طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾شانس، وقتی لازمش دارید

◾ست‌گادین ۲۷ ژانویه ۲۰۲۰



افسوس که شانس، وقتی لازمش داریم، حق انتخابش با ما نیست.

هرچند، موقعیت شانس در طول زمان، قطعاً به وجود خواهد آمد.

اگر شما بارها و بارها، کار خوبی ارائه دهید و عملکرد سخاوتمندانه‌ای از خود به نمایش بگذارید، دیر یا زود از نظر دیگران، شانس به شما روی خواهد آورد.

شانس در طولانی مدت، نشانه‌ای از مشارکت‌های پُربار (productive contributions) شماست.

به ندرت پیش می‌آید که شانس، وقتی به شدت لازم‌اش دارید، به شما روی خوش نشان دهد. تقریباً هرگز در موقعیتی که شما یا دیگران، خودتان را سزاوار شانس می‌دانید، خبری از شانس نمی‌شود. ولی بالاخره شانس رخ خواهد داد.

امیدواری و تمرکز روی شانس، در کوتاه‌مدت، یک تله است.




❄️ بیشتر بخوانید: فرمول شخصی من برای خوش‌شانسی


❄️ مصطفی منبری ۸ بهمن ۱۳۹۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«این [جمله، اتفاق یا ...]، طرز فکر شما را تغییر خواهد داد»

◾ست‌گادین ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰



جمله فوق چقدر به حقیقت نزدیک است؟

نه زیاد.

تغییردادن طرز فکر، کار سختی است. این کار با مداخله‌ی استاندارد رخ نخواهد داد و شاید نیاز دارد به اینکه خودتان را بعنوان بخشی از کسی یا الگویی که درگیرش شده‌اید، بازآفرینی کنید.



❄️۱۳۹۸/۱۱/۱۱

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾زوم‌کردن - جادوی نگاه‌کردن از فاصله نزدیک‌تر

◾ست‌گادین ۳۱ ژانویه ۲۰۲۰




بیشتر اوقات، هر چیزی را که به ما پیشنهاد می‌شود، بدون توجه به حقیقتِ آن یا بررسی ادعایی که می‌کند، قبول می‌کنیم. در واقع فرد دیگری که آنرا به ما ارائه داده، روی آن چیز زوم‌کرده (Zoom) است، و ما با عجله‌ای که برای رفتن به مرحله بعد داریم، فرصت کشف چیزی را که در حال رخ‌دادن است، از دست می‌دهیم.

اقدام به زوم‌کردن (چه به صورت عملی و چه استعاری)، یک هیجان مدرن است. ما با دیدن چیزی از فاصله نزدیک‌تر، فرصتی می‌یابیم تا از دیدن چیزی که بود، به دیدن چیزی که هست برسیم. ناگهان سطوح تازه‌ای برای ما جلوه‌گر می‌شوند و ما شروع به دیدن مکانیسم‌هایی می‌کنیم که در نگاه اول از دیدگان‌مان پنهان بود.

به نظرم، زمانی که یک دانشجوی پزشکی می‌فهمد که چه چیزی به ما انگیزه می‌دهد و به رفتارمان جهت می‌بخشد، مردم در نظر او دیگر مثل همدیگر نیستند. زمانی که شما می‌فهمید که سیستم بانکی چطور کار می‌کند، استفاده از کارت بانکی، حس متفاوتی به شما می‌دهد.

اگر مثال جالب‌تری می‌خواهید، روی این عکس که مربوط به ۸۴ میلیون ستاره است، کلیک کنید. تلسکوپ ESO با کنار هم گذاشتن ۹ میلیارد پیکسل عکس، به این تصویر رسیده است.

شما با هر بار کلیک روی عکس می‌توانید بارها و بارها زوم کنید. این کلیک‌های تکراری، بیشتر از آنچه می‌توانم از یک عکس تکی بیاموزم، بی‌انتهابودن کهکشان را به من یادآوری می‌کند.

این بی‌انتهابودن در هر سیستمی از زندگی ما نیز جریان دارد و کافیست به اندازه کافی برای زوم‌کردن روی آن‌ها، اهمیت قائل شویم.



❄️۱۳۹۸/۱۱/۱۱

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾دوباره و دوباره و دوباره

◾ست‌گادین ۲ فوریه ۲۰۲۰




عادت‌ها خودبه‌خود تثبیت نمی‌شوند.

اکثر اوقات، به چیزی عادت می‌کنیم چون دقیقاً خودمان را در مسیر آن عادت قرار می‌دهیم.

اِقدام‌ها به عادت‌ها تبدیل می‌شوند و عادت‌ها به خاطر احساس امنیتی که به ما می‌دهند، تکرار می‌شوند.

آسان‌ترین راه برای جالب‌تر کردن امور، آنست که رفتار‌هایی را که از روی عادت انجام می‌دهید، متوقف کنید.

تکرار یک عادت، ناشی از واکنش ما به محرک‌های اولیه (trigger) است. با حذف محرک، می‌توانید آن عادت را تغییر دهید.

تغییرات ظریف. راه‌های متفاوت برای حفظ برتری.

فرداها هر روز از راه می‌رسند ولی ما مجبور به تکرار عادت‌های قبلی نیستیم.



❄️۱۳۹۸/۱۱/۱۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد

◾ست‌گادین ۳ فوریه ۲۰۲۰




تا بوده همین بوده.

هر کاری که انجام دهید و هر کسی که باشید، یک چیزی، در جایی، جالب‌تر از شما و کارتان وجود دارد.

موبایلی که در جیب‌تان است، هر لحظه در حال خبردادن از آن چیزهای جالب‌تر است.

البته تا وقتی که باتری‌اش تمام شود.

با یک هشدار، یک آپدیت استاتوس یا اعلام یک خبر فوری، منتظریم تا با ویبره گوشی یا پیام متنی، در چشم برهم‌زدنی، خبرِ آن چیز جالب‌تر از چیز قبلی را به ما برساند.

و این کار تا ابد می‌تواند ادامه یابد.

مگر اینکه تصمیم بگیریم، از هر کاری که در حال انجامش هستیم، بازتعریفی (redefine) داشته باشیم. انتخاب با ماست.


❄️۱۳۹۸/۱۱/۱۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾عوامل مختلفی وجود دارد

◾ست‌گادین ۷ فوریه ۲۰۲۰




جمله‌ی فوق، نحوه‌ی بیان دیگری از این جمله است: این موضوع پیچیده‌ای است. (It's complicated)

اگر دلیل یا عاملی یافته‌ باشید که به اندازه کافی خوب است، این دلیل را با دیگران به اشتراک بگذارید. بقیه‌ی دلایل اضافی‌اند و اگر شما زمان زیادی روی آنها بگذارید، به ما خاطرنشان خواهید کرد که این موضوع پیچیده‌تر از این حرفهاست.

ولی از آنطرف، درباره‌ی «تصمیمات سخت» که واقعا پیچیده هستند و پای مزایا و معایب زیادی به وسط می‌آید، ارزشش را دارد که کارتان را با بیان و برجسته‌کردن نتایج احتمالی ناشی از این تصمیم‌ شروع کنید؛ بیان نتایجی که احتمالاً می‌خواهید از پرداختن به آن‌ها اجتناب کنید.



❄️۱۳۹۸/۱۱/۱۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾عدم‌تعادل بین رسانه‌ و تبلیغات‌دهنده‌ها

◾ست‌گادین ۸ فوریه ۲۰۲۰




مدت‌های مدیدی بود که مجلات عمده و شبکه‌های تلویزیونی، محدودیت‌های زیادی را برای نمایش تبلیغات، اِعمال می‌کردند. چارچوب، محتوا و اثربخشیِ یک تبلیغ، بایستی قبل از نمایش در شبکه تلویزیونی یا «نیویورکر»، مورد بررسی و تایید قرار می‌گرفت. مکان‌های خوب برای درج تبلیغات، زیاد نبودند و اینجا بود که قدرت شرکت‌های رسانه‌ای(media company) خودش را نشان می‌داد.


امروزه به لطفِ خرید الگوریتمی از رسانه (algorithmic media buying)، و ظهور دیجیتال، شرکت‌های رسانه‌ای، گاهی حتی نمی‌دانند چه کسی تبلیغات را درج کرده است، چه برسد به اینکه از عملکرد یک تبلیغ باخبر باشند یا اصلاً بدانند که برای چه بوده است!


تبلیغات بی‌آنکه تایید شوند، به راحتی نمایش داده می‌شوند، مخاطب را درگیر می‌کنند و محو می‌شوند. نتیجه این می‌شود، هنگامی که در جلسه‌ای هستید و می‌خواهید برنامه‌ی روزانه قطار شهری را چک کنید، ناگهان تلفن شما یک تبلیغ را جار می‌زند. بزرگترین شرکت‌های دیجیتال، تسلیم این وضعیت شده‌اند و چیزی به نام محتوا و چارچوب تبلیغات از یادشان رفته است. همزمان با تلاشِ جدی که یک شرکت رسانه‌ای برای اِعمال استانداردها انجام می‌دهد، الگوریتم‌ها به راحتی مسیر دیگری را می‌پیمایند!


اهمیت زمینه‌ای (context) که تبلیغات در آن نمایش داده می‌شود (مثل مجله)، جایش را به مصرف‌کننده‌ای (consumer) داده که هدف قرار گرفته است. به این معنی که واقعاً برای تبلیغات‌دهنده (advertiser) فرقی ندارد که مصرف‌کننده، یک تبلیغ را در پلتفرم الف می‌بیند یا پلتفرم ب. چیزی که برای تبلیغات‌دهنده اهمیت دارد، آن است که این کار ارزان‌تر انجام شود.


در نهایت، این امر باعث نابودی ارزش شرکت رسانه‌ای می‌شود، فرهنگ‌مان را فاسد می‌کند و اعتماد به برندها را که به سختی حاصل شده‌اند در بلندمدت از بین می‌برد.


می‌توان به‌پا خاست و بر اهمیت «بهتر» نسبت به «ارزان‌تر» تاکید کرد. جهان، مجبور نیست شبیه یکی از بدترین اپلیکیشن‌های آندروید به نظر برسد.



❄️۱۳۹۸/۱۱/۲۰

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾تله‌ی مشتری بد/ رئیس رقت‌انگیز

◾ست‌گادین ۱۱ فوریه ۲۰۲۰



«من این کار بی‌معنا/ آسیب‌زا/ پیش‌پا افتاده را انجام می‌دهم چون مشتری این را می‌خواهد.»

جلوه‌های مختلفی برای جمله فوق وجود دارد.

- یک جراح پلاستیک، کارهای وحشتناکی روی صورت افراد انجام می‌دهد، چون آنها از او می‌خواهند.

- فروشنده‌ای که به نوجوانان سیگار می‌فروشد، چون خودشان می‌خواهند.

- معلمی که برنامه تحصیلی را به خاطر تجربه‌ی ملال‌آور کلاس درس، زیر سوال می‌برد، چون حکومت این گونه خواسته است...

این رویکرد، تله‌ای است مثل همه تله‌های دیگری که با حقایق زیادی مخلوط شده‌اند.

در واقع، مشتری ممکن است درست راهنمایی نشده است یا خودخواه یا تنبل است. رئیس هم ممکن است اهمیت زیادی به این چیزها نمی‌دهد.

خیلی خب، این چیزها پیش می‌آیند.

ولی درست در این نقطه است که برتری خود را نشان می‌دهیم یا شکست می‌خوریم. اگر فقط با مشتریان و رئیس‌های روشنفکر سر و کار داشتیم که دیگر کار مهمی برای انجام‌دادن وجود نداشت.

بعنوان حرفه‌ای‌های این کار، وظیفه‌ی ما، آموزش مشتریان برای محافظت از آنها در برابر انجام کارهای احمقانه، کوتاه مدت یا خودخواهانه است. به عنوان مهره حیاتی (Linchpin) این ما هستیم که رئیس‌مان را انتخاب می‌کنیم و اگر نمی‌توانیم ایشان را قانع کنیم که بهتر از قبل شوند، تعهد ما یا فرصتی که داریم آنست که برویم و کار دیگری انجام دهیم.

این جمله‌ی پیروزی است: ما با اینکه مشتریان نکبت‌بار یا رئیس ناجوری داریم، ولی باز هم می‌توانیم کار فوق‌العاده‌ای انجام دهیم.

۲ راز برای انجام کار فوق‌العاده وجود دارد:

یک: مشتری را متقاعد کنید که به شما اجازه دهد، کار فوق‌العاده‌ای انجام دهید.

دو: مشتریان بهتری را به دست آورید.

این دو راز، هر روز با هم می‌رقصند.

شما به محض اینکه عملکرد‌تان شبیه کسی باشد که سزاوار مشتریان بهتر است، مشتریان بهتری به دست خواهید آورد.


❄️۱۳۹۸/۱۱/۲۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾زمانِ قرضی

◾ست‌گادین ۱۲ فوریه ۲۰۲۰




همه‌ی ما مقداری زمان، وام گرفته‌ایم. بدون ضامن و بدون نیاز به بازپرداخت.

گاهی، می‌بایست فقط نگرانِ هدردادنِ زمان‌ خویش باشیم.




❄️۱۳۹۸/۱۱/۲۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾نمی‌توانی بگویی که نمی‌توانی بازی کنی

◾ست‌گادین ۱۴ فوریه ۲۰۲۰



یک مربی مهد کودک به نام Lenny Levine ، کلاس خود را فقط با همین یک قانون اداره می‌کرد.

معنی قانون بالا این است: وقتی کودک دیگری وارد جمع می‌شود، شما باید او را وارد بازی خودتان بکنید.

همین.

این جمله همه چیز را عوض می‌کند. تمرکز جمله، بر روی رابطه (connection) است، نه خاص‌بودن (exclusivity) . این جمله، دینامیکِ تعلق‌داشتن (belonging) و رابطه را تغییر می‌دهد. این قانون، از میان محدودیت‌های قدیمی، بنیادی نو بنا می‌کند.

کمی شبیه به دادنِ یک کارتِ روزِ ولنتاین به هر کودک در یک کلاس است. عده‌ای خواهند گفت که با این کار، ارزش عشق و احساسات را پایین می‌آوریم چون انتخابی در کار نیست و عملاً همه را وارد بازی کرده‌ایم. ولی به نظر من، ما قبلاً هم، دست به انتخاب‌های زیادی زده‌ایم.

در دنیای آدم‌های بزرگسال، پذیرا بودن و گشودن ذهن (open doors) ، راهِ رسیدن به بصیرت و بهره‌وری را هموار می‌سازد.





❄️ لینک مرتبط: رفتارهای شانس‌کُش

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

❄️ مصطفی منبری ۲۵ بهمن ۱۳۹۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾به سوی کمال

◾ست‌گادین ۱۵ فوریه ۲۰۲۰



با استفاده از پرگار یا رسام، یک دایره‌ی کامل رسم کنید. حالا از نزدیک آن را مشاهده کنید. اگر به اندازه کافی نزدیک شوید، کشف خواهید کرد که این دایره، به هیچ وجه، کامل و بی‌نقص نیست.

در واقع وقتی از نزدیک بنگریم، هیچ یک از چیزهایی که خلق می‌کنیم، کامل و بی‌نقص نیستند.

احمقانه است که برای ساختن چیزی کامل، صبر کنید. چون هرگز نخواهید توانست چیز بی‌نقصی بیافرینید.

به جای این کار، بهتر است حرکت خود را به سمت قله‌ای که تجسم کرده‌اید ادامه دهید و این کار را تکرار کنید.

برای بهترشدن، راهی به جز پیوسته بهترشدن نیست.



❄️۱۳۹۸/۱۱/۲۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾کسانی که با شما مخالفت می‌کنند

◾ست‌گادین ۱۸ فوریه ۲۰۲۰




ممکن است بی‌اطلاع هستند.

ممکن است به درستی نمی‌دانند که چه می‌خواهند.

ممکن است افراد کوته‌بینی هستند.

ممکن است تحت کنترل دشمنان پلید (demons) هستند.

ممکن است مرتکب اشتباه فاحشی می‌شوند.

یا شاید به زبان ساده، با شما مخالفت می‌کنند.




❄️۱۳۹۸/۱۱/۳۰

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾اسباب‌بازی‌های اکشن

◾ست‌گادین ۲۱ فوریه ۲۰۲۰



اسباب‌بازی‌های پلاستیکی، بی‌حرکتند. اگر صادق باشیم، آنها اکشن (action figures) نیستند، فقط یادآورِ اکشن برای ما هستند.

خیلی از این توتم‌های(totems) زندگی‌مان هم، خودشان هیچ‌کاری انجام نمی‌دهند. کتاب‌ها خودشان را مطالعه نمی‌کنند و گل‌ها عاشق خودشان نمی‌شوند.

اما آنها می‌توانند چیزی را بازنمایی کنند. آنها می‌توانند «ممکن‌ها» را به ما یادآوری کنند. آنها می‌توانند برای ما، تلنگری (trigger) باشند که در وضعیتِ درستِ ذهنی قرار بگیریم.

خودتان را در محاصره‌ی توتم‌هایی تصور کنید که شما را به اقدام زیاد و سخاوتمندانه دعوت می‌کنند. آنها نمادِ بهترین حالت شما هستند.




❄️مصطفی منبری ۱۳۹۸/۱۲/۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾هدردادن

◾ست‌گادین ۲۳ فوریه ۲۰۲۰




وقتی اولین گوشی هوشمندتان را خریدید، آیا می‌دانستید که قرار است در طول سال، بیش از ۱۰۰۰ ساعت، چشم به آن بدوزید؟

ماه‌ها بعد، آیا می‌توانستید ساعت‌هایی را که صرف کرده بودید، به خاطر بیاورید.

وقتی به گوشی هوشمند جدیدی ارتقا یافتید و می‌توانستید ساعات بیشتری را با گوشی جدیدتان بگذرانید، آیا به این فکر کردید که در سالی که گذشت، چگونه مقدار بسیار زیادی از وقت آزادتان را صرف گوشی خود کرده‌اید؟

اگر پول را هم مثل زمان هدر می‌دادیم، کاملاً ورشکست می‌شدیم.



❄️۱۳۹۸/۱۲/۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾بهتر یعنی چه؟

◾ست‌گادین ۲۶ فوریه ۲۰۲۰




معناکردنِ «بهتر»، تزویرکارانه‌تر از این حرف‌هاست. در اغلب موارد، معنای «بهتر»، ترکیبی از کیفیت (ثبات در خصوصیات) و لاکچری(گران‌تر از حد لازم) است.

مثلاً می‌گویم که کبریت سوئدی، «بهتر» است. بهترین کبریت دنیا است. هر آنچه از کبریت می‌خواهید، بهترش را انجام می‌دهد. بهتر آتش می‌گیرد. سوزاننده‌تر است و رضایت شما را جلب می‌کند.

این‌ها به معنای «بهتر» است، مگر اینکه شما از این کبریت در خانه نداشته باشید!

چرا که اهمیت زیادی به کبریت نمی‌دهید.

یا شاید برای شما (مثل میلیاردها انسان دیگر در دنیا که کبریت دوست ندارند) این گونه از «بهتر»، بی‌معنی است. سبکی از «بهتر» که مخصوص شماست، ممکن است در این دو کلمه خلاصه شود: رایگان و خوش‌دست.

درس ساده‌ای است: «بهتر» همیشه در نگاه بیننده معنا پیدا می‌کند.




❄️۱۳۹۸/۱۲/۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾روزی از روزها

◾ست‌گادین ۲۹ فوریه ۲۰۲۰



تقویم‌ها به طور واضح، مصنوعی‌اند.

سال کبیسه چیز مهمی نیست مگر اینکه ما آنرا مهم جلوه دهیم.

سال کبیسه یعنی یک روز بیشتر(bonus) برای انجام هرآنچه دل‌مان می‌خواهد.

در واقع ما هر زمانی که بخواهیم، می‌توانیم یک روز بیشتر را بعنوان جایزه داشته باشیم چون بیشتر از چیزی که فکرش را بکنید، وزن (cadence) روزمان را خودمان تعیین می‌کنیم.

اگر زمان بیشتری داشتید، با آن چه می‌کردید؟




❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۱

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾فکرهایی درباره‌ی ویروس

◾ست‌گادین ۲ مارس ۲۰۲۰




بالغ بر ۲۰ سال است که من، رسانه‌ی دیجیتال Viruses را مطالعه می‌کنم. اکثر چیزهایی که درباره‌ی ویروس‌ها کشف کرده‌ایم، از بررسی آنالوژی، اپیدمیولوژی(همه‌گیری شناسی) و رفتارشناسی ویروس‌های واقعی نشات می‌گیرد.

در اینجا به بیان ایده‌هایی مرتبط با ظهور آرام آرامِ یک تراژدی و فاجعه‌ای غم‌بار می‌پردازم تا شاید برای مقابله با ترس‌ها و انجام طرح‌هایی که هر روز داریم، کمک‌مان کند.




◾ویروس‌ها رفتار دیجیتال از خود نشان می‌دهند.

شما هر چه از یک کُنسرتِ پُر سروصدا دورتر شوید، آرام‌تر می‌شود. اگر یک قطره شیمیایی در یک دریاچه انداخته شود، هرچه بیشتر ته‌نشین شود، رقیق‌تر خواهد شد. ولی ویروس، ضعیف‌تر نمی‌شود و هربار از نو شروع می‌کند و فرد جدیدی را آلوده می‌سازد. او کاملا ارگانیک و زنده است، تقسیم می‌شود و گسترش می‌یابد. دچار تغییر و تکامل می‌‌گردد و از میزبان جدیدش، نیرو می‌گیرد.



◾ویروس‌ها واگیردار هستند.

اپیدمیولوژیست‌ها R0 را اندازه می‌گیرند. یعنی تعداد افراد سالمی که ویروس را از یک فرد مبتلا می‌گیرند. مثلا یک ویروس R0 از ۳ ، یعنی هرکس که چنین ویروسی را دارد، سه نفر دیگر را هم آلوده خواهد کرد. مشخص است که اگر R0 بالای ۱ باقی بماند، به معنی آن است که تک‌تک افراد جامعه آلوده خواهند شد. ولی عملاً هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتد. چیزی که رخ می‌دهد، شیفت اعداد است. وقتی ویروس سرخجه (measles) در یک مدرسه ابتدایی قرار می‌گیرد، می‌تواند R0 از ۲۰ داشته باشد. ولی در طول زمان، بخاطر شرایط محیطی و سایر عوامل، این عدد پایین می‌آید. در حال حاضر، در مورد ویروس کرونا (Covid-19) این عدد، چیزی بین ۲ الی ۳ تخمین زده می‌شود. البته می‌دانیم که عدد بالای ۲ ، رقم خیلی زیادی است.




◾وقتی ما نمی‌دانیم که مبتلا شده‌ایم، ویروس‌ها می‌توانند منتشر شوند.

البته این چیزی شبیه ویروس‌های کامپیوتری است. هرچند یوتیوب این گونه عمل نمی‌کند ولی زیاد هم بی‌ربط نیست. ویروس، اراده، هدف یا آرزویی برای خودش ندارد ولی مادامی که ما آن را شناسایی نکنیم، بی‌وقفه گسترش می‌یابد. R0 افزایش می‌یابد چون بیماری را افرادِ بظاهر سالم، با خود به این طرف و آن طرف می‌برند. تا وقتی که جلوی ازدحام افرادی که ظاهراً سرفه نمی‌کنند ولی می‌توانند ناقل باشند، نگیریم، اکتفاکردن به طرد یا دوری از افرادی که سرفه می‌کنند، کمکی نخواهد کرد.




◾ عوارض و تاثیرات یک ویروس، چیزی متفاوت از توانِ انتشار (virality) آنست.

ویروس سرخجه یکی از مسری‌ترین ویروس‌هایی است که می‌شناسیم. ولی خوشبختانه این ویروس، تعداد کمی از افراد مبتلا را می‌کُشد. چون سرعت عفونت و توان انتشار آن بالاست، واکسیناسیون به یک امر فوری و ضروری بدل می‌شود تا قربانیان کمتری بجا بگذارد.




◾ فرار یا اجتناب از این اتفاق، کار خیلی سختی است.

ما همگی آموزش دیده‌ایم که یک راه خوب برای مواجهه با استرس عاطفی، «خریدکردن» است. ولی در این مورد، چیز زیادی برای خرید وجود ندارد! اغلبِ افراد سالمی که در معرض ویروس قرار بگیرند، اوقات ناخوشی را سپری خواهند کرد ولی با مصرف مایعات و استراحت، کاملاً بهبود خواهند یافت. هرچند ممکن است به پزشک برای درمان ذات‌الریه یا شاید اکسیژن و دستگاه ونتیلاتور هم نیاز پیدا کنید ولی این‌نیاز به قدری نیست که آنها را بخرید و در خانه نگه دارید. با این حال بهتر است اگر به تازگی دچار سرفه شده‌اید، به پزشک مراجعه کنید و مورد معاینه، تست آزمایشگاهی و درمان قرار بگیرید.




◾اعداد بزرگ در فاجعه‌ای غم‌انگیز، اعداد کوچک را از دیده‌ها پنهان نگه می‌دارند.

اگر ۹۸٪ مردم، بیماری را به سلامت پشت سر بگذارند، باز هم معنای آن این است که صدها، هزاران یا میلیون‌ها نفر نخواهند توانست. ممکن است شما شانس بیاورید ولی به هر حال، شانس است! یک تراژدی و رویدادی غم‌بار، به آرامی در حال رخ‌دادن است و قرار است خیلی از کسانی را که دوست‌شان داریم، درگیر کند.




◾ایده‌های ویروسی (Ideavirus) در رسانه‌ها، قبل از ویروس‌های واقعی از راه می‌رسند.

یعنی ما دوبار ویروس را تجربه می‌کنیم. یک بار وقتی رسانه‌های وحشت‌آفرین، ما را از ترس آکنده کنند و بار دوم، وقتی ویروس واقعی از راه برسد.




◾تغییرات R0 به خاطر ازدحام مردم و وجود مکان‌های پرجمعیت رخ می‌دهد.

«موزه لوور» به این خاطر بسته شد که عده زیادی از مردم به طور واضح، مقدار میانگین گسترش ویروس را در آنجا تشدید می‌کنند.




❄️ ادامه در پُست بعدی 🔹🔹🔹



❄️ مصطفی منبری ۱۳ اسفند ۱۳۹۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ادامه‌ی


فکرهایی درباره‌ی ویروس
( ست‌گادین ۲ مارس ۲۰۲۰)





◾ماسک‌زدن، جادوی خوش‌شانسی نیست.

افراد حرفه‌ای در پزشکی، بخوبی می‌دانند که چگونه با زدنِ ماسک، پوشیدن دستکش و رعایت بهداشت، خودشان را از بیماری‌های جامعه حفظ کنند. ولی ماسک‌های تجاری N95 نمی‌توانند جلوی ذرات ریز ویروس کرونا را بگیرند. تماشای مردمی که ماسک به دهان، در فرودگاه‌ها تردد می‌کنند، در حالی که سطوحی را لمس می‌کنند که ویروس‌ها می‌توانند چند روز در آن سطوح وجود داشته باشند، به روشنی گویای آن است که ایده‌ی «ماسک زدن» معجزه نمی‌کند و واقعاً نمی‌تواند از چیزی پیشگیری کند. ولی «شستن دست‌ها» جواب می‌دهد و اگر مداوم و درست انجام شود، نسبتاً می‌تواند پیشگیری کند.


چیزی که هست، اگر هر شخصی در کره زمین، برای سه هفته قرنطینه شود، می‌توانیم با اطمینان به جلو حرکت کنیم ولی جهان، خیلی مرتبط‌تر از این حرف‌هاست. ما فرهنگی جهانی از ارتباطات ساخته‌ایم. هم روابط دیجیتال و هم فیزیکال. حتی اگر قادر به آهسته‌سازی گسترش ویروس شویم، قادر به متوقف‌کردن آن فرهنگ جهانی نخواهیم شد.




◾کارهای خیلی زیاد و قاطعی می‌توانیم برای ارتقاء سلامت عمومی انجام دهیم.

همه می‌توانند در برابر بیماری‌های دوران کودکی و بیماری‌های فصلی واکسینه شوند. همین کار به تنهایی می‌تواند جان هزاران نفر را در سال نجات دهد. ما می‌توانیم کمپین‌های قدرتمندی علیه «مستی در حین رانندگی» و علیه «سیگارکشیدن» به راه بیاندازیم. ما می‌توانیم آلودگی‌ها را از محیط زیست بزداییم و در مورد «آب پاک» و «بهداشت مناسب»، سرمایه‌گذاری کنیم. با این کار، سالانه میلیون‌ها میلیون انسان، نجات خواهند یافت. هر کدام از این مسائل اگر حل نشوند، در مقایسه با ویروس کرونا، انسان‌های بیشتری را خواهند کُشت. وحشت‌آفرینی چاره‌ساز نیست و در چنین مواردی، تصمیمات مناسب و هوشمندانه، بسیار موثرتر از ایجاد آشفتگی و ترس است.




با آرزوی سلامتی،
آرامش
و پایان هر چه زودتر این اوضاع.






❄️ مصطفی منبری ۱۳ اسفند ۱۳۹۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پایان دورانِ «دست‌دادن»

◾ست‌گادین ۷ مارس ۲۰۲۰





البته در آینده، خبری از «دست‌دادن» نخواهد بود. فیلم‌های پیشتازان فضا، جنگ ستارگان و حتی توپ‌های فضایی را به خاطر بیاورید. در هیچ‌کدام، کسی با کسی دست نمی‌دهد.


«دست‌دادن» به عنوان یک پیش‌فرضِ استاندارد، قدمت زیادی ندارد. کشیشانِ Quaker از ۵ قرن پیش، «دست‌دادن» را به جای برداشتنِ کلاه یا خم‌شدن در برابر همدیگر وضع کردند، چون فکر می‌کردند عدالت و مساوات بیشتری در این روش نهفته است.

البته امروزه «دست‌دادن»، بیشتر به عنوان یک تهدید محسوب می‌شود تا حالتِ صلح‌طلبانه‌ای از صمیمیت و برابری!

علاوه بر اینکه «دست‌دادن»، راهی برای انتقال بیماری‌هاست، نوع خاصی از «دست‌دادن»، نشانه‌ی داشتنِ شخصیتی قدرتمند است که افراد ناتوان از «دست‌دادن» یا کسانی که میلی به «دست‌دادن» ندارند، از آن محروم هستند.

ولی امروزه، دیگر با عقل جور در نمی‌آید که دیگران را بر اساس نحوه‌ی «دست‌دادنِ» آنها و اینکه چقدر دستِ ما را محکم‌تر فشار می‌دهند، قضاوت کنیم.

تا یکی دو هفته پیش، اگر از «دست‌دادن» با نفر مقابل امتناع می‌کردیم، عجیب و کمی هم توهین‌آمیز بود ولی امروزه، یک کار با‌کلاس و بلندنظرانه شده است.

به علاوه اینکه در تماس ویدیویی هم، «دست‌دادن» غیرممکن است. شاید رسمِ برداشتن کلاه یا نوعی دست تکان‌دادن و بای‌بای کردن، دوباره برگردد.



❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾این مغازه با مدیریت جدید اداره می‌شود

◾ست‌گادین ۸ مارس ۲۰۲۰



چه عبارت احمقانه‌ای...

مشتریان وفادار با خودشان خواهند گفت: احتمالا فرد جدیدی مسئول شده است.

غریبه‌ها می‌گویند: این مغازه هم ورشکست شد.

اگر دقیق‌تر بیاندیشیم، هر مغازه‌ای، هر روز می‌تواند با مدیریت جدید به کارش ادامه دهد. به شرطی که منظورمان از «جدید» این باشد که «ما از اتفاقات دیروز چیزی یاد گرفته‌ایم.»

هر کدام از ما، اگر برایش مهم باشد، شانس آن را دارد که فردا آدم‌ جدیدی شود.

تنها راه «بهترشدن و ارتقاء»، رهاکردنِ باورهای گذشته‌تان است. در این صورت، به کسی تبدیل می‌شوید که نمی‌تواند شبیه نسخه قبلی‌تان باشد.




❄️۱۳۹۸/۱۲/۱۹

➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾گیرافتاده در خانه

◾ست‌گادین ۹ مارس ۲۰۲۰





یکی از دوستانم به من گفت که از قرنطینه‌شدن، به خاطر بحران جهانی بهداشت، وحشت دارد.



به او گفتم: شما که در خانه کار می‌کنید! در جواب گفت که درست است ولی وقتی در خانه‌ماندن، انتخابِ خودش است، احساس متفاوتی نسبت به وضعیت قرنطینه اجباری به او دست می‌دهد.


اولین وظیفه‌ی شما، مراقبت از اطرافیان‌تان و کمک به آنها برای بهبود دوباره است.


بعد از آن، ما گزینه‌هایی برای انتخاب داریم. گزینه‌هایی برای وقت‌گذرانی، برای برقراری ارتباط و برای تغییر بینش‌مان نسبت به زندگی.


کاش کمتر نتفلیکس تماشا می‌کردیم. کمتر اخبار را تعقیب می‌کردیم. کمتر یوتیوب می‌دیدیم. کمتر درگیر مزاحمان دیجیتالی می‌شدیم.


کاش تصمیم می‌گرفتیم که راهی برای برقراری رابطه با کسانی که به ما نیاز دارند بیابیم. راهی برای راهنمایی مردم برای پیشرفت. راهی برای ساختن چیزی سخاوتمندانه که به درد جامعه بخورد.


چه می‌شد اگر تصمیم می‌گرفتیم چیزی بیاموزیم؟ تمام اوقاتی که صرف رفت‌وآمد و ملاقات‌ها نمی‌شود، شانسی برای تعمق در کارهای McCoy Tyner بوجود می‌آورد یا فرصتی برای تفکر در فهم نحوه عملکرد احتمالات (probability) به ما می‌دهد.


به محض فراقت از کارهای جسمی، فرصت بزرگی برای برقراری ارتباط، یادگیری و درک و فهم دنیا برای ما ایجاد می‌شود.


وحشت‌کردن (panic)، با اینکه یک انتخاب است، در عین حال، زمینه‌ای برای بروز خلاقیت‌های گسترده است.


آرزوی سلامتی و آرامش ذهنی برای شما و عزیزانتان دارم.


❄️۱۳۹۸/۱۲/۲۰

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩