طعم ست‌گادین
774 subscribers
23 photos
2 videos
1 file
1.51K links
◾مزمزه‌‌ روزانه‌‌ی افکار «ست‌گادین» از بهار ۱۳۹۷ (2018)

◾تقدیم به محمدرضاشعبانعلی، معلمِ خوبی‌ها و شاهین‌کلانتری، مشوق‌ِ قلم‌ها
⁦⁦
🗣 (@MostafaMenbarii)
Download Telegram
◾سخاوت همیشه به معنای مجانی نیست

◾ست‌گادین ۲۷ مارس ۲۰۲۰



افراد زیادی، سال‌ها نسبت به شما سخاوتمند بوده‌اند. پزشکی که برای پیداکردنِ دردتان، وقت گذاشته است. پیشخدمتی که لحظه‌ای برای برآوردن نیازهایتان تعلل نکرده است، حتی وقتی شما از خواسته‌ی خودتان بی‌خبر بودید. رئیسی که پروژه‌ای به شما داده است، آنهم درست وقتی که به آن احتیاج داشتید.


هدیه‌دادن باعث ایجاد رابطه و امکان‌های نو می‌شود. ولی همه‌ی هدیه‌ها با پول سنجیده نمی‌شوند.


در واقع مهمترین هدایا آنهایی هستند که درباره‌ی زمان، تلاش و اهمیت‌دادن باشند.


مدتها بعد از به عرصه‌رسیدنِ انسانها بود که پول اختراع شد. ولی نتوانست همه‌ی مسائل بشر را حل کند.


در حال حاضر که بیش از هر زمانی، ارتباطات‌مان قطع شده و ترس بر ما چیره گشته است، پاسخ ما به این شرایط، «مجانی‌کردن» نمی‌تواند باشد. احتمالاً این کار ما را بیش از پیش از هم جدا خواهد کرد.


پاسخ شایسته‌تر می‌تواند این باشد که کارِ دشوارِ برقراری ارتباط، اهمیت‌دادن به دیگران و سخاوتمندی را در جایی که انتظارش نمی‌رود، برعهده بگیریم.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾معاشرت آنلاین (قدم‌های بزرگ)

◾ست‌گادین ۲۸ مارس ۲۰۲۰




مثل دنیای واقعی نیست و با صفحه‌کلیدها (keyboards) انجام می‌شود.



خیز اول: ربودن توجه دیگران در شرایط آنلاین خیلی آسان است ولی شما این کار را نکنید. فرستادنِ هرزنامه (spam)، فکر بدی است. ایجاد مزاحمت برای صدها و میلیون‌ها نفر، هزینه‌ی زیادی برای شما ندارد ولی برای تک‌تک آن افراد، بسیار گران تمام می‌شود. قرار نیست جلوی تئاترشهر، نقش بازی کنید و اقدام به فروش بیمه‌نامه برای تماشاگران‌تان کنید! این کار را با صفحه‌کلیدتان انجام ندهید. هرچند شاید به صورت شخصی و مطمئن، مجاز به این کار باشید.



خیز دوم: تعاملِ غیرهمزمان (Asynchronous interaction)، چیزی متفاوت از تعامل همزمان است. ما در دنیای واقعی این قضیه را می‌دانیم. (مثلاً نامه‌نوشتن، کاری متفاوت با زنگ‌زدن است) ولی در دنیای آنلاین، موضوع عمیق‌تر از این حرفهاست. عرصه‌ی بحث وسیع است و می‌توانیم تعداد افراد زیادی را همزمان وارد بحث کنیم. ولی می‌بایست کمی بیشتر از قبل صبور باشیم.



خیز سوم: بیش از سه نفر می‌توانند همزمان حرف بزنند (تایپ کنند) که در دنیای واقعی غیر‌ممکن است. وقتی دورِ یک میز شش‌نفره هستیم، باید صبر کنیم تا نوبت حرف‌زدنمان برسد. ولی در یک گپِ اینترنتی (chat room)، همه می‌توانیم همزمان حرف بزنیم. از این امکان، به خوبی استفاده کنید و بر اطلاعات‌تان بیافزایید. ولی اگر سعی کنید همه‌ی موضوعات را باهم دنبال کنید، یا اینکه یادتان برود از اول دنبال چه بودید، درواقع بهره کمی از این فضا خواهید بُرد.



خیز چهارم: گاهی اوقات ما از خودمان ردپا بجا می‌گذاریم. گفت‌وگوهای زندگی واقعی، در جایی ضبط و نگهداری نمی‌شوند و کلمات بعد از خارج شدن از دهان، ناپدید می‌شوند. ولی وقتی از صفحه‌کلید برای حرف‌زدن استفاده می‌کنید یا به یک server متصل هستید، باید فرض را بر این بگذارید که همه چیز ثبت و ضبط می‌شود. پس رفتار مناسبی داشته باشید. گاهی هم افرادی با نام مستعار و به طور ناشناس حرف می‌زنند که چنین چیزی هرگز در دنیای واقعی رخ نمی‌دهد.



امکان دارد با تلاش و زحمت، روابط تجاری (و مدرسه‌رفتن) را از این حالت‌های سلسله مراتبی بالا به پایین، همزمان (synchronized)، غیرقابل ضبط و... به چیزی روان‌تر و قدرتمندتر تبدیل کنیم ولی این کار نیازمند حرکتِ هدفمندانه‌ی ماست.



تیم Akimbo ، این فضای معاشرت آنلاین را بصورت رایگان و برای یک ماه آینده تدارک دیده است. لطفاً ثبت نام کنید و با دیگران ارتباط برقرار کنید.




🌸 ۱۳۹۹/۱/۱۰

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾از فردا طبق اصولِ خودم رفتار خواهم کرد

◾ست‌گادین ۲۹ مارس ۲۰۲۰



در کوتاه‌مدت، ترک عقاید و اصول، کار آسانی است. ما از ته قلب‌مان چنین فرض می‌کنیم که قرار است در چشم‌برهم‌زدنی، همه چیز به حالت عادی برگردد و در اینصورت به‌ یکباره، ما هم تغییر خواهیم کرد.



سازمان‌ها فقط به یک دلیل توانستند گردن‌کلفت‌ها، قُلدرها و بازیگرانِ بد را متوقف کنند: آنها گفتند که در حال حاضر، برای ما راحت‌تر آن است که سر اصول خود بایستیم.



در حال حاضر، نوعی شرایط اورژانس باعث شده است که درخواست از ایشان( قُلدرها)، برای رفتن و ترک این موقعیت، کار سختی باشد. بنابراین فعلا ما بی‌خیال شده‌ایم.



وقتی استثنا قائل می‌شویم و با خودمان می‌گوییم: «فقط همین یک‌بار است و بس!»، معنی آن اینست که از قبل، تصمیم‌مان را درباره‌ی یک موضوعِ واقعاً مهم، گرفته‌ایم.




موقعیت‌های مشابهی برای ما هم به وجود می‌آیند. لحظه‌ی کوتاهِ سوق‌یافتن به سمتی که گردن‌کلفت، درنده‌خو یا یک بازیگرِ بد شویم. چون افراد کمی هستند که تصمیم می‌گیرند در بلندمدت، آدم خودخواهی باشند.



اصول، چیزی است که همین حالا به آن عمل کنیم، حتی اگر کار سختی باشد.




🌸 مصطفی منبری ۱۱ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾مدرسه‌ی پورتفولیو: مشتریان بهتری گیر بیاورید


◾ست‌گادین ۳۱ مارس ۲۰۲۰






درحال حاضر، یک فاجعه‌ی غم‌انگیز در جریان است که به صورت غیر‌یکنواخت پخش‌ شده است(کرونا). فاجعه‌ای که سلامتی و اقتصاد را هدف گرفته است. این روزها به ما توصیه می‌شود که وحشت نکنیم، سعی کنیم که تمرکز داشته باشیم و مکانیسم این مسئله را بفهمیم. خیلی‌ها دستپاچه شده‌اند. از کارکنان مراقبت‌های بهداشتی که بی‌وقفه در تلاشند تا والدینی با هزاران امید و آرزو، وضعیت دیوانه‌کننده‌ای را می‌گذرانند.


اگر شما فریلنسر باشید، پیدا کردن سفارشِ کار، ممکن است برایتان چالش‌برانگیز شود.


اگر به اندازه کافی خوش‌شانس باشید( مبتلا نشوید.م) و وقت کافی داشته باشید، با این بیکاری چه خواهید کرد؟


اگر به دنبال یک سفارشِ کار هستید یا اگر به پیداشدن یک مشتریِ جدید امید بسته‌اید ...


منتظرماندن، کار آسانی است ولی بهتر است منتظر نمانید.


کج‌خلقی و نق‌زدنِ بیشتر، کمکی نمی‌کند.


به جای آن، بهتر است بکوبید و پرتفولیوی خود را از نو بسازید.


پورتفولیویی که شامل سه چیز باشد:


1⃣ در چه کاری خوب هستید؟ شما می‌توانید برای افزایش مهارت‌تان که شامل نگرش شما به کارتان هم می‌شود، تمرکز کنید.


2⃣ چه کاری انجام داده‌اید؟ شما می‌توانید کار واقعی انجام دهید، کار داوطلبانه، کاری قبل از بستن قرارداد (spec work)، کار دیجیتال و می‌توانید همین حالا انجامش دهید.


3⃣ دو مورد قبل را چگونه بیان کرده‌اید؟ وقتی ما به پورتفولیو شما نگاه می‌کنیم، چه می‌بینیم؟


شما همان رزومه‌تان نیستید. دیدگاه فعلی شما نسبت به خودتان، بر اساس کاری است که کرده‌اید و مسیری است که رفته‌اید.


وقتی کار خوبی را بر اساس مهارت‌هایتان، تاریخچه کاری‌تان و انتظارات‌تان انجام می‌دهید، احتمال دست یافتن به «مشتریِ بهتر» (better client) را بالا می‌برید.


گیر آوردنِ یک «مشتریِ بهتر»، هم بسیار ساده و هم واقعاً سخت است.


شرایط کنونی، این کار را سخت‌تر هم کرده است. یعنی ما نیازمند آماده‌شدن برای یک فرآیند طولانی‌تر و سخت‌تر هستیم.


مزایای «مشتریانِ بهتر»، کاملاً روشن است: «مشتریانِ بهتر»، شما را به چالش می‌کشند تا کارِ بهتری انجام دهید. آنها درباره‌ی شما و کارتان حرف می‌زنند. آنها به موقع پرداخت می‌کنند. آنها از شما می‌خواهند کاری فاخر انجام دهید. آنها مشتاق به انجام کارهایی بیشتر از حد انتظار برای شما هستند.


ولی قسمت سختِ کار، تبدیل‌شدن به فریلنسری است که «مشتریانِ بهتر»، به دنبالش هستند. زیرا با توجه به این حقیقت که «مشتریانِ بهتر» از شما فریلنسرِ بهتری خواهند ساخت، قضیه مهم‌تر از آن است که فقط منتظر بمانید تا «مشتریانِ بهتر»، خودشان از راه برسند. مخصوصاً در زمان‌های سخت و نامطمئن. شاید این فرصتی برای نوسازیِ انتظارات و تعهدات باشد.




🌸 مصطفی منبری ۱۳ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾دوست دارید اوضاع چگونه باشد؟

◾ست‌گادین ۲ آوریل ۲۰۲۰




ما همگی می‌دانیم اوضاع از چه قرار است. مگر می‌شود ندانیم؟

افراد زیادی را می‌بینیم که در اوضاع نابسامان روحی به سر می‌برند.

سوال اصلی اینجاست که آیا شما هم می‌خواهید گرفتار درد و رنج عاطفی شوید؟

تنها چیزی که داریم، فقط همین «امروز» است و بس. چطور می‌توانید امروز را با احساساتی‌شدن سر کنید؟

بله، سخت است.

ولی این «انتخاب» شماست.

ما نمی‌توانیم اوضاع را تغییر دهیم ولی می‌توانیم طرزِ نگاهمان را به امروز تغییر دهیم.

بله، نحوه‌ی نگرش ما، به دیگران هم سرایت می‌کند و پخش می‌شود تا از نو شروع کنند.



🌸۱۳۹۹/۱/۱۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾هوادار همیشگی

◾ست‌گادین ۶ آوریل ۲۰۲۰




چه معنی دارد که برای ۴۰ سال، هوادار واقعی و پروپاقرص یک تیم ورزشی باشید؟


در طول زمان، بازیکنان تغییر کرده‌اند، مربیان عوض شده‌اند، شاید لوگو، ورزشگاه، شهر و حتی نام تیم هم عوض شده است. (ولی شما همچنان هوادار باقی مانده‌اید! م)


شما دقیقاً هوادار چه چیزی شده‌اید؟


این در مورد برند اتومبیل، حزب سیاسی و هر چیزی که احساسات شخصی و جامعه را تحریک کند صادق است.


آدم‌هایی مثل ما، اهل چنین کارهایی هستند.


این غریزه به قدری در ما قدرتمند است که با دیدن یک لوگو روی جعبه، به باورهایمان پشت می‌کنیم و باور جدیدی خلق می‌کنیم. (همه هوش و حواس‌مان را می‌بازیم. م)


وقتی در ارتباط عاطفی با یک لوگو یا نام یک تیم باشیم، درک منطقیِ ما تعادل خود را از دست می‌دهد. طوری که روایت ذهنی ما از نام یک تیم، به چیزی بسیار مهمتر از فهم واقعی ما از آن تیم تبدیل می‌شود.


هوادارماندن، منوط به این نیست که تیم شما در هر مسابقه‌ای پیروزِ میدان باشد. بلکه هواداری یعنی شما حتی در صورت باخت، یا حتی وقتی لیدرها اشتباه می‌کنند، یا حتی وقتی منطق حکم می‌کند که کار تیم با عقل جور درنمی‌آید، باز هم در هواداری‌تان ثابت‌قدم بمانید.


لحظه‌ای که فهمیدید هواداری، به بخش مهمی از ارزش‌های فردی‌تان بدل شده است، سخاوتمندانه‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید، آنست که وقتی دیدید مدیریت به کاری احمقانه دست زده است، آنرا با صدای بلند و رسا بگویید. چون وقتی هواداران، چیزی را به وضوح بیان کنند، امکان دارد لیدرها گوش فرا دهند.




🌸 مصطفی منبری ۱۸ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾ساختار سراسربین

◾ست‌گادین ۸ آوریل ۲۰۲۰




سه راه وجود دارد که می‌تواند بگوید کارمندان، سخت مشغول دورکاری اداری هستند:


۱- رئیس، کارمندان را در جلسات می‌بیند و کارمندان نیز می‌توانند همدیگر را در جلسات ببیند.

۲- رئیس می‌تواند کارمندان را که پشت میز کارشان نشسته‌اند، در یک اداره‌ی باز مشاهده کند.

۳- ما می‌توانیم به همدیگر قول‌هایی بدهیم و سر عهدمان بایستیم.


به نظر می‌رسد که فقط مورد سوم مفید باشد و در طولانی‌مدت به ما اجازه دهد که در بهترین حالت ممکن با یکدیگر همکاری کنیم. دو گزینه‌ی اول، در اوایل کار می‌توانند کمک‌کننده باشند ولی اگر به روش پیچیده‌ای برای نظارت تبدیل شوند، شاید باعث اتلاف انرژی و از دست‌رفتن اعتماد گردند.


در این دوره‌ی گذار که دورکاری از خانه، اجرای گزینه اول را آسان‌تر و عمل به گزینه دوم را نامرتبط و غیرضروری ساخته است، من بازهم حاضرم سرِ گزینه‌ی سه‌، چانه بزنم.




🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۱

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾اما در عوض، چه چیزی می‌توانی یاد بگیری؟

◾ست‌گادین ۹ آوریل ۲۰۲۰

روزی داشتم با یکی از دوستان دانشگاهی‌ام حرف می‌زدم. او از کلاس‌های نکبت‌باری که در آنها تدریس می‌کرد، شکایت داشت. کلاس‌هایی که این روزها، به خاطر برگزاری آنلاین، بدتر هم شده‌اند. از او پرسیدم که چرا به این کار ادامه می‌دهد؟ نگاهِ عاقل اندر سفیهی به من کرد!

او به تدریس ادامه می‌دهد تا یاد بدهد، نه اینکه یاد بگیرد.

یکی از همکارانم که اخیراً از یک دانشگاهِ مشهور، فارغ‌التحصیل شده است، به من درباره‌ی نظام کلیک‌کننده‌ها چیزهایی تعریف می‌کرد. می‌گفت این سیستم، باعث اطمینان از حضور دانشجویان در سرِ کلاس‌ها و نخوابیدن‌شان در حین برگزاری کلاس می‌شود.

این تغییرات، اساسی نیستند.

من به مدت نیم‌سالِ تحصیلی، در Stern business school واقع در دانشگاه نیویورک، مشغول به تدریس شدم. این مدرسه‌ی کسب‌و‌کار بطور منظم در رتبه‌بندی‌ها جزو ۲۰ مدرسه برتر در زمینه کسب‌و‌کار می‌شد. ولی در هر کلاسی، دانشجویان، کم‌کاری زیادی می‌کردند و از درگیرشدن با مطالب کلاس طفره می‌رفتند. تنها مهارت آنها، کم‌کردنِ بی‌امانِ بارِ مسئولیت‌شان بود!

در نقطه مقابل، Mercy College قرار داشت که یک دانشگاه محلی بود و اغلب دانشجویانش، شغل‌های روزمزد یا کسب‌وکارهای کوچک داشتند. آنها در تک‌تک جلسات کلاس، هربار چیزهای بیشتری از من می‌خواستند. آگاهی‌بخشی بیشتر، یادگیری بیشتر و بله، تکالیف بیشتری از من می‌خواستند. آنها مرا تا دیروقت بعد از اتمام کلاس، نگه می‌داشتند. تفاوت حیرت‌آوری بود. آنها واقعاً برای یادگرفتن آمده بودند.

البته هیچ کدام از این‌ مثال‌ها با توجه به مسیری که آمدیم، غافلگیرکننده نیست.

به کشمکش میان کارگر و کارفرما دقت کنید. کارفرما می‌خواهد از کارگران بیشتر کار بکشد ولی پول به اندازه کافی و راضی‌کننده به آنها نپردازد. چون بهره‌وری وقتی افزایش می‌یابد که خروجیِ بیشتر، در ازای صرف پول کمتر رخ دهد. در واکنش به این قضیه، کارگران هم حالت دفاعی به خود می‌گیرند و سعی می‌کنند کمتر کار کنند. چون در غیر این صورت، کارفرما به سادگی بعد از اینکه حسابی از آنها کار کشید، آنها را بیرون می‌اندازد.

سیستم آموزشی بر اساس همین مدل ساخته شده بود. سیستمی با ابزار اندازه‌گیری و انجام آزمون‌های منظم و شامل ترفیع، تنزل و خطر شکست. و در پایان، جایزه عبارت است از مدرکی که به کارفرما ثابت می‌کند تو، کاندید مناسبی برای کارگر‌شدن هستی.

این را مقایسه کنید با لذت خلاقیت، با لذت سحرآمیزکردنِ یک چیز، با هنر.

هنرمند به ندرت می‌گوید من می‌خواهم کمتر کار کنم. برعکس، او مشتاق فعالیت و همکاری بیشتر است. چون هدف از کار، انجام فعالیت‌های خلاقانه‌ی زیاد است.

شما می‌توانید همین حالا درباره‌ی هر چیزی یادبگیرید. ۳۰ سال پیش، این جمله‌ی احمقانه‌ای به حساب می‌آمد. درست یک نسل بعد، ما به جایی رسیدیم که هر کسی با یادگرفتنِ هر چیزی که دلش می‌خواهد، فقط یک کلیک فاصله دارد. ولی قسمت سخت کار، دسترسی به منابع یادگیری نیست. بلکه یافتنِ گروه و سیستمی است که برای عمل به آموخته‌هایتان به شما یاری برسانند. چون یادگیری از عمل به دست می‌آید.

ما چنان راحت درباره یادگیری حرف می‌زنیم انگار یک کار طبیعی مثل خریدکردن، تماشا‌کردن یا انجام یک ماموریت است. ولی یادگیری اینها نیست.

یادگیری یعنی متعهد‌شدن. چیزی که ما با دلیل‌تراشی مداوم و عذرخواهی، از آن گریزانیم.

یادگیری نیازمند تلاش است. تلاش در جهانی سیال، نامطمئن و زیر ضربات اخبار بد. ولی دقیقاً در همین زمان‌هاست که یادگیری اهمیتش بیشتر از هر زمان دیگری می‌شود.

متعهدشدن کار سختی است چون برخلاف آموزش (education)، یادگیری (learning) نیازمند تغییر است. یادگیری درست قبل از اینکه ما را بر اوضاع مسلط کند، ما را بی‌کفایت و نامناسب جلوه می‌دهد. یادگیری چشمان ما را باز می‌کند و روشِ دیدن‌مان را تغییر می‌دهد. یادگیری، سبک همکاری و اقدام ما را عوض می‌کند.

شما امروز چه چیزی یاد گرفتید؟ سوال خوبی است. مخصوصاً همین حالا ( دوران کرونا. م) که زمان بیشتری در اختیارمان است و آرامش ذهنی کمتری نسبت به اوقات معمول داریم.

دعوت افراد به تماشای فیلم‌های خنده‌دار یوتیوب، سریال‌های نتفلیکس یا دیدن یک فیلم، آسانتر از تشویق آنها به این است که دست به «اقدام» بزنند و کاری کنند. ولی همین اقدام که ما را به بهترینِ خودمان رهنمون می‌شود و همین اقدام است که آینده‌مان را می‌سازد.

معلوم است که در این حوالی، یادگیری آن قدرها هم که باید، خواستنی‌تر از سایر گزینه‌ها نیست. فرهنگ ما و سیستم‌های ما، ما را به سمت یادگیری هُل نمی‌دهند. به جای این، آنها ما را به سمت تاییدکردن، موافقت و مصرف هدایت می‌کنند.

خبر خوب این است که هرکدام از ما، بدون نیاز به اجازه‌گرفتن از کسی، می‌توانیم این وضعیت را تغییر دهیم.


🌸۱۳۹۹/۱/۲۲
➖➖
◾صداهایی که شنیده نمی‌شوند

◾ست‌گادین ۱۱ آوریل ۲۰۲۰




وقتی قرار است صدای سرنوشت، خشم و اتفاقات کوتاه‌مدت، بلند و پرطنین باشد، فرهنگ رسانه‌ای و بحران‌ها مثل هم عمل می‌کنند. یا شاید هم در دادنِ اطمینانی پوچ و احساساتی‌شدن‌های یکروزه، چنین اشتراک عملی دارند.


ولی بقیه‌ی صداها نیز اهمیت دارند.


صداهایی که به حاشیه رانده شده‌اند و جایی در صحنه ندارند.


صدای مردمانی که از یک بینش طولانی‌مدت برخوردارند.


افرادی که می‌بینند و بر اساس امکانات، دست به اقدام می‌زنند و رابطه می‌سازند.


ما چیزی را می‌شنویم که روی آن تمرکز کنیم و چیزی که می‌شنویم، درک و تجربه‌ی ما را از جهان تغییر می‌دهد.


بلندگوها بخودیِ‌خود، عقلانیت یا حتی فایده‌ای خلق نمی‌کنند. آنها بسادگی باعث می‌شوند، صدای عده‌ای بلندتر پخش شود.




🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾شما احاطه شده‌اید

◾ست‌گادین ۱۲ آوریل ۲۰۲۰





همه‌ی ما احاطه شده‌ایم.


هرکس در طول زندگی، مشکلات خودش را دارد. یکی ممکن است انگشت پایش را به پایه‌ی میز کوبیده باشد (stubbed toe) یا پرداخت قسط ماشین را فراموش کند و یا در حالِ مطالعه برای یک امتحان باشد. مشکلات بزرگ تا کوچک. هر کدام از ما، ترس‌ها و درد و رنج‌های خودمان را داریم.


موضوع این است که تا پیش از این، مشکلات، محلی و خاص بودند و خارج‌شدن از حال‌و‌هوای حزن‌آلود‌مان، حداقل برای لحظاتی هم که شده، کار آسانی بود چون هرکس، چیز دیگری داشت که جوری با آن سر کند.


در یک ماه اخیر، برای هیچ‌کس، دیگر از این خبرها نیست. (کرونا)


شما نمی‌توانید خودتان را کنار بکشید و باید سعی کنید، یکجوری این مشکل را در چشم‌اندازتان جا دهید. چون هر تعاملی با دیگران، این داستان را تقویت می‌کند.


ولی...


همزمان ما در اتاقِ انعکاسِ صدایی هستیم که صدای داستان ما را تقویت می‌کند و ما واقعاً می‌دانیم که این صدای خود ماست.


صدای ما باهم.


ما همگی در یک کشتی واقعی و بزرگ هستیم.


این یک تقلا برای رسیدن به سمت دیگر ماجراست. یک توزیع غیر‌یکنواخت، یک داستان غم‌بار و یک چالش. ولی ما به کمک همدیگر و با اهمیت‌دادن به موضوع و سخاوتمندی‌مان، به چشم‌انداز، امکانات و امید، دست خواهیم یافت.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۴

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«ولی ما که راحت بودیم»

◾ست‌گادین ۱۳ آوریل ۲۰۲۰




برخی از تغییر مسیرها (shift)، ناخواسته و در شرایطی مملو از خطر و تنهاماندن رخ می‌دهند.


ولی در بعضی جاها، سازمانها و لیدرها می‌فهمند که واقعاً در حالِ اقدامی قدرتمندتر و موثرتر هستند.


پس چرا قبلا شما دست بکار نشدید؟


چون پیروی [ از گذشته] کار آسانتری است.


چون ماندن در همین جایی که هستیم، بمراتب راحت‌تر است.


اگر تا وقتی مجبور نشوید، کاری را انجام نمی‌دهید، بسختی می‌توان گفت که یک رویکردِ مثبت برای رشد یا لیدر‌شدن دارید. تغییرِ مسیر‌های ناگهانی که با میل و اراده‌ی خودمان رخ ندهند، شاید به تغییر (change) بیانجامند ولی ناکافی و بی‌ثبات‌کننده از آب در می‌آیند.


دفعه‌ی بعد، زودتر بجنبید. نه به این خاطر که مجبورید و چاره‌ای ندارید، بلکه به این خاطر که می‌توانید.




🌸 مصطفی منبری ۲۵ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾بسوی بهترشدن

◾ست‌گادین ۱۴ آوریل ۲۰۲۰



از جایی که ایستاده‌ایم تا بهترشدن، هیچ راه مستقیمی وجود ندارد.

ولی همیشه یک شانس، جرقه می‌زند.

تقلاکردن که برای همیشه طول نمی‌کشد.

هرچند پیروزی‌های پی‌درپیِ شانسی نیز همیشگی نیستند.

در زندگی، اغلبِ فرصت‌ها در لباس مشکلات به ما عرضه می‌شوند و ما هر روز مجبوریم که دست به انتخاب بزنیم. پیش‌فرض‌های قبلی، ممکن است جلوی حرکت ما را بگیرند ولی آنها تنها گزینه‌ی ما نیستند.

شانسِ حرکت به سوی بهترشدن، می‌تواند به یک عادت تبدیل شود.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾تصمیم شما چیست؟

◾ست‌گادین ۱۵ آوریل ۲۰۲۰





شاید شغل شما تصمیم‌گیری باشد.


اگر همینطور است، بهره‌وری در تصمیم‌گیری به چه معناست؟ آیا بمعنای تصمیم‌گیری بی‌دردسر و بی‌حرف و حدیث است؟


اگر ما همه روزه در حال تصمیم‌گیری هستیم، چگونه می‌توانیم تصمیمات بهتری بگیریم؟ این دقیقاً همان سوالی است که حرفه‌ای‌ها درباره شغل‌شان از خود می‌پرسند.


وقتی قرار است درباره‌ی یک زندگی تصمیم بگیریم، ارزشش را دارد که بفهمیم اگر تصمیمِ بهتری می‌گرفتیم، چه اتفاقی رخ می‌داد.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۸

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾همه‌ی مدل‌ها غلط هستند، اما بعضی از آنها مفیدند

◾ست‌گادین ۱۶ آوریل ۲۰۲۰




به همین خاطر به آنها مدل می‌گوییم. همانطور که نقشه، همان قلمرو نیست، مدل هم چیزی نیست به جز احتمال تقریبی هر آنچه ممکن است رخ دهد. بنا به تعریف، مدل‌هایی که برای مسئله‌ی شما، سازمان شما یا فرصتِ شما ساخته می‌شود، در واقع بر اساس چیزهای تحقیق‌شده بنا نشده‌اند، بلکه گونه‌ای ساده‌شده از آن هستند.


مدل شما، زیر ذره‌بین، غلط است. باید هم اینطور باشد تا به آن مدل گفته شود.


با این حال، ما هنوز هم نیازمند مدل‌ها هستیم. ما به یک مدل احتیاج داریم چون در غیاب مدلی ظریف، خالص و شفاف، درک آشفتگیِ جهانِ واقعیِ اطرافمان سخت‌تر می‌شود.


اینگونه نیست که همه‌ی مدل‌های به ظاهر منطقی و ساختاریافته، در جهان واقعی، موفق از آب درآیند. ولی بهتر است از جایی شروع کنیم که با عقل جور در می‌آید.





🌸 مصطفی منبری ۲۸ فروردین ۱۳۹۹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

مطالعه بیشتر:

◾مدل مفید، نه مدل درست

◾مدل ذهنی: فقط برای ۳۰ روز: @justfor30days

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پیام و پیام‌رسان

◾ست‌گادین ۱۷ آوریل ۲۰۲۰



اگر شغلِ شما دادنِ اخبار خوب به مردم است، لزوماً به این معنا نیست که شغل خوبی دارید.


عکس این قضیه هم صادق است.


غالباً ما شرایط را با مردمی که در آن شرایط قرار دارند قاطی می‌کنیم. کار ما خوشحال‌کردنِ مردم نیست بلکه ما با چشمان باز و حرفه‌ای‌گری، به دنبال ایجاد تغییری هستیم که وعده داده‌شده است.


اگر شما دندانپزشکی داشته باشید که به شما و روندِ درمانی‌تان اهمیت می‌دهد، رفتن به دندانپزشکی، شما را کمتر اذیت خواهد کرد.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۲۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾پیش‌بینی آینده

◾ست‌گادین ۱۸ آوریل ۲۰۲۰





دو چیز وجود دارد:

ما مدام و در هر زمانی، مشغول پیش‌بینی آینده‌ایم.

ما در این کار افتضاح هستیم.


ما روزهایمان را به حدس‌زدن درباره‌ی تأثیری که یک کار بر آینده می‌گذارد، سپری می‌کنیم و اغلب هم اشتباه می‌کنیم.


بقیه‌ی روزهایمان را هم به امید آنکه حق با ما باشد یا در نگرانیِ اینکه حدس‌مان درست از آب درنیاید، سپری می‌کنیم. ما سعی می‌کنیم که آینده را با شعبده و اضطراب، به یک میزان تحت کنترل خود درآوریم.


تازه اگر آینده با ما همکاری نکند، حتی ما زمانِ بیشتری را صرف تلاش برای تغییر جزئیاتِ پیش‌بینیِ آینده می‌کنیم تا در نهایت، هماهنگیِ بیشتری بین آینده با آنچه ما امیدواریم آن‌گونه باشد، ایجاد کنیم.


چه می‌شد اگر به جای این کار، سعی می‌کردیم فقط بهترینِ خودمان بودیم؟


و به آینده اجازه می‌دادیم، خودش به فکر خودش باشد.


چون حتی اگر ما هم زیاد جوش نزنیم، بازهم آینده از عهده‌ی خودش بر خواهد آمد.


وظیفه‌ی ما این است که بهترینِ خودمان باشیم. یعنی همه‌ی توجه‌مان را معطوفِ مدل‌ها، جامعه و مردمی کنیم که در حالِ خدمت به آنها هستیم.





🌸 مصطفی منبری ۳۰ فروردین ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾مراقب عدم‌تقارن در تجربه باشید

◾ست‌گادین ۱۹ آوریل ۲۰۲۰





کارهایی وجود دارند که شما قصد دارید فقط یک بار انجام‌شان دهید. مثل عمل جراحیِ برداشتنِ لوزه‌ها. استخدام سور‌ و سات‌چی برای جشن عروسی‌تان. پول‌گرفتن از یک سرمایه‌دار. ثبت‌نام برای دانشگاه.


در اینجور موقعیت‌ها، شما با موسسات و حرفه‌ای‌هایی سروکار پیدا می‌کنید که نه تنها به طور واضح، تجربه‌ی بیشتری از شما دارند بلکه می‌دانند که شما به زودی از این مرحله عبور می‌کنید ولی آنها قرار است باز هم به کارشان ادامه دهند.


در چنین شرایط نامتقارنی، بعید است عملکرد بهتری نسبت به افراد باتجربه و کسانی که قبلاً این شرایط را دیده‌اند داشته باشید و بیشتر از آنها دوام بیاورید.


وقتی مجبورید در یکی از موقعیت‌های اینچنینی وارد شوید، چاره‌ی کار، استخدام یک راهنمای محلی است. کسی که به اندازه‌ی سایر افراد آگاه، اطلاعات دارد و در عین حال فقط برای شما کار می‌کند.


شاگردان می‌آیند و می‌روند ولی اساتید، نسل‌اندر‌نسل باقی می‌ماند.



🌸 ۱۳۹۹/۱/۳۱

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾اصول Fremen

◾ست‌گادین ۲۲ آوریل ۲۰۲۰





اگر می‌خواهید روشِ کار با منابعِ جدید یا محدود را بدانید، به دنبال یافتن و مطالعه‌ی جمعیت‌هایی باشید که قبل از این هم، منابعِ جایگزینِ زیادی نداشته‌اند.


البته هاروارد و دیگران در «آموزش از راه دور» افتضاح هستند. آنها پشتوانه‌ی ۴۰۰ سال تدریس حضوری، تصدی، اعتبارسنجی و لیست انتظار برای یادگیری را دارند در حالی که تیم کوچک ما (Akimbo) نسبت به آنها، عملکرد به‌مراتب بهتری در زمینه‌ی آنلاین داشت. چرا که ما فاقد امتیازات ایشان بودیم.


جای تعجب نیست که شرکت‌های خودروسازی آمریکایی، در فرایند شیفت به خودروهای کوچکِ کم‌مصرف، دچار مشکل شدند. چون جاده‌های عریض، سوخت ارزان و بازارهای در حال رشد، جزئی از DNA آنها شده بود. درحالیکه ژاپنی‌ها می‌بایست چیزی می‌ساختند که هیچ یک از موارد بالا را شامل نشود.


یک آشپزِ غذای‌خانگی که قبلاً سالن‌های تمام‌نشدنیِ سوپرمارکت‌های مدرن را در اختیار داشت، وقتی حق انتخاب‌اش کم شود، دیگر نمی‌داند چه کار کند. در این مواقع، یک مادربزرگِ ایتالیایی، راهنمای بهتری برای آشپزی می‌تواند باشد.


ما وقتی گزینه‌های جایگزین داریم، به جای اقدام متعهدانه و مسئولانه، با این فراوانی خو می‌گیریم.


کسانی را بیابید که قبلاً خودشان را با شرایط واقعی وفق داده‌اند و آن اوضاع را بهینه کرده‌اند. وضعیتی که شما تازه آن را تجربه می‌کنید، پس می‌بایست از ایشان یاد بگیرید.



(؛ Fremen نام مردمی خیالی در سیاره‌ای بیابانی است که با مقدار خیلی کمی آب در آن بیابان زندگی می‌کنند.)




🌸 ۱۳۹۹/۲/۳

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
◾«چند ایده به ذهنم رسید»

◾ست‌گادین ۲۴ آوریل ۲۰۲۰





آسان‌ترین راه برای جلب همکاری، دریافت توصیه یا گرفتنِ بازخورد از دیگران، آنست که ابتدا ٪۹۰ کار را انجام دهید و سپس برای دریافت نظرات، آن را ارائه دهید.


اگر در طی یک پروسه، خیلی زودتر از موعد، نظرِ دیگران را بخواهید و انتظار بصیرتی انتزاعی از آنها داشته باشید، احتمالاً ناامید خواهید شد.


طبیعتِ بشر طوری تکامل یافته که منتظر بماند تا کاری تقریباً به مراحل نهایی‌اش برسد و بعد در مورد چیزهای جزئیِ کار نظر بدهد. یعنی واکنش به تاکتیک‌ها، نه استراتژی. به رنگ‌ها، نه شکل‌ها.


این به معنی آنست که شما بایستی تیم‌تان را آموزش دهید تا به استراتژیست‌هایی حرفه‌ای بدل شوند و قادر باشند توصیه‌های بزرگ را قبل از موعد بدهند.


یا معنی‌اش این می‌تواند باشد که بایستی در خلوت خودتان، آمادگی کافی برای دوباره‌کاری داشته باشید تا وقتی در اواخر کار، کسی چند ایده به ذهنش برسد! آماده‌ی دست‌بکار شدن باشید.




🌸 ۱۳۹۹/۲/۵

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩
Forwarded from Bplus video
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روزگار کرونا چطور میشه مهره حیاتی شد؟
ست گودین میهمان یکی از اپیزودهای اخیر پادکست The Moment with Brian Koppelman بود و درباره زندگی در روزگار کرونا صحبت کرد. این ویدیو قسمتی از این پادکسته.
از ست گودین در فصل دو بی‌پلاس خلاصه کتاب مهره حیاتی (لینچ‌پین) رو تعریف کردیم.
می‌تونین اینجا بشنوین👇🏽
https://bit.ly/2yL6Lkw
◾چه چیزی بهترین حالت شما را ظاهر می‌کند؟

◾ست‌گادین ۲۵ آوریل ۲۰۲۰





چه چیزی بدترین حالت شما را ایجاد می‌کند؟



یک سوال دیگر: آیا امکانش هست که زندگی‌تان را طوری تنظیم کنید که در اغلب اوقات و اکثر موقعیت‌ها، بهترین حالتِ شما حلول کند؟ آیا قادر هستید که یک برنامه، یک پیش‌ران یا یک مسیر مشخص داشته باشید تا همیشه دنیا را به کام‌تان کند؟


از آنجاییکه نمی‌توانید چنین کارهایی انجام دهید، یک راه جایگزین، این می‌تواند باشد:



آیا می‌توانید نگرش‌تان را به موقعیت‌ها، طوری تغییر دهید که بجای بدترین حالتِ شما، بهترینِ شما را ظاهر کند؟


موقعیت‌های ایده‌آل، اغلب نادرند. و در شرایط کنونی (کرونا)، نادرتر از هر زمان دیگری شده‌اند. ولی اگر دست به انتخاب بزنیم، می‌توانیم بازتعریفی از «موقعیت ایده‌آل» داشته باشیم.




🌸 ۱۳۹۹/۲/۶

➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩