و یا موفقیت‌اش به نظریه‌پردازی مشغولند.

جهت افکار به سمتی است که گویا هر توجهی (attention) مطلوب است و در جهانِ ما که بیش از هر زمانی تشنه‌ی توجه است، آنچه اهمیت دارد کلیک‌ها هستند.

در سبکی که آنها می‌اندیشند، جلب توجه، نوع جدیدی از خلاقیت (innovation) است.

من که موافق نیستم!

بله، یک دهه قبل، خلاقیت عبارت بود از یافتن راهی برای جلب‌نظر کسانی که پیشگام در استفاده از محصولات جدید (early adopters) هستند. خلاقیت، شما را هیجان‌زده می‌کرد. خلاقیت باعث می‌شد، به طرفداران‌تان چیزی بدهید که درباره‌اش حرف بزنند. خلاقیت، افرادی را که به دنبال چیزهای نو بودند، راضی می‌کرد.

ولی بازاریاب‌ها و فروشندگان، در پژوهش‌های خود در مورد تاثیرات عمیق (widespread impact) ، درس مهمی آموختند: خلاقیت یک تفریح(fun) است. اما برای چالشِ رسیدن به مخاطبان بیشتر، جواب نمی‌دهد.

کتاب «گذر از شکاف» نوشته‌ی « جفری‌مور» به بازاریاب‌ها کمک می‌کند تا متوجه شوند، بااینکه خلاقیت، وسیله‌ای برای دستیابی به گروه کمی از پیشگامان مصرف‌کننده‌ی محصولات نو و لیدرهای صاحب‌نظر بود، ولی برای رسیدن به توده‌های مردمی، کافی نبود.

چون توده‌ها چیزی نمی‌خواهند که جدید باشد، آنها چیزی می‌خواهند که کار کند. چیزی که دیگران هم از آن استفاده کنند. چیزی که بتواند مسائل مربوط به بهره‌وری و مسائل اجتماعی آنها را حل کند.

بنابراین برای رفتن به سمت بازاری بزرگ، شرکت‌های تکنولوژیک، نیاز به اثر شبکه‌ای (network effect) و صبر داشتند.

«تیم کوک» از راضی‌کردن نِردهایی (nerd) مثل من چشم‌پوشی کرد و به جای آن، با تمرکز بر ساخت محصولی با خلاقیت کم ولی لوکس، یک موتور سودآور خلق کرد.

آمازون نیز در برخی عرصه‌ها خلاقیت به خرج داد. اما فروشگاه آنلاین‌اش به شدت ملال‌آور، با‌ثبات و متمرکز روی دستیابی به تعداد بیشتری از مردم از آب درآمد.

[ توجه! نیازی نیست در پی توده‌ی مخاطبانِ فله‌ای باشیم. این یک انتخاب است. به همین خاطر، اغلب ما همین که به اقلیت مخاطبان همیشگی دست پیدا کنیم، کافی است و لازم نیست برای ایجاد تمایز، همیشه در حال این در و آن در زدن بین توده‌ها باشیم.]

درس ساده‌ای است:

پیشگامانِ مصرفِ محصولاتِ جدید با چیزهای جدید هیجان‌زده می‌شوند. آنها بدنبال خلاقیت‌اند.

بقیه افراد، دلشان می‌خواهد شکست نخورند. آنها به دنبال اعتمادند.

برمی‌گردیم به تسلا. آنها میلیاردها خرج کرده‌اند تا از تولید یک خودروی عجیب و غریبِ مخصوص نِردها، به تولید یک خودروی عمومی برای مخاطبان عام برسند و این کار جواب می‌دهد... این تیپ از مشتریان (یعنی اغلب افراد، شاید ۸۰ درصد هر بازاری) در جستجوی اطمینان‌بخشی (reliability) هستند و به این فکر می‌کنند که اگر چنین محصولی را بخرند، به دوستان‌شان درباره این خرید، چه چیزی می‌خواهند بگویند؟ (همان اتفاقی که در مورد Mac افتاد و از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۸ ، یعنی تقریباً ۱۵ سال طول کشید تا به محصولی عادی تبدیل شود.)

آیا می‌توانم به این بِرند اعتماد کنم؟
آیا می‌توانم مطمئن باشم که این محصول، به وعده‌هایش پایبند خواهد ماند؟
آیا می‌توانم به اطرافیانم اعتماد کنم که مرا تایید کنند؟

اگر تسلا در این مسیر اثبات‌شده، قدم برمی‌داشت، حرکت درست این بود که یک pickup truck می‌ساخت که خلاقانه و البته قابل‌اعتماد باشد.

[در گذشته،] مشتری‌های اول، افراد خلّاقی بودند ( همانطور که همیشه هستند) ولی داستانی داشتند که می‌توانستند به راحتی برای دوستان و فامیل تعریف کنند. داستانی درباره اینکه: من آدم باهوش، برجسته و به‌روزی هستم و انتخابم، بوضوح بهتر است.

ولی در عصر جدید که توجه، جایگزین خلاقیتِ مفید شده است، انتخابِ آنها هم دیگر قابل اعتماد نیست. چون با توجه، جایگزین شده است.

نکته اینجاست که خلاقیت در بلندمدت دارای مزایایی برای همه ماست، در حالیکه توجه‌طلبی به هرقیمت، اینگونه نیست.

موسیقیدانان این را فهمیده‌اند که هر آهنگ جدید، می‌تواند به سبک جدیدی نواخته شود. حالِ افراد را بهتر کند و به اندازه کافی خوب باشد تا اهمیت پیدا کند. ولی در عین حال، آنها حق ندارند اعتمادِ مخاطبان را از بین ببرند.[ آنها باید حد و مرزهایی برای اجرای خودشان قائل شوند.]

وقتی همه بازاریاب هستند، وقتی همه صاحب پلتفرم هستند، وقتی همه می‌توانند در قبال جلب‌توجه، اعتماد مخاطب را نابود سازند، درس مفیدی به هرکدام از ما می‌دهند:

جلب‌توجه در کوتاه‌مدت، می‌تواند احساس خلاقیت به ما بدهد. ولی وقتی کار به مرحله‌ی «درخواست تعهد واقعی» برسد، اغلب مشتریان، اعتماد را انتخاب خواهند کرد، نه هیجان.



مصطفی منبری ۱۳ آذر ۱۳۹۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖‌✂️
◾باخت سرافرازانه


◾ست‌گادین ۴ دسامبر ۲۰۱۹




قضیه دو دوتا چهارتاست. شما قرار است در اغلب رقابت‌هایی که وارد می‌شوید، بیازید. غیر از این نمی‌تواند باشد. در رقابت صد، هزار یا یک میلیون نفر، فقط یکی برنده است.

یعنی قرار است نحوه‌ی باختن شما ارزیابی شود نه بُردن‌تان.

برای بُردن، همیشه باید به کل روش‌ها مسلط باشید، قضاوت دقیقی از چیزی که از شما می‌خواهند داشته باشید، مثل بقیه تعلیم دیده باشید، ولی فراتر از سایر رُقبا ظاهر شوید.

ولی راه باختنِ سرافرازانه آنست که امکان [جدیدی] خلق کنید. نوآوری کنید. کاری سخاوتمندانه انجام دهید که ارزشش را داشته باشد که درباره‌اش حرف بزنند.

اگر قرار است ببازید که احتمالا هم خواهید باخت، چرا با سربلندی نبازید؟


🍁۱۳۹۸/۹/۱۳
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾خشمگین‌شدن یک انتخاب است

◾ست‌گادین ۸ دسامبر ۲۰۱۹



زیرا شما بخاطر انتخابی که می‌کنید، خشمگین می‌شوید.

رفتار خشمگینانه از داستانی که برای خودمان تعریف می‌کنیم منشا می‌گیرد. کسی از دستِ نیروی جاذبه زمین خشمگین نمی‌شود، چون جاذبه قبل ما هم وجود داشته است.

اگر داستانی که برای خودتان تعریف می‌کنید خشم‌تان را بر می‌انگیزد، پس داستان را تغییر دهید.


🍁۱۳۹۸/۹/۱۷
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾️بیرون بزنید


◾️ست‌گادین ۹ دسامبر ۲۰۱۹




قبل از اینکه تصمیم بزرگی بگیرید، کمی قدم بزنید.

اگر بیرون، باران هم باریده باشد که چه بهتر.

جلسه را چند دقیقه زودتر تمام کنید و با اعضای تیم، برای قدم‌زنی بیرون بروید.

بجای خوردن عصرانه، حین پیاده‌روی کمی آفتاب بگیرید.

راحتیِ کمتر برای قدم‌زدن، بیشتر به نفع‌تان است.

عادت‌کردن به پیاده‌روی، سخت است ولی ارزشش را دارد.

وقتی در شک و تردید به سر می‌برید، برای پیاده‌روی، بیرون بزنید. مخصوصاً وقتی شرایط راحتی هم برای قدم‌زنی نداشته باشید.

(اگر جملات بالا را استعاره‌ای هم به حساب بیاورید، که چه بهتر.)




🍁۱۳۹۸/۹/۱۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩